صندوق آرا در انبار کمیسیون مرکزی انتخابات اسرائیل در شهر شوهام؛ ۲۲ مهر ۱۴۰۵.
در سال ۱۳۶۶، در حالی که روحالله خمینی خواستار نابودی اسرائیل بود، اسحاق رابین، وزیر دفاع وقت اسرائیل، ایران را «بهترین دوست» خواند. نزدیک به چهار دهه بعد، سرنگونی جمهوری اسلامی به هدف آشکار رهبران اسرائیل تبدیل شده است. روابط دو کشور چگونه از همکاری محرمانه به رویارویی رسید؟
بررسی سیاست اسرائیل در قبال جمهوری اسلامی طی ۴۷ سال گذشته نشان میدهد که تغییر رویکرد این کشور نه ناگهانی، بلکه حاصل تحولی تدریجی بوده است؛ از همکاری با حکومت تازهتاسیس در جنگ ایران و عراق تا تلاش برای مهار برنامه هستهای و در نهایت، هدف قرار دادن ساختار قدرت در تهران.
در این میان، رهبران اسرائیل با وجود تفاوت در شیوه مواجهه با جمهوری اسلامی، در بسیاری از مقاطع درباره تهدیدهای ناشی از سیاستهای تهران دیدگاههای مشترکی داشتهاند.
دوران محمدرضا شاه؛ ایران مهمترین متحد منطقهای اسرائیل
پیش از انقلاب سال ۱۳۵۷، ایران یکی از نزدیکترین و مهمترین شرکای منطقهای اسرائیل بود. این روابط بر پایه سیاستی شکل گرفت که دیوید بنگوریون، نخستوزیر وقت اسرائیل، آن را «دکترین پیرامونی» نامیده بود.
بر اساس این دکترین، اسرائیل تلاش میکرد با کشورهای غیرعرب منطقه روابط راهبردی برقرار کند تا در برابر کشورهای عرب مخالف خود، از انزوای منطقهای خارج شود. ایران در دوران محمدرضا شاه جایگاه ویژهای در این سیاست داشت.
تهران در سال ۱۳۲۸ اسرائیل را بهصورت دوفاکتو به رسمیت شناخت. همکاری دو کشور به روابط دیپلماتیک محدود نبود و حوزههای نفت، اطلاعات، کشاورزی، صنعت و تسلیحات را نیز در بر میگرفت.
ایران از طریق خط لولهای با مالکیت مشترک به اسرائیل نفت میفروخت و دستگاههای اطلاعاتی دو کشور همکاری نزدیکی داشتند. مهندسان، کارشناسان کشاورزی و فعالان صنایع تسلیحاتی اسرائیل نیز در ایران فعالیت میکردند.
با وقوع انقلاب سال ۱۳۵۷، این مناسبات بهسرعت پایان یافت. روحالله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی، روابط با اسرائیل را قطع کرد و ساختمان نمایندگی این کشور در تهران به سازمان آزادیبخش فلسطین واگذار شد.
با این حال، قطع روابط رسمی به معنای پایان فوری همکاریهای دو طرف نبود.
وقتی اسرائیل به جمهوری اسلامی سلاح میفروخت
یکی از کمتر شناختهشدهترین فصلهای روابط ایران و اسرائیل به سالهای نخست پس از انقلاب بازمیگردد؛ زمانی که با وجود مواضع خصمانه رهبران جمهوری اسلامی علیه اسرائیل، دولت اسرائیل همچنان با تهران همکاری تسلیحاتی داشت.
پس از حمله عراق به ایران در شهریور ۱۳۵۹، دولت مناخیم بگین فروش تسلیحات به جمهوری اسلامی را آغاز کرد.
بر اساس برآورد موسسه یافه در دانشگاه تلآویو، ارزش تسلیحات فروختهشده اسرائیل به ایران بین سالهای ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۲ به حدود ۵۰۰ میلیون دلار رسید.
دلیل این همکاری، ارزیابی اسرائیل از تهدیدهای منطقهای بود. در آن مقطع، صدام حسین و حکومت عراق تهدید مهمتری برای اسرائیل محسوب میشدند و تهران میتوانست وزنهای در برابر بغداد باشد.
این همکاری در سالهای ۱۳۶۴ و ۱۳۶۵ نیز ادامه یافت. اسرائیل در دوران شیمون پرز در ماجرای «ایران-کنترا» نقش واسطه را بر عهده گرفت و در انتقال موشکهای آمریکایی به جمهوری اسلامی مشارکت کرد.
