رییس سازمان قضایی نیروهای مسلح: آمریکا آرزوی کاهش برد موشکهای ما را به گور میبرد
احمدرضا پورخاقان، رییس سازمان قضایی نیروهای مسلح، در واکنش به سخنان مقامهای آمریکا درباره موشکهای دوربرد جمهوری اسلامی گفت: «معاون ریس جمهور آمریکا در کمال وقاحت میگوید برد موشکهای ایران باید به زیر ۵۰۰ کیلومتر تقلیل یابد. البته آنها این آرزو را به گور خواهند برد.»
او درباره حمله احتمالی دوباره اسرائیل افزود: « با ترمیم خسارات وارده، آمادگی کامل جهت مقابله قاطع و سریع با هرگونه تهدید و ماجراجویی دشمن را داریم.»
شورای همکاری خلیج فارس و اتحادیه اروپا با انتشار بیانیهای خواستار از سرگیری همکاری کامل جمهوری اسلامی با آژانس بینالمللی انرژی اتمی و همچنین «توقف گسترش موشکهای بالستیک، پهپادها و هر فناوری دیگری» شدند که امنیت این مناطق و فراتر از آن را تهدید میکند. تهران واکنش نشان داد.
اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، سهشنبه ۱۵ مهر این بیانیه را «مداخلهجویانه و بیاساس» خواند.
او گفت: «اروپا صلاحیت اظهار نظر درباره توان دفاعی ایران را ندارد.»
در بیانیه مشترک شورای همکاری خلیج فارس و اتحادیه اروپا که ۱۴ مهر منتشر شد، آمده است که گسترش برنامههای موشکی و پهپادی جمهوری اسلامی «صلح و امنیت بینالمللی را نقض میکند».
کشورهای عضو این دو نهاد بینالمللی در این بیانیه که پس از نشست مشترکشان منتشر شد، از تهران خواستند تا سیاست «تنشزدایی منطقهای» را دنبال کند.
این بیانیه همچنین بر اهمیت «اطمینان از ماهیت صلحآمیز برنامه هستهای ایران» تاکید کرد و از جمهوری اسلامی خواست تا «به تعهدات قانونی خود تحت نظامهای نظارتی بازگردد و اعتمادسازی انجام شده و امنیت و ثبات منطقهای و جهانی تقویت شود».
همزمان با انتشار بیانیه کشورهای عربی و اتحادیه اروپا، یوهان وادفول، وزیر خارجه آلمان، در حاشیه نشست وزیران خارجه اتحادیه اروپا و شورای همکاری خلیج فارس در کویت گفت که هدف برلین تعمیق همکاری با کشورهای مهم خلیج فارس برای حفاظت از مسیرهای دریایی و «مقابله با نفوذ بیثباتکننده جمهوری اسلامی در منطقه» است.
وزیران خارجه کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس و اتحادیه اروپا پس از سیونهمین نشست مشترک در بیانیهای بر لزوم پایبندی به قوانین بینالمللی از جمله منشور سازمان ملل، احترام به حاکمیت کشورها، تمامیت ارضی و اصل عدم مداخله در امور داخلی و پرهیز از تهدید یا توسل به زور، تاکید کردند.
در بخشی از این بیانیه با اشاره به اعمال مجدد تحریمهای سازمان ملل علیه جمهوری اسلامی، آمده است که تلاشهای دیپلماتیک گسترده در مجمع عمومی سازمان ملل برای تمدید قطعنامه ۲۲۳۱ نتیجهای نداشت: «با این حال بازگشت تحریمها به معنای پایان دیپلماسی با ایران نیست.»
شورای همکاری خلیج فارس اعلام کرد تنها راهحل پایدار برای مسئله هستهای ایران، تلاشهای سیاسی و دیپلماتیک است و از نقش مثبت عمان در تسهیل گفتوگوها و ادامه تلاشهای اتحادیه اروپا قدردانی کرد.
روزنامه فایننشال تایمز، ششم تیر در تحلیلی هشدار داد حملات اسرائیل و آمریکا به تاسیسات هستهای جمهوری اسلامی در ایران اگرچه بهطور بیسابقهای این برنامه را تضعیف کرده اما کشورهای حاشیه خلیج فارس اکنون خود را در معرض تهدیدی میبینند که دیگر با توافقهای پیشین قابل مهار نیست.
تاکید دوباره بر «حاکمیت امارات متحده عربی بر جزایر سهگانه»
شورای مشترک کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس و اتحادیه اروپا در بیانیه مشترک خود همچنین بار دیگر از ایران خواستند تا به «اشغال سه جزیره امارات متحده عربی، شامل جزایر تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی» پایان دهد.
