موج جدید حملات متقابل جمهوری اسلامی و اسرائیل با واکنش گسترده شهروندان مواجه شده است. خشم از اولویت یافتن حزبالله بر منافع ایرانیان، نگرانی از قطع دوباره اینترنت، خستگی از جنگ و پیامدهایش و امیدواری به سقوط جمهوری اسلامی، محور پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال است.
جمهوری اسلامی شامگاه یکشنبه ۱۷ خرداد در پاسخ به آنچه «نقض آتشبس در لبنان» خواند، به اسرائیل حمله کرد.
ارتش اسرائیل ۱۶ خرداد اعلام کرد در طول آخر هفته «حدود ۱۵۰ زیرساخت سازمان تروریستی حزبالله» را در جنوب لبنان هدف حمله قرار داده است. ساعاتی پیش از حمله تهران، اسرائیل بار دیگر مواضع این گروه نیابتی جمهوری اسلامی را در ضاحیه بیروت هدف قرار داد.
در واکنش به این حملات و با وجود درخواست دونالد ترامپ، اسرائیل صبح دوشنبه ۱۸ خرداد به پتروشیمی کارون حمله کرد. ظهر دوشنبه نیز گزارشهایی از هدف قرار گرفتن نقاطی در تهران منتشر شد.
مسئولیت مطلق جمهوری اسلامی در آغاز دوباره جنگ
مرور دهها پیام ارسالی از شهرهای مختلف ایران نشان میدهد مخاطبان، جمهوری اسلامی را مسئول آغاز این دور از تنشها میدانند و معتقدند هزینه تصمیمهای حکومت بار دیگر بر دوش مردم عادی گذاشته شده است.
مخاطبی از مشهد نوشت: «اینها خودشان مقصرند و جنگ را آغاز کردند تا بعدا بهانهتراشی کنند.»
شهروندی دیگر نیز گفت جمهوری اسلامی به پایان خود نزدیک شده است و سپاه پاسداران با این اقدامات، روند نابودی آن را تسریع میکند.
در همین راستا، شماری از شهروندان با ابراز خوشحالی از اشتباه استراتژیک حکومت، تشدید فشار متقابل بر جمهوری اسلامی را فرصتی برای تضعیف یا پایان ساختار سیاسی موجود توصیف کردند.
این مخاطبان با تاکید بر آنچه نادانی جمهوری اسلامی خواندند، ابراز امیدواری کردند اسرائیل در تلافی، حملات نظامی خود را به حکومت شدت ببخشد و در نهایت، فرصتی تازه برای «بازپسگیری ایران» از سوی مردم فراهم شود.
حزبالله مهمتر از ایران
یکی از محورهای تکرارشونده در پیامها، اولویت دادن حکومت به منافع گروههای نیابتی خارجیاش بر جان و سرنوشت مردم ایران است.
بسیاری صراحتا این پرسشها را مطرح کردند که «لبنان چه ارتباطی به ما دارد؟» و «چرا جمهوری اسلامی بهخاطر یک گروه خارجی وارد جنگ شده است؟»
شهروندی در همین زمینه نوشت: «جمهوری اسلامی آشکارا نشان میدهد لبنان برایش از جان مردم ایران و خودِ ایران مهمتر است. اگر به همان اندازه که طرفدار لبنان است حامی مردم کشور خود بود، ما این همه رنج و مشکل نداشتیم.»
شکاف میان سیاست منطقهای حکومت و آنچه «محور مقاومت» میخواند، با اولویتهای جامعه، حدود یک دهه پیش تشدید شد و راهش را به شعارهای اعتراضی هم باز کرد.
«نه غزه، نه لبنان/ جانم فدای ایران» شعاری بود که نخستینبار به شکل گسترده در جریان اعتراضات موسوم به «جنبش سبز» و تجمعات شهریور سال ۱۳۸۸ از سوی معترضان به تقلب در انتخابات ریاستجمهوری سر داده شد.
این شعار بعدها در اعتراضات سالهای ۱۳۹۶، آبان خونین ۹۸، جنبش «زن، زندگی، آزادی» و انقلاب ملی ایرانیان در دی ۱۴۰۴ هم تکرار شد.
با آغاز دور تازه حملات جمهوری اسلامی به اسرائیل در دفاع از حزبالله، شهروندان بار دیگر این سیاست را هزینهای تحمیلی از سوی حکومت بر ایرانیان خواندند.
در این پیامها، مسیرهای پروازی بسته و احتمال اختلال بیشتر اقتصادی و تشدید تحریمها، همه به عنوان «نتیجه مستقیم این تصمیم ایدئولوژیک» دیده میشوند.
اولین ضربه حملات جمهوری اسلامی به مردم: اختلال در اینترنت
دهها شهروند از شامگاه یکشنبه گزارش دادند همزمان با پرتاب موشکهای جمهوری اسلامی به سوی اسرائیل، اینترنت بخشهایی از کشور با اختلال و کندی مواجه شده است.
قطع دوباره و طولانیمدت اینترنت و انزوای ایرانیان در میان تنش نظامی، نگرانی جدی بسیاری از شهروندان است.
شهروندی یادآوری کرد: «آیا این حق ماست که هر سه ماه یک بار اینترنتمان قطع شود؟»
در این میان، برخی ساکنان استانهای حاشیه خلیج فارس و طبقات فرودست جامعه، بهطور ویژه بر آسیبپذیری خود تاکید کردند.
شهروندی ساکن یکی از شهرهای جنوبی کشور گفت علاوه بر نگرانی از قطع شدن اینترنت، از قطع شدن چندساعته آنتن تلفن همراه نیز نگران است.
