سازمان عفو بینالملل: دهها نفر در ایران، از جمله محمدجواد وفاییثانی، در خطر اعدام هستند
سازمان عفو بینالملل اعلام کرد دهها نفر در ایران، از جمله محمدجواد وفاییثانی، پس از «محاکمههای بهشدت ناعادلانه» و محکومیتهای سیاسی از سوی دادگاههای انقلاب در معرض خطر اعدام قرار دارند.
این سازمان در رسانه اجتماعی ایکس با هشتگ «نه به اعدام» نوشت مقامهای جمهوری اسلامی «باید اکنون همه اعدامها را متوقف کنند.»
بابک پاکنیا، وکیل محمدجواد وفاییثانی، از معترضان آبان ۹۸، پیشتر خبر داد حکم اعدام او با وجود «ایرادات فراوان» در شعبه نهم دیوان عالی کشور تایید شده است.
محمد شریقی مقدم، دبیرکل خانه پرستار ایران، اعلام کرد حرفه پرستاری در کشور در وضعیت بحرانی قرار گرفته و در حالی که نظام سلامت با کمبود شدید نیرو روبهرو است، بیش از ۶۰ هزار پرستار در ایران بیکارند و ظرفیت دانشکدههای پرستاری هم سال به سال افزایش مییابد.
شریفیمقدم، دوشنبه ۱۴ مهرماه، در گفتوگو با سایت دیدهبان ایران تاکید کرد که شرایط دشوار کاری، فشارهای روانی و نابرابری مزدی باعث شده بسیاری از پرستاران از این شغل دلزده شوند و به دنبال راهی برای خروج از بیمارستانها باشند.
دبیرکل خانه پرستار با اشاره به تغییر مسیر شغلی پرستاران و رهایی از شغلهای فرساینده، پرخطر و کمدرآمد، گفت: «امروز دیگر پرستاران برای خروج از این حرفه به سمت یک شغل خاص نمیروند، بلکه هر راهی که بتوانند برای خلاص شدن از شرایط سخت پرستاری پیدا کنند، انتخاب میکنند.»
او اضافه کرد: «ما پرستارانی داشتهایم که وارد بازار آزاد شدهاند، به سمت کارهای بیمهای یا تاییدات پزشکی رفتهاند و حتی در حوزههایی مثل کاشت ناخن مشغول به کار شدهاند. پرستارانی هم بودهاند که به مشاغلی مثل کار کردن در شهرداری یا رانندگی در تاکسیهای اینترنتی روی آوردهاند.»
پیش از این در هشتم شهریور، عباس عبادی، معاون پرستاری وزارت بهداشت، اعلام کرده بود که ۵۷۰ پرستار در سال ۱۴۰۴ از ایران مهاجرت کردهاند که این موضوع خسارتهای اقتصادی و اجتماعی فراوانی به همراه دارد.
او با اشاره به کمبود پرستار در نظام سلامت ایران گفت در حال حاضر به ۱۰۰ هزار پرستار نیاز داریم.
مهاجرت، انتخاب نخست پرستاران
شریفیمقدم در بخش دیگری از گفتوگو به مهاجرت بخش قابلتوجهی از پرستاران اشاره کرد و گفت: «این دسته معمولا کسانی هستند که سالها در این حرفه کار کردهاند، تجربه و مهارت دارند و با مدرک کارشناسی یا کارشناسی ارشد پرستاری به کشورهای دیگر میروند. تفاوت درآمد در داخل و خارج کشور بسیار چشمگیر است.»
او ادامه داد: «پرستاری که در ایران حدود ۲۰۰ دلار دریافت میکند، همان کار را در خارج از کشور با درآمد چهار تا شش هزار دلاری انجام میدهد. بنابراین مهاجرت نخستین انتخاب بسیاری از پرستاران است.»
دبیرکل خانه پرستار درباره گروههای دیگری از پرستاران گفت عدهای از پرستاران به کارهایی مثل پرستاری در منزل، فروش تجهیزات پزشکی یا تدریس بهداشت در مدارس و برخی دیگر به مشاغل کاملا غیرمرتبط مانند خرید و فروش تخممرغ روی آوردهاند.
