در ادامه سقوط ارزش ریال و افزایش التهاب در بازارهای ایران، بهای دلار در بازار آزاد سهشنبه هفتم مهر از ۲۵۰ هزار تومان عبور کرد. جهش نرخ ارز و طلا نگرانی شهروندان را از افزایش دوباره قیمت کالاهای ضروری و کاهش بیشتر قدرت خرید تشدید کرده است.
بهای دلار تنها یک روز پیش و در ششم مهر، با رسیدن به ۲۴۱ هزار و ۸۰۰ تومان رکورد تازهای ثبت کرده بود. به این ترتیب، قیمت دلار در کمتر از ۲۴ ساعت بیش از هشت هزار تومان، معادل بیش از سه درصد، افزایش یافت.
قیمت دیگر ارزهای خارجی نیز روند صعودی داشت. یورو در بازار آزاد به ۲۷۷ هزار تومان و پوند بریتانیا به ۳۲۳ هزار تومان رسید.
یک روز قبل، یورو از ۲۷۵ هزار تومان و پوند از ۳۲۰ هزار تومان عبور کرده بودند.
افزایش قیمتها به بازار طلا نیز سرایت کرد و بهای سکه طرح جدید، موسوم به «امامی»، تا زمان تنظیم این گزارش از ۲۴۹ میلیون تومان فراتر رفت.
قیمت این سکه روز گذشته ۲۴۴ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان بود؛ افزایشی دستکم چهار میلیون و ۵۰۰ هزار تومانی در یک روز.
افزایش فشار بر معیشت شهروندان
رشد مداوم نرخ ارز، هزینه واردات مواد اولیه، دارو، تجهیزات پزشکی و کالاهای مصرفی را افزایش میدهد و میتواند موج تازهای از گرانی را به بازارهای داخلی منتقل کند. این شرایط برای خانوارهایی که همزمان با حقوقهای ثابت یا معوق و افزایش هزینه مسکن، خوراک و درمان روبهرو هستند، فشار مضاعفی ایجاد کرده است.
پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال در هفتههای اخیر از نگرانی گسترده کارگران، بازنشستگان و حقوقبگیران درباره کاهش ارزش درآمدهایشان حکایت دارد.
شماری از شهروندان گفتهاند درآمد ماهانه آنان دیگر پاسخگوی هزینههای ضروری هم نیست و افزایش روزانه قیمتها، امکان برنامهریزی برای خریدهای معمول خانوار را از میان برده است.
رکوردشکنی بازار ارز در شرایطی ادامه دارد که اقتصاد ایران با تورم فزاینده، کاهش تولید، محدودیتهای تجاری، کمبود منابع ارزی و دشواری انتقال پول روبهروست.
نوسان شدید نرخ ارز همچنین هزینه تامین مواد اولیه را برای تولیدکنندگان افزایش داده و به بیثباتی قیمت کالاها دامن زده است.
تشدید فشار اقتصادی و برخورد با فعالان بازار
آمریکا در هفتههای اخیر فشار بر منابع مالی جمهوری اسلامی را افزایش داده و محاصره دریایی، جلوگیری از فروش نفت و مسدود کردن مسیرهای انتقال درآمدهای نفتی را دنبال کرده است.
همزمان، مقامهای جمهوری اسلامی بار دیگر فعالان بازار را مسئول نابسامانیهای ارزی معرفی کردهاند.
مرکز اطلاعات مالی وزارت امور اقتصادی و دارایی ششم مهر اعلام کرد ارائه خدمات بانکی به ۴۵ نفر را به اتهام فعالیت در بازار غیررسمی ارز و طلا و انجام «تراکنشهای مشکوک» متوقف کرده است.
با افزوده شدن این افراد، شمار کسانی که با اتهامهای مشابه در فهرست محدودیتهای بانکی قرار گرفتهاند، به ۲۱۴ نفر رسیده است.
نام این افراد و شواهد مربوط به نقش احتمالی آنان در افزایش قیمت ارز و طلا منتشر نشده است.
حمیدرضا جلاییپور در گفتوگویی گفت: «انفرادی تجربهای لذتبخش، فرصت بینظیری برای خلوت، بالندگی و مراقبه است.»این جمله برای هر فردی که بازداشت شده و انفرادی را تجربه کرده، شوکآور است؛ و برای مخاطبی که روایت زندانیان، اعم از سیاسی و غیرسیاسی، را خوانده، عجیب و پرسشبرانگیز.
