• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

دستاوردهای سفر وزیر خارجه آمریکا به کشورهای حاشیه خلیج فارس چیست؟

۴ تیر ۱۴۰۵، ۱۲:۱۵ (‎+۱ گرینویچ)

مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، در سفر به کویت تاکید کرد واشینگتن در روند مذاکرات با جمهوری اسلامی با شرکای خود در خلیج فارس هماهنگ خواهد بود و آن‌ها را در جریان تصمیم‌های مرتبط با این مذاکرات قرار خواهد داد.

ارزیابی محمدجواد اکبرین، عضو تحریریه ایران‌اینترنشنال، از دستاوردهای سفر وزیر خارجه آمریکا به کشورهای حاشیه خلیج فارس

Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

افشای یک مخفیگاه زیرزمینی علی خامنه‌ای در عمق ۳۵ متری مجهز به اتاق ضد انفجار
۱
اختصاصی

افشای یک مخفیگاه زیرزمینی علی خامنه‌ای در عمق ۳۵ متری مجهز به اتاق ضد انفجار

۲

ماموریت دشوار روبیو در خلیج فارس آغاز شد

۳

پشت پرده عجیب‌ترین ترند فوتبال؛ راز جوراب‌های سوراخ‌ ستاره‌های جام جهانی چیست؟

۴

با تاکید بر ترک فوری خاک پس از بازی؛ آمریکا محدودیت‌های تیم ملی ایران را کاهش داد

۵

فرانت لاین دیفندرز: فشار بر جواد علی‌کردی پس از پیگیری مرگ مشکوک برادرش شدت گرفت

انتخاب سردبیر

  • شهروندان: ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه تاسوعا و عاشورای ماست

    شهروندان: ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه تاسوعا و عاشورای ماست

  • چگونه یک صرافی رمزارز به یکی از مهم‌ترین کانال‌های انتقال پول‌های غیرقانونی ایران تبدیل شد

    چگونه یک صرافی رمزارز به یکی از مهم‌ترین کانال‌های انتقال پول‌های غیرقانونی ایران تبدیل شد

  • کارزار کشف حقیقت؛ آنچه در بیمارستان غرضی اصفهان گذشت
    گزارش ویژه

    کارزار کشف حقیقت؛ آنچه در بیمارستان غرضی اصفهان گذشت

  • رییس سازمان اطلاعات استرالیا: جمهوری اسلامی همچنان تهدیدی جدی برای امنیت ماست

    رییس سازمان اطلاعات استرالیا: جمهوری اسلامی همچنان تهدیدی جدی برای امنیت ماست

  • قیمت نفت به سطح روز پیش از کشته شدن علی خامنه‌ای بازگشت

    قیمت نفت به سطح روز پیش از کشته شدن علی خامنه‌ای بازگشت

  • کانادا دانشجوی ایرانی را به ظن کمک به برنامه تسلیحاتی جمهوری اسلامی، «تهدید امنیتی» دانست

    کانادا دانشجوی ایرانی را به ظن کمک به برنامه تسلیحاتی جمهوری اسلامی، «تهدید امنیتی» دانست

بازی‌های جام جهانی ۲۰۲۶

•
•
•

مطالب بیشتر

امیر حمیدی: اظهارات دبیرکل ناتو نشان‌دهنده اجماع آمریکا و اروپا درباره جمهوری اسلامی است

۴ تیر ۱۴۰۵، ۰۷:۴۵ (‎+۱ گرینویچ)

دبیرکل ناتو از عملکرد کشورهای اروپایی در حمایت از عملیات آمریکا علیه جمهوری اسلامی دفاع کرد.

امیر حمیدی، متخصص امنیت ملی، به ایران‌اینترنشنال گفت اظهارات اخیر دبیرکل ناتو نشان می‌دهد اجماعی میان آمریکا و متحدان اروپایی‌اش درباره شیوه مواجهه با جمهوری اسلامی شکل گرفته است.

وزیر اسرائیلی: کاهش فشار بر تهران صلح نمی‌آورد و توافق با جمهوری اسلامی اشتباه راهبردی است

۳ تیر ۱۴۰۵، ۱۹:۲۱ (‎+۱ گرینویچ)
وزیر اسرائیلی: کاهش فشار بر تهران صلح نمی‌آورد و توافق با جمهوری اسلامی اشتباه راهبردی است
100%

امیخای چیکلی، وزیر امور دیاسپورای اسرائیل، در یادداشتی هشدار داد که کاهش تحریم‌ها علیه جمهوری اسلامی و رویکردی که آن را «مماشات با اسلام‌گرایی» خواند، نه تنها به صلح در خاورمیانه منجر نخواهد شد، بلکه به تقویت حکومت ایران و دیگر بازیگران اسلام‌گرا در منطقه خواهد انجامید.

