ماریا کورینا ماچادو، رهبر مخالفان ونزوئلا، به کشورش بازگشت
ماریا کورینا ماچادو پس از بازگشت به ونزوئلا در کلیسایی در ایالت لارا، سوم آبان ۱۴۰۵
ماریا کورینا ماچادو، رهبر مخالفان ونزوئلا و برنده جایزه صلح نوبل، پس از نزدیک به یک سال دوری به کشورش بازگشت. او قصد دارد با آسیبدیدگان زمینلرزه و خانوادههای زندانیان سیاسی دیدار و برای برگزاری انتخابات آزاد تلاش کند.
ماچادو یکشنبه سوم آبان با انتشار پیامی در شبکه اجتماعی ایکس، بازگشت خود به ونزوئلا را اعلام کرد و نوشت: «من اینجا هستم. کنار شما.»
تیم رسانهای ماچادو تصاویری از حضور او در ایالت لارا در غرب مرکزی ونزوئلا منتشر کرد. در این تصاویر، او در کلیسایی واقع در میدان مردم سانتا روزا دیده میشود.
ماچادو جزییات بیشتری درباره محل حضور کنونی یا چگونگی بازگشت خود به ونزوئلا منتشر نکرده است.
بازگشت ماچادو در حالی صورت گرفته که اختلاف بر سر زمان بازگشت او به ونزوئلا، روابطش با دولت دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، را تحت تاثیر قرار داده است.
ماچادو از مدتها پیش از آنکه آمریکا در ژانویه ۲۰۲۶ نیکلاس مادورو، رییسجمهوری وقت ونزوئلا، را از قدرت برکنار کند، تلاش داشت دولت ترامپ را به متحد خود تبدیل کند.
حامیان ماچادو در افتتاح دفتر حزب ونته ونزوئلا، دوم آبان ۱۴۰۵
با این حال، ترامپ بارها از دلسی رودریگز، معاون سابق مادورو و رییسجمهوری موقت ونزوئلا، حمایت کرده و از توافقهای مربوط به تولید نفت و دیگر طرحهای تجاری شرکتهای آمریکایی در این کشور استقبال کرده است.
ترامپ همچنین در ماه سپتامبر اعلام کرد هنوز برای بررسی برگزاری انتخابات دموکراتیک در ونزوئلا زود است.
ماچادو ۱۷ مهر در گفتوگو با فایننشالتایمز خواستار برگزاری انتخابات در ونزوئلا تا ژوئیه ۲۰۲۷ (تیر ۱۴۰۶) شد و گفت برای فراهم کردن زمینه برگزاری انتخابات تا آن زمان، فرصت کافی وجود دارد.
رودریگز نیز دوم مهر وعده برگزاری انتخابات در ونزوئلا را داد، اما تاریخ مشخصی اعلام نکرد. او همچنین از آغاز گفتوگوهای دولت با مخالفان خبر داد.
ترامپ اول مهر در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نیویورک، برای نخستین بار پس از بازداشت مادورو با رودریگز دیدار کرد. این دیدار همزمان با نخستین سفر رودریگز به آمریکا پس از به دست گرفتن قدرت انجام شد.
ترامپ: آمریکا کنترل کامل ونزوئلا را در اختیار دارد
ترامپ یکشنبه در کاخ سفید گفت از بازگشت ماچادو به ونزوئلا اطلاعی ندارد و بهطور ضمنی نشان داد آمریکا به حمایت از دولت رودریگز ادامه خواهد داد.
او درباره ماچادو گفت: «او زن بسیار خوبی است، اما ما در ونزوئلا خیلی خوب پیش میرویم.»
رییسجمهوری آمریکا همچنین در مصاحبهای با شبکه فاکسنیوز در همان روز گفت ایالات متحده «کنترل کامل ونزوئلا» را در اختیار دارد.
ترامپ افزود: «ما بسیار منصفانه رفتار میکنیم، اما هر هفته میلیونها بشکه نفت از آنجا خارج میکنیم.»
کاخ سفید و وزارت ارتباطات ونزوئلا، که مسئول پاسخگویی به پرسشهای رسانهها از سوی دولت این کشور است، بلافاصله به درخواست رویترز برای اظهارنظر درباره بازگشت ماچادو پاسخ ندادند.
ماریا کورینا ماچادو هنگام ورود به کلیسایی در ایالت لارا، ونزوئلا، سوم آبان ۱۴۰۵
تلاش ماچادو برای برگزاری انتخابات آزاد
دیوید اسمولانسکی، مشاور ارشد ماچادو در امور خارجی، به رویترز گفت ماچادو قصد دارد با آسیبدیدگان زمینلرزههای مرگبار تیرماه، خانوادههای زندانیان سیاسی، نمایندگان جامعه بینالمللی و رهبران مختلف جنبش دموکراسیخواه ونزوئلا دیدار کند.
اسمولانسکی افزود: «او فعالانه برای تعیین زمان برگزاری انتخابات آزاد و عادلانه تلاش خواهد کرد.»
ماچادو ۹ تیر اعلام کرد برای بازگشت به ونزوئلا و کمک به بازماندگان زمینلرزهها هر اقدامی که لازم باشد انجام خواهد داد.
دو زمینلرزه ویرانگر سوم تیر در ونزوئلا دستکم شش هزار و ۵۰۰ کشته بر جای گذاشت و هزاران نفر نیز مفقود شدند.
ماچادو در موضعگیری دیگری درباره آینده اقتصادی ونزوئلا تاکید کرده است تنها یک «دولت جدی و دموکراتیک» میتواند ثبات مورد نیاز سرمایهگذاران را در این کشور فراهم کند.
این موضع در حالی مطرح شده که شرکتهای بینالمللی انرژی ماه گذشته در مراسمی با حضور رودریگز و کریس رایت، وزیر انرژی آمریکا، متعهد به گسترش پروژههای خود در ونزوئلا شدند.
