شاهزاده رضا پهلوی در واشینگتنپست: ایران در آستانه گذار دموکراتیک قرار دارد

شاهزاده رضا پهلوی در مقالهای در روزنامه واشینگتنپست نوشت که جمهوری اسلامی دچار شکاف عمیق شده و جامعه ایران به نقطهای رسیده است که گذار دموکراتیک را ممکن میکند.

شاهزاده رضا پهلوی در مقالهای در روزنامه واشینگتنپست نوشت که جمهوری اسلامی دچار شکاف عمیق شده و جامعه ایران به نقطهای رسیده است که گذار دموکراتیک را ممکن میکند.
در این مقاله که سهشنبه ۱۶ دی ماه و در روزهای آغازین سال ۲۰۲۶ منتشر شده، شاهزاده رضا پهلوی با اشاره به موج اعتراضات سراسری در ایران، از «فرسودگی مشروعیت جمهوری اسلامی» سخن گفته و تاکید کرده است که پس از نزدیک به ۴۷ سال، خواست عمومی جامعه ایران «آزادی» است.
او اعتراضات جاری را محدود به پایتخت ندانسته و نوشته است از بازار بزرگ تهران تا شهرها و روستاهای دورافتاده، شهروندان ایرانی با به خطر انداختن جان خود برای بازپسگیری آیندهشان به میدان آمدهاند. به گفته او، این شرایط نیازمند «شفافیت، آمادگی و رهبری مسئولانه» است؛ نهتنها در داخل ایران، بلکه در سطح بینالمللی.
شاهزاده رضا پهلوی در بخش دیگری از مقاله، از حمایت علنی و صریح دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده، از معترضان ایرانی استقبال کرده و نوشته است این پیام که آمریکا در کنار مردم ایران ایستاده، برای معترضانی که با خطر زندان، شکنجه یا اعدام روبهرو هستند، اهمیت حیاتی دارد و همزمان برای حکومت ایران هشداری است که «ارعاب دیگر تضمینکننده بقا نیست».
او وضعیت کنونی جمهوری اسلامی را «ضعیفتر و متفرقتر از هر زمان دیگری» از سال ۱۳۵۷ توصیف کرده و به افزایش چشمگیر اعدامها در سال گذشته اشاره کرده است. فرزند ارشد آخرین شاه ایران پیش از انقلاب ۵۷ همچنین از سرکوب سازمانیافته اقلیتهای دینی، از جمله مسیحیان، یهودیان و بهاییان، بهعنوان نشانهای از هراس حکومت نام برده و تاکید کرده است که «خشونت رژیم، نشانه دوام آن نیست بلکه بیانگر تلاش برای حفظ کنترل است.»
به گفته نویسنده، تشدید اعتراضات در بیش از ۱۰۰ شهر ایران و شعارهایی که خواستار آزادی و همبستگی ملی هستند، نشاندهنده نیاز جامعه به یک چهره وحدتبخش برای مدیریت گذار است. او تصریح کرده که این نقش را نه بهعنوان «حاکم در انتظار»، بلکه بهعنوان «امانتدار گذار ملی به دموکراسی» میپذیرد.
شاهزاده رضا پهلوی در ادامه از تلاش خود برای ایجاد هماهنگی میان طیفهای گوناگون اپوزیسیون—از سلطنتطلبان تا جمهوریخواهان، و از نیروهای سکولار تا مذهبی—سخن گفته و سه اصل «تمامیت ارضی ایران، برابری حقوق شهروندان و جدایی دین از دولت» را محور این همگرایی دانسته است. به گفته او، این اصول باید با آشتی ملی و برگزاری همهپرسی درباره شکل نظام آینده تکمیل شود.
او همچنین نگرانیها درباره احتمال هرجومرج یا بیثباتی پس از گذار را «مشروع» خوانده و تاکید کرده که به همین دلیل، برنامهریزی اهمیت اساسی دارد. شاهزاده رضا پهلوی به «پروژه شکوفایی ایران» اشاره کرده؛ شبکهای متشکل از بیش از صد کارشناس ایرانی در حوزههای مختلف که به گفته او، برنامههای تفصیلی برای مدیریت یک گذار منظم و حفظ خدمات حیاتی تدوین کردهاند.
در بخش دیگری از مقاله، نویسنده از ایجاد کانالهای امن برای ارتباط با نیروهای داخل ساختار حکومت خبر داده و نوشته است که دهها هزار نفر از اعضای نیروهای مسلح، نهادهای امنیتی و دستگاههای دولتی از طریق این کانالها آمادگی خود را برای فاصله گرفتن از جمهوری اسلامی و همراهی با مردم اعلام کردهاند.
شاهزاده رضا پهلوی در پایان مقاله تاکید کرده است که حمایت از مردم ایران «نه مداخله است و نه اقدام خیریه»، بلکه سرمایهگذاری در ثبات جهانی به شمار میرود. به باور او، ایران دموکراتیک میتواند به جای منبع بحران، به عاملی برای ثبات در خاورمیانه تبدیل شود. او از جامعه جهانی خواسته است که صرفاً نظارهگر تحولات نباشد و برای تضمین گذار مسالمتآمیز و باثبات ایران، نقشی فعال ایفا کند.

