• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

از سرگیری بارگیری نفت خام در راس تنوره عربستان سعودی

۵ تیر ۱۴۰۵، ۰۸:۳۴ (‎+۱ گرینویچ)

خبرگزاری رویترز گزارش داد شرکت آرامکوی عربستان سعودی پس از نزدیک به چهار ماه، بارگیری نفت خام را در پایانه راس تنوره از سر گرفته است.

دالغا خاتین‌اوغلو، کارشناس انرژی، گفت: «بارگیری نفت از پایانه راس تنوره، بزرگ‌ترین پایانه صادرات نفت عربستان سعودی، مسیر انتقال نفت به بازارهای آسیایی را کوتاه‌تر می‌کند.» او افزود: «ازسرگیری بارگیری از این پایانه می‌تواند به کاهش قیمت جهانی نفت کمک کند.»

Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

افشای یک مخفیگاه زیرزمینی علی خامنه‌ای در عمق ۳۵ متری مجهز به اتاق ضد انفجار
۱
اختصاصی

افشای یک مخفیگاه زیرزمینی علی خامنه‌ای در عمق ۳۵ متری مجهز به اتاق ضد انفجار

۲

فرانت لاین دیفندرز: فشار بر جواد علی‌کردی پس از پیگیری مرگ مشکوک برادرش شدت گرفت

۳

پشت پرده عجیب‌ترین ترند فوتبال؛ راز جوراب‌های سوراخ‌ ستاره‌های جام جهانی چیست؟

۴

فیفا درخواست ایران و مصر را رد کرد؛ حضور پرچم‌های رنگین‌کمان در بازی ایران و مصر

۵

تیم ملی امروز عازم سیاتل می‌شود؛ ۱۳ عضو کاروان همچنان از ورود به آمریکا محروم هستند

انتخاب سردبیر

  • وزیر کشور لبنان: تصاویر خامنه‌ای ظرف دو روز از مسیر فرودگاه بیروت جمع‌آوری می‌شوند

    وزیر کشور لبنان: تصاویر خامنه‌ای ظرف دو روز از مسیر فرودگاه بیروت جمع‌آوری می‌شوند

  •  مونته‌نگرو یک شهروند ایرانی تحت تعقیب آمریکا به اتهام حملات سایبری را بازداشت کرد

    مونته‌نگرو یک شهروند ایرانی تحت تعقیب آمریکا به اتهام حملات سایبری را بازداشت کرد

  • شهروندان: عاشورا و تاسوعای ما ۱۸ و ۱۹ دی‌ است
    روایت شما

    شهروندان: عاشورا و تاسوعای ما ۱۸ و ۱۹ دی‌ است

  • چگونه یک صرافی رمزارز به یکی از مهم‌ترین کانال‌های انتقال پول‌های غیرقانونی ایران تبدیل شد

    چگونه یک صرافی رمزارز به یکی از مهم‌ترین کانال‌های انتقال پول‌های غیرقانونی ایران تبدیل شد

  • کارزار کشف حقیقت؛ آنچه در بیمارستان غرضی اصفهان گذشت
    گزارش ویژه

    کارزار کشف حقیقت؛ آنچه در بیمارستان غرضی اصفهان گذشت

بازی‌های جام جهانی ۲۰۲۶

•
•
•

مطالب بیشتر

فارین افرز: جمهوری اسلامی پیروز میدان نیست

۵ تیر ۱۴۰۵، ۰۴:۵۳ (‎+۱ گرینویچ)
فارین افرز: جمهوری اسلامی پیروز میدان نیست
100%

مجله فارین اَفِرز نوشت هرچند اسرائیل و آمریکا در جنگ ایران به اهداف اولیه، از جمله سرنگونی حکومت، نرسیدند اما از منظری گسترده‌تر، درگیری‌های منطقه‌ای در سه سال گذشته، در نهایت موقعیت آمریکا و شرکایش را در خاورمیانه تقویت و ایران را به‌مراتب ضعیف‌تر کرده است.

جِیمز جِفری، پژوهشگر ارشد «انستیتو واشینگتن برای سیاست خاور نزدیک»، که در هفت دولت آمریکا به‌عنوان دیپلمات خدمت کرده است، در مقاله‌ای که پنجشنبه چهارم تیر در مجله فارین افرز منتشر شد، نوشت اگرچه جنگ اخیر به‌طور بی‌نقص اجرا نشد و آمریکا و اسرائیل نیز به همه اهداف اولیه خود، از جمله سرنگونی حکومت ایران و پایان دادن کامل به تهدید بالقوه هسته‌ای تهران، دست نیافتند، اما ارزیابی گسترده‌تر از تحولات سه سال گذشته تصویر متفاوتی ارائه می‌دهد.

