بلومبرگ: قیمت طلا پس از اظهارات ترامپ درباره نزدیک بودن توافق با حکومت ایران جهش کرد
بلومبرگ گزارش داد بهای طلا پس از آنکه دونالد ترامپ اعلام کرد حملات برنامهریزیشده علیه مواضع حکومت ایران را متوقف کرده و احتمال دستیابی به توافق برای پایان جنگ افزایش یافته است، بیشترین رشد خود در بیش از دو ماه گذشته را ثبت کرد.
قیمت هر اونس طلا در مقطعی ۳.۶ درصد افزایش یافت و در پایان معاملات با رشد ۳.۴ درصدی به ۴۲۱۲ دلار و ۲۶ سنت رسید.
این گزارش میافزاید کاهش ارزش دلار و افت بازده اوراق خزانهداری آمریکا نیز از افزایش قیمت طلا حمایت کرد. ترامپ گفته است مذاکرات برای پایان دادن به جنگ به بالاترین سطوح رهبری جمهوری اسلامی رسیده و احتمال دارد توافقی در همین آخر هفته در اروپا امضا شود.
با این حال، خبرگزاری حکومتی فارس به نقل از یک منبع آگاه گزارش داده بود که مقامهای جمهوری اسلامی هنوز متن هیچ توافقی با آمریکا را تایید نکردهاند.
فناوری اتصال مستقیم ماهواره به موبایل (Direct-to-Cell) میتواند در آینده بخشی از دیوار ارتباطی جمهوری اسلامی به دور شهروندان ایرانی را دور بزند، اما امروز راهحل قطع اینترنت ایران نیست.
زیرا برای پوشش نقاط کور شبکههای زمینی طراحی شده و بنابراین ظرفیت استفاده انبوه ندارد و در برابر اختلال رادیویی و تلاش برای شناسایی و ردیابی کاربران آسیبپذیر است.
بیش از ۱۰۰ روز از قطع گسترده اینترنت در ایران میگذرد. هرچند در هفتههای اخیر بخشی از دسترسیها بهصورت محدود، گزینشی و تحت کنترل حکومت برقرار شده است، اما روندی که از «دسترسی مشروط به احراز هویت» و انتقال کسبوکارها به سکوهای داخلی تا ایجاد فهرستهای سفید برای دسترسی به اینترنت را در بر میگیرد، نشان میدهد جمهوری اسلامی قصدی برای عقبنشینی از ساختار چندلایه سانسور، نظارت و کنترل ارتباطات ندارد.
شبکه ملی اطلاعات، دروازههای متمرکز اتصال به اینترنت جهانی، تنظیمات کنترلشده شبکههای تلفن همراه، سامانههای احراز هویت و رجیستری دستگاهها، مجموعهای از ابزارهایی هستند که میتوانند دسترسی جامعه به اینترنت جهانی را محدود یا قطع کنند و در عین حال مسیرهای ارتباطی پایدار را برای گروههای منتخب حفظ کنند. در چنین شرایطی، دسترسی شهروندان ایرانی به فناوری اتصال مستقیم ماهواره به تلفن همراه (Direct-to-Cell یا D2C) بیش از هر زمان دیگری اهمیت یافته است. از همین رو، ضرورت تسریع در فراهم شدن این امکان بهطور مستمر از کانالهای مختلف به توسعهدهندگان خدمات اینترنت ماهوارهای، بهویژه شرکت اسپیساکس بهعنوان ارائهدهنده سرویس استارلینک، منتقل میشود.
افکار عمومی در ایران «وعده ارتباط مستقیم گوشی با ماهواره، بدون دیش، ترمینال، اپراتور داخلی یا درگاه حکومتی» را آخرین راه نجات از زندان دیجیتال جمهوری اسلامی میدانند. تا جایی که پنتاگون با اسپیساکس درباره فعالسازی سرویس اتصال مستقیم ماهواره به موبایل برای شهروندان ایران مذاکره کرد؛ طرحی که به گفته رویترز، اسپیساکس برای راهاندازی آن تا ۵۰۰ میلیون دلار و برای بهرهبرداری از آن ماهانه ۱۰۰ میلیون دلار درخواست کرده بود.
