رسانه اسرائیلی: اولویت اسرائیل فروپاشی درونی جمهوری اسلامی است، نه جنگ

کانال ۱۱ اسرائیل گزارش داد این کشور از طریق واسطهها به جمهوری اسلامی پیام داده که در مقطع کنونی خواهان آغاز درگیری تازهای با تهران نیست.
خبرنگار ایراناینترنشنال در اسرائیل

کانال ۱۱ اسرائیل گزارش داد این کشور از طریق واسطهها به جمهوری اسلامی پیام داده که در مقطع کنونی خواهان آغاز درگیری تازهای با تهران نیست.
بر اساس این گزارش، رویکرد فعلی اسرائیل این است که جمهوری اسلامی باید از درون دچار فروپاشی شود و سقوط کند و انتقال این پیام نیز با همین هدف انجام گرفته است.
کانال ۱۱ افزود بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، به وزیران کابینه خود توصیه کرده تا حد امکان از اظهارنظر درباره تحولات ایران خودداری کنند و اجازه دهند رویدادها مسیر خود را ادامه دهند.
اعتراضات سراسری مردم ایران شنبه ۱۳ دی وارد هفتمین روز خود شده است. سایت حقوق بشری هرانا گزارش داده تاکنون دستکم هشت معترض در اثر تیراندازی نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی کشته شدهاند.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، ۱۲ دی هشدار داد اگر جمهوری اسلامی «به معترضان مسالمتجو شلیک کند و آنها را بهطور خشونتآمیز بکشد»، ایالات متحده برای نجات مردم اقدام خواهد کرد.
آمریکا و اسرائیل در برابر دوراهی
رسانههای اسرائیلی بهطور گسترده به پوشش تهدید ترامپ علیه رهبران جمهوری اسلامی پرداختند.
روزنامه اورشلیمپست در تحلیلی نوشت مقامهای آمریکایی و اسرائیلی در برابر یک دوراهی قرار دارند: چگونه میتوان تمایل خود به موفقیت اعتراضات در ایران را ابراز کرد، بیآنکه این حمایت آشکار به عاملی بازدارنده برای ادامه قیام تبدیل شود.
بر پایه این تحلیل، یکی از گزینههای اصلی این است که غرب بدون جنجال، از طریق ابزارهایی مانند تشدید فشارهای اقتصادی، ارائه حمایتهای فنی از جمله فراهم کردن امکان دور زدن سانسور اینترنت و دسترسی به ماهواره، و همچنین تحریم مستقیم عوامل سرکوب، به مردم ایران کمک کند.
اورشلیمپست افزود بهترین مسیر پیشروی کشورهای غربی و اسرائیل این است که از یک سو، موانع پیروزی مردم ایران را از سر راه بردارند و از سوی دیگر، شرایط را برای جمهوری اسلامی در سرکوب معترضان دشوارتر کنند.
این روزنامه همچنین از عدم پوشش گسترده در رسانههای اصلی جهانی انتقاد کرد و نوشت این خلأ رسانهای فضای لازم را برای سرکوب آسانتر معترضان از سوی جمهوری اسلامی فراهم میکند.
تهدیدات «توخالی» مقامهای جمهوری اسلامی
روزنامه معاریو در تحلیلی نوشت تهدیدهای اخیر ترامپ ممکن است شرایط را برای معترضان در ایران دشوارتر کند.
این رسانه تهدیدهای متقابل مقامهای جمهوری اسلامی را «توخالی» توصیف کرد و افزود تهران در وضعیت کنونی نه از پدافند هوایی موثر برخوردار است و نه توان دیگری برای مقابله با آمریکا و اسرائیل دارد؛ بهویژه آنکه نیروهای نیابتی آن نیز بهشدت آسیب دیدهاند.
معاریو به رهبران اسرائیل پیشنهاد کرد در شرایط فعلی، راهبرد «هوشیاری و آمادگی کامل نظامی، در کنار سکوت کامل دیپلماتیک» را در پیش بگیرند.
