شبکه کان: نتانیاهو به تهران پیام داده که اکنون قصد حمله ندارد
شبکه کان اسرائیل به نقل از منابع دیپلماتیک گزارش داد بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، از طریق رییسجمهوری روسیه پیامی به جمهوری اسلامی منتقل کرده مبنی بر اینکه اسرائیل در مقطع کنونی قصد حمله و علاقهای به تشدید تنش ندارد.
بر اساس این گزارش، این پیام در هفتههای اخیر از طریق ولادیمیر پوتین منتقل شده و نتانیاهو چندین بار با او تماس تلفنی داشته است.
کان افزود اسرائیل نگران است تهران با تصور قریبالوقوع بودن حمله این کشور، دچار اشتباه محاسباتی شود و پیشدستانه به اسرائیل حمله کند.
بر این اساس، پیامی که نتانیاهو ارسال کرده، با هدف جلوگیری از چنین سناریویی است.
نتانیاهو دوشنبه ۱۵ دیماه در سخنرانی خود در پارلمان اسرائیل گفت هرگونه حمله جمهوری اسلامی «پیامدهای سنگینی» خواهد داشت.
در روزهای گذشته، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، نیز در یک برنامه تلویزیونی گفت نتانیاهو طی تماسی تلفنی به پوتین گفته است قصد حمله دوباره به ایران را ندارد.
عراقچی گفت: «سه چهار شب پیش یک تماس تلفنی بین پوتین و نتانیاهو بوده است. روز بعد سفیر ما در مسکو را صدا کردند و پیام نتانیاهو مبنی بر عدم جنگ مجدد با کشورمان را به ما منتقل کردند.»
کرملین پیش از این اعلام کرده بود پوتین و نتانیاهو در تماسی تلفنی بر «تمایل خود به منظور یافتن راهحلهای مذاکرهشده» درباره وضعیت برنامه هستهای جمهوری اسلامی تاکید کردند.
سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه، اوایل مهرماه گفته بود تهدید حمله دوباره اسرائیل به ایران همچنان «پابرجا» است و برخی «منابع مطلع» درباره بررسی حملات جدید علیه ایران گزارش دادهاند.
از سوی دیگر، نشریه بریتانیایی تایمز گزارش داد بر اساس یک ارزیابی اطلاعاتی، علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، در صورت تشدید ناآرامیهای داخلی و ناتوانی نیروهای امنیتی در مهار اعتراضات، برنامهای اضطراری برای خروج از ایران و رفتن به روسیه در نظر گرفته است.
•
•
به نوشته تایمز، این طرح جایگزین در شرایطی فعال میشود که خامنهای احساس کند ارتش، سپاه پاسداران یا دیگر نیروهای امنیتی، دچار ریزش، نافرمانی یا ناتوانی در اجرای دستورات شدهاند.
بر اساس این گزارش، خامنهای قصد دارد در چنین وضعیتی تهران را همراه حلقهای محدود شامل حدود ۲۰ نفر از اعضای خانواده و نزدیکانش، از جمله پسرش مجتبی، ترک کند.
منابع اطلاعاتی مورد استناد تایمز گفتهاند مقصد احتمالی خامنهای مسکو است؛ گزینهای که به گفته این منابع، به دلیل نزدیکی سیاسی به پوتین و نبود گزینههای امن دیگر انتخاب شده است.
به گفته تایمز، این برنامه با الگوبرداری از فرار بشار اسد، رییسجمهوری پیشین سوریه، طراحی شده که پیش از سقوط دمشق در سال ۲۰۲۴ به روسیه گریخت.
تایمز همچنین به ارزیابی یک نهاد اطلاعاتی غربی اشاره کرده که وضعیت جسمی و روانی رهبر جمهوری اسلامی را پس از جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل «ضعیفتر» توصیف کرده است.
امید نوریپور، نایبرییس پارلمان فدرال آلمان (بوندستاگ)، از دولت این کشور خواست واکنشی روشن و قاطع به خشونت دولتی علیه معترضان در ایران نشان دهد.