او درباره انگیزه اصلی این خروجها تاکید کرد: «بیتردید عامل اصلی، مسائل مالی است. پرستار وقتی میبیند در بیمارستان حقوق ناچیزی دریافت میکند، طبیعی است که به دنبال شغلی با درآمد بالاتر برود.از سوی دیگر، حرفه پرستاری یکی از سختترین و فرسایندهترین مشاغل است. فشار روانی و جسمی بسیار بالاست و محیط بیمارستان همواره آکنده از غم و رنج بیماران است.»
شریفیمقدم، ۱۰ مرداد نیز گفته بود با وجود تعداد زیادی فارغالتحصیل بیکار پرستاری، استقبال از آگهی استخدام رسمی در شهرهای بزرگ بسیار کم است و متفاضی برای استخدام ۱۰ تا ۱۲ هزار پرستار هنوز پیدا نشده است.
عباس عبادی، معاون پرستاری وزارت بهداشت نیز مردادماه گفته بود: «سال گذشته هزار و ۹۰۰ نفر ار پرستاران بازنشست شدند و نزدیک به دو هزار و ۱۵۰ نفر هم بنا به دلایل مختلف یا استعفا کردند یا ترک شغل کردند یا مرخصیهای طولانی مدتی گرفتند.»
بر اساس شاخصهای نظام سلامت، یا باید به ازای هر هزار شهروند باید سه نیروی پرستار در کادر درمانی کشور وجود داشته باشد، یا برای هر تخت بیمارستانی دو پرستار فعال جذب شوند.
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، در گفتوگویی تازه هشدار داد که جمهوری اسلامی «در حال ساخت موشکهای بالستیک با برد ۸ هزار کیلومتر» است. موشکهایی که به گفته او با اندکی توسعه خاک آمریکا را در تیررس اهداف هستهای تهران قرار خواهند داد.
نتانیاهو در گفتوگویی مفصل با بن شاپیرو، تحلیلگر سیاسی و روزنامهنگار محافظهکار آمریکایی، بر نقش کشورش در مهار جمهوری اسلامی طی دو سال گذشته و «عقب راندن تهدید هستهای کسانی که شعار مرگ بر آمریکا میدهند» تاکید کرد.
او در پاسخ به دو پرسش شاپیرو که بر موضوعاتی غیر از ایران متمرکز بود، به همکاری اسرائیل با آمریکا علیه جمهوری اسلامی پرداخت و تاکید کرد که با وجود «عقب راندن» جمهوری اسلامی، «در هم شکستن محور ایران در منطقه» و «نابودی بیشترِ نیروهای نیابتی آنها» خطر برنامه هستهای و موشکهای بالستیک جمهوری اسلامی هنوز وجود دارد.
وقتی شاپیرو از او خواست برای آمریکاییها توضیح دهد که چرا اتحادی مستحکم میان آمریکا و اسرائیل باید برای آنها مهم باشد، گفت که اگر جمهوری اسلامی بُرد موشکهای بالستیک خود را تنها ۳ هزار کیلومتر دیگر توسعه دهد، میتواند شهرهای نیویورک، واشینگتن، بوستون و میامی را هدف قرار دهد.
او درباره حملات به تاسیسات هستهای ایران به همراه آمریکا گفت: «ما در ائتلاف علیه ایران تقسیم وظایف درستی داشتیم و توانستیم ایران را که میتوانست از هر شهر آمریکایی باجخواهی کند، خنثی کنیم.»
نخستوزیر اسرائیل همچنین گفت: «در حال حاضر آزادی و امنیت جهان به قدرت ایالات متحده بستگی دارد.»
نتانیاهو در ادامه اسرائیل را خط مقدم رویارویی با تهدیدهای بالقوه علیه ایالات متحده عنوان کرد و افزود: «اسرائیل در همکاری نزدیک با آمریکا، بی اینکه جنگ جهانی سوم در بگیرد، هزاران سرباز آمریکایی کشته یا به تهران اعزام شوند، دشمنانی را شکست داده که دشمنان شما هم بودهاند. این یکی از دلایل اهمیت اتحاد ما و شماست.»
پایان جنگ غزه و آینده حماس
نخستوزیر اسرائیل در بخش دیگری از مصاحبه گفت که به پایان جنگ نزدیک شدهاند، سپس تاکید کرد: «پایان تنها زمانی معنا دارد که گروگانها آزاد شوند و حکومت حماس بهطور کامل برچیده شود.»