بر اساس این گزارش، اعتراضات اخیر ایران رهبری مشخصی ندارد که بتواند اعتراضات را وارد مرحله بعدی کند و به سقوط جمهوری اسلامی بینجامد.
این در حالی است که بسیاری از رسانههای اسرائیلی، از جمله اورشلیمپست و کانال ۱۱، در روزهای اخیر از شاهزاده رضا پهلوی بهعنوان رهبر این دور از اعتراضات نام بردهاند.


همزمان با شدت گرفتن تظاهرات ضد حکومتی در ایران، علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، با تکرار مواضع پیشین خود در قبال اعتراضات سالهای گذشته، شهروندان معترض را «مزدور دشمن» خواند و بر سرکوب مردم تاکید کرد.
خامنهای شنبه ۱۳ دی با اشاره به اعتراضات سراسری علیه حکومت گفت تجمعات اخیر سبب شد «یک عده آدم تحریکشده مزدور دشمن پشت سر بازاریها بایستند و شعار ضد اسلام و ضد ایران و ضد جمهوری اسلامی بدهند».
او افزود: «اعتراض به جاست، اما اعتراض غیر از اغتشاش است. ما با معترض حرف میزنیم. باید مسئولین با معترض حرف بزنند. با اغتشاشگر حرف زدن فایدهای ندارد. اغتشاشگر را باید به جای خودش نشاند.»
این نخستین موضعگیری خامنهای در قبال تظاهرات اخیر در کشور است.
رهبر جمهوری اسلامی در حالی اعتراضات سراسری اخیر را به «مزدوران دشمن» منتسب میکند که پیشتر در جریان سایر اعتراضات مردمی، از جمله خیزش «زن، زندگی، آزادی» و آبان ۹۸، نیز رویکرد مشابهی را در پیش گرفته و دستور سرکوب و کشتار شهروندان معترض را صادر کرده بود.
سایت حقوق بشری هرانا گزارش داده تاکنون دستکم هشت معترض در اثر تیراندازی نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی در اعتراضات اخیر کشته شدهاند.
بر اساس گزارش نهادهای مستقل مانند سازمان حقوق بشر ایران، در جریان خیزش سراسری ۱۴۰۱ نیز ۵۵۱ معترض، از جمله ۶۸ کودک، کشته شدند.
خامنهای: بحران ارزی کار دشمن است
خامنهای در ادامه سخنان خود، مشابه دیگر مقامهای جمهوری اسلامی، اعتراضات گسترده ضدحکومتی در شهرهای مختلف ایران را ناشی از مشکلات اقتصادی و بحران ارز دانست و گفت: «این اجتماعات عمدتا از طرف بازاریها بود.»
او با تکرار رویکرد همیشگی خود در نسبت دادن مشکلات به «دشمن» و شانه خالی کردن از مسئولیت حکومت گفت: «افزایش قیمت ارز خارجی، بالا رفتن بیضابطه آن و نبود ثبات، اینکه مدام بالا برود و پایین بیاید و کاسب نداند تکلیفش چیست، طبیعی نیست؛ این کار دشمن است.»
رهبر جمهوری اسلامی ادامه داد: «اینکه یک عدهای تحت عناوین گوناگون میآیند به قصد تخریب و ناامن کردن کشور پشت سر بازاریهای مومن و سالم و انقلابی قرار بگیرند، از اعتراض آنها سوءاستفاده کنند و اغتشاش کنند، اصلا قابل قبول نیست.»
این اظهارات در حالی مطرح میشوند که شهروندان معترض در شعارهای خود در نقاط مختلف ایران خواستار سرنگونی خامنهای و حکومت جمهوری اسلامی شده و بسیاری بر بازگشت شاهزاده رضا پهلوی به کشور تاکید کردهاند.
در روزهای اخیر، مقامهای بلندپایه جمهوری اسلامی تلاش کردهاند اعتراضات ضدحکومتی را صرفا به مشکلات اقتصادی تقلیل دهند و شعارهای معترضان درباره ضرورت سرنگونی جمهوری اسلامی را نادیده بگیرند.