وزیر امور دیاسپورای اسرائیل، در یادداشتی که چهارشنبه سوم تیر در روزنامه واشینگتن‌پست منتشر شده، از توافق اخیر میان آمریکا و جمهوری اسلامی به شدت انتقاد کرده و آن را نمونه‌ای از «پیروزی امید بر تجربه» دانسته است.

او با اشاره به ادامه درگیری‌ها در لبنان پس از اعلام پایان جنگ جمهوری اسلامی و اسرائیل، نوشت که حملات حزب‌الله و کشته شدن چند سرباز اسرائیلی نشان می‌دهد نگرانی اسرائیل از یادداشت تفاهم میان واشینگتن و تهران صرفاً یک اختلاف سیاسی نیست، بلکه به مساله بقا، بازدارندگی و توازن قدرت در خاورمیانه مربوط می‌شود.

چیکلی ضمن تمجید از حمایت‌های دونالد ترامپ از اسرائیل، از جمله به رسمیت شناختن اورشلیم به‌عنوان پایتخت اسرائیل، به رسمیت شناختن حاکمیت اسرائیل بر بلندی‌های جولان، شکل‌گیری پیمان ابراهیم و سیاست فشار بر جمهوری اسلامی، تاکید کرد که پایان دادن به جنگ با لغو تحریم‌ها علیه [حکومت] ایران تفاوت دارد و کاهش فشار اقتصادی بر تهران بدون دریافت امتیازهای قابل توجه، یک «اشتباه راهبردی جدی» است.

  • نتانیاهو: برای حمله به ایران از ترامپ اجازه نگرفتم

    نتانیاهو: برای حمله به ایران از ترامپ اجازه نگرفتم

او جمهوری اسلامی را «یک حکومت انقلابی و توسعه‌طلب» توصیف کرد که طی دهه‌های گذشته از گروه‌های مسلح حمایت کرده، خواستار نابودی اسرائیل شده و شهروندان خود را سرکوب کرده است.

به‌نوشته او، تغییر رهبران جمهوری اسلامی به معنای تغییر اهداف و سیاست‌های این حکومت نیست و غرب نباید توقف‌های تاکتیکی را با تغییر واقعی اشتباه بگیرد.

این وزیر اسرائیلی هشدار داد که هرگونه منابع مالی آزادشده در اختیار تهران می‌تواند صرف سرکوب داخلی، توسعه برنامه هسته‌ای و دیگر پروژه‌های نظامی شود.

او خواستار حفظ فشار اقتصادی بر ایران تا زمان نابودی یا خنثی‌سازی کامل زیرساخت‌های هسته‌ای این کشور شد و تاکید کرد که بازرسان بین‌المللی باید دسترسی کامل و بدون محدودیت به تاسیسات هسته‌ای ایران داشته باشند.

چیکلی در ادامه، آنچه را «ائتلاف اسلام‌گرایان» نامید، خطری بزرگ‌تر از کاهش تحریم‌ها دانست. او ترکیه تحت رهبری رجب طیب اردوغان را یکی از بی‌ثبات‌کننده‌ترین قدرت‌های منطقه توصیف کرد و تاکید کرد که آنکارا از ترکیبی از اسلام‌گرایی و «امپریالیسم نو‌عثمانی» پیروی می‌کند.

او به سیاست‌های ترکیه در شمال سوریه، حضور این کشور در قبرس شمالی، اختلافات با یونان و برخی اظهارات مقام‌های ترک درباره اورشلیم به‌عنوان شواهدی از این رویکرد اشاره کرد.

  • افزایش فاصله بین اولویت‌های ترامپ و نتانیاهو هم‌زمان با اصرار اسرائیل بر ماندن در لبنان

    افزایش فاصله بین اولویت‌های ترامپ و نتانیاهو هم‌زمان با اصرار اسرائیل بر ماندن در لبنان

او همچنین قطر و پاکستان را بخشی از همین محور دانست.

چیکلی مدعی شد قطر از طریق رسانه‌ها، دانشگاه‌ها، ورزش و فعالیت‌های سیاسی به ترویج ایدئولوژی اخوان‌المسلمین کمک کرده و پاکستان نیز با توجه به جایگاه هسته‌ای خود، بعدی خطرناک به این محور افزوده است.

وزیر امور دیاسپورای اسرائیل در بخش دیگری از یادداشت خود به سوریه پرداخت و نسبت به رویکرد غرب در قبال احمد الشرع، رییس‌جمهوری سوریه، هشدار داد.

او توصیف شرع به عنوان یک سیاستمدار عمل‌گرا را «توهمی خطرناک» خواند و گفت که سوریه در حال تبدیل شدن به «غزه ۲» در مرزهای اسرائیل است؛ منطقه‌ای که به گفته او با حمایت ترکیه به پایگاهی برای گروه‌های جهادی تبدیل خواهد شد.