در شرایطی که واکنشهای بینالمللی گسترده به اعتراضات سراسری در ایران ادامه دارد، دیوید روش، استراتژیست برجسته بازارهای جهانی، در گفتوگو با شبکه سیانبیسی، بحران اقتصادی طولانیمدت در ایران را حتی خطری جدیتر از احتمال حمله نظامی آمریکا برای سرنگونی جمهوری اسلامی خواند.
روش در این مصاحبه ضمن محتمل خواندن سرنگونی جمهوری اسلامی، به محدودیتهای جغرافیایی و سیاسی اشاره کرد.
به گفته استراتژیست ارشد شرکت کوانتوم استراتژی، آنچه خطر بزرگتری برای جمهوری اسلامی و بقای آن ایجاد میکند، تداوم اعتراضات سراسری در کنار وخیمتر شدن شرایط اقتصادی داخلی است.
روش تاکید کرد جمهوری اسلامی هیچ ابزاری برای حل مشکلات اقتصادی ایران در اختیار ندارد.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، ۱۲ دی در شبکههای اجتماعی نوشت ایالات متحده در حالت آمادهباش کامل است و اگر جمهوری اسلامی معترضان ایرانی را سرکوب کند، از آنها دفاع خواهد کرد.
این هشدار پس از آن وزن بیشتری گرفت که نیروهای آمریکایی، ۱۳ دی نیکلاس مادورو، رییسجمهوری ونزوئلا، را بازداشت و برای محاکمه به نیویورک منتقل کردند.
ترامپ ۱۴ دی در هواپیمای ایر فورس وان به خبرنگاران گفت اگر شمار بیشتری از معترضان کشته شوند، مقامهای جمهوری اسلامی «ضربه بسیار سختی» خواهند خورد.
تحلیلگران شرکت تحقیقاتی بیامآی (BMI)، وابسته به شرکت بینالمللی پژوهش و داده فیتچ سولوشنز، با اشاره به حملات آمریکا به تاسیسات هستهای در ایران در جریان جنگ ۱۲روزه، گفتند رهبر جمهوری اسلامی ممکن است اکنون در استفاده از زور علیه معترضان محتاطتر شود.
این تحلیلگران گفتند در صورت تشدید اعتراضات، خطر اقدام آمریکا علیه جمهوری اسلامی در اوایل سال ۲۰۲۶ افزایش خواهد یافت.
وعده یارانه یک میلیونی دولت مورد توجه رسانهها قرار گرفت
سیانبیسی در گزارش خود، به رویکرد مقامهای جمهوری اسلامی برای فرونشاندن آتش اعتراضات گسترده در ایران اشاره کرد.
خبرگزاری رویترز نیز در گزارشی نوشت دولت مسعود پزشکیان کوشیده است با اختصاص یارانهای به ارزش «ماهی هفت دلار» که قابل استفاده در فروشگاههای منتخب مواد غذایی است، اعتراضات را مهار کند.
دستمزد ماهانه بسیاری از کارگران و اقشار کمدرآمد در ایران حدود ۱۵ میلیون تومان، معادل ۱۰۳ دلار است.
روزنامه بریتانیایی تلگراف، در گزارشی مشابه، نوشت دولت در ایران در تلاش برای مهار اعتراضات گسترده، قصد دارد ماهانه پنج پوند به شکل کوپن خرید، به ۸۰ میلیون شهروند پرداخت کند.
با این حال سیانبیسی اذعان کرد اعتراضات عمومی در ایران از مطالبات اقتصادی فراتر رفته و به نارضایتی گستردهتر از حاکمیت تبدیل شده است.
تلگراف هم به شعارهای «مرگ بر دیکتاتور» و «امسال سال خونه/ سید علی سرنگونه» معترضان در خیابان جمهوری تهران اشاره و یادآوری کرد این خیابان فاصله چندانی از بیت علی خامنهای ندارد و احتمالا شعارها به گوش او رسیده است.
روزنامه گاردین نیز در گزارشی نوشت وعدههای اصلاحات اقتصادی در حالی مطرح شده که غلامحسین محسنی اژهای، رییس قوه قضاییه جمهوری اسلامی، تهدید کرد دوره «امتیازدهی و مماشات» با معترضان به پایان رسیده است.
همزمان با دهمین روز اعتراضات سراسری در ایران، کسبه و بازاریان شهرهای مختلف از جمله تهران، کرج، اصفهان، شیراز و شهرکرد، سهشنبه ۱۶ دیماه مغازههای خود را بستند و به اعتصاب پیوستند.
ویدیوی رسیده به ایراناینترنشنال، حضور گسترده مردم معترض را در تجمع بازار بزرگ تهران در ۱۶ دی نشان میدهد.
تحلیل رسانههای اسکاندیناوی از احتمال سقوط جمهوری اسلامی
رسانههای سوئد و نروژ در ادامه پوشش تحولات ایران، به گمانهزنیها درباره سناریوی اضطراری خروج رهبر جمهوری اسلامی پرداختند.
در این گزارشها آمده است که خامنهای در صورت تشدید ناآرامیها و از دست رفتن کنترل اوضاع، ممکن است گزینه ترک ایران و عزیمت به مسکو را بهعنوان یک مسیر احتمالی در نظر داشته باشد.
تحلیلگران رسانههای اسکاندیناوی تاکید کردند طرح چنین سناریویی در حد احتمال، نشاندهنده افزایش نگرانی و شکنندگی در بالاترین سطوح قدرت است.