تاکید خامنهای بر ادامه رویارویی با «دشمن»
خامنهای در پایان سخنان خود گفت جمهوری اسلامی «در مقابل دشمن کوتاه نمیآید» و «دشمن را به زانو در خواهد آورد».
او با تاکید بر مقابله با اعتراضات سراسری ادامه داد: «دشمن آرام نمینشیند، از هر فرصتی استفاده میکند. اینجا دیدند یک فرصتی است، از این خواستند استفاده کنند. البته مسئولین ما در میدان بودند و خواهند بود.»
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، ۱۲ دی هشدار داد اگر جمهوری اسلامی «به معترضان مسالمتجو شلیک کند و آنها را بهطور خشونتآمیز بکشد»، ایالات متحده برای نجات مردم اقدام خواهد کرد.
این پیام با واکنش مقامهای جمهوری اسلامی مواجه شد و شماری از آنها، از جمله علی لاریجانی، عباس عراقچی و علی شمخانی، آمریکا و اسرائیل را به هدف قرار دادن منافعشان تهدید کردند.
روزنامه معاریو پیشتر در تحلیلی، تهدیدهای مقامهای جمهوری اسلامی را «توخالی» توصیف کرد و نوشت تهران در وضعیت کنونی نه از پدافند هوایی موثر برخوردار است و نه توان دیگری برای مقابله با آمریکا و اسرائیل دارد؛ بهویژه آنکه نیروهای نیابتی آن نیز بهشدت آسیب دیدهاند.

اعتراضات تازه در ایران در بستر یک بحران عمیق اقتصادی، زیستمحیطی و سیاسی شکل گرفته و این بار دو عامل خارجی، یعنی تهدیدهای آمریکا و محاسبات امنیتی اسرائیل، میتوانند بر نحوه واکنش جمهوری اسلامی به این اعتراضات اثر بگذارند.
نشریه اکونومیست جمعه ۱۲ دی نوشت اعتراضات اخیر از نظر تعداد شرکتکنندگان به جنبش ۱۳۸۸ یا اعتراضات ۱۴۰۱ نمیرسد، اما بزرگترین موج اعتراضی از زمان خیزش «زن، زندگی، آزادی» تاکنون است.
بر اساس این گزارش، جمهوری اسلامی در شهرهای کوچک سرکوب شدیدتری انجام داده و در کلانشهرها محتاطتر عمل کرده؛ با این حال، تاکنون چند کشته و بیش از ۱۰۰ بازداشتی در ایران گزارش شده است.
اکونومیست افزود «سقوط بیش از ۴۰ درصدی ارزش ریال از خردادماه، تورم بالای ۴۰ درصد، حداقل دستمزدی که هنوز حدود دو دلار در روز است، و بحرانهای مزمن برق و آب»، از جمله ریشههای خشم عمومی در اعتراضات اخیر محسوب میشوند.
به گزارش این نشریه، ساختار قدرت تحت رهبری علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، عملا اجازه تغییرات اساسی را نمیدهد و جابهجاییهای مدیریتی اخیر در ایران بیشتر به «جابهجایی صندلیها روی عرشه کشتی در حال غرق» شباهت دارد.
دو عامل غیرقابل پیشبینی
اکونومیست در ادامه به «ضعف» اپوزیسیون جمهوری اسلامی اشاره کرد و نوشت هنوز «نشانهای از شکاف جدی در درون حاکمیت دیده نمیشود».
این رسانه همچنین دو «عامل غیرقابل پیشبینی» در خصوص تحولات اخیر ایران را برجسته کرد.
نخست، نقش بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، که «به دنبال حملات تازه علیه برنامه موشکی ایران است» و این موضوع را در دیدار اخیر خود با دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، مطرح کرده است.
اکونومیست تاکید کرد احتمال وقوع جنگ میتواند محاسبات داخلی ایران را بهطور غیرمنتظرهای دستخوش تغییر کند.