چیکلی همچنین استدلال کرد که غرب نباید هم‌زمان با تضعیف متحدان دموکراتیک خود، به دنبال مصالحه با بازیگران اسلام‌گرا باشد.

او با اشاره به حمله هفتم اکتبر ۲۰۲۳ به اسرائیل نوشت که این رویداد نشان داد نادیده گرفتن اظهارات و اهداف دشمنان چه پیامدهایی می‌تواند داشته باشد.

او در پایان تاکید کرد که ثبات از طریق تقویت نیروهایی که به گفته او ارزش‌های جهان آزاد را رد می‌کنند، به دست نمی‌آید و صلح نیز با پاداش دادن به حکومت‌ها و جنبش‌هایی که دیپلماسی را صرفاً وقفه‌ای میان مراحل مختلف رویارویی می‌دانند، قابل خریداری نیست.

چیکلی نوشت که اسرائیل همچنان نسبت به آنچه تهدیدهای ناشی از جمهوری اسلامی، گروه‌های اسلام‌گرا و برخی بازیگران منطقه‌ای می‌داند هشدار خواهد داد و افزود: «خاورمیانه خیال‌پردازی را بدون هیچ رحمی مجازات می‌کند. اگر غرب همچنان اسلام‌گرایی را با عمل‌گرایی و مماشات را با دیپلماسی اشتباه بگیرد، بار دیگر بهای آن را خواهد پرداخت.»

غذا برای مردم ایران یا بازار تازه برای کشاورزان آمریکا؛ سود توافق نصیب چه کسانی می‌شود؟

۳ تیر ۱۴۰۵، ۱۶:۱۰ (‎+۱ گرینویچ)

وقتی مقام‌های جمهوری اسلامی از آزادسازی دارایی‌های بلوکه‌شده ایران حرف می‌زنند، تصویر ساده‌ای به ذهن می‌رسد: پولی که سال‌ها در حساب‌های خارجی مانده، دوباره در اختیار تهران قرار می‌گیرد اما اظهارات رییس‌جمهوری آمریکا و معاون او تصویر متفاوتی از این ماجرا می‌دهد.

بر اساس توضیح مقام‌های آمریکایی، بحث فقط آزاد شدن پول نیست. بحث این است که اگر بخشی از دارایی‌های ایران آزاد شود، این پول چطور خرج شود، چه کسی بر مصرف آن نظارت کند و کالاها از کجا خریداری شوند.

ونس از گندم، ذرت و سویا نام برد. ترامپ هم گفت قرار است از پولی که آزاد می‌شود برای خرید مواد غذایی استفاده شود؛ آن هم صرفا از طریق ایالات متحده و از کشاورزان آمریکا.

همین جمله، موضوع را از یک بحث صرفا مالی به یک معامله چندلایه تبدیل می‌کند. معامله‌ای که در یک طرف آن دارایی‌های بلوکه‌شده ایران قرار دارد، در طرف دیگر جامعه تحت فشار ایران، و در طرف سوم کشاورزان آمریکایی. سوال اصلی این است: چرا گندم، ذرت و سویا؟ چرا دولتمردان آمریکا دارو، تجهیزات پزشکی، برنج و روغن پیشنهاد ندادند؟

متن کامل این تحلیل را اینجا بخوانید

غذا برای مردم ایران یا بازار تازه برای کشاورزان آمریکا؛ سود توافق نصیب چه کسانی می‌شود؟

۳ تیر ۱۴۰۵، ۱۵:۳۳ (‎+۱ گرینویچ)
•
مهدی بیگی
غذا برای مردم ایران یا بازار تازه برای کشاورزان آمریکا؛ سود توافق نصیب چه کسانی می‌شود؟
100%

وقتی مقام‌های جمهوری اسلامی از آزادسازی دارایی‌های بلوکه‌شده ایران حرف می‌زنند، تصویر ساده‌ای به ذهن می‌رسد: پولی که سال‌ها در حساب‌های خارجی مانده، دوباره در اختیار تهران قرار می‌گیرد اما اظهارات رییس‌جمهوری آمریکا و معاون او تصویر متفاوتی از این ماجرا می‌دهد.

بر اساس توضیح مقام‌های آمریکایی، بحث فقط آزاد شدن پول نیست. بحث این است که اگر بخشی از دارایی‌های ایران آزاد شود، این پول چطور خرج شود، چه کسی بر مصرف آن نظارت کند و کالاها از کجا خریداری شوند.

ونس از گندم، ذرت و سویا نام برد. ترامپ هم گفت قرار است از پولی که آزاد می‌شود برای خرید مواد غذایی استفاده شود؛ آن هم صرفا از طریق ایالات متحده و از کشاورزان آمریکا.