جفری در ابتدای این مقاله «منظری گسترده‌تر برای بررسی جنگ ایران» را شامل ارزیابی این جنگ در چارچوب درگیری‌های منطقه‌ای سه سال گذشته می‌داند؛ درگیری‌هایی که به گفته او با حمله حماس به اسرائیل در اکتبر ۲۰۲۳ آغاز شد، سپس به جنگ در غزه و لبنان، حملات حوثی‌ها در دریای سرخ، تضعیف نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی، سقوط بشار اسد و رویارویی مستقیم‌تر ایران با آمریکا و اسرائیل گسترش یافت.

از نگاه او، در چنین چارچوبی، نتیجه نهایی جنگ ۴۰ روزه، نه پیروزی حکومت ایران، بلکه تقویت موقعیت واشینگتن و شرکایش در خاورمیانه و تضعیف قابل توجه جمهوری اسلامی است.

او استدلال می‌کند که شبکه نیروهای نیابتی تهران تا حد زیادی آسیب دیده، بشار اسد به‌عنوان یکی از متحدان کلیدی تهران از قدرت کنار رفته، جمهوری اسلامی در جریان جنگ از سوی متحدان ظاهری خود در پکن و مسکو چندان حمایت نشده، و بخش مهمی از توان نظامی، دفاعی و هسته‌ای آنها هدف ضربات سنگین قرار گرفته است.

  • قیمت نفت به سطح روز پیش از کشته شدن علی خامنه‌ای بازگشت

    قیمت نفت به سطح روز پیش از کشته شدن علی خامنه‌ای بازگشت

جفری افزود تنها دستاورد مهم تهران در این مرحله، توانایی بستن تنگه هرمز و وارد کردن آسیب اقتصادی جهانی بود، اما این اقدام به خود حکومت نیز لطمه زد و با یافتن مسیرها و منابع جایگزین از سوی دیگر کشورها، اثر آن به‌مرور کاهش خواهد یافت.

او همچنین نوشت یادداشت تفاهم برای پایان جنگ، با وجود ابهام در محدودیت‌های هسته‌ای، می‌تواند مسیر گفت‌وگوهای مستقیم واشینگتن و تهران را باز کند و به آمریکا امکان دهد با تکیه بر تحریم‌ها و تهدید نظامی، برای محدود کردن بلندمدت غنی‌سازی، تهران را تحت فشار بگذارد.

تصویر بزرگ‌تر

جفری در این مقاله بلند تاکید دارد که کارزار نظامی آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی را نباید جدا از بستر گسترده‌تر آن دید. به نوشته او، وزارت خارجه آمریکا نیز در توجیه حقوقی عملیات «خشم حماسی» آن را تازه‌ترین مرحله از یک درگیری مسلحانه جاری با ایران توصیف کرده است.

  • تفاهم‌نامه آمریکا و جمهوری اسلامی، مذاکرات اسرائیل و لبنان را پیچیده کرده است

    تفاهم‌نامه آمریکا و جمهوری اسلامی، مذاکرات اسرائیل و لبنان را پیچیده کرده است

از نگاه این محقق، اگر تحولاتی که با حملات هفتم اکتبر ۲۰۲۳ حماس به اسرائیل آغاز شد، به‌عنوان بخش‌هایی از یک کارزار ممتد دیده شوند، دور تازه نبرد با ایران تقریبا اجتناب‌ناپذیر بود. جفری نوشت پس از بمباران فردو و دیگر سایت‌های هسته‌ای در جنگ ۱۲ روزه، دولت ترامپ حملات بیشتر اسرائیل را متوقف کرد تا راه را برای توافقی جامع با تهران باز کند، اما مذاکرات بعدی به این جمع‌بندی رسید که ایران، با وجود برخی امتیازهای محدود، حاضر نیست از جاه‌طلبی‌های هسته‌ای و منطقه‌ای خود عقب‌نشینی کند.

به نوشته جفری، اقدامات بعدی تهران، از جمله استقرار موشک‌های بالستیک دوربرد و سرکوب خیزش سراسری، این برداشت را تقویت کرد که جمهوری اسلامی تغییری نکرده است. او استدلال می‌کند که مشکل حمله نهم اسفند زمان‌بندی آن نبود، بلکه تصور بیش از حد بلندپروازانه دولت ترامپ از امکان دستیابی به پیروزی کامل و آمادگی ناکافی در برابر واکنش‌هایی مانند بستن تنگه هرمز بود.