دومین عامل تاثیرگذار تهدید مستقیم ترامپ به شمار میرود که هشدار داده در صورت شلیک عوامل جمهوری اسلامی به معترضان، آمریکا «آماده مداخله» خواهد بود.
بر اساس این تحلیل، با وجود لحن معمول ترامپ در شبکههای اجتماعی، تهران دلایل کافی برای جدی گرفتن این تهدید دارد.
ترامپ سال ۱۳۹۸ دستور کشتن قاسم سلیمانی، فرمانده پیشین نیروی قدس سپاه پاسداران، را صادر کرد و در جنگ ۱۲ روزه هم تاسیسات هستهای جمهوری اسلامی را هدف قرار داد.
اکونومیست نتیجه گرفت اگرچه اعتراضات فعلی در ایران از نظر ساختاری راه درازی برای سرنگونی نظام در پیش دارد، اما ورود متغیرهای خارجی، بهویژه تهدید نظامی آمریکا و اسرائیل، میتواند مسیر تحولات را از الگوهای پیشین جدا کند؛ مسیری که نتیجه آن همچنان نامعلوم است.

همزمان با ادامه اعتراضات ضدحکومتی در ایران، دولتهای خاورمیانه واکنش علنی محدودی نشان داده و با توجه به نقش جمهوری اسلامی در معادلات امنیتی و سیاسی منطقه، تحولات ایران را با نگرانی یا محاسبه فرصتهای احتمالی دنبال میکنند.
دویچهوله جمعه ۱۲ دی گزارش داد اعتراضات اخیر در ایران که با مطالبات اقتصادی آغاز شد و اکنون به مطالبه تغییر حکومت گسترش یافته، توجه بازیگران منطقهای را به خود جلب کرده است.
بر اساس این گزارش، هرچند اعتراضات کنونی از نظر دامنه کوچکتر از خیزش «زن، زندگی، آزادی» در سال ۱۴۰۱ ارزیابی میشود، اما با توجه به نفوذ ایران در کشورهای مختلف منطقه، پیامدهای آن میتواند فراتر از مرزهای ایران باشد.
عربستان سعودی و امارات؛ رقابت مدیریتشده برای ثبات
عربستان سعودی و امارات متحده عربی که تا چند سال پیش ایران را رقیب ژئوپولیتیک خود میدانستند، اکنون ثبات منطقهای را اولویت میدانند.
روابط تهران و ریاض که در سال ۲۰۱۶ قطع شده بود، در سال ۲۰۲۳ با میانجیگری چین و در چارچوب «توافق پکن» از سر گرفته شد.
به گفته تحلیلگران، ریاض نگران است که بیثباتی در ایران به آشفتگی گستردهتر در منطقه منجر شود و بر برنامههای اقتصادی این کشور اثر بگذارد.
امارات نیز با وجود اختلافهای سیاسی، همچنان یکی از مهمترین شرکای تجاری ایران باقی مانده و در سال ۲۰۲۲ روابط دیپلماتیک خود با تهران را احیا کرد.
عراق؛ نگرانی از بیثباتی داخلی
عراق که مرزی طولانی با ایران دارد، طی دو دهه گذشته به شدت تحت تاثیر نفوذ سیاسی و نظامی ایران بوده است.
جمهوری اسلامی از گروههای شبهنظامی موسوم به «حشد شعبی» حمایت میکند؛ گروههایی که بخشی از ساختار رسمی امنیتی عراق محسوب میشوند و در عین حال، برخی از آنها وفاداری ایدئولوژیک و عملی به تهران دارند.
دویچهوله نوشت هرگونه تضعیف جمهوری اسلامی میتواند موازنه قدرت در داخل عراق را تحت تاثیر قرار دهد.
لبنان؛ پیوندهای پیچیده با حزبالله
تهران از طریق حمایت از حزبالله، نقشی کلیدی در سیاست و امنیت لبنان دارد و حزبالله علاوه بر توان نظامی، شبکه گسترده اجتماعی و سیاسی در لبنان ایجاد کرده است.
