• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

برای مرگ راویان در غربت

نیوشا صارمی
نیوشا صارمی

ایران‌اینترنشنال

۲۷ مرداد ۱۴۰۵، ۱۷:۰۰ (‎+۱ گرینویچ)
رضا حقیقت‌نژاد - فرحناز اسپد
رضا حقیقت‌نژاد - فرحناز اسپد

روزنامه‌نگارها قاعدتا نباید موضوع خبر باشند. جای ما معمولا آن سوی ماجراست؛ کسی اتفاقی را زندگی می‌کند و ما درباره‌اش می‌نویسیم، کسی می‌رود و ما خبر رفتنش را اعلام می‌کنیم، بحرانی رخ می‌دهد و ما سعی می‌کنیم کلمات درست را برای روایتش پیدا کنیم.

اما گاهی زندگی جای آدم‌ها را عوض می‌کند و راوی، خود به موضوع روایت بدل می‌شود.

امروز با خبر درگذشت فرحناز اسپد، یکی از بهترین‌ مجریان خبر ایران‌اینترنشنال، بی‌اختیار به یاد رضا حقیقت‌نژاد، یکی از خبره‌ترین روزنامه‌نگاران سیاسی ایران، افتادم. شاید چون میان سرنوشت این دو، شباهتی تلخ می‌بینم.

دو روزنامه‌نگار ایرانی؛ دو انسان جوان، بااستعداد و سخت‌کوش که بخش مهمی از زندگی‌شان با ایران گره خورده بود؛ با خبرهایش، با مردمش، با نگرانی برای آنچه بر آن می‌گذرد و با امید به اینکه شاید فردا، زندگی برای ایرانیان کمی بهتر از امروز باشد.

و هر دو، دور از ایران، به سرطان مبتلا شدند، و دور از وطن از دنیا رفتند.

فرحناز را با آرامشش به یاد می‌آورم. با وقاری که حتی بیماری نتوانست از او بگیرد. در رفتارش نوعی تواضع و مهربانی بی‌تکلف بود که بعضی آدم‌ها بدون هیچ تلاشی با خودشان به هر اتاقی می‌آورند.

امیدوار بود.

آرام بود.

دلش می‌خواست برگردد سر کار.

شاید «برگشتن به کار» آرزوی کوچکی به نظر برسد. اما برای فرحناز، کار فقط شغل نبود. می‌خواست دوباره مقابل دوربین بایستد، خبرهای ایران را بخواند، روزش را با ایران آغاز کند و با ایران به شب برساند.

بیماری او را از تحریریه دور کرده بود، اما نتوانسته بود آن رشته‌ای را که میان او و زندگی حرفه‌ای‌اش بود، قطع کند.

چند سال پیش، رفتن رضا هم یادآور همین بود.

رضا از آن روزنامه‌نگارهایی بود که ایران برایش صرفا موضوع کار نبود. ایران مساله‌اش بود؛ چیزی که درباره‌اش می‌خواند، می‌نوشت، تحقیق می‌کرد و نگرانش بود.

در غربت زندگی می‌کرد، اما بخش بزرگی از ذهن و کارش همچنان در همان کشوری بود که دیگر نمی‌توانست زندگی حرفه‌ای‌اش را در آن ادامه دهد.

سرنوشت او حتی بعد از مرگ هم تلخ ماند. رضا در ۴۵ سالگی بر اثر سرطان در برلین درگذشت. پیکرش را به ایران فرستادند تا در خاکی که از آن آمده بود دفن شود، اما نیروهای امنیتی پیکر او را پس از ورود به ایران ربودند و مانع آن شدند که خانواده آن‌گونه که می‌خواست با او وداع کند و او را در زادگاهش به خاک بسپارد.

گاهی فکر می‌کنم غربت برای روزنامه‌نگار ایرانی فقط فاصله‌ای جغرافیایی نیست.

یک روز در تهران، شیراز، اصفهان یا شهری دیگر شروع به روزنامه‌نگاری می‌کنی، با این خیال ساده که قرار است درباره‌ جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کنی بنویسی. بعد روزی می‌رسد که برای ادامه‌ همان کار باید از کشورت بروی. میز کارت جابه‌جا می‌شود. تحریریه‌ات جابه‌جا می‌شود. زبان خیابانی که هر صبح در آن قدم می‌زنی عوض می‌شود. خانه عوض می‌شود. دوستان پراکنده می‌شوند. سال‌ها می‌گذرد، اما موضوع کارت عوض نمی‌شود.

هنوز ایران است.

صبح در شهری هزاران کیلومتر دورتر از تهران بیدار می‌شوی و اولین چیزی که می‌خوانی خبر ایران است. روزت را با بحران‌ها، اعتراض‌ها، انتخابات، زندان‌ها، امیدها و ناامیدی‌های مردمی می‌گذرانی که شاید سال‌هاست از نزدیک ندیده‌ای. درباره‌ آینده‌ کشوری حرف می‌زنی که خودت نمی‌دانی چه وقت دوباره می‌توانی بی‌هراس به آن برگردی.

