نتانیاهو: چهره خاورمیانه را تغییر دادهایم و باز هم تغییر خواهیم داد


بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، در جریان کنفرانس استانداران و فرمانداران محلی درباره گفتوگوهای آمریکا و ایران و همچنین تحولات لبنان گفت: «سیاست من و همکارانم در دولت بر دو پایه استوار است: امنیت و شکوفایی.»
او افزود: «امنیت کشور بر هر چیز دیگری مقدم است. امنیت را نمیتوان با کلمات یا با بیانیهها به دست آورد. امنیت را با قدرت، با قاطعیت، و بر اساس یک اصل به دست میآورند. میدانید آن اصل چیست؟ نیاکان ما آن را میشناختند: "اگر کسی برای کشتنت برخاست، پیشدستی کن و او را بکش".»
نتانیاهو افزود: «گفتم که ما چهره خاورمیانه را تغییر خواهیم داد؛ تغییر دادهایم و باز هم تغییر خواهیم داد. اما مهمترین کاری که انجام دادیم، این بود که سد ترس را شکستیم. ما خودمان را تغییر دادیم و این کار آسان نبود.»






بر اساس گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال، هاشم سادات و محمد کریمی، دو شهروند ساکن مهارلو در استان فارس، توسط اطلاعات سپاه فارس بازداشت شدهاند.
بنا بر این گزارش، سادات روز ۵ خرداد ۱۴۰۵ و کریمی روز ۱۹ خرداد ۱۴۰۵ بازداشت شدهاند.
منابع مطلع میگویند بازداشت این دو شهروند در پی انتشار مطالبی در حمایت از شاهزاده رضا پهلوی و «انقلاب ملی» در شبکههای اجتماعی صورت گرفته است.
وقتی مقامهای جمهوری اسلامی از آزادسازی داراییهای بلوکهشده ایران حرف میزنند، تصویر سادهای به ذهن میرسد: پولی که سالها در حسابهای خارجی مانده، دوباره در اختیار تهران قرار میگیرد اما اظهارات رییسجمهوری آمریکا و معاون او تصویر متفاوتی از این ماجرا میدهد.
بر اساس توضیح مقامهای آمریکایی، بحث فقط آزاد شدن پول نیست. بحث این است که اگر بخشی از داراییهای ایران آزاد شود، این پول چطور خرج شود، چه کسی بر مصرف آن نظارت کند و کالاها از کجا خریداری شوند.
ونس از گندم، ذرت و سویا نام برد. ترامپ هم گفت قرار است از پولی که آزاد میشود برای خرید مواد غذایی استفاده شود؛ آن هم صرفا از طریق ایالات متحده و از کشاورزان آمریکا.
همین جمله، موضوع را از یک بحث صرفا مالی به یک معامله چندلایه تبدیل میکند. معاملهای که در یک طرف آن داراییهای بلوکهشده ایران قرار دارد، در طرف دیگر جامعه تحت فشار ایران، و در طرف سوم کشاورزان آمریکایی. سوال اصلی این است: چرا گندم، ذرت و سویا؟ چرا دولتمردان آمریکا دارو، تجهیزات پزشکی، برنج و روغن پیشنهاد ندادند؟
ونس و ترامپ چه میگویند؟
جیدی ونس گفته است اگر داراییهای بلوکهشده ایران آزاد شود، آمریکا و قطر بر نحوه مصرف آن نظارت خواهند کرد تا این منابع به مردم ایران کمک کند و صرف آنچه واشینگتن فعالیتهای تروریستی مینامد نشود.
او همچنین از طرحی سخن گفت که بر اساس آن بخشی از این منابع برای خرید محصولات کشاورزی آمریکایی، از جمله سویا، ذرت و گندم استفاده شود.ساعاتی بعد، دونالد ترامپ هم همین مسیر را ادامه داد.
او گفت: « پولی که آزاد میشود قرار است برای خرید مواد غذایی استفاده شود... آن هم صرفا از طریق ایالات متحده و از کشاورزان ما.»
ترامپ همچنین گفت کشاورزان آمریکایی از این موضوع خوشحال هستند و تماسهای زیادی از آنها دریافت کرده است.