او افزود: «پایان جنگ به معنای توقف عملیات نیست، بلکه تضمین این است که غزه دیگر هرگز تهدیدی علیه اسرائیل یا صلح منطقه نباشد.» نتانیاهو تأکید کرد که آزادی گروگانها و «خاتمه کامل حاکمیت حماس» پیششرطهای اصلیاند و تنها پس از آن میتوان به گسترش توافق ابراهیم و برقراری صلحی گستردهتر با کشورهای عربی و اسلامی امیدوار بود.
او همچنین گفت: «اگر غزه از وجود حماس پاکسازی شود، صلح در منطقه و حتی فراتر از خاورمیانه دستیافتنی خواهد شد.»
نتانیاهو همچنین به نقش اسرائیل در اتحاد با آمریکا پرداخت و گفت: «شعار اول آمریکا طبیعی است، اما اول آمریکا به معنای تنها ماندن آمریکا نیست. حتی ابرقدرتها هم به متحد نیاز دارند.»
او اسرائیل را متحدی برای ایالات متحده توصیف کرد که بدون درخواست از آمریکا برای اعزام نیروی زمینی، همواره از خود دفاع کرده و همزمان فناوریهای حیاتی مانند «گنبد آهنین»، موشکهای «ارو» و سامانه ضدتانک «تروفی» را با واشینگتن شریک شده است. او با نقل قول از ژنرال جورج کیگن، یکی از فرماندهان اطلاعاتی نیروی هوایی ایالات متحده در دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰، مدعی شد اطلاعات امنیتی اسرائیل بارها جان شهروندان آمریکایی را نجات داده است.
نتانیاهو به نقل قولی مشهور از ژنرال جورج کیگن اشاره داشت که اطلاعات دریافتی آمریکا از اسرائیل را «معادل کار پنج سازمان سیا» توصیف کرده بود. این جمله در اصل بهطور مشخص درباره اطلاعات اسرائیل درباره نیروی هوایی شوروی و فناوریهای دفاع هوایی بیان شده بود.
نتانیاهو همچنین بر مسیر خودکفایی نظامی اسرائیل تأکید کرد و آن را مشابه تجربه اقتصادی این کشور دانست: «ما متحدی هستیم که هم از خود دفاع میکنیم و هم محصولات فناوری و اطلاعاتیمان را در اختیار آمریکا میگذاریم. این اتحاد به سود هر دو طرف است.»
گفتوگوی شاپیرو با نتانیاهو دوشنبه شب به وقت شرق آمریکا در کانال پرمخاطب این روزنامهنگار در یوتیوب انتشار یافت و در شش ساعت نخست، بیش از ۴۸ هزار بار دیده شد.
شاپیرو بنیانگذار و سردبیر وبسایت دِیلیوایر است و برنامههای رادیویی و پادکستهای پرشنوندهای دارد. او که به سرعت در استدلال، استفاده از دادهها و سبک جدلی در مصاحبهها و همینطور ارائه دیدگاههای تند و صریح در حوزه سیاست، فرهنگ و رسانه مشهور است، یکی از چهرههای پرنفوذ جریان راست در آمریکا به شمار میآید.
رییس اتاق اصناف تهران با انتقاد از «سکوت مسئولان» در برابر گرانی کالاها گفت که تا ۷۰ درصد تولید و تامین کالا و کالاهای اساسی و معیشت مردم، «هیچ ربطی به اتفاقات بینالمللی ندارد».
حمیدرضا رستگار دوشنبه ۱۴ مهر در گفتوگو با خبرگزاری ایلنا تاکید کرد این اتفاقات «تنها روی ۳۰ درصد کالاها» میتواند برخی مواقع «مهم یا متوسط یا حتی بیاهمیت باشد».
او گفت: «به طور مثال، اینکه دلار در واردات کالای لوکس موثر است یا خیر، روی زندگی قشر متوسط جامعه تاثیری ندارد. هرچند تنها درصد کوچکی از جامعه ما بهدلیل توانمندی اقتصادی از کالاهای لوکس استفاده میکنند.»
سخنان رستگار در ارتباط با دلیل افزایش قیمت کالاها در بازار و نیز بحثهای مربوط به تاثیر فعالسازی مکانیسم ماشه بر قیمتها، ابراز شد.
پیش از این (هشتم مهر) و همزمان با انتشار گزارشهایی در رسانههای ایران در مورد تاثیر روانی فعالسازی مکانیسم ماشه بر اقتصاد کشور، مسعود پزشکیان، رییس جمهوری اسلامی ایران، ایالات متحده را متهم کرد که «با اجرای مکانیسم ماشه در پی تشدید فشار بر ملت و ایجاد نارضایتی داخلی» است.