نکته قابل توجه این است که مقامهای اسرائیلی در همان دوره نیز دوام حکومت جمهوری اسلامی را قطعی نمیدانستند.
اسحاق رابین، وزیر دفاع وقت اسرائیل، در مهر ۱۳۶۶ گفت: «ایران بهترین دوست اسرائیل است و ما قصد نداریم موضع خود را در قبال تهران تغییر دهیم، زیرا حکومت خمینی برای همیشه دوام نخواهد آورد.»
این اظهارات نشان میداد که انتظار پایان حکومت جمهوری اسلامی از دهه ۱۳۶۰ در میان رهبران اسرائیل وجود داشت، اما آنها در آن زمان ضرورتی برای تسریع سقوط آن نمیدیدند.
نمای هوایی از بیلبورد انتخاباتی حزب لیکود به رهبری بنیامین نتانیاهو در تلآویو، که تصاویر مجتبی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، زهران ممدانی، شهردار نیویورک، رجب طیب اردوغان، رییسجمهوری ترکیه، و نعیم قاسم، دبیرکل حزبالله، را نشان میدهد. روی این بیلبورد به زبان عبری نوشته شده است: «آنها میخواهند نتانیاهو شکست بخورد؛ نگذارید پیروز شوند»؛ ۲۶ مرداد ۱۴۰۵.
برنامه هستهای؛ نقطه عطف در سیاست اسرائیل
با پایان جنگ ایران و عراق و تغییر شرایط منطقه، نگاه اسرائیل به جمهوری اسلامی نیز بهتدریج تغییر کرد.
اسحاق رابین که در سال ۱۳۷۱ بار دیگر نخستوزیر اسرائیل شده بود، نخستین گزارشهای اطلاعاتی درباره برنامه هستهای ایران را دریافت کرد.
بهگفته دستیارانش، رابین به این نتیجه رسیده بود که دستیابی ایران به سلاح هستهای میتواند تهدیدی موجودیتی برای اسرائیل ایجاد کند؛ تهدیدی که این کشور ممکن است قادر به مقابله با آن نباشد.
این ارزیابی بر سیاست منطقهای او نیز تاثیر گذاشت. یکی از دلایل تلاش رابین برای دستیابی به توافق صلح با فلسطینیها و اردن، کاهش تنش در جبهههای نزدیکتر و تمرکز بر تهدید دوردست ایران بود.
در سالهای بعد، آریل شارون همین رویکرد را با شدت بیشتری دنبال کرد.
شارون در سال ۱۳۸۱، زمانی که آمریکا برای حمله به عراق آماده میشد، در گفتوگو با روزنامه تایمز لندن خواستار افزایش فشار بر ایران پس از سقوط بغداد شد و جمهوری اسلامی را یکی از مراکز تروریسم جهانی خواند.
او در دوران نخستوزیری خود تصاویر هوایی تاسیسات ایران را در اختیار جورج دبلیو بوش، رییسجمهوری وقت آمریکا، قرار داد و تاکید کرد اسرائیل نمیتواند دستیابی ایران به سلاح هستهای را بپذیرد.
ایهود اولمرت، جانشین شارون، نیز گزینه حمله نظامی را کنار نگذاشت. بر اساس گزارشهایی که بعدها منتشر شد، نخستین حملات سایبری به سانتریفیوژهای ایران در همین دوره و با همکاری واشینگتن آغاز شد.
با وجود تشدید تقابل، هدف اعلامشده رهبران اسرائیل در این دوره سرنگونی جمهوری اسلامی نبود. آنها عمدتا بر جلوگیری از دستیابی تهران به سلاح هستهای تمرکز داشتند.
نتانیاهو و تغییر مخاطب از حکومت به مردم ایران
با به قدرت رسیدن بنیامین نتانیاهو، موضوع ایران به یکی از محورهای اصلی سیاست خارجی و امنیتی اسرائیل تبدیل شد.
نتانیاهو طی سالهای نخستوزیری خود تا سال ۱۴۰۰، بارها درباره برنامه هستهای جمهوری اسلامی هشدار داد.
او در مجمع عمومی سازمان ملل متحد تصویری از یک بمب را برای توضیح خطر برنامه هستهای ایران به نمایش گذاشت، در کنگره آمریکا علیه توافق هستهای سال ۱۳۹۴ سخنرانی کرد و مجموعهای از اسناد هستهای را منتشر کرد که به گفته اسرائیل، ماموران موساد از تهران خارج کرده بودند.