چگونه میتوان تجربهای را که برای بسیاری از بازداشتشدگان با فشار، محرومیت و آثار ماندگار همراه بوده، «لذتبخش» و فرصتی برای «بالندگی و مراقبه» توصیف کرد؟
این پرسش زمانی جدیتر میشود که گوینده، چهرهای نزدیک به جمهوری اسلامی است و سخن او درباره یکی از تاریکترین بخشهای تجربه بازداشت مطرح میشود؛ جایی که انفرادی نه یک انتخاب، بلکه وضعیتی تحمیلی برای فرد بازداشتشده است. انفرادی کجاست؟
انفرادی اتاقی کوچک است؛ بدون پنجره یا با پنجرهای در فاصلهای غیرقابل دسترس. اگر شانس بیاورید، توالتی در آن هست؛ وگرنه هیچ. یک پتو، گاه کثیف، و سوسک و مورچه.
زمان و مکان ندارید. در مواقعی حتی از دادن قرآن و کتابهای مذهبی هم برای فشار بیشتر خودداری میکنند.
بازداشتیهایی که انفرادی گذراندهاند گفتهاند آثار این تجربه در ذهن و جانشان جا خوش کرده است.
این تصویر، با تصویری که جلاییپور از انفرادی ارائه میدهد، در تضادی آشکار قرار دارد. در یک سو، اتاقی کوچک، محرومیت، فشار و تجربهای که آثارش میتواند بعد از پایان بازداشت هم باقی بماند؛ در سوی دیگر، «خلوت»، «بالندگی» و «مراقبه».
جلاییپور نباشیم
یکی از بازداشتشدگان میگوید در تمام مدت انفرادی، که بعدها فهمید ۲۳ روز بوده، یک صدا پخش میشده: ضجههای مادرش و سکوت مرگآور.
نه کاغذ داشته، نه خودکار و نه کتاب. نوری که قطع نمیشده و خودش میگوید عاجز شده بود. اما تجربه او با پایان انفرادی تمام نشده است:
«هنوز هم اگر کسی بلند گریه کند باید محل را ترک کنم.»
یغما فشفخامی، از روزنامهنگاران، در شبکه ایکس نوشت که این شرایط را در هر دوره بازداشتش تجربه کرده و آثار روانی آن هنوز با اوست. چیزی که برای بعضیها شاید یک شوخی باشد، برای کسی که تجربهاش کرده، یک تروماست.
سیمین یغمایی نیز از تجربه چند ساعت انفرادی نوشت؛ از اتاق کوچک و کثیف، توالت زنگزده گوشه اتاق و روشویی چسبیده به آن. از اینکه روی زمین مچاله شده و برای خالی شدن از حس ارزشمندی، اراده و انسانیت، زارزار گریه کرده است.
سعید جوکار، کاربر دیگری که تجربه بازداشت دارد، نوشته است:
«من یه ماه انفرادی بودم تا چند سال ونلافاکسین میخوردم.»
و بعد پرسشی را مطرح کرده که مستقیماً در برابر روایت جلاییپور قرار میگیرد:
«معلوم نیست اینا به چی میگن انفرادی که براشون بالندگی آورده.»
این روایتها، از چند تجربه متفاوت، یک نقطه مشترک دارند: انفرادی برای کسانی که آن را تجربه کردهاند، نه یک خلوت آرام، بلکه تجربهای همراه با فشار و فرسایش بوده است.
بسیاری از کسانی که انفرادی را تجربه کردهاند، به همین دلیل اظهارات جلاییپور را شبیه ادبیات توابها دانستهاند. برخی نیز از او به عنوان «تواب» یاد کردهاند.
وقتی شکنجه، بالندگی نام میگیرد
مسئله اصلی همین وارونگی است.
انفرادی در جمهوری اسلامی، در روایت بازداشتشدگان سیاسی و غیرسیاسی، مصداق شکنجه است؛ تجربهای تحمیلی که با فشار و آثار ماندگار همراه بوده است. اما وقتی چنین تجربهای «لذتبخش» و فرصتی برای «بالندگی» و «مراقبه» توصیف میشود، زبان به جای بازتاب رنج، شروع به پوشاندن آن میکند.
در این میان، جایگاه گوینده نیز اهمیت پیدا میکند. جلاییپور، به جای بازتاب روایت کسانی که انفرادی را تجربه کردهاند، تصویری از آن ارائه میکند که با روایت آنان در تضاد است.
به همین دلیل، سخن او فقط یک برداشت شخصی از انفرادی نیست؛ این سخن میتواند به سفیدشویی تجربهای منجر شود که بازداشتشدگان سیاسی و غیرسیاسی آن را شکنجه توصیف کردهاند.
وقتی از انفرادی بهعنوان «خلوت» و «بالندگی» سخن گفته میشود، در واقع آنچه بر زندانی گذشته، در حاشیه قرار میگیرد. رنجی که باید دیده و شنیده شود، با تغییر واژهها شکل دیگری پیدا میکند.
