• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

«ماشه»ای که چکانده شد

مرتضی کاظمیان
مرتضی کاظمیان

ایران‌اینترنشنال

۵ مهر ۱۴۰۴، ۰۰:۰۷ (‎+۱ گرینویچ)

پس از هفته‌ها و بلکه ماه‌ها تعلیق و تشویش در افکار عمومی، سرانجام فرآیند مکانیسم ماشه، نهایی و تکمیل و قطعنامه پیشنهادی روسبه و چین در شورای امنیت سازمان ملل متحد رد شد.

به این ترتیب، و در عمل، مجموعه‌ای از تحریم‌های شورای امنیت سازمان ملل متحد که برای ۱۰ سال تعلیق شده بود، بار دیگر علیه ایران فعال می‌شود.

تحریم‌هایی که شامل این موارد است: ممنوعیت فناوری هسته‌ای (ازجمله غنی‌سازی اورانیوم و ساخت و توسعه راکتور آب‌سنگین)؛ ممنوعیت واردات یا صادرات تجهیزات، مواد و فناوری حساس مرتبط با برنامه هسته‌ای؛ ممنوعیت واردات و صادرات تسلیحات متعارف (سلاح‌های سبک و سنگین)؛ محدودیت‌های مربوط به موشک‌های بالستیک؛ انسداد دارایی‌ها و مسدود شدن حساب‌های افراد و نهادهای مرتبط با برنامه‌های اتمی‌ یا موشکی؛ محدودیت شدید بر معاملات بانکی و سرمایه‌گذاری‌های خارجی در بخش‌های حساس؛ بازرسی اجباری محموله‌های مشکوک در مسیر ایران (کشتی‌ها و هواپیماها)؛ و ممنوعیت خدمات بیمه و پشتیبانی به کشتی‌های حامل محموله‌های مرتبط.

نقطه عطف جدید برای ایران
بازگشت تحریم‌های معلق‌شده شورای امنیت سازمان ملل، نه فقط جمهوری اسلامی، که ایران را وارد دوران جدیدی می‌کند.

ایران جدید، البته با ایرانی که پیش از سال ۲۰۱۵ و توافق برجام، از سال ۲۰۰۶ مجموعه‌ای از قطعنامه‌ها و تحریم‌ها را متحمل شده بود، در وضع کاملا متفاوتی قرار دارد.

یک تفاوت فاحش، به شرایط اقتصادی و درآمدهای نفتی ایران امروز و ایران در دولت احمدی‌نژاد مربوط است. مجموع درآمد نفتی در هشت سال دولت‌های نهم و دهم، حدود ۶۰۰ تا ۷۰۰ میلیارد دلار برآورد می‌شود.

بدیهی است که مجموع درآمدهای نفت و گاز و پتروشیمی ایران در حال حاضر، به‌دلیل اعمال تحریم‌های آمریکا و محدودیت‌های جمهوری اسلامی برای فروش، در فاصله معناداری با دو دهه پیش قرار دارد.

این وضع، به کاهش بسیار شدید ارزش ریال نسبت به دوران پیشابرجام هم منجر شده است. نرخ دلار در بازار آزاد ارز ایران از حدود هزار تومان در ابتدای دهه ۹۰ حالا به حدود ۱۰۸ هزار تومان رسیده است.

تحریم‌های شورای امنیت سازمان ملل، تراکنش‌های دلاری و انتقال سرمایه را هم سخت‌تر می‌کند. شرکت‌های بین‌المللی بیمه و کشتیرانی هم ریسک همکاری با جمهوری اسلامی را بالاتر خواهند برد؛ اقدامی که به معنای افزایش هزینه صادرات و واردات، و نیز گران‌ترشدن واردات کالاهای واسطه‌ای و قطعات صنعتی خواهد بود.

این همه در حالی رخ می‌دهد که نرخ تورم سالانه از ۳۵ درصد، و نرخ تورم نقطه به نقطه از ۴۰ درصد گذشته است.

مجموعه شرایط اقتصادی که با بحران‌های تامین انرژی و آب، و روند فزاینده گرانی کالاهای اساسی پیوند خورده است.

تردیدی نیست که این همه، به معنای تشدید مشکلات معیشتی بخش قابل توجهی از جامعه، به‌ویژه حقوق‌بگیران و مزدبگیران، بازنشستگان و گروه‌های نابرخوردار خواهد بود.

100%

بازگشت تحریم‌ها در فضای پساجنگ
آنچه که شرایط ایران را پیچیده‌تر می‌کند، بازگشت تحریم‌های جدید در فضای پس از جنگ ۱۲ روزه است. جنگی که هرچند در ظاهر به آتش‌بس رسیده، اما چیزی جز توقف موقت تخاصم نیست.

همین چند روز پیش بود که نتانیاهو در جمع فرماندهان ارتش اسرائیل گفت: «باید محور شر ایران را نابود کنیم. این خواست در دسترس، و در سال نو، پیش روی ماست».

خامنه‌ای هم در جدیدترین سخنرانی خود از مخفیگاه، از «بن‌بست مذاکره با آمریکا» گفت و بر ادامه پشتیبانی جمهوری اسلامی از حزب‌الله تاکید کرد.