اما تغییر مهم دیگری نیز در این دوره اتفاق افتاد: رهبران اسرائیل بیش از گذشته تلاش کردند میان مردم ایران و حکومت جمهوری اسلامی تمایز قائل شوند.
نتانیاهو در پیامهای ویدیویی خطاب به ایرانیان، از جمله در دوران خشکسالی، پیشنهاد ارائه فناوریهای مرتبط با مدیریت آب را مطرح کرد و گفت اختلاف اسرائیل با مردم ایران نیست.
این رویکرد بهتدریج زمینه طرح آشکارتر این دیدگاه را فراهم کرد که منشاء تهدید علیه اسرائیل نه خود ایران، بلکه ساختار حاکم بر آن است.
از مقابله با متحدان تهران تا هدف قرار دادن خود جمهوری اسلامی
در دوران نخستوزیری نفتالی بنت، از خرداد ۱۴۰۰ تا تیر ۱۴۰۱، سیاست مقابله با جمهوری اسلامی وارد مرحله دیگری شد.
بنت معتقد بود اسرائیل برای دههها با نیروهای متحد تهران، از جمله حزبالله و حماس، درگیر بوده، اما از رویارویی مستقیم با مرکز تصمیمگیری آنها خودداری کرده است.
او برای توضیح این وضعیت از تشبیه «اختاپوس» استفاده میکرد و میگفت اسرائیل بهجای هدف قرار دادن سر اختاپوس، تنها با بازوهای آن جنگیده است.
بنت اعلام کرد که در دوران نخستوزیری خود با همکاری موساد و دیگر نهادهای امنیتی، حدود ۳۰ عملیات علیه جمهوری اسلامی آغاز کرده است؛ عملیاتی که همه آنها ماهیت نظامی نداشتند.
او همچنین پیشبینی کرد جمهوری اسلامی سرنوشتی مشابه اتحاد جماهیر شوروی خواهد داشت و سرانجام فرو خواهد پاشید.
یائیر لاپید، جانشین بنت، نیز در شش ماه نخستوزیری خود تلاش کرد مانع احیای توافق هستهای با تهران شود.
در این دوره، سیاست اسرائیل دیگر صرفا بر مقابله با برنامه هستهای یا نیروهای متحد جمهوری اسلامی متمرکز نبود؛ بلکه افزایش فشار مستقیم بر ساختار قدرت در تهران نیز اهمیت بیشتری پیدا کرده بود.
نفتالی بنت و یائیر لاپید، نخستوزیران پیشین اسرائیل، در مراسم حزب «با هم» در شهر حیفا، در آستانه انتخابات سراسری اسرائیل، ۲۹ مهر ۱۴۰۵.
از امید به سقوط جمهوری اسلامی تا اعلام هدف سرنگونی
بازگشت نتانیاهو به قدرت در دی ۱۴۰۱ با مرحله تازهای از تشدید تقابل اسرائیل و جمهوری اسلامی همراه شد.
در جریان جنگ ۱۲ روزه خرداد ۱۴۰۴، هنگامی که جنگندههای اسرائیلی اهدافی را در ایران بمباران کردند، نتانیاهو در پیامی خطاب به مردم ایران گفت: «همزمان با تحقق هدف خود، راه را برای دستیابی شما به آزادی نیز هموار میکنیم.»
این موضع نشاندهنده تغییر مهمی در ادبیات رسمی اسرائیل بود. در حالی که رهبران پیشین عمدتا از مهار تهدید هستهای ایران سخن میگفتند، نتانیاهو اکنون آشکارا اقدامات نظامی اسرائیل را با امکان تغییر حکومت در تهران پیوند میداد.
جنگی که ۹ اسفند ۱۴۰۴ با مشارکت آمریکا آغاز شد، به کشته شدن علی خامنهای، رهبر پیشین جمهوری اسلامی، انجامید.
نتانیاهو در مهر ۱۴۰۵ موضع خود را صریحتر کرد و گفت: «این حکومت باید سقوط کند و من آن را سرنگون خواهم کرد.»
این اظهارات نقطه اوج تحولی است که طی چند دهه در سیاست اسرائیل شکل گرفته است؛ تحولی که از همکاری محرمانه با جمهوری اسلامی آغاز شد، به تلاش برای مهار برنامه هستهای رسید و در نهایت به اعلام آشکار هدف سرنگونی حکومت منتهی شد.
چهار دهه تغییر سیاست؛ یک هدف مشترک در آستانه انتخابات
مرور مواضع رهبران اسرائیل نشان میدهد که نگاه آنها به جمهوری اسلامی طی چهار دهه گذشته دستخوش تغییرات اساسی شده است.