اینجاست که «سفیدشویی انفرادی» معنای واقعی خود را پیدا میکند؛ نه فقط تغییر چند واژه، بلکه تغییر جای قربانی و رنج. وقتی انفرادی، با همه آنچه بازداشتشدگان از آن روایت کردهاند، «لذتبخش» و «فرصت بالندگی» نامیده میشود، فجایع و شکنجههایی که بر زندانیان سیاسی و غیرسیاسی رفته، عملاً از متن روایت کنار زده میشود.
سخن جلاییپور در اینجا فقط درباره تجربه شخصی او نیست؛ تصویری است که رنج زندانی را وارونه میکند و بهجای آنکه صدای کسی را بشنود که در انفرادی خرد شده، از «خلوت» و «مراقبه» سخن میگوید. این همان نقطهای است که سفیدشویی اتفاق میافتد: شکنجه، در زبان دیگری، به فرصت تبدیل میشود و رنج قربانی، با چند واژه خوشآهنگ از معنای خود تهی میشود.
اگر روایت کسانی که انفرادی را زیستهاند جایی برای شنیدهشدن داشته باشد، دیگر نمیتوان اتاق انفرادی را با واژههای «لذت»، «بالندگی» و «مراقبه» بزک کرد. پشت این واژهها، روایت انسانهایی ایستادهاند که از فشار، گریه، فرسایش و زخمهایی گفتهاند که با باز شدن درِ سلول تمام نشده است.
و شاید مسئله دقیقا همین باشد: وقتی درباره شکنجه، زبانِ رنج را کنار میگذاریم و به جای آن از بالندگی حرف میزنیم، دیگر فقط یک تجربه را متفاوت روایت نکردهایم؛ داریم خودِ رنجدیده را از روایتش حذف میکنیم.
شهروندان در پیامهایی به ایراناینترنشنال خبر دادند اینترنت مخابرات در شماری از شهرها مانند ایرانشهر، بوشهر، بیرجند، تبریز، تهران، کرمان و استانهای گیلان، لرستان و همدان با اختلال شدید یا قطع کامل مواجه شده و دسترسی به سامانههای مخابرات و شماره پشتیبانی ۲۰۲۰ نیز مختل شده است.
یک شهروند در تهران گفت اینترنت مخابرات در محل کار و زندگی او از چهارم مهر دچار اختلال شدید شده، دوشنبه ششم مهر خطای سرور نمایش میداده و صبح سهشنبه هفتم مهر بهطور کامل قطع شده است.
به گفته او، داشبورد مخابرات نیز باز نمیشود.
شهروند دیگری در تهران گفت سرعت اینترنت ثابت به حدی پایین آمده که حتی سایتهای داخلی باز نمیشوند.
گزارشی دیگر نیز از اختلال در سامانهها و اتصالهای دارای آیپی ثابت حکایت دارد.
شهروندی در تبریز گفت اینترنت مخابرات در محل کارش چند روز است کار نمیکند.
همزمان، یک شهروند از شهرستان محلات، با ارسال ویدیویی به ایراناینترنشنال خبر داد تلفنهای خدمات عمومی نیز قطع شده است.
او در این ویدیو با شماره تلفنهای ۱۱۸ (اطلاعات تلفنی مخابرات)، ۱۱۵ (اورژانس)، ۱۲۵ (آتشنشانی) و ۱۱۰ (فوریتهای پلیس) تماس میگیرد اما هیچکدام وصل نمیشوند.
قطع سایت و شماره تلفن پشتیبانی
در همدان، یک شهروند از قطع اینترنت مخابرات، سامانه ۱۱۸ و شماره ۲۰۲۰ از چهارم مهر خبر داد.
گزارشهای رسیده از قطع اینترنت فیبر نوری مخابرات در بیرجند برای بیش از ۱۲ ساعت، قطعی اینترنت و سامانه ۲۰۲۰ در بوشهر از پنجم مهر، و قطع اینترنت مخابرات در ایرانشهر از همان روز حکایت دارند.
یک شهروند ایرانشهری گفت به او «بهروزرسانی شرکت زیرساخت» را علت قطعی اعلام کردهاند.
زومیت، رسانه حوزه تکنولوژی و اخبار دیجیتال، پنجم مهر گزارش داده بود وبسایت tci.ir از دسترس خارج شده و کاربران هنگام مراجعه به آن با پیغام «This page isn’t working» مواجه میشوند.
بر اساس این گزارش، مشترکان اینترنت مخابرات هنگام ورود به پنل کاربری خود، وقتی قصد دارند شماره تلفن ثابتشان را وارد کنند نیز با مشکل مواجه میشوند و پیام مسدود شدن را دریافت میکند.
همزمان، شهروندی از تهران، در پیامی به ایراناینترنشنال گفت پس از چهار روز اختلال اینترنت و نویز در تماسها، برای پیگیری به مرکز مخابرات مراجعه کرده و آنجا با ازدحام مراجعان روبهرو شده است.
شهروندان دیگری نیز از پاسخگو نبودن ۲۰۲۰ و اختلال در اینترنت موبایل خبر دادهاند.