این دو دیدگاه، همزمان با ادامه شلیک حوثی‌ها به اسرائیل، و انتشار اطلاعات جدید از ساخت تاسیسات موشکی زیرزمینی در یمن، به‌قدر لازم شرایط امنیتی ایران را پیچیده‌تر و چشم‌انداز را تیره‌تر می‌کند.

به دشواری می‌توان درباره تداوم آتش‌بس اسرائیل و جمهوری اسلامی حتی در میان‌مدت خوش‌بین بود. وضعی که به معنای ادامه‌یافتن سایه سنگین ناامنی و هراس از وقوع درگیری نظامی مجدد در فضای اجتماعی و اقتصادی ایران خواهد بود.

خروج سرمایه‌های مادی و انسانی از کشور، رکود تولید، تشدید گرانی، فقر، بیکاری، و شکاف طبقاتی، بدیهی‌ترین نتایج مترتب بر این شرایط خواهند بود.

در چنین وضعی، تکلیف تاب‌آوری اجتماعی و واکنش اکثریت ناراضی به جمهوری اسلامی، بیش‌ از پیش در تردید و ابهام قرار می‌گیرد.

ترکیب فشارهای خارجی گره‌خورده با تحریم‌ها، و نارضایتی عمق‌یافته در لایه‌های اجتماعی مختلف، چشم‌انداز تحولات سیاسی در ایران را تیره‌تر می‌کند؛ به‌ویژه آن‌که رژیم سیاسی هیچ‌گونه عزمی برای تغییر ساختاری در داخل، و دگرگونی بنیادین در سیاست‌های اتمی، موشکی، منطقه‌ای و بین‌المللی خود نشان نداده است.

توپ در زمین ایران
با نهایی‌شدن مکانیسم ماشه و رد قطعنامه پیشنهادی روسیه و چین در شورای امنیت سازمان ملل، حالا توپ تحولات در زمین ایران است؛ نه فقط رژیم سیاسی، که هم حاکمیت و هم جامعه.

واکنش جمهوری اسلامی و به‌ویژه تغییر مناسبات تهران با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، می‌تواند حساسیت‌های اسرائیل و آمریکا علیه فعالیت‌های اتمی در ایران را تشدید کند، و خیلی زود به سقف حمله نظامی مجدد برساند.

شماری از مقام‌های جمهوری اسلامی در روزهای گذشته از قطع همکاری با آژانس در صورت بازگشت تحریم‌ها گفته‌اند؛ تهدیدی که در صورت تحقق، سطح تنش با غرب را بالاتر خواهد برد.

تداوم و گسترش فعالیت‌های موشکی جمهوری اسلامی هم می‌تواند به افزایش پیچیدگی و وخامت اوضاع، و بهانه‌ای برای حمله مجدد اسرائیل، منجر شود.

این‌چنین است تداوم حمله حوثی‌ها به اسرائیل یا اقدامات حزب‌الله لبنان و دیگر نیروهای شبه‌نظامی و نیابتی سپاه پاسداران در منطقه، که چشم‌انداز آتش‌بس را تیره، و امنیت مبهم کنونی برای مردم ایران را هم مخدوش می‌کند.

‌جدای از این سه عرصه راهبردی، نحوه تعامل حکومت با مخالفان و منتقدان سیاسی و به‌ویژه تجمعات شهروندان ناراضی و اعتراض‌های احتمالی خیابانی، یک فاکتور مهم دیگر در سرنوشت تحولات آتی ایران است.

از این زاویه، مفروض خواهد بود که ابعاد خیزش‌های اعتراضی محتمل، و کیفیت و کمیت نافرمانی مدنی معترضان و تغییرخواهان، که نقطه‌عزیمت و انگیزه‌های گوناگونی دارد، تاثیر منحصر‌به‌فرد و جایگاهی راهبردی در شرایط کشور خواهد داشت.

مستقل از این‌ها، یک واقعیت غیرقابل اغماض، جایگاه خاص نحوه مواجهه اسرائیل با جمهوری اسلامی است. این‌که دولت نتانیاهو در راستای هدف ‌قراردادن مقام‌های حکومتی و تاسیسات اتمی و موشکی و نظامی جمهوری اسلامی یا حمله مجدد به ایران، چگونه و چه زمانی رفتار خواهد کرد، به مولفه‌ای ویژه و بی‌سابقه تبدیل شده است.

واقعیت، قرار گرفتن ایران در گردنه‌ای تاریخی است؛ گردنه‌ای که اگر به گذار به دموکراسی منتهی نشود، می‌تواند به کویری سوزان یا پرتگاهی هولناک ختم شود.