بریتانیا، فرانسه و آلمان، ششم شهریور روند ۳۰ روزه بازگرداندن تحریمهای سازمان ملل علیه ایران را آغاز کردند. جمهوری اسلامی این اقدام را محکوم کرد.
رستگار در بخشی از مصاحبه خود با ایلنا در مورد دلیل افزایش قیمت کالاها در بازار گفت: «این اتفاقی که افتاده، بیشتر یک جنگ رسانهای و روانی است که مردم را به سمتی بردهاند که نگران باشند چه اتفاقی خواهد افتاد و فعالسازی مکانیسم ماشه، کجا را هدف گرفته است؟»
او افزود: «یکی از مسائل مهم این است که مسئولان کشور مساله مکانیسم ماشه را نمیشکافند و بازگو نمیکنند که این موضوع چقدر میتواند روی جریانات اقتصادی اثر بگذارد و چقدر تاکنون اثر گذاشته است.»
رستگار همچنین با اشاره به اهمیت جلوگیری از افزایش تورم گفت: «کسانی که سیاستگذاری پولی و بانکی و مالی میکنند باید جلوی تورم کاذب را بگیرند.»
افزایش قیمتها و کاهش چشمگیر فروش کالاهای اساسی
در روزها و هفتههای اخیر، گزارشهای زیادی در مورد افزایش بیرویه قیمتها در ایران منتشر شده است.
روزنامه هممیهن دوشنبه ۱۴ مهر نوشت: «همزمان با افزایش قیمت کالاهای اساسی، میزان فروش گوشت، مرغ، ماهی، حبوبات، تخممرغ و محصولات لبنی نسبت به یک سال گذشته در تهران کاهش چشمگیری داشته است و بسیاری از مشتریان درخواست خرید برنج و حبوبات در حجمهایی بسیار کم و بهاندازه تهیه یک وعده غذایی را دارند.»
بر اساس این گزارش، برخی از قصابیها هم در محلات جنوب تهران بهدلیل افزایش قیمت گوشت، فروش آن را متوقف کردهاند و در مواردی «با درخواست خرید ضایعات مرغ» روبهرو شدهاند.
هممیهن نوشت: «دادههای وزارت بهداشت نشان میدهد از سال ۱۳۸۵ تا سال ۱۴۰۲، مصرف گوشت قرمز در دهکهای پایین درآمدی به میزان ۴۰ درصد کاهش پیدا کرد و مصرف نان بهعنوان منبعی ارزانتر برای تامین کالری، بهطور عمدهای افزایش پیدا کرد.»
این در شرایطی است که طی ماههای اخیر با مجوز دولت پزشکیان، قیمت نان افزایش چشمگیری پیدا کرده است.
در این ارتباط، فعالان و تشکلهای کارگری و صنفی از بیتفاوتی حکومت در قبال این موضوع انتقاد کرده و گفتهاند این روند به زیان خانوادههای کارگران و سایر مزدبگیران است.
در حال حاضر، پایه دستمزد یک کارگر مشمول قانون کار حدود ۱۱ میلیون تومان در ماه است و این در شرایطی است که حتی تشکلهای کارگری تحت حمایت حکومت، هزینه معیشت ماهانه در شهرهای بزرگ را حدود ۵۰ میلیون تومان برآورد کردهاند.
چند ماه پس از کنارهگیری روزبه پارسی، مدیر پیشین برنامه خاورمیانه و شمال آفریقا در موسسه امور بینالملل سوئد، یک نشریه سوئدی جزییاتی از گزارش تحقیقی این موسسه درباره او را منتشر کرد که نشان میدهد پارسی از نام یک دانشگاه و همچنین میلیونها کرون بودجه دولتی بهره برده است.
روزبه پارسی، برادر تریتا پارسی، رییس پیشین نایاک، متهم به «لابیگری برای جمهوری اسلامی» بوده است.
نشریه سوئدی فوکوس در گزارش خود تاکید کرد که پارسی از دانشگاه لوند برای مشروعیت دادن به انجمن خود استفاده و از این طریق، میلیونها کرون از بودجه دولتی دریافت کرده است.