حرکت رو به جلو

جفری در بخش دیگری از این مقاله تحلیلی نوشت با وجود تردیدهای جدی درباره اهداف جنگ و میزان آمادگی آمریکا و اسرائیل، این دو از نهم اسفند به بعد خسارات قابل توجهی به ایران وارد کرده‌اند.

به نوشته او، شبکه نیروهای نیابتی تهران که طی سه سال گذشته تضعیف شده بود، در این مرحله عملا فروپاشید؛ بقایای حماس آتش‌بس غزه را حفظ کردند، شبه‌نظامیان عراقی و حوثی‌ها برخلاف سال‌های ۲۰۲۳ و ۲۰۲۴ عمدتا وارد دور تازه درگیری نشدند، و حزب‌الله که تنها نیروی نیابتی فعال در این مرحله بود، از اسرائیل شکست خورد. او همچنین اشاره کرد لبنان برای نخستین بار در بیش از چهار دهه وارد مذاکرات مستقیم با اسرائیل درباره خلع سلاح حزب‌الله شد.

  • افزایش فاصله بین اولویت‌های ترامپ و نتانیاهو هم‌زمان با اصرار اسرائیل بر ماندن در لبنان

    افزایش فاصله بین اولویت‌های ترامپ و نتانیاهو هم‌زمان با اصرار اسرائیل بر ماندن در لبنان

جفری افزود جنگ بخش بزرگی از توان نظامی باقی‌مانده حکومت ایران، به‌ویژه شبکه پدافند هوایی آن را نابود کرد. آمریکا بیش از هزار و ۵۰۰ هدف پدافندی و هزار و ۲۵۰ مرکز نگهداری پهپاد و موشک بالستیک ایران را هدف قرار داد و بیشتر حملات متقابل موشکی و پهپادی تهران از سوی آمریکا، اسرائیل و شرکای عرب خلیج فارس رهگیری شد.

این دیپلمات پیشین، بستن تنگه هرمز را تنها موفقیت مهم جمهوری اسلامی در این مرحله دانست، اما نوشت اثر آن کمتر از بحران نفتی دهه ۱۹۷۰ بود و کشورها و شرکت‌ها به‌سرعت مسیرهای جایگزین یافتند. به باور او، افزایش تولید نفت آمریکا، استفاده عربستان از خط لوله جایگزین و تلاش امارات برای توسعه مسیرهای زمینی، باعث می‌شود توان جمهوری اسلامی برای استفاده از تنگه هرمز به‌عنوان اهرم فشار، به‌مرور کاهش یابد.

معامله واقعی

جفری در بخش پایانی این مقاله آزمون اصلی برای سنجش میزان آسیب‌دیدن جمهوری اسلامی از این کارزار را سرنوشت برنامه هسته‌ای تهران خواند. به گفته او، یادداشت تفاهم، تهران را فقط به گفت‌وگو درباره برنامه هسته‌ای متعهد می‌کند و جز رقیق کردن ذخایر اورانیوم ۶۰ درصدی، الزام مشخص دیگری بر آنها تحمیل نمی‌کند. او تاکید کرد آمریکا، برای مهار واقعی برنامه هسته‌ای ایران، باید مطمئن شود این ذخایر از میان می‌روند و تهران در آینده نیز قادر به ادامه غنی‌سازی نخواهد بود.

او در پاسخ به منتقدانی که می‌گویند آمریکا امروز در موقعیتی بهتر از زمان برجام نیست، استدلال کرد توافق سال ۲۰۱۵ تنها به‌طور موقت برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی را محدود می‌کرد و در عوض تحریم‌ها و ابزارهای فشار را کاهش می‌داد.

به نوشته جفری، محدودیت‌های برجام اگر همچنان برقرار می‌ماند، از همین سال به‌تدریج برداشته می‌شد و ایران ظرف چند سال می‌توانست با سرعت بیشتری به غنی‌سازی نامحدود نزدیک شود. از نگاه او، خروج ترامپ از برجام، بازگشت تحریم‌های سنگین و تخریب بخش مهمی از زیرساخت هسته‌ای ایران در جنگ ۱۲ روزه، اکنون اهرم‌های بیشتری در اختیار واشینگتن قرار داده است.

