رویترز: تهران بر حفظ کنترل تنگه هرمز حتی با توسل به زور تاکید دارد
خبرگزاری رویترز به نقل از دو منبع ایرانی گزارش داد جمهوری اسلامی بهدنبال رسمیت بخشیدن به کنترل خود بر تنگه هرمز و حق دریافت عوارض از کشتیهای عبوری از خلیج فارس است و برای رسیدن به این هدف، استفاده از زور را منتفی نمیداند.
بر اساس یادداشت تفاهم اخیر میان تهران و واشینگتن، جمهوری اسلامی پذیرفته است کشتیها به مدت ۶۰ روز بدون پرداخت هیچگونه عوارضی از تنگه هرمز عبور کنند.
با این حال، تهران معتقد است متن این تفاهمنامه به گونهای تنظیم شده که همچنان اختیار تصمیمگیری درباره اینکه چه کشتیهایی اجازه عبور داشته باشند و از چه مسیری در این آبراه باریک تردد کنند، در اختیار جمهوری اسلامی باقی میماند.
منابع ایرانی چهارشنبه ۱۰ تیر به رویترز گفتند جمهوری اسلامی همچنان تاکید دارد پس از پایان دوره توافق موقت، کنترلش بر تنگه هرمز بهصورت رسمی و دائمی در سطح بینالمللی به رسمیت شناخته شود.
بر اساس این گزارش، هیات مذاکرهکننده جمهوری اسلامی تا زمانی که این موضوع نهایی نشود، حاضر نخواهد بود در مذاکرات با واشینگتن به دیگر موضوعات مورد اختلاف بپردازد.
این منابع افزودند اگر توافق موقت بدون تمدید به پایان برسد، حکومت ایران از اواخر مردادماه دریافت عوارض از کشتیها برای عبور از تنگه هرمز را آغاز خواهد کرد.
با این حال، هنوز میزان و نحوه محاسبه این عوارض مشخص نیست.
جمهوری اسلامی پس از آغاز جنگ اخیر، تنگه هرمز را مسدود کرد.
به گفته مقامهای حکومت ایران، پیشتر از برخی شناورها برای تردد در خلیج فارس «هزینههای ناوبری» یا عوارض دیگری دریافت شده بود.
موضع تهران و واشینگتن درباره دریافت عوارض
تنگه هرمز مسیر بینالمللی کشتیرانی میان ایران و عمان است و پیش از جنگ، شناورها بدون پرداخت هزینه از آن عبور میکردند، اما در جریان درگیریها، جمهوری اسلامی در عمل عبور و مرور در این آبراه راهبردی را مختل کرد که باعث جهش قیمت جهانی انرژی شد.
عبور از تنگه هرمز تاکنون هرگز مشمول پرداخت عوارض نبوده است و موضع تهران بهطور مستقیم با برداشت واشینگتن از یادداشت تفاهم و همچنین با دیدگاه آمریکا درباره ترتیبات نهایی پس از جنگ، در تضاد قرار دارد.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، هفته گذشته اعلام کرد تا زمانی که واشینگتن خود تصمیم به اعمال عوارض نگیرد، هیچگونه هزینهای برای عبور از این آبراه دریافت نخواهد شد.
مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، دوم تیر در سفر به کشورهای حاشیه خلیج فارس گفت هیچ کشوری حق ندارد عبور و مرور کشتیها را در یک آبراه بینالمللی مسدود کند یا برای عبور از آن عوارض یا حق عبور در نظر بگیرد.
به گزارش رویترز، جمهوری اسلامی توافق موقت را به گونهای تفسیر میکند که «حق» کنترل ترددها در تنگه هرمز برای تهران محفوظ میماند، هرچند در دوره اجرای توافق عوارضی دریافت نخواهد کرد.
تهران همچنین معتقد است اگرچه باید درباره ترتیبات تردد در تنگه هرمز با کشورهای حاشیه خلیج فارس گفتوگو کند، اما الزامی برای دستیابی به توافق با آنها ندارد.
رویکرد عمان در قبال خواستههای تهران
انتظار میرود عمان که در امتداد ساحل جنوبی تنگه هرمز قرار دارد، با حکومت ایران درباره تعیین مسیرهای عبور و مرور در تنگه هرمز مذاکره کند.
در حالی که گزارشها از احتمال عدم همراهی مسقط در دریافت عوارض از کشتیها در این گذرگاه راهبردی حکایت دارند، کاظم غریبآبادی، معاون وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، هشتم تیر هشدار داد اگر عمان تمایلی به مشارکت در مدیریت تنگه هرمز نداشته باشد، تهران این کار را به تنهایی انجام خواهد داد.
حکومت ایران هفته گذشته به سوی چهار کشتی که بدون دریافت مجوز از تهران تلاش کرده بودند از بخش عمانی تنگه هرمز عبور کنند، تیراندازی کرد. اقدامی که به درگیری کوتاهی با ایالات متحده انجامید.
از ۱۷ اسفند ۱۴۰۴، زمانی که مجلس خبرگان رهبری، مجتبی خامنهای را بهعنوان رهبر جدید جمهوری اسلامی معرفی کرد، حدود ۲۰ پیام و نوشته از او منتشر شده است.