این بخش از اظهارات ترامپ توجه زیادی را جلب کرد. چون نشان میداد دولت آمریکا این طرح را فقط بهعنوان کمک غذایی به مردم ایران معرفی نمیکند، بلکه آن را فرصتی برای کشاورزان آمریکایی هم میبیند.
به بیان دیگر، اگر این مدل اجرا شود، پول ایران همزمان دو کار می تواند انجام بدهد: بخشی از نیاز غذایی ایران را تامین میکند و برای محصولات کشاورزی آمریکا بازار ایجاد میکند.
واکنش تهران
لحظاتی پس از اظهارات ترامپ، عبدالناصر همتی، رییسکل بانک مرکزی ایران، به این روایت واکنش نشان داد و گفت:«براساس یادداشتهای امضا شده هیچ الزامی برای خرید نهادههای کشاورزی از آمریکا نداریم.»
همتی در عین حال اضافه کرد که اگر قیمت و کیفیت محصولات آمریکایی مناسب باشد، مانعی برای خرید از آن کشور وجود ندارد.
چرا گندم، ذرت و سویا؟
گندم، ذرت و سویا در آمریکا سه محصول معمولی نیستند. این سه محصول ستون فقرات کشاورزی ایالات متحده محسوب میشوند. آمریکا سالانه حدود ۴۰۰ میلیون تن ذرت، ۱۲۰ میلیون تن سویا و حدود ۴۰ میلیون تن گندم تولید میکند.
ذرت و سویا بهویژه در ایالتهای میانی آمریکا تولید میشوند. همان مناطقی که هم از نظر اقتصادی برای کشاورزی آمریکا اهمیت دارند و هم بخش مهمی از پایگاه رأی جمهوریخواهان و دونالد ترامپ را تشکیل میدهند.
اما مساله فقط سیاست نیست. کشاورزان آمریکایی در سالهای اخیر با کاهش درآمد واقعی، افزایش هزینهها و رقابت شدید در بازارهای جهانی روبهرو بودهاند.
چرا کشاورزان آمریکایی به بازارهای جدید نیاز دارند؟
وقتی ترامپ میگوید کشاورزان آمریکایی از این طرح خوشحال هستند، این فقط یک جمله تبلیغاتی نیست. بخش کشاورزی آمریکا در سالهای اخیر با چند چالش همزمان روبهرو بوده است.
بر اساس پیشبینی وزارت کشاورزی آمریکا (USDA)، درآمد خالص بخش کشاورزی آمریکا در سال ۲۰۲۶ حدود ۱۵۳ میلیارد دلار خواهد بود. این رقم در ظاهر بالا به نظر میرسد، اما پس از در نظر گرفتن تورم، درآمد واقعی کشاورزان نسبت به سال قبل حدود ۲ تا ۳ درصد کاهش پیدا میکند.
در همین حال، وزارت کشاورزی آمریکا پیشبینی کرده پرداختهای مستقیم دولت به کشاورزان در سال ۲۰۲۶ به حدود ۴۴ میلیارد دلار برسد. رقمی که نزدیک به ۲۹ درصد درآمد خالص کل بخش کشاورزی آمریکاست. به عبارت دیگر، تقریبا یکسوم درآمد کشاورزی آمریکا امسال از محل کمکهای دولتی تامین میشود.
دولت ترامپ نیز در سال ۲۰۲۵ یک بسته حمایتی حدود ۱۲ میلیارد دلاری برای کشاورزان تصویب کرد که بخش مهمی از آن به تولیدکنندگان گندم، ذرت و سویا اختصاص داشت.
در کنار این موضوع، کشاورزان آمریکایی با رقابت فزاینده برزیل و آرژانتین روبهرو هستند. برزیل در سالهای اخیر از آمریکا پیشی گرفته و اکنون بزرگترین صادرکننده سویای جهان محسوب میشود.