این تناقض عجیبی است: گاهی آدم بیشترین سال‌های عمرش را دور از وطن می‌گذراند و در همان حال، بیشترین بخش زندگی حرفه‌ای و ذهنی‌اش را وقف همان وطن می‌کند. مثل فرحناز و رضا که نمی‌خواهم فقط با بیماری‌ و مرگشان به یادشان بیاورم.

سرطان آخرین فصل زندگی آنها بود؛ همه‌ کتاب نبود.

آنچه پیش از آن بود مهم‌تر است: کنجکاوی، کار، دغدغه، امید، دوستی، خنده، ساعت‌های طولانی تحریریه، خبرهایی که نوشته و خوانده شد، سوال‌هایی که پرسیده شد و آن باور ضروریِ هر روزنامه‌نگار که دانستن حقیقت، بیان آن و عمیق‌تر فهمیدن، هنوز ارزش دارد.

اما در سرگذشت هر دوی آنان چیزی هست که برای من به‌شدت دردناک است: انسان‌هایی بودند که به ایران فکر کردند، درباره‌ ایران کار کردند و دلشان یک زندگی بهتر برای مردم ایران می‌خواست؛ اما خودشان از یکی از ابتدایی‌ترین امکان‌های یک زندگی معمولی محروم ماندند: اینکه در «خانه» زندگی کنند، همان‌جا که می‌خواهند کار کنند، پیر شوند و روزی، وقتی وقت رفتن رسید، در وطن خودشان و کنار خانواده و خاطراتشان چشم ببندند.

چنین چیزی نباید آرزو به حساب بیاید.

ماندن در وطن نباید امتیاز باشد.

تبعید نباید بهای روزنامه‌نگاری باشد.

هیچ کس نباید مجبور باشد برای گفتن و نوشتن، میان حرفه‌ و سرزمینش یکی را انتخاب کند.

و شاید به همین دلیل است که امروز، وقتی خبر فرحناز را می‌نویسم، فقط برای از دست دادن یک دوست و همکار غمگین نیستم. برای نسلی از روزنامه‌نگاران ایرانی غمگینم که چمدان بستند، در شهرهای دیگری خانه ساختند، از استودیوها و تحریریه‌های دوردست درباره‌ وطنشان گفتند و سال‌های عمرشان را در انتظار ایرانی سپری کردند که شاید بتوان روزی آزادانه به آن برگشت.

بعضی‌هایشان فرصت آن روز را پیدا نکردند.

رضا پیدا نکرد.

فرحناز هم پیدا نکرد.

روزنامه‌نگار قرار است شاهد تاریخ باشد، نه قربانی جغرافیا. قرار است خبر را روایت کند، نه اینکه بیماری یا مرگش در تبعید روزی به تیتر خبر همکارانش تبدیل شود.

اما گاهی همین می‌شود.

امروز نام فرحناز را در خبرها می‌خوانیم، همان‌طور که چند سال پیش نام رضا را خواندیم. و پشت این دو نام، برای من یک آرزوی ساده باقی می‌ماند:

روزی ایران جایی باشد که روزنامه‌نگارانش بتوانند در آن بمانند، بپرسند، بنویسند، اشتباه کنند، دوباره بنویسند، زندگی کنند، پیر شوند و مجبور نباشند برای انجام کاری که دوست دارند از «خانه‌» دور شوند.

روزی که سهم روزنامه‌نگار ایرانی از وطن فقط موضوع خبرهایش نباشد.

تا آن روز، ما می‌مانیم و یاد کسانی که رفتند؛ و قصه‌هایی که این بار، برخلاف عادت حرفه‌ای‌مان، باید درباره‌ خودِ راویان بنویسیم.

یاد فرحناز اسپد و رضا حقیقت‌نژاد ماندگار و گرامی.

Banner

پربازدیدترین‌ها

فرحناز اسپد، روزنامه‌نگار و مجری ایران‌اینترنشنال، درگذشت
۱

فرحناز اسپد، روزنامه‌نگار و مجری ایران‌اینترنشنال، درگذشت

۲

دادگاه فدرال کانادا با درخواست مقام سابق جمهوری اسلامی برای توقف روند اخراج مخالفت کرد

۳
تحلیل

ارتش، سپاه پاسداران و بسیج؛ سه مار بر شانه‌های یک پیکر

۴

فرمانده سنتکام: ناوگروه لینکلن بیش از ۲۰۰ پهپاد سپاه را سرنگون کرد

۵

وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی برای گسترش جنگ آماده می‌شود

انتخاب سردبیر

  • کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» در هفته صدوسی‌وچهارم به ۶۰ زندان رسید

    کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» در هفته صدوسی‌وچهارم به ۶۰ زندان رسید