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
۱
اختصاصی

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

۲
تحلیل

حرکت روی لبه تیغ؛ تلاش پکن برای ایستادن در میانه جنگ

۳

تشدید شکاف میان آمریکا و بریتانیا در قبال ایران؛ ترامپ استارمر را به «حفاری نفتی» فراخواند

۴

گاردین: تهران با نزدیک شدن به اروپا می‌کوشد فشار را بر آمریکا افزایش دهد

۵

جی‌دی ونس: ما روشن گفته‌ایم چه می‌خواهیم، اکنون توپ در زمین جمهوری اسلامی است

Banner

انتخاب سردبیر

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
    اختصاصی

    هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

  • پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

    پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

•
•
•

مطالب بیشتر

دیپلماسی در دقیقه ۹۰؛ کالبدشکافی دیپلماسی برجامی

۴ مهر ۱۴۰۴، ۱۹:۱۸ (‎+۱ گرینویچ)
•
عطا محامد

در آستانه پایان مهلت ۳۰روزه مکانیسم ماشه، همه طرف‌ها هنوز پای میز مذاکره هستند، اما نه برای رسیدن به توافق. آنچه در دقیقه ۹۰ جریان دارد، بیشتر شبیه کالبدشکافی یک دیپلماسی مرده است؛ تلاش برای تعیین اینکه چه کسی مقصر شکست است.

توافق برجام سازوکاری را تعیین کرده‌ بود که اگر کشوری از طرفین توافق، جمهوری اسلامی را به نقض تعهدات متهم کند، بتواند ظرف ۳۰ روز، تحریم‌های سازمان ملل را به صورت خودکار باز‌گرداند.

اکنون این دوره ۳۰ روزه در حال پایان است: ۲۶ سپتامبر ۲۰۲۵، تا ساعت ۲۰:۰۰ به وقت واشینگتن، آخرین لحظاتی است که شورای امنیت می‌تواند با یک قطع‌نامه تازه روند بازگشت تحریم‌ها را برای مدتی متوقف کند. با این حال طرفین در حوالی دقیقه ۹۰ با وجود همه اختلاف‌ها اساسی از تداوم مذاکره یا احتمال آن می‌گویند.

اما در طی این مدت آنچه در عمل اتفاق افتاده، نه مذاکره بلکه ژست مذاکره بوده است. آمریکا و اروپا خواسته‌هایی روی میز گذاشته‌اند که می‌دانند جمهوری اسلامی در شرایط پس از جنگ ۱۲روزه امکان پذیرش آن‌ را نخواهد داشت و اساسا نپذیرفتن این خواسته‌ها بود که جنگ را ممکن کرد.

در مقابل تهران با ارسال پیام‌ها و موضع‌گیری‌های رسمی می‌کوشد نشان دهد که تا آخرین لحظه آماده مذاکره «عادلانه» بوده است.

بسته‌های مسئولیت؛ سه روایت متضاد

از زمان مطرح شدن موضوع مذاکره در اوایل ۱۴۰۴، غرب مذاکره را در قالب «دیپلماسی همراه با تهدید» پیش برده است. پس از جنگ ۱۲ روزه این رویکرد، تغییری نکرده است. آن‌ها خواسته‌های مشخصی از جمهوری اسلامی دارند. همکاری فوری با آژانس انرژی هسته‌ای، مشخص کردن مکان و سرانجام اورانیوم ۶۰ درصدی، مهار برنامه موشکی و رسیدن به توافقی مشخص با آمریکا.

آن‌ها احتمالا می‌دانند که پاسخ تهران به این خواسته‌ها منفی است اما همین پاسخ منفی دلیلی برای ساخت روایت: «ما فرصت دادیم، ایران رد کرد» خواهد بود. این در حالی است که مواضع پس از جنگ ۱۲ روزه‌ای که آمریکا داشته است مذاکره با ایران نیست.

اگر چه استیو ویتکاف، فرستاده آمریکا در امور خاورمیانه اخیرا از تمایل برای گفتگو با ایران خبر داد اما هم محمدرضا عارف معاون اول رییس‌جمهوری و هم اخیرا رویترز در گزارشی، گفتند تهران چندین پیام به واشینگتن فرستاده اما پاسخی نگرفته است.

سیگنال‌هایی که این روزها مقامات تهران می‌دهند از دسترس نبودن توافق خبر می‌دهد. اما با این حال بیشتر مقامات جمهوری اسلامی بر انجام مذاکره تاکید داشته‌اند اما شرط عادلانه بودن و عدم حمله را برای آن عنوان می‌کنند.

با این موضع‌گیری، جمهوری اسلامی تلاش دارد تا بگوید: «ما سعی کردیم و آن‌ها نپذیرفتند.» این رویکرد، منطق مدیریت آسیب است. اظهارنظر مقامات مختلف جمهوری اسلامی از رهبر آن تا علی‌لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، عملا بر این تاکید دارد که غربی‌ها و آمریکا بدعهد هستند، بی آنکه به رفتار خود اشاره‌ای داشته باشند.

این استدلال، صرفا برای مدیریت افکار عمومی داخل به کار می‌رود و عملا با غرب به‌دنبال گفتگو نیست. ادامه این رویکرد را می‌توان در جناح‌های سیاسی داخل ایران مشاهده کرد که منتظرند تا شکست یا پیروزی را به حساب طرف دیگر بگذارند.

در میانه بن بست مذاکراتی به وجود آمده بین غرب و جمهوری اسلامی، پکن و مسکو نیز به دنبال پیشبرد اهداف خود هستند. طرح تعویق شش‌ماهه‌ای که آن‌ها به شورای امنیت آورده‌اند، احتمال بسیار کمی برای تصویب دارد؛ اما این اقدام یک مهندسی وقفه است.