شرکت مخابرات پیشتر اختلال در دسترسی به برخی درگاههای خود را به عملیات «ارتقا و بهینهسازی زیرساختهای فنی» نسبت داده بود.
با این حال، داوود زارعیان، معاون ارتباطات این شرکت، پنجم مهر گفت اختلال مربوط به سامانههاست و «اینترنت مخابرات مشکلی ندارد».
او وعده داد این مشکل «حداکثر تا امشب یا فردا» یعنی در نهایت تا ششم مهر برطرف شود، اما گزارشها حاکی از تداوم این اختلال در شهرهای مختلف است.
شهروندی از تبریز گفت وقتی با شماره پشتیبانی ۲۰۲۰ تماس میگیرد، با این پاسخ تلفن گویا مواجه میشود که «بهدلیل ارتقا و بهینهسازی درگاههای ارتباطی، موقتا قادر به پاسخگویی نیستیم».
برای مردمی که تجربه قطع ۸۸ روزه اینترنت در اعتراضات و روزهای جنگ را پشت سر گذاشتهاند، کاهش دوباره سرعت و دشوار شدن اتصال به اینترنت، با این نگرانی همراه است که دور تازه اختلالها قرار است مقدمه چه محدودیت دیگری باشد.
ایراناینترنشنال پیشتر در گزارشی اختصاصی خبر داده بود جمهوری اسلامی همزمان با قطع اینترنت و ارتباط مردم ایران با جهان، بهسرعت در پی راهاندازی پروژه جدیدی است که امکان قطع اینترنت بهطور کامل و درازمدت را فراهم میآورد.
پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال از گسترش تاخیر در پرداخت دستمزد و حق بیمه در بخشهای مختلف، از کارخانهها و پروژههای عمرانی تا دانشگاهها، مراکز درمانی و شهرداریها حکایت دارند. همچنین شماری از شهروندان از کسر مبالغی از حقوق شاغلان و بازنشستگان خبر دادند.
مواجهه شهروندان با چند بحران همزمان پایین بودن دستمزد، حقوق معوق، کسر حقوق، قطع بیمه و تهدید به اخراج، در شرایطی است که کاهش قدرت خرید، فشار بر خانوارهای مزدبگیر را تشدید کرده است.
ماهها کار بدون دریافت مزد کارگران و کارمندان در شرایطی است که هرگونه اعتراضی از سوی آنها با تهدید به اخراج و برخورد امنیتی و قضایی مواجه میشود.
یکی از کارگران کارخانههای شیشه قزوین و شیشه فلوت فارسجین گفت کارگران با ماهها حقوق معوق و هشت ماه حق بیمه پرداختنشده، با اخراج روبهرو شدهاند.
به گفته او، اعتراض کارگران نیز با برخورد خشونتآمیز مواجه شد و یک کارگر مقابل کارخانه سه بار با شوکر مورد حمله قرار گرفت.
مشکلات مزدی در این کارخانهها سابقه دارد.
ایراناینترنشنال ۱۵ اردیبهشت گزارش داده بود کارگران شیشه قزوین و شیشه فلوت فارسجین هنوز حقوق اسفند را دریافت نکرده و بیمه تکمیلی آنان نیز قطع شده بود.
یک کارگر کارخانه قند کرج نیز گفت پنج ماه حقوق کارکنان پرداخت نشده و بیمه آنان قطع شده است: «از سالهای ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴ هم چند ماه حق بیمه پرداختنشده داریم.»
او شمار کارگران این کارخانه را حدود ۲۰۰ نفر اعلام کرد و گفت سنوات کارگران بازنشسته نیز پرداخت نشده است.
این وضعیت به صنایع محدود نیست. یک مخاطب از شرکت سابیر، پیمانکار اصلی متروی کرج، از سه ماه حقوق معوق خبر داد و مخاطبی از کوت عبدالله خوزستان گفت کارکنان شهرداری این شهر سه ماه است حقوق نگرفتهاند.
رسانههای دیگر نیز پرداخت نشدن سه ماه حقوق کارکنان شهرداری کوت عبدالله را تایید کردهاند.
بر اساس این گزارشها، کارگران پروژه قطار شهری اهواز که ۱٤ شهریور مقابل شهرداری مرکزی این شهر تجمع کرده بودند، با وجود وعده پرداخت مطالبات، همچنان حقوق معوقه خود را دریافت نکردهاند.
ایراناینترنشنال ۱۹ مرداد نیز روایتهایی از معوقات مزدی در چند واحد منتشر کرده بود. در آن گزارش، کارکنان مپنا لکوموتیو کرج از چهار ماه حقوق معوق خبر داده بودند.
فعالان کارگری هزینه واقعی سبد معیشت خانوار کارگری را حدود ۷۰ میلیون تومان برآورد کردهاند، در حالی که پایه مزد مصوب حدود ۱۶ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان است.