مخاطبی دیگر یادآوری کرد کسانی که جزو «طبقات زیر خط فقر» محسوب میشوند، با قطع اینترنت، توان خرید کانفیگهای چندمیلیونی را ندارند و در نتیجه، آخرین روزنه ارتباط خود با جهان، منبع معیشت و تنها کانال روانیشان را از دست میدهند.
اینترنت از شامگاه ۱۸ دی و همزمان با فراخوان اعتراضهای سراسری در ایران قطع شد و این قطعی تا هشتم بهمن ادامه یافت.
یک ماه بعد و همزمان با حملات آمریکا و اسرائیل به ایران در ۹ اسفند، اینترنت بار دیگر، اینبار به شکل کامل قطع شد و این روند تا پنجم خرداد و برای ۸۸ روز ادامه یافت.
این قطع اینترنت، در جهان بیسابقه و رکورددار توصیف شده است.
در این مدت، بسیاری از کسبوکارهای آنلاین به ورشکستگی رسیدند، آموزش مختل شد و شهروندان از «فشار روانی مضاعف» خبر دادند. برخی نیز با وجود ناکارآمدی و سانسور در پیامرسانها و شبکههای اجتماعی داخلی، به ناچار به استفاده از آنها روی آوردند.
با اختلالهایی که با دور جدید حملات آغاز شد، شهروندی نوشت: «اوضاع این شبها طوری شده که ممکن است شب در تلگرام بخوابید و صبح در بله بیدار شوید.»
شهروندی دیگر با همین نگاه طنزآمیز گفت: «به جایی رسیدهایم که با شنیدن صدای یک ترقه یا بوق زدن ناو آمریکایی، اینترنت را قطع میکنند.»
در شرایطی که اینترنت همچنان به صورت مقطعی قطع و وصل میشود و بسیاری با شنیدن هر صدای مشکوک انتظار اختلال کامل آن را دارند، ایرانیان داخل کشور از ایرانیان مهاجر خواستند «صدای» آنها باشند.
پارادوکس جامعه خسته اما امیدوار به تغییر
خستگی عمیق از جنگ، آرزوی «آخرین بار» بودن این درگیریها و همچنین امید به نتیجهبخش بودنش، بخش دیگری از پیامهاست.
شهروندی از بوشهر با ابراز نگرانی از پیامدها، گفت: «جنگ برای مردم ایران هیچ نتیجهای جز فقر به همراه ندارد.»
مخاطبی از شهرک اندیشه گفت: «دیگر توان ادامه دادن نداریم؛ خسته شدهایم. تا چه زمانی باید جنگ ببینیم؟ زندگی ما تا چه اندازه باید از این هم بدتر شود تا اوضاع تغییر کند؟»
در این دسته از پیامها بر عمیقتر شدن چرخه فقر، زیستن در اضطراب دائمی، وابستگی به قرصهای اعصاب و احساس خستگی، تاکید شده است.
چند شهروند گفتند تازه توانسته بودهاند بخشی از بدهیها و قرضهایشان را با پایان جنگ و عادی شدن نسبی فضا، مدیریت کنند.
با این حال، به نظر میرسد این خستگی، به معنای پذیرش وضعیت موجود نیست.
بخشی از جامعه این تنش را «آخرین جنگ» میبیند؛ حتی اگر به قیمت سختیهای موقت تمام شود.
شهروندی از شاهرود گفت: «امیدوارم این آخرین باری باشد که از شنیدن خبر حمله به کشورم خوشحال میشوم.»
مخاطبی دیگر گفت با اینکه جنگ هزینهها و خسارتهای فراوانی به بار میآورد، اما از بین رفتن عوامل جمهوری اسلامی و نابودی پایگاهها و مکانهایی که از آنها سلاح به دست میگیرند و به سوی فرزندان ایران نشانه میروند، از این درد میکاهد.
دوگانه ترامپ-نتانیاهو
امید به بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، و ناامیدی از دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، دیگر محور اساسی پیامهاست.
یکی از ویژگیهای برجسته این دسته از پیامها، درخواستهای مستقیم و صریح از نتانیاهو برای تداوم حملات است.
شهروندانی از کردستان، اصفهان، تهران، تبریز و نقاط دیگر ایران، از نتانیاهو با عنوان «بیبی» یاد کردند و از او خواستند «به حرف ترامپ گوش نکند».
ترامپ ساعتی پس از حمله به اسرائیل، به وبسایت اکسیوس گفت قصد دارد از نتانیاهو بخواهد از هرگونه اقدام تلافیجویانه علیه جمهوری اسلامی خودداری کند، زیرا دولت آمریکا همچنان در تلاش برای دستیابی به توافقی با تهران است.
مخاطبی در واکنش به این اظهارات، خطاب به ترامپ نوشت: «لطفا اجازه بده بیبی کار خودش را انجام دهد.»
برخی دیگر نیز از «بیاعتمادی» خود به رییسجمهوری آمریکا صحبت کردند و او را به «بازی با سرنوشت ۹۰ میلیون نفر» متهم کردند.
بعضی حتی سیاستهای گذشته و حال ترامپ را در برابر جمهوری اسلامی، متناقض خواندند.
پیامها نشان میدهند جامعه ایران در موقعیتی پارادوکسیکال قرار دارد: ترس واقعی از هزینههای جنگ، در کنار امید مشروط به اینکه فشار خارجی بتواند ساختار رژیم را به نقطه شکست برساند.
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.