خروج مخفیانه از ونزوئلا و اختلاف با واشینگتن
کمیته نوبل نروژ ۱۸ مهر ۱۴۰۴ اعلام کرد که جایزه صلح نوبل سال ۲۰۲۵ به ماچادو تعلق گرفته است. این کمیته دلیل انتخاب ماچادو را فعالیت برای ترویج حقوق دموکراتیک مردم ونزوئلا و تلاش برای گذار مسالمتآمیز به دموکراسی اعلام کرد.
دولت مادورو خروج ماچادو از ونزوئلا را ممنوع کرده بود، اما او در اواخر سال ۱۴۰۴، پس از بیش از یک سال زندگی مخفیانه، کشور را پنهانی ترک کرد تا جایزه صلح نوبل را دریافت کند.
تمایل ماچادو برای بازگشت به ونزوئلا در ماههای گذشته به یکی از عوامل اختلاف او با دولت آمریکا تبدیل شده بود.
رویترز خرداد گزارش داد مقامهای آمریکایی از ماچادو خواسته بودند بازگشت خود به ونزوئلا را به تعویق بیندازد.
در همین حال، بخشی از مخالفان دولت ونزوئلا و دولت موقت این کشور تازهترین دور مذاکرات خود را در ماه مهر برگزار کردند.
این مذاکرات با هدف ایجاد تغییراتی در ساختار دیوان عالی کشور و شورای انتخابات و انجام اصلاحات دیگر پیش از برگزاری احتمالی انتخابات آینده دنبال میشود.
با این حال، جنبش سیاسی ماچادو در این مذاکرات حضور ندارد.
ادموندو گونزالس، نامزد سابق انتخابات ریاستجمهوری از جنبش سیاسی ماچادو که در اسپانیا زندگی میکند، بازگشت او را در پیامی جداگانه تایید کرد و گفت بهزودی به ماچادو خواهد پیوست.
بزرگراه منتهی به فرودگاه بینالمللی ملک خالد ریاض، ۲۰ مهر
همزمان با ادامه تنشهای منطقهای، عربستان سعودی اعلام کرد سامانههای پدافند هوایی این کشور شماری از پهپادها و موشکها را بر فراز ریاض و مناطق جنوبی رهگیری کردهاند.
به گزارش خبرگزاری رویترز، سازمان دفاع مدنی عربستان سعودی یکشنبه سوم آبان برای ساکنان ریاض، ابها و خمیس مشیط هشدار اضطراری صادر کرد، اما دقایقی بعد از برطرف شدن خطر خبر داد.
این نهاد همچنین درباره خطر احتمالی در جازان و طائف هشدار داد و اندکی بعد پایان وضعیت اضطراری در این مناطق را اعلام کرد.
ائتلاف نظامی به رهبری عربستان سعودی نیز اعلام کرد دو پهپاد و یک موشک بالستیک به سوی ریاض و یک موشک کروز به سمت شهر خمیس مشیط در جنوب این کشور شلیک شدهاند.
این ائتلاف اندکی بعد از رهگیری ۱۰ موشک بالستیک دیگر در مناطق جنوبی عربستان سعودی خبر داد.
حملات تازه در حالی رخ دادهاند که ۲۹ مهر، حمله به فرودگاه بینالمللی ملک فهد در دمام و حمله پهپادی به میدان نفتی شیبه، چهار کشته و ۱۰ زخمی بر جای گذاشتند.
در روزهای اخیر، حملات سپاه پاسداران به کشتیهای تجاری در تنگه هرمز و حملات حوثیهای یمن به تاسیسات نفتی عربستان سعودی، به نگرانیها درباره امنیت مسیرهای انتقال انرژی و اختلال در عرضه جهانی نفت دامن زدهاند.
همزمان، گمانهزنیها درباره احتمال ازسرگیری کارزار نظامی آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی، احتمال گسترش دامنه مناقشه در منطقه را پررنگتر کرده است.
حملات جدید به پایتخت عربستان سعودی در شرایطی انجام شد که فرودگاه بینالمللی ملک خالد ریاض پس از توقف فعالیتهای خود بهدنبال حملات حوثیهای یمن، از سوم آبان پروازها را در دو پایانه از سر گرفت.
مدیریت این فرودگاه شامگاه دوم آبان اعلام کرد پایانه شماره یک به پروازهای داخلی و پایانه شماره دو به پروازهای بینالمللی شرکتهای هواپیمایی سعودی اختصاص خواهد یافت.
در سوی دیگر، حوثیها بار دیگر تهدید کردند فرودگاه ریاض را هدف قرار خواهند داد.
یحیی سریع، سخنگوی نظامی حوثیها، فرودگاه ریاض را همچنان یک «هدف نظامی» خواند و به شرکتهای هواپیمایی، کارکنان فرودگاه و مسافران هشدار داد از آن استفاده نکنند.
حوثیها دوم آبان نیز از حمله به فرودگاه ریاض و تاسیسات نفتی عربستان سعودی خبر داده بودند. مقامهای سعودی تاکنون بهطور مستقیم درباره این روایتها اظهارنظر نکردهاند.
فعالیت فرودگاه ملک خالد پس از حمله ۱۸ مهر حوثیهای مورد حمایت حکومت ایران متوقف شده بود.
این حمله ۱۳ کشته و بیش از ۳۰۰ زخمی بر جای گذاشت و به مرگبارترین حمله در خاک عربستان سعودی طی بیش از یک دهه گذشته تبدیل شد.
حملات موشکی و پهپادی حوثیها در حالی ادامه دارد که درگیریهای این گروه نیابتی جمهوری اسلامی با ائتلاف نظامی به رهبری عربستان سعودی شدت گرفته است.
حوثیها ماه گذشته با تصرف مناطقی راهبردی در سواحل دریای سرخ، به سوی تنگه بابالمندب پیشروی کردند و امنیت کشتیرانی در این گذرگاه مهم را به خطر انداختند.