پیگیری میکنیم، تهدید به اخراج میشویم
جمعی از نیروهای حاشیه شهر دانشگاه علوم پزشکی یاسوج به ایراناینترنشنال گفتند سه ماه است حقوق نگرفتهاند و در صورت پیگیری، به اخراج تهدید میشوند.
یک دانشجو نیز درباره وضعیت مراکز درمانی گفت کارکنانی که در محل کارآموزی دانشجویان هستند، از چند ماه حقوق معوق شکایت دارند و در نتیجه انگیزهای برای آموزش کارآموزان ندارند و آنها را راهی خانه میکنند.
مخاطبی دیگر با اشاره به پرداخت حقوق شهریور کارکنان وزارت بهداشت گفت: «چه کسی با ۱۹ میلیون تومان میتواند زندگی کند؟»
این مشکل پیشتر در دیگر دانشگاههای علوم پزشکی نیز گزارش شده بود.
کارکنان دانشگاه علوم پزشکی ایرانشهر در مرداد از پرداخت نشدن بخشی از حقوق و مزایا، پنج ماه کارانه و سه ماه اضافهکار خبر داده بودند.
یکی از اعضای هیات علمی در پیامی به ایراناینترنشنال نوشت: «۳۵ سال درس بخوانی و بعد همین حقوق ناچیز را هم ندهند. حقارت از این بالاتر؟»
از شرکت مهندسی و ساخت تاسیسات دریایی، زیرمجموعه وزارت نفت، نیز پیامی درباره سه ماه حقوق معوق رسیده است.
شهروندی در همین زمینه گفت حراست کارکنان را تهدید کرده است در صورت اعتصاب، آنان را «اغتشاشگر» معرفی خواهد کرد.
یک کارگر سایپا نیز گفت این شرکت علاوه بر تاخیر در تحویل خودروهای دپوشده به مشتریان، حقوق کارگران را پرداخت نکرده است.
ایراناینترنشنال پیشتر در خرداد از حقوقهای معوق و اخراج گسترده در صنعت خودروسازی گزارش داده بود.
کسری از حقوق شاغلان و بازنشستگان برای «تامین هزینههای جنگ»
برخی پیامها از کسری حقوق حکایت دارند. یک کارمند دانشگاه پیامنور گفت حقوق مرداد او با تاخیر و ۲۵ درصد کسری پرداخت شده است.
دو شهروند دیگر تاکید کردند مبالغی از حقوق کارکنان بانک و اعضای خانوادهشان با عنوان کمک یا «مشارکت در جنگ» کسر شده است.
یکی از آنان گفت از حقوق مادر، دایی و همسایهاش بهترتیب سه، یک و پنج میلیون تومان کم شده و به مادرش گفتهاند این کسری سه ماه ادامه خواهد یافت.
بازنشستگان نیز از کسری دریافتیها خبر دادند.
یک بازنشسته گفت حقوق شهریور او را که واریز کردند، متوجه شده حدود پنج میلیون و ۸۰۰ هزار تومان از آن کم شده و کسی هم پاسخگوی دلیل این کسری نیست.
او افزود: «البته از سایر بازنشستگان هم کم شده، اما مبالغ متفاوت است. به بیمه تامین اجتماعی میرویم، میگویند به کانون بازنشستگان بروید و به کانون میرویم، میگویند باید از بیمه تامین اجتماعی پیگیری کنیم.»
شهروندی دیگر گفت حقوق پدر بازنشستهاش در وزارت صنعت، معدن و تجارت از ۱۹ میلیون به ۱۷ میلیون تومان کاهش یافته است.
بحران نقدینگی تامین اجتماعی نیز در ماههای اخیر مطرح بوده است.
اکبر قربانی، دبیر اجرایی خانه کارگر غرب استان تهران، در مرداد گفت پرداخت نشدن تعهدات دولت، پرداخت مستمریها و مطالبات مراکز درمانی را با مشکل روبهرو کرده و زندگی حدود پنج میلیون نفر را تحت تاثیر قرار داده است.
مخاطبی به ایراناینترنشنال گفت حدود پنج میلیون تومان از حقوق شهریور پدر بازنشسته و مبتلا به سرطان او کم شده و در فیش حقوقی، این مبلغ بهعنوان «اقساط» درج شده است.
یک بازنشسته از خوزستان نیز شرایط معیشتی را چنین توصیف کرد: «حقوق بازنشستهها فقط برای سه روز دوام میآورد؛ نه نان داریم، نه دارو.»
پلیس ضدتروریسم بریتانیا اعلام کرد در تحقیقات درباره طرح احتمالی حمله به پایگاه هواییفرفورد، احتمال دخالت عوامل وابسته به یک دولت خارجی را بررسی میکند. همزمان، پنج مظنون بازداشتشده در این پرونده با شرایط سختگیرانه با وثیقه آزاد شدند، اما همچنان تحت تحقیق خواهند بود.
