این سریعترین و صریحترین واکنش رییسجمهوری از آمریکا به موج اعتراضها در ایران در ۴۵ سال گذشته بوده، اما تاثیرگذاری این موضعگیری به گامهای بعدی گره خورده است.
آزمون اصلی برای دولت آمریکا این خواهد بود که آیا این موضع به اقدامات عملی دیپلماتیک و فشارهای نظامی ملموس منجر میشود یا در حد یک پیام بازدارنده و نمادین باقی میماند.
در سال ۱۳۸۸، باراک اوباما، رییسجمهوری پیشین آمریکا، در واکنش به اعتراضهای جنبش سبز ایران با احتیاط عمل کرد.
او در آن مقطع نامه دومی برای علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، ارسال کرده و هنوز پاسخی دریافت نکرده بود.
اوباما نگران بود که حمایت علنی از معترضان، دیپلماسی پنهان و کانال محرمانهای را که در پی ایجاد آن با خامنهای برای حلوفصل پرونده هستهای بود، تضعیف کند.
همزمان، مشاوران او هشدار میدادند حمایت آشکار آمریکا ممکن است نتیجه معکوس داشته باشد؛ چرا که معترضان میتوانستند به «عامل خارجی» متهم شوند و این امر به حکومت بهانهای دهد تا جنبش را با شدت بیشتری سرکوب کند.
این دو نگرانی در مورد ترامپ دستکم در مقطع کنونی چندان موضوعیت ندارد. از یکسو، در حال حاضر کانال دیپلماسی فعال و معناداری میان ایران و آمریکا وجود ندارد که موضعگیری تند واشینگتن بتواند آن را تضعیف یا مسدود کند.
از سوی دیگر، مقامهای جمهوری اسلامی نیز سالهاست معترضان را عوامل دشمن خواندهاند، از جمله خامنهای در سخنرانی ۱۳ دی درباره اعتراضها، و این برچسب را از معنا خالی کردهاند.
همچنین به نظر نمیرسد معترضان از حمایت خارجی یا اتهام وابستگی به کشورهای دیگر واهمه داشته باشند.
اوباما سالها بعد اذعان کرد رویکرد محتاطانهاش در قبال جنبش سبز اشتباه بوده و تاکید کرد دولت ایالات متحده باید از جنبشهای مردمی آزادیخواه در هر نقطهای از جهان حمایت کند.
واکنش سریع و صریح ترامپ نشان میدهد او فعلا از چنین اشتباهی مصون مانده است.
تجربه دولت اوباما همچنین نشان میدهد که صرف اتخاذ یک موضع تند کافی نیست. در یکی از مقاطع حساس تحولات خاورمیانه، دولت اوباما موضعی قاطع و هشدارآمیز علیه دولت سوریه اتخاذ کرد، اما در نهایت به آن عمل نکرد.
پیامد این عقبنشینی، از نظر اعتبار و بازدارندگی، بهمراتب پرهزینهتر از یک موضعگیری محتاطانه بود.
این در حالی است که اوباما سال ۲۰۱۲ هشدار داده بود استفاده حکومت بشار اسد از سلاحهای شیمیایی «خط قرمز» آمریکا به شمار میرود.
اما یک سال بعد پس از حمله شیمیایی اسد با راکتهای حاوی سارین در منطقه غوطه که به کشته شدن صدها غیرنظامی انجامید، ایالات متحده دست به حمله نظامی نزد.
اوباما در آن زمان تلاش کرد از مسیری دیپلماتیک بحران را کنترل کند و در نهایت با توافقی بینالمللی توانست سلاحهای شیمیایی اعلامشده دولت اسد را جمعآوری کند.
این اقدام استفاده از سلاح شیمیایی در سوریه را کاهش داد اما پایان نداد، و جایگاه اوباما و دولت آمریکا را در میان مخالفان سوری بهشدت تضعیف کرد.
ترامپ اما میداند تهدید بیعمل، هم قدرت او و هم نمایش قدرت آمریکا را مخدوش میکند.
ترامپ در دو مورد تهدیدهای خود را در مورد ایران عملی کرده است: اول با کشتن قاسم سلیمانی دقیقا شش سال پیش در دی ماه ۱۳۹۸ و دوم با حمله به تاسیسات هستهای ایران تقریبا ۲۰۰ روز پیش.
۱۳ دی، ترامپ تهدیدهای اخیر خود علیه دولت نیکلاس مادورو، رییسجمهوری ونزوئلا، را عملی کرد. ترامپ اعلام کرد ایالات متحده یک حمله گسترده علیه ونزوئلا انجام داده و مادورو را به همراه همسرش بازداشت و از کشور خارج کرده است.
تاریخ نشان داده موفقیت موضعگیریهای آمریکا در ترکیبی از واکنش سریع و صریح و عمل به آن نهفته است و به نظر میرسد ترامپ به این آگاه است.
واکنشهای سریع مقامهای جمهوری اسلامی به تهدید ترامپ در حمایت از معترضان ایرانی نشان میدهد آنها نیز حداقل این تهدید را جدی گرفتهاند.