  • فرحناز اسپد، روزنامه‌نگار و مجری ایران‌اینترنشنال، درگذشت

    فرحناز اسپد، روزنامه‌نگار و مجری ایران‌اینترنشنال، درگذشت

  • شرکت‌های چینی برای دوری از خطرات تنگه هرمز، نفت را خارج از خلیج فارس بارگیری می‌کنند

    شرکت‌های چینی برای دوری از خطرات تنگه هرمز، نفت را خارج از خلیج فارس بارگیری می‌کنند

  • دادگاه فدرال کانادا با درخواست مقام سابق جمهوری اسلامی برای توقف روند اخراج مخالفت کرد

    دادگاه فدرال کانادا با درخواست مقام سابق جمهوری اسلامی برای توقف روند اخراج مخالفت کرد

  • رویترز: جمهوری اسلامی نگران شروع اعتراضات سراسری به‌دلیل فشار اقتصادی آمریکاست

    رویترز: جمهوری اسلامی نگران شروع اعتراضات سراسری به‌دلیل فشار اقتصادی آمریکاست

  • رهبر غایب؛ ابزار تهران برای تداوم جنگ
    تحلیل

    رهبر غایب؛ ابزار تهران برای تداوم جنگ

  • برای رضا حقیقت‌نژاد که حتی جنازه‌اش از پس «آن‌ها» برآمد

    برای رضا حقیقت‌نژاد که حتی جنازه‌اش از پس «آن‌ها» برآمد

•
•
•

مطالب بیشتر

روایت‌های متضاد تهران و دوحه؛ خلبانان ایرانی کجا هستند؟

۲۷ مرداد ۱۴۰۵، ۱۶:۲۳ (‎+۱ گرینویچ)
100%

نزدیک به شش ماه پس از سرنگونی دو جنگنده سوخو-۲۴ جمهوری اسلامی در قطر، سرنوشت سه خلبان ایرانی همچنان نامعلوم است. تهران می‌گوید آنان زنده و در اسارت قطر هستند. دوحه این ادعا را رد می‌کند و می‌گوید عملیات جست‌وجو برای یافتن پیکر خلبانان انجام شده است.

ماجد الانصاری، سخنگوی وزارت خارجه قطر، سه‌شنبه ۲۷ مرداد گفت جنگنده‌های ایرانی پس از ورود به حریم هوایی این کشور به تلاش‌ها برای برقراری ارتباط پاسخ ندادند و «بر اساس قواعد درگیری»، هدف قرار گرفتند.

او گفت: «این جنگنده‌ها برای تفریح به قطر نیامده بودند. آن‌ها برای هدف قرار دادن حاکمیت ما و تهدید شهروندان و ساکنان قطر آمده بودند.»

به گفته الانصاری، پس از تایید نقض حریم هوایی قطر و مشخص شدن مسیر جنگنده‌ها به سوی دوحه، تلاش شد با خلبانان ارتباط برقرار شود، اما پاسخی دریافت نشد.

سخنگوی وزارت خارجه قطر افزود گروه‌های جست‌وجو و نجات بلافاصله وارد عمل شدند، بقایای یکی از خلبانان را ۲۹ اسفند یافتند و عملیات جست‌وجو ۱۷ فروردین پایان یافت.

این روایت روشن نمی‌کند آیا بقایای خلبان دیگری نیز پیدا شده یا هر دو اشاره مربوط به همان پیکری است که به ایران تحویل داده شده است.

مقام‌های جمهوری اسلامی پیش‌تر گفته‌اند پیکر مجید کاظمی، یکی از چهار خلبان دو جنگنده، به ایران بازگردانده شده است. سرنوشت جواد صالحی، عبدالمجید دشتیان و عمران به‌روشیان همچنان مشخص نیست.

ادعای اسارت سه خلبان

محمد باقرزاده، فرمانده کمیته جست‌وجوی مفقودین ستاد کل نیروهای مسلح، در نامه‌ای به رییس کمیته بین‌المللی صلیب سرخ ادعا کرد سه خلبان زنده‌اند و حدود شش ماه است در بازداشت نیروهای قطری به سر می‌برند.

او گفت قطر اجازه دیدار یا تماس این سه نفر با خانواده‌ها و مقام‌های ایرانی را نداده است، اما مدرکی عمومی برای اثبات زنده بودن یا بازداشت آنان ارائه نکرد.

قطر این ادعا را «گمراه‌کننده» خواند و بازداشت خلبانان را تکذیب کرد.

الانصاری گفت دوحه پس از یافتن پیکر یکی از خلبانان، تهران را مطلع کرد و هیاتی از ایران برای تحویل پیکر به قطر رفت.

باقرزاده سپس قطر را به جلوگیری از تحقیقات میدانی متهم کرد و گفت تیمی از کارشناسان نیروی هوایی ارتش ماه‌هاست منتظر ورود به این کشور است.