آمریکا در جریان جنگ ایران از این پایگاه استفاده کرده است.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، دوشنبه شش مهر گفت این ماجرا «ممکن است» با حکومت ایران مرتبط باشد.
ترامپ افزود اگر تصمیم با او بود، مظنونان را با وثیقه آزاد نمیکرد.
مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، نیز در مصاحبه با شبکه فاکس نیوز گفت یک «بازیگر خارجی» در این ماجرا دخیل بوده است، اما شواهد یا جزییات بیشتری ارائه نکرد.
روبیو گفت: «آنچه اتفاق افتاد، آنچه نزدیک بود اتفاق بیفتد و آنچه میتوانست آخر هفته در بریتانیا اتفاق بیفتد، وضعیتی بسیار جدی است. این موضوع بهوضوح رد پای یک بازیگر خارجی را در خود دارد.»
او افزود که در حال حاضر نمیتواند جزئیات بیشتری ارائه کند.
ارتباط احتمالی با جمهوری اسلامی در دست بررسی است
یک منبع مطلع از تحقیقات به رویترز گفت انگیزه مرتبط با جمهوری اسلامی در حال حاضر محتملترین سناریو مورد بررسی است، هرچند احتمال یک عملیات خرابکارانه روسیه یا توطئهای با انگیزه اسلامگرایانه نیز بررسی میشود.
سفارت جمهوری اسلامی در لندن پیشتر هرگونه ارتباط با این پرونده را «قاطعانه» رد و گمانهزنیها درباره نقش تهران را «بیاساس و مغرضانه» توصیف کرده بود.
سفارت جمهوری اسلامی در لندن همچنین گفت چنین ادعاهایی به «تبلیغات ایرانهراسانه» در بریتانیا دامن میزند.
سپاه پاسداران در ماه ژوئیه پایگاه فرفورد را «هدف مشروع» اعلام کرده بود.
لارنس تیلور، رییس پلیس ضدتروریسم بریتانیا، مستقیما از ایران نام نبرد، اما گفت مقامها از توجه گسترده به ارتباط احتمالی این حادثه با شرایط ژئوپلیتیکی کنونی آگاه هستند.
او گفت: «ما این موضوع را از هر زاویه ممکن بررسی میکنیم، از جمله این احتمال که این اقدام از سوی نیروهای نیابتی یا افرادی انجام شده باشد که آگاهانه یا ناآگاهانه به نمایندگی از یک دولت خارجی فعالیت میکنند.»
بازداشت پنج بریتانیایی در نزدیکی پایگاه
پنج مظنون، همگی شهروند بریتانیا، ساکن لندن و در اوایل دهه ۲۰ زندگی خود هستند. آنها بامداد یکشنبه پنج پس از آن بازداشت شدند که یک کشاورز محلی پلیس را از حرکت سه ون سفید به سوی پایگاه فرفورد مطلع کرد.
این افراد به ظن جرایم مرتبط با مواد منفجره و برنامهریزی برای یک اقدام تروریستی بازداشت شدند.
تیلور با اعلام اینکه پنج مظنون دوشنبه تحت «شرایط سختگیرانه وثیقه» آزاد شدند، تاکید کرد آزادی آنها به معنای پایان تحقیقات نیست.
او گفت: «برای اینکه کاملا روشن باشد، این به معنای پایان تحقیقات نیست. آنها قطعا همچنان تحت تحقیق قرار دارند و ما چندین مسیر تحقیقاتی را دنبال میکنیم.»
سه ون سفید نیز با کمک نیروهای نظامی و کارشناسان پزشکی قانونی بهطور گسترده مورد بررسی قرار گرفتهاند و بهگفته پلیس، همچنان نیروهای قابل توجهی در محل مستقر هستند.
پایگاهی که آمریکا از آن در جنگ ایران استفاده کرده است
فرفورد یک پایگاه بریتانیایی است که بمبافکنهای آمریکایی در آن مستقر هستند. دولت بریتانیا به آمریکا اجازه داده بود از بمبافکنهای مستقر در این پایگاه برای حمله به مواضع موشکی ایران که کشتیها را در تنگه هرمز هدف قرار میدادند استفاده کند.
ترامپ روز یکشنبه گفته بود مظنونان قصد وارد کردن «خسارت بزرگی» داشتهاند.
با این حال، رسانههای بریتانیایی درباره میزان نظارت قبلی بر مظنونان ابراز تردید کردهاند، زیرا آنها توانسته بودند تا نزدیکی پایگاه پیش بروند.
منبع مطلع رویترز نیز گفت بازداشتها بر اساس اطلاعات قبلی نهادهای اطلاعاتی صورت نگرفته است، هرچند تدابیر امنیتی در پایگاه از قبل افزایش یافته بود؛ موضوعی که نشان میدهد مقامها از افزایش سطح تهدید آگاه بودند.