فوکوس به نقل از یاکوب هالگرن، رییس موسسه امور بینالملل سوئد، درباره این که چرا پارسی مجبور به ترک این موسسه شد، نوشت: «اطلاعات جدیدی درباره انجمنی که پارسی سالها آن را اداره کرده به دست آمده است. نتیجه گرفتیم که فعالیتهای آن با شغل او بهعنوان مدیر برنامه همخوانی ندارد.»
خرداد امسال، پارسی از سمت خود در مدیریت برنامه خاورمیانه موسسه امور بینالملل سوئد کنارهگیری کرد.
پس از افشاگری رسانههای سوئدی مبنی بر ارتباط او با یک شبکه وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی که هدف آن تاثیر بر سیاستهای کشورهای غربی بوده، موسسه امور بینالملل سوئد تحقیقی انجام داد که نتیجه گرفت پارسی در شفافیت درباره ارتباطات و همکاریهایش با نیروهای حامی رژیم ایران کوتاهی کرده است.
این تحقیقات مستقل دخالت او را در «کارزار نفوذ» جمهوری اسلامی رد کرد اما او بهدلیل عدم شفافیت درباره نقشش در شبکهای مرتبط با حکومت ایران، مورد انتقاد قرار گرفت.
بر اساس این تحقیق، پارسی انجمنی به نام «گروه تحقیقات ایران اروپا» تاسیس کرد که هدف آن ترویج روابط ایران با جهان بوده است. این انجمن بعدا نام خود را به «ایمِرگ» (EMERG) تغییر داد.
نشریه فوکوس نوشت گرچه تحقیق صورت گرفته، نتوانست مدرکی پیدا کند که نشان دهد پارسی یا انجمن او به نام «گروه تحقیقات ایران اروپا» از تهران تامین مالی شدهاند اما نشان داد که این انجمن میلیونها کرون از بودجه دولت سوئد دریافت کرده است.
فوکوس اکنون افزود که بودجههایی نیز تحت نام دانشگاه لوند جمعآوری شدهاند.
گروه تحقیقات ایران اروپا در دفتر ثبت شرکتها هنوز با نشانی دانشگاه لوند ثبت است.
دانشگاه لوند
ارتباط انجمن پارسی با دانشگاه لوند
نشریه سوئدی فوکوس نوشت تصاویر صفحه وب قدیمی انجمن که اکنون غیرفعال است، نشان میدهد این انجمن خود را وابسته به دانشگاه لوند معرفی کرده و در اطلاعات تماس، نام «دانشگاه لوند» درست زیر نام انجمن آمده است.
این انجمن همچنین میزبان سمینارهایی درباره ایران بوده که در ساختمانهای دانشگاه لوند برگزار شدهاند.
ارتباط انجمن با دانشگاه همچنین در یک فهرست مربوط به سال ۲۰۱۵ دانشگاه لوند دیده میشود که گروه تحقیقات ایران اروپا در کنار سازمانهای شناختهشدهای مانند موسسه تحقیقات دفاعی سوئد، موسسه تحقیقات صلح استکهلم و سازمان توسعه بینالمللی سوئد ثبت شده بود.
فوکوس به یک سند دیگر نیز اشاره کرده که انجمن پارسی یک مبلغ برای پروژه داخلی در سیستم حسابداری دانشگاه دریافت کرده که شامل هزینه سفرها، نمایندگی و کنفرانسها بوده است.
یک مدرک از دسامبر ۲۰۱۷ نیز نشان میدهد بیش از ۴۱ هزار کرون از بودجه دانشگاه به پروژه گروه تحقیقات ایران اروپا منتقل شده است.
گیسلا لیندبرگ، مسئول ارتباطات دانشکدههای علوم انسانی و الهیات این دانشگاه، در پاسخ به سوالات فوکوس درباره ارتباط دانشگاه و گروه تحقیقات ایران اروپا گفت: «این یک آدرس قدیمی است که از قبل باقی مانده (دقیقا از چه زمانی نمیدانیم). چون انجمن ارتباطی با دانشکده علوم انسانی ندارد، اطلاعات آدرس باید بهروزرسانی و حذف شود.»
با وجود اینکه اسناد نشان میدهند این انتقالها انجام شده، دانشگاه لوند درباره بودجه پروژه یا انتقال بودجه اظهار نظر نکرد.
