یک مقام پیشین آمریکایی هشدار داد تعهد واشینگتن به «عدم مداخله در امور داخلی» ایران، مطابق تفاهمنامه اخیر، نباید به معنای قطع حمایت از مخالفان جمهوری اسلامی باشد، زیرا حلوفصل مناقشه ایران تنها با سرنگونی حکومت امکانپذیر است.
الیوت آبرامز، نماینده ویژه ایالات متحده در امور ایران در دولت نخست دونالد ترامپ و عضو ارشد اندیشکده «شورای روابط خارجی»، پنجشنبه چهارم تیر با انتشار یادداشتی در روزنامه واشینگتنپست، از توافق اخیر آمریکا با جمهوری اسلامی انتقاد کرد.
او در یادداشتی در روزنامه واشینگتنپست نوشت ترامپ زمانی بهدنبال «آزادسازی» ایران بود و در ساعات نخست جنگ اخیر گفت: «تنها چیزی که میخواهم، آزادی برای مردم است.»
یک ماه پیش از آن نیز رییسجمهوری آمریکا در جریان اعتراضات دیماه از «میهندوستان» ایرانی خواسته بود به تظاهرات حکومتی ادامه دهند و نهادهای حکومتی را به دست گیرند، زیرا «کمک در راه است».
آبرامز افزود حال تنها با گذشت پنج ماه، دولت ترامپ از این رویکرد فاصله گرفته و حمایت از مخالفان جمهوری اسلامی را کنار گذاشته است.
آمریکا و حکومت ایران ۲۵ خرداد از دستیابی به تفاهمی برای پایان جنگ خبر دادند. این یادداشت تفاهم ۲۸ خرداد به امضای ترامپ و مسعود پزشکیان، رییس دولت جمهوری اسلامی، رسید.
در بند دوم این تفاهمنامه تصریح شده است: «ایالات متحده و جمهوری اسلامی متعهد میشوند به حاکمیت و تمامیت ارضی یکدیگر احترام بگذارند و از مداخله در امور داخلی یکدیگر خودداری کنند.»
متن کامل این تحلیل را اینجا بخوانید







یک مقام پیشین آمریکایی هشدار داد تعهد واشینگتن به «عدم مداخله در امور داخلی» ایران، مطابق تفاهمنامه اخیر، نباید به معنای قطع حمایت از مخالفان جمهوری اسلامی باشد، زیرا حلوفصل مناقشه ایران تنها با سرنگونی حکومت امکانپذیر است.
الیوت آبرامز، نماینده ویژه ایالات متحده در امور ایران در دولت نخست دونالد ترامپ و عضو ارشد اندیشکده «شورای روابط خارجی»، پنجشنبه چهارم تیر با انتشار یادداشتی در روزنامه واشینگتنپست، از توافق اخیر آمریکا با جمهوری اسلامی انتقاد کرد.
او در یادداشتی در روزنامه واشینگتنپست نوشت ترامپ زمانی بهدنبال «آزادسازی» ایران بود و در ساعات نخست جنگ اخیر گفت: «تنها چیزی که میخواهم، آزادی برای مردم است.»
یک ماه پیش از آن نیز رییسجمهوری آمریکا در جریان اعتراضات دیماه از «میهندوستان» ایرانی خواسته بود به تظاهرات حکومتی ادامه دهند و نهادهای حکومتی را به دست گیرند، زیرا «کمک در راه است».
آبرامز افزود حال تنها با گذشت پنج ماه، دولت ترامپ از این رویکرد فاصله گرفته و حمایت از مخالفان جمهوری اسلامی را کنار گذاشته است.
آمریکا و حکومت ایران ۲۵ خرداد از دستیابی به تفاهمی برای پایان جنگ خبر دادند. این یادداشت تفاهم ۲۸ خرداد به امضای ترامپ و مسعود پزشکیان، رییس دولت جمهوری اسلامی، رسید.
در بند دوم این تفاهمنامه تصریح شده است: «ایالات متحده و جمهوری اسلامی متعهد میشوند به حاکمیت و تمامیت ارضی یکدیگر احترام بگذارند و از مداخله در امور داخلی یکدیگر خودداری کنند.»