با این حال، پس از آتشبس میان لبنان و اسرائیل در اواخر سال ۲۰۲۴ و تلاش آمریکا و اسرائیل برای خلع سلاح حزبالله، روابط تهران و بیروت وارد مرحلهای حساس شده است.
بدین ترتیب، تحولات ایران میتواند بهطور مستقیم بر آینده حزبالله و جایگاه آن در لبنان اثر بگذارد.
سوریه؛ از متحد استراتژیک تا رابطهای مشروط
طی بیش از یک دهه جنگ داخلی در سوریه، جمهوری اسلامی از بشار اسد، رییسجمهوری مخلوع این کشور، حمایت نظامی و مالی کرد. از این رو، حکومت جدید که پس از سقوط اسد روی کار آمده، نگاه مثبتی به تهران ندارد.
با این حال، مقامهای سوری گفتهاند در صورت عدم مداخله جمهوری اسلامی در امور داخلی این کشور، امکان برقراری روابط در آینده را رد نمیکنند.
اسرائیل؛ فرصتی برای تضعیف جمهوری اسلامی
اسرائیل تحولات ایران را فرصتی بالقوه برای تضعیف جمهوری اسلامی بهعنوان رقیب اصلی خود میبیند.
به گفته ناظران، فشارهای داخلی در اسرائیل ممکن است دولت بنیامین نتانیاهو را به استفاده از این شرایط برای افزایش فشار بر تهران سوق دهد.
این در حالی است که در روزهای اخیر، گزارشهایی از مذاکرات نتانیاهو و دونالد ترامپ درباره حمله مجدد به ایران منتشر شده است.
اردن؛ موازنه میان تهران، واشینگتن و تلآویو
اردن در موقعیتی پیچیده قرار دارد؛ این کشور از یک سو متحد امنیتی آمریکا و دارای پیمان صلح با اسرائیل است و از سوی دیگر کوشیده تنش با جمهوری اسلامی را کاهش دهد.
با این حال، روابط اردن و ایران همچنان شکننده توصیف میشود و پیشرفت ملموسی در نزدیکی سیاسی میان امان و تهران دیده نشده است.

با گسترش اعتراضات سراسری در ایران و افزایش گزارشها درباره کشتهشدن معترضان، رسانههای معتبر جهان هر یک از زاویهای متفاوت به تحولات ایران پرداختهاند؛ از هشدارهای تند دونالد ترامپ تا تحلیل چشمانداز بقای جمهوری اسلامی در یکی از بحرانیترین مقاطع خود.
واشینگتنپست: اعتراضات اقتصادی که مرگبار شد
روزنامه واشینگتنپست اعتراضات اخیر ایران را نتیجه فروپاشی اقتصادی میداند که بهسرعت به مطالبات سیاسی گستردهتر انجامیده است. این روزنامه گزارش میدهد که اگرچه مقامهای ایرانی تنها یک کشته را تایید کردهاند، اما سازمانهای حقوق بشری از کشتهشدن چندین معترض به دست نیروهای امنیتی خبر میدهند.
واشینگتنپست به نقش بحران ارزی، تورم بالای ۴۰ درصد و سقوط بیسابقه ارزش ریال اشاره میکند و مینویسد اعتراضات از اعتصاب بازاریان آغاز شد و به تهران و شهرهای بزرگ و کوچک گسترش یافت. به نوشته این روزنامه، خانواده قربانیان اغلب تحت فشار شدید قرار میگیرند تا روایت رسمی حکومت را تایید کنند؛ امری که راستیآزمایی مستقل را دشوار کرده است.
این روزنامه همچنین به سابقه سرکوبهای خونین در ایران اشاره میکند؛ از اعتراضات آبان ۱۳۹۸ تا خیزش ۱۴۰۱، و هشدار میدهد الگوی تیراندازی به معترضان بار دیگر در حال تکرار است.
نیویورکتایمز: تهدید ترامپ و تشدید بحران
نیویورکتایمز تمرکز اصلی خود را بر اظهارات ترامپ گذاشته و آن را «تشدیدی کمسابقه» در واکنش آمریکا به اعتراضات ایران توصیف میکند. به نوشته این روزنامه، رییسجمهوری آمریکا اعلام کرده اگر حکومت ایران از نیروی مرگبار علیه معترضان استفاده کند، آمریکا «آماده و مسلح» برای مداخله است.