به نوشته این رسانهها، تداوم اعتراضات مردمی، شکاف عمیق میان جامعه و حاکمیت و فرسایش مشروعیت سیاسی، تصویری از بحرانی ساختاری در ایران ترسیم میکند.
در کنار تحولات سیاسی، وضعیت اقتصادی ایران نیز محور توجه قرار گرفته است. تورم بالا، کاهش قدرت خرید و ناامیدی نسبت به آینده، از جمله عواملی عنوان شدهاند که به گسترش نارضایتی عمومی دامن زده و اعتراضات را به پدیدهای مداوم تبدیل کرده است.
رسانهها همچنین به تشدید فضای امنیتی، بازداشت معترضان و محدودیتهای ارتباطی اشاره کردهاند. اقداماتی که به باور ناظران، بیش از مهار بحران، به تعمیق آن انجامیده است.
رسانههای سوئد و نروژ همچنین بُعد بینالمللی تحولات ایران را برجسته کرده و نوشتهاند که بهدلیل نقش منطقهای تهران، هرگونه بیثباتی سیاسی میتواند پیامدهایی فراتر از مرزهای ایران داشته باشد.
از این منظر، بحث درباره خروج احتمالی رهبر جمهوری اسلامی، نه صرفا یک خبر، بلکه نمادی از وضعیت ناپایدار کنونی ایران در نگاه رسانههای اسکاندیناوی تلقی میشود.
آخرین تحولات مرتبط با اعتراضات و اعتصابات سراسری در ایران را میتوانید در این پوشش زنده دنبال کنید.

اقتصاد بحرانزده ایران بیش از پیش در حال شکل دادن به مباحث مربوط به آینده کشور است و ممکن است ـ فارغ از این که چالشهای سیاسی کنونی چگونه پیش برود ـ نقش تعیینکنندهای در تعیین سرنوشت ایرانیان ایفا کند.
ناخرسندی عمومی از افزایش هزینههای زندگی، بار دیگر به اعتراضها در نقاط مختلف ایران انجامیده و نگاهها را به نحوه تخصیص و مدیریت منابع عمومی دوخته است.
همزمان با ادامه اعتراضات، شاخصهای اقتصادی به معیاری مرکزی برای سنجش توان حاکمیت و میزان اعتماد عمومی تبدیل شدهاند.
این تنش بهروشنی در لایحه بودجه سال آینده قابل مشاهده است. سندی که تصویری از اولویتها در دورهای با نشانههای تقابل نظامی، تنش دیپلماتیک و فشار اقتصادی گسترده ارائه میکند.
بودجهای شکلگرفته تحت نگرانیهای امنیتی
بر اساس لایحه بودجه، دولت برای خود تنها ۱٬۸۵۰ هزار میلیارد ریال درآمد نفتی در نظر گرفته است. رقمی که بر اساس نرخ رسمی ارز، حدود دو میلیارد دلار محاسبه میشود.
در مقابل، تخصیصهایی که به نهادهای نظامی و امنیتی مرتبط هستند، دستکم ۱۶ درصد کل منابع بودجه را تشکیل میدهند؛ در حالی که سهم درآمدهای نفتی مرتبط با سپاه پاسداران چندین برابر سهم دولت غیرنظامی برآورد میشود.
بودجه نهادهای مذهبی نیز تقریبا معادل نیمی از درآمد نفتی دولت تعیین شده است.
در همین حال، درآمدهای مالیاتی پیشبینیشده ۶۳ درصد افزایش یافته است که این امر نشاندهنده فشار مضاعف بر خانوارها و کسبوکارها در شرایط تورم بالا و قدرت خرید پایین است.
مجموع این ارقام پرسشهایی جدی را درباره این که آیا درآمدهای دولت بهطور موثر به ثبات اقتصادی یا بهبود معیشت تبدیل میشود یا نه، ایجاد کرده است.
این ارقام همچنین این تصور را پیچیدهتر میکند که «گشایش خارجی» صرف ـ مانند کاهش تحریمها ـ بهتنهایی برای معکوس کردن روند افول اقتصادی کافی خواهد بود.
اقتصادی با ظرفیتهای استفاده نشده
آمارهای رسمی، مقیاس منابع درگیر را برجسته میکنند. حتی در شرایط تحریم گسترده، درآمدهای صادرات نفت خام ایران در پنج سال گذشته حدود ۱۹۳٬۵ میلیارد دلار بوده است. رقمی که حدود ۲۵ درصد بیشتر از مجموع درآمدهای نفتی دو دهه پیش از انقلاب ۱۳۵۷ است.
اگر درآمد حاصل از صادرات فرآوردههای نفت و گاز هم لحاظ شود، درآمد نفتی دولت جمهوری اسلامی از سال ۲۰۱۲ تاکنون، از کل درآمد نفتی ثبتشده کشور در تمام قرن گذشته بیشتر است.
با این حال، تقریبا در همین بازه زمانی، تولید ناخالص داخلی ایران به شدت کاهش یافته و از حدود ۶۰۰ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۰ به چیزی در حدود ۳۵۶ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۵ رسیده است.
این فاصله معنادار میان درآمدهای صادرات و خروجی واقعی اقتصاد، به پرسشی مرکزی برای تحلیلگران تبدیل شده است.