بخشی از این پیامها، مانند پیامهای تسلیت یا مناسبتهای رسمی، بیشتر جنبه تشریفاتی دارند، اما دستکم ۱۰ پیام دیگر تصویری روشنتر از نگاه سیاسی و ایدئولوژیک او ارائه میکنند.
این پیامها موضوعهای متنوعی را در بر میگیرند. از ارتش، مجلس و زبان فارسی گرفته تا حج، غدیر، خلیج فارس، توافق با آمریکا و جبهه مقاومت.
با این حال، کنار هم گذاشتن آنها یک واژه را بیش از هر چیز برجسته میکند: «بعثت»
در نگاه اول، «بعثت» ممکن است فقط یک اصطلاح مذهبی به نظر برسد، اما تکرار آن در موقعیتهای مختلف نشان میدهد این واژه در ادبیات مجتبی خامنهای صرفا یک تعبیر دینی نیست، بلکه میتواند یکی از کلیدهای فهم نگاه او به مردم، حکومت و آینده جمهوری اسلامی باشد.
در سنت اسلامی، بعثت به معنای برگزیده شدن برای انجام یک ماموریت الهی است. پیامبر مبعوث میشود، یعنی رسالتی بر عهده او گذاشته میشود.
در پیامهای مجتبی خامنهای نیز بعثت فقط به معنای بیدار شدن یا آگاه شدن نیست. در اینجا، بعثت بیش از هر چیز به معنای ماموریت پیدا کردن است.
به همین دلیل، او از «بعثت ملت ایران»، «بعثت مردم»، «بعثت هنرمندان»، «ملت بعثتیافته» و حتی «امت مبعوثشده اسلامی» سخن میگوید.
در این روایت، مردم صرفا شهروندان یک کشور نیستند؛ آنها حاملان یک رسالت تاریخی معرفی میشوند.
همین نکته، بعثت را از یک واژه مذهبی به مفهومی سیاسی تبدیل میکند.
بعثت از مردم آغاز میشود
نخستین نشانه این نگاه را میتوان در پیام حج مجتبی خامنهای در پنجم خرداد دید.
او در این پیام مینویسد ملت ایران پس از کشته شدن علی خامنهای «بعثت الهی یافت» و با حضور در همه عرصههای مورد نیاز، چشم دنیا را به خود خیره کرد.
اما مهمترین بخش پیام، جمله دیگری است: «در پی بعثت ملت ایران و جبهه مقاومت، بعثت امت اسلامی رقم خواهد خورد.»
در این عبارت، «بعثت ملت ایران» مستقیما در کنار «جبهه مقاومت» قرار میگیرد و هر دو مقدمهای برای «بعثت امت اسلامی» معرفی میشوند.
همین الگو در پیامهای دیگر نیز تکرار میشود. در پیام روز فردوسی، از هنرمندان خواسته میشود «بعثت هنرمندان را در امتداد بعثت مردم» رقم بزنند و روایت این خیزش را برای تاریخ ثبت کنند.
در پیام آغاز سال سوم مجلس دوازدهم نیز مجلس باید خود را «در تراز ملت مبعوثشده» تنظیم کند.
به این ترتیب، بعثت فقط به مردم محدود نمیماند. از مردم آغاز میشود، به فرهنگ و هنر میرسد، وارد نهادهای رسمی حکومت میشود و در نهایت به امت اسلامی گسترش پیدا میکند.
در پیام غدیر و سالگرد ۱۴ خرداد نیز همین روایت ادامه پیدا میکند.
مجتبی خامنهای از «بعثت تازه» ملت ایران سخن میگوید و تاکید میکند این ملت در کنار جبهه مقاومت مایه مباهات ملتهای دیگر شده است.
او همچنین از «نصابی تازه از بعثت ملت ایران» و «ملت بعثتیافته» یاد میکند.
در همه این پیامها، مردم نیرویی هستند که برای انجام ماموریتی بزرگتر برگزیده شدهاند.
این ماموریت، در نهایت، به حمایت از جبهه مقاومت، مقابله با آمریکا و اسرائیل و مشارکت در شکل دادن به نظمی جدید در منطقه و جهان پیوند میخورد.
بعثت، حلقه گمشده پروژه تمدن نوین اسلامی
اگر این پیامها را در کنار یکی از مهمترین نظریههای علی خامنهای قرار دهیم، تصویر کاملتری به دست میآید.
رهبر پیشین جمهوری اسلامی طی دو دهه گذشته بارها از «فرایند پنجگانه تحقق تمدن نوین اسلامی» سخن گفته بود؛ مسیری که با انقلاب اسلامی آغاز میشود، به نظام اسلامی، دولت اسلامی و جامعه اسلامی میرسد و در نهایت هدف آن، شکلگیری تمدن نوین اسلامی است.
در این نظریه، ایجاد نهادهای حکومتی به تنهایی کافی نیست. جامعه نیز باید دگرگون شود و مردم، خود را بخشی از یک ماموریت تاریخی بدانند.