ائتلاف به رهبری عربستان سعودی در واکنش، حملات خود علیه مواضع حوثیها را افزایش داد. محمد آلجابر، سفیر عربستان سعودی در یمن، ۱۷ مهر اعلام کرد نیروهای حوثی از تنگه بابالمندب عقب رانده شدهاند.
بابالمندب یکی از گذرگاههای حیاتی تجارت دریایی جهان و از مسیرهای مهم انتقال نفت کشورهای حاشیه خلیج فارس به بازارهای بینالمللی است.
این تنگه در جنوب غربی شبهجزیره عربستان قرار دارد، در حالی که تنگه هرمز در شمال شرقی این شبهجزیره واقع شده است.
تشدید درگیریها در یمن به آتشبسی که از سال ۲۰۲۲ با میانجیگری سازمان ملل متحد تا حد زیادی پابرجا مانده بود، پایان داد.
در واکنش به افزایش حملات حوثیها، پارلمان اروپا ۳۰ مهر با تصویب قطعنامهای خواستار قرار گرفتن این گروه، از جمله شاخههای سیاسی و نظامی آن، در فهرست سازمانهای تروریستی اتحادیه اروپا شد. تصمیم نهایی در این زمینه بر عهده کشورهای عضو اتحادیه خواهد بود.
رسانههای اسرائیلی گزارش دادهاند که حماس در پیامی از طریق یک مقام سازمان ملل، اسرائیل را به حملهای مشابه هفتم اکتبر ۲۰۲۳ تهدید کرده است. به گزارش این رسانهها، یک مقام ارشد نظامی اسرائیل این پیام را در نامهای فوری به نخستوزیر و وزیر دفاع منتقل کرده است.
وبسایت خبری واینت پنجشنبه ۳۰ مهر گزارش داد که اعضای ارشد حماس هفته گذشته در دیدار با رامز الاکبروف، هماهنگکننده امور بشردوستانه سازمان ملل، در دفتر او در نوار غزه، این پیام را مطرح کردند و خواستار انتقال آن به اسرائیل شدند.
بر اساس این روایت، الاکبروف پیام را به سرلشکر یورام هالوی، هماهنگکننده فعالیتهای دولت اسرائیل در سرزمینهای فلسطینی، رساند. هالوی نیز در نامهای فوری، بنیامین نتانیاهو و یسرائیل کاتز، وزیر دفاع، را مطلع کرد. شبکه ۱۳ اسرائیل شامگاه شنبه بخشی از این نامه را منتشر کرد.
حماس ادامه وضعیت کنونی در غزه را نپذیرفت طبق بخش منتشرشده از نامه، اعضای ارشد حماس گفتهاند عملیات ارتش اسرائیل در غزه، جابهجایی «خط زرد» و لغو انتخابات فلسطینیها از سوی تشکیلات خودگردان، کنترل این گروه بر اوضاع میدانی را تضعیف کرده است.
هالوی نوشته است که این افراد ادامه وضعیت کنونی را نپذیرفته و تهدید کردهاند حماس آماده است هر زمان صلاح بداند، حملهای مشابه هفتم اکتبر انجام دهد؛ چه در اسرائیل، چه در کرانه باختری و چه در خارج از کشور، هر جا که امکان آن فراهم شود.
او این پیام را تهدیدی «غیرمعمول» توصیف کرده که پیشتر با چنین صراحتی منتقل نشده بود.
نهادهای امنیتی اسرائیل امکان اجرای تهدید را بررسی میکنند شبکه ۱۳ گزارش داد که نهادهای امنیتی اسرائیل در حال ارزیابی توان حماس برای اجرای چنین حملهای با وجود حضور گسترده ارتش اسرائیل در نوار غزه هستند. این شبکه احتمال وقوع حمله در آیندهای دورتر را نیز مطرح کرده است.
واینت همچنین به نقل از گزارشهای امنیتی ارائهشده به کابینه امنیتی اسرائیل نوشت که حماس آمادگی خود را برای احتمال ازسرگیری درگیریها افزایش داده است. انبار کردن سلاح و انتقال آن به مناطق غیرنظامی از جمله اقداماتی است که در این گزارشها به حماس نسبت داده شده است.
بر اساس همین ارزیابیها، حماس معتقد است اسرائیل تا پس از انتخابات میاندورهای آمریکا در سوم نوامبر، برای آغاز عملیات تازه و گسترده با محدودیت روبهرو است.
اختلاف بر سر خلع سلاح، اجرای طرح صلح را متوقف کرده است این گزارشها در حالی منتشر شدهاند که اجرای طرح صلح دونالد ترامپ برای غزه متوقف مانده است. حماس از خلع سلاح خودداری میکند و اسرائیل نیز عقبنشینی از هر بخش از غزه را به تحقق این شرط وابسته کرده است.
همزمان، ارتش اسرائیل حملات روزانه خود را علیه افرادی ادامه میدهد که به گفته آن، در حال آمادهسازی حملات قریبالوقوع هستند.
ارتش اسرائیل همچنین با جابهجایی تدریجی «خط زرد» به سمت غرب، محدوده تحت کنترل خود را گسترش داده است. این خط، مناطق تحت کنترل ارتش اسرائیل را از بخش تحت اداره حماس جدا میکند؛ بخشی که بنا بر گزارش، تقریبا همه ساکنان غزه در آن مستقر شدهاند.
روزنامه الشرقالاوسط به نقل از منابع عراقی گزارش داد که مقامهای این کشور به نقش اسرائیل در حملات احتمالی به دو انبار تسلیحاتی گروههای مورد حمایت حکومت ایران مظنوناند. این ادعاها بهطور مستقل تایید نشده و ماهیت حوادث همچنان در دست بررسی است.