  • آمریکا و شورای همکاری خلیج فارس: صلح پایدار مشروط به مقابله با تهدیدهای تهران است

    آمریکا و شورای همکاری خلیج فارس: صلح پایدار مشروط به مقابله با تهدیدهای تهران است

نویسنده در بخش پایانی مقاله تاکید می‌کند جنگ ایران باعث اختلاف‌هایی میان آمریکا و متحدانش، از جمله کشورهای خلیج فارس، شد. موضوع اصلی این اختلاف نیز استفاده آمریکا از پایگاه‌های نظامی در این کشورها، اسکورت کشتی‌های حامل نفت در دوران بسته ماندن تنگه هرمز، حملات اسرائیل به لبنان، و دخیل نشدن‌شان در فرآیندهای مشورتی و تصمیم‌گیری بود. با این حال، نویسنده معتقد است این اختلاف‌ها به گسست جدی در ائتلاف‌ میان آمریکا و متحدان منطقه‌ای منجر نخواهد شد، زیرا اسرائیل، کشورهای خلیج فارس و اروپا همچنان برای مقابله با تهدیدهای باقی‌مانده از سوی تهران به واشینگتن نیاز دارند، هرچند آمریکا باید شیوه همکاری خود با شرکای منطقه‌ای را اصلاح کند.

نتیجه‌گیری اصلی جفری این است که عملیات نظامی اخیر، با وجود نقص‌ها، کمبود منابع و خوش‌بینی بیش از حد درباره امکان دستیابی به «پیروزی کامل»، شکست راهبردی آمریکا نبود. او نوشت آمریکا در سه سال گذشته به مجموعه‌ای از دستاوردها رسیده که بخش زیادی از موفقیت‌های منطقه‌ای تهران در دو دهه گذشته را معکوس کرده است.

به باور او، اگر دولت آمریکا بتواند تنگه هرمز را باز نگه دارد و غنی‌سازی بلندمدت ایران را محدود کند، سیاست مهار جمهوری اسلامی، نه سرنگونی آن، یک پیروزی محسوب می‌شود. از نگاه جفری، وظیفه کنونی واشینگتن تلاش برای پیروزی نهایی و دست‌نیافتنی نیست، بلکه تثبیت دستاوردهای به‌دست‌آمده و اطمینان از این است که ایران ضعیف‌تر از زمان آغاز درگیری‌ها در سال ۲۰۲۳ باقی بماند.

واشینگتن‌پست: ادعای قوی‌تر شدن جمهوری اسلامی پس از جنگ، «بی‌پایه» است

۵ تیر ۱۴۰۵، ۰۳:۳۹ (‎+۱ گرینویچ)
واشینگتن‌پست: ادعای قوی‌تر شدن جمهوری اسلامی پس از جنگ، «بی‌پایه» است
100%

واشینگتن‌پست، در یادداشتی با استناد به ارزیابی دیوید آلبرایت، کارشناس شناخته‌شده برنامه‌های هسته‌ای، نوشت این ادعا که جمهوری اسلامی پس از جنگ با آمریکا قوی‌تر شده، «بی‌پایه» است.

واشینگتن‌پست نوشت دموکرات‌ها بارها گفته‌اند تصمیم دونالد ترامپ برای جنگ با جمهوری اسلامی نتیجه معکوس داشته و تهران را قوی‌تر کرده است.

این روزنامه در مقابل، به نقل از آلبرایت استدلال کرده که حملات هوایی آمریکا به تاسیسات هسته‌ای جمهوری اسلامی، از جمله مجتمع اصفهان، آسیب قابل توجهی وارد کرده و برنامه هسته‌ای تهران را برای سالها به عقب انداخته است.

این یادداشت در حالی منتشر شده که بحث در واشینگتن درباره نتیجه واقعی جنگ با جمهوری اسلامی همچنان ادامه دارد؛

مخالفان ترامپ می‌گویند جنگ امنیت آمریکا را افزایش نداده، اما حامیان او آن را ضربه‌ای جدی به توان هسته‌ای جمهوری اسلامی می‌دانند.

میدل‌ایست آنلاین: توافق با تهران به آزمونی برای آمریکا و متحدان خلیج فارس تبدیل شده است

۵ تیر ۱۴۰۵، ۰۲:۱۵ (‎+۱ گرینویچ)

مجله «میدل‌ایست آنلاین»، در تحلیلی نوشت چارچوب اولیه توافق دولت ترامپ با جمهوری اسلامی، به‌جای پایان دادن فوری به بحران، به منبع تازه‌ای از تنش سیاسی در واشینگتن و نگرانی در میان متحدان خلیج فارس تبدیل شده است.