بازار چین نیز که زمانی مهمترین مقصد صادرات سویای آمریکا بود، دیگر مانند گذشته قابل اتکا نیست. تنشهای تجاری میان واشینگتن و پکن باعث شده بخشی از خرید چین به سمت برزیل و سایر تامینکنندگان سوق پیدا کند. برای همین، هر بازار صادراتی تازه میتواند برای کشاورزان آمریکایی اهمیت داشته باشد.
در چنین شرایطی، اگر حتی یک میلیارد دلار از داراییهای ایران صرف خرید محصولات کشاورزی آمریکا شود، این رقم معادل حدود ۰.۷ درصد درآمد سالانه کل بخش کشاورزی آمریکاست. ممکن است این عدد در مقیاس اقتصاد آمریکا بزرگ نباشد، اما برای بازار برخی محصولات خاص مانند گندم، ذرت و سویا، یک سفارش چند میلیارد دلاری میتواند اهمیت قابل توجهی داشته باشد.
ایران به این محصولات نیاز دارد؟
پاسخ کوتاه، بله است. اما نه به یک شکل. گندم مستقیما با نان و آرد مردم ارتباط دارد. اما ذرت و سویا بیشتر وارد زنجیره تولید غذا میشوند. ذرت عمدتا برای خوراک دام و مرغداری استفاده میشود و روی قیمت مرغ، تخممرغ، گوشت و لبنیات اثر میگذارد. سویا هم در خوراک دام و تولید روغن نباتی نقش مهمی دارد.
ایران سالانه میلیونها تن از این محصولات را وارد میکند و بهویژه در مورد ذرت و نهادههای دامی وابستگی قابلتوجهی به واردات دارد. به همین دلیل اگر بخشی از داراییهای بلوکهشده صرف خرید این کالاها شود، میتواند بر امنیت غذایی کشور تاثیر بگذارد.
با یک میلیارد دلار چه میشود خرید؟
برای درک ابعاد ماجرا، بد نیست نگاهی به اعداد بیندازیم. اگر فقط یک میلیارد دلار از داراییهای بلوکهشده ایران صرف خرید محصولات کشاورزی شود، با قیمتهای فعلی جهانی میتوان حدود ۴ تا ۵ میلیون تن گندم خرید. همین رقم برای ذرت به حدود ۵ تا ۶ میلیون تن میرسد و برای سویا حدود ۲ میلیون تن.
این اعداد کوچک نیستند .برای مقایسه، برآوردهای سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد، فائو، نشان میدهد ایران در سال زراعی ۲۰۲۶-۲۰۲۷ به حدود ۳ میلیون تن واردات گندم و حدود ۱۱ میلیون تن واردات ذرت نیاز خواهد داشت.
به بیان دیگر، یک میلیارد دلار میتواند بخش قابلتوجهی از نیاز وارداتی سالانه ایران در برخی از این اقلام را پوشش دهد. اگر رقم مورد بحث به شش میلیارد دلار برسد، ابعاد ماجرا بسیار بزرگتر میشود و روی کاغذ میتواند بخش عمدهای از واردات گندم، ذرت و سویای ایران را تامین کند.
اما این به معنای حل خودکار مشکلات معیشتی مردم نیست. مشکل اصلی بسیاری از خانوادههای ایرانی فقط کمبود کالا نیست؛ بلکه کاهش قدرت خرید است. حتی اگر گندم، ذرت و سویا وارد کشور شوند، تضمینی وجود ندارد که نتیجه آن کاهش محسوس قیمت مواد غذایی باشد. تورم، نرخ ارز، نحوه توزیع، رانت و سیاستهای غلط اقتصادی دولت همگی در نتیجه نهایی نقش دارند.
نفت در برابر غذا؟
در شبکههای اجتماعی، واکنشها به این طرح متفاوت بوده است. برخی کاربران آن را با برنامه «نفت در برابر غذا» در عراق دوران صدام حسین مقایسه کردهاند و معتقدند جمهوری اسلامی به نقطهای رسیده که حتی برای استفاده از داراییهای خود نیز تحت نظارت خارجی قرار گرفته است.
یکی از کاربران نوشته: «این ذلتی که به جمهوری اسلامی تحمیل میشود همان نفت در برابر غذاست. قبلا هم با حکومت صدام همین کار را کردند.»