در دهه ۱۳۶۰، اسرائیل با وجود دشمنی ایدئولوژیک جمهوری اسلامی، بهدلیل تهدید عراق حاضر به فروش تسلیحات به تهران بود. در دهههای بعد، برنامه هستهای ایران به مهمترین نگرانی امنیتی این کشور تبدیل شد و مقابله با آن در اولویت قرار گرفت.
در مرحله بعد، تمرکز اسرائیل از برنامه هستهای و نیروهای متحد تهران فراتر رفت و به خود ساختار قدرت در جمهوری اسلامی معطوف شد.
اکنون در آستانه انتخابات اسرائیل، اختلاف اصلی میان رهبران سیاسی این کشور بیش از آنکه بر سر مطلوب بودن پایان حکومت جمهوری اسلامی باشد، بر سر شیوه دستیابی به این هدف، میزان استفاده از نیروی نظامی و خطراتی است که اسرائیل باید برای تحقق آن بپذیرد.
از اظهارات رابین در مهر ۱۳۶۶ مبنی بر اینکه حکومت خمینی دوام نخواهد آورد تا وعده نتانیاهو برای سرنگونی جمهوری اسلامی، یک تفاوت اساسی دیده میشود: اسرائیل از انتظار برای پایان این حکومت، به تلاش آشکار برای رقم زدن آن رسیده است.
تصویر ماهوارهای از نشت نفت در آبهای ساحلی امالقوین در امارات متحده عربی، ۲۷ مهر ۱۴۰۵
مقامهای رأسالخیمه شنبه دوم آبان اعلام کردند تمامی سواحل این امارت تا اطلاع ثانوی تعطیل خواهند بود. این تصمیم یک روز پس از آن اتخاذ شد که نشت نفت در آبهای ساحلی به تعطیلی سواحل امارتهای همسایه، امالقوین و شارجه، منجر شد.
اداره خدمات عمومی رأسالخیمه در بیانیهای که از سوی فرماندهی کل پلیس این امارت منتشر شد، از تعطیلی سواحل خبر داد اما دلیلی برای این تصمیم ارائه نکرد.
امارات متحده عربی جمعه اول آبان اعلام کرد تلاشها برای مهار نشت نفت از یک نفتکش در آبهای ساحلی این کشور ادامه دارد و وزارت تغییرات اقلیمی و محیط زیست نیز در حال ارزیابی پیامدهای زیستمحیطی این حادثه است.
مقامهای امارات تاکنون نام نفتکش دخیل در این حادثه را اعلام نکردهاند و درباره علت نشت نفت نیز توضیحی ندادهاند.
این وزارتخانه اعلام کرد تمامی سواحل و مناطق ساحلی اطراف شهر امالقوین بهطور موقت تعطیل شدهاند و این محدودیت تا زمانی ادامه خواهد داشت که تیمهای فنی ارزیابیهای خود را تکمیل و اقدامات لازم برای تامین ایمنی و حفاظت از محیط زیست دریایی را مشخص کنند.
وزارت تغییرات اقلیمی و محیط زیست امارات همچنین از ماهیگیران و دیگر استفادهکنندگان از دریا خواست از نزدیک شدن به مناطق آسیبدیده خودداری کنند و دستورالعملهای رسمی را رعایت کنند.
بهگزارش دفتر رسانهای دولت شارجه، مقامهای این امارت نیز بهعنوان اقدامی احتیاطی، ساحل الحمریه در شمال امارات، نزدیک مرز امالقوین، را بهطور موقت تعطیل کردند.
از زمان آغاز جنگ ایران، حملات به کشتیهای تجاری در مسیرهای کشتیرانی خلیج فارس، نگرانیها درباره امنیت دریایی و پیامدهای زیستمحیطی این درگیری را افزایش داده است.
رأسالخیمه، یکی از امارتهای شمالی امارات متحده عربی که به سواحل و اقامتگاههای تفریحی لوکس خود شهرت دارد، همچنین محل اجرای طرح احداث مجموعه تفریحی و کازینو شرکت وین ریزورتس در جزیره المرجان است.
تصویر ماهوارهای از نشت نفت در آبهای ساحلی امالقوین در امارات متحده عربی، ۲۹ مهر ۱۴۰۵
این شرکت مستقر در لاسوگاس که در سال ۲۰۲۴ نخستین مجوز فعالیت تجاری قمار را در امارات متحده عربی دریافت کرد، در ماه فوریه اعلام کرده بود انتظار دارد این مجموعه در سهماهه نخست سال ۲۰۲۷ افتتاح شود.