همین جمله، موضوع را از یک بحث صرفا مالی به یک معامله چندلایه تبدیل می‌کند. معامله‌ای که در یک طرف آن دارایی‌های بلوکه‌شده ایران قرار دارد، در طرف دیگر جامعه تحت فشار ایران، و در طرف سوم کشاورزان آمریکایی. سوال اصلی این است: چرا گندم، ذرت و سویا؟ چرا دولتمردان آمریکا دارو، تجهیزات پزشکی، برنج و روغن پیشنهاد ندادند؟

  • وزارت خزانه‌داری آمریکا بر نحوه استفاده از دارایی‌های آزادشده ایران نظارت خواهد کرد

    وزارت خزانه‌داری آمریکا بر نحوه استفاده از دارایی‌های آزادشده ایران نظارت خواهد کرد

ونس و ترامپ چه می‌گویند؟

جی‌دی ونس گفته است اگر دارایی‌های بلوکه‌شده ایران آزاد شود، آمریکا و قطر بر نحوه مصرف آن نظارت خواهند کرد تا این منابع به مردم ایران کمک کند و صرف آنچه واشینگتن فعالیت‌های تروریستی می‌نامد نشود.

او همچنین از طرحی سخن گفت که بر اساس آن بخشی از این منابع برای خرید محصولات کشاورزی آمریکایی، از جمله سویا، ذرت و گندم استفاده شود.ساعاتی بعد، دونالد ترامپ هم همین مسیر را ادامه داد.

او گفت: « پولی که آزاد می‌شود قرار است برای خرید مواد غذایی استفاده شود... آن هم صرفا از طریق ایالات متحده و از کشاورزان ما.»

ترامپ همچنین گفت کشاورزان آمریکایی از این موضوع خوشحال هستند و تماس‌های زیادی از آنها دریافت کرده است.

این بخش از اظهارات ترامپ توجه زیادی را جلب کرد. چون نشان می‌داد دولت آمریکا این طرح را فقط به‌عنوان کمک غذایی به مردم ایران معرفی نمی‌کند، بلکه آن را فرصتی برای کشاورزان آمریکایی هم می‌بیند.

به بیان دیگر، اگر این مدل اجرا شود، پول ایران هم‌زمان دو کار می تواند انجام بدهد: بخشی از نیاز غذایی ایران را تامین می‌کند و برای محصولات کشاورزی آمریکا بازار ایجاد می‌کند.

واکنش تهران

لحظاتی پس از اظهارات ترامپ، عبدالناصر همتی، رییس‌کل بانک مرکزی ایران، به این روایت واکنش نشان داد و گفت:«براساس یادداشت‌های امضا شده هیچ الزامی برای خرید نهاده‌های کشاورزی از آمریکا نداریم.»

همتی در عین حال اضافه کرد که اگر قیمت و کیفیت محصولات آمریکایی مناسب باشد، مانعی برای خرید از آن کشور وجود ندارد.

چرا گندم، ذرت و سویا؟

گندم، ذرت و سویا در آمریکا سه محصول معمولی نیستند. این سه محصول ستون فقرات کشاورزی ایالات متحده محسوب می‌شوند. آمریکا سالانه حدود ۴۰۰ میلیون تن ذرت، ۱۲۰ میلیون تن سویا و حدود ۴۰ میلیون تن گندم تولید می‌کند.

ذرت و سویا به‌ویژه در ایالت‌های میانی آمریکا تولید می‌شوند. همان مناطقی که هم از نظر اقتصادی برای کشاورزی آمریکا اهمیت دارند و هم بخش مهمی از پایگاه رأی جمهوری‌خواهان و دونالد ترامپ را تشکیل می‌دهند.

اما مساله فقط سیاست نیست. کشاورزان آمریکایی در سال‌های اخیر با کاهش درآمد واقعی، افزایش هزینه‌ها و رقابت شدید در بازارهای جهانی روبه‌رو بوده‌اند.

  • ونس: دارایی‌های آزادشده باید صرف مردم ایران شود، نه فعالیت‌های تروریستی

    ونس: دارایی‌های آزادشده باید صرف مردم ایران شود، نه فعالیت‌های تروریستی

چرا کشاورزان آمریکایی به بازارهای جدید نیاز دارند؟

وقتی ترامپ می‌گوید کشاورزان آمریکایی از این طرح خوشحال هستند، این فقط یک جمله تبلیغاتی نیست. بخش کشاورزی آمریکا در سال‌های اخیر با چند چالش هم‌زمان روبه‌رو بوده است.

بر اساس پیش‌بینی وزارت کشاورزی آمریکا (USDA)، درآمد خالص بخش کشاورزی آمریکا در سال ۲۰۲۶ حدود ۱۵۳ میلیارد دلار خواهد بود. این رقم در ظاهر بالا به نظر می‌رسد، اما پس از در نظر گرفتن تورم، درآمد واقعی کشاورزان نسبت به سال قبل حدود ۲ تا ۳ درصد کاهش پیدا می‌کند.

