سخنان جیدی ونس، معاون رییسجمهوری آمریکا، مبنی بر مشروط کردن آزادسازی داراییهای بلوکهشده جمهوری اسلامی به خرید غلات آمریکایی مانند گندم، ذرت و سویا برای «سیر شدن مردم ایران»، با ابراز خشم شهروندان مواجه شد.
ونس دوشنبه اول تیر در نشستی خبری در محل برگزاری مذکرات در سوئیس گفت واشینگتن قصد استفاده از سازوکاری را دارد تا مطمئن شود منابع مالی حاصل از آزادسازی داراییهای جمهوری اسلامی، به مردم ایران کمک میکند و صرف حمایت از «فعالیتهای تروریستی» نمیشود.
تعبیر «ملت ایران گرسنهاند» از سخنرانی ونس، هرچند احتمالا توصیفی از وضعیت اقتصادی ناشی از سوءمدیریت جمهوری اسلامی، تاثیر تحریمها و فساد ساختاری حکومت است، اما برای بسیاری از ایرانیان «تحقیرآمیز» جلوه کرده است.
مخاطبان ایراناینترنشنال در پیامهایی، چنین برداشتی از ایرانیان را نادیده گرفتن غرور ملی و آزادیخواهی معترضان ایرانی خواندند و برخی دیگر آن را توجیه معامله آمریکا با جمهوری اسلامی دیدند که در نهایت ممکن است به تقویت و بقای حکومت کمک کند.
پیام شهروندان: ما گرسنه نیستیم ... تحقیر شدهایم
پرتکرارترین واکنش، اعتراض به واژه «گرسنه» و تاکید بر «سیر کردن ایرانیان» است.
شهروندی به منابع غنی گاز و نفت در ایران اشاره و تاکید کرد این جمهوری اسلامی است که جایگاه مردم خود را تا این حد پایین آورده.
مخاطبی گفت: «مقامات آمریکایی طوری در مورد گرسنگی مردم ایران صحبت میکنند که انگار ما مشکلمان کمبود مواد غذایی است. اینجا همهچیز هست. سیاستهای حکومت باعث شده دسترسی به مواد غذایی موجود در بازار کم شود. فرستادن غلات هم طبیعتا دردی از ما دوا نمیکند.»
شهروندی دیگر در پیامی مشابه گفت وقتی به خاطر سیاستهای حکومت، پول دست مردم نیست، نه میتوانند گندم و برنج آمریکا را بخرند و نه میتوانند از سوپر مارکت سر کوچهشان که اتفاقا در آن همهجور کالایی پیدا میشود، خریدی انجام دهند.
در ماههای اخیر شهروندان در پیامهایی به ایراناینترنشنال تاکید کرده بودند سفرههایشان به سطح بقا و «سیر شدن برای زنده ماندن» تقلیل یافته و کیفیت، تنوع و ارزش غذایی، دیگر جایی در سبد خریدشان ندارد.
تصویری که این پیامها ارائه میدهند، شکلی از قحطی است که در آن مواد غذایی در بازار وجود دارد اما دسترسی به غذا برای بخشی از جامعه غیرممکن شده است.
قحطی بزرگ سالهای ۱۲۹۶ تا ۱۲۹۸ ایران و مرگ صدها هزار نفر، عمدتا به دلیل کمبود کالا و غذا رخ داد، اما اینبار به نظر میرسد تورم و مشکلات لجستیکی، عامل شکل جدید قحطی در کشور هستند.
در قحطی قرن پیش، سیاستمدارانی مانند ارباب کیخسرو شاهرخ، نماینده زرتشتیان در مجلس شورای ملی، و حسن مستوفیالممالک، رییسالوزرای دوره احمدشاه قاجار، در خلأ دولت ملی، بخشی از مردم را از مرگ نجات دادند، اما در بحرانی که امروز گریبان ایرانیان را گرفته، چنین افرادی نیز غایب هستند.
در سالهای گذشته بسیاری از مقامهای جمهوری اسلامی در واکنش به گسترش فقری که نتیجه چهار دهه سوءمدیریت، فساد ساختاری و سیاست خارجی ماجراجویانه حکومت بوده، مردم را به «مقاومت» و «صرفهجویی» دعوت کردهاند.
با اینحال شهروندان بارها در پیامهایی تاکید کردهاند که خود را شایسته این فقر و مهمتر از آن، چنین «تحقیری» نمیدانند.