در مقابل، الانصاری روایتی متفاوت ارائه کرد و گفت قطر از جمهوری اسلامی دعوت کرده بود تیمی فنی برای اطلاع از جزییات عملیات جست‌وجو و نجات اعزام کند، اما تهران پاسخ نداده است.

هیچ یک از دو طرف تاکنون اسناد مکاتبات مورد اشاره را منتشر نکرده‌اند.

الانصاری اظهارات رسانه‌ای جمهوری اسلامی درباره این موضوع را «کاملا بی‌اساس» و «غیرمنطقی» خواند و گفت: «اگر موضوع برای مصرف داخلی است و هدف از این اظهارات، حل مشکلی برای ایرانی‌ها در داخل کشور است، ما ارتباطی با این اظهارات نداریم و قصدی هم برای واکنش به آن‌ها نداریم.»

او افزود: «موضوع از نظر ما روشن است و نیازی به جنجال رسانه‌ای درباره آن وجود ندارد. ما از موضع خود در حفاظت از حاکمیت قطر در برابر هرگونه حمله مشابه در آینده عقب‌نشینی نخواهیم کرد.»

100%
عکس از آرشیو

ماموریتی با خطر بالا

وزارت دفاع قطر ۱۱ اسفند ۱۴۰۴ اعلام کرد دو سوخو-۲۴ جمهوری اسلامی را که برای حمله به پایگاه العدید وارد حریم هوایی این کشور شده بودند، سرنگون کرده است.

این حمله پس از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی در ۹ اسفند انجام شد.

حبیب‌الله سیاری، معاون هماهنگ‌کننده ارتش، خردادماه تایید کرد چهار خلبان برای حمله به قطر اعزام شدند و ارتش از سرنوشتشان اطلاعی ندارد.

مسعود جعفری، معاون هماهنگ‌کننده نیروی هوایی ارتش، نیز گفت خلبانان برای گریز از سامانه‌های دفاعی قطر و آمریکا، مسیر خلیج فارس را در ارتفاع حدود ۱۰۰ پایی از سطح آب پیمودند.

به گفته او، فرماندهان از اختلاف فناوری سوخوهای ایران با جنگنده‌ها و سامانه‌های پیشرفته مستقر در قطر آگاه بودند.

در حال حاضر، فقط سرنوشت یک نفر از چهار خلبان به‌طور رسمی مشخص شده است. ادعای تهران درباره اسارت سه نفر با سند قابل بررسی پشتیبانی نشده و قطر نیز گزارش فنی یا پزشکی قانونی کاملی درباره سرنوشت سرنشینان منتشر نکرده است.

تا زمان انتشار چنین اسنادی، پرسش درباره زنده بودن یا کشته شدن سه خلبان، بی‌پاسخ می‌ماند.

کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» در هفته صدوسی‌وچهارم به ۶۰ زندان رسید

۲۷ مرداد ۱۴۰۵، ۱۵:۰۰ (‎+۱ گرینویچ)
100%

کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» اعلام کرد با پیوستن گروهی از زندانیان زندان گچساران، دامنه اعتصاب‌های هفتگی آن در صدوسی‌وچهارمین هفته فعالیت، به ۶۰ زندان گسترش یافت.

بر اساس بیانیه این کارزار، زندانیان عضو آن سه‌شنبه ۲۷ مرداد در اعتراض به گسترش اجرای احکام اعدام در ایران دست به اعتصاب غذا زدند.

شمار زندان‌های همراه با این حرکت اعتراضی در هفته گذشته ۵۹ زندان اعلام شده بود.

کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» در بیانیه خود به اعدام شهرام صادقی، از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴، اشاره کرد و نوشت با اعدام او و محمد افروخته در زاهدان، شمار زندانیان سیاسی اعدام‌شده از ابتدای سال ۱۴۰۵ به دست‌کم ۳۹ نفر رسیده است.

حکم اعدام شهرام صادقی بامداد یک‌شنبه ۲۵ مرداد در کرج اجرا شد. خبرگزاری میزان، وابسته به قوه قضاییه، اعلام کرد دادگاه انقلاب کرج او را به اتهام «اقدام عملیاتی به نفع اسرائیل، آمریکا و گروه‌های متخاصم» به اعدام محکوم کرده بود.

قوه قضاییه صادقی را متهم کرده بود که شامگاه ۱۸ دی، در جریان اعتراضات کرج، با خودرو شماری از نیروهای یگان ویژه را زیر گرفته است.

صادقی در بازجویی‌ها این اتهام را رد کرده و گفته بود خودرویش به سرقت رفته است.

میزان مدعی شد که او پس از مواجهه با مدارک، اتهام را پذیرفته است.

نهادهای حقوق بشری بارها درباره گرفتن اعترافات اجباری از بازداشت‌شدگان زیر فشار و شکنجه در ایران هشدار داده‌اند.

