او در این گفتوگو که دوشنبه ۱۵ دی منتشر شد، تاکید کرد که پاسخگو کردن رهبر جمهوری اسلامی باید در چارچوبی انجام شود که «در اختیار مردم ایران» باشد و دولتهای جهان صرفا باید نقش حمایتی از مبارزه ایرانیان برای رهایی از دیکتاتوری مذهبی ایفا کنند.
شاهزاده رضا پهلوی با اشاره به اعتراضات سراسری در ایران گفت: «این گستردهترین و قویترین جنبشی است که تاکنون دیدهایم: در بیش از ۱۰۰ شهر و بیش از ۲۰ استان. این وضعیت بیسابقه است. فرصتی طلایی است که نباید از دست برود.»
شاهزاده رضا پهلوی در پاسخ به این سوال که آیا آمریکا باید همان کاری را در ایران انجام دهد که در ونزوئلا انجام داد، از جمله خارج کردن علی خامنهای و محاکمه او، گفت: «فکر نمیکنم چنین اقدامی ضروری باشد. موضوع دخالت خارجی، چه نظامی و چه از طریق عملیات ویژه، مطرح نیست زیرا این رژیم در حال فروپاشی است و در ضعیفترین وضعیت خود قرار دارد.»
او افزود: «ایرانیان در خیابانها هستند و نهتنها علیه فلاکت اقتصادی اعتراض میکنند، بلکه آشکارا خواستار پایان این رژیماند. فکر نمیکنم در ۴۶ سال گذشته هرگز شاهد چنین مطالبه روشن، صریح و گستردهای از سوی مردم ایران بوده باشیم.»
شاهزاده رضا پهلوی گفت: «در ایران با یک دیکتاتوری خشن روبهرو هستیم که مردم خود را به شدیدترین شکل سرکوب کرده است. مردمی بیدفاع و غیرمسلح سالهاست در برابر این رژیم مقاومت میکنند. این مبارزه از سالها پیش آغاز شده است. آخرین خیزش بزرگ، قیام مهسا امینی بود؛ زمانی که مرگ یک زن ۲۲ ساله کُرد به دست رژیم، در سپتامبر ۲۰۲۲، به اعتراضات سراسری انجامید.»
او افزود:«آنچه امروز متفاوت است این است که این بار فرصتی واقعی برای به سرانجام رساندن کار و خلاص شدن از این رژیم وجود دارد. بهنوعی میتوان گفت همه شرایط فراهم شده است؛ شرایط در سطوح مختلف برای فروپاشی این رژیم مهیاست.»
شاهزاده رضا پهلوی در ادامه گفتوگوی خود با روزنامه والاستریت ژورنال به نقش دولتهای آمریکا در جریان اعتراضات قبلی اشاره کرد و گفت: «در سال ۲۰۰۹، زمانی که جنبش سبز در حال شکلگیری بود، فردی به نام باراک اوباما در کاخ سفید حضور داشت. واکنش دولت او این بود که موسوی و حامیانش خواستار حمایت خارجی نشدهاند. این کاملاً برخلاف انتظاری بود که مردم ایران داشتند، زیرا شعار خیابانها آن زمان این بود: «اوباما، اوباما، یا با اونا یا با ما.» نسل جنبش سبز عملا قربانی شد.»
او افزود: « در زمان قیام مهسا امینی، فردی به نام جو بایدن در کاخ سفید بود؛ بایدنی که به رژیم اسلامی اجازه داد به بیش از ۲۰۰ میلیارد دلار درآمد نفتی دسترسی پیدا کند؛ پولی که اساسا نباید به آن دست مییافت. رژیم این منابع را نه برای بهبود وضعیت مردم یا اقتصاد، بلکه برای تقویت نیروهای نیابتی خود هزینه کرد؛ و این مسیر در نهایت به هفتم اکتبر انجامید.»
شاهزاده رضا پهلوی شرایط امروز را متفاوت دانست و گفت: «امروز، یک نخستوزیر بسیار قدرتمند در اسرائیل داریم که آشکارا در کنار ما ایستاده است. و رییسجمهوری ترامپ، برخلاف پیشینیان خود، مسیر کاملا متفاوتی در قبال ایران امروز در پیش گرفته است. همچنین مارکو روبیو در وزارت امور خارجه حضور دارد و من معتقدم او شاید نخستین وزیر امور خارجه ایالات متحده از زمان انقلاب ایران باشد که مساله ایران را واقعا درک میکند.»