بر اساس دادههای بانک مرکزی ایران، کشور در سال مالی گذشته ۶۵٬۸ میلیارد دلار از محل صادرات نفت، فرآوردههای نفتی و گاز درآمد کسب کرده است، در حالی که کل درآمد عمومی دولت در بودجه جدید حدود ۴۵ میلیارد دلار پیشبینی شده است.
رشد، تخصیص و حلقه مفقوده
با محاسبه صرف اعداد، همین صادرات انرژی فعلی به تنهایی از کل درآمد پیشبینیشده دولت بیشتر است؛ پیش از آن که مالیات، فروش سوخت داخلی یا دیگر منابع در نظر گرفته شود.
ساختار اقتصاد ایران نیز مقایسه با کشورهایی را که تحت تحریم شدید یا درگیر منازعه هستند، پیچیده میکند. بخش خدمات بیش از نیمی از تولید ناخالص داخلی را تشکیل میدهد و صادرات غیرنفتی همچنان قابل توجه است. تصویری کاملا متفاوت از کشوری مانند عراق که صادرات غیرنفتی در آن کمتر از ۱۰ درصد است.
این دادهها نشان میدهد ظرفیت اقتصادی ایران، امکان تنوعبخشی و پایه درآمدی آن، همچنان قابل توجه است؛ حتی زیر فشار. مساله حلنشده اما فقط منابع نیست، بلکه چگونگی جذب، تخصیص و تبدیل این منابع به رشد پایدار است.
در حالی که اعتراضها ادامه دارد و سرنوشت سیاسی جمهوری اسلامی نامطمئنتر از گذشته است، وضعیت اقتصاد ـ بیش از هر تحول دیپلماتیک یا امنیتی منفرد ـ به احتمال زیاد مسیر پیش روی ایران در سالهای آینده را تعیین خواهد کرد.

با شدت گرفتن اعتراضات در ایران و افزایش نگرانیها از برخوردهای خشونتآمیز حکومت، سناتور مارک وارنر، از چهرههای ارشد حزب دموکرات، تاکید کرد شجاعت مردم ایران «فوقالعاده و الهامبخش» است اما هشدار داد که واشینگتن باید با دقت عمل کند تا در مسیر مداخله مستقیم نظامی قرار نگیرد.
وارنر دوشنبه ۱۵ دی به ایراناینترنشنال گفت: «طی سالهای گذشته بارها شاهد بودهایم که دولت ایران در مواجهه با اعتراضهای خیابانی به خشونت متوسل شده است - از جمله پس از کشتهشدن مهسا امینی در سال ۲۰۲۲ و پیش از آن در جریان اعتراضات سال ۱۳۸۸.»
به گفته او، این سابقه باعث شده است که نگرانیها درباره خطر تکرار خشونت افزایش یابد.
او در ادامه گفت: «دل من با مردم ایران است. شجاعتی که آنها نشان میدهند - اینکه با وجود خطر سرکوب، برای مطالبه زندگی بهتر به خیابان میآیند - واقعا فوقالعاده است. اما همین تجربههای گذشته باعث میشود نگران باشیم که رژیم بار دیگر به خشونت متوسل شود. باید بررسی کنیم که چگونه میتوانیم بیش از حمایت صرفا لفظی، در کنار مردم ایران بایستیم؛ بدون آنکه اوضاع از کنترل خارج شود.»
این سناتور دموکرات در عین حال تاکید کرد که حمایت جامعه جهانی از مطالبات مدنی مردم ایران باید در چارچوب قواعد بینالمللی و بدون تشدید تنش نظامی انجام شود.
تغییر رژیم و مرز باریک میان حمایت سیاسی و دخالت نظامی
وارنر در پاسخ به پرسشی در مورد تغییر رژیم در ایران و اینکه آیا او از ایده «تغییر رژیم بهدست آمریکا» حمایت میکند یا نه، گفت: «من فکر میکنم مردم ایران بهوضوح دوست دارند حکومتی متفاوت داشته باشند. هر بار که در چارچوب محدود سیستم موجود فرصت رای دادن پیدا کردهاند، به گزینههایی گرایش نشان دادهاند که در مقایسه با وضعیت موجود، کمی اصلاحطلبتر بودهاند. اما این هم واقعیت است که مردم آمریکا تمایل ندارند کشورشان وارد جنگهای تازه در نقاط مختلف جهان شود.»
او در ادامه گفت: «در زمان انتخابات، آقای ترامپ وعده داده بود مداخلات خارجی آمریکا کاهش پیدا کند، اما اکنون به نظر میرسد در مسیری متفاوت حرکت میکند؛ چه در نیجریه و چه در ونزوئلا. و من مطمئن نیستم چنین روندی مورد استقبال مردم آمریکا باشد.»
دو نگاه متفاوت در واشینگتن
اکنون در فضای سیاسی آمریکا میتوان دو رویکرد کلی نسبت به ایران را تشخیص داد؛ دو رویکردی که لزوما همیشه حزبیِ ۱۰۰ درصد نیستند، اما در عمل، بیشتر با دو جناح اصلی قدرت در واشینگتن همپوشانی دارند و جهتگیری سیاست را شکل میدهند.