اولاً، نشان می‌دهند که راه دیپلماسی هنوز وجود دارد و اگر ماشه فعال شود، این غرب است که مسئول بن‌بست است. ثانیاً، با این اقدام یک تعهد بلندمدت برای ایران می‌سازند، چرا که این اقدام باعث می‌شود که با برگشت تحریم‌های سازمان ملل، تهران بیشتر از پیش به سمت آن‌ها متمایل شود. ثالثا در سطح ژئوپلیتیک، این اقدام تلاش برای وقت‌کشی و فرسایش ظرفیت دیپلماتیک آمریکا و اروپا در خاورمیانه است.

به بیان دیگر، این اقدامی است نمادین برای به دست آوردن امتیاز، چرا که اگر دو کشور نیت حل معضل را داشتند، پیش از این می‌توانستند اقدام عملی کنند.

انتخاب محل فرود بمب شکست

مکانیسم ماشه به احتمال زیاد در موعد خود فعال خواهد شد. جنگ ۱۲ روزه عملاً توان تهران برای دادن امتیاز فوری را از میان برده، غرب حاضر به عقب‌نشینی از شروطش نیست، و روسیه و چین بیش از میانجی‌گری به‌دنبال وقت‌کشی ژئوپلیتیک‌اند.

آنچه در دقیقه ۹۰ جریان دارد، دیگر تلاشی برای حل بحران نیست، بلکه تلاشی برای انتخاب محل فرود بمب شکست است؛ طرفین می‌خواهند بگویند که آن چه باعث به اینجا رسیدن قضایا شد حریف مقابل بود.

برای آمریکا و اروپا، پرونده باید طوری بسته شود که بگویند «ایران فرصت را از دست داد.» برای جمهوری اسلامی، باید ثابت شود که «ما مذاکره کردیم اما آن‌ها نخواستند.» و برای روسیه و چین، هدف این است که تاریخ ثبت کند «ما راه دیپلماسی پیشنهاد دادیم، غرب نپذیرفت.»

تلاش دقیقه ۹۰ طرفین را بیشتر باید کوششی جهت ساختن بسته‌های حقوقی و روایی دانست، نه جست‌وجوی راهی برای توافق و حتی تداوم مذاکره.

همین نکته را یک دیپلمات ارشد اروپایی در گفت‌وگو با المانیتور خلاصه کرده است: «مذاکرات شکست خورد و اسنپ‌بک رخ خواهد داد.»

این جمله صرفاً خبر شکست نیست؛ بلکه تاکید بر این موضوع است که از هم‌اکنون کالبدشکافی در دیپلماسی «برجامی» آغاز شده است.

پخش سخنرانی نتانیاهو در غزه؛ بخشی از استراتژی سیاسی

۴ مهر ۱۴۰۴، ۱۶:۲۹ (‎+۱ گرینویچ)

مئیر جاودانفر، تحلیل‌گر مسائل اسرائیل، در گفت‌وگو با ایران‌اینترنشنال، سخنرانی اخیر نتانیاهو در سازمان ملل را آخرین حضور او پیش از انتخابات آینده دانست.

او گفت نتانیاهو از این فرصت برای تقویت سیاست خارجی و ارسال پیام به دوستان و دشمنان استفاده کرد.

زنان بدون حجاب در شهر؛ پایان راه یا آغاز فصل تازه؟

۴ مهر ۱۴۰۴، ۱۴:۰۰ (‎+۱ گرینویچ)
•
نعیمه دوستدار

سه سال پس از خیزش «زن، زندگی، آزادی»، خیابان‌های ایران چهره‌ای تازه به خود گرفته‌اند. زنان بسیاری دیگر روسری بر سر نمی‌گذارند و در کافه‌ها، پارک‌ها، مترو و حتی بازارها، بدون حجاب اجباری ظاهر می‌شوند.

آن‌چه تا پیش از شهریور ۱۴۰۱ کنشی پرخطر بود، امروز در بسیاری نقاط بدل به امری عادی شده است. این تغییر بزرگ، نه محصول اصلاح قانونی، بلکه نتیجه مقاومت روزمره زنان و هزینه‌های سنگینی است که در اعتراضات پرداخت شد.

این دستاورد اجتماعی، هرچند مهم و چشمگیر است، هنوز به معنای پایان مبارزه نیست. ساختار حقوقی و نهادی جمهوری اسلامی همچنان پابرجاست و در ادارات دولتی، دانشگاه‌ها، دادگاه‌ها و بسیاری از محیط‌های کاری، حجاب اجباری با سخت‌گیری اعمال می‌شود.

پرسش اصلی این است: آیا جنبش زنان با رسیدن به این پیروزی نسبی وارد مرحله‌ای از رخوت و رکود خواهد شد، یا می‌تواند دستاوردهای خود را به تغییرات نهادی و قانونی پیوند بزند؟

100%

خیابان؛ نقطه عطف

جنبش «زن، زندگی، آزادی» در واکنش به کشته شدن مهسا ژینا امینی در بازداشت گشت ارشاد آغاز و خیلی زود به فراگیرترین اعتراضات چند دهه اخیر تبدیل شد.