شاهزاده رضا پهلوی در تشریح وضعیت فعلی جمهوری اسلامی گفت:« اکنون رژیم دچار آشفتگی است. شکافها و اختلافات داخلی بیشتر شدهاند. شاهد افزایش جداییها و ریزشها هستیم. علاوه بر این، وضعیت اقتصادی فاجعهبار است. ارزش پول ملی به بدترین سطح خود رسیده است. مردم به نقطه انفجار رسیدهاند. کمبود آب وجود دارد. حتی پیشنهاد دادهاند که پایتخت از تهران به جای دیگری منتقل شود، چون آب وجود ندارد. مردم میگویند باید پیش از آنکه خیلی دیر شود، کشورمان را پس بگیریم.»
او درباره ارتباط خود با داخل ایران گفت: «به لطف شبکههای اجتماعی و پیشرفتهای فناورانه، ارتباط برقرار کردن دیگر کار پیچیدهای نیست. این وضعیت اصلا قابل مقایسه با زمانی نیست که بلافاصله پس از درگذشت پدرم در قاهره بودم. آن زمان بهسختی میتوانستیم حتی یک تماس خارجی با اروپا برقرار کنیم، چه برسد به ایران. اما جدایی جغرافیایی هرگز برای من به معنای قطع ارتباط با ایران نبوده است. من تمام زندگیام را وقف خدمت به هممیهنانم کردهام. میدانستم که این روز فرا خواهد رسید. همیشه به آن باور داشتم و همین باور در تمام این سالها مرا سرپا نگه داشته است.»
شاهزاده رضا پهلوی در بخش دیگری با اشاره به اینکه در ۶۵ سالگی، جوانان ایرانی او را «پدر» میخوانند، این لقب را بهتری چیزی دانست که میتوان شنید.
او گفت:« من واقعا به این نقش باور دارم. بهعنوان خدمتگزار ملت، بهعنوان پدر ملت، نقش طبیعی من این است که همان کاری را انجام دهم که هر پدری برای فرزندانش میکند: کنارشان بودن، راهنمایی کردن، مشورت دادن؛ نه اینکه به جای آنها تصمیم بگیرم، بلکه کمکشان کنم بهترین تصمیم ممکن را بگیرند. اینکه بتوانند به تجربه من تکیه کنند و بدانند من هیچ منفعت شخصیای ندارم جز منافع ایران.»
شاهزاده رضا پهلوی افزود: «فکر میکنم ایرانیان دوباره در حال پیدا کردن مسیر خود هستند، و من اینجا هستم تا کمک کنم. و به درخواست خودشان، برای رهبری این گذار قدم پیش گذاشتهام. به گمانم آنها تشخیص دادهاند که من نوعی نقش تقریبا طبیعی دارم؛ نقشی که بسیار فراتر از این است که آینده ایران یک پادشاهی باشد یا جمهوری. موضوع این نیست. موضوع حق تعیین سرنوشت است. موضوع آزادی است. موضوع بازسازی کشورمان است.»
او تاکید کرد:«من اکنون در موقعیتی هستم که بتوانم با صراحت بگویم از من چیزی جز نهایت تعهدم برای خدمت به منافع کشورمان و منافع شما انتظار نداشته باشید. میتوانید روی این حساب کنید که من یک داور بیطرف خواهم بود؛ کسی که جانب هیچ طرفی را نمیگیرد، از گزینهای خاص دفاع نمیکند، بلکه میخواهد تضمین کند که ما یک روند واقعا دموکراتیک داشته باشیم تا ایرانیان بتوانند روزی خودشان آیندهشان را تعیین کنند. این دستور کار من است و کاری است که همین حالا در حال انجامش هستم.»
شاهزاده رضا پهلوی با اشاره به اقدامات خود از جمله در زمینه ریزش و جدایی نیروها از جمهوری اسلامی و پروژه شکوفایی ایران گفت: «هدف این است که به ملت ایران و همچنین به جهان توضیح دهیم که ما برای این گذار برنامه داریم. ما میخواهیم اطمینان حاصل کنیم که این گذار به شکلی روان و کمتنش انجام میشود و جهان نگران هرجومرج پس از فروپاشی این رژیم نخواهد بود. همچنین میخواهیم از تکرار اشتباهاتی که در برخی تحولات سیاسی منطقه شاهد آن بودهایم جلوگیری کنیم. یک نمونه بارز، سقوط صدام حسین و روند موسوم به «بعثزدایی» است. بسیار مهم است که از تکرار چنین سناریویی پرهیز شود.»