اگر از این زاویه به پیامهای مجتبی خامنهای نگاه کنیم، بعثت را میتوان حلقهای دانست که این پروژه را کامل میکند.
در این روایت، مردم فقط حامی حکومت نیستند؛ «ملت بعثتیافته» هستند. هنرمندان باید در امتداد بعثت مردم حرکت کنند. مجلس باید خود را با ملت مبعوثشده هماهنگ کند. سپس این روند به امت اسلامی گسترش مییابد و در کنار جبهه مقاومت قرار میگیرد.
به بیان دیگر، اگر فرایند پنجگانه، نقشه راه جمهوری اسلامی برای رسیدن به تمدن نوین اسلامی باشد، «بعثت» تلاشی برای تعریف نیروی انسانی این پروژه است؛ مردمی که قرار است این مسیر را پیش ببرند.
بعثت، مقاومت و نظم جدید
پیوند میان بعثت و جبهه مقاومت فقط به پیامهای مذهبی محدود نمیشود و حتی در موضوعی مانند توافق با آمریکا نیز همین الگو تکرار میشود.
مجتبی خامنهای در پیام خود پس از تفاهمنامه تهران و واشینگتن مینویسد اگرچه در ابتدا با این توافق موافق نبوده، اما بهدلیل تعهد رییسجمهوری و اعضای شورای عالی امنیت ملی به «پاسداشت حقوق ملت ایران و جبهه مقاومت»، اجازه اجرای آن را داده است.
همین الگو در پیام روز ملی خلیج فارس هم دیده میشود. جایی که او مینویسد زنجیره پیروزیهای حاصل از «سیاستهای مقاومت و راهبرد ایران قوی»، سرآغاز «نظم جدید منطقه و جهان» خواهد بود.
اگر این پیامها را کنار یکدیگر قرار دهیم، میتوان گفت بعثت مردم، جبهه مقاومت و نظم جدید، سه حلقه از یک زنجیره واحد هستند. زنجیرهای که از درون ایران آغاز میشود، اما هدف نهایی آن فراتر از مرزهای ایران تعریف شده است.
ممکن است گفته شود واژههایی مانند مقاومت، آمریکا، اسرائیل یا ملت ایران در پیامهای مجتبی خامنهای بیشتر تکرار شدهاند، اما اهمیت بعثت در تعداد دفعات استفاده از آن نیست، بلکه در جایگاهی است که در ساختار فکری او پیدا کرده است.
«مقاومت» سالهاست یکی از کلیدواژههای ثابت ادبیات جمهوری اسلامی است. آمریکا و اسرائیل نیز دشمنان همیشگی این گفتمان به شمار میروند، اما «بعثت» واژهای است که نقش مردم را بازتعریف میکند.
در این نگاه، مردم صرفا حامی حکومت یا شرکتکننده در انتخابات و راهپیماییها نیستند. آنها «مبعوث» میشوند، یعنی رسالتی بر عهده میگیرند که از مرزهای یک دولت یا حتی یک کشور فراتر میرود.
به همین دلیل، بعثت در پیامهای مجتبی خامنهای فقط یک مفهوم دینی نیست، بلکه زبان تازهای برای تعریف رابطه مردم با پروژه سیاسی جمهوری اسلامی است.
اما چرا مجتبی خامنهای این اندازه بر مفهوم بعثت تاکید میکند؟
بهطور خلاصه، بعثت در این پیامها به معنای مردمی است که برای انجام یک ماموریت برگزیده شدهاند. پرسش اصلی این نیست که چه کسی این مردم را برگزیده، بلکه این است که این ماموریت دقیقا چیست.
پاسخ را باید در مجموعه پیامهای او جستوجو کرد.
هرچه این پیامها بیشتر کنار هم قرار میگیرند، روشنتر میشود که بعثت هدف نهایی نیست، بلکه ابزاری برای رسیدن به هدفی بزرگتر است.
مجتبی خامنهای در نخستین پیام خود پس از رسیدن به رهبری نوشت: «امر مقاومت و جبهه مقاومت، جزیی جداییناپذیر از ارزشهای انقلاب اسلامی است.»
در پیامهای بعدی نیز همین مسیر ادامه پیدا میکند؛ از لبنان، فلسطین، عراق و یمن سخن گفته میشود، از ضرورت پاسداشت همزمان «حقوق ملت ایران و جبهه مقاومت» در توافق با آمریکا، و در نهایت از «نظم جدید منطقه و جهان» که قرار است در سایه راهبرد مقاومت شکل بگیرد.
اگر این پیامها را در چارچوب نظریه «فرایند پنجگانه تحقق تمدن نوین اسلامی» بخوانیم، تصویری منسجمتر به دست میآید.
علی خامنهای سالها از پروژهای سخن میگفت که قرار بود از انقلاب اسلامی به تمدنی نوین برسد. مجتبی خامنهای نیز دستکم در پیامهای منتشرشده تا امروز، از مفهومی سخن میگوید که میتواند نیروی محرک همان پروژه باشد: ملت بعثتیافته.