در این بیانیه در این زمینه آمده است: «این اقدام نقض حاکمیت امارات و اصول منشور سازمان ملل است.»
این شورای مشترک، «نگرانی عمیق خود را از فقدان پیشرفت در حل و فصل اختلاف میان امارات و ایران بر سر سه جزیره تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی» ابراز و بار دیگر حمایت خود را از «حل و فصل مسالمتآمیز این اختلاف از طریق مذاکرات دوجانبه یا ارجاع به دیوان بینالمللی دادگستری مطابق با حقوق بینالملل و اصول منشور سازمان ملل» اعلام کرد.
سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی در بیانیه روز سهشنبه خود «تکرار ادعای امارات متحده عربی راجع به جزایر ایرانی تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی» را رد کرد.
او همچنین از آنچه «دخالتهای مخرب و تفرقهانگیزانه برخی کشورهای اروپایی در امور منطقه خلیج فارس» خواند، انتقاد کرد.
این اولین بار نیست که اتحادیه اروپا در همراهی با شورای همکاری خلیج فارس، بر موضع ابوظبی درباره این جزایر تاکید میکند.
امارات متحده عربی از سال ۱۳۷۱ خواهان ارجاع این موضوع به دیوان بینالمللی لاهه است.
ایران در مقابل، با طرح این نکته که مساله حاکمیت بر جزایر به طور قطعی و دائمی در سال ۱۹۷۱ تعیین تکلیف شده است، این درخواست را رد کرده و تنها برای مذاکره «برای رفع سوءتفاهم» اعلام آمادگی کرده است.
علاوه بر اتحادیه اروپا، روسیه و چین نیز با موضع امارات متحده عربی همراه شدهاند.
روسیه و شش کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس در سال ۱۴۰۲ در نشستی مشترک در مسکو، با صدور بیانیهای خواستار «ارجاع پرونده جزایر سهگانه به دیوان بینالمللی دادگستری بهمنظور حل و فصل این موضوع مطابق با مشروعیت بینالمللی» شدند.
در واکنش به این موضعگیری، جمعی از سفیران و دیپلماتهای پیشین جمهوری اسلامی گفتند: «روسیه مانند چین برای پیگیری اهداف منطقهای و منافع خود، تمامیت ارضی ایران را وجه المصالحه قرار داده است.»
علیرضا منادی، رییس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی، اعلام کرد مرگ نیما نجفی، دانشآموز روستای سهرین زنجان، بهدلیل تنبیه بدنی بوده است.
منادی در نامهای به علیرضا کاظمی، وزیر آموزش و پرورش، نوشت: «مطلع شدیم این دانشآموز مقطع متوسطه اول در تاریخ ۹ مهر بهدلیل ایست قلبی ناشی از تنبیه بدنی و فشار جسمانی از سوی مسئولان مدرسه فوت کرده است.»
او با «بسیار غمانگیز» خواندن این اتفاق، خواهان صدور دستور بررسی دقیق موضوع از سوی وزیر آموزش و پرورش و گزارش نتیجه آن به کمیسیون آموزش، تحقیقات و فناوری مجلس شد.
منادی تاکید کرد: «دستورات لازم داده شود تا دیگر شاهد چنین حوادث تلخ و غمانگیزی نباشیم.»
دهم مهر، سایت دیدهبان ایران به نقل از عموی این دانشآموز و با استناد به فیلم دوربینهای مدرسه گزارش داد که این دانشآموز به خاطر تنبیه، مجبور شده بوده دو بار دور حیاط مدرسه بدود و هنگامی که قصد داشته در صف بایستد، حالش بد شده و روی زمین افتاده است.
او اضافه کرد نیما نسبت به همسن و سالهای خود اضافهوزن داشت و همین موضوع منجر به ایست قلبی شده است.
نیروهای اورژانس پس از اعزام به مدرسه متوجه شده بودند این نوجوان ۱۴ ساله دچار کاهش سطح هوشیاری شده و قلب و ریهاش کار نمیکند.
تنبیه بدنی دانشآموزان در مدارس ایران موضوعی با سابقه طولانی است و در سالهای گذشته گزارشهای بسیاری در این باره منتشر شده است. موضوعی که نشان میدهد تنبیه بدنی در مدارس مختص به دهههای قبل نیست و همچنان مواردی از این دست در مدارس سراسر کشور گزارش میشود.
آذرماه ۱۴۰۳، روزنامه هممیهن در گزارشی با عنوان «آموزش به ضرب شیلنگ» از ادامهدار بودن تنبیه بدنی دانشآموزان در مدارس ایران خبر داد.