او در پاسخ به این سوال که آیا خود را شاه بعدی ایران میداند، گفت: «پاسخ صادقانه من این است که تنها تمرکز من در حال حاضر این است که مطمئن شویم یک گذار دموکراتیک موفق خواهیم داشت. برای اینکه بتوانم بهترین خدمت را به این روند بکنم، باید از هر گزینه مشخصی فاصله بگیرم و اجازه بدهم روند قانون اساسی تعیین کند که اکثریت مردم چه شکل نهایی از نظام دموکراتیک را میخواهند.»
شاهزاده رضا پهلوی افزود: «آنچه من پیشنهاد میکنم یک دولت موقت، یک دولت انتقالی است؛ مرحلهای که بلافاصله پس از فروپاشی رژیم آغاز میشود. ما وارد دورهای خواهیم شد که در آن باید امور موقت کشور اداره شود. دولت انتقالی سیستم را فعال و در حال کار نگه میدارد، اما همزمان زمینه تشکیل مجلس مؤسسان را فراهم میکند؛ مجلسی که به همه مسائل مربوط به قانون اساسی آینده، شکل نظام و جدایی دین از دولت خواهد پرداخت. من فکر میکنم یک گفتوگوی سالم میان جمهوریخواهان و مشروطهخواهان میتواند شکل بگیرد.
او درباره ترکیب دولت موقت مورد نظر خود گفت: «این دولت ترکیبی خواهد بود از عناصر مختلفی که هماکنون در داخل ایران حضور دارند؛ بسیاری از آنها را به دلایل روشن نمیتوانیم زودتر از موعد معرفی کنیم، چون میخواهیم از هویتشان محافظت کنیم. تیم من با افراد زیادی در حوزه دانشگاهی، تکنوکراتها، بوروکراتها و دیگرانی که هماکنون داخل ایران هستند در تماس است؛ کسانی که خلأها را پر خواهند کرد و بخشی از این فرایند خواهند بود. همچنین افرادی خارج از ایران که تواناییها و تخصص لازم برای مشارکت را دارند. این یک وضعیت ترکیبی خواهد بود، اما احتمالاً اکثریت آنها از داخل کشور خواهند آمد.»
شاهزاده رضا پهلوی همچنین در پاسخ به این سوال که فکر میکند چه زمانی به ایران بازخواهد گشت، گفت: «امیدوارم هرچه زودتر. لازم است آنجا باشم تا به هممیهنانم کمک کنم. به دلایل روشن نمیتوانم اکنون آنجا باشم، چون هدف شماره یک این رژیم هستم و آنها میکوشند مرا از صحنه حذف کنند. اما برای یک هدف والا باید آماده فدا کردن جان خود بود. دوست دارم بتوانم در کنار برادران و خواهرانم باشم و آخرین نبردها را در کنارشان بجنگم. خودم را آماده کردهام تا به محض فراهم شدن فرصت وارد عمل شوم.»
او در پایان گفتوگوی خود با روزنامه والاستریت ژورنال تاکید کرد: «دغدغه من قرار گرفتن در جایگاه حکومت یا قدرت اجرایی نیست. اداره امور کشور را به دیگران واگذار میکنم. فکر میکنم نقش من بسیار عمیقتر و ارزشمندتر از آن است که در یک موقعیت اجرایی مشخص محدود شود. میدانید، زمان لازم است تا یک ملت— ملتی که بهشدت آسیب دیده، افسرده، سرخورده، فریبخورده و به آن دروغ گفته شده— دوباره به وضعیت عادی بازگردد.»
شاهزاده رضا پهلوی گفت: «بخش اقتصادی کار سادهتر است، اما بخش روانی و سازگاری با این واقعیت جدید، دستکم چند نسل زمان خواهد برد. این تقریباً شبیه اختلال استرس پس از سانحه است. زنی که مورد تجاوز قرار گرفته باشد، هرگز همان زن سابق نخواهد شد. یک ملت مورد تجاوز قرار گرفته است و زمان لازم است تا مردم بتوانند بر این زخم غلبه کنند.»