در این خیزش، حجاب اجباری نه صرفا یک قانون پوشش، بلکه نماد سرکوب ساختاری و نابرابری شد. زنان در خیابان روسری‌هایشان را آتش زدند و شعار آزادی و برابری سر دادند.

هرچند حکومت با سرکوب شدید توانست اعتراضات خیابانی را خاموش کند، اما نتیجه معکوس هم گرفت: بی‌حجابی بدل به امری گسترده‌تر و ریشه‌دارتر شد.

امروز در بسیاری از شهرها زنان بدون حجاب ظاهر می‌شوند و این مقاومت به سطحی از «عادی‌سازی» رسیده است.

  • «انقلاب زن، زندگی، آزادی»؛ جمع‌بندی ۳ ساله

    «انقلاب زن، زندگی، آزادی»؛ جمع‌بندی ۳ ساله

جنبش‌ها در برابر «توهم پیروزی»

برای درک وضعیت کنونی جنبش زنان ایران، چارچوب‌های نظری، نوری روشن بر پویایی این جنبش می‌اندازند.

سیدنی تارو، دانشمند علوم سیاسی، با مفهوم «چرخه‌های اعتراض» توضیح می‌دهد که جنبش‌های اجتماعی در دوره‌هایی از اوج و افول حرکت می‌کنند.

در ایران، مرگ مهسا ژینا امینی در سال ۱۴۰۱ موجی از اعتراضات را برانگیخت و بی‌حجابی را به یک کنش جمعی تبدیل کرد.

اما تارو هشدار می‌دهد بدون تبدیل این انرژی به تغییرات نهادی و حقوقی (مانند اصلاح قوانین مربوط به حجاب)، هر جنبشی ممکن است به رکود کشیده شود و دستاوردهایش در سطح نمادین باقی بماند.

آلبرتو ملوچی، جامعه‌شناس ایتالیایی، بر نقش «هویت جمعی» در بقای جنبش‌ها تاکید دارد.

او معتقد است که اگر هویت جنبش به یک دستاورد نمادین (در مورد جنبش مهسا، بی‌حجابی) محدود شود، در معرض فرسایش قرار می‌گیرد.

در جنبش زنان ایران، شعار «زن، زندگی، آزادی» هویت جمعی قدرتمندی ایجاد کرده است اما برای پایداری، این هویت باید فراتر از بی‌حجابی، به سوی مطالبات گسترده‌تر مانند برابری حقوقی و کرامت انسانی گسترش یابد.

100%
  • وقتی زنان ایرانی صدایشان را در رسانه‌های اجتماعی پیدا کردند

    وقتی زنان ایرانی صدایشان را در رسانه‌های اجتماعی پیدا کردند

روایت‌های زنان در ایکس: پیروزی‌های کوچک و واقعی

پس از خیزش «زن، زندگی، آزادی»، شبکه‌های اجتماعی بدل به آینه‌ای از تجربه‌های روزمره زنان شد.

روایت‌های متعدد نشان می‌دهند بی‌حجابی در خیابان دیگر امری غیرعادی نیست.

یک کاربر در تهران نوشت: «امروز تو مترو بودم، بدون روسری. چند نفر نگاه کردند ولی هیچ‌کس چیزی نگفت. انگار دیگه عادی شده. این همون چیزیه که ما بهش می‌گیم پیروزی کوچیک اما واقعی.»

این روایت‌ها، همراه با هشتگ‌هایی چون #زن_زندگی_آزادی و #حجاب_اجباری، بیانگر آن است که کنش فردی زنان به کنش جمعی بدل شده و این «شیوه اعتراض» روزمره توانسته فضای عمومی را تغییر دهد.

برخی روایت‌ها از حمایت اجتماعی حکایت دارند.

زنی در شیراز نوشته است: «تو یه کافه وسط شهر، گارسون بهم گفت: دیگه نگران روسری نباش، اینجا خودمون حواسمون هست.»

این حس امنیت اجتماعی نشانه تقویت هویت جمعی است؛ کنش‌گران تنها نیستند بلکه حمایت اجتماعی آنان را توانمند می‌کند.

  • حجاب اجباری؛ از استعمار روانی تا مقاومت جمعی

    حجاب اجباری؛ از استعمار روانی تا مقاومت جمعی

محدودیت‌ها و فشارها؛ شکاف میان خیابان و نهاد

با وجود این پیروزی‌های اجتماعی، روایت‌های بسیاری نیز نشان‌دهنده ادامه محدودیت‌های نهادی است.

یک کاربر نوشته است: «تو دانشگاه تهران هنوز اگه بدون روسری بری، حراست تذکر می‌ده. تو خیابون آزادیم ولی تو محیط آکادمیک انگار هیچی عوض نشده.»

این شکاف میان «خیابان آزاد» و «نهاد رسمی بسته» همان جایی است که خطر رکود شکل می‌گیرد: زنان در خیابان دست بالا را دارند اما در دانشگاه، اداره و دادگاه، همچنان تحت کنترل هستند.