بر اساس این گزارش، دو محل یادشده برای نگهداری سامانههای پدافند هوایی دوشپرتاب ساخت چین استفاده میشدند که گفته میشود حکومت ایران در اختیار شبهنظامیان عراقی گذاشته بود. نوع دقیق این سامانهها مشخص نشده است.
یکی از منابع به الشرقالاوسط گفته است گروه مسلح مسئول نگهداری این تسلیحات تصور میکرد شناسایی یا دسترسی به محل انبار بسیار دشوار است. به گفته این منبع، حملات احتمالی اندکی پس از رسیدن محمولهها به دو محل رخ دادهاند.
الشرقالاوسط شواهدی برای اثبات این ادعاها ارائه نکرده و تصریح کرده است که بخشی از اطلاعات قابل تایید نیست.
حشد شعبی انفجار را غیرعمدی اعلام کرده بود حشد شعبی پیشتر اعلام کرده بود که روز ۱۷ اکتبر، برابر با ۲۵ مهر، انفجاری در یکی از مقرهایش در منطقه کانال شرقی بغداد رخ داده است. به گزارش الشرقالاوسط، انفجار در انبار مهمات فرسوده این مقر پنج زخمی بر جا گذاشت.
حشد شعبی در آن زمان حادثه را «غیرعمدی» توصیف کرد و دولت عراق وعده داد درباره آن تحقیق کند. یک مقام دولتی عراق که نامش فاش نشده، به الشرقالاوسط گفته است بررسی شرایط وقوع انفجار همچنان ادامه دارد.
در مقابل، یک مقام امنیتی به این روزنامه گفته است مقامهای عراقی، با وجود مشخص نشدن ماهیت حوادث، شواهد کافی برای ظن به نقش اسرائیل در اختیار دارند. جزئیات این شواهد در گزارش منتشر نشده است.
منابع از حادثهای دیگر در اوایل اکتبر خبر میدهند منابع دیگری به الشرقالاوسط گفتهاند انفجار ۱۷ اکتبر پس از حادثهای در اول همین ماه رخ داده است که انبارهای گروههای مورد حمایت حکومت ایران در بغداد و اطراف آن را تحت تاثیر قرار داد.
به گفته این منابع، برخی از انبارها محل نگهداری پهپادهای انتحاری و شناسایی بودهاند. این روایت نیز بهطور مستقل تایید نشده است.
الشرقالاوسط همچنین به گزارشهای متناقض درباره پرواز جنگندههای اسرائیلی در حریم هوایی عراق، نزدیک مرز ایران، با پشتیبانی هواپیماهای سوخترسان اشاره کرده و نوشته است که این عملیات را نمیتوان بهطور مستقل تایید کرد.
ارتباط تسلیحات ادعایی با چین تایید نشده است این روزنامه احتمال ارتباط میان گزارشهای پیشین درباره ارسال سامانههای پدافندی از چین به ایران و انتقال آنها به عراق را مطرح کرده، اما تاکید کرده است که این ارتباط تایید نشده است.
رویترز پیشتر به نقل از سه منبع آگاه گزارش داده بود که انتظار میرود حکومت ایران نخستین محموله از مجموع حداکثر ۴۰۰ پرتابگر موشک پدافند هوایی دوشپرتاب ساخت چین را دریافت کند. بنا بر متن گزارش، وزارت خارجه چین روز ۲۸ ژوئیه، برابر با ۶ مرداد، این گزارشها را تکذیب کرده بود.
نگرانی از گسترش درگیریها مطرح شده است الشرقالاوسط این حوادث را نشانه احتمالی آغاز دور تازهای از درگیریها دانسته است. یک منبع در چارچوب هماهنگی شیعیان، ائتلافی از احزاب شیعه عراق، به این روزنامه گفته است رهبران احزاب حاکم از هفتهها پیش احتمال میدادند ازسرگیری جنگ میان واشینگتن و تهران با حمله به توان نظامی گروههای عراقی آغاز شود.
بسیاری از احزاب عضو این ائتلاف شاخههای مسلحی در حشد شعبی دارند؛ مجموعهای که بخشی از ساختار امنیتی دولت عراق است و گروههای متعدد مورد حمایت حکومت ایران را در بر میگیرد.
با این حال، اطلاعات منتشرشده هنوز روشن نمیکند که انفجارهای گزارششده ناشی از حمله بودهاند یا حادثه؛ موضوعی که تعیین عامل احتمالی و ارزیابی پیامدهای آن به روشن شدنش وابسته است.
صدها هزار معترض شنبه دوم آبان در سراسر فرانسه به خیابانها آمدند. به نظر میرسد استقرار گسترده نیروهای امنیتی که شمار آنها به میزان قابلتوجهی افزایش یافته بود، از تکرار ناآرامیهای آخر هفته گذشته جلوگیری کرده است، هرچند در چند شهر درگیریهای پراکندهای رخ داد.
بر اساس آمار پلیس، حدود ۱۱۰ هزار نفر در پاریس، پایتخت فرانسه، در راهپیمایی مسالمتآمیزی شرکت کردند. معترضان با در دست داشتن پرچمها، افزایش هزینههای زندگی و تشدید نابرابری را محکوم کردند.
جمعیت شعار میداد: «مرگ بر دولت، پلیس و فاشیستها.»
در پایان راهپیمایی، پلیس برای متفرق کردن گروههای کوچکی از جوانان نقابدار از گاز اشکآور و خودروهای آبپاش استفاده کرد. با این حال، میزان خشونت بسیار کمتر از شنبه گذشته بود؛ زمانی که غارتگران و خرابکاران در پاریس دست به تخریب و غارت گسترده زدند.
در شهرهای لیون، بوردو و گرونوبل نیز درگیریهایی رخ داد و پلیس در کلرمونفران، لیل و نیس چندین نوبت به سوی معترضان گاز اشکآور شلیک کرد.