بر اساس این تحلیل، مخالفت برخی جمهوری‌خواهان با توافق نشان می‌دهد ترامپ با چالشی دوگانه روبه‌روست: از یک‌سو باید به پایگاه سیاسی خود توضیح دهد چرا توافق با تهران از اهداف اولیه جنگ با جمهوری اسلامی کوتاه‌تر به نظر می‌رسد، و از سوی دیگر باید متحدان منطقه‌ای آمریکا را قانع کند که امتیازهای مالی و سیاسی احتمالی به تهران، به بازسازی قدرت نظامی جمهوری اسلامی منجر نخواهد شد.

میدل‌ایست آنلاین نوشت ماموریت مارکو روبیو در خلیج فارس نیز در همین نقطه دشوار شده است. او باید توافقی را برای متحدان واشینگتن توضیح دهد که هنوز درباره مفاد اصلی آن، از جمله کنترل تنگه هرمز، مشوق‌های مالی، بازرسی‌های هسته‌ای، برنامه موشکی جمهوری اسلامی و جنگ لبنان، روایت‌های متناقض وجود دارد.

این تحلیل نشان می‌دهد توافق اولیه با تهران، هنوز بیش از آنکه یک چارچوب تثبیت‌شده صلح باشد، صحنه‌ای برای آزمون اعتماد است؛ آزمونی هم در داخل حزب جمهوری‌خواه، هم میان واشینگتن و متحدان خلیج فارس، و هم در برابر جمهوری اسلامی که همچنان می‌کوشد نقش خود را در تنگه هرمز و معادلات منطقه‌ای حفظ کند.

100%

آن‌هِرد: جنگ با جمهوری اسلامی ونس را با بزرگ‌ترین دوراهی سیاسی‌اش روبه‌رو کرده است

۵ تیر ۱۴۰۵، ۰۱:۲۳ (‎+۱ گرینویچ)

مجله آنلاین بریتانیایی «آن‌هِرد»، در گزارشی از گفت‌وگو با جی‌دی ونس، معاون رییس‌جمهوری آمریکا، نوشت جنگ ترامپ با جمهوری اسلامی، ونس را با بزرگ‌ترین دوراهی سیاسی دوران فعالیتش روبه‌رو کرده است.

ونس که به‌عنوان چهره شاخص جناح «خویشتن‌دار» در دولت ترامپ شناخته می‌شود، همواره از کاهش مداخله‌گری خارجی و تمرکز دوباره قدرت آمریکا بر داخل کشور دفاع کرده است. اما به نوشته «آن‌هِرد»، آغاز جنگ مستقیم با جمهوری اسلامی، او را ناچار کرده از سیاستی دفاع کند که در ظاهر با همین تصویر سیاسی در تضاد است.

در این گزارش آمده است ونس تلاش می‌کند نتیجه مذاکرات سوئیس با مقام‌های جمهوری اسلامی را نشانه‌ای از موفقیت راهبرد دولت ترامپ معرفی کند؛ راهبردی که به‌زعم او، استفاده از فشار نظامی برای رسیدن به سازوکارهای کنترل تنش و کاهش درگیری است.

«آن‌هِرد» نوشت اگر کانال ارتباطی تازه میان طرفین در دوحه، کار کند، این موضوع می‌تواند برای ونس نه فقط یک دستاورد دیپلماتیک، بلکه یک «راه نجات سیاسی» باشد؛ زیرا او باید به پایگاه سیاسی خود توضیح دهد که چگونه دفاع از یک جنگ مستقیم با حکومت ایران، همچنان با شعار «پرهیز از مداخله‌گری خارجی» دولت ترامپ، قابل جمع است.

100%

کشورهای عرب خلیج فارس و آمریکا، پس از جنگ به کجا خواهند رفت؟

۵ تیر ۱۴۰۵، ۰۱:۱۷ (‎+۱ گرینویچ)
•
عطا محامد
کشورهای عرب خلیج فارس و آمریکا، پس از جنگ به کجا خواهند رفت؟
100%
مارکو روبیو در دیدار با وزاری امور خارجه کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس در هتل ریتزکارلتون منامه، بحرین، ۴ تیر ۱۴۰۵، رویترز

جنگ ایران مفروضات نظم سیاسی-اقتصادی خاورمیانه و مدل امنیتی کشورهای عرب را که عمدتا بر قدرت آمریکا متکی بود، به چالش کشیده است. سفر وزیر خارجه آمریکا به منطقه نیز در چنین بستری معنا می‌یابد: آیا واشینگتن می‌تواند اقتدار هژمونیک خود را در این نظم امنیتی تازه، بازتعریف و حفظ کند؟