کاربری از تبریز به فشار فرهنگی اشاره کرده است: «مادرم می‌گه تو خیابون روسری نذار ولی تو جمع فامیل رعایت کن وگرنه حرف درمیاد. این یعنی هنوز کلی راه داریم تا آزاد باشیم.»

حتی برخی به‌صراحت از خطر «توهم پیروزی» نوشته‌اند: «دیگه خیلی‌ها فکر می‌کنن چون تو خیابون روسری نمی‌ذاریم، کار تمومه. ولی قانون هنوز همونه، گشت ارشاد هنوز هست. اگه ساکت بشیم، دوباره برمی‌گردیم به همون نقطه اول.»

این آگاهی نسبت به خطر «چرخه نزولی اعتراض» نشان می‌دهد که خود زنان هم نگران این رکود هستند. این‌که همبستگی نمادین کافی نیست؛ این همبستگی باید به ابزار فشار حقوقی و سیاسی علیه ساختار جمهوری اسلامی بدل شود.

100%

خطر رکود: چرا توهم پیروزی خطرناک است؟

در ایران امروز، بی‌حجابی روزمره به امری طبیعی بدل شده است. این تغییر می‌تواند توهم ایجاد کند که «کار تمام شده» اما ساختار حقوقی و قانونی همچنان پابرجاست و حکومت بارها نشان داده که توانایی بازگرداندن سرکوب را دارد.

اگر جنبش زنان نتواند از این پیروزی اجتماعی عبور کند و آن را به مطالبه تغییر قانون و نهاد پیوند بزند، خطر آن است که جامعه در یک وضعیت «میان‌حال» گیر کند: خیابان‌ها آزادتر اما نهادها همچنان سرکوبگر.

این همان چیزی است که تارو آن را «چرخه نزولی» می‌نامد.

100%

راه‌های عبور از رکود

برای عبور جنبش زنان از خطر رکود، چند مسیر کلیدی اهمیت دارد: نخست، نوآوری در شیوه‌های کنش‌گری ضروری است.

بی‌حجابی روزمره که در آغاز بار اعتراضی سنگینی داشت، امروز تا حد زیادی به امری عادی بدل شده است. بنابراین جنبش باید راه‌های تازه‌ای برای مقاومت مدنی پیدا کند تا پیام سیاسی‌اش همچنان شنیده شود.

فشار حقوقی در داخل کشور هم اهمیت دارد. هرچند شرایط سیاسی سخت است اما حتی تلاش‌های محدود برای تغییر یا به چالش کشیدن قوانین می‌تواند راهی برای نهادینه‌سازی دستاوردهای اجتماعی بگشاید.

فشار بین‌المللی نیز می‌تواند نقش مهمی ایفا کند. روایت‌های زنان ایران نباید صرفا در شبکه‌های اجتماعی بمانند بلکه باید به ابزارهایی برای فشار حقوق بشری و دیپلماتیک علیه جمهوری اسلامی تبدیل شوند.

بازتعریف هویت جمعی جنبش هم ضرورت دارد. اگر این هویت تنها به «نه گفتن به حجاب اجباری» محدود شود، در معرض فرسایش قرار می‌گیرد اما اگر بر مفاهیمی گسترده‌تر همچون برابری حقوقی و کرامت انسانی تاکید کند، می‌تواند همبستگی بیشتری به وجود آورد.

و در نهایت، پیوند با سایر جنبش‌های اجتماعی.

جنبش زنان برای پرهیز از انزوا باید خود را با مطالبات کارگران، دانشجویان و اقلیت‌های قومی و مذهبی پیوند دهد تا به یک نیروی اجتماعی فراگیرتر بدل شود.

آینده جنبش زنان ایران به این بستگی دارد که آیا می‌تواند از «پیروزی نسبی» فراتر رود یا در دام «توهم پیروزی» گرفتار می‌شود. خیابان آزاد شده اما نهادها همچنان بسته‌اند؛ این شکاف اگر پر نشود، همه دستاوردها در خطر عقب‌گرد خواهند بود.

  • مدرسه «زن، زندگی، آزادی»؛ درس‌هایی که جنبش به ایران آموخت

    مدرسه «زن، زندگی، آزادی»؛ درس‌هایی که جنبش به ایران آموخت

100%

بازسازی برنامه موشک‌های بالستیک ایران و احتمال ورود جنگنده‌های روسی، تهدیدی برای اسرائیل

۴ مهر ۱۴۰۴، ۰۱:۳۲ (‎+۱ گرینویچ)

به نوشته روزنامه اورشلیم پست، تصاویر ماهواره‌ای اخیر نشان می‌دهد ایران بخش‌هایی از برنامه موشک‌های بالستیک خود را بازسازی می‌کند؛ اقدامی که می‌تواند در سال‌های آینده به تهدیدی جدی برای اسرائیل بدل شود.

این روزنامه می‌نویسد اگرچه تمرکز اصلی در جنگ ماه ژوئن میان [حکومت] ایران و اسرائیل بر برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی بود، اما حملات موشکی ایران که جان نزدیک به ۳۰ اسرائیلی را گرفت و هزاران نفر را زخمی کرد، بار دیگر خطر این زرادخانه را در مرکز توجه قرار داد.

