خانواده اردلان قاسمی، از کشتهشدگان خیزش «زن، زندگی، آزادی»، بر حق دادخواهی خود تاکید کرد
خانواده اردلان قاسمی، از کشتهشدگان جنبش «زن، زندگی، آزادی»، در گفتوگو با ایراناینترنشنال بر دادخواهی در زمینه کشته شدن این معترض و مجازات عاملان قتل او تاکید کردند. بر اساس مدارک به دست آمده، این معترض از پشت هدف تیراندازی قرار گرفته و کشته شده است.
خانواده قاسمی دوشنبه ۲۶ آبان به ایراناینترنشنال گفت که سه سال بعد از کشته شدن فرزندشان، عامل و آمر این قتل هنوز مشخص و مجازات نشده است.
تیراندازی از پشت
اردلان قاسمی، ۴۴ ساله و اهل گیلانغرب، شامگاه پنجشنبه ۱۹ آبان ۱۴۰۱ حوالی ساعت ۱۲، در شهر کرمانشاه هدف تیراندازی نیروهای وابسته به حکومت قرار گرفت و جان خود را از دست داد.
بر اساس جواز دفن صادر شده برای او، قاسمی از ناحیه کمر هدف دو گلوله قرار گرفته که هر دو از شکم او خارج شدهاند و یک گلوله نیز به کتف او اصابت کرد.
به گفته نزدیکان، شب حادثه، او همراه یکی از دوستانش هنگام شعارنویسی هدف تیراندازی مستقیم قرار گرفت و حدود دو ساعت و نیم پس از تیراندازی، جان باخت.
بر اساس اطلاعات ارائهشده از سوی نزدیکان او، قاسمی پیشتر در تهران با گلوله ساچمهای زخمی و بازداشت شده بود و پس از آزادی به کرمانشاه بازگشته بود.
گرفتن پول و تعهد کتبی از خانواده
نزدیکان این خانواده گزارش دادهاند تحویل پیکر او به خانواده منوط به پرداخت مبلغی از سوی آنان شده بود.
پیکر این معترض در تاریخ ۲۱ آبان ۱۴۰۱ تحت تدابیر امنیتی و پس از اخذ تعهد کتبی از خانواده، در آرامستان طاقیل گیلانغرب به خاک سپرده شد.
خانواده قاسمی بهدلیل فشارهای امنیتی امکان انتشار آزادانه عکس و فیلم از مراسم را نداشتند.
خیزش «زن، زندگی آزادی» سال ۱۴۰۱ در واکنش به کشته شدن مهسا ژینا امینی به دست ماموران گشت ارشاد در سراسر ایران به راه افتاد.
فریاد «مرگ بر خامنهای» و اعتراض علیه جمهوری اسلامی در خیابانها بلند بود و شعارنویسی نیز به عنوان بخشی از خیزش انقلابی در بسیاری از شهرها رواج داشت.
سازمان حقوق بشر ایران در گزارشی کشتهشدن ۵۵۱ معترض، از جمله ۶۸ کودک و ۴۹ زن را در این دوره اعتراضی، مستندسازی کرده است.
طبق این گزارش، دستکم ۲۲ تن از معترضان، از جمله چهار کودک و هشت زن، با خودکشی یا مرگی مشکوک جانشان را از دست دادهاند.
حکومت با بازداشتهای گسترده، تعدادی از معترضان زندانی را اعدام کرد و آمران و عاملان کشتار معترضان مجازات نشدند.
فشار بر خانوادههای کشتهشدگان
پیشتر گزارشهای بسیاری از ادامه فشار بر خانوادههای دادخواه منتشر شده و بسیاری از آسیبدیدگان به جای دسترسی به خدمات درمانی و جبران خسارت، تحت فشارهای نهادهای امنیتی قرار گرفتهاند.