در مارسی، دومین شهر بزرگ فرانسه، جوانان ورقهای بزرگ فلزی را به وسط خیابان کشاندند تا مسیر را مسدود کنند، سطلهای زباله را به آتش کشیدند و به سوی نیروهای ضدشورش سنگ و بطری پرتاب کردند. این رویاروییها با فرارسیدن شب همچنان ادامه داشت.
وزارت کشور فرانسه اعلام کرد ۴۱۰ هزار نفر در تظاهرات سراسری شرکت کردهاند، در حالی که اتحادیههای کارگری شمار شرکتکنندگان را دو برابر این رقم دانستند.
مقامهای فرانسوی پس از اذعان به اینکه گستردگی ناآرامیهای هفته گذشته را دستکم گرفته بودند، ۷۰ هزار مامور پلیس و ژاندارم را به کار گرفتند؛ رقمی که ۱۰ هزار نفر بیشتر از هفته قبل بود.
لوران نونییز، وزیر کشور فرانسه، در گفتوگو با خبرنگاران گفت: «باید فوقالعاده، فوقالعاده سریع واکنش نشان دهیم.»
او فعالان چپ افراطی و باندهای تبهکار را متهم کرد که در پی دامن زدن به خشونت هستند.
نونییز به خبرنگاران گفت پلیس تا اوایل بعدازظهر ۱۳۵ نفر را در سراسر کشور بازداشت کرده است. بسیاری از این بازداشتها پس از بازرسیهای پیشگیرانهای انجام شد که به گفته او، در جریان آنها مواد آتشبازی، ساچمههای فلزی و دیگر اشیایی که میتوانستند بهعنوان سلاح استفاده شوند، کشف شده بود.
بخش بزرگی از مرکز پاریس ظاهری شبیه شهری در وضعیت تعطیلی و محدودیت شدید پیدا کرده بود. صاحبان مغازهها با نصب حفاظ و تخته بر ورودی فروشگاههای خود، آنها را مسدود کردند، موزهها درهای خود را بستند و بیش از ۲۰ ایستگاه مترو تعطیل شدند.
پس از آنکه هزاران فروشگاه و واحد تجاری در سراسر فرانسه در آخر هفته گذشته آسیب دیدند یا غارت شدند، تشکلهای تجاری از خردهفروشان خواستند فروشگاههای خود را بسته نگه دارند.
اسکار، مدیر یکی از فروشگاههای برند کیتون در پاریس، گفت: «تقریبا هیچ مشتری وجود ندارد، بنابراین واقعا ارزش ندارد که فروشگاه را باز نگه داریم.»
شماری از مشهورترین مراکز فرهنگی پایتخت، از جمله موزه لوور، موزه اورسه و اپرای پاریس، نیز بهعنوان اقدامی احتیاطی در طول روز تعطیل شدند؛ تصمیمی که موجب سرخوردگی گردشگران شد.
برگزاری کنگره حزب راست افراطی
بسیاری از معترضان، دولت را به واکنش بیش از حد متهم کردهاند؛ بهویژه پس از آنکه سربازان برای گشتزنی در خیابان شانزهلیزه، بلوار مشهور پاریس که فروشگاههای لوکس و رستورانهای متعددی در آن قرار دارند، اعزام شدند.
کلارا لبادی، دانشجوی ۲۲ ساله هنر، گفت: «برای مغازهها اشک میریزیم، نه برای مردمی که در تمام طول سال فقیرتر میشوند.»
او افزود: «من و دوستم از ترس نزدیک بود اصلا نیاییم، اما دقیقا به این دلیل آمدیم که مهم است اجازه ندهیم سرکوب پیروز شود.»
نخستین راهپیمایی دارای مجوز روز شنبه در شهر اورلئان، در حدود ۱۲۰ کیلومتری جنوب پاریس، بدون خشونت برگزار شد. معترضان در این شهر علیه حزب راست افراطی «اجتماع ملی» به رهبری مارین لوپن تجمع کردند؛ حزبی که کنگره خود را در اورلئان برگزار میکند.
تیراندازی روز جمعه در غرب پاریس نیز تنشها را تشدید کرد. یک فرد مسلح که مظنون است با انگیزه نفرت اسلامستیزانه دست به حمله زده باشد، یک نفر را کشت و چهار نفر دیگر، از جمله دختری ۱۲ ساله، را زخمی کرد.
بالی باگایوکو، شهردار سندنی و عضو حزب «فرانسه تسلیمناپذیر» به رهبری ملانشون، گفت: «ما آمدهایم تا رو در رو به راست افراطی بگوییم که نمیترسیم.»
رهبران جریان چپ فرانسه، اقدام دولت برای محدود کردن شمار راهپیماییهای دارای مجوز در بسیاری از شهرها و همچنین تصمیم لحظه آخری برای انتقال محل برگزاری تجمع پاریس به حاشیه جنوب شرقی پایتخت را محکوم کردند.
ژانلوک ملانشون، رهبر جریان چپ رادیکال که در تجمع پاریس حضور داشت، از آنچه «نمایش باشکوه و گسترده انضباط جمعی و خویشتنداری» خواند، تمجید کرد.
او پیشبینی کرد که اعتراضات تا زمانی ادامه خواهد یافت که امانوئل مکرون، رییسجمهوری فرانسه، که دوره ریاستجمهوریاش سال آینده به پایان میرسد، به نارضایتیهای اجتماعی در این کشور رسیدگی کند.
فرانسه یکی از ثروتمندترین کشورهای جهان است، اما بدهی فزاینده آن نگرانی سرمایهگذاران را برانگیخته است.
ملانشون به خبرنگاران گفت: «با توجه به شرایط کنونی، فکر میکنم مکرون سرانجام متوجه خواهد شد که این اتفاق هر هفته تکرار میشود. هنوز برای او فرصت باقی است که کوتاه بیاید. پس از آن، تنها چیزی که برایش باقی خواهد ماند، در خروج است.»