شرکت وین در ماه مارس اعلام کرد پس از توقفی کوتاه، عملیات ساختوساز را از سر گرفته است؛ آن هم در شرایطی که جنگ ایران همچنان فعالیت کسبوکارها در سراسر خاورمیانه را مختل کرده بود.
ساکنان برخی مناطق شارجه، عجمان و امالقوین از استشمام بوهای غیرعادی خبر دادهاند، اما وزارت محیط زیست امارات اعلام کرد این بوها خطری برای سلامت ندارند. با این حال، بوی تند و زننده جمعه همچنان در سراسر امالقوین احساس میشد.
نیروهای آمریکایی در دریای عرب خود را برای احتمال تشدید درگیری با جمهوری اسلامی آماده میکنند. خبرنگاران روزنامه والاستریت ژورنال در بازدید از ناو هواپیمابر جورج واشینگتن، شاهد عملیات پروازی و تحویل محمولهای از موشکهای دوربرد برای حمله به اهداف زمینی و بمبهای سنگرشکن بودهاند.
والاستریت ژورنال شنبه دوم آبان به نقل از مقامهای آمریکایی آگاه از برنامهریزیها نوشت آمادهسازیها برای احتمال تشدید درگیری در هفتههای آینده انجام میشود؛ اگر دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، تصمیم بگیرد حملات تازهای به ایران انجام شود.
خبرنگاران این روزنامه در بازدیدی کمسابقه از ناو جورج واشینگتن و یک ناوشکن مجهز به موشکهای هدایتشونده، عملیات پروازی و تامین دوباره مهمات و تدارکات را مشاهده کردند.
بر اساس این گزارش، محمولهای بزرگ از موشکهای دوربرد برای حمله به اهداف زمینی و بمبهای سنگرشکن، برای نفوذ به اهداف مستحکم، به ناوگروه تحویل داده شده است.
نیکلاس دلیو، فرمانده ناو جورج واشینگتن، گفت: «ما همیشه آمادهایم. اوضاع اطرافمان را زیر نظر داریم، متمرکز میمانیم و برای واکنش فوری یا اقدام پیشدستانه آمادهایم.»
در سوی دیگر، دو مقام ارشد امنیتی جمهوری اسلامی به خبرگزاری رویترز گفتند تهران برنامههای دقیقی برای هدف قرار دادن کابلهای ارتباطی زیردریایی در خلیج فارس تهیه کرده تا در صورت حمله دوباره آمریکا و اسرائیل، این برنامهها را به اجرا بگذارد.
پیشتر نیز مقامهای ارشد جمهوری اسلامی تهدید کرده بودند در صورت شکست دیپلماسی با واشینگتن، کابلهای زیردریایی منطقه ممکن است در هرگونه درگیری مجدد به اهداف حملات تبدیل شوند.
یکی از این مقامها که نامشان فاش نشده، گفت: «اگر به ما حمله شود، دیگر هیچ خط قرمزی وجود نخواهد داشت؛ از کابلهای زیردریایی گرفته تا پایگاههای نظامی، از جمله پایگاههای مخفی [هدف قرار خواهند گرفت].»
ترامپ پیشتر گفته است آمریکا پیش از انتخابات میاندورهای کنگره در ۱۲ آبان به ایران حمله نخواهد کرد.
پنتاگون نیز به والاستریت ژورنال گفت وظیفه ارتش تهیه گزینههای نظامی و ارائه آنها به رییسجمهوری است.
مقامهای آگاه از برنامهریزیها تاکید کردند هنوز تصمیمی برای حمله گرفته نشده است.
این گزارش تازه در پی انتشار خبرهایی درباره بررسی طرحهای حمله پس از انتخابات از سوی ارتشهای آمریکا و اسرائیل منتشر شده است.
ناو جورج واشینگتن در خاورمیانه حضور دارد و واشینگتن از اعزام ناوگروه و نیروهای بیشتر به منطقه خبر داده است.
پیش از این، فاکسنیوز از اعزام ناو هواپیمابر «تئودور روزولت» و یگان سیزدهم تفنگداران دریایی به خاورمیانه خبر داده بود. اقدامی که به گفته این شبکه، حدود ۱۰ هزار نیروی دیگر را به منطقه میآورد.
با ورود این ناو، شمار ناوهای هواپیمابر آمریکا در منطقه نیز به سه فروند میرسد.
محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، در ماه جاری هشدار داد در صورت ازسرگیری درگیریها، ممکن است زیرساختهای دیجیتال مرتبط با آمریکا در سراسر خلیج فارس، از جمله مراکز داده و تاسیسات هوش مصنوعی، هدف حمله قرار گیرند.