فوکوس نوشت که گروه تحقیقات ایران اروپا بهعنوان بخشی از دانشگاه لوند معرفی میشده؛ در حالی که در واقع یک انجمن خصوصی بوده است.
این نشریه سوئدی تاکید کرد انجمن با کسب مشروعیت از دانشگاه، میلیونها کرون بودجه از نهادها و بنیادها دریافت کرده است.
برای مثال، یک موسسه سوئدی در دسامبر ۲۰۱۶ قراردادی با گروه تحقیقات ایران اروپا برای انجام مطالعهای درباره نیازهای ظرفیت کارمندان بخش دولتی ایران امضا کرد.
فوکوس نوشت که مسئول تماس خود روزبه پارسی بود و موسسه سوئدی میدانست که انجمن با نشانی دانشگاه لوند ثبت شده و خود را بخشی از دانشگاه معرفی میکند، چون آدرس گروه تحقیقات ایران اروپا، مرکز مطالعات خاورمیانه دانشگاه لوند بود.
این موسسه سوئدی در پاسخ به درخواست فوکوس گفت: «از طریق گفتوگو با متقاضیان اطمینان حاصل میکنیم که بازیگران جدی هستند. در این مورد مشخص بود که گروه تحقیقات ایران اروپا بود که درخواست بودجه کرده بود.»
فوکوس افزود: «بنابراین زمانی که قرارداد امضا و پول پرداخت شد، موسسه سوئدی آگاه بود که گروه تحقیقات ایران اروپا یک انجمن خصوصی است که تحت نام دانشگاه فعالیت میکند.»
این نشریه به مثال دیگری در این زمینه اشاره کرده است.
بر اساس این گزارش، وزارت خارجه سوئد حدود ۳۶۵ هزار کرون برای یک کنفرانس در تهران در سال ۲۰۱۵ به گروه تحقیقات ایران اروپا پرداخت کرد که باید با همکاری موسسه مطالعات سیاسی و بینالمللی که مستقیما تحت کنترل وزارت خارجه ایران است، برگزار میشد.
به نوشته فوکوس، در سند درخواست بودجه از وزارت خارجه سوئد، دانشگاه لوند بهعنوان درخواستکننده نوشت: «درخواست بودجه برای گروه تحقیقات ایران اروپا.»
این نشریه افزود: «وزارت خارجه سوئد بدین ترتیب درخواست گروه تحقیقات ایران اروپا را بهعنوان درخواست دانشگاه ثبت کرده بود.»
بر اساس این گزارش، بخش زیادی از برنامه به دلایل سیاسی لغو شد و انجمن بیش از ۲۰۰ هزار کرون را بازپرداخت کرد اما یک گروه کوچک به تهران سفر کرد و جلساتی با موسسه مطالعات سیاسی و بینالمللی و دیگر افراد در تهران برگزار شد.
طبق تحقیقات موسسه امور بینالملل سوئد، گروه تحقیقات ایران اروپا همچنین از منابع بینالمللی مانند بنیاد برادران راکفلر، پارلمان اروپا، بنیاد هاینریش بل و وزارت خارجه بریتانیا و سوئیس بودجه دریافت کرده و با دانشگاههای پرینستون و دانشگاه کالیفرنیا، لسآنجلس همکاری داشته است.
پارسی با وجود کنارهگیری از این موسسه، هنوز بهعنوان پژوهشگر در دانشگاه لوند مشغول است و بهعنوان کارشناس درباره مناقشات خاورمیانه در رسانهها، از جمله رادیو سوئد، اظهار نظر میکند.
استنرگارد افزود: «آنچه بهطور کلی میتوانم بگویم این است که ایران در حال انجام فعالیتهای اطلاعاتی علیه سوئد است و ما این موضوع را بسیار جدی میگیریم.»
ایراناینترنشنال و سمافور پیشتر در تحقیقاتی مشترک که مهرماه ۱۴۰۲ منتشر شد، درباره شبکه نفوذ جمهوری اسلامی در غرب افشاگری کردند.
بر اساس این گزارش تحقیقی که به ابعاد جنگ نرم تهران میپردازد، وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی در اواخر سال ۱۳۹۲ حلقهای از تحلیلگران و محققان خارج کشور را تحت عنوان «طرح کارشناسان ایران» تشکیل داد و برای سالهای متمادی از این شبکه بهمنظور گسترش قدرت نرم حکومت ایران و افزایش نفود آن در صحنه بینالمللی استفاده کرد.