کشاورزی که پلیس را مطلع کرد به خبرنگاران گفت گروهی از «مردان نقابدار و کلاهپوش» را دیده که به سوی مزارع میدویدند. او گفت تصور میکند تماسش با شماره اضطراری ۹۹۹ باعث خنثی شدن طرح شده و احتمال میدهد تا ۱۰ نفر را در محل دیده باشد.
وزیر دفاع بریتانیا در واکنش گفت این کشاورز تنها «تصویری ناقص» از تحقیقات در اختیار دارد و توضیح بیشتری ارائه نکرد.
او همچنین گفت: «میدانیم ایران و نیروهای نیابتی آن قصد آسیب رساندن به ما را دارند و میدانیم که بهطور مرتب مجبوریم تلاشهای ایران برای تهدید منافع ما یا متحدانمان را خنثی کنیم.»
افزایش تدابیر امنیتی در پایگاههای آمریکا
در پی بازداشتهای فرفورد، سفارت آمریکا در بریتانیا هشدار امنیتی صادر کرد و از شهروندان آمریکایی خواست احتیاط کنند و نسبت به امنیت شخصی خود هوشیار باشند. تدابیر امنیتی در دیگر پایگاههای هوایی مورد استفاده آمریکا در بریتانیا نیز افزایش یافت.
نخستوزیر بریتانیا جلسه کمیته واکنش اضطراری دولت را برای بررسی وضعیت برگزار کرد.
بریتانیا در ماه آوریل، پس از مجموعهای از حوادث یهودستیزانه در شمال لندن، سطح تهدید تروریستی را به دومین سطح بالای نظام هشدار این کشور افزایش داده بود؛ سطحی که به معنای «بسیار محتمل» بودن وقوع حمله است.
پلیس همچنین ارتباط احتمالی ایران با شماری از حوادثی را بررسی میکند که در آنها اماکن مرتبط با جامعه یهودیان یا مخالفان جمهوری اسلامی هدف قرار گرفتهاند.
در پی عملیات پلیس در اطراف فرفورد، محدودهای به شعاع ۴۰۰ متر در اطراف پایگاه بسته و ساکنان ۸۵ خانه در روستای مجاور «ولفورد» تخلیه شدند.
شبانه محمود، وزیر کشور بریتانیا، اعلام کرد تیم خنثیسازی مواد منفجره ارتش محل را ایمن کرده و ساکنان تخلیهشده میتوانند بهزودی به خانههای خود بازگردند.
مهرآوه خندان، در حال دریافت جایزه به نمایندگی از مادرش نسرین ستوده، استراسبورگ دوشنبه شش مهر ۱۴۰۵
مجمع پارلمانی شورای اروپا جایزه حقوق بشر واتسلاو هاول سال ۲۰۲۶ را به نسرین ستوده، وکیل و مدافع حقوق بشر ایرانی، به پاس سالها فعالیت او در دفاع از حقوق بشر، مخالفت با حجاب اجباری و مجازات اعدام اعطا کرد.
مهرآوه خندان، دختر ستوده، این جایزه را در مراسمی در استراسبورگ به نمایندگی از مادرش دریافت کرد.
چهاردهمین دوره جایزه حقوق بشر واتسلاو هاول دوشنبه شش شهریور، همزمان با آغاز نشست پاییزی مجمع پارلمانی شورای اروپا در استراسبورگ برگزار شد.
این جایزه که به فعالیتهای برجسته جامعه مدنی در دفاع از حقوق بشر در اروپا و دیگر نقاط جهان تعلق میگیرد، شامل ۶۰ هزار یورو، یک تندیس و یک دیپلم است.
مجمع پارلمانی شورای اروپا در معرفی نسرین ستوده از او بهعنوان یکی از وکلای برجسته حقوق بشر در ایران یاد کرد که در طول سالهای فعالیت خود وکالت فعالان، روزنامهنگاران، اقلیتها و کودکان در معرض مجازات اعدام را بر عهده داشته و همزمان علیه حجاب اجباری و مجازات اعدام مبارزه کرده است.
این نهاد تاکید کرد که ستوده فعالیتهای خود را با وجود بازداشتهای مکرر، دورههای طولانی زندان و خطرات جدی شخصی ادامه داده است.
ستوده که پس از آزادی از زندان با وثیقه همچنان در ایران به سر میبرد، در پیامی ویدیویی از تهران گفت دریافت خبر این جایزه او را «عمیقا شادمان» کرده است.