شاید به همین دلیل، بتوان «بعثت» را مهمترین کلیدواژه آغاز رهبری مجتبی خامنهای دانست. واژهای که نه فقط جایگاه مردم، بلکه نقش آنها را در ادامه پروژه ایدئولوژیک جمهوری اسلامی بازتعریف میکند. پروژهای که از نگاه رهبر پیشین قرار بود به «تمدن نوین اسلامی» ختم شود و از نگاه رهبر جدید، همچنان با محوریت جبهه مقاومت و در افق «نظم جدید منطقه و جهان» دنبال میشود.
اگر این برداشت درست باشد، بعثت صرفا یک انتخاب ادبی یا مذهبی نیست و این واژه میتواند حلقه اتصال میان گفتمان رهبر دوم و رهبر سوم جمهوری اسلامی باشد.
این حلقه نشان میدهد دستکم در پیامهای منتشرشده تا امروز نه تنها تغییری بنیادین در جهتگیری ایدئولوژیک جمهوری اسلامی دیده نمیشود، بلکه تلاش شده است همان پروژه با زبانی تازه و با تعریفی جدید از نقش مردم ادامه پیدا کند.
بر اساس روایت کتاب «تغییر حکومت» که به تازگی منتشر شده است، دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، حتی زمانی که برنامهریزی برای حمله به حکومت ایران جریان داشت، همچنان در پی دستیابی به توافقی هستهای با تهران بود.
این موضوع در کتابی با عنوان Regime Change مطرح شده که با جزییات روایت میکند چگونه مسیر دیپلماسی در نهایت به کارزار نظامی علیه جمهوری اسلامی انجامید.
این کتاب که هفته جاری منتشر شده، ترامپ را رییسجمهوری توصیف میکند که تا آستانه آغاز عملیات همچنان معتقد بود دستیابی به راهحلی دیپلماتیک امکانپذیر است.
اما با متوقف شدن مذاکرات، او بهتدریج به این نتیجه رسید که حکومت ایران در موقعیت آسیبپذیری قرار دارد.
جاناتان سوان و مگی هابرمن، نویسندگان کتاب، نوشتند ترامپ بارها به مشاورانش گفته بود «احساس خوبی» نسبت به کارزار نظامی علیه جمهوری اسلامی دارد و میخواهد «حکومت را از بین ببرد و بعدا درباره جزییات تصمیم بگیرد».
این کتاب که بر پایه گفتوگو با مقامهای ارشد دولت آمریکا نوشته شده، روند بحثهای کاخ سفید درباره دیپلماسی، تغییر حکومت ایران و اقدام نظامی را بازسازی میکند؛ از جمله ارزیابی سازمان اطلاعات مرکزی (سیا) مبنی بر اینکه اگر ایالات متحده تصمیم به هدف قرار دادن علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، بگیرد، احتمال موفقیت این عملیات بالا است.
نقش ویتکاف و داماد ترامپ
بر اساس این روایت، استیو ویتکاف، فرستاده ویژه ترامپ در امور خاورمیانه و جرد کوشنر، داماد ترامپ و مشاور او، تقریبا تا زمان آغاز حمله، مذاکرات با مقامهای حکومت ایران را در عمان و سوئیس ادامه دادند.
یکی از پیشنهادهای مطرحشده در مذاکرات، تامین رایگان سوخت هستهای مورد نیاز جمهوری اسلامی برای تمام طول عمر برنامه هستهای غیرنظامی بود.
هدف طرح این پیشنهاد آزمودن این مساله بود که آیا اصرار تهران بر غنیسازی اورانیوم ناشی از نیازهای انرژی است یا تلاشی برای حفظ مسیر بالقوه دستیابی به سلاح هستهای.
در نهایت، ویتکاف و کوشنر به این نتیجه رسیدند که جمهوری اسلامی «در حال وقتکشی» است و مذاکرات را به امید پایان یافتن دوره ریاستجمهوری ترامپ طولانی میکند.
این ارزیابی ترامپ را متقاعد کرد که دیپلماسی به بنبست رسیده است.
نقش بنیامین نتانیاهو
همزمان، بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، به ترامپ فشار میآورد تا علیه حکومت ایران دست به اقدام نظامی بزند.
او استدلال میکرد جمهوری اسلامی به گونه کمسابقهای در موقعیتی آسیبپذیر قرار گرفته و این فرصت ممکن است تکرار نشود.
در این کتاب آمده است نتانیاهو طرحی چهار مرحلهای به ترامپ ارائه کرد که شامل حذف رهبران ارشد جمهوری اسلامی، نابودی توان نظامی آن، سرنگونی حکومت و فراهم کردن زمینه تشکیل دولت جایگزین بود.
در چارچوب این پیشنهاد، نتانیاهو ویدیویی به ترامپ نشان داد که سناریوی دوران پس از جمهوری اسلامی را ترسیم میکرد.
او همچنین از برخی چهرههایی که میتوانستند در دولت آینده نقش داشته باشند، از جمله شاهزاده رضا پهلوی، نام برد.