این سیاستمدار حزب سبزها که متولد ایران است، به خبرگزاری آلمان گفت مردم ایران بهدلیل وضعیت فاجعهبار اقتصادی و «استبداد رژیمی که جز پارانویا چیزی نمیشناسد»، در وضعیت ناامیدی بهسر میبرند.
او افزود: «نمیدانم چرا دولت فدرال خودداری میکند. باید وارد عمل شود.»
نوریپور خواستار تلاش آلمان برای قرار دادن نام سپاه پاسداران در فهرست سازمانهای تروریستی اتحادیه اروپا شد.
به گفته او، یوهان وادهفول، وزیر خارجه آلمان، باید فورا با شرکای منطقهای مانند جمهوری آذربایجان، عراق و پاکستان، وارد گفتوگو شود.
او تاکید کرد که فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان، و وزیر خارجه، باید نمایندگانی از جامعه مدنی ایران را به حضور بپذیرند: «مردم ایران به حمایت نیاز دارند. دولت فدرال باید دستکم به معترضان نشان دهد مورد توجه ما هستند.»
نوریپور درباره تهدید دونالد ترامپ به اقدام نظامی احتمالی علیه ایران گفت: «واکنشهایی که از ایران به من میرسد، دوگانه است: بسیاری خواهان تغییر رژیم هستند. اما مداخلات سالهای اخیر و اکنون هم در ونزوئلا نشان میدهد که ترامپ برنامهای برای روز بعد ندارد. به همین دلیل بسیار محتاط هستم. با این حال، این نباید بهانهای برای اروپاییها باشد که همچنان دست روی دست بگذارند و سکوت کنند.»
لیندزی گراهام، سناتور جمهوریخواه آمریکایی، روز دوشنبه با انتشار تصویری از خود به همراه دونالد ترامپ در شبکه ایکس نوشت رییسجمهوری آمریکا این کشور را در داخل و خارج «نیرومندتر از همیشه» بازگردانده است.
او افزود: «خداوند مردم شجاع ایران را که در برابر استبداد ایستادهاند، حفظ و حمایت کند.»
در این تصویر دونالد ترامپ کلاهی در دست دارد که روی آن نوشته شده «عظمت را دوباره به ایران بازگردانیم»
این کلاه و عبارت برگرفته از شعار انتخاباتی دونالد ترامپ در انتخابات ریاستجمهوری آمریکا است.
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، روز دوشنبه در سخنرانی در پارلمان این کشور گفت اسرائیل و ایالات متحده «بر سر مسائل کلان با یکدیگر توافق دارند».
او با اشاره به اینکه «در برخی نکات رویکردهای متفاوتی وجود دارد»، افزود دو طرف اختلافها را حلوفصل میکنند.
نخستوزیر اسرائیل گفت که محتمل است مردم ایران در آستانه لحظهای سرنوشتساز قرار داشته باشند و سرنوشت خود را به دست بگیرند
نتانیاهو در ادامه از «تصمیم قاطع دونالد ترامپ و اقدام جسورانه ارتش آمریکا در ونزوئلا» حمایت کرد.
نخستوزیر اسرائیل گفت نبردی جهانی میان کشورهای نماینده آزادی و کشورهایی که نظم جهانی را تهدید میکنند، در جریان است.
بنیامین نتانیاهو روز یکشنبه نیز در آغاز نشست دولت گفته بود که بسیار محتمل است ما در لحظهای ایستاده باشیم که ملت ایران سرنوشت خود را به دست میگیرد.
روزنامهٔ لبنانی الاخبار، نزدیک به حزبالله، گزارش داد که مقامات لبنانی اطلاعاتی از منابع بینالمللی دریافت کردهاند که نشان میدهد دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو در دیدار اخیر خود بر سر حمله به ایران به صورت مشروط به توافق رسیدهاند.
طبق این گزارش،این حمله به اینکه ایران با توافقی جامع درباره برنامهٔ هستهای و پایان دادن به حمایت از گروههای نیابتی در منطقه موافقت نکند، مشروط شده است.