الکس وطنخواه، مدیر برنامه ایران در موسسه خاورمیانه در واشینگتن، به رویترز گفت هدف از چنین تهدیدهایی، بازداشتن طرف مقابل از ورود به درگیری جدید و اعمال فشار بر واشینگتن از طریق ایجاد نگرانی در میان دولتهای حوزه خلیج فارس و شرکتهای آمریکایی درباره امنیت سرمایهگذاریهایشان در منطقه است.
همزمان با افزایش حدود ۴۰ درصدی تعرفه بستههای اینترنت همراه، مخاطبان ایراناینترنشنال گفتند در حالی ناچارند هزینه بیشتری برای دسترسی به اینترنت بپردازند که نه تنها کیفیت خدمات بهبود نیافته، بلکه بستههای اینترنتی آنها نیز به شکلی غیرعادی و سریع تمام میشود.
این افزایش قیمت در شرایطی اعمال شده که ایران در تازهترین گزارش «خانه آزادی» درباره آزادی اینترنت، تنها ۹ امتیاز از ۱۰۰ امتیاز کسب کرده و در میان کشورهای دارای محدودترین دسترسی به اینترنت قرار دارد.
افزایش پیاپی قیمت اینترنت؛ کاربران چقدر بیشتر میپردازند؟
بر اساس گزارش خبرگزاری دانشجو، تعرفه بستههای اینترنت همراه اول و ایرانسل از بامداد اول آبان تا ۴۰ درصد افزایش یافت.
یکی از مخاطبان با اعتراض به افزایشهای پیاپی قیمت اینترنت گفت: «مگر دو ماه قبل از جنگ ۴۰ روزه، اینترنت را گران نکردند؟ مگر وسط جنگ با سوءاستفاده از خاموشی، دوباره قیمت بستهها را بالا نبردند؟ پس این افزایش قیمت دوباره چه کاری است؟»
شهروندی دیگر گفت قیمت بسته چهار گیگابایتی یکهفتهای از ۳۳ هزار به ۴۵ هزار تومان رسیده است.
مخاطب دیگری نیز نوشت: «بسته شش گیگابایتی یکماهه را تا سه روز پیش ۵۳ هزار تومان میخریدم، امروز ۷۴ هزار تومان خریدم.»
یکی از شهروندان با انتقاد از هزینه اینترنت فیلتر شده گفت: «با افزایش ۴۰ درصدی اینترنت، دیگر نمیشود اینترنت خرید. ۱۰۰ گیگ اینترنت برابر با یک میلیون تومان شده است.»
مخاطبی از بهارستان نیز نوشت: «برای ما از این زندگی در ایران فقط وقتگذرانی با گوشیمان مانده که دارند آن را هم میگیرند.»
در حالی که هزینه دسترسی به اینترنت افزایش یافته، گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال از ادامه اختلال و افت کیفیت خدمات ارتباطی در نقاط مختلف ایران حکایت دارد.
شهروندی از مازندران سرعت اینترنت همراه اول را «لاکپشتی» توصیف کرد و گفت اینترنت وایفای در بسیاری از نقاط استان، حتی برای استفاده از پیامرسانهای داخلی، قطع میشود.
مخاطبی از ایرانشهر نیز از ضعف شدید اینترنت ADSL مخابرات و قطع کامل آن از ساعت ۲۰ جمعه اول آبان خبر داد.
شهروند دیگری گفت حتی ارسال پیام متنی در تلگرام بهسختی انجام میشود، چه برسد به عکس و ویدیو.
ایراناینترنشنال اول آبان گزارش داده بود شهروندانی از سمنان، شیراز، تبریز، کرمان، تهران و تنکابن از افت شدید سرعت اینترنت، اختلال فیلترشکنها و دشواری دسترسی به شبکههای اجتماعی خبر دادهاند.
پیشتر نیز مخابرات بخشی از اختلالهای اینترنت را به «ارتقا و بهینهسازی زیرساختهای فنی» نسبت داده بود.
گزارش سال ۲۰۲۶ خانه آزادی، ابعاد گستردهتر این محدودیتها را نشان میدهد.
این نهاد با کاهش امتیاز آزادی اینترنت ایران از ۱۳ به ۹، تاکید کرد دسترسی به اینترنت جهانی در ایران بهدلیل ساختار اینترنت طبقاتی دشوار و پرهزینه شده و بخش بزرگی از شهروندان به نسخه داخلی و تحت کنترل حکومت محدود شدهاند.