نیویورکتایمز گزارش میدهد که این اعتراضات که ابتدا از سوی بازاریان و دانشجویان آغاز شد، اکنون وارد ششمین روز شده و به شهرهای کوچکتر نیز سرایت کرده است. همزمان، مقامهای بلندپایه حکومت ایران از جمله رییس مجلس و دبیر شورای عالی امنیت ملی هشدار دادهاند هرگونه دخالت آمریکا میتواند کل منطقه را بیثبات کند.
این روزنامه همچنین به واکنشهای اسرائیل، حمایت علنی برخی مقامات آن از معترضان، و پاسخ شدید وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران اشاره میکند و مینویسد که بحران اقتصادی، تحریمها، کمبود آب و انرژی و محدودیتهای اجتماعی، خشم انباشته جامعه ایران را به نقطه انفجار رسانده است.
اکونومیست: اعتراضات بزرگ، اما بدون رهبری
نشریه تحلیلی اکونومیست اعتراضات اخیر را بزرگترین ناآرامیها از سال ۲۰۲۲ میداند، اما در عین حال نسبت به توان آن برای ایجاد تغییر بنیادین تردید دارد. به نوشته اکونومیست، ایران در پایان ۲۰۲۵ کشوری فرسوده از جنگ، فروپاشی اقتصادی و بحرانهای زیستمحیطی است و اعتراضات دیر یا زود اجتنابناپذیر بودند.
اکونومیست تاکید میکند که اعتراضات فعلی هنوز فاقد سه عنصر کلیدی موفقیتاند: مقیاس میلیونی، رهبری مشخص و شکاف در درون حاکمیت. به باور این نشریه، همین عوامل احتمال سرکوب یا فروکشکردن تدریجی اعتراضات را افزایش میدهد.
با این حال، اکونومیست دو «کارت ناشناخته» را برجسته میکند: احتمال تشدید درگیری نظامی با اسرائیل و تهدیدهای غیرقابل پیشبینی ترامپ. این نشریه مینویسد ترکیب فشار داخلی و تهدید خارجی میتواند سیاست ایران را به مسیرهایی غیرمنتظره سوق دهد.
تایمز لندن: هشدار آمریکا و واکنش سخت تهران
روزنامه تایمز لندن اعتراضات ایران را در چارچوب رویارویی مستقیمتر تهران و واشینگتن بررسی میکند. این روزنامه مینویسد تهدید ترامپ برای «کمک به معترضان» در صورت تیراندازی حکومت، در حالی مطرح شده که دستکم چند نفر در جریان اعتراضات کشته شدهاند و دهها نفر بازداشت شدهاند.
تایمز به اظهارات دادستان کل حکومت ایران درباره پاسخ «قاطع» به اعتراضات اشاره میکند و مینویسد خشونتها میتواند به سرکوب شدیدتری منجر شود، بهویژه در شرایطی که حکومت ایران همزمان نگران پیامدهای یک درگیری تازه با اسرائیل است.
این روزنامه همچنین به تلاش دولت برای مهار بحران—از جمله برکناری رییس بانک مرکزی—اشاره میکند، اما تاکید دارد که این اقدامات تاکنون نتوانسته مانع گسترش اعتراضات شود.
تحلیل واشینگتنپست: چگونه این بار نتیجه متفاوت باشد؟
در یادداشتی تحلیلی، واشینگتنپست استدلال میکند که تضعیف جمهوری اسلامی نهتنها از منظر اخلاقی، بلکه از منظر راهبردی نیز به نفع آمریکا و متحدانش است. به نوشته این روزنامه، حملات نظامی صرف راهحل پایدار نیست و اگر واشینگتن میخواهد این بار نتیجه متفاوتی بگیرد، باید یک کارزار «فشار حداکثریِ پایدار» را دنبال کند.