نفوذ معنایی جمهوری اسلامی در متن تفاهمنامه
آبرامز در ادامه یادداشت خود، بهکارگیری عبارت «عدم مداخله» در متن یادداشت تفاهم را نمونهای کلاسیک از «نفوذ معنایی» دانست و نوشت اگر مذاکرهکنندگان آمریکایی از پیشینه طولانی و بحثبرانگیز این عبارت آگاه نبودند، همتایان آنها در حکومت ایران تقریبا بهطور قطع از آن اطلاع داشتند.
دانیل پاتریک موینیهان، سناتور پیشین آمریکایی، نفوذ معنایی را چنین تعریف کرده بود: «فرآیندی که طی آن برای توصیف واقعیتهای سیاسی، زبان دشمنان خود را به کار میگیریم.»
مفهوم «عدم مداخله» نخستین بار در سال ۱۹۸۱ مطرح شد؛ زمانی که ایالات متحده میکوشید ۵۲ شهروند آمریکایی را که حامیان جمهوری اسلامی به مدت ۴۴۴ روز به گروگان گرفته بودند، آزاد کند.
بر اساس «توافقنامه الجزایر» که در دوران ریاستجمهوری جیمی کارتر به امضا رسید، آمریکا متعهد شد که بهعنوان سیاست رسمی خود، «بهطور مستقیم یا غیرمستقیم، از نظر سیاسی یا نظامی، در امور داخلی ایران مداخله نکند».
به گفته آبرامز، دیپلماتهای جمهوری اسلامی عبارت «عدم مداخله» را از اتحاد جماهیر شوروی وام گرفته بودند. در سراسر دوران جنگ سرد، پاسخ شوروی به انتقادات درباره نقض حقوق بشر این بود که چنین اظهارنظرهایی «نامشروع» و دخالت در امور داخلی این کشور است.
لئونید برژنف، رهبر اتحاد شوروی، سال ۱۹۷۷ در تلگرامی خطاب به کارتر نوشت: «باید تاکید کنم اگر خواهان آن هستیم که روابطمان بهطور عادی توسعه یابد، نباید هیچ تلاشی برای مداخله در امور داخلی یکدیگر صورت گیرد.»
در سوی دیگر، دولت رونالد ریگان این دیدگاه را نپذیرفت که آمریکا به بهانه «عدم مداخله»، باید در برابر عملکرد جمهوری اسلامی یا هر حکومت دیگری سکوت کند.
آبرامز افزود حکومت ایران چهار دهه پیش دقیقا میدانست با پافشاری بر گنجاندن این عبارت در توافق الجزایر چه پیامی را مخابره میکند. مفهوم اصلی «عدم مداخله» این بود: «دیگر از نقض حقوق بشر انتقاد نکنید و مخالفان و دگراندیشان را مورد حمایت قرار ندهید.»
در روزهای اخیر، شهروندان با ارسال پیامهایی به ایراناینترنشنال، از تصمیم کاخ سفید برای دستیابی به توافق با جمهوری اسلامی انتقاد کردند.
شماری از مخاطبان ایراناینترنشنال در پیامهای خود این نکته را یادآوری کردند که منابع مالی در صورت آزادسازی به سفره مردم نمیرسد و صرف نیروهای نیابتی یا برنامههای نظامی حکومت میشود.
راهحل نهایی سقوط جمهوری اسلامی است
آبرامز در ادامه یادداشت خود تاکید کرد اگر غرب واقعا به آزادی در ایران اهمیت میدهد، حمایت از مخالفان حکومت در این مسیر نقشی اساسی دارد؛ از رهبران اپوزیسیون در داخل کشور و فعالان در تبعید گرفته تا میلیونها ایرانی بیزار از حکومت و صدها هزار نفری که با وجود سرکوبهای خونین، بارها علیه جمهوری اسلامی قیام کردهاند.
در این یادداشت آمده است: «این افراد به حمایت اخلاقی و سیاسی جوامع دموکراتیک نیاز دارند و خواهان آن هستند. کاهش تحریمها و آزادسازی داراییهای جمهوری اسلامی تنها مبارزه آنان را دشوارتر میکند.»
او هشدار داد نه جنگ و نه مذاکرات هیچیک راهحل مساله جمهوری اسلامی نیستند، بلکه راهحل نهایی، سقوط این حکومت است، یا به عبارت دیگر، «بازپسگیری حق ایرانیان برای دخالت در امور داخلی خود از طریق حکمرانی دموکراتیک».