کمیته مستقل حقیقتیاب سازمان ملل، آذر ماه ۱۴۰۳ اعلام کرد بازماندگان و آسیبدیدگان سرکوب خشونتآمیز جنبش «زن، زندگی، آزادی» از سوی حکومت ایران، به دسترسی به حقیقت، عدالت و پاسخگویی در مورد نقض حقوق بشر و جنایات علیه بشریت نیاز فوری دارند.
سوم آذر ۱۴۰۱ شورای حقوق بشر سازمان ملل در نشستی ویژه درباره سرکوب خیزش انقلابی ایرانیان به دست جمهوری اسلامی، قطعنامهای را به تصویب رساند که بر اساس بندی از آن، یک کمیته حقیقتیاب بینالمللی درباره اعتراضات ایران تشکیل شد.
شورای حقوق بشر سازمان ملل وظایفی را بر عهده کمیته حقیقتیاب قرار داده که شامل بررسی کامل و مستقل موارد نقض حقوق بشر به ویژه در مورد زنان و کودکان ایرانی در جریان اعتراضات سراسری، بررسی شکایتها و تخلفات و جمعآوری، تجزیه و تحلیل شواهد مربوط به آنها و حفظ شواهد میشود.
یافتههای یک تحقیق جامعهشناختی در ایران نشان میدهد مراجعه به فالگیر برای برخی شهروندان در عمل به سازوکاری جهت کاهش اضطراب و تحمل فشارهای زندگی روزمره تبدیل شده است.
حامد بخشی، دانشیار پژوهشکده گردشگری جهاد دانشگاهی مشهد و وجیهه جلائیان بخشنده، استادیار جامعهشناسی دانشگاه گلستان، در پژوهش خود مراجعه به فالگیر در بخشی از جامعه ایران را یک «مکانیسم فرهنگی برای مواجه با بلاتکلیفی و دغدغههای زندگی» توصیف میکنند.
پژوهشگران برای بررسی دقیقتر پدیده فالگیری، بیش از هزار قطعه از گفتوگوهای یک فالگیر زن شناختهشده در نیشابور را ضبط و تحلیل کردند.
فالگیر چگونه مشکل را میسازد و امید میدهد؟
نتایج این مطالعه حاکی از آن است که ساختار گفتوگو در اتاق فالگیر طبق یک الگوی چهار مرحلهای شامل «شناسایی مشکل، پیشگویی، تجویز راهکار و ترسیم فرجام» پیش میرود.
در گام اول، فالگیر «با زبانی خاص و بیشتر انتزاعی» و با استفاده از اصطلاحاتی مانند «سنگینی»، «بسته شدن»، «چشم سنگین»، «گره افتادن در کار» و «شلوغی» که بهصورت عینی مشاهده یا تجربه نمیشوند، مسائل را به گونهای ترسیم میکند تا فضایی تهدیدآمیز برای مراجعهکننده پدید آید.
به تعبیر پژوهشگران، فالگیر از این طریق جایگاه خود را بهعنوان «تنها فرد قادر در تشخیص و رفع این مشکلات» تثبیت میکند.
در گام دوم، مسائلی مهمی مانند ازدواج و تشکیل خانواده، فرزندآوری، کار، تحصیل، ثروت، و مشکلات قضایی و اداری محور پیشگوییها قرار میگیرد؛ مسائلی که با «نیازها و دغدغههای اجتماعی و فردی» مراجعهکنندگان همخوانی دارد.
اغلب این پیشگوییها «ترکیبی از هشدار و امید» است و آیندهای کموبیش امیدوارکننده را پیش چشم مخاطب میگذارد.
برای نمونه، در یکی از جلسات، مرد ۵۸ سالهای که نگران شغل خود است، از فالگیر این پیام را دریافت میکند: «کار جدیدی که شروع میکنه به نفعشه.» این نمونهای از روایتهای امیدبخش است که میتواند اضطراب فرد را کاهش دهد.
مرحله سوم «تجویز راهکار» است. در این مرحله، فالگیر با توصیههایی مانند نذر، صدقه، دعا، صبر و احتیاط در برابر اطرافیان غیرقابل اعتماد، «احساس کنترل بر شرایط» را در مراجعهکننده تقویت میکند.