اما همه نگاهها منفی نیست. گروهی دیگر استدلال میکنند اگر پول مستقیما در اختیار جمهوری اسلامی قرار نگیرد، احتمال استفاده از آن برای برنامههای موشکی، هستهای یا دستگاه سرکوب کاهش پیدا میکند.
یکی از کاربران نوشته:«اگر پول به دست جمهوری اسلامی برسد خرج پهپاد و موشک و غنیسازی میشود.»
غذای برای ایران یا رونق کشاورزی آمریکا؟
در ظاهر، طرحی که ونس و ترامپ از آن حرف میزنند درباره کمک غذایی به مردم ایران است اما انتخاب گندم، ذرت و سویا سوالهای دیگری را هم مطرح میکند. این سه محصول هم برای امنیت غذایی ایران مهماند و هم برای کشاورزان آمریکایی که با کاهش درآمد، رقابت برزیل و از دست رفتن بخشی از بازار چین روبهرو هستند.
به همین دلیل برخی منتقدان میگویند این طرح بیش از آنکه آزادسازی داراییهای ایران باشد، تبدیل داراییهای ایران به سفارش خرید برای کشاورزان آمریکایی است.
در مقابل، حامیان طرح استدلال میکنند که اگر این پول مستقیما در اختیار جمهوری اسلامی قرار نگیرد، احتمال استفاده از آن برای برنامههای نظامی، هستهای یا دستگاه سرکوب کاهش پیدا میکند.
فعلا مشخص نیست روایت تهران به واقعیت نزدیکتر است یا روایت واشینگتن. اما یک نکته روشن است: اختلاف اصلی دیگر فقط بر سر آزاد شدن پول ایران نیست. اختلاف بر سر این است که چه کسی درباره نحوه خرج شدن آن تصمیم میگیرد.
ایالات متحده چهارشنبه سوم تیر ماه فعالیت سفارت خود در کویت را که پس از حملات حکومت ایران در اسفند ماه متوقف شده بود، از سر گرفت. این اقدام همزمان با سفر مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، به کشورهای حاشیه خلیج فارس انجام شد.
وزارت امور خارجه آمریکا اعلام کرد سفارت این کشور در کویت فعالیتهای خود را که در پی حملات پهپادی جمهوری اسلامی به نمایندگیهای آمریکا در کویت و عربستان سعودی در ماه اسفند متوقف شده بود، از سر گرفته است.
بهگفته یک سخنگوی این وزارتخانه، خدمات اضطراری به شهروندان آمریکایی بلافاصله از سر گرفته میشود و سایر خدمات نیز بهتدریج برقرار خواهند شد.
تعطیلی سفارت پس از آن صورت گرفت که جمهوری اسلامی در واکنش به حملات مشترک آمریکا و اسرائیل به خاک خود، نمایندگیهای دیپلماتیک آمریکا در کویت و عربستان سعودی را هدف حملات پهپادی قرار داد.
به گزارش رویترز بازگشایی سفارت همزمان با سفر مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، به کشورهای حوزه خلیج فارس انجام شد. روبیو که نخستین ماموریت دیپلماتیک سطح بالای خود پس از تفاهم اخیر تهران و واشینگتن را آغاز کرده، تلاش دارد نگرانی متحدان عرب آمریکا را درباره مفاد توافق با ایران کاهش دهد.
وزیر امور خارجه آمریکا چهارشنبه در ابوظبی با شیخ محمد بن زاید آل نهیان، رییس امارات متحده عربی، و شماری از مقامهای ارشد این کشور، از جمله شیخ طحنون بن زاید، مشاور امنیت ملی، و شیخ عبدالله بن زاید، وزیر امور خارجه، دیدار کرد.
بر اساس اعلام وزارت امور خارجه آمریکا، دو طرف درباره یادداشت تفاهم امضاشده میان حکومت ایران و آمریکا، تضمین عبور امن کشتیها از تنگه هرمز، اهمیت حفظ صلح و ثبات منطقه و همچنین روابط دوجانبه در حوزههای دفاعی و تجاری گفتوگو کردند.