  • سه‌شنبه‌های نه به اعدام: حکومت با نسبت دادن اعتراضات به خارج در پی توجیه سرکوب و اعدام است

    سه‌شنبه‌های نه به اعدام: حکومت با نسبت دادن اعتراضات به خارج در پی توجیه سرکوب و اعدام است

افزایش اعدام‌ها و گسترش اعتراض‌ها

کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» در هفته صدوسی‌وسوم فعالیت خود اعلام کرده بود جمهوری اسلامی از ابتدای سال ۱۴۰۵ دست‌کم ۳۴۲ زندانی، از جمله ۱۰ زن و دو نفر را که هنگام ارتکاب جرم زیر ۱۸ سال داشتند، اعدام کرده است.

ولکر تورک، کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل، ۱۴ مرداد گفت طی حدود چهار ماه و نیم دست‌کم ۵۶ زندانی سیاسی در ایران اعدام شده‌اند؛ پرونده ۲۷ نفر از آنان به اعتراضات دی‌ماه مربوط بوده و بیش از ۱۰۰ نفر دیگر نیز در معرض خطر اعدام قرار دارند.

سازمان حقوق بشر ایران نیز شمار کل اعدام‌ها از ابتدای سال ۲۰۲۶ را بیش از ۴۶۰ مورد اعلام کرده است.

کانادا و ۳۲ کشور دیگر، همراه با مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، ۲۱ مرداد در بیانیه‌ای مشترک از جمهوری اسلامی خواستند استفاده از مجازات اعدام برای خاموش کردن مخالفان و ایجاد رعب در جامعه را فورا متوقف کند.

کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» از این کشورها خواست روابط دیپلماتیک و تجاری خود با جمهوری اسلامی را به توقف کامل اعدام‌ها مشروط کنند.

این کارزار در بیانیه تازه خود هم‌زمان با سالگرد کشتار زندانیان سیاسی در تابستان ۱۳۶۷، یاد قربانیان این کشتار را گرامی داشت و خواستار محاکمه عاملان و آمران آن شد.

جاوید رحمان، گزارشگر پیشین ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران، در گزارش خود اعدام‌های گسترده و سازمان‌یافته آن دوره را مصداق «جنایت علیه بشریت» دانسته بود.

اعضای کارزار حکومت جمهوری اسلامی را متهم کردند که برای مهار اعتراض‌های اجتماعی و ایجاد ترس، اجرای احکام اعدام را افزایش داده است.

این کارزار از شهروندان، فعالان مدنی و نهادهای بین‌المللی خواست صدای محکومان به اعدام باشند و برای متوقف کردن این مجازات اقدام کنند.

فهرست ۶۰ زندان همراه با کارزار به ترتیب حروف الفبا

۱. زندان اراک

۲. زندان اردبیل
۳. زندان ارومیه
۴. زندان ازبرم لاهیجان
۵. زندان اسدآباد اصفهان
۶. زندان اهر
۷. زندان اوین، بندهای زنان و مردان
۸. زندان ایلام
۹. زندان بانه
۱۰. زندان برازجان
۱۱. زندان بروجن
۱۲. زندان بروجرد
۱۳. زندان بم
۱۴. زندان بوکان
۱۵. زندان بهبهان
۱۶. زندان مرکزی بیرجند
۱۷. زندان تبریز
۱۸. زندان تهران بزرگ
۱۹. زندان چوبیندر قزوین
۲۰. زندان حویق تالش
۲۱. زندان خرم‌آباد
۲۲. زندان خورین ورامین
۲۳. زندان خوی
۲۴. زندان دستگرد اصفهان
۲۵. زندان دیزل‌آباد کرمانشاه
۲۶. زندان دهدشت
۲۷. زندان رامهرمز
۲۸. زندان رشت، بندهای زنان و مردان
۲۹. زندان رودسر
۳۰. زندان زاهدان، بندهای زنان و مردان
۳۱. زندان سبزوار
۳۲. زندان سپیدار اهواز، بندهای زنان و مردان
۳۳. زندان سقز
۳۴. زندان سلماس
۳۵. زندان سنندج
۳۶. زندان شیبان اهواز
۳۷. زندان طبس
۳۸. زندان عادل‌آباد شیراز، بندهای زنان و مردان
۳۹. زندان فردیس کرج
۴۰. زندان فیروزآباد فارس
۴۱. زندان قائم‌شهر
۴۲. زندان قرچک
۴۳. زندان قزل‌حصار، واحدهای دو، سه و چهار
۴۴. زندان کامیاران
۴۵. زندان مرکزی کرج
۴۶. زندان کرمان
۴۷. زندان کهنوج
۴۸. زندان گچساران
۴۹. زندان گرگان
۵۰. زندان گنبدکاووس
۵۱. زندان لنگرود قم
۵۲. زندان مهاباد
۵۳. زندان مشهد
۵۴. زندان مریوان
۵۵. زندان میاندوآب
۵۶. زندان نقده
۵۷. زندان نظام شیراز
۵۸. زندان نیشابور
۵۹. زندان یاسوج
۶۰. زندان یزد، بندهای زنان و مردان

فرحناز اسپد، روزنامه‌نگار و مجری ایران‌اینترنشنال، درگذشت

۲۷ مرداد ۱۴۰۵، ۱۰:۵۳ (‎+۱ گرینویچ)
100%

فرحناز اسپد، روزنامه‌نگار و مجری توانمند ایران‌اینترنشنال، پس از تحمل یک دوره بیماری سخت، در ۳۷ سالگی چشم از جهان فروبست.