اردیبهشت ۱۴۰۳ نیز ایراناینترنشنال از مخاطبان خود پرسید که «تجربه و روایتشان از بازرسی وسایل دانشآموزان و برخوردهای خشن مسوولان مدرسه با نوجوانان چیست؟»
مخاطبان ایراناینترنشنال در پاسخهای خود از «رفتارهای غیرقانونی و خشن» مسوولان مدرسه با کودکان و نوجوانان خبر دادند.
در روزگاری که واژه آزادی در ایران، زخمی بر زبان مردم است، بنایی در قلب تهران هنوز قامت راست کرده تا یادآور رویایی باشد که نیم قرن پیش بر سنگ نوشته شد. برج آزادی، یا همان شهیاد سابق، بنایی است که از خیال جوانی برآمد و به نماد آرزوی نسلی تبدیل شد.
اکنون، در دانشگاه استنفورد در کالیفرنیا، آن جوان دیروز، حسین امانت، معمار این بنا، جایزه فرهنگی «بیتا» را دریافت کرده است؛ جایزهای که با پشتیبانی بیتا دریاباری، کارآفرین و نیکوکار ایرانیآمریکایی، و در چارچوب برنامههای مرکز مطالعات ایرانشناسی دانشگاه استنفورد به مدیریت دکتر عباس میلانی برگزار میشود.
این جایزه هر سال به هنرمند یا اندیشمندی اهدا میشود که سهمی در زنده نگه داشتن فرهنگ ایرانی و گسترش گفتوگوی آن با جهان داشته است. اما امسال، انتخاب حسین امانت معنایی فراتر یافت: تجلیل از معمار آزادی در سرزمینی که آزادی از مردمش دریغ شده است.
خیال معمار جوان
در سال ۱۳۴۵ مسابقهای ملی برای طراحی نماد ایران نوین برگزار شد. از میان دهها طرح، اثر جوانی ۲۴ ساله از دانشکده هنرهای زیبا برگزیده شد. حسین امانت در طرح خود، تاریخ و آینده را در هم آمیخت: قوسهای ساسانی، ظرافت اسیسمی و منطق هندسی مدرن را در قالبی واحد نشاند.
کار ساخت از آبان ۱۳۴۸ آغاز شد و در مهر ۱۳۵۰ پایان یافت. بنایی از سنگ مرمر قروه، با سازهای از بتن مسلح، که در روز افتتاح «شهیاد آریامهر» نام گرفت و نماد شکوه ایران مدرن بود.
اما با انقلاب ،۱۳۵۷ نامش تغییر کرد و «آزادی» شد؛ در سرزمینی که همان روزها آزادی از آن گرفته شد.
از آن پس، برج آزادی به پارادوکسی زنده بدل شد: نماد آزادی در کشوری بی آزادی.
نمادی که به مردم پیوست
در دهههای بعد، این برج نه فقط از حیث معماری، که از حیث معنا، بازتعریف شد. جمهوری اسلامی کوشید آن را در نمادهای رسمی خود بگنجاند، اما برج از چنگ حکومت گریخت و به مردم پیوست.
میدان آزادی در همه خیزشهای بزرگ معاصر، از جنبش دانشجویی دهه هفتاد تا اعتراضات ۱۳۸۸، دی ماه ۱۳۹۸ و انقلاب «زن، زندگی، آزادی» در ۱۴۰۱ به میدان اعتراض بدل شد.
در کنار همان برجی که به نام آزادی نامیده شد، نیروهای امنیتی بارها بر پیکر جوانانی آتش گشودند که فریاد میزدند: «مرگ بر دیکتاتور»
برج آزادی، امروز بیش از هر زمان، نماد مقاومت است؛ نمادی که یادآور رویایی است که هنوز در دل مردم زنده مانده است.
معمار ایمان و دانش
حسین امانت تنها معمار برج آزادی نیست. او در سالهای مهاجرت، طرح شماری از مراکز مذهبی و فرهنگی جامعه بهایی در جهان را طراحی کرده است؛ از جمله ساختمان مرکزی بیتالعدل اعظم در شهر حیفا در اسرائیل، که عالیترین نهاد اداری و معنوی آیین بهایی است و از شاهکارهای معماری قرن بیستم به شمار میآید.
او همچنین طراح آرامگاه عبدالبها در شهر عکا دراسرائیل است ؛ بنایی که ساخت آن از سال ۲۰۱۹ آغاز شد و قرار است در سال میلادی پیش رو به بهرهبرداری برسد. این بنا به لحاظ معماری، پیوندی میان سادگی شرقی و فرمهای مدرن دارد و امانت آن را «خانه آرامش» توصیف کرده است.