گرانی و افت کیفیت تنها موضوع اعتراض کاربران نیست. شماری از مخاطبان از تمام شدن غیرعادی حجم بستههای خود گلایه کردند و اپراتورها را به «حجمدزدی» متهم کردند.
یکی از شهروندان گفت: «همراه اول پیش از گران شدن تعرفههای اینترنت هم از حجم بستههای اینترنتی میدزدید. دو روز پیش بسته اینترنتی را شارژ کردم، امروز از شش گیگ من فقط ۶۰۰ مگابایت مانده، در صورتی که اینترنت مناسبی هم نداریم.»
مخاطب دیگری نیز گفت بسته شش گیگابایتی ۵۷ هزار تومانی او پس از دو روز، با وجود مصرف اندک، تمام شده و اکنون برای خرید همان بسته باید ۷۳ هزار تومان بپردازد.
گرانی اینترنت، فشار مضاعف بر هزینههای زندگی و آموزش
افزایش تعرفهها در شرایطی که اینترنت به یکی از نیازهای روزمره خانوادهها تبدیل شده، نگرانیهایی درباره هزینه آموزش مجازی نیز ایجاد کرده است.
یکی از مخاطبان با اشاره به احتمال مجازی شدن مدارس بهدلیل کمبود گاز نوشت: «یک گیگ اینترنت همراه اول با مالیات، ۳۳ هزار تومان میشود. با این وضعیت و قیمت چطور میشود برای کلاس مجازی اینترنت خرید؟»
شهروند دیگری گفت افزایش پیاپی قیمت بستهها باعث شده است دیگر توان خرید اینترنت را نداشته باشند و ناچار شوند بدون اینترنت بمانند.
مخاطبی دیگر با انتقاد از فشار اقتصادی و گرانی خدمات ارتباطی نوشت: «در کشوری زندگی میکنیم که منبع عظیم نفت و گاز است، اما درآمد ریالی است و خرج دلاری.»
او افزایش تعرفهها را «دزدی از جیب مردم» خواند و با اشاره به برخوردهای امنیتی با معترضان افزود: «تا اعتراض هم بکنی، اعدام!»
پاریس و چند شهر دیگر فرانسه در آستانه راهپیماییهای تازه فضایی بهشدت امنیتی را تجربه میکنند. دولت از احتمال خشونت و غارت نگران است. معترضان به گرانی، کاهش خدمات عمومی و محدودیت اعمال شده در برگزاری تجمعها اعتراض دارند.
خبرگزاری رویترز شنبه دوم آبان گزارش داد ۷۰ هزار نیروی پلیس در سراسر فرانسه برای مقابله با ناآرامیهای احتمالی به کار گرفته شدهاند؛ ۱۰ هزار نفر بیش از شمار نیروهای مستقر در اعتراضهای شنبه گذشته.
لوران نونز، وزیر کشور، از پلیس خواست در برابر آشوبگران و غارتگران «بسیار سریع» واکنش نشان دهد.
اعتراضهای هفته گذشته با تخریب و غارت فروشگاهها همراه شد و نگرانیها را درباره توانایی دولت در برقراری نظم افزایش داد.
این بار شماری از مغازهداران در پاریس ویترینها را پوشاندند و موزه لوور، موزه اورسی، اپرا و بیش از ۲۰ ایستگاه مترو، تعطیل شدند.
اعتراضها ابتدا در مدارس حومه شمالی پاریس و در واکنش به کمبود معلم و فرسودگی امکانات آموزشی شکل گرفت.
پس از آن، کارگران، اتحادیهها و دانشجویان نیز به اعتراضات پیوستند و خواستهها به هزینههای زندگی و افت کیفیت خدمات عمومی گسترش یافت.
مقامهای فرانسوی گفتهاند گروههای رادیکال و غارتگران، از اعتراضها برای ایجاد آشوب استفاده میکنند.
ژان لوک ملانشون، رهبر چپ رادیکال، در واکنش به تلاش پلیس برای انتقال مسیر راهپیمایی پاریس از مرکز شهر گفت تصمیمهای لحظه آخری، سازماندهی تجمعها را دشوار میکند.
محدودیتها در شهرهای دیگر نیز برقرار مانده است: در لیون تجمعها در مرکز شهر محدود شد، در چند شهر راهپیمایی ممنوع بود و در مارسی، پس از لغو ممنوعیت، یک راهپیمایی اتحادیهای اجازه برگزاری گرفت.
در اورلئان نیز تجمعی علیه حزب راست افراطی «اجتماع ملی» برگزار شد.