مقام‌های اسرائیلی می‌گویند تهران قصد دارد تعداد موشک‌های بالستیک خود را از حدود ۲۵۰۰ فروند کنونی به ۸۸۰۰ فروند تا میانه سال ۲۰۲۷ و بیش از ۱۰ هزار فروند تا سال ۲۰۲۸ افزایش دهد. به نوشته اورشلیم پست، [حکومت] ایران در حال حاضر روی بازسازی تاسیسات تولید سوخت جامد متمرکز شده و به دنبال خرید «میکسرهای سیاره‌ای» از چین است؛ تجهیزاتی که نقشی کلیدی در تولید موشک‌های پیشرفته دارند.

  • آسوشیتدپرس: ایران احتمالا آزمایش موشکی در پایگاه فضایی سمنان انجام داده است

    آسوشیتدپرس: ایران احتمالا آزمایش موشکی در پایگاه فضایی سمنان انجام داده است

این روزنامه همچنین به نقل از دیوید بارنئا، رئیس موساد، نوشت که روسیه و چین باید «ده بار فکر کنند» پیش از آنکه به ایران برای بازسازی توان موشکی کمک کنند. به گفته او، اسرائیل برتری هوایی خود را در جنگ اخیر به رخ کشیده و نشان داده که می‌تواند سامانه‌های تسلیحاتی ایران را بی‌اثر کند. بارنئا هشدار داده است که اگر چین بیش از پیش روی همکاری با تهران حساب باز کند، باید «هزار بار بیندیشد»، زیرا این تجهیزات می‌توانند مستقیماً هدف حملات اسرائیل قرار گیرند.

اورشلیم پست در بخش دیگری از گزارش خود به تحرکات هوایی ایران اشاره کرده و نوشته است یک نماینده مجلس در ایران مدعی شده روسیه تعدادی جنگنده میگ-۲۹ به تهران ارسال کرده است. هرچند این هواپیماها در برابر جنگنده‌های اف-۳۵ اسرائیل تهدیدی تعیین‌کننده نیستند، اما می‌توانند در حملات بعدی اسرائیل مقاومت بیشتری ایجاد کنند. این روزنامه اضافه کرده است در صورت تحویل جنگنده‌های پیشرفته‌تر سوخو-۳۵ از سوی مسکو، موازنه قدرت می‌تواند برای اسرائیل چالش‌برانگیزتر شود.

با این حال، اورشلیم پست یادآور می‌شود که ادعاهای ایران درباره دریافت جنگنده‌های روسی همیشه به معنای تغییر واقعی در میدان نبرد نیست. تهران پیش‌تر گفته بود سوخو-۳۵ تحویل گرفته است، اما هیچ‌یک از این هواپیماها در جنگ ژوئن علیه اسرائیل حضور نداشتند. به نوشته این روزنامه، چه بازسازی موشک‌های بالستیک و چه دریافت جنگنده‌های روسی در نهایت می‌تواند تهدیدی بالقوه باشد، اما در حال حاضر بیشتر به عنوان بخشی از راهبرد بازدارندگی و نمایش قدرت [حکومت] ایران ارزیابی می‌شود.

با «عشق ابدی» چه باید کرد؟ گفت‌وگو با پرستو صالحی در «برنامه با کامبیز حسینی»

۴ مهر ۱۴۰۴، ۰۱:۰۲ (‎+۱ گرینویچ)
•
کامبیز حسینی

«عشق ابدی» در فضای فارسی با فرمتی آشنا به مخاطبان جهانی عرضه شده است: گروهی از جوانان در ویلایی لوکس گرد هم می‌آیند، روابط عاطفی خود را تغییر می‌دهند، در چالش‌های نمایشی شرکت می‌کنند و در نهایت یک زوج برنده جایزه‌ای چشمگیر می‌شود.

این همان فرمولی است که سال‌ها در جهان ــ از «لاو آیلند» در بریتانیا گرفته تا نمونه‌های آمریکایی و نتفلیکسی ــ آزموده شده و به موفقیت تجاری رسیده است.

اما آنچه «عشق ابدی» را به گفت‌وگوی عمومی بدل کرده، صرفاً جنبه سرگرمی نیست، بلکه بازتابی است از دگرگونی‌های اجتماعی، بحران در روابط، و شکاف میان آزادی فردی و مسئولیت رسانه‌ای.

تجربه‌های جهانی؛ از شکایت‌های عمومی تا مداخله نهادی
رئالیتی‌شوها در جهان همواره با انتقادهای جدی روبه‌رو بوده‌اند. تنها در فصل ۲۰۲۵ «لاو آیلند»، بیش از چهارده‌هزار شکایت به آفکام، نهاد تنظیم‌گر رسانه‌ای بریتانیا، ارسال شد. نتیجه این فشار اجتماعی، ایجاد پروتکل‌های مراقبتی بود: محدودیت استفاده شرکت‌کنندگان از شبکه‌های اجتماعی حین پخش، ارائه حمایت روان‌شناختی پیش و پس از برنامه، و آموزش‌های اجباری برای حضور در قاب تلویزیون.