رویکرد نخست را میتوان «فشار حداکثری و فرصتمحور» نامید؛ رویکردی که در میان بخش قابل توجهی از جمهوریخواهان و برخی حلقههای نزدیک به دولت دونالد ترامپ پررنگتر است.
در این نگاه، ترکیب سه عامل اعتراضهای داخلی، فشار شدید اقتصادی و انزوای سیاسی، بهعنوان یک «فرصت تاریخی» برای تضعیف یا حتی فروپاشی ساختار کنونی قدرت در ایران دیده میشود.
طرفداران این رویکرد معتقدند تحریمهای مالی و نفتی، محدود کردن دسترسی تهران به نظام بانکی جهانی و برجستهکردن نقض حقوق بشر، در کنار پیامهای تند و تهدیدآمیز، میتواند حاکمیت را در موقعیتی قرار دهد که یا ناچار به تغییر رفتار شود یا با موجی غیرقابلکنترل از نارضایتی داخلی روبهرو گردد.
در این چارچوب، خیابانهای ملتهب ایران بهنوعی «تکمیلکننده» فشار بیرونی تلقی میشود؛ یعنی هرچه اقتصاد تحت فشار بیشتری قرار گیرد و حکومت در صحنه بینالمللی منزویتر شود، احتمال عبور جامعه از حاکمیت کنونی بیشتر خواهد شد.
در مقابل، رویکرد دوم که میتوان آن را «احتیاطمحور و ثباتگرا» توصیف کرد، بیشتر در میان دموکراتها و بخشی از جمهوریخواهان میانهرو دیده میشود؛ هرچند همه اعضای این طیف دقیقا موضعی یکسان ندارند.
در این نگاه، حمایت از مردم ایران و به رسمیت شناختن شجاعت معترضان، امری بدیهی و ضروری تلقی میشود، اما این حمایت نباید بهگونهای طراحی شود که در عمل، آمریکا را یکقدم دیگر به سمت مداخله نظامی یا رویارویی مستقیم با ایران سوق دهد.
طرفداران این رویکرد بر این نکته تاکید میکنند که هرگونه اقدام نظامی - حتی اگر در ابتدا محدود و «نمادین» تعریف شود - میتواند بهسرعت به بیثباتی گستردهتر در منطقه، درگیریهای زنجیرهای و هزینههای انسانی و مالی سنگین منجر شود. تجربههایی که در افغانستان، عراق و لیبی هنوز در حافظه سیاستمداران و افکار عمومی آمریکا زنده است.
سناتور وارنر، بهعنوان رییس کمیته اطلاعات سنا و یکی از چهرههای بانفوذ در ساختار تصمیمسازی واشینگتن، بهوضوح در این طیف دوم جای میگیرد.
موضع او نمونهای از تلاش برای ترسیم یک خط باریک است: همزمان تاکید بر همدلی با مردم ایران و محکومیت سرکوب، و هشدار نسبت به افتادن در مسیری که پایان آن میتواند یک جنگ تمامعیار دیگر در خاورمیانه باشد.

شاهزاده رضا پهلوی در گفتوگویی با روزنامه والاستریت ژورنال با طرح این موضع که «تغییر در ایران در نهایت به دست خود مردم ایران رقم خواهد خورد»، ایده «مداخله به سبک ونزوئلا» از سوی آمریکا را برای ایران ضروری ندانست.
او در این گفتوگو که دوشنبه ۱۵ دی منتشر شد، تاکید کرد که پاسخگو کردن رهبر جمهوری اسلامی باید در چارچوبی انجام شود که «در اختیار مردم ایران» باشد و دولتهای جهان صرفا باید نقش حمایتی از مبارزه ایرانیان برای رهایی از دیکتاتوری مذهبی ایفا کنند.
شاهزاده رضا پهلوی با اشاره به اعتراضات سراسری در ایران گفت: «این گستردهترین و قویترین جنبشی است که تاکنون دیدهایم: در بیش از ۱۰۰ شهر و بیش از ۲۰ استان. این وضعیت بیسابقه است. فرصتی طلایی است که نباید از دست برود.»
شاهزاده رضا پهلوی در پاسخ به این سوال که آیا آمریکا باید همان کاری را در ایران انجام دهد که در ونزوئلا انجام داد، از جمله خارج کردن علی خامنهای و محاکمه او، گفت: «فکر نمیکنم چنین اقدامی ضروری باشد. موضوع دخالت خارجی، چه نظامی و چه از طریق عملیات ویژه، مطرح نیست زیرا این رژیم در حال فروپاشی است و در ضعیفترین وضعیت خود قرار دارد.»
او افزود: «ایرانیان در خیابانها هستند و نهتنها علیه فلاکت اقتصادی اعتراض میکنند، بلکه آشکارا خواستار پایان این رژیماند. فکر نمیکنم در ۴۶ سال گذشته هرگز شاهد چنین مطالبه روشن، صریح و گستردهای از سوی مردم ایران بوده باشیم.»
شاهزاده رضا پهلوی گفت: «در ایران با یک دیکتاتوری خشن روبهرو هستیم که مردم خود را به شدیدترین شکل سرکوب کرده است. مردمی بیدفاع و غیرمسلح سالهاست در برابر این رژیم مقاومت میکنند. این مبارزه از سالها پیش آغاز شده است. آخرین خیزش بزرگ، قیام مهسا امینی بود؛ زمانی که مرگ یک زن ۲۲ ساله کُرد به دست رژیم، در سپتامبر ۲۰۲۲، به اعتراضات سراسری انجامید.»