«برنجپاشی» در آبدانان نماد شرافت بود
مخاطبان ایراناینترنشنال در واکنش به سخنان ونس، به انقلاب ملی ایرانیان در دی ۱۴۰۴ اشاره کردند و گفتند ماهیت این اعتراضات «سیاسی» و با هدف «آزادی» و تغییر ساختار حکومت بوده است.
شهروندی خطاب به معاون رییسجمهوری آمریکا گفت: «مردم ایران گرسنه نیستند، آنها برای آزادی از جان گذشتند و خون دادند! وای بر شما.»
ارجاع مکرر به صحنه پاشیدن برنج به هوا در آبدانان یک نماد مهم در این پیامهاست.
شهروندی از خرمآباد لرستان گفت: «آقای ونس شما حق ندارید به ما مردم ایران بگویید گرسنه و توهین کنید؛ آن شبهای دی نبودید و ندیدید که در آبدانان، دانههای برنج از آسمان مثل برف بر زمین میباریدند.»
مخاطبی دیگر به کنایه گفت یک نفر باید فیلم اعتراضات آبدانان و صحنه برنج به هوا پاشیدن را به ونس نشان دهد تا دیگر به مردم ایران توهین نکند و نگوید «توافق، مردم گرسنه را سیر میکند».
شهروندی دیگر نیز با انتقاد از تقلیل مساله ایران به نیاز غذایی و نادیده گرفتن خواستههای سیاسی جامعه، گفت: «آقای ونس! مردم ایران گرسنه نیستند که برایشان ذرت بفرستید. به تصاویر آبدانان و ملکشاهی مراجعه کنید. ما برای آزادی میجنگیم و پیروز هم خواهیم شد.»
برخی نیز به سروده مونا برزویی ارجاع دادند که درباره تصویر نمادین اعتراضات آبدانان نوشت: «بگو که خیل دلیران اگر چه محروماند/ به هیکل خفقانت برنج پاشیدند ...»
اعتراضات دی ۱۴۰۴
مردم: ایران فقیر نیست؛ حکومت منابع را هدر داده است
بخش مهمی از پیامها بر ثروتمند بودن ایران از نظر نفت، گاز و منابع طبیعی تاکید دارند.
مخاطبان یادآوری کردند مشکل کمبود منابع نیست، بلکه سوءمدیریت، فساد و اولویت دادن حکومت به پروژههای منطقهای و ایدئولوژیک و آن چیزی است که «محور مقاومت» میخواند.
مخاطبی در همین زمینه گفت: «مشکل ما با حکومت جمهوری اسلامی فقط اقتصادی نیست. حکومتی که با کرامت انسانی، آزادیهای فردی و فرهنگ ملی و کهن ایران مشکل دارد و بر پایه ایدئولوژی اداره میشود، راه آن جدا از مردم ایران است.»
شهروندی دیگر گفت: «یک نفر به آقای ونس بگوید جمهوری اسلامی آب و برق ما را قطع میکند و انرژی رایگان به عراق میدهد؛ آنوقت فکر میکنی این پول آزاد شده را بهجای نیابتیهایش، خرج مردم ایران میکند؟»
دهها شهروند دیگر نیز در پیامهایی مشابه با لحنی خشمگین یا کنایهآمیز به صرف هزینههای سنگین جمهوری اسلامی برای حزبالله، حشد شعبی، حوثیها و دیگر گروههای نیابتی حکومت در منطقه اشاره کردند.
مخاطبی نوشت جمهوری اسلامی الان دارد فکر میکند چطور آن گندمها را به دست لبنان و عراق برساند.
شهروندی دیگر با همین لحن کنایهآمیز گفت: «آقای ونس! ایران کشور ثروتمندی است. باور نداری از حزبالله و حماس و حشدشعبی و حوثیها بپرس.»
برخی نیز به «خوشخیالی» مقامهای آمریکایی اشاره کردند و نوشتند ظاهرا افرادی مانند ونس فکر میکنند اگر بهجای پول نقد، به جمهوری اسلامی غذا و دارو بدهند، حکومت این کالاها را راهی بازار عراق و لبنان نمیکند، یا آن را چند برابر قیمت اصلی به مردم خودش نمیفروشد تا با پولش، موشک بیشتری درست کند و بر سر آمریکا و اسرائیل بریزد.
مخاطبی نوشت: «آزادی این چند میلیارد دلار پول بلوکه شده که قرار است خرج ساخت موشک و حزبالله شود که هیچ؛ اگر همه پولهای دنیا در اختیار جمهوری اسلامی باشد هم، حتی یک ریالش برای مردم ایران خرج نخواهد شد، چرا که بدبختی و گرسنگی مردم، اصل بقای این فرقه ظالم و جنایتکار است.»
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.