در آمریکا نیز دعواهای حقوقی علیه تهیه‌کنندگان «لاو ایز بلایند» این پرسش را پیش کشید که آیا شرکت‌کنندگان صرفاً «ابزار سرگرمی» هستند یا «کارمند» با حقوق مشخص. نتیجه این جدال، توافق‌های مالی سنگین و ورود نهادهای کارگری به صنعت سرگرمی بود. پیام روشن است: رئالیتی‌شو صرفاً سرگرمی نیست؛ پای سلامت روان، حقوق کاری و کرامت انسانی در میان است.

نسخه فارسی؛ همان نقدها، با حساسیت‌های مضاعف
«عشق ابدی» همان نقدهای جهانی را بازتولید می‌کند: کالایی‌سازی احساسات، بدن‌محوری، تقدم ظاهر بر شناخت، ساختن قهرمان و ضدقهرمان و تشدید قضاوت جمعی. تفاوت اصلی اما در بستر انتشار است: یوتیوب. این پلتفرم برخلاف شبکه‌های تلویزیونی، فاقد نهاد ناظر و استانداردهای الزام‌آور است. به همین دلیل فشار روانی و اجتماعی بر شرکت‌کنندگان می‌تواند شدیدتر باشد، به‌ویژه وقتی روابط عاطفی بی‌واسطه و علنی در معرض قضاوت میلیون‌ها مخاطب ــ از جمله نوجوانان ــ قرار می‌گیرد.

استدلال موافقان؛ حق جامعه برای سرگرمی
مدافعان «عشق ابدی» می‌گویند جامعه امروز ایران، خسته و ملتهب، حق دارد سرگرم شود. به باور آنان، تابوها باید شکسته شود و رسانه تنها «آینه‌ای» است از واقعیت‌های نوین روابط. این استدلال بخشی از حقیقت را در خود دارد. اما تجربه جهانی نشان داده که آینه‌ای که می‌فروشد، مسئولیت هم دارد: هم در برابر سلامت روان شرکت‌کنندگان و هم در قبال مخاطب نوجوانی که در معرض این محتوا قرار می‌گیرد.

پرسش‌های ضروری از تولیدکنندگان
این مسئولیت پرسش‌های مهمی را پیش روی سازندگان «عشق ابدی» می‌گذارد:

آیا پروتکل مراقبتی مکتوب و علنی وجود دارد؟
آیا شرکت‌کنندگان پیش و پس از برنامه به خدمات مشاوره‌ای و روان‌شناختی دسترسی دارند؟
آیا قراردادها حق انصراف بدون جریمه را تضمین می‌کند؟
آیا برای محتوای برنامه راهنمای سنی مشخص شده است؟
و شاید مهم‌تر از همه: مرز میان واقعیت و سناریو کجاست و آیا مخاطب حق ندارد این مرز را بشناسد؟

ضرورت تعریف استاندارد
«عشق ابدی» هم‌زمان دو واقعیت را نمایندگی می‌کند: از یک‌سو حق جامعه برای سرگرمی و تابوشکنی، و از سوی دیگر ورود به منطقه خطر. اگر این ژانر قرار است در فضای رسانه‌ای فارسی ادامه یابد ــ که بسیار محتمل است ــ باید استانداردهایی روشن برای آن تعریف شود: پروتکل مراقبتی شفاف، حقوق قراردادی برای شرکت‌کنندگان، سیاست مقابله با آزار، مدیریت شبکه‌های اجتماعی حین پخش، راهنمای سنی و ارتقای سواد رسانه‌ای مخاطب.

این تجربه‌ها در جهان وجود دارد. کافی است بخواهیم و اجرا کنیم.

پرستو صالحی و حاشیه‌های اجرای «عشق ابدی»
اجرای «عشق ابدی» بر عهده پرستو صالحی است؛ حضوری که خود به حاشیه‌های پررنگی انجامیده است. از حضور یک بازیگر سینما و تلویزیون با حجاب اختیاری در یک رئالیتی‌شوی اینترنتی گرفته تا اظهارنظرها و نقل‌قول‌های بحث‌برانگیز او، همه باعث شده‌اند این برنامه بیش از پیش در کانون توجه قرار گیرد.

پرستو صالحی فعالیت سینمایی خود را با فیلم «چشم‌هایش» به کارگردانی فرامرز قریبیان آغاز کرد و با بازی در سریال «زیر آسمان شهر» شناخته شد. اما در ادامه با موجی از حواشی و ممنوع‌الکاری‌های متعدد مواجه شد و نهایتاً به ترکیه مهاجرت کرد. اکنون بازگشت او به صحنهٔ عمومی، این بار با اجرای «عشق ابدی»، بحث‌های تازه‌ای را درباره نقش سلبریتی‌ها در رسانه‌های فارسی، مرزهای آزادی فردی، و مسئولیت اجتماعی مجریان و تولیدکنندگان برانگیخته است.

پرستو صالحی مهمان «برنامه با کامبیز حسینی» بود و به پرسش‌های مخاطبان از سراسر جهان پاسخ داد.

«برنامه با کامبیز حسینی» دوشنبه تا پنج‌شنبه، ساعت ۱۱ شب به وقت تهران، به‌صورت زنده از شبکهٔ ایران‌اینترنشنال پخش می‌شود.