او افزود:«آنچه امروز متفاوت است این است که این بار فرصتی واقعی برای به سرانجام رساندن کار و خلاص شدن از این رژیم وجود دارد. بهنوعی میتوان گفت همه شرایط فراهم شده است؛ شرایط در سطوح مختلف برای فروپاشی این رژیم مهیاست.»
شاهزاده رضا پهلوی در ادامه گفتوگوی خود با روزنامه والاستریت ژورنال به نقش دولتهای آمریکا در جریان اعتراضات قبلی اشاره کرد و گفت: «در سال ۲۰۰۹، زمانی که جنبش سبز در حال شکلگیری بود، فردی به نام باراک اوباما در کاخ سفید حضور داشت. واکنش دولت او این بود که موسوی و حامیانش خواستار حمایت خارجی نشدهاند. این کاملاً برخلاف انتظاری بود که مردم ایران داشتند، زیرا شعار خیابانها آن زمان این بود: «اوباما، اوباما، یا با اونا یا با ما.» نسل جنبش سبز عملا قربانی شد.»
او افزود: « در زمان قیام مهسا امینی، فردی به نام جو بایدن در کاخ سفید بود؛ بایدنی که به رژیم اسلامی اجازه داد به بیش از ۲۰۰ میلیارد دلار درآمد نفتی دسترسی پیدا کند؛ پولی که اساسا نباید به آن دست مییافت. رژیم این منابع را نه برای بهبود وضعیت مردم یا اقتصاد، بلکه برای تقویت نیروهای نیابتی خود هزینه کرد؛ و این مسیر در نهایت به هفتم اکتبر انجامید.»
شاهزاده رضا پهلوی شرایط امروز را متفاوت دانست و گفت: «امروز، یک نخستوزیر بسیار قدرتمند در اسرائیل داریم که آشکارا در کنار ما ایستاده است. و رییسجمهوری ترامپ، برخلاف پیشینیان خود، مسیر کاملا متفاوتی در قبال ایران امروز در پیش گرفته است. همچنین مارکو روبیو در وزارت امور خارجه حضور دارد و من معتقدم او شاید نخستین وزیر امور خارجه ایالات متحده از زمان انقلاب ایران باشد که مساله ایران را واقعا درک میکند.»
شاهزاده رضا پهلوی در تشریح وضعیت فعلی جمهوری اسلامی گفت:« اکنون رژیم دچار آشفتگی است. شکافها و اختلافات داخلی بیشتر شدهاند. شاهد افزایش جداییها و ریزشها هستیم. علاوه بر این، وضعیت اقتصادی فاجعهبار است. ارزش پول ملی به بدترین سطح خود رسیده است. مردم به نقطه انفجار رسیدهاند. کمبود آب وجود دارد. حتی پیشنهاد دادهاند که پایتخت از تهران به جای دیگری منتقل شود، چون آب وجود ندارد. مردم میگویند باید پیش از آنکه خیلی دیر شود، کشورمان را پس بگیریم.»
او درباره ارتباط خود با داخل ایران گفت: «به لطف شبکههای اجتماعی و پیشرفتهای فناورانه، ارتباط برقرار کردن دیگر کار پیچیدهای نیست. این وضعیت اصلا قابل مقایسه با زمانی نیست که بلافاصله پس از درگذشت پدرم در قاهره بودم. آن زمان بهسختی میتوانستیم حتی یک تماس خارجی با اروپا برقرار کنیم، چه برسد به ایران. اما جدایی جغرافیایی هرگز برای من به معنای قطع ارتباط با ایران نبوده است. من تمام زندگیام را وقف خدمت به هممیهنانم کردهام. میدانستم که این روز فرا خواهد رسید. همیشه به آن باور داشتم و همین باور در تمام این سالها مرا سرپا نگه داشته است.»
شاهزاده رضا پهلوی در بخش دیگری با اشاره به اینکه در ۶۵ سالگی، جوانان ایرانی او را «پدر» میخوانند، این لقب را بهتری چیزی دانست که میتوان شنید.
او گفت:« من واقعا به این نقش باور دارم. بهعنوان خدمتگزار ملت، بهعنوان پدر ملت، نقش طبیعی من این است که همان کاری را انجام دهم که هر پدری برای فرزندانش میکند: کنارشان بودن، راهنمایی کردن، مشورت دادن؛ نه اینکه به جای آنها تصمیم بگیرم، بلکه کمکشان کنم بهترین تصمیم ممکن را بگیرند. اینکه بتوانند به تجربه من تکیه کنند و بدانند من هیچ منفعت شخصیای ندارم جز منافع ایران.»
شاهزاده رضا پهلوی افزود: «فکر میکنم ایرانیان دوباره در حال پیدا کردن مسیر خود هستند، و من اینجا هستم تا کمک کنم. و به درخواست خودشان، برای رهبری این گذار قدم پیش گذاشتهام. به گمانم آنها تشخیص دادهاند که من نوعی نقش تقریبا طبیعی دارم؛ نقشی که بسیار فراتر از این است که آینده ایران یک پادشاهی باشد یا جمهوری. موضوع این نیست. موضوع حق تعیین سرنوشت است. موضوع آزادی است. موضوع بازسازی کشورمان است.»