این توصیهها به فرد این پیام را منتقل میکند که با چند عمل ساده میتواند مسیر زندگی خود را بهبود بخشد.
در مرحله چهارم، تقریبا همه فالها با ترسیم «آیندهای مثبت» تمام میشوند و فالگو از این راه حس امید و اطمینان را در مشتریان خود تقویت میکند.
به گفته پژوهشگران، این وعدهها با «پاسخ به دغدغههای مشتریان، فالگیری را بهعنوان راهکاری برای غلبه بر بلاتکلیفی و ناامیدی تثبیت میکنند و فالگو با ارائه تصویری روشن از آینده، مشتریان را به ادامه باور به تواناییهای خود و هدایت او ترغیب میکند».
فالگیری، از خرافه تا «فناوری فرهنگی»
بخشی و جلائیان با اشاره به رونق فال قهوه و تاروت و همچنین فالگیری در پیامرسان تلگرام و شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام، این پدیده را صرفا «خرافی» نمیدانند.
آنها معتقدند در جامعه امروز ایران، فالگیری به «فناوری فرهنگی» تبدیل شده است؛ سازوکاری که در دل بحران اقتصادی، فشارهای اجتماعی و ناامنیها، «نقش مهمی در پاسخ به نیازهای روانی، اجتماعی و وجودی مشتریان ایفا میکند».
به باور آنها، این یافتهها «نهتنها بازتابدهنده دغدغههای مشتریان در زمینههایی مانند ازدواج، فرزندآوری، کار و شغل، تحصیل، ثروت و مسائل قانونی است»، بلکه از «توانایی فالگو در شخصیسازی واگویهها» بر اساس ویژگیهای مشتریان و زمینههای فرهنگی-اجتماعی حکایت دارد.
پژوهشگران در پایان تاکید میکنند نتایج این تحقیق میتواند برای سیاستگذاری فرهنگی و اجتماعی قابل استفاده باشد.
به نوشته این دو پژوهشگر، از آنجا که «فالگیری با کاهش اضطراب و تقویت احساس کنترل» همراه است، نهادهای اجتماعی میتوانند از همین سازوکار در برنامههای مشاوره روانشناختی و حمایت اجتماعی بهره ببرند.
بر این اساس، ایجاد فضاهایی که امکان گفتوگو و پاسخگویی به نیازهای عاطفی و وجودی افراد را فراهم کند، میتواند جایگزین مناسبی برای مراجعه به فالگیر باشد.
طبق یافتهها، عوامل اقتصادی بر گرایش شهروندان به فالگیری موثر هستند و در نتیجه، سیاستهایی که ناامنی معیشتی را کاهش دهند، در کاهش تقاضا برای فالگیری نیز نقش خواهند داشت.
بابک شکارچی، معاون فنی و نظارت سازمان نظام پزشکی ایران، اعلام کرد در پی دریافت گزارشهایی درباره انجام عمل جراحی به دست افراد «تکنسین» و فاقد مجوز، این سازمان دستورالعمل نصب دوربین در اتاقهای عمل را تهیه و برای وزارت بهداشت ارسال کرده است.
شکارچی دوشنبه ۲۶ آبان در مصاحبه با خبرگزاری ایلنا گفت این دستورالعمل پس از جمعآوری نظرات کارشناسان مختلف تنظیم شده و هدف آن، نصب دوربین در اتاقهای عمل به گونهای است که «حریم خصوصی بیمار نیز حفظ شود».
او افزود: «این اقدام توسط ما پیش از هر گونه توسعهای در این زمینه مطرح و به وزارتخانه پیشنهاد شد. هدف ما از تدوین این دستورالعمل، رسیدگی به گزارشهای دریافتی درباره برخی افراد تکنیسین بوده که بدون مجوز اقدام به انجام عمل میکنند و پزشک نیستند.»