آبرامز در پایان تاکید کرد دولت ترامپ باید این ادبیات زیانبار را از هرگونه توافق نهایی احتمالی با تهران کنار بگذارد و اگر قرار است این عبارت پابرجا بماند، ترامپ باید با الگوبرداری از رویکرد ریگان، این ادعا را که حمایت از ایرانیان آزادیخواه مصداق مداخله نامشروع است، بهطور قاطع رد کند.
مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، در سفر به کویت تاکید کرد واشینگتن در روند مذاکرات با جمهوری اسلامی با شرکای خود در خلیج فارس هماهنگ خواهد بود و آنها را در جریان تصمیمهای مرتبط با این مذاکرات قرار خواهد داد.
ارزیابی محمدجواد اکبرین، عضو تحریریه ایراناینترنشنال، از دستاوردهای سفر وزیر خارجه آمریکا به کشورهای حاشیه خلیج فارس
دبیرکل ناتو از عملکرد کشورهای اروپایی در حمایت از عملیات آمریکا علیه جمهوری اسلامی دفاع کرد.
امیر حمیدی، متخصص امنیت ملی، به ایراناینترنشنال گفت اظهارات اخیر دبیرکل ناتو نشان میدهد اجماعی میان آمریکا و متحدان اروپاییاش درباره شیوه مواجهه با جمهوری اسلامی شکل گرفته است.
امیخای چیکلی، وزیر امور دیاسپورای اسرائیل، در یادداشتی هشدار داد که کاهش تحریمها علیه جمهوری اسلامی و رویکردی که آن را «مماشات با اسلامگرایی» خواند، نه تنها به صلح در خاورمیانه منجر نخواهد شد، بلکه به تقویت حکومت ایران و دیگر بازیگران اسلامگرا در منطقه خواهد انجامید.
وزیر امور دیاسپورای اسرائیل، در یادداشتی که چهارشنبه سوم تیر در روزنامه واشینگتنپست منتشر شده، از توافق اخیر میان آمریکا و جمهوری اسلامی به شدت انتقاد کرده و آن را نمونهای از «پیروزی امید بر تجربه» دانسته است.
او با اشاره به ادامه درگیریها در لبنان پس از اعلام پایان جنگ جمهوری اسلامی و اسرائیل، نوشت که حملات حزبالله و کشته شدن چند سرباز اسرائیلی نشان میدهد نگرانی اسرائیل از یادداشت تفاهم میان واشینگتن و تهران صرفاً یک اختلاف سیاسی نیست، بلکه به مساله بقا، بازدارندگی و توازن قدرت در خاورمیانه مربوط میشود.
چیکلی ضمن تمجید از حمایتهای دونالد ترامپ از اسرائیل، از جمله به رسمیت شناختن اورشلیم بهعنوان پایتخت اسرائیل، به رسمیت شناختن حاکمیت اسرائیل بر بلندیهای جولان، شکلگیری پیمان ابراهیم و سیاست فشار بر جمهوری اسلامی، تاکید کرد که پایان دادن به جنگ با لغو تحریمها علیه [حکومت] ایران تفاوت دارد و کاهش فشار اقتصادی بر تهران بدون دریافت امتیازهای قابل توجه، یک «اشتباه راهبردی جدی» است.
او جمهوری اسلامی را «یک حکومت انقلابی و توسعهطلب» توصیف کرد که طی دهههای گذشته از گروههای مسلح حمایت کرده، خواستار نابودی اسرائیل شده و شهروندان خود را سرکوب کرده است.
بهنوشته او، تغییر رهبران جمهوری اسلامی به معنای تغییر اهداف و سیاستهای این حکومت نیست و غرب نباید توقفهای تاکتیکی را با تغییر واقعی اشتباه بگیرد.
این وزیر اسرائیلی هشدار داد که هرگونه منابع مالی آزادشده در اختیار تهران میتواند صرف سرکوب داخلی، توسعه برنامه هستهای و دیگر پروژههای نظامی شود.
او خواستار حفظ فشار اقتصادی بر ایران تا زمان نابودی یا خنثیسازی کامل زیرساختهای هستهای این کشور شد و تاکید کرد که بازرسان بینالمللی باید دسترسی کامل و بدون محدودیت به تاسیسات هستهای ایران داشته باشند.