او تاکید کرد:«من اکنون در موقعیتی هستم که بتوانم با صراحت بگویم از من چیزی جز نهایت تعهدم برای خدمت به منافع کشورمان و منافع شما انتظار نداشته باشید. میتوانید روی این حساب کنید که من یک داور بیطرف خواهم بود؛ کسی که جانب هیچ طرفی را نمیگیرد، از گزینهای خاص دفاع نمیکند، بلکه میخواهد تضمین کند که ما یک روند واقعا دموکراتیک داشته باشیم تا ایرانیان بتوانند روزی خودشان آیندهشان را تعیین کنند. این دستور کار من است و کاری است که همین حالا در حال انجامش هستم.»
شاهزاده رضا پهلوی با اشاره به اقدامات خود از جمله در زمینه ریزش و جدایی نیروها از جمهوری اسلامی و پروژه شکوفایی ایران گفت: «هدف این است که به ملت ایران و همچنین به جهان توضیح دهیم که ما برای این گذار برنامه داریم. ما میخواهیم اطمینان حاصل کنیم که این گذار به شکلی روان و کمتنش انجام میشود و جهان نگران هرجومرج پس از فروپاشی این رژیم نخواهد بود. همچنین میخواهیم از تکرار اشتباهاتی که در برخی تحولات سیاسی منطقه شاهد آن بودهایم جلوگیری کنیم. یک نمونه بارز، سقوط صدام حسین و روند موسوم به «بعثزدایی» است. بسیار مهم است که از تکرار چنین سناریویی پرهیز شود.»
او در پاسخ به این سوال که آیا خود را شاه بعدی ایران میداند، گفت: «پاسخ صادقانه من این است که تنها تمرکز من در حال حاضر این است که مطمئن شویم یک گذار دموکراتیک موفق خواهیم داشت. برای اینکه بتوانم بهترین خدمت را به این روند بکنم، باید از هر گزینه مشخصی فاصله بگیرم و اجازه بدهم روند قانون اساسی تعیین کند که اکثریت مردم چه شکل نهایی از نظام دموکراتیک را میخواهند.»
شاهزاده رضا پهلوی افزود: «آنچه من پیشنهاد میکنم یک دولت موقت، یک دولت انتقالی است؛ مرحلهای که بلافاصله پس از فروپاشی رژیم آغاز میشود. ما وارد دورهای خواهیم شد که در آن باید امور موقت کشور اداره شود. دولت انتقالی سیستم را فعال و در حال کار نگه میدارد، اما همزمان زمینه تشکیل مجلس مؤسسان را فراهم میکند؛ مجلسی که به همه مسائل مربوط به قانون اساسی آینده، شکل نظام و جدایی دین از دولت خواهد پرداخت. من فکر میکنم یک گفتوگوی سالم میان جمهوریخواهان و مشروطهخواهان میتواند شکل بگیرد.
او درباره ترکیب دولت موقت مورد نظر خود گفت: «این دولت ترکیبی خواهد بود از عناصر مختلفی که هماکنون در داخل ایران حضور دارند؛ بسیاری از آنها را به دلایل روشن نمیتوانیم زودتر از موعد معرفی کنیم، چون میخواهیم از هویتشان محافظت کنیم. تیم من با افراد زیادی در حوزه دانشگاهی، تکنوکراتها، بوروکراتها و دیگرانی که هماکنون داخل ایران هستند در تماس است؛ کسانی که خلأها را پر خواهند کرد و بخشی از این فرایند خواهند بود. همچنین افرادی خارج از ایران که تواناییها و تخصص لازم برای مشارکت را دارند. این یک وضعیت ترکیبی خواهد بود، اما احتمالاً اکثریت آنها از داخل کشور خواهند آمد.»
شاهزاده رضا پهلوی همچنین در پاسخ به این سوال که فکر میکند چه زمانی به ایران بازخواهد گشت، گفت: «امیدوارم هرچه زودتر. لازم است آنجا باشم تا به هممیهنانم کمک کنم. به دلایل روشن نمیتوانم اکنون آنجا باشم، چون هدف شماره یک این رژیم هستم و آنها میکوشند مرا از صحنه حذف کنند. اما برای یک هدف والا باید آماده فدا کردن جان خود بود. دوست دارم بتوانم در کنار برادران و خواهرانم باشم و آخرین نبردها را در کنارشان بجنگم. خودم را آماده کردهام تا به محض فراهم شدن فرصت وارد عمل شوم.»
او در پایان گفتوگوی خود با روزنامه والاستریت ژورنال تاکید کرد: «دغدغه من قرار گرفتن در جایگاه حکومت یا قدرت اجرایی نیست. اداره امور کشور را به دیگران واگذار میکنم. فکر میکنم نقش من بسیار عمیقتر و ارزشمندتر از آن است که در یک موقعیت اجرایی مشخص محدود شود. میدانید، زمان لازم است تا یک ملت— ملتی که بهشدت آسیب دیده، افسرده، سرخورده، فریبخورده و به آن دروغ گفته شده— دوباره به وضعیت عادی بازگردد.»