معاون نظام پزشکی با تاکید بر لزوم اعمال نظارت بیشتر در اتاقهای عمل، نصب دوربین را اقدامی «کاملا درست» بهمنظور «تحت کنترل» قرار دادن تمامی فرایندهای انجامشده حین جراحی خواند.
هشدار درباره احتمال نقض حریم خصوصی بیمار و پزشک
در ماههای گذشته، چندین گزارش رسانهای و شهروندی درباره سپردن وظیفه و مسئولیت جراحی به رزیدنتها منتشر شده است.
کاربران شبکههای اجتماعی میگویند برخی پزشکان مشهور که دارای پست و سمت در ارکان حکومت جمهوری اسلامی نیز هستند، جراحی را به تکنسینها میسپارند و تنها پایان کار را امضا میکنند.
با این حال، کیارش آرامش، پزشک و متخصص پزشکی اجتماعی و اخلاق زیستی، در مصاحبه با ایراناینترنشنال، نصب دوربین در اتاقهای عمل برای مقابله با چنین پدیدهای را «نقض کامل حریم خصوصی بیمار و پزشک» توصیف کرد.
او توضیح داد: «وقتی افرادی در وزارت بهداشت به این ویدیوها دسترسی داشته باشند، دیگر نمیتوان حفاظت از آن را کنترل کرد؛ بنابراین زمینه سوءاستفاده فراهم میشود.»
علی القاصی مهر، رییس کل دادگستری استان تهران، ۲۴ آبان از سازمان نظام پزشکی خواست اسامی پزشکان و افراد متخلفی که در زیرزمینها و مکانهای غیربهداشتی، بدون مجوز و حتی با سوءاستفاده از نام پزشکان خارجی اقدام به جراحی میکنند، «بدون استناد به کمبود نیرو» به قوه قضاییه معرفی کند.
معاون فنی و نظارت سازمان نظام پزشکی با اشاره به این دستور گفت در گام نخست، برخی «ارائهدهندگان خدمات سلامت از جامعه پزشکی» مرتکب تخلف شدهاند و پرونده آنها هماکنون در حال رسیدگی است.
شکارچی افزود بخش دوم این مشکل به «دخالتهای غیرمجاز» افرادی خارج از جامعه پزشکی، از جمله برخی آرایشگران، مربوط میشود که بدون صلاحیت در امور درمانی فعالیت میکنند.
آرامش با اشاره به این بحران به ایراناینترنشنال گفت: «تا زمانی که بنیاد اخلاقی جامعه متحول نشده و یک سازمان نظام پزشکی مستقل و نه نیمهدولتی شکل نگرفته است، این مشکل برطرف نخواهد شد.»
روزنامه شرق در گزارشی از افزایش «سوءمصرف داروهای اعصاب و روان» در ایران خبر داد و نوشت چنین داروهایی را میتوان در ناصرخسرو که بازار سیاه فروش دارو در تهران است، «در کمتر از ۱۰ دقیقه» یافت.
در این گزارش که دوشنبه ۲۶ آبان منتشر شد، آمده است: «چرخی در بازار ناصرخسرو نشان میدهد که در کمتر از ۱۰ دقیقه میتوان به انواع و اقسام داروهای اعصاب و روان دسترسی پیدا کرد. ویاس، ریتالین، دیازپام، زولپیدوم، میدازولام و دهها داروی دیگر که با قیمتهای باورنکردنی به فروش میرسند، از ورقی دو تا پنج میلیون تومان.»
این گزارش بر پایه گفتوگو با مصرفکنندگان داروها، روانپزشکان، پرستاران بخشهای مسمومیت در بیمارستانهای اصلی تهران و همچنین صاحبان داروخانهها تهیه شده است.
یک پرستار در مصاحبه با شرق گفت: «تقریبا هیچ شیفتی بدون حداقل یک مراجعه سوءمصرف داروی روان تمام نمیشود.»