امضای یادداشت تفاهم میان آمریکا و جمهوری و مذاکراتی که بر مبنای آن شکل گرفت، اگرچه صدای انفجار‌ها را خاموش کرده، اما توازن قدرت منطقه‌ای را دگرگون نکرده است. منطقه در شرایطی از این نبرد بیرون آمده است که جمهوری اسلامی از نظر سیاسی-نظامی جسورتر شده و اعتماد کشورهای خلیج‌فارس به حمایت آمریکا به‌شدت متزلزل است.

جنگ نشان داد جمهوری اسلامی همچنان از ظرفیت اخلال در امنیت تنگه هرمز برخوردار است؛ واقعیتی که به‌سادگی از حافظه راهبردی کشورهای منطقه پاک نخواهد شد. اکنون پرسش این است که دولت‌های عربی خلیج فارس، در برابر این تفاهم‌نامه و در غیاب اعتماد راهبردی، چه خواهند کرد؟ واشینگتن نیز در چنین مقطعی دقیقا چه هدفی را در منطقه دنبال می‌کند، به‌ویژه آنکه بند چهارم تفاهم‌نامه می‌گوید: «آمریکا همچنین متعهد می‌شود ظرف ۳۰ روز پس از توافق نهایی، نیروهای خود را از مجاورت جمهوری اسلامی ایران خارج کند.»

  • آمریکا و شورای همکاری خلیج فارس: صلح پایدار مشروط به مقابله با تهدیدهای تهران است

    آمریکا و شورای همکاری خلیج فارس: صلح پایدار مشروط به مقابله با تهدیدهای تهران است

به دنبال امنیت جدید

تنگه هرمز در کانون تغییراتی قرار دارد که جنگ در منطقه به وجود آورد. این تنگه از یک آبراه تجاری، به یک «نقطه کانونی منازعه» تبدیل شده که آسیب‌پذیری آن در جریان جنگ، معادلات استراتژیک منطقه را بازتعریف کرده است. برای کشورهای حاشیه خلیج فارس، این تنگه دیگر یک معبر امن بین‌المللی نیست، بلکه به مسیری «گروگان‌گیری‌شده» تبدیل شده که اختلال در آن، نه تنها صادرات انرژی، بلکه زنجیره‌های تامین کالاهای استراتژیک را نیز در سطح منطقه و جهان به خطر می‌اندازد. این تجربه به کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس نشان داد که امنیت ملی آنها به کنترل فیزیکی و حقوقی این گذرگاه حیاتی وابسته است؛ واقعیتی که ضرورت بازنگری در مدل‌های دفاعی و امنیتی را از یک انتخاب به یک الزام حیاتی تبدیل می‌کند.

اکنون چارچوبی میان آمریکا و جمهوری اسلامی در حال شکل‌گیری است که جایگاه کشورهای عربی خلیج فارس در آن شکننده به نظر می‌رسد و مساله تنگه هرمز همچنان به‌عنوان یکی از گره‌های اصلی توافق احتمالی باقی مانده است؛ به‌ویژه آنکه مقام‌های تهران، برخلاف موضع آمریکا و دولت‌های منطقه، گفته‌اند که با پایان دوره ۶۰ روزه مهلت مذاکرات، قصد دارند از این آب‌راه عوارض دریافت کنند. کشورهای عربی خلیج فارس نگران‌اند این چارچوب در عمل، به‌نوعی به نقش نظارتی ایران بر آبراهی مشروعیت دهد که امنیت اقتصادی‌شان به آن وابسته است. از این منظر، دولت‌های عربی خلیج فارس با یک تنگنای راهبردی روبه‌رو هستند؛ توافقی که شاید احتمال جنگ مستقیم را کاهش دهد، اما لزوما خطرات امنیتی و اقتصادی ناشی از آسیب‌پذیری تنگه هرمز را مهار نمی‌کند.