گسترش موج اعتراضات در سراسر اروپا
ناآرامیهای سراسری ماه گذشته با تظاهرات کوچک دانشآموزی در حومه پاریس و در اعتراض به شرایط مدارس آغاز شد.
این اعتراضات پس از گسترش به جنبشی فراگیرتر علیه وضعیت اقتصادی فرانسه، معترضان را در کشورهای همسایه نیز به خیابانها کشاند.
یک هفته پس از بروز ناآرامیها در سراسر ایتالیا، شنبه دوم آبان تظاهراتی علیه جنگ و افزایش هزینههای زندگی در شهرهای بزرگ این کشور برگزار شد که در برخی موارد با خشونت همراه بود.
مقامهای ایتالیایی شمار زیادی از نیروهای پلیس را در خیابانها مستقر کردند و بسیاری از فروشگاهها نیز برای جلوگیری از خسارتهای احتمالی، بهعنوان اقدامی احتیاطی تعطیل شدند.
این تظاهرات پس از درگیریهای آخر هفته گذشته برگزار شد که طی آن معترضان با پلیس درگیر شدند، فروشگاهها را غارت کردند و به اموال عمومی و خصوصی آسیب رساندند.
اعتراضات شنبه در شهرهای تورین، رم و بولونیا با خشونت و درگیری میان ماموران پلیس و تظاهرکنندگان همراه بود، اما در میلان عمدتاً بهصورت مسالمتآمیز برگزار شد.
پلیس بلژیک نیز شنبه در جریان درگیری با معترضان ضدحکومتی در بروکسل از گاز اشکآور و اسپری فلفل استفاده کرد. همزمان، در شهرهای ایتالیا نیز برای دومین آخر هفته پیاپی تظاهرات برگزار شد.
در مادرید نیز حدود ۲۵ هزار معترض برای حمایت از نظام بازنشستگی دولتی و متناسبسازی مستمریها با تورم تظاهرات کردند.
پلیس ضدشورش آلبانی شنبه برای متفرق کردن معترضانی که به سوی ماموران سنگ پرتاب و مقابل در ورودی وزارت کشاورزی در تیرانا، پایتخت این کشور، آتش روشن کرده بودند، از گاز اشکآور، خودروهای آبپاش و گلولههای پلاستیکی استفاده کرد.
تظاهرات دانشجویی که با خشم عمومی از فساد ادعایی در دولت، کمبود فرصتهای شغلی و کیفیت پایین آموزش شدت گرفته است، در ماه جاری مرکز تیرانا را فراگرفته و به شهرهای دیگر نیز گسترش یافته است.
صندوق آرا در انبار کمیسیون مرکزی انتخابات اسرائیل در شهر شوهام؛ ۲۲ مهر ۱۴۰۵.
در سال ۱۳۶۶، در حالی که روحالله خمینی خواستار نابودی اسرائیل بود، اسحاق رابین، وزیر دفاع وقت اسرائیل، ایران را «بهترین دوست» خواند. نزدیک به چهار دهه بعد، سرنگونی جمهوری اسلامی به هدف آشکار رهبران اسرائیل تبدیل شده است. روابط دو کشور چگونه از همکاری محرمانه به رویارویی رسید؟
بررسی سیاست اسرائیل در قبال جمهوری اسلامی طی ۴۷ سال گذشته نشان میدهد که تغییر رویکرد این کشور نه ناگهانی، بلکه حاصل تحولی تدریجی بوده است؛ از همکاری با حکومت تازهتاسیس در جنگ ایران و عراق تا تلاش برای مهار برنامه هستهای و در نهایت، هدف قرار دادن ساختار قدرت در تهران.
در این میان، رهبران اسرائیل با وجود تفاوت در شیوه مواجهه با جمهوری اسلامی، در بسیاری از مقاطع درباره تهدیدهای ناشی از سیاستهای تهران دیدگاههای مشترکی داشتهاند.
دوران محمدرضا شاه؛ ایران مهمترین متحد منطقهای اسرائیل
پیش از انقلاب سال ۱۳۵۷، ایران یکی از نزدیکترین و مهمترین شرکای منطقهای اسرائیل بود. این روابط بر پایه سیاستی شکل گرفت که دیوید بنگوریون، نخستوزیر وقت اسرائیل، آن را «دکترین پیرامونی» نامیده بود.
بر اساس این دکترین، اسرائیل تلاش میکرد با کشورهای غیرعرب منطقه روابط راهبردی برقرار کند تا در برابر کشورهای عرب مخالف خود، از انزوای منطقهای خارج شود. ایران در دوران محمدرضا شاه جایگاه ویژهای در این سیاست داشت.
تهران در سال ۱۳۲۸ اسرائیل را بهصورت دوفاکتو به رسمیت شناخت. همکاری دو کشور به روابط دیپلماتیک محدود نبود و حوزههای نفت، اطلاعات، کشاورزی، صنعت و تسلیحات را نیز در بر میگرفت.
ایران از طریق خط لولهای با مالکیت مشترک به اسرائیل نفت میفروخت و دستگاههای اطلاعاتی دو کشور همکاری نزدیکی داشتند. مهندسان، کارشناسان کشاورزی و فعالان صنایع تسلیحاتی اسرائیل نیز در ایران فعالیت میکردند.
با وقوع انقلاب سال ۱۳۵۷، این مناسبات بهسرعت پایان یافت. روحالله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی، روابط با اسرائیل را قطع کرد و ساختمان نمایندگی این کشور در تهران به سازمان آزادیبخش فلسطین واگذار شد.
با این حال، قطع روابط رسمی به معنای پایان فوری همکاریهای دو طرف نبود.