یک روانپزشک نیز که نامش فاش نشده، از نبود آمار و اطلاعات جدید در زمینه سوءمصرف داروها و اعتیاد خبر داد.
او به شرق گفت: «داروهای مرتبط با اختلالات روان مثل ویاس از آنجایی که در دسته آمفتامینها قرار میگیرند، قابلیت سوءمصرف نیز در آنها وجود دارد.»
سوگل، یکی از مصرفکنندگان این داروها که هنوز وارد دهه سوم زندگیاش نشده، در مصاحبه با شرق گفت عوارض متعدد سوءمصرف این داروها را در میان دوستانش دیده و «آن را زندگی کرده» است.
او توضیح داد که «هر چندوقت یکبار مصرف این داروها متنوعتر میشود» و حتی برخی داروهای ویژه بیماران سرطانی بهدلیل ایجاد «یک نوع نشئگی خوشایند»، از سوی گروهی از جوانان مورد استفاده قرار میگیرند.
سوگل به افزایش مصرف برخی داروهای خوابآور در میان نوجوانان و جوانان اشاره کرد و افزود مشکل اصلی این داروها این است که در ابتدای مصرف فرد احساس بهبود میکند، اما با گذشت زمان و عادت بدن به دارو، اثر آن کاهش مییابد و وضعیت روانی فرد بهمراتب بدتر از قبل میشود و «در موقعیتهایی تصمیمهای ناگهانی خطرناکی میگیرند».
او همچنین تاکید کرد پزشکان این نوع داروها را «بهراحتی تجویز میکنند».
در سالهای اخیر گزارشهای مختلفی از افزایش بیماریهای مربوط به اعصاب و روان در ایران منتشر شده است.
دادههای رسمی نشان میدهند حدود ۲۵ تا ۳۰ درصد از جمعیت ایران با نوعی اختلال روانی مواجه هستند و فشارهای مزمن اقتصادی و اجتماعی، وضعیت روان جمعی را در مرحله هشدار قرار داده است.
کارشناسان، عواملی چون محدودیتها و فشارهای اجتماعی، تحریمهای اقتصادی فلجکننده، بیثباتیهای سیاسی و حتی جنگ را در ایجاد چنین شرایطی موثر میدانند.
همچنین در سالهای اخیر، آمار اقدام به خودکشی در ایران رشد قابل توجهی داشته است.
کارشناسان توصیه میکنند اگر با فرد یا افرادی روبهرو شدید که از جملات یا عباراتی حاکی از افسردگی یا تمایل به پایان دادن به زندگی استفاده میکنند، از آنها بخواهید با پزشک معتمد، مراکز تخصصی حمایت روانی یا فردی مورد اعتماد درباره نگرانیهای خود گفتوگو کنند. اگر خودتان به خودکشی فکر میکنید، در ایران میتوانید با اورژانس اجتماعی به شماره ۱۲۳ تماس بگیرید.
دو زن جوان طی یک ماه در محلهای در شهر آبادان به شکل مرموزی مفقود شدند. روزنامه اعتماد در گزارشی احتمال سریالی بودن رویدادهای ناپدید شدن مرضیه البوغبیش و ستاره حیدری را مطرح کرد.
با گذشت بیش از یک ماه از ناپدید شدن مرضیه و ستاره، هنوز هیچ سرنخی از سرنوشت آنها به دست نیامده و نگرانی عمومی در این شهر بهشدت افزایش یافته است.
هر دوی آنها شبهنگام در محلهای مشابه و در نزدیکی «پارک شاپور» و خیابان «امیری» مفقود شدهاند؛ اتفاقی که برخی کاربران شبکههای اجتماعی را به احتمال سریالی بودن این حوادث رسانده است.
اعتماد دوشنبه ۲۶ آبان نوشت از منظر جرمشناسی، زمانی که «زمان»، «مکان»، «الگوی خروج» و «مسیر حرکت» بین چند پرونده مشابه باشد، احتمال وقوع یک سناریوی سریالی مطرح میشود.