در چنین شرایطی، به نظر می‌رسد که استراتژی پساجنگ کشورهای عربی خلیج فارس به سمت نوعی «عایق‌سازی ژئوپلیتیک» حرکت کرده است؛ رویکردی با هدف کاهش آسیب‌پذیری در برابر شوک‌های امنیتی و سیاسی در حوزه‌های مختلف. این دولت‌ها دیگر صرفا به دنبال یک «چتر امنیتی واحد» نیستند، بلکه می‌کوشند مسیرهای انرژی، سازوکارهای دفاعی و شرکای امنیتی خود را تنوع بخشند. توسعه خطوط لوله جایگزین، تنوع‌بخشی به خروجی‌های انرژی و سرمایه‌گذاری بر مسیرهای دریایی دور از دسترس ایران در همین چارچوب معنا پیدا می‌کند. تلاش برای ایجاد سپرهای امنیتی جدید، از جمله همکاری‌های دفاعی عربستان با اوکراین نیز بخشی از همین روند است. هدف این رویکردها صرفا تقابل با تهران نیست، بلکه خروج از وابستگی «صفر و یکی» به ویژه در تنگه هرمز است. به بیان دیگر، این کشورها در حال گذار از یک وضعیت وابستگی صِرف به مدیریت چندلایه ریسک هستند؛ مدلی که در آن امنیت، نه فقط به حمایت آمریکا، بلکه به توان فنی، زیرساختی و سیاسی این کشورها برای حفظ تاب‌آوری در برابر تحولات ژئوپلیتیک وابسته است.

  • وزیر خارجه آمریکا: توافقی با ایران می‌خواهیم که قابل راستی‌آزمایی باشد

    وزیر خارجه آمریکا: توافقی با ایران می‌خواهیم که قابل راستی‌آزمایی باشد

روبیو در خاورمیانه

جنگ اخیر، بیش از آنکه صرفا در قالب پیروزی یا شکست نظامی قابل فهم باشد، مفروضات بنیادین نظم امنیتی منطقه را به چالش کشید؛ مفروضاتی که طی دهه‌های گذشته بر اتکای کشورهای عربی خلیج فارس به مشارکت راهبردی با آمریکا استوار بود. برای این دولت‌ها «مشارکت استراتژیک» با آمریکا یک «چتر بازدارنده» بود که نه‌تنها امنیت فیزیکی آنها را تضمین می‌کرد، بلکه به‌عنوان یک «سد روانی» در برابر هرگونه ماجراجویی منطقه‌ای عمل می‌کرد. با این حال، حملات ایران طی ۳۸ روز درگیری، این سد روانی را درهم شکست و نشان داد استقرار پایگاه‌های نظامی آمریکا در منطقه، برخلاف انتظارات، این کشورها را از تبعات تقابل مستقیم میان واشینگتن و تهران مصون نکرد؛ بلکه آنها را به اهداف مستقیم ضربات متقابل بدل کرد. اکنون واشینگتن می‌کوشد بخشی از این اعتماد آسیب‌دیده را ترمیم کند و جایگاه خود را در معماری امنیتی تغییریافته خلیج فارس بازتعریف کند.

سفر مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، با این پیام آغاز شد که واشینگتن می‌خواهد دغدغه کشورهای عربی خلیج فارس را بشنود،اما در عمل، گامی برای ترمیم جایگاه سیاسی-نظامی آمریکا در میان متحدان منطقه‌ای‌اش بود.روبیو همچنین ماموریت داشت نگرانی‌های عمیق این کشورها درباره یادداشت تفاهم را به گونه‌ای مدیریت کند که از گرایش نهایی آنها به سمت ائتلاف‌های جایگزین یا پذیرش نظم منطقه‌ای جدید بدون حضور آمریکا جلوگیری شود. او در این دیدارها با تاکید مکرر بر حفظ تعهدات امنیتی ایالات متحده، تصریح کرد: «ما هیچ اقدامی که امنیت متحدان دیرینه خود در منطقه را تضعیف کند، انجام نخواهیم داد.» این سخن، بخشی از استراتژی مهار بحران واشینگتن در منطقه است تا مانع خروج این کشورها از مدار امنیتی آمریکا در دوران پس از جنگ شود.

روبیو به منطقه سفر کرد تا به کشورهای عربی اطمینان دهد واشینگتن همچنان خود را به باز ماندن تنگه هرمز و آزادی ناوبری در آبراه متعهد می‌داند. تاکید او بر اینکه «هیچ کشوری روی کره زمین از دریافت عوارض در تنگه هرمز حمایت نمی‌کند» در همین چارچوب قابل فهم است: آمریکا می‌کوشد اقدام احتمالی جمهوری اسلامی برای دریافت عوارض را نه صرفا اختلافی دوجانبه با تهران، بلکه مساله‌ای جهانی و مغایر با اصل آزادی عبور و مرور در آبراه‌های بین‌المللی معرفی کند. به این ترتیب، روبیو در حال محدود کردن فضای مانور حقوقی تهران است تا هرگونه اقدام جمهوری اسلامی را از پیش، «غیرقانونی» جلوه دهد. اما همین راهبرد، پای کشورهای عربی را نیز به این بحران احتمالی می‌کشاند.