به نوشته این کتاب، این ارائه، توجه ترامپ را جلب کرد. با این حال، اگرچه او به امکان تحقق دو هدف نخست، یعنی هدف قرار دادن رهبران جمهوری اسلامی و نابودی توان نظامی آن، باور داشت، نسبت به عملی شدن مراحل بعدی، از جمله تغییر حکومت، مردد بود.
مخالفت رییس سیا و وزیر امور خارجه با تغییر حکومت
ترامپ در نهایت به این نتیجه رسید که مسائل مربوط به تغییر حکومت «مشکل خود آنها» خواهد بود.
با این حال، نویسندگان کتاب مشخص نکردهاند منظور او از «آنها» چه کسانی بودهاند؛ اسرائیل، مردم ایران یا طرف دیگری.
بر پایه این کتاب، ترامپ بر اهدافی تمرکز داشت که از نظر او دستیافتنی بودند؛ یعنی هدف قرار دادن رهبران حکومت و از بین بردن تواناییهای نظامی آن.
این در حالی است که شماری از اعضای ارشد تیم امنیت ملی ترامپ نسبت به طرح نتانیاهو برای تغییر حکومت در ایران بدبین بودند.
جان رتکلیف، رییس سیا، این سناریو را «مضحک» توصیف کرد و مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، نیز آن را رد کرد و گفت: «این حرفها مزخرف است.»
آخرین جلسه اتاق وضعیت
یکی از مهمترین بخشهای کتاب به آخرین نشست «اتاق وضعیت» کاخ سفید پیش از حمله اختصاص دارد؛ جایی که رتکلیف اطلاعاتی را به ترامپ ارائه کرد که نشان میداد مقامهای ارشد جمهوری اسلامی قرار است در محل اقامت خامنهای در تهران گرد هم آیند.
طبق این روایت، رتکلیف به ترامپ گفت اگر منظور از تغییر حکومت صرفا کشتن خامنهای باشد، «احتمالا میتوانیم این کار را انجام دهیم».
این کتاب همچنین از اختلافنظرهای جدی در تیم امنیت ملی ترامپ پرده برداشت.
دن کین، رییس ستاد مشترک ارتش آمریکا، هشدار داده بود یک درگیری طولانی میتواند ذخایر تسلیحاتی آمریکا را کاهش دهد، بر موجودی موشکهای رهگیر مورد استفاده برای حمایت از اوکراین و اسرائیل فشار وارد آورد، نیروهای آمریکایی را در معرض خطر قرار دهد و حفظ امنیت تنگه هرمز را دشوارتر کند.
جیدی ونس، معاون رییسجمهوری، نیز بار دیگر مخالفت خود را با اقدام نظامی اعلام کرد، اما به ترامپ گفت اگر او تصمیم به حمله بگیرد، از این موضوع حمایت خواهد کرد.
روبیو که از ادامه سیاست «فشار حداکثری» علیه جمهوری اسلامی حمایت میکرد، استدلال کرد که تغییر حکومت نباید هدف عملیات باشد.
او افزود: «اگر هدف ما تغییر حکومت یا ایجاد قیام باشد، نباید این کار را انجام دهیم.»
به گفته او، نابودی برنامه موشکی حکومت ایران «هدفی است که میتوان به آن دست یافت».
در این کتاب آمده است که ترامپ پس از شنیدن دیدگاه همه مشاورانش، تصمیم نهایی را گرفت و گفت: «فکر میکنم باید این کار را انجام دهیم.»
بر پایه این روایت، ترامپ بعدازظهر روز بعد، زمانی که در حال عزیمت به ایالت تگزاس بود، دستور نهایی حمله را صادر کرد.
نویسندگان کتاب افزودند ۱۷ روز پس از آغاز جنگ، ترامپ را در دفتر بیضی کاخ سفید دیدند؛ در حالی که به جای نقشههای نظامی، تصاویر درختان افرا روی «میز رزولوت» او پهن شده بود.
ترامپ به آنها گفت: «دارم برای کاخ سفید درخت سفارش میدهم. من خوب بلدم درخت خوب بخرم؛ درخت افرا.»
در ماههای گذشته، تحلیلگران درباره این موضوع بحث کردهاند که آیا ترامپ از ابتدا قصد حمله به ایران را داشت یا دیپلماسی صرفا ابزاری برای خریدن زمان بود.
اما کتاب «تغییر حکومت» تصویری پیچیدهتر ارائه میدهد؛ تصویری از رییسجمهوری که مذاکرات را تقریبا تا آستانه اقدام نظامی ادامه داد، بیش از پیش به غریزه خود اعتماد کرد و در نهایت تصمیم به حمله گرفت، بیآنکه پاسخی روشن برای آینده و آنچه پس از آن رخ خواهد داد، داشته باشد.
افزایش نیافتن تعهدات بیمه تامین اجتماعی با وجود رشد قیمت دارو باعث تحمیل هزینههای سنگین به بیماران شده است. مقایسه دو فیش خرید نسخهای یکسان از انسولین نوومیکس فلکسپن نشان میدهد طی حدود ۵۰ روز، هزینه پرداختی بیمار بیش از ۲۴ برابر شده است.