روبیو در این دیدار از حمایت امارات در جریان جنگ تقدیر کرد، مقاومت این کشور در برابر حملات جمهوری اسلامی را ستود و بار دیگر بر تعهد واشینگتن به امنیت امارات تاکید کرد.
رویترز گزارش داد که بسیاری از متحدان منطقهای آمریکا معتقدند این تفاهمنامه در برابر جمهوری اسلامی بیش از حد نرمش نشان داده است.
این تفاهمنامه که هفته گذشته امضا شد، نخستین توافق میان روسای دولت ایران و آمریکا از زمان انقلاب ۱۳۵۷ به شمار میرود و شامل ایجاد یک صندوق ۳۰۰ میلیارد دلاری برای بازسازی ایران و تعلیق بخشی از تحریمها است.
روبیو در پاسخ به پرسشی درباره نگرانی متحدان آمریکا گفت این موضوع «قطعاً» در دیدارهای او مطرح خواهد شد.
او افزود گفتوگوها تنها به مفاد یادداشت تفاهم محدود نیست و سایر مسائل منطقهای نیز مورد بحث قرار میگیرد.
وزیر امور خارجه آمریکا در ادامه سفر خود به کویت و بحرین نیز خواهد رفت. هر سه کشور میزبان پایگاههای راهبردی آمریکا هستند و در جریان جنگ اخیر هدف حملات موشکی حکومت ایران قرار گرفتند که به کشته شدن شماری از غیرنظامیان انجامید.
به گزارش رویترز، امارات متحده عربی از جمله کشورهایی است که بیشترین فشار اقتصادی ناشی از جنگ را متحمل شده است. بخشی از نیروهای متخصص خارجی که ستون اصلی اقتصاد غیرنفتی این کشور را تشکیل میدهند، در جریان درگیریها این مرکز مالی منطقهای را ترک کردند.
در تحولی دیگر، یک دیپلمات آگاه به رویترز گفت شیخ محمد بن عبدالرحمن آل ثانی، نخستوزیر قطر، چهارشنبه برای گفتوگو با مقامهای عمانی درباره آغاز مذاکرات منطقهای پیرامون تنگه هرمز به مسقط سفر کرده است. به گفته این منبع، این مذاکرات با مشارکت ایران، عراق و کشورهای عربی خلیج فارس انجام خواهد شد و از روند مذاکرات صلح جمهوری اسلامی و آمریکا جدا است.
تنگه هرمز که مسیر عبور حدود یکپنجم نفت و گاز طبیعی مایع جهان است، از زمان آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه حکومت ایران در ۹ اسفند با اختلالهای گسترده روبهرو شده و بازارهای جهانی انرژی را تحت تاثیر قرار داده است.
رویترز همچنین به نقل از یک دیپلمات گزارش داد که برنامههایی برای برگزاری گفتوگوهای آشتی منطقهای در ریاض میان حکومت ایران، کشورهای عربی حوزه خلیج فارس و احتمالاً برخی دیگر از کشورهای منطقه در دست بررسی است.
در همین حال، اظهارات روبیو در این سفر بهدقت زیر نظر قرار دارد، زیرا او که پیشتر از منتقدان سرسخت جمهوری اسلامی به شمار میرفت، اکنون باید از توافقی دفاع کند که بسیاری از جمهوریخواهان کنگره آمریکا آن را نوعی عقبنشینی در برابر تهران میدانند. روبیو و جیدی ونس، معاون رییسجمهوری آمریکا، هر دو از چهرههایی هستند که در محافل جمهوریخواه از گزینههای احتمالی جانشینی دونالد ترامپ محسوب میشوند.
یکی از مهمترین موضوعات مورد بحث در مذاکرات ۶۰ روزه پیش رو، سرنوشت ذخایر اورانیوم غنیشده ایران است؛ از جمله اورانیومی که تا سطح ۶۰ درصد غنیسازی شده و تنها یک گام فنی با سطح مورد نیاز برای تولید سلاح هستهای فاصله دارد. تهران تاکید میکند که برنامه هستهایاش صرفاً اهداف صلحآمیز دارد.