فرحناز اسپد متولد ۱۳۶۷ بود و همکاری خود را با ایران‌اینترنشنال از هشت سال قبل آغاز کرد.

او از جمله خبرنگاران حرفه‌ای، سخت‌کوش، انسان‌گرا، ایران‌دوست، و علاقمند به بهبود شرایط کشور و زندگی مردم ایران بود.

فرحناز اسپد از دو سال پیش و به‌دلیل ابتلا به سرطان، پیگیر امور درمانی شد و امکان فعالیت رسانه‌ای نداشت.

ایران‌اینترنشنال درگذشت یکی از بهترین همکاران خود را به خانواده محترم اسپد، به‌ویژه همسر همدل و صبورش، بهنود نورپناه و نیز مادر، پدر و خواهر او و همچنین مخاطبان شبکه صمیمانه تسلیت می‌گوید.

مرتضی کاظمیان، عضو تحریریه ایران‌اینترنشنال، در پیامی در اینستاگرام، فرحناز اسپد را روزنامه‌نگاری «متین، اهل مطالعه، کوشا و حرفه‌ای» توصیف کرد.

کاظمیان نوشت: «یکی از انسان‌ترین، نازنین‌ترین، مهربان‌ترین، صبورترین، مداراپیشه‌ترین و دریادل‌ترین انسان‌هایی که در زندگی‌ام دیده‌ام، چشم بر جهان فروبست.»

نیوشا صارمی، مجری و عضو تحریریه ایران‌اینترنشنال، با انتشار پیامی در اینستاگرام یاد فرحناز اسپد را گرامی داشت و نوشت: «بارها گفته و نوشته بود که چقدر دلش می‌خواهد به کار برگردد؛ به جایی که دوستش داشت، دوباره مقابل دوربین بایستد و روزش را با خبرهای ایران شب کند. آرزویی ساده و در عین حال بزرگ؛ بازگشت به زندگی‌ای که دوستش داشت.»

صارمی افزود: «خیلی زود رفت، اما برای ما که می‌شناختیمش، تصویرش همان خواهد ماند: آرام و موقر با لبخندی نجیب و حضوری که هیچ‌وقت نیازی نداشت پرسر‌وصدا باشد تا دیده شود.»

فرنوش فرجی، عضو تحریریه ایران‌اینترنشنال، نیز گفت: «فرحناز خبرنگار و مجری جوان، حرفه‌ای و باانگیزه‌ای بود که حتی در سخت‌ترین و پراسترس‌ترین لحظات کاری، لبخند زیبایش را با صبوری و آرامش همراه می‌کرد. دختری نازنین، مهربان و یکی از بی‌حاشیه‌ترین و دوست‌داشتنی‌ترین همکاران ما بود.»

فرجی اضافه کرد: «یک خاطره کوچک از او همیشه برای من ماندگار خواهد ماند. برای یکی از پروژه‌های نوروزی دیجیتال قرار بود ویدیویی چندثانیه‌ای از فرحناز بگیرم. درست در اوج شلوغی کار و دقایقی پیش از اجرا بود. چند بار متن را تغییر دادم و از او خواستم دوباره ضبط کنیم. هر بار، بدون کوچک‌ترین اعتراضی، با همان صبوری و لبخند همیشگی دوباره اجرا کرد. یک بار هم بعد از اجرای کاملش متوجه شدم اصلا دکمه ضبط را نزده‌ام. حتی آن لحظه هم نه گلایه‌ای کرد و نه اخمی؛ فقط با همان لبخند دوباره مقابل دوربین ایستاد.»

دادگاه فدرال کانادا با درخواست مقام سابق جمهوری اسلامی برای توقف روند اخراج مخالفت کرد

۲۷ مرداد ۱۴۰۵، ۰۶:۱۳ (‎+۱ گرینویچ)
100%

دادگاه فدرال کانادا درخواست سلمان سامانی، معاون و سخنگوی وزارت کشور در زمان سرکوب اعتراضات آبان ۱۳۹۸، برای توقف روند اخراجش از این کشور را رد کرد.

بر این اساس، اداره مرزبانی کانادا موظف است حکم اخراج او را اجرا کند.