وقتی اسرائیل به جمهوری اسلامی سلاح میفروخت
یکی از کمتر شناختهشدهترین فصلهای روابط ایران و اسرائیل به سالهای نخست پس از انقلاب بازمیگردد؛ زمانی که با وجود مواضع خصمانه رهبران جمهوری اسلامی علیه اسرائیل، دولت اسرائیل همچنان با تهران همکاری تسلیحاتی داشت.
پس از حمله عراق به ایران در شهریور ۱۳۵۹، دولت مناخیم بگین فروش تسلیحات به جمهوری اسلامی را آغاز کرد.
بر اساس برآورد موسسه یافه در دانشگاه تلآویو، ارزش تسلیحات فروختهشده اسرائیل به ایران بین سالهای ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۲ به حدود ۵۰۰ میلیون دلار رسید.
دلیل این همکاری، ارزیابی اسرائیل از تهدیدهای منطقهای بود. در آن مقطع، صدام حسین و حکومت عراق تهدید مهمتری برای اسرائیل محسوب میشدند و تهران میتوانست وزنهای در برابر بغداد باشد.
این همکاری در سالهای ۱۳۶۴ و ۱۳۶۵ نیز ادامه یافت. اسرائیل در دوران شیمون پرز در ماجرای «ایران-کنترا» نقش واسطه را بر عهده گرفت و در انتقال موشکهای آمریکایی به جمهوری اسلامی مشارکت کرد.
نکته قابل توجه این است که مقامهای اسرائیلی در همان دوره نیز دوام حکومت جمهوری اسلامی را قطعی نمیدانستند.
اسحاق رابین، وزیر دفاع وقت اسرائیل، در مهر ۱۳۶۶ گفت: «ایران بهترین دوست اسرائیل است و ما قصد نداریم موضع خود را در قبال تهران تغییر دهیم، زیرا حکومت خمینی برای همیشه دوام نخواهد آورد.»
این اظهارات نشان میداد که انتظار پایان حکومت جمهوری اسلامی از دهه ۱۳۶۰ در میان رهبران اسرائیل وجود داشت، اما آنها در آن زمان ضرورتی برای تسریع سقوط آن نمیدیدند.
نمای هوایی از بیلبورد انتخاباتی حزب لیکود به رهبری بنیامین نتانیاهو در تلآویو، که تصاویر مجتبی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، زهران ممدانی، شهردار نیویورک، رجب طیب اردوغان، رییسجمهوری ترکیه، و نعیم قاسم، دبیرکل حزبالله، را نشان میدهد. روی این بیلبورد به زبان عبری نوشته شده است: «آنها میخواهند نتانیاهو شکست بخورد؛ نگذارید پیروز شوند»؛ ۲۶ مرداد ۱۴۰۵.
برنامه هستهای؛ نقطه عطف در سیاست اسرائیل
با پایان جنگ ایران و عراق و تغییر شرایط منطقه، نگاه اسرائیل به جمهوری اسلامی نیز بهتدریج تغییر کرد.
اسحاق رابین که در سال ۱۳۷۱ بار دیگر نخستوزیر اسرائیل شده بود، نخستین گزارشهای اطلاعاتی درباره برنامه هستهای ایران را دریافت کرد.
بهگفته دستیارانش، رابین به این نتیجه رسیده بود که دستیابی ایران به سلاح هستهای میتواند تهدیدی موجودیتی برای اسرائیل ایجاد کند؛ تهدیدی که این کشور ممکن است قادر به مقابله با آن نباشد.
این ارزیابی بر سیاست منطقهای او نیز تاثیر گذاشت. یکی از دلایل تلاش رابین برای دستیابی به توافق صلح با فلسطینیها و اردن، کاهش تنش در جبهههای نزدیکتر و تمرکز بر تهدید دوردست ایران بود.
در سالهای بعد، آریل شارون همین رویکرد را با شدت بیشتری دنبال کرد.
شارون در سال ۱۳۸۱، زمانی که آمریکا برای حمله به عراق آماده میشد، در گفتوگو با روزنامه تایمز لندن خواستار افزایش فشار بر ایران پس از سقوط بغداد شد و جمهوری اسلامی را یکی از مراکز تروریسم جهانی خواند.
او در دوران نخستوزیری خود تصاویر هوایی تاسیسات ایران را در اختیار جورج دبلیو بوش، رییسجمهوری وقت آمریکا، قرار داد و تاکید کرد اسرائیل نمیتواند دستیابی ایران به سلاح هستهای را بپذیرد.
ایهود اولمرت، جانشین شارون، نیز گزینه حمله نظامی را کنار نگذاشت. بر اساس گزارشهایی که بعدها منتشر شد، نخستین حملات سایبری به سانتریفیوژهای ایران در همین دوره و با همکاری واشینگتن آغاز شد.
با وجود تشدید تقابل، هدف اعلامشده رهبران اسرائیل در این دوره سرنگونی جمهوری اسلامی نبود. آنها عمدتا بر جلوگیری از دستیابی تهران به سلاح هستهای تمرکز داشتند.
نتانیاهو و تغییر مخاطب از حکومت به مردم ایران
با به قدرت رسیدن بنیامین نتانیاهو، موضوع ایران به یکی از محورهای اصلی سیاست خارجی و امنیتی اسرائیل تبدیل شد.
نتانیاهو طی سالهای نخستوزیری خود تا سال ۱۴۰۰، بارها درباره برنامه هستهای جمهوری اسلامی هشدار داد.
او در مجمع عمومی سازمان ملل متحد تصویری از یک بمب را برای توضیح خطر برنامه هستهای ایران به نمایش گذاشت، در کنگره آمریکا علیه توافق هستهای سال ۱۳۹۴ سخنرانی کرد و مجموعهای از اسناد هستهای را منتشر کرد که به گفته اسرائیل، ماموران موساد از تهران خارج کرده بودند.