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، مبلغی که بیمار در اواسط اردیبهشت برای ۱۵ قلم از این انسولین پرداخته، ۱۵۹ هزار و ۲۵۰ تومان است.
همان تعداد از همان نوع انسولین از داروخانهای یکسان در شهر تبریز، در تاریخ هشتم تیر، ۳ میلیون و ۹۰۹ هزار و ۲۵۰ تومان خرج روی دست بیمار گذاشته است.
این تغییر قیمت به معنای حدود ۲۳۵۵ درصد افزایش است.
در هر دو فیش، سهم بیمه، سهم سازمان، سهم بیمار، سهم صعبالعلاج و تعرفه خدمات دارویی، بدون تغییر باقی ماندهاند.
با این حال، قیمت کل اقلام دارویی از ۹ میلیون و ۶۸۶ هزار و ۲۵۰ تومان به ۱۳ میلیون و ۴۳۶ هزار و ۲۵۰ تومان افزایش یافته است. یعنی ۳ میلیون و ۷۵۰ هزار تومان افزایش یا حدود ۳۸.۷ درصد.
سهم پرداختی بیمه تامین اجتماعی با وجود افزایش قیمت پایه دارو، در فیش جدید روی ۹ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان باقی مانده است.
همچنین در فیش جدید، ردیفی با عنوان «تفاوت» به مبلغ ۳ میلیون و ۷۵۰ هزار تومان مستقیما به بیمار منتقل شده است. ردیفی که در فیش اردیبهشت وجود نداشت.
به این ترتیب، اگرچه قیمت خود دارو کمتر از ۴۰ درصد افزایش یافته، اما بهدلیل ثابت ماندن سقف تعهد بیمه، مبلغ پرداختی بیمار ۲۳۵۵ درصد رشد پیدا کرده است.
هر دو فیش مربوط به یک داروخانه و داروهایی یکسان، در بازه زمانی کمتر از دو ماه هستند
افزایش روزانه قیمت دارو
ایراناینترنشنال ۹ اردیبهشت از جهش قیمت انواع انسولین در مقایسه با پیش از نوروز خبر داده بود. موضوعی که نشان میدهد رشد قیمتها محدود به هفتههای اخیر نمیشود.
بر اساس آن گزارش، قیمت برخی انواع انسولین تولید داخل تا ۲۱۲ درصد و نمونههای خارجی تا ۲۷۱ درصد افزایش یافته بود.
با این حال، بررسی تازه دو فیش خرید حاکی از آن است که روند رشد قیمتها ادامه یافته و در فاصله اواسط اردیبهشت تا هشتم تیر، قیمت همین نسخه بار دیگر افزایش پیدا کرده است.
در عین حال، آن گزارش تنها به افزایش قیمت دارو پرداخته بود و اثر تغییرات بر هزینه نهایی بیماران را بررسی نمیکرد.
مقایسه دو فیش خرید جدید نشان میدهد ناکارآمدی پوشش بیمهای باعث شده افزایش کمتر از ۴۰ درصدی قیمت دارو، به رشد بیش از ۲۴ برابری مبلغ پرداختی بیمار منجر شود.
فعالان صنعت دارو افزایش هزینههای تولید را عامل اصلی بحران کنونی میدانند.
به گفته آنها، حذف ارز ترجیحی، جهش نرخ ارز، افزایش قیمت مواد اولیه و بستهبندی، رشد دستمزدها، بالا رفتن هزینههای مالی و همچنین تاثیر جنگ بر زنجیره تامین، هزینه تولید دارو را به شکل قابل توجهی افزایش داده است.
این فعالان میگویند در حالی که هزینه تامین مواد اولیه و سرمایه در گردش شرکتهای دارویی بهشدت افزایش یافته، اصلاح قیمت دارو با تاخیر انجام شده و حمایت موثری نیز از سوی دولت و نظام بانکی صورت نگرفته است.
از دی ۱۴۰۴ و همزمان با اجرای سیاست همسانسازی نرخ ارز، مواد اولیه و اقلام جانبی صنعت دارو که پیشتر با ارز ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومانی تامین میشد، با نرخهایی در حدود ۱۴۴ تا ۱۴۵ هزار تومان تامین شدهاند.
محمد عبدهزاده، رییس کمیسیون اقتصاد سلامت اتاق بازرگانی تهران، ۱۰ تیر به روزنامه دنیای اقتصاد گفت از اسفندماه بخش عمده داروها از شمول ارز ترجیحی خارج شدند و تولید آنها با نرخ جدید ارز انجام میشود.
دنیای اقتصاد در جمعبندی این وضعیت یادآور شد بازار دارو اکنون با دو بحران همزمان روبهرو است؛ از یک سو تولیدکنندگان از افزایش شدید هزینه تولید، کمبود نقدینگی و دشواری تامین سرمایه در گردش سخن میگویند و از سوی دیگر، بیماران با افزایش چشمگیر سهم پرداخت از جیب خود مواجه شدهاند.