با این حال، پلیس تاکنون هیچ ارتباط رسمی میان این دو پرونده اعلام نکرده و صرفا گفته که «در حال پیگیری گسترده» است.
روحالله زندی، دادستان آبادان، درباره پرونده حیدری اعلام کرد او ۱۵ آبان برای خرید به مرکز شهر رفته بود، اما پس از آن هر دو خط تلفنش خاموش شد.
او از ارجاع پرونده با دستور قضایی به آگاهی آبادان خبر داد و افزود با وجود بازبينی دوربينهای محدوده و استعلام از ادارات و نهادهای انتظامی و درمانی، تاكنون اطلاعی از ستاره به دست نیامده است.
پدر ستاره نیز در مصاحبه با اعتماد گفت دخترش که روز حادثه در کنکور آزمایشی شرکت کرده بود، بر اساس تصاویر دوربینهای مداربسته، حين بازگشت به پارك شاپور در همان حوالی ناگهان ناپديد شده است.
او پیشتر با استناد به همین تصاویر گفته بود یک پسر جوان پشت سر ستاره حرکت میکرده و خودرویی نیز در محل دیده میشود که ظاهرا همان لحظه «حمله کرده» و ستاره را سوار کردهاند.
پدر ستاره همچنین این احتمال را مطرح کرد که شاید یک نفر پشت فرمان بوده و فرد دیگری بیرون خودرو نقش داشته است.
البوغبیش ۲۸ شهریور حوالی پارک شاپور بهطرز مشکوکی ناپدید شد.
برادر او به اعتماد گفت مراجع اعلام کردهاند فیلم دوربینها بررسی شده، اما هیچ ردی از مرضیه به دست نیامده است.
او تاکید کرد: «نه پای خواستگار سمج در میان بوده نه با پسری ارتباط داشته... مدارك شناسايی خود را خانه گذاشته... در همان محدوده پارك شاپور ناپديد شده است.»
به گفته برادر مرضیه، در حال حاضر اهالی آبادان وحشت كردهاند و حتی میترسند از تاکسی اینترنتی اسنپ استفاده كنند.
معیار تشخیص پروندههای سریالی در جهان
اعتماد در این گزارش با استناد به تحلیلهای جرمشناسی نوشت احتمال «سریالی بودن» تنها زمانی مطرح میشود که چند معیار مانند شباهت مکانی، زمانی، ویژگیهای قربانیان و الگوی رفتاری مشترک بهصورت همزمان وجود داشته باشد.
بر اساس این گزارش، معیارهای تکمیلی شامل «امضا» و «تحلیل پروندههای مشابه» است.
با این حال، کارشناسان هشدار میدهند که «شباهت مکان» بهتنهایی هرگز دلیل قطعی برای سریالی بودن نیست.
علیمحمد نائینی، سخنگوی سپاه پاسداران، با اشاره به غافلگیر شدن فرماندهان سپاه پاسداران در جریان جنگ ۱۲ روزه اعلام کرد اسرائیل امیرعلی حاجیزاده، فرمانده وقت نیروی هوافضای سپاه و جمعی از نیروهایش را در همان قرارگاهی هدف قرار داد که «وعده صادق یک و دو» از آنجا فرماندهی شده بود.
نائینی دوشنبه ۲۶ آبان در گفتوگو با خبرگزاری مهر «فناوری، غافلگیری، زمان، جغرافیای عمل و ابتکار عمل» را از عوامل اصلی تعیینکننده در جنگ ۱۲ روزه برشمرد و اذعان کرد حمله آغازین اسرائیل «غافلگیرکننده» بود.
او افزود جمهوری اسلامی پیشتر نیز در جریان هشت ساله با عراق غافلگیر شده بود، «چون تهدید صدام را جدی نگرفته بودیم».
تحلیلگران دفاعی و امنیتی معتقدند حکومت ایران در جریان جنگ اخیر بهطور آشکاری غافلگیر شد و اسرائیل به همین دلیل توانست در ساعات اولیه نبرد، بلندپایهترین فرماندهان سپاه پاسداران را هدف قرار دهد.