اما تغییر مهم دیگری نیز در این دوره اتفاق افتاد: رهبران اسرائیل بیش از گذشته تلاش کردند میان مردم ایران و حکومت جمهوری اسلامی تمایز قائل شوند.
نتانیاهو در پیامهای ویدیویی خطاب به ایرانیان، از جمله در دوران خشکسالی، پیشنهاد ارائه فناوریهای مرتبط با مدیریت آب را مطرح کرد و گفت اختلاف اسرائیل با مردم ایران نیست.
این رویکرد بهتدریج زمینه طرح آشکارتر این دیدگاه را فراهم کرد که منشاء تهدید علیه اسرائیل نه خود ایران، بلکه ساختار حاکم بر آن است.
از مقابله با متحدان تهران تا هدف قرار دادن خود جمهوری اسلامی
در دوران نخستوزیری نفتالی بنت، از خرداد ۱۴۰۰ تا تیر ۱۴۰۱، سیاست مقابله با جمهوری اسلامی وارد مرحله دیگری شد.
بنت معتقد بود اسرائیل برای دههها با نیروهای متحد تهران، از جمله حزبالله و حماس، درگیر بوده، اما از رویارویی مستقیم با مرکز تصمیمگیری آنها خودداری کرده است.
او برای توضیح این وضعیت از تشبیه «اختاپوس» استفاده میکرد و میگفت اسرائیل بهجای هدف قرار دادن سر اختاپوس، تنها با بازوهای آن جنگیده است.
بنت اعلام کرد که در دوران نخستوزیری خود با همکاری موساد و دیگر نهادهای امنیتی، حدود ۳۰ عملیات علیه جمهوری اسلامی آغاز کرده است؛ عملیاتی که همه آنها ماهیت نظامی نداشتند.
او همچنین پیشبینی کرد جمهوری اسلامی سرنوشتی مشابه اتحاد جماهیر شوروی خواهد داشت و سرانجام فرو خواهد پاشید.
یائیر لاپید، جانشین بنت، نیز در شش ماه نخستوزیری خود تلاش کرد مانع احیای توافق هستهای با تهران شود.
در این دوره، سیاست اسرائیل دیگر صرفا بر مقابله با برنامه هستهای یا نیروهای متحد جمهوری اسلامی متمرکز نبود؛ بلکه افزایش فشار مستقیم بر ساختار قدرت در تهران نیز اهمیت بیشتری پیدا کرده بود.
نفتالی بنت و یائیر لاپید، نخستوزیران پیشین اسرائیل، در مراسم حزب «با هم» در شهر حیفا، در آستانه انتخابات سراسری اسرائیل، ۲۹ مهر ۱۴۰۵.
از امید به سقوط جمهوری اسلامی تا اعلام هدف سرنگونی
بازگشت نتانیاهو به قدرت در دی ۱۴۰۱ با مرحله تازهای از تشدید تقابل اسرائیل و جمهوری اسلامی همراه شد.
در جریان جنگ ۱۲ روزه خرداد ۱۴۰۴، هنگامی که جنگندههای اسرائیلی اهدافی را در ایران بمباران کردند، نتانیاهو در پیامی خطاب به مردم ایران گفت: «همزمان با تحقق هدف خود، راه را برای دستیابی شما به آزادی نیز هموار میکنیم.»
این موضع نشاندهنده تغییر مهمی در ادبیات رسمی اسرائیل بود. در حالی که رهبران پیشین عمدتا از مهار تهدید هستهای ایران سخن میگفتند، نتانیاهو اکنون آشکارا اقدامات نظامی اسرائیل را با امکان تغییر حکومت در تهران پیوند میداد.
جنگی که ۹ اسفند ۱۴۰۴ با مشارکت آمریکا آغاز شد، به کشته شدن علی خامنهای، رهبر پیشین جمهوری اسلامی، انجامید.
نتانیاهو در مهر ۱۴۰۵ موضع خود را صریحتر کرد و گفت: «این حکومت باید سقوط کند و من آن را سرنگون خواهم کرد.»
این اظهارات نقطه اوج تحولی است که طی چند دهه در سیاست اسرائیل شکل گرفته است؛ تحولی که از همکاری محرمانه با جمهوری اسلامی آغاز شد، به تلاش برای مهار برنامه هستهای رسید و در نهایت به اعلام آشکار هدف سرنگونی حکومت منتهی شد.
چهار دهه تغییر سیاست؛ یک هدف مشترک در آستانه انتخابات
مرور مواضع رهبران اسرائیل نشان میدهد که نگاه آنها به جمهوری اسلامی طی چهار دهه گذشته دستخوش تغییرات اساسی شده است.
در دهه ۱۳۶۰، اسرائیل با وجود دشمنی ایدئولوژیک جمهوری اسلامی، بهدلیل تهدید عراق حاضر به فروش تسلیحات به تهران بود. در دهههای بعد، برنامه هستهای ایران به مهمترین نگرانی امنیتی این کشور تبدیل شد و مقابله با آن در اولویت قرار گرفت.
در مرحله بعد، تمرکز اسرائیل از برنامه هستهای و نیروهای متحد تهران فراتر رفت و به خود ساختار قدرت در جمهوری اسلامی معطوف شد.
اکنون در آستانه انتخابات اسرائیل، اختلاف اصلی میان رهبران سیاسی این کشور بیش از آنکه بر سر مطلوب بودن پایان حکومت جمهوری اسلامی باشد، بر سر شیوه دستیابی به این هدف، میزان استفاده از نیروی نظامی و خطراتی است که اسرائیل باید برای تحقق آن بپذیرد.
از اظهارات رابین در مهر ۱۳۶۶ مبنی بر اینکه حکومت خمینی دوام نخواهد آورد تا وعده نتانیاهو برای سرنگونی جمهوری اسلامی، یک تفاوت اساسی دیده میشود: اسرائیل از انتظار برای پایان این حکومت، به تلاش آشکار برای رقم زدن آن رسیده است.