این تحلیل بر تشدید اجرای تحریمهای نفتی، افشای فساد ساختاری نهادهای زیر نظر رهبری و انتقال هزینه بحران از مردم به هسته قدرت تاکید میکند و مینویسد جمهوری اسلامی ممکن است این موج نارضایتی را نیز پشت سر بگذارد، اما فشار مستمر میتواند اثرات بلندمدت تعیینکنندهای داشته باشد.
بازتاب اعتراضات ایران در رسانههای جهانی نشان میدهد که بحران کنونی صرفاً یک ناآرامی اقتصادی نیست، بلکه بهعنوان آزمونی جدی برای بقای جمهوری اسلامی و نیز برای سیاست خارجی آمریکا و متحدانش تلقی میشود. در حالی که برخی رسانهها بر محدودیتهای جنبش اعتراضی تمرکز دارند، تقریباً همه آنها بر این نکته همنظرند: ایران وارد مرحلهای از بیثباتی ساختاری شده که پیامدهای آن، فراتر از مرزهای این کشور، منطقه و جهان را تحت تأثیر قرار خواهد داد.

به دنبال آغاز اعتراضات سراسری در ایران، مقامهای جمهوری اسلامی وعدههایی برای بهبود وضعیت معیشتی مردم دادهاند. یک فعال کارگری معتقد است که امتیازدهیهای محدود و نمایشی حکومت برای خرید زمان و جلوگیری از پیوستن نیروی کار و مزدبگیران به اعتراضات است.
فواد کیخسروی، رییس هیات مدیره کنفدراسیون کار ایران – خارج از کشور، در گفتوگو با ایراناینترنشنال ضمن اشاره به اینکه آنچه این روزها از سوی دولت و مجلس درباره لایحه بودجه ۱۴۰۵ گفته میشود، نشانه اصلاح یا تغییر رویکرد حکومت نیست، گفت: «این واکنشی سیاسی به وضعیت بحرانی جامعه و ترس از گسترش اعتراضات است. رد کلیات بودجه در مجلس و وعده اصلاح افزایش حقوقها دقیقاً در بستری رخ داده که بروز اجتماعی نارضایتی معیشتی در حال گسترش است.»
علی باباییکارنامی، رییس کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی، جمعه ۱۲ دی گفت که مجلس به دنبال افزایش ۴۰ درصدی دستمزد کارمندان و کارگران است.
پیش از این، در لایحه بودجه سال آینده، پیشنهاد افزایش ۲۰ درصدی حقوق کارکنان و بازنشستگان داده شده بود. به علاوه، گفته شده بود که افزایش مشابه برای دستمزد کارگران در نظر گرفته شده است.
به گزارش شفقنا، باباییکارنامی از «اخذ تصمیمات خوبی در کمیسیون تلفیق بودجه درخصوص افزایش حقوق و دستمزد» خبر داد.
او گفت: «در مرحله اول بررسی لایحه بودجه بعد از رد کلیات آن در کمیسیون تلفیق، یکی از نگرانیهایی که کارمندان و حقوقبگیران، بهویژه کارمندانی که بر مبنای کارگزینی باید زیر ۵۰ میلیون تومان حقوق میگرفتند، داشتند، بحث درصد افزایش حقوق آنان بود که طبق تصمیم کمیسیون تلفیق بودجه، با رعایت معافیت مالیاتی برای حقوقهای زیر ۴۰ میلیون، با افزایش حقوق این گروه به بالای ۴۳ درصد موافقت و به صحن علنی مجلس پیشنهاد شد که میتواند در رضایت کارمندان، اثرگذاری داشته باشد.»
همچنین امیرحسین بانکیپور، عضو کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی، جمعه گفت که افزایش حق عائله مندی و اولاد در بودجه سال ۱۴۰۵ به ترتیب به میزان ۵۰ و ۱۰۰ درصد خواهد بود.
قبل از این، مسعود پزشکیان، رییس دولت جمهوری اسلامی، گفته بود: «تصمیمات مهمی برای بهبود وضعیت معیشتی مردم در دستور کار دولت است.»