شبکه آی۲۴نیوز گزارش داد که بنیامین نتانیاهو روز یکشنبه نشست امنیتی چندساعتهای با حضور روسای نهادهای امنیتی و وزیران ارشد اسرائیل برگزار کرد که گفتوگو درباره ایران از محورهای اصلی آن بود. تحولات سوریه، غزه و لبنان از دیگر محورهای مورد بحث در این جلسه بود.
شبکه آی۲۴نیوز گزارش داد که بنیامین نتانیاهو روز یکشنبه نشست امنیتی چندساعتهای با حضور روسای نهادهای امنیتی و وزیران ارشد اسرائیل برگزار کرد که گفتوگو درباره ایران از محورهای اصلی آن بود. تحولات سوریه، غزه و لبنان از دیگر محورهای مورد بحث در این جلسه بود.
مداخله نظامی ایالات متحده در ونزوئلا، بازداشت نیکلاس مادورو و انتقال او به آمریکا، از همان ساعات اول با برچسبهای متعددی توصیف شد: «پایان یک دیکتاتوری»، «نقطه عطف در آمریکای لاتین» و «پیام هشدار به چین و روسیه».
اما در ساعات بعد، با فروکش کردن غبار عملیات و انتشار جزییات بیشتر از زبان خود دونالد ترامپ، مارکو روبیو و دیگر مقامها، موضوعی که بیش از بقیه خود را نشان داد، لایه نفتی ماجرا بود.
این بار برخلاف بسیاری از مداخلات گذشته، واشینگتن حتی تلاش زیادی هم نکرد پشت عناوین کلی مثل «حقوق بشر» یا «دموکراسی» پنهان شود.
رییسجمهوری آمریکا علنا از میدانهای نفتی ونزوئلا، میلیاردها دلار سرمایهگذاری شرکتهای آمریکایی و تبدیل این کشور به منبع جایگزین برای نفت روسیه و ایران سخن گفت.
ونزوئلا؛ غولی با بزرگترین ذخایر، اما حضوری کمرنگ در بازار
ونزوئلا از نظر کاغذی، یکی از جذابترین منابع انرژی جهان است. این کشور حدود ۱۷ درصد ذخایر اثباتشده نفت خام جهان را در اختیار دارد و کمربند اورینوکو در جنوب آن، بزرگترین مجموعه نفت سنگین روی کره زمین محسوب میشود.
اما واقعیت تولید، تصویر دیگری نشان میدهد: بعد از حدود نیم قرن از ملیسازی صنعت نفت و سالها سوءمدیریت در شرکت دولتی PDVSA، سقوط سرمایهگذاری، فساد، تحریمهای آمریکا و فرار نیروی انسانی متخصص، تولید نفت ونزوئلا به زیر یک میلیون بشکه در روز رسیده است.
سهم این کشور از واردات نفت خام چین و آمریکا روی هم حدود ۴ درصد است.
به همین دلیل، بسیاری از تحلیلگران انرژی تاکید میکنند از نظر آنی، بازار جهانی نفت «عرضه کافی» دارد و حذف یا بازگشت نفت ونزوئلا در کوتاهمدت توازن بازار را به هم نمیزند.
اما بحث اصلی واشینگتن کوتاهمدت نیست؛ رویکرد ترامپ و تیمش به ونزوئلا، نگاه به یک «غول خفته» است که اگر بیدار شود، میتواند نقشه قدرت در بازار انرژی را در دهه آینده تغییر دهد.
نقطه اتکای مهم این استدلال، ظرفیت پالایشگاهی خود آمریکا است.
مارکو روبیو، وزیر خارجه، در گفتوگوهای پیاپی تلویزیونی روی یک نکته تاکید کرد: پالایشگاههای آمریکا در سواحل «خلیج آمریکا» (خلیج مکزیک سابق) طی دههها دقیقا برای کار با نفت سنگین ونزوئلا طراحی شدهاند.