در کنار کارهای معماری، او بنیانگذار یک نهاد غیرانتفاعی آموزش عالی برای بهاییان است؛ نهادی که در واکنش به محرومیت سیستماتیک بهاییان از تحصیل در ایران تاسیس شد تا جوانان محروم بتوانند در خارج از نظام رسمی جمهوری اسلامی، تحصیل کنند و دانش بیاموزند.
امانت بارها گفته است: «آموزش، همان آزادی درونی است. وقتی آزادی از انسان گرفته میشود، باید آن را با دانش بازسازی کرد.»
استنفورد؛ جایی برای زنده نگه داشت فرهنگ ایران
در آن سوی جهان، در دانشگاه استنفورد، مراسم اهدای جایزه «بیتا» با حضور هنرمندان، دانشگاهیان و ایرانیان مقیم آمریکا برگزار شد. دکتر عباس میلانی، مدیر مرکز مطالعات ایرانشناسی، در سخنرانی خود گفت: «اگر تهران شهری بیچهره میماند، برج شهیاد به آن چهره بخشید. امانت با سنگ، هویت ساخت و با قوسهایش تاریخ را به آینده رساند.»
بیتا دریاباری، حامی اصلی این جایزه، نیز تاکید کرد که هدف او از حمایت از این رویداد، پاسداری از میراث فرهنگی و معنوی ایران است.
او گفت: «ما در خارج از کشور وظیفه داریم از حافظان فرهنگی خود تقدیرکنیم.»
حسین امانت در میان تشویق حاضران، جایزه را دریافت کرد و با صدایی آرام اما استوار گفت: «برج شهیاد از آرزوی من برای پیوند سنت و مدرنیته زاده شد. میخواستم نشان دهم که ایران میتواند ایرانی بماند و جهانی شود. اما امروز، بیش از همیشه، میدانم که آزادی، تنها با ساخت بنا ممکن نیست؛ باید آن را زندگی کرد.»
میراثی که از وطن جدا نشد
پس از انقلاب، حسین امانت به کانادا مهاجرت کرد. اما هیچ یک از فاصلهها نتوانستند او را از وطن جدا کنند. آثارش در ایران، همچنان برپا هستند؛ از دانشکده مدیریت دانشگاه تهران تا سازمان میراث فرهنگی، همه با همان امضای معمار جوانی که در دهه چهل باور داشت سنگ هم میتواند سخن بگوید.
در غربت، او هرگز از ساخت باز نایستاد. اما برج آزادی برای او همان است که حافظ برای شعر فارسی بود: یک اثر، اما جهانی.
برجی که هنوز نگاه میکند
در پایان مراسم استنفورد، تصویر برج آزادی بر پرده افتاد. نور آن تالار را پر کرد و صدای موسیقی ایرانی در فضا پیچید. در آن لحظه، گویی میان تهران و سانفرانسیسکو پلی نامرئی کشیده شد؛ پلی از سنگ و اندیشه، از خاطره و امید.
برج آزادی هنوز ایستاده است؛ اما نه برای نظامی که کوشید نامش را مصادره کند، بلکه برای مردمی که در پای آن، آزادی را فریاد زدهاند.
این برج، اکنون سندی است بر ایستادگی ایرانیان؛ سندی بر این حقیقت ساده اما پرهزینه: آزادی را نمیتوان مصادره کرد حتی اگر نامش را بر برجی بگذارند و معنایش را از مردم بگیرند.
سازمان عفو بینالملل اعلام کرد دهها نفر در ایران، از جمله محمدجواد وفاییثانی، پس از «محاکمههای بهشدت ناعادلانه» و محکومیتهای سیاسی از سوی دادگاههای انقلاب در معرض خطر اعدام قرار دارند.
این سازمان در رسانه اجتماعی ایکس با هشتگ «نه به اعدام» نوشت مقامهای جمهوری اسلامی «باید اکنون همه اعدامها را متوقف کنند.»
بابک پاکنیا، وکیل محمدجواد وفاییثانی، از معترضان آبان ۹۸، پیشتر خبر داد حکم اعدام او با وجود «ایرادات فراوان» در شعبه نهم دیوان عالی کشور تایید شده است.
محمد شریقی مقدم، دبیرکل خانه پرستار ایران، اعلام کرد حرفه پرستاری در کشور در وضعیت بحرانی قرار گرفته و در حالی که نظام سلامت با کمبود شدید نیرو روبهرو است، بیش از ۶۰ هزار پرستار در ایران بیکارند و ظرفیت دانشکدههای پرستاری هم سال به سال افزایش مییابد.