شاهزاده رضا پهلوی گفت: «بخش اقتصادی کار سادهتر است، اما بخش روانی و سازگاری با این واقعیت جدید، دستکم چند نسل زمان خواهد برد. این تقریباً شبیه اختلال استرس پس از سانحه است. زنی که مورد تجاوز قرار گرفته باشد، هرگز همان زن سابق نخواهد شد. یک ملت مورد تجاوز قرار گرفته است و زمان لازم است تا مردم بتوانند بر این زخم غلبه کنند.»

ایراناینترنشنال بر اساس بررسیها و راستیآزماییهای مستقل، از آغاز اعتراضات سراسری در ایران از هفتم دیماه تا شامگاه ۱۵ دیماه، هویت ۲۱ شهروند معترضی را که در جریان این اعتراضات در شهرهای مختلف جان خود را از دست دادهاند، شناسایی کرده است.
بر اساس این بررسیها، نام عرفان بزرگی، معترض کشتهشده در مرودشت، رضا کدیوریان، ۱۷ یا ۱۸ ساله و کارگر ساختمانی، رسول کدیوریان، ۲۰ ساله و کارگر ساختمانی و رضا قنبری، ۱۶ ساله و کارگر ساختمانی در کرمانشاه و یک معترض در ازنا بهنام رضا مرادی، ۱۷ ساله و شاگرد صافکاری، بهتازگی در فهرست جانباختگان قرار گرفته است.
در مورد بزرگی، کشته شده در مرودشت فارس، گزارش شده است او ۱۲ دیماه بر اثر شلیک گلوله به سر مجروح شد و در بیمارستان جان باخت.
طبق اطلاعات رسیده، رضا کدیوریان، رسول کدیوریان و قنبری در کرمانشاه و در خیابان ارتشِ محله جعفرآباد هدف تیراندازی قرار گرفتند. رضا کدیوریان در محل کشته شده و رسول کدیوریان روز بعد در بیمارستان طالقانی کرمانشاه جان خود را از دست داده است.
منابع ایراناینترنشنال گفتند رضا و رسول کدیوریان، دو برادر از اقلیت یارسان بودهاند.
درباره قنبری نیز گزارش شده است که او حوالی ساعت هفت عصر کشته شده و خانوادهاش برای خودداری از اطلاعرسانی، تحت فشار قرار گرفتهاند.
او در یکی از روستاهای کامیاران به خاک سپرده شد.
مرادی، اهل طایفه «عبدالوند»، ۱۱ دیماه در شهر ازنا در استان لرستان، روبهروی پاسگاه انتظامی، هدف دو گلوله، یکی به ناحیه سر و دیگری به پهلو قرار گرفت. او صبح ۱۵ دیماه در بیمارستان ولیان الیگودرز جانباخت.
یک منبع نزدیک به خانواده مرادی در گفتوگو با ایراناینترنشنال گفت: «خانواده رضا به نهادهای مختلف از جمله نیروی انتظامی و سپاه پاسداران، مراجعه کردهاند، اما این نهادها از تحویل پیکر رضا خودداری کردهاند و تاکنون پیکر او تحویل داده نشده است.»
این منبع مطلع افزود: «رضا فرزند اول خانواده بود و پدرش کارگر است. وضعیت مالی خانواده مناسب نیست. رضا تحصیل را ترک کرده و بهعنوان شاگرد صافکار و نقاش مشغول کار شده بود.»
او در پاسخ به این سوال که انگیزه مرادی از پیوستن به اعتراضات چه بود، گفت: «بدبختی، نداری و گرانی. رضا به ورزش علاقهمند بود؛ بهویژه کشتی. "پهلوان" بود و بسیار شجاع.»
نامهای کشتهشدگان دیگر
ایراناینترنشنال پیشتر نیز هویت شماری از معترضان جانباخته، از جمله امیرحسام خدایاریفرد، داریوش انصاری بختیاروند، شایان اسدالهی، احمدرضا امانی، خداداد شیروانی منفرد، احمد جلیل، سجاد والامنش زیلایی، احد ابراهیمپور عبدلی، امیرحسین بیاتی، علی عزیزی جعفرآبادی، حسین ربیعی، سروش (حافظ) سلیمانی، رضا عظیمزاده، فارس آقامحمدی، مهدی امامیپور و لطیف کریمی را تایید کرده بود.
بررسیهای ایراناینترنشنال نشان میدهد دهها تن دیگر از معترضان نیز در اثر شلیک گلولههای جنگی و ساچمهای نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی زخمی شدهاند.
برخی منابع شمار جانباختگان را بیش از این اعلام کردهاند، اما بررسیهای ایراناینترنشنال برای شناسایی هویت جانباختگان در شهرهای مختلف همچنان ادامه دارد و با توجه به فضای امنیتی، قطع یا اختلال اینترنت و دشواری دسترسی به منابع مستقل در برخی مناطق، انتظار میرود هویت شمار بیشتری از جانباختگان در روزهای آینده شناسایی شود.
سایت حقوق بشری هرانا نیز ۱۴ دیماه در گزارشی اعلام کرد تا هشتمین روز اعتراضات، دامنه آن به ۲۲۲ نقطه در ۷۸ شهر از ۲۶ استان رسید و همزمان شمار بازداشتشدگان به حدود هزار نفر افزایش یافت.
اخبار و اطلاعات مرتبط با اعتراضات سراسری در ایران، لحظهبهلحظه در پوشش زنده ایراناینترنشنال بهروزرسانی میشود.