نفت کمربند اورینوکو بسیار غلیظ، پرگوگرد و دارای فلزات است و برای تبدیل به فرآوردههای تجاری، باید یا با نفت سبکتر مخلوط شود یا در واحدهای ارتقای پیچیده فرآوری شود؛ واحدهایی که اتفاقا بخش بزرگی از آن در همین ساحل خلیج آمریکا مستقر هستند.
روبیو گفت «پالایشگاههای ما بهترین گزینه برای نفت سنگین هستند» و پیشبینی کرد پس از سرنگونی مادورو، «علاقه چشمگیری» از سوی شرکتهای «غیرروسی و غیرچینی» برای ورود به صنعت نفت ونزوئلا شکل بگیرد.
تام کاتن، رییس کمیته اطلاعات سنا، هم در مصاحبهای یادآور شد: «بسیاری از پالایشگاههای ما اساسا برای کار با نفت ونزوئلا طراحی شدهاند.»
او تاکید کرد ایالات متحده «به این نفت نیاز ندارد، اما اجازه نمیدهد این صنعت در اختیار دشمنان آمریکا باشد».
ترامپ در نشست خبری پس از عملیات دستگیری مادورو، بهصراحت نفت را در مرکز روایت قرار داد.
او گفت قصد دارد «شرکتهای بسیار بزرگ آمریکایی» را ظرف ۱۰ روز آینده وارد ونزوئلا کند تا میلیاردها دلار سرمایهگذاری انجام دهند، زیرساختهای فرسوده را بازسازی کنند و تولید را بالا ببرند؛ بهگونهای که درآمد حاصل «به نفع اقتصاد آمریکا» و همزمان بهعنوان ابزاری برای فشار بر روسیه و جمهوری اسلامی به کار گرفته شود.
با این حال، تحلیلهای مستقل تصویر محتاطانهتری ارائه میکنند.
گزارشهایی مانند ارزیابی شرکت «وود مکنزی» یادآور میشوند بازگرداندن ظرفیت تولیدی ونزوئلا به سطح معنادار، نه تنها به سرمایه، بلکه به زمان و ثبات سیاسی نیاز دارد.
برآورد آنها این است که با «بهبودهای عملیاتی و مقداری سرمایهگذاری محدود» میتوان طی یک تا دو سال تولید را به حدود دو میلیون بشکه در روز رساند.
اما عبور از این سطح و تبدیل ونزوئلا به بازیگر تاثیرگذار جدید در بازار جهانی، مستلزم بازسازی واحدهای ارتقای نفت سنگین، جذب سرمایه خارجی و طراحی چارچوب حقوقی مطمئن است.
بعد سیاسی بازار انرژی نیز قابل چشمپوشی نیست. ونزوئلا یکی از بنیانگذاران اوپک است و هرگونه تغییر در نقش آن میتواند حساسیت عربستان سعودی و امارات متحده عربی را برانگیزد.
تحلیلگران میگویند بعید است آمریکا از کاراکاس بخواهد از اوپک خارج شود؛ تجربه سال ۲۰۲۰ نشان داد هماهنگی با اوپک برای حفظ توازن بازار و حمایت از تولیدکنندگان شیل در آمریکا حیاتی است.
با وجود همه این طرحها و پیامها، آینده صنعت نفت ونزوئلا به عوامل متعددی وابسته است: ثبات سیاسی داخلی، توان جذب سرمایه، مدیریت حساسیتهای منطقهای و حفظ توازن میان اوپک و تولیدکنندگان شیل.
آنچه قطعی به نظر میرسد، این است که نفت در قلب خوانش آمریکا از آینده ونزوئلا قرار گرفته است.
اما اینکه این «دکترین نفتمحور» در عمل به بازطراحی پایدار نقشه انرژی جهان بینجامد یا به نمونه دیگری از شکاف میان جاهطلبی ژئوپولیتیک و واقعیتهای صنعت انرژی تبدیل شود، پرسشی است که پاسخ آن در سالهای آینده روشن خواهد شد.