نائینی با این حال کوشید غافلگیری فرماندهان ارشد سپاه در جریان جنگ اخیر را توجیه کند و گفت آنان در حالی کشته شدند که «دائما در حال ارزیابی و کنترل آمادگی رزمی در همه ابعاد بودند، از سلاح و تجهیزات گرفته تا تاکتیک و فناوری».
هرچند جمهوری اسلامی در جریان نبرد با اسرائیل متحمل شکستهای گسترده اطلاعاتی و نظامی شد، در ماههای اخیر کوشیده است با ارائه روایتی متفاوت از این رخداد، خود را پیروز میدان نبرد معرفی کند.
حسن حسنزاده، فرمانده سپاه تهران، ۲۶ آبان گفت جنگ ۱۲ روزه «یک پیروزی تمامعیار و عزتمندانه را نصیب ملت ما و انقلاب اسلامی و اسلام کرد».
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، تاکنون بارها تاکید کرده این کشور کسانی را که در پی «نابودی» آن هستند، هدف قرار خواهد داد.
او ۲۴ مهر گفت: «دست قاطع اسرائیل به همه کسانی که در پی آسیب رساندن و نابودی اسرائیل بودهاند، خواهد رسید.»
سخنگوی سپاه پاسداران در ادامه مصاحبه خود، بر ادامه برنامه موشکی جمهوری اسلامی تاکید کرد و گفت: «کسانی معتقد بودند که مذاکره از جنگ جلوگیری میکند، اما این موضوع رنگ باخت و مشخص شد که اهمیت موشک چیست.»
نائینی با اشاره به برخی گمانهزنیها در خصوص احتمال رویارویی مجدد جمهوری اسلامی و اسرائیل افزود: «اسرائیل حالا حالاها شرایط جنگ جدید ندارد.»
پیش از جنگ ۱۲ روزه، پنج دور مذاکرات هستهای میان تهران و واشینگتن برگزار شد، اما با تاکید مقامهای جمهوری اسلامی بر ادامه غنیسازی در خاک ایران، گفتوگوها به بنبست رسید.
سعید خطیبزاده، معاون وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، ۲۵ آبان در مصاحبه با شبکه خبری سیانان گفت هرگونه مذاکره احتمالی میان تهران و واشینگتن زمانی معنا خواهد داشت که در آن «حق ایران برای ادامه غنیسازی» به رسمیت شناخته شود.
آمریکا و اسرائیل بارها تاکید کردهاند به جمهوری اسلامی اجازه دستیابی به سلاح اتمی نخواهند داد.
محمد اسلامی، رییس سازمان انرژی اتمی جمهوری اسلامی، ۲۵ آبان گفت: «ما دائما با تهدید مواجهیم. هر روز تهدید میشویم که اگر دست به اقدامی بزنید، دوباره حمله میکنیم.»
در جریان جنگ ۱۲ روزه، هفت فروند بمبافکن بی-۲ در عملیات «چکش نیمهشب» از پایگاه وایتمن آمریکا به سمت ایران به پرواز درآمدند و سایتهای اتمی نطنز، فردو و اصفهان را هدف قرار دادند.
ترامپ از آن زمان بارها این عملیات را موفقیتآمیز خوانده و اعلام کرده این تاسیسات نابود شدهاند.
سیانان ۲۵ آبان با استناد به ارزیابی اولیه سازمانهای اطلاعاتی آمریکا گزارش داد سه سایت هستهای در ایران بهشدت آسیب دیدهاند، اما برنامه هستهای تهران احتمالا تنها تا حدود دو سال عقب افتاده است.
پایگاه خبری بلومبرگ ۲۴ آبان نوشت پس از جنگ، «ابهام هستهای» جمهوری اسلامی افزایش یافته است، زیرا تهران ماههاست اجازه بازرسی از تاسیسات خود را نمیدهد.