در همین حال، وزارت کشاورزی آمریکا پیش‌بینی کرده پرداخت‌های مستقیم دولت به کشاورزان در سال ۲۰۲۶ به حدود ۴۴ میلیارد دلار برسد. رقمی که نزدیک به ۲۹ درصد درآمد خالص کل بخش کشاورزی آمریکاست. به عبارت دیگر، تقریبا یک‌سوم درآمد کشاورزی آمریکا امسال از محل کمک‌های دولتی تامین می‌شود.

دولت ترامپ نیز در سال ۲۰۲۵ یک بسته حمایتی حدود ۱۲ میلیارد دلاری برای کشاورزان تصویب کرد که بخش مهمی از آن به تولیدکنندگان گندم، ذرت و سویا اختصاص داشت.

در کنار این موضوع، کشاورزان آمریکایی با رقابت فزاینده برزیل و آرژانتین روبه‌رو هستند. برزیل در سال‌های اخیر از آمریکا پیشی گرفته و اکنون بزرگ‌ترین صادرکننده سویای جهان محسوب می‌شود.

بازار چین نیز که زمانی مهم‌ترین مقصد صادرات سویای آمریکا بود، دیگر مانند گذشته قابل اتکا نیست. تنش‌های تجاری میان واشینگتن و پکن باعث شده بخشی از خرید چین به سمت برزیل و سایر تامین‌کنندگان سوق پیدا کند. برای همین، هر بازار صادراتی تازه می‌تواند برای کشاورزان آمریکایی اهمیت داشته باشد.

در چنین شرایطی، اگر حتی یک میلیارد دلار از دارایی‌های ایران صرف خرید محصولات کشاورزی آمریکا شود، این رقم معادل حدود ۰.۷ درصد درآمد سالانه کل بخش کشاورزی آمریکاست. ممکن است این عدد در مقیاس اقتصاد آمریکا بزرگ نباشد، اما برای بازار برخی محصولات خاص مانند گندم، ذرت و سویا، یک سفارش چند میلیارد دلاری می‌تواند اهمیت قابل توجهی داشته باشد.

  • خشم شهروندان از سخنان ونس درباره «گرسنه» خواندن مردم ایران

    خشم شهروندان از سخنان ونس درباره «گرسنه» خواندن مردم ایران

ایران به این محصولات نیاز دارد؟

پاسخ کوتاه، بله است. اما نه به یک شکل. گندم مستقیما با نان و آرد مردم ارتباط دارد. اما ذرت و سویا بیشتر وارد زنجیره تولید غذا می‌شوند. ذرت عمدتا برای خوراک دام و مرغداری استفاده می‌شود و روی قیمت مرغ، تخم‌مرغ، گوشت و لبنیات اثر می‌گذارد. سویا هم در خوراک دام و تولید روغن نباتی نقش مهمی دارد.

ایران سالانه میلیون‌ها تن از این محصولات را وارد می‌کند و به‌ویژه در مورد ذرت و نهاده‌های دامی وابستگی قابل‌توجهی به واردات دارد. به همین دلیل اگر بخشی از دارایی‌های بلوکه‌شده صرف خرید این کالاها شود، می‌تواند بر امنیت غذایی کشور تاثیر بگذارد.

با یک میلیارد دلار چه می‌شود خرید؟

برای درک ابعاد ماجرا، بد نیست نگاهی به اعداد بیندازیم. اگر فقط یک میلیارد دلار از دارایی‌های بلوکه‌شده ایران صرف خرید محصولات کشاورزی شود، با قیمت‌های فعلی جهانی می‌توان حدود ۴ تا ۵ میلیون تن گندم خرید. همین رقم برای ذرت به حدود ۵ تا ۶ میلیون تن می‌رسد و برای سویا حدود ۲ میلیون تن.

این اعداد کوچک نیستند .برای مقایسه، برآوردهای سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد، فائو، نشان می‌دهد ایران در سال زراعی ۲۰۲۶-۲۰۲۷ به حدود ۳ میلیون تن واردات گندم و حدود ۱۱ میلیون تن واردات ذرت نیاز خواهد داشت.

به بیان دیگر، یک میلیارد دلار می‌تواند بخش قابل‌توجهی از نیاز وارداتی سالانه ایران در برخی از این اقلام را پوشش دهد. اگر رقم مورد بحث به شش میلیارد دلار برسد، ابعاد ماجرا بسیار بزرگ‌تر می‌شود و روی کاغذ می‌تواند بخش عمده‌ای از واردات گندم، ذرت و سویای ایران را تامین کند.

اما این به معنای حل خودکار مشکلات معیشتی مردم نیست. مشکل اصلی بسیاری از خانواده‌های ایرانی فقط کمبود کالا نیست؛ بلکه کاهش قدرت خرید است. حتی اگر گندم، ذرت و سویا وارد کشور شوند، تضمینی وجود ندارد که نتیجه آن کاهش محسوس قیمت مواد غذایی باشد. تورم، نرخ ارز، نحوه توزیع، رانت و سیاست‌های غلط اقتصادی دولت همگی در نتیجه نهایی نقش دارند.