به نظر می‌رسد دستاورد مورد انتظار واشینگتن از این سفر، تثبیت دوباره همکاری‌های استراتژیک نظامی با کشورهای عربی خلیج فارس باشد. واشینگتن می‌کوشد با حفظ ساختار تفاهم‌نامه و نظارت بر آن، از یک سو نفوذ منطقه‌ای خود را با هزینه‌ای کمتر حفظ کند و از سوی دیگر، مانع از آن شود که خلاء قدرت ناشی از کاهش احتمالی حضور نظامی‌اش، از سوی رقبای جهانی یا بازیگران منطقه‌ای پر شود. از این منظر، می‌توان گفت هدف نهایی واشینگتن اعاده‌ جایگاه متزلزل شده پیشین خود در منطقه‌ای است که پیوندهای اقتصادی‌اش با امنیت جهانی گره خورده است.

خاورمیانه به کجا می‌رود؟

می‌توان گفت کشورهای عربی حوزه خلیج فارس در حال گذار از «امنیت عاریه‌ای» به ساخت «امنیت چندوجهی» هستند. تجربه جنگ اخیر، محدودیت‌های ساختاری اتکای مطلق به قدرت‌های فرامنطقه‌ای را برای این دولت‌ها آشکار کرد و نشان داد که حضور نظامی قدرت‌های بزرگ لزوما به معنای مصونیت در برابر بحران نیست.از این منظر، پایتخت‌های عربی بیش از گذشته به این نتیجه رسیده‌اند که صلح و ثبات در خاورمیانه، نه صرفا محصول قدرت آمریکا، بلکه نتیجه یک فرآیند چند بُعدی است که باید با مشارکت بازیگران منطقه‌ای و شرکای متنوع‌تر مدیریت شود. این تلاش برای تغییر به معنای خروج از مدار اتحاد با غرب نیست، بلکه نشان‌دهنده کاهش «ضریب وابستگی» به تصمیم‌های واشینگتن و حرکت به سوی تقویت استقلال استراتژیک است؛ تلاشی برای پیشگیری از تبدیل‌شدن به میدان جنگ دیگران است.

از سوی دیگر کشورهای عربی خلیج فارس در تعامل با جمهوری اسلامی یک استراتژی «دو-لایه» را در پیش گرفته‌اند. لایه اول، تقویت بازدارندگی سخت از طریق توسعه صنایع دفاعی بومی و تقویت ساختارهای دفاعی جمعی است تا هزینه هرگونه تنش احتمالی برای تهران افزایش یابد. لایه دوم، حفظ و گسترش کانال‌های دیپلماتیک است که مستقل از نوسان‌های روابط واشینگتن-تهران پیش می‌رود. این کشورها احتمالا برای مدتی سیاست همزیستی‌ با تهران را دنبال خواهند کرد؛ سیاستی که الزاما به معنای نزدیکی سیاسی نیست، بلکه تلاشی است برای مدیریت تنش، محافظت از ثبات اقتصادی و تداوم جریان انرژی. با این حال، بی اعتمادی به جمهوری اسلامی در این کشورها نهادینه خواهد شد و همین بی‌اعتمادی است که همچنان آمریکا را به‌عنوان مهم‌ترین شریک امنیتی و نظامی این کشورها حفظ خواهد کرد، به ویژه که چین و روسیه علاقه‌ای به ورود در این زمینه نداشته‌اند.

خاورمیانه پس از جنگ، در جست‌وجوی یافتن نقطه‌ای تازه از تعادل است. در حال حاضر، رویای «خاورمیانه جدید» مبتنی بر حذف بازیگران مخالف، جای خود را به پذیرش اجباری واقعیت‌های میدانی داده است. امنیت کشورهای عربی پیرامون خلیج فارس احتمالا نه صرفا از طریق ائتلاف‌های نظامی، بلکه به‌تدریج از مسیر پیوندهای اقتصادی، کریدورهای انرژی و پیمان‌های تجارت منطقه‌ای تکمیل خواهد شد. با این حال، این مسیر همچنان با سطحی عمیق از بی‌اعتمادی تاریخی همراه است. این بی‌اعتمادی هر گام به سوی نظم جدید را کُند، پرهزینه و شکننده می‌کند.