سامانی پیش‌تر با ویزای توریستی وارد کانادا شده بود. این در حالی است که طبق قوانین کانادا، مقام‌های ارشد حکومت‌های ناقض حقوق بشر حق حضور در این کشور را ندارند.

فروردین ۱۴۰۳، دادگاه مهاجرت کانادا به‌دلیل نقش سامانی در سرکوب و کشتار معترضان، حکم اخراج او را صادر کرد.

بخشی از دادخواست ارائه‌شده علیه سامانی به نشست مطبوعاتی پس از سرکوب اعتراضات آبان ۱۳۹۸ مربوط می‌شد؛ نشستی که او به‌عنوان سخنگوی وزارت کشور دولت حسن روحانی در آن حضور داشت.

سامانی در دفاعیات خود گفته بود پس از سرکوب اعتراضات قصد استعفا داشته، اما به‌دلیل «اشراف بر حوزه سلامت و با هدف کمک به مردم ایران» از این تصمیم منصرف شده است.

حکومت ایران در آبان ۱۳۹۸، هم‌زمان با قطع سراسری اینترنت، اعتراضات مردمی به‌دنبال افزایش قیمت بنزین را به‌شدت سرکوب کرد. در جریان این سرکوب دست‌کم ۱۵۰۰ نفر کشته شدند.

  • افشای هویت یک مقام ارشد جمهوری اسلامی و نگرانی‌ها از بیداری «سلول‌های خفته» در کانادا

    افشای هویت یک مقام ارشد جمهوری اسلامی و نگرانی‌ها از بیداری «سلول‌های خفته» در کانادا

جزییات حکم جدید دادگاه

سامانی در درخواست خود برای متوقف کردن روند اخراجش گفته بود در صورت بازگشت به ایران، با «خطر شکنجه، اعدام یا خودکشی» روبه‌رو خواهد شد.

قاضی این ادعا را نپذیرفت و اعلام کرد سامانی در مصاحبه‌های خود از عملکرد وزارت کشور در جریان اعتراضات آبان ۱۳۹۸ دفاع کرده و هیچ مدرکی در دست نیست که نشان دهد حکومت ایران او را «خائن» می‌داند.

قاضی همچنین تاکید کرد منافع عمومی کانادا اقتضا می‌کند این کشور به «پناهگاهی امن برای سرکوبگران» تبدیل نشود و این ملاحظه بر ادعاهای سامانی اولویت دارد.

این حکم ۱۰ تیر صادر شد و شامگاه ۲۶ مرداد در دسترس عموم قرار گرفت.

بر اساس اسنادی که پیش‌تر انتشار یافته بود، سامانی ۴۵ ساله با مراجعه به دادگاه فدرال در تورنتو خواستار تعلیق حکم اخراج خود شده و هم‌زمان تلاش کرده بود هویتش در اسناد دادگاه کاملا پنهان بماند.

این مقام پیشین جمهوری اسلامی تصمیم اداره مهاجرت کانادا برای نپذیرفتن درخواست تعویق اخراجش را «غیرقانونی» و «کاملا غیرمنطقی» خوانده بود.

  • اقامت دو عضو خانواده قاسم سلیمانی در آمریکا لغو و خودشان بازداشت شدند

    اقامت دو عضو خانواده قاسم سلیمانی در آمریکا لغو و خودشان بازداشت شدند

سامانی در سال ۱۴۰۳ نیز کوشیده بود از حضور رسانه‌ها در جلسات رسیدگی به پرونده اخراجش جلوگیری کند، اما شکایت رسانه‌های کانادایی و مخالفت دادگاه این تلاش را ناکام گذاشت.

فعالان سیاسی و اعضای جامعه ایرانیان کانادا بارها به حضور چهره‌های وابسته به جمهوری اسلامی در این کشور اعتراض کرده‌اند.

در سال‌های اخیر، سفر و اقامت مقام‌های جمهوری اسلامی و اعضای خانواده آنها در خارج از ایران، خشم افکار عمومی را برانگیخته است.

این انتقادها در پی وخامت بحران معیشتی و تداوم سیاست‌های سرکوبگرانه حکومت شدت گرفته است.

اختلال در احراز اقامت برای دریافت کالابرگ؛ شهروندان ساعت‌ها در دفاتر پیشخوان معطل ماندند

۲۶ مرداد ۱۴۰۵، ۱۵:۵۶ (‎+۱ گرینویچ)
100%

منابع آگاه به ایران‌اینترنشنال گفتند بسیاری از افرادی که برای احراز اقامت و ادامه دریافت کالابرگ به دفاتر پیشخوان دولت فراخوانده شده‌اند، ساعت‌ها معطل مانده و با اختلال سامانه مواجه شده‌اند. شمار زیادی از دریافت‌کنندگان این پیامک بازنشسته هستند.

در میان دریافت‌کنندگان این پیامک افرادی هستند که بستگانشان در خارج از ایران سکونت دارند یا خود طی سال‌های اخیر به خارج از کشور سفر کرده‌اند.

وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی از آن‌ها خواسته است برای بررسی و احراز وضعیت اقامت تا پایان شهریور به دفاتر منتخب پیشخوان دولت مراجعه کنند.

این نهاد اعلام کرده تا زمان مراجعه، پرداخت کالابرگ فرد مورد نظر متوقف خواهد شد.

حسین صمصامی، عضو کمیسیون اقتصادی مجلس، ۲۵ مرداد با انتقاد از سیاست کالابرگ گفت افزایش نرخ رسمی ارز و حذف ارز ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومانی، ماهانه بیش از پنج میلیون تومان هزینه تورمی به هر فرد تحمیل می‌کند، در حالی که مبلغ کالابرگ یک میلیون تومان است.

  • دولت ورشکسته، بابت کالابرگ به مغازه‌داران بدهکار است

    دولت ورشکسته، بابت کالابرگ به مغازه‌داران بدهکار است

ساعت‌ها انتظار برای سامانه‌ای که وصل نمی‌شود

منابع آگاه به ایران‌اینترنشنال گفتند طی سه روز گذشته شماری از دریافت‌کنندگان این پیامک در تهران برای احراز اقامت به دفاتر پیشخوان مراجعه کرده‌اند، اما پس از ساعت‌ها انتظار به آن‌ها گفته شده «سامانه وصل نیست» و امکان انجام فرایند وجود ندارد.

یکی از مراجعه‌کنندگان گفت از ساعت هفت صبح تا یک بعدازظهر در یکی از دفاتر منتظر بوده و بیش از ۷۰ نفر، عمدتا بالای ۵۰ سال، در اتاقی کوچک و بدون سیستم خنک‌کننده و حتی آب‌سردکن حضور داشته‌اند.

او افزود در نهایت از مراجعه‌کنندگان خواسته شد درخواست خود را به‌صورت اینترنتی ثبت کنند تا شاید موفق به دریافت کد رهگیری شوند.

شماری از این افراد گفتند مسیر آنلاین نیز با اختلال روبه‌رو است؛ کد رهگیری دریافت نمی‌کنند، صفحه سامانه «سفید می‌شود» یا هنگام رفتن به مرحله بعد دوباره به صفحه نخست بازمی‌گردند.

مهدی حسینی، معاون امور اجتماعی اداره کل تعاون سیستان‌وبلوچستان، ۲۶ مرداد به ایسنا گفت دریافت‌کنندگان پیامک احراز سکونت «فعلا» به دفاتر پیشخوان مراجعه نکنند و فرایند را به‌صورت غیرحضوری انجام دهند.

ایران‌اینترنشنال ۲۰ مرداد گزارش داده بود برای شمار زیادی از سرپرستان خانوار پیامک‌هایی ارسال شده که ادامه پرداخت کالابرگ را به مراجعه حضوری و احراز هویت مشروط کرده است.

دولت احتمال «مغایرت داده‌های سیستمی» را تایید کرد

وزارت تعاون ۱۹ مرداد اعلام کرد کالابرگ افرادی که بر اساس داده‌های حکومت «غیرمقیم» شناخته شده‌اند، موقتا تعلیق شده و این اقدام به معنای حذف قطعی آن نیست.

این وزارتخانه از وجود «مغایرت‌های احتمالی داده‌های سیستمی» خبر داد و افزود شهروندان ساکن ایران که پیامک تعلیق دریافت کرده‌اند، باید اطلاعات خود را اصلاح و اقامتشان را احراز کنند.

وزارت تعاون تاکید کرد سفرهای موقت خارجی، از جمله سفرهای زیارتی، به‌تنهایی به معنای اقامت خارج از ایران نیست.

با این حال، سایت «اقتصاد آزاد» گزارش داد برخی شرکت‌کنندگان در «مراسم اربعین» نیز پیامک احراز اقامت دریافت کرده‌اند.

بر اساس آیین‌نامه تعیین وضعیت اقتصادی خانوارها، ایرانیان مقیم خارج از کشور مشمول حذف یارانه هستند.

وزارت تعاون اعلام کرده افراد واجد شرایط پس از احراز اقامت، دوباره کالابرگ دریافت می‌کنند و اعتبار معوق مرداد هم در دوره بعد پرداخت خواهد شد.

این اختلال‌ها در حالی ادامه دارد که گرانی مواد غذایی و کاهش قدرت خرید، خانوارهای بیشتری را به همین کمک محدود وابسته کرده است.

مسعود پزشکیان، رییس دولت جمهوری اسلامی، ۳۱ خرداد وعده افزایش مبلغ کالابرگ متناسب با تورم را داده بود.

پیش‌تر برخی فروشگاه‌ها به‌دلیل تاخیر دولت در تسویه مطالباتشان از پذیرش کالابرگ خودداری کرده بودند.