شریفیمقدم، دوشنبه ۱۴ مهرماه، در گفتوگو با سایت دیدهبان ایران تاکید کرد که شرایط دشوار کاری، فشارهای روانی و نابرابری مزدی باعث شده بسیاری از پرستاران از این شغل دلزده شوند و به دنبال راهی برای خروج از بیمارستانها باشند.
دبیرکل خانه پرستار با اشاره به تغییر مسیر شغلی پرستاران و رهایی از شغلهای فرساینده، پرخطر و کمدرآمد، گفت: «امروز دیگر پرستاران برای خروج از این حرفه به سمت یک شغل خاص نمیروند، بلکه هر راهی که بتوانند برای خلاص شدن از شرایط سخت پرستاری پیدا کنند، انتخاب میکنند.»
او اضافه کرد: «ما پرستارانی داشتهایم که وارد بازار آزاد شدهاند، به سمت کارهای بیمهای یا تاییدات پزشکی رفتهاند و حتی در حوزههایی مثل کاشت ناخن مشغول به کار شدهاند. پرستارانی هم بودهاند که به مشاغلی مثل کار کردن در شهرداری یا رانندگی در تاکسیهای اینترنتی روی آوردهاند.»
پیش از این در هشتم شهریور، عباس عبادی، معاون پرستاری وزارت بهداشت، اعلام کرده بود که ۵۷۰ پرستار در سال ۱۴۰۴ از ایران مهاجرت کردهاند که این موضوع خسارتهای اقتصادی و اجتماعی فراوانی به همراه دارد.
او با اشاره به کمبود پرستار در نظام سلامت ایران گفت در حال حاضر به ۱۰۰ هزار پرستار نیاز داریم.
مهاجرت، انتخاب نخست پرستاران
شریفیمقدم در بخش دیگری از گفتوگو به مهاجرت بخش قابلتوجهی از پرستاران اشاره کرد و گفت: «این دسته معمولا کسانی هستند که سالها در این حرفه کار کردهاند، تجربه و مهارت دارند و با مدرک کارشناسی یا کارشناسی ارشد پرستاری به کشورهای دیگر میروند. تفاوت درآمد در داخل و خارج کشور بسیار چشمگیر است.»
او ادامه داد: «پرستاری که در ایران حدود ۲۰۰ دلار دریافت میکند، همان کار را در خارج از کشور با درآمد چهار تا شش هزار دلاری انجام میدهد. بنابراین مهاجرت نخستین انتخاب بسیاری از پرستاران است.»
دبیرکل خانه پرستار درباره گروههای دیگری از پرستاران گفت عدهای از پرستاران به کارهایی مثل پرستاری در منزل، فروش تجهیزات پزشکی یا تدریس بهداشت در مدارس و برخی دیگر به مشاغل کاملا غیرمرتبط مانند خرید و فروش تخممرغ روی آوردهاند.
او درباره انگیزه اصلی این خروجها تاکید کرد: «بیتردید عامل اصلی، مسائل مالی است. پرستار وقتی میبیند در بیمارستان حقوق ناچیزی دریافت میکند، طبیعی است که به دنبال شغلی با درآمد بالاتر برود.از سوی دیگر، حرفه پرستاری یکی از سختترین و فرسایندهترین مشاغل است. فشار روانی و جسمی بسیار بالاست و محیط بیمارستان همواره آکنده از غم و رنج بیماران است.»
شریفیمقدم، ۱۰ مرداد نیز گفته بود با وجود تعداد زیادی فارغالتحصیل بیکار پرستاری، استقبال از آگهی استخدام رسمی در شهرهای بزرگ بسیار کم است و متفاضی برای استخدام ۱۰ تا ۱۲ هزار پرستار هنوز پیدا نشده است.
عباس عبادی، معاون پرستاری وزارت بهداشت نیز مردادماه گفته بود: «سال گذشته هزار و ۹۰۰ نفر ار پرستاران بازنشست شدند و نزدیک به دو هزار و ۱۵۰ نفر هم بنا به دلایل مختلف یا استعفا کردند یا ترک شغل کردند یا مرخصیهای طولانی مدتی گرفتند.»
بر اساس شاخصهای نظام سلامت، یا باید به ازای هر هزار شهروند باید سه نیروی پرستار در کادر درمانی کشور وجود داشته باشد، یا برای هر تخت بیمارستانی دو پرستار فعال جذب شوند.