متحدان عرب آمریکا همچنین نگراناند که جمهوری اسلامی از صندوق پیشنهادی ۳۰۰ میلیارد دلاری بازسازی برای احیای توان نظامی خود استفاده کند. افزون بر این، یادداشت تفاهم اخیر هیچ اشارهای به برنامه موشکهای بالستیک ایران نکرده است؛ موضوعی که برای کشورهای عربی خلیج فارس، که در جریان جنگ هدف موشکها و پهپادهای ایرانی قرار گرفتند، از اهمیت ویژهای برخوردار است.
شامگاه ۱۴ اسفند ۱۴۰۴، ساختمانی بزرگ در اقامتگاه مسافری زیباشهر شیراز هدف موشک قرار گرفت و کاملا ویران شد؛ جایی که شماری از نیروهای سپاه از جمله نیروی هوافضایش، پنهان شده بودند. موج دوم این حمله، موجب کشتهشدن ۹ غیرنظامی از جمله کارکنان پایگاه اورژانس ۱۱۵ مجاور این اقامتگاه شد.
بررسی تصاویر محل، دادههای منبعباز، گزارشهای رسانههای داخلی، ارزیابی یک مقام پیشین هدفگیری در نیروی هوایی آمریکا و روایتهای شاهدان نشان میدهد آنچه در حمله به زیباشهر رخ داد، نه خطای ساده مهمات، بلکه هدفگرفتن ساختمانی مشخص در اقامتگاه اضطراری مسافری بود؛ ساختمانی که بر اساس شواهد موجود، محل پنهانشدن نیروهای سپاهی بود که از ترس بمباران مراکز نظامی، آنجا مخفی شده بودند.
اما همین هدف، در دل یک مجموعه با کاربری غیرنظامی، اقامتی، تفریحی و امدادی قرار داشت: اقامتگاه اضطراری مسافران زیباشهر، در کنار پایگاه اورژانس ۱۱۵، در مجاورت خانههای مسکونی و در فاصله کوتاهی از ساختمانهایی با کاربری خدماتی و عمومی.
نتیجه، پروندهای است که در آن دو مسئولیت همزمان دیده میشود: جمهوری اسلامی، بهدلیل پنهانکردن نیروهای نظامی در یک محل غیرنظامی؛ و حملهکننده، بهدلیل حمله به هدفی در کنار مرکز اورژانس و میان محوطهای که ماهیت غیرنظامی آن از پیش قابل شناسایی بود.
متن کامل این خبر را اینجا بخوانید
هادی و فضلالله نیکبخت، دو زندانی سیاسی در اصفهان، از سوی دادگاه انقلاب گلپایگان به اعدام محکوم شدهاند و محمد نیکبخت، برادر دیگرشان، با اتهامهایی روبهروست که میتواند به صدور حکم اعدام منجر شود. همزمان، خانواده این سه زندانی سیاسی خواستار اقدام برای نجات جان آنان شدهاند.
سازمان حقوق بشر ایران گزارش داد هادی و فضلالله حدود دو هفته پیش از سوی دادگاه انقلاب گلپایگان به اتهام «افساد فیالارض» به اعدام محکوم شدهاند.
مصادیق دقیق اتهام «افساد فیالارض» در پرونده آنها مشخص نیست، اما در بخشی از پروندهشان آمده است که برای اعتراض علیه حکومت، اقدام به سازماندهی جوانان کردهاند.
پس از صدور این حکم، خانواده نیکبخت وکیلی را برای پیگیری پرونده انتخاب کردند، اما هنوز مشخص نیست این وکیل به پرونده دسترسی پیدا کرده باشد. هادی و فضلالله طبق قانون، ۲۰ روز فرصت دارند تا نسبت به حکم صادرشده اعتراض کنند.
این دو زندانی سیاسی با وکیل تسخیری در جلسه رسیدگی که بهصورت ویدیوکنفرانس برگزار شد، حاضر شدند، اما به گفته یک منبع مطلع، به دلیل اختلال و ضعف اینترنت زندان نتوانستند روند دادرسی را بهدرستی دنبال کنند.
متن کامل این خبر را اینجا بخوانید