بر این اساس، رشد قیمت دارو را نمیتوان صرفا به حذف ارز ترجیحی نسبت داد، بلکه مجموعهای از عوامل از جمله جهش نرخ ارز، افزایش هزینه نهادههای تولید، سالها سرکوب قیمت، بیثباتی اقتصاد و ناکارآمدی سازوکارهای حمایتی، در شکلگیری وضعیت کنونی نقش داشتهاند.
وزارت دفاع اسرائیل اعلام کرد زیرساختی مبتنی بر رمزارز را که از سوی سپاه پاسداران برای انتقال منابع مالی به حزبالله و دیگر گروههای مورد حمایت تهران استفاده میشد، شناسایی کرده است.
یسرائیل کاتز، وزیر دفاع اسرائیل، چهارشنبه ۱۰ تیر فرمان اعمال تحریم علیه ۳۷ کیف پول دیجیتال را امضا کرد.
این اقدام پس از تحقیقات «ستاد ملی مبارزه با تامین مالی تروریسم» در وزارت دفاع اسرائیل و با همکاری نهادهای اطلاعاتی انجام شد.
وزارت دفاع اسرائیل اعلام کرد این کیف پولها بخشی از شبکه تامین مالی سپاه پاسداران بودهاند.
این وزارتخانه افزود تحقیقات به شناسایی شبکهای مبتنی بر ارزهای دیجیتال انجامید که برای انتقال پول به نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی، از جمله حزبالله، مورد استفاده قرار میگرفت.
به گفته مقامهای اسرائیلی، طی سالهای گذشته دهها میلیون دلار از طریق این شبکه به گروههای مورد حمایت تهران منتقل شده است.
در سالهای گذشته، گزارشهای متعددی منتشر شده که از تلاش حکومت ایران برای بهرهگیری از ارزهای دیجیتال بهمنظور دور زدن تحریمها حکایت دارد.
چهارم تیر، پایگاه خبری واینت به نقل از منابع امنیتی اسرائیل گزارش داد جمهوری اسلامی در تلاش است با استفاده از ارزهای دیجیتال و قاچاق سلاح، «شبکههای تروریستی» خود را در کرانه باختری احیا کند.
تاکید کاتز بر مقابله با تامین مالی گروههای نیابتی
وزیر دفاع اسرائیل بر لزوم مقابله با فعالیتهای بیثباتکننده جمهوری اسلامی تاکید کرد و گفت: «نبرد با ایران تنها در میدان جنگ جریان ندارد، بلکه در مبارزه با منابع مالی محرک تروریسم نیز دنبال میشود.»
کاتز اضافه کرد: «هر دلاری که از دسترس سپاه پاسداران خارج شود، دلاری است که به حزبالله، حماس، حوثیها و دیگر نیروهای نیابتی ایران نخواهد رسید. ما به هدف قرار دادن همه مسیرهای تامین مالی محور تروریسم ایران، در هر مکان و با هر ابزاری، ادامه خواهیم داد.»
بر اساس یافتههای وزارت دفاع اسرائیل، در کیف پولهای دیجیتال مرتبط با سپاه پاسداران، رمزارزهایی به ارزش بیش از ۲۴ میلیون شِکِل (حدود هفت میلیون دلار) شناسایی شده است.
این وزارتخانه افزود این شبکه برای انتقال منابع مالی به گروههای مورد حمایت جمهوری اسلامی، بهویژه حزبالله، مورد استفاده قرار میگرفت.
اسرائیل میگوید حزبالله پس از خسارتهای سنگینی که در جریان درگیریها با این کشور متحمل شده، برای بازسازی خود در جستوجوی منابع مالی جدید است.
بنا بر اعلام وزارت دفاع اسرائیل، شناسایی و مختل کردن شبکههای تامین مالی مرتبط با جمهوری اسلامی حاصل همکاری اطلاعاتی، عملیاتی و حقوقی میان ستاد ملی مبارزه با تامین مالی تروریسم و دیگر نهادهای امنیتی اسرائیل بوده است.
یورای متسلاوی، رییس این ستاد، در همین رابطه اعلام کرد هیچ مصونیتی برای «تامینکنندگان مالی تروریسم» در حوزه رمزارز وجود ندارد.
او تاکید کرد این ستاد به شناسایی، افشا کردن و هدف قرار دادن شبکههای مالی حکومت ایران و نیروهای نیابتی آن ادامه خواهد داد.
در ماههای اخیر، واشینگتن نیز فشارهای خود را برای اعمال محدودیت بر استفاده تهران از ارزهای دیجیتال افزایش داده است.
مقامهای آمریکایی میکوشند کانالهای مالی وابسته به جمهوری اسلامی را مسدود کنند و دسترسی تهران به شبکههای مالی مبتنی بر رمزارز را کاهش دهند.
چهارم تیر، روزنامه والاستریت ژورنال گزارش داد حکومت ایران طی سالهای اخیر از صرافی «کوینکس» (CoinEx) بهعنوان یکی از مهمترین مسیرهای اتصال به بازار جهانی رمزارز و دور زدن تحریمهای آمریکا استفاده کرده است.
پیشتر در خردادماه، ایالات متحده نوبیتکس و سه صرافی رمزارز ایرانی دیگر را تحریم کرد.