در رویدادی جداگانه، تیراندازی اول آبان در غرب پاریس که مرد مهاجم ۳۹ ساله در آن مظنون به انگیزه «اسلامهراسانه و نژادپرستانه» است، یک کشته و پنج زخمی بر جا گذاشت.
در این حمله، مرد مسلح از داخل خودرو به سوی مردم آتش گشود که در اثر این تیراندازی، از جمله دختری ۱۲ ساله، زخمی شد.
وزیر کشور فرانسه این تیراندازی را «اقدامی تروریستی» توصیف کرد.
مکرون در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس ضمن ابراز اندوه عمیق از این حادثه، از نیروهای انتظامی بهدلیل بازداشت مظنون قدردانی کرد.
رویترز گزارش داد این حادثه تنش بالای فضای پیش از راهپیماییها را تشدید کرد.
مدیرعامل سازمان بیمه سلامت گفت تعدادی از داروهای تزریقی و سرمها از پوشش بیمهای در خدمات سرپایی خارج شدهاند تا منابع به خدمات اورژانسی و بستری اختصاص یابد. این تصمیم در شرایطی اعلام میشود که بیماران در ایران از افزایش قیمت دارو و دشواری دسترسی به برخی اقلام درمانی خبر میدهند.
محمدمهدی ناصحی، مدیرعامل سازمان بیمه سلامت، در ویدیویی که جمعه اول آبان در رسانههای داخلی منتشر شد، گفت این تغییر شامل «تعداد محدودی» از داروهای تزریقی و برخی سرمهاست.
او نام داروها، زمان اجرای تصمیم یا جزییاتی درباره اینکه بیماران برای دریافت آنها در بخش سرپایی چه مبلغی باید بپردازند، اعلام نکرد.
مصوبهای که هیات وزیران در ۱۲ مهر تصویب کرده است، برای نسخههای سرپایی دارویی و نسخههای مرتبط با آزمایش و تصویربرداری، سهم اولیه پرداختی بیمار ۱۰۰ هزار تومان در نظر گرفته است.
به این ترتیب هزینههای بیشتر از این مبلغ را باید بیمه پایه بپردازد.
بیمهشدگان دهکهای یک تا سه و افراد تحت پوشش کمیته امداد و سازمان بهزیستی از این سهم اولیه پرداخت مستثنا شدهاند.
در نتیجه، تغییر پوشش داروهای سرپایی میتواند هزینه برخی درمانها را مستقیم به بیمار منتقل کند؛ بهویژه اگر داروی مورد نیاز او مشمول حمایت دیگری مانند صندوق بیماران خاص و صعبالعلاج نباشد.
افزایش قیمت و کمبود، دسترسی به دارو را دشوارتر کرده است
گزارشهای ایراناینترنشنال در هفتههای اخیر از فشار همزمان گرانی دارو و کمبود آن بر بیماران حکایت دارند.
حسینعلی شهریاری، رییس کمیسیون بهداشت مجلس، گفته است قیمت برخی داروها ۴۰۰ تا ۵۰۰ درصد افزایش یافته و سهم پرداخت از جیب بیماران در بخشهای مختلف سلامت به ۵۵ تا ۷۵ درصد رسیده است.
محمدرضا ظفرقندی، وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، نیز در شهریور از کمبود ۳۲ قلم دارو خبر داد.
بیمارانی که با کمبود دارو یا محدودیت پوشش بیمه روبهرو میشوند، ناچارند بخشی از نسخه را آزاد تهیه کنند یا برای یافتن دارو به مراکز و داروخانههای دیگر مراجعه کنند.
پیامهای شهروندان به ایراناینترنشنال از بیمارانی حکایت دارد که بهدلیل هزینهها، دوز دارو را کاهش داده یا درمان را متوقف کردهاند.
بیماری دارای معلولیت شدید گفت بیمه و یارانهاش پس از افزایش تراکنشهای بانکی مرتبط با خرید دارو قطع شده است.
او برای تهیه داروهایش هفتهای چند میلیون تومان هزینه میکرده است.
دولت اعلام کرده است منابع بیمه باید به خدمات اورژانسی و بستری برسد، اما همزمان افزایش سهم پرداختی بیماران و گرانی دارو، توان بسیاری از خانوارها را برای ادامه درمان محدود کرده است.
در اظهارات ناصحی روشن نشده است حذف پوشش بیمهای از چه زمانی اجرا میشود و بیمهها برای جلوگیری از قطع درمان بیماران سرپایی چه جایگزینی در نظر خواهند گرفت.