چیکلی در ادامه، آنچه را «ائتلاف اسلامگرایان» نامید، خطری بزرگتر از کاهش تحریمها دانست. او ترکیه تحت رهبری رجب طیب اردوغان را یکی از بیثباتکنندهترین قدرتهای منطقه توصیف کرد و تاکید کرد که آنکارا از ترکیبی از اسلامگرایی و «امپریالیسم نوعثمانی» پیروی میکند.
او به سیاستهای ترکیه در شمال سوریه، حضور این کشور در قبرس شمالی، اختلافات با یونان و برخی اظهارات مقامهای ترک درباره اورشلیم بهعنوان شواهدی از این رویکرد اشاره کرد.
او همچنین قطر و پاکستان را بخشی از همین محور دانست.
چیکلی مدعی شد قطر از طریق رسانهها، دانشگاهها، ورزش و فعالیتهای سیاسی به ترویج ایدئولوژی اخوانالمسلمین کمک کرده و پاکستان نیز با توجه به جایگاه هستهای خود، بعدی خطرناک به این محور افزوده است.
وزیر امور دیاسپورای اسرائیل در بخش دیگری از یادداشت خود به سوریه پرداخت و نسبت به رویکرد غرب در قبال احمد الشرع، رییسجمهوری سوریه، هشدار داد.
او توصیف شرع به عنوان یک سیاستمدار عملگرا را «توهمی خطرناک» خواند و گفت که سوریه در حال تبدیل شدن به «غزه ۲» در مرزهای اسرائیل است؛ منطقهای که به گفته او با حمایت ترکیه به پایگاهی برای گروههای جهادی تبدیل خواهد شد.
چیکلی همچنین استدلال کرد که غرب نباید همزمان با تضعیف متحدان دموکراتیک خود، به دنبال مصالحه با بازیگران اسلامگرا باشد.
او با اشاره به حمله هفتم اکتبر ۲۰۲۳ به اسرائیل نوشت که این رویداد نشان داد نادیده گرفتن اظهارات و اهداف دشمنان چه پیامدهایی میتواند داشته باشد.
او در پایان تاکید کرد که ثبات از طریق تقویت نیروهایی که به گفته او ارزشهای جهان آزاد را رد میکنند، به دست نمیآید و صلح نیز با پاداش دادن به حکومتها و جنبشهایی که دیپلماسی را صرفاً وقفهای میان مراحل مختلف رویارویی میدانند، قابل خریداری نیست.
چیکلی نوشت که اسرائیل همچنان نسبت به آنچه تهدیدهای ناشی از جمهوری اسلامی، گروههای اسلامگرا و برخی بازیگران منطقهای میداند هشدار خواهد داد و افزود: «خاورمیانه خیالپردازی را بدون هیچ رحمی مجازات میکند. اگر غرب همچنان اسلامگرایی را با عملگرایی و مماشات را با دیپلماسی اشتباه بگیرد، بار دیگر بهای آن را خواهد پرداخت.»
وقتی مقامهای جمهوری اسلامی از آزادسازی داراییهای بلوکهشده ایران حرف میزنند، تصویر سادهای به ذهن میرسد: پولی که سالها در حسابهای خارجی مانده، دوباره در اختیار تهران قرار میگیرد اما اظهارات رییسجمهوری آمریکا و معاون او تصویر متفاوتی از این ماجرا میدهد.
بر اساس توضیح مقامهای آمریکایی، بحث فقط آزاد شدن پول نیست. بحث این است که اگر بخشی از داراییهای ایران آزاد شود، این پول چطور خرج شود، چه کسی بر مصرف آن نظارت کند و کالاها از کجا خریداری شوند.
ونس از گندم، ذرت و سویا نام برد. ترامپ هم گفت قرار است از پولی که آزاد میشود برای خرید مواد غذایی استفاده شود؛ آن هم صرفا از طریق ایالات متحده و از کشاورزان آمریکا.
همین جمله، موضوع را از یک بحث صرفا مالی به یک معامله چندلایه تبدیل میکند. معاملهای که در یک طرف آن داراییهای بلوکهشده ایران قرار دارد، در طرف دیگر جامعه تحت فشار ایران، و در طرف سوم کشاورزان آمریکایی. سوال اصلی این است: چرا گندم، ذرت و سویا؟ چرا دولتمردان آمریکا دارو، تجهیزات پزشکی، برنج و روغن پیشنهاد ندادند؟
متن کامل این تحلیل را اینجا بخوانید