قطع پخش گفتوگوی محمدباقر قالیباف، رییس مجلس و رییس هیات مذاکرهکننده جمهوری اسلامی، از شبکه خبر صداوسیما بار دیگر اختلافات فزاینده درون حاکمیت را آشکار کرد و واکنشهای بسیاری را در رسانههای داخلی برانگیخت.
مرکز رسانه مجلس شورای اسلامی در اطلاعیهای اعلام کرد این مصاحبه سهشنبه ۹ تیر حدود دو ساعت پیش از زمان پخش، در اختیار صداوسیما قرار گرفته بود، اما پخش آن در میانه برنامه متوقف شد.
در این اطلاعیه آمده است: «این گفتوگو به شکل ضبطی بوده و کمترین وظیفه مسئولان سازمان صداوسیما این بود که اگر خلاف رویهها تصمیم به عدم پخش بخشی از گفتوگو داشتند، آن را با این مرکز هماهنگ میکردند.»
طبق اعلام مرکز رسانه مجلس، بخشهای پخشنشده شامل پاسخ قالیباف به «ادعای کذب» بازرسی آژانس بینالمللی انرژی اتمی از تاسیسات هستهای، جزییات پیگیری آزادسازی داراییهای مسدودشده، اعتبار ۳۰۰ میلیارد دلاری بازسازی در تفاهمنامه، «روشنگری درباره دروغپردازیهای ترامپ» و «تبیین پیام راهبردی» مجتبی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، در ۲۸ خرداد بوده است.
در هفتههای اخیر، گزارشها از وجود شکاف در سطوح حاکمیتی جمهوری اسلامی بر سر روند گفتوگوهای جاری با ایالات متحده، بهویژه در خصوص پرونده هستهای و سرنوشت ذخایر اورانیوم غنیشده، حکایت دارند.
همزمان، غیبت مجتبی خامنهای از انظار عمومی بر ابهامها درباره میزان نقشآفرینی او در مذاکرات افزوده و به بحران مشروعیت حکومت دامن زده است.
قطع گفتوگو بهدلیل انتقاد از دولت رئیسی؟
پایگاه خبری انتخاب توقف پخش گفتوگوی قالیباف را «بدعتی جدید در تلویزیون جلیلی-جبلی» توصیف کرد؛ اشارهای به پیمان جبلی، رییس صداوسیما و وحید جلیلی، قائممقام او.
انتخاب نوشت: «صداوسیما زمانی مصاحبه قالیباف را قطع کرد که او در حال اشاره به توافق ناکام دولت [ابراهیم] رئیسی با آمریکا برای انتقال ۶ میلیارد دلار پول ایران از کره به قطر برای مصارف بشردوستانه (غذا و دارو) بود.»
همزمان، سایت تابناک این رویداد را «اتفاقی شگفتانگیز» خواند و نوشت مصاحبه زمانی قطع شد که قالیباف از توافق دولت سیزدهم جمهوری اسلامی برای «خرید غلات و گندم» با استفاده از پولهای بلوکهشده پرده برداشت.
پایگاه خبری فرارو نیز این اقدام را نشانه «انحصارگرایی جناحی، عبور از خط قرمزی دیگر و خودزنی رسانهای در یکی از حساسترین مقاطع سیاسی» دانست.
این رسانه افزود: «مهمترین محوری که این اتفاق ثابت میکند، تسلط یک جریان سیاسی خاص، بهطور مشخص نزدیکان سعید جلیلی و جبهه پایداری، بر شریانهای اصلی صداوسیما است.»
به گزارش فرارو، صداوسیما اکنون «حتی تاب تحمل روایت رسمی رییس مجلس اصولگرا را هم ندارد».
۳۱ فروردین، ایراناینترنشنال گزارش داد قالیباف در جلسهای با مشاورانش، بهتندی از مخالفان توافق با آمریکا و «برخی فعالان همسو با جبهه پایداری» انتقاد کرده است.
بر پایه این اطلاعات، قالیباف افرادی چون سعید جلیلی و امیرحسین ثابتی را «شبهنظامیان افراطی» توصیف کرده و هشدار داده است آنها «ایران را نابود خواهند کرد».
تشدید اختلافات در آستانه تشییع جنازه خامنهای
روزنامه فرهیختگان، وابسته به دانشگاه آزاد اسلامی، با انتقاد از عملکرد صداوسیما نوشت مقامهای جمهوری اسلامی در آستانه تشییع جنازه علی خامنهای، اختلافات خود را بر سر مذاکره با آمریکا، به «صحنه اجتماعی» کشاندهاند.
در این مطلب آمده است: «باورنکردنی است در موقعیت حساس تاریخی کنونی با قطع گفتوگوی ضبطشده، حاشیه به متن آورده شود و اختلاف مدیران تلویزیون با رییس مجلس درباره یک موضوع ملی فریاد زده شود.»
در مقابل، خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، به نقل از صداوسیما گزارش داد بخش دوم گفتوگوی قالیباف قرار است شامگاه چهارشنبه ۱۰ تیر پخش شود.