  • با افزایش قیمت‌ها، رژیم غذایی ایرانیان به سطح «بقا» تنزل یافته است

    با افزایش قیمت‌ها، رژیم غذایی ایرانیان به سطح «بقا» تنزل یافته است

نفت در برابر غذا؟

در شبکه‌های اجتماعی، واکنش‌ها به این طرح متفاوت بوده است. برخی کاربران آن را با برنامه «نفت در برابر غذا» در عراق دوران صدام حسین مقایسه کرده‌اند و معتقدند جمهوری اسلامی به نقطه‌ای رسیده که حتی برای استفاده از دارایی‌های خود نیز تحت نظارت خارجی قرار گرفته است.

یکی از کاربران نوشته: «این ذلتی که به جمهوری اسلامی تحمیل می‌شود همان نفت در برابر غذاست. قبلا هم با حکومت صدام همین کار را کردند.»

اما همه نگاه‌ها منفی نیست. گروهی دیگر استدلال می‌کنند اگر پول مستقیما در اختیار جمهوری اسلامی قرار نگیرد، احتمال استفاده از آن برای برنامه‌های موشکی، هسته‌ای یا دستگاه سرکوب کاهش پیدا می‌کند.

یکی از کاربران نوشته:«اگر پول به دست جمهوری اسلامی برسد خرج پهپاد و موشک و غنی‌سازی می‌شود.»

غذای برای ایران یا رونق کشاورزی آمریکا؟

در ظاهر، طرحی که ونس و ترامپ از آن حرف می‌زنند درباره کمک غذایی به مردم ایران است اما انتخاب گندم، ذرت و سویا سوال‌های دیگری را هم مطرح می‌کند. این سه محصول هم برای امنیت غذایی ایران مهم‌اند و هم برای کشاورزان آمریکایی که با کاهش درآمد، رقابت برزیل و از دست رفتن بخشی از بازار چین روبه‌رو هستند.

به همین دلیل برخی منتقدان می‌گویند این طرح بیش از آنکه آزادسازی دارایی‌های ایران باشد، تبدیل دارایی‌های ایران به سفارش خرید برای کشاورزان آمریکایی است.

در مقابل، حامیان طرح استدلال می‌کنند که اگر این پول مستقیما در اختیار جمهوری اسلامی قرار نگیرد، احتمال استفاده از آن برای برنامه‌های نظامی، هسته‌ای یا دستگاه سرکوب کاهش پیدا می‌کند.

فعلا مشخص نیست روایت تهران به واقعیت نزدیک‌تر است یا روایت واشینگتن. اما یک نکته روشن است: اختلاف اصلی دیگر فقط بر سر آزاد شدن پول ایران نیست. اختلاف بر سر این است که چه کسی درباره نحوه خرج شدن آن تصمیم می‌گیرد.

چرا تفاهم تهران و واشینگتن پایان مبارزه مدنی مردم ایران نیست؟

۳ تیر ۱۴۰۵، ۱۴:۰۷ (‎+۱ گرینویچ)
•
نعیمه دوستدار
چرا تفاهم تهران و واشینگتن پایان مبارزه مدنی مردم ایران نیست؟
100%

تفاهم جمهوری اسلامی و آمریکا حتی اگر به کاهش تنش نظامی، بازگشایی مسیرهای تجاری، فروش بیشتر نفت یا آزادسازی بخشی از دارایی‌های مسدودشده منجر شود، لزوما به معنای پایان بحران سیاسی در داخل ایران نیست.

تفاهم و مذاکره ممکن است به جمهوری اسلامی امکان تنفس اقتصادی بدهد، فشار فوری بازار را کاهش دهد و برای مدتی انتظارات عمومی را مدیریت کند، اما مساله اصلی مردم ایران فقط تحریم، قیمت دلار یا کمبود منابع ارزی نیست.

ریشه اعتراضات و مقاومت مدنی در ایران عمیق‌تر از رابطه تهران و واشینگتن است؛ در فروپاشی اعتماد عمومی، سرکوب سیاسی، تبعیض ساختاری، فساد نهادی، بحران نمایندگی و شکاف میان جامعه و حکومتی است که بخش بزرگی از شهروندان، آن را نماینده خود نمی‌دانند.

از این منظر، تفاهم خارجی بخشی از بحران دولت را تخفیف می‌دهد، اما بحران مشروعیت را حل نمی‌کند.

  • محور مقاومت؛ اولویت اصلی رهبر سوم جمهوری اسلامی و حاشیه‌نشینی منافع ملی ایران

    محور مقاومت؛ اولویت اصلی رهبر سوم جمهوری اسلامی و حاشیه‌نشینی منافع ملی ایران

تفاهم مشروعیت‌بخش نیست

در نظریه‌های علوم سیاسی، میان «ظرفیت حکومت» و «مشروعیت حکومت» تفاوت اساسی وجود دارد.