در پی این وعده، محمد قاسمی، معاون سیاستگذاری اقتصادی سازمان برنامه و بودجه، هم در گفتوگویی تلویزیونی در صداو سیما بود که با وعده «افزایش مبلغ شارژ کالابرگ الکترونیکی» اعلام کرد که دستکم حدود ۷۰۰ هزار تومان به ازای هر نفر در ماه اضافه خواهد شد.
خبرگزاری ایلنا در واکنش به این موضوع نوشت: «دولت میخواهد با وجود فشارهای اجتماعی و اعتراضات با پرداخت مبلغی کمتر از ۵ دلار جامعه را راضی کند.»
«عقبنشینیهای کنونی حکومت را نباید با بهبود واقعی شرایط اشتباه گرفت»
کیخسروی بر این اعتقاد است که عقبنشینیهای کنونی حکومت را نباید با بهبود واقعی شرایط اشتباه گرفت و افزود: «حتی اگر افزایش حقوقها از ۲۰ درصد به ۳۰ یا ۴۰ یا حتی ۵۰ درصد برسد، تأثیر معناداری بر زندگی نیروی کار نخواهد داشت. وقتی هزینه سبد معیشت بالای ۵۰ میلیون تومان است و دستمزدها طی سالها چند برابر از تورم عقب ماندهاند، بازی با درصدها نه بحران را حل میکند و نه فقر را کاهش میدهد.»
در حال حاضر، حداقل دستمزد کارگران مشمول قانون کار کمتر از ۱۱ میلیون تومان و با احتساب مزایا، حدود ۱۴ میلیون تومان در ماه است.
او همچنین با اشاره به اینکه «این عقبنشینیها صرفاً نتیجه اعتراضات خیابانی نیست»، گفت: «لایحه بودجه از ابتدا با مخالفتهای گسترده کارشناسی و نقدهای جدی اقتصادی روبهرو بود و حتی در درون حاکمیت نیز میدانستند که با انقباضیترین و ناپایدارترین بودجه سالهای اخیر مواجهند. اما اعتراضات اجتماعی این شکاف را علنیتر و پرهزینهتر کرده است.»
کیخسروی در مورد رویکرد حکومت در قبال اعتراضات سراسری عقیده دارد: «آنچه امروز شاهد آن هستیم، اجرای یک الگوی آشناست: ترکیب سرکوب امنیتی با امتیازدهیهای محدود و نمایشی برای خرید زمان و جلوگیری از پیوستن نیروی کار و مزدبگیران به اعتراضات ضدحکومتی.»
او اضافه کرد: «حکومت بهخوبی میداند که ورود سازمانیافته نیروی کار و اعتصابات، توازن قوا را بهطور جدی تغییر میدهد.»
کیخسروی در بخش دیگری از گفتوگوی خود با ایراناینترنشنال تاکید کرد: «حتی اگر اعتراضات خیابانی به طور موقت سرکوب شوند یا با تهدید و وعده فروکش کنند، بستر نارضایتی از بین نخواهد رفت.»
او با اشاره به واقعیاتی مانند فقر، تورم، سقوط ارزش پول ملی و فروپاشی اقتصاد خانوادهها که باقی میمانند و بازتولید میشوند، گفت: «جمهوری اسلامی نه اراده سیاسی حل این بحران را دارد و نه توان اقتصادی آن را.»
کیخسروی با توجه به همین موضوع معتقد است که «هیچ راه برونرفت پایداری از وضعیت کنونی در چارچوب این نظام قابل تصور نیست» و ادامه افزود: «تنها نیرویی که میتواند این بنبست را درهم بشکند، جنبشهای اعتراضی سازمانیافته، بهویژه جنبش طبقاتی نیروی کار است؛ جنبشی که نه با مطالبات حداقلی، بلکه با طرح مطالبات حداکثری، میتواند هم نظم اقتصادی موجود را به چالش بکشد و هم زمینه گذار به مناسبات سیاسی–اقتصادی جدید پس از جمهوری اسلامی را فراهم کند.»