او گفت: «در چنین لحظاتی، مبارزات گذشته را به یاد میآوریم، آرمانهای مشترکمان را به خاطر میآوریم و به افرادی در سراسر جهان فکر میکنیم که در کنار ما ایستادهاند. سپس به نقطه مشترک آرزوهایمان میرسیم و با خود میگوییم: روزی آنها تحقق خواهند یافت. روزی خورشید آزادی بر کشور ما نیز خواهد تابید. شاید روزی حقیقت نیز راه خود را به کشور ما پیدا کند.»
نسرین ستوده آخرین بار ۱۲ فروردین امسال در خانهاش در تهران بازداشت شد؛ بازداشتی که به گفته فعالان حقوق بشر بخشی از سرکوب جامعه مدنی در جریان جنگ جمهوری اسلامی با اسرائیل و ایالات متحده بود. او حدود شش هفته بعد با وثیقه آزاد شد.
شورای اروپا در بیانیه معرفی نسرین ستوده بهعنوان برنده جایزه حقوق بشر واتسلاو هاول در سال ۲۰۲۶ به نگرانیهای ادامهدار درباره امنیت او و سرکوب گستردهتر وکلای مستقل و مدافعان حقوق بشر در ایران اشاره کرد.
ستوده طی سالهای گذشته بارها به دلیل فعالیتهای حقوق بشری خود بازداشت و زندانی شده است. یکی از محورهای اصلی فعالیتهای او تلاش برای جلوگیری از اعدام نوجوانانی بوده که بهدلیل جرایم ارتکابی در سنین پایین به مرگ محکوم شدهاند.
رضا خندان، همسر نسرین ستوده و پدر مهرآوه، نیز از ۲۳ آذر ۱۴۰۴ در ایران زندانی است.
جایزه واتسلاو هاول تازهترین جایزه بینالمللی نسرین ستوده برای فعالیتهای حقوق بشری اوست.
او پیش از این در سال ۲۰۱۲ جایزه ساخاروف پارلمان اروپا و در سال ۲۰۲۰ جایزه «زیست صحیح» (Right Livelihood Award) را دریافت کرده بود.
فعالیتهای ستوده همچنین موضوع چندین فیلم و مستند بوده است. او در فیلم «تاکسی تهران» ساخته جعفر پناهی در سال ۲۰۱۵ در نقش یکی از مسافران ظاهر شد و مستند «نسرین» نیز در سال ۲۰۲۰ درباره زندگی و فعالیتهای او ساخته شد.
مسیح علینژاد و مارتا پرداوی دیگر نامزدهای نهایی
دو نامزد نهایی دیگر جایزه واتسلاو هاول امسال مسیح علینژاد، روزنامهنگار ایرانی-آمریکایی، نویسنده و فعال حقوق زنان، و مارتا پرداوی، وکیل حقوق بشر مجارستانی و رییس مشترک کمیته هلسینکی مجارستان، بودند.
شورای اروپا از علینژاد به عنوان یکی از چهرههای شناختهشده مخالفان جمهوری اسلامی در خارج از ایران یاد کرد. پرداوی نیز سالها بر عملکرد نهادهای انتظامی و دستگاه قضایی مجارستان در حوزه حقوق بشر نظارت کرده است.
پترا بایر، رییس مجمع پارلمانی شورای اروپا، در آغاز مراسم از هر سه نامزد نهایی تقدیر کرد و گفت: «باشد که نمونه شما به مدافعان حقوق بشر در همه جا نیرو ببخشد، مسئولیتهای دولتها را به آنها یادآوری کند و همه ما را برانگیزد تا نه فقط با کلمات، بلکه با عمل، از کرامت انسانی دفاع کنیم.»
ماریا کالسنیکاوا، فعال حقوق بشر بلاروسی و برنده جایزه واتسلاو هاول در سال ۲۰۲۱، نیز در این مراسم سخنرانی کرد. او هنگام دریافت جایزه در بلاروس زندانی بود و در دسامبر ۲۰۲۵ آزاد شد.
جایزه حقوق بشر واتسلاو هاول هر سال از سوی مجمع پارلمانی شورای اروپا و با همکاری بنیاد «منشور ۷۷» به افراد یا نهادهایی اعطا میشود که فعالیت برجستهای در دفاع از حقوق بشر و جامعه مدنی داشتهاند.
این جایزه به نام واتسلاو هاول، نویسنده، شاعر، مخالف حکومت کمونیستی و سیاستمدار اهل چک نامگذاری شده است. هاول آخرین رییسجمهوری چکسلواکی و نخستین رییسجمهوری جمهوری چک بود.
از دیگر برندگان این جایزه از زمان تاسیس آن میتوان به ماکسیم بوتکویچ در سال ۲۰۲۵، ماریا کورینا ماچادو در سال ۲۰۲۴، عثمان کاوالا در سال ۲۰۲۳، اویوب تیتیف در سال ۲۰۱۸، نادیا مراد در سال ۲۰۱۶ و آلس بیالیاتسکی در سال ۲۰۱۳ اشاره کرد.