یک حکومت ممکن است با دسترسی به منابع مالی، افزایش درآمد نفتی یا کاهش فشار خارجی، ظرفیت بیشتری برای اداره روزمره کشور پیدا کند؛ اما این به‌خودی‌ خود به معنای بازسازی مشروعیت سیاسی نیست.

مشروعیت زمانی ترمیم می‌شود که شهروندان احساس کنند در تعیین سرنوشت خود سهم دارند، حقوقشان محترم شمرده می‌شود، قانون بر قدرت حاکم است و امکان تغییر مسالمت‌آمیز وجود دارد.

در جمهوری اسلامی، مشکل دقیقا همین‌جاست: بحران نه فقط اقتصادی، بلکه سیاسی و اخلاقی است.

نظریه‌ای در جامعه‌شناسی سیاسی وجود دارد با عنوان «محرومیت نسبی». این نظریه توضیح می‌دهد که مردم فقط وقتی فقیرتر می‌شوند، اعتراض نمی‌کنند، بلکه زمانی به کنش جمعی روی می‌آورند که میان آنچه حق خود می‌دانند و آنچه در واقعیت دریافت می‌کنند، شکافی پایدار و تحقیرآمیز ببینند.

در ایران، این شکاف فقط به معیشت محدود نیست. زنان با کنترل بدن و پوشش خود روبه‌رو هستند، جوانان با ابهام در آینده، کارگران با ناامنی شغلی، اقلیت‌های قومی، مذهبی و جنسیتی با تبعیض، خانواده‌های دادخواه با سرکوب و طبقه متوسط با سقوط مداوم منزلت اجتماعی.

چنین شکافی با یک توافق دیپلماتیک از بین نمی‌رود، حتی اگر قیمت ارز برای مدتی پایین بیاید یا صادرات نفت افزایش پیدا کند.

  • وقتی طبقه متوسط فرو می‌ریزد

    وقتی طبقه متوسط فرو می‌ریزد

مذاکره کرد، پس عقب‌نشینی هم می‌کند

نظریه‌ دیگری هم در مطالعات جنبش‌های اجتماعی وجود دارد که بر «فرصت‌های سیاسی» تاکید می‌کند.

بر اساس این نظریه، جنبش‌های اجتماعی فقط بر اثر میزان نارضایتی به وجود نمی‌آیند، بلکه ایجادشان به برداشت مردم از شکاف‌های درون قدرت، ضعف یا عقب‌نشینی حکومت، و امکان اثرگذاری نیز بستگی دارد.

تفاهم با آمریکا ممکن است از نگاه حکومت، ثبات و پیروزی دیپلماتیک معرفی شود، اما از نگاه بخشی از جامعه معنای دیگری دارد: حکومتی که سال‌ها مذاکره را خیانت، سازش یا عقب‌نشینی می‌دانست، زیر فشار داخلی و خارجی ناچار به معامله شده است.

همین برداشت می‌تواند این تصور را تقویت کند که فشار، هزینه‌سازی و مقاومت مدنی هم می‌تواند حکومت را وادار به عقب‌نشینی کند.

تجربیات مربوط به اعتراضات در نظام‌های غیردموکراتیک نشان می‌دهند امتیازدهی‌های محدود حکومت معمولا برای فرونشاندن جنبش‌ها کافی نیست، چون معترضان به تعهد حکومت اعتماد ندارند.

وقتی ساختار سیاسی امکان نظارت مستقل، رسانه آزاد، انتخابات رقابتی و نهادهای پاسخگو را از بین برده، شهروندان مطمئن نیستند که امتیاز امروز، فردا از آنان پس گرفته نمی‌شود.

جمهوری اسلامی در چهار دهه گذشته بارها نشان داده که در سطح خارجی مذاکره می‌کند، اما در داخل هم‌زمان سرکوب، نظارت امنیتی و محدودیت‌های اجتماعی را ادامه می‌دهد. بنابراین جامعه بین «توافق خارجی» و «تغییر داخلی» تمایز می‌گذارد.

جنبش «زن، زندگی، آزادی» نمونه روشن این تغییر است. این جنبش صرفا واکنشی به یک حادثه نبود، بلکه بیان فشرده چند دهه سرکوب، تبعیض جنسیتی، خشونت دولتی و بی‌اعتباری نهادهای رسمی بود.

تجربه این جنبش نشان می‌دهد که حتی اگر خیابان در مقاطعی آرام‌تر شود، شبکه‌های اجتماعی، مقاومت روزمره، نافرمانی مدنی زنان، کنش خانواده‌های دادخواه، اعتراضات صنفی و شکاف نسلی، همچنان باقی می‌مانند.

جنبش تا زمانی که سازمان‌‌یابی داشته باشد، زنده می‌ماند و شبکه‌های غیررسمی، حافظه جمعی، نمادها، روایت‌ها و تجربه مشترک سرکوب نیز منابع بسیج‌ بر سر آرمان‌های آن هستند.

جمهوری اسلامی ممکن است جنبش‌ها را سرکوب کند، اما نمی‌تواند به سادگی حافظه جمعی جامعه را پاک کند.

از همین‌ رو، مبارزه مدنی در ایران امروز بیش از آن که به یک لحظه انفجاری محدود باشد، به نوعی «مقاومت پراکنده اما پایدار» تبدیل شده است.

این مقاومت در خیابان، مدرسه، دانشگاه، محل کار، پوشش زنان، زبان روزمره، طنز سیاسی، تحریم انتخابات، اعتراضات صنفی، هنر، مهاجرت اعتراضی یا دادخواهی خانواده‌ها ظاهر می‌‌شود.

قدرت این نوع مقاومت در آن است که به یک مرکز فرماندهی یا فرد وابسته نیست. البته پراکندگی، فرسایش و هزینه بالای کنش فردی هم در مقاومت مدنی وجود دارد، اما همین پراکندگی، سرکوب کامل آن را دشوار می‌کند.

100%

بحران اخلاقی به‌جای بحران اقتصادی

مردم فقط از فقر خشمگین نمی‌شوند. از بی‌عدالتی در توزیع رنج هم خشمگین می‌شوند.

وقتی شهروندان می‌بینند هزینه تحریم، جنگ، تورم و سرکوب را مردم عادی می‌پردازند، اما شبکه‌های نزدیک به قدرت از رانت، واردات، ارز، امتیازهای امنیتی و موقعیت‌های انحصاری بهره‌مند می‌شوند، بحران اقتصادی به بحران اخلاقی تبدیل می‌شود.

در چنین شرایطی، حتی بهبود موقت اقتصادی هم می‌تواند به نفع حکومت تمام نشود، چون همچنان ممکن است که مردم احساس کنند منابع آزادشده باز هم به‌جای رفاه عمومی، صرف بازسازی ماشین سرکوب، شبکه‌های نیابتی، پروژه‌های امنیتی یا طبقه ممتاز وابسته به قدرت خواهد شد.

این همان نقطه‌ای است که توافق با آمریکا می‌تواند برای حکومت تیغ دولبه باشد. هرچند این وضعیت به جمهوری اسلامی امکان می‌دهد بحران فوری را مدیریت کند، اما از سوی دیگر، سطح انتظارات جامعه بالا می‌رود.

اگر مردم نتیجه ملموسی در زندگی روزمره نبینند، ناامیدی جدید می‌تواند شدیدتر از گذشته باشد.

تجربه پس از برجام نیز نشان داد بهبود شاخص‌های کلان اگر به اصلاح نهادی، کاهش فساد، امنیت سرمایه‌گذاری، آزادی اجتماعی و بهبود زندگی طبقات متوسط و فرودست منجر نشود، نمی‌تواند سرمایه اجتماعی حکومت را بازسازی کند.

مردم ممکن است از کاهش تنش استقبال کنند، اما این استقبال به معنای رضایت سیاسی نیست.

در نظام‌های اقتدارگرا، حکومت‌ها اغلب می‌کوشند سیاست خارجی را جایگزین سیاست داخلی کنند؛ یعنی با نمایش مذاکره، جنگ، توافق، دشمنی یا پیروزی دیپلماتیک، مساله اصلی شهروندان را به بیرون از مرزها منتقل کنند.

اما جامعه ایران طی سال‌های اخیر نشان داده که این تغییرات ظاهری را نمی‌پذیرد. شعارها و کنش‌های اعتراضی مردم مدت‌هاست از مطالبات صرفا اقتصادی عبور کرده و به پرسش از اصل حکمرانی رسیده‌: اینکه چه کسی تصمیم می‌گیرد؟ منابع کشور کجا خرج می‌شود؟ چرا شهروندان حق انتخاب ندارند؟ چرا سبک زندگی باید امنیتی شود و چرا اعتراض با گلوله، زندان و اعدام پاسخ می‌گیرد؟

به همین دلیل، مبارزه مدنی مردم با حکومت ادامه خواهد داشت؛ نه لزوما به شکل دائمی و خیابانی، بلکه به شکل موجی، شبکه‌ای، روزمره و چندلایه.

هر عقب‌نشینی حکومت می‌تواند به فرصتی برای بازتعریف مطالبات تبدیل شود. هر شکست اقتصادی می‌تواند دوباره خشم اجتماعی را فعال کند. هر سرکوب تازه می‌تواند خاطره اعتراضات پیشین را زنده کند.

جامعه‌ای که یک بار از مرز ترس عبور کرده باشد، به وضعیت پیشین بازنمی‌گردد.