با این حال، پرسشهای اصلی این است که آیا نسخههای فعلی اتصال مستقیم ماهواره به موبایل واقعا میتوانند چنین انتظاری را در مقیاس ایران برآورده کنند یا نه؟ آیا این فناوری هنوز فقط کانالی اضطراری و محدود است، یا میتواند راه فراری مقیاسپذیر برای میلیونها کاربر ایرانی باشد؟ آیا اگر نسلهای بعدی این فناوری بدون اتکا به دکلها و اپراتورهای داخلی فعال شوند، دیوار دیجیتال ایران شکسته خواهد شد؟
وابستگی به اپراتورهای موبایل و سناریوی eSIM خارجی در استارلینک معمولی، ماهواره به یک «ترمینال اختصاصی» روی زمین وصل میشود؛ همان دیشی که کاربر باید تهیه، نصب، نگهداری و از دست جمهوری اسلامی پنهان کند. گوشی با وایفای به مودم استارلینک متصل میشود. اما در اتصال مستقیم ماهواره به موبایل، ایده متفاوت است: گوشی معمولی، خودش گیرنده و فرستنده ارتباط ماهوارهای میشود.
نسخههای فعلی اتصال مستقیم ماهواره به موبایل، عمدتا اینترنت ماهوارهای مستقل نیستند بلکه تکمیلکننده پوشش شبکه موجود اپراتورهای موبایل در هر منطقه هستند و ماهواره را به نوعی دکل موبایل فضایی تبدیل میکنند که کارش در حقیقت پوشش نقاط کور اپراتورهاست. استفاده از فرکانسهای مستقل S-Band و استقرار ماهوارهها در مدارهای بسیار پایین و نزدیکتر به سطح زمین یا VLEO، از مسیرهایی است که میتواند فناوری D2C را برای حل مساله ایران مهمتر کند.
در این حالت، فرض بر این است که اپراتورهای همکار خارجی استارلینک، مانند T-Mobile، Kyivstar یا One NZ در نیوزیلند، سرزمین ایران را مانند یک منطقه فاقد پوشش زمینی تحت پوشش خود اعلام کنند. چنین مدلی از نظر سیاسی و فنی به همان چیزی نزدیکتر است که شهروندان ایرانی از آن انتظار دارند. در این صورت، گوشی با سیمکارت یا eSIM این اپراتورها میتواند اتصال D2C به ماهوارههای نسل جدید اسپیساکس را از داخل خاک ایران برقرار کند. گفته میشود هماکنون ۷۰۰ ماهواره از این نوع در مدار قرار گرفته است.
تحقق این سناریو تنها به اراده و تصمیم شرکت اسپیساکس محدود نمیشود؛ اتصال به زنجیرهای کامل نیاز دارد: از طیف فرکانسی، مجوزهای تنظیمگری تا گوشیهای سازگار، مودم، آنتن، توان ارسال و چیپستهای پشتیبان باندهای جدید ماهوارهای. شرکتهایی مانند کوالکام، مدیاتک، اپل، سامسونگ و گوگل در این مسیر تعیینکنندهاند، چون اگر سختافزار گوشی آماده نباشد، حتی منظومه ماهوارهای پیشرفته هم به اتصال عملی برای کاربران داخل ایران تبدیل نمیشود. اما حتی در این سناریوی خوشبینانه برای ایران هم سه مانع بسیار مهم باقی میماند: ظرفیت محدود، امکان اختلال رادیویی و خطر شناسایی کاربران از مسیر رجیستری دستگاه و سامانه همتا.
۱) محدودیت ظرفیت در مناطق پرتراکم نخستین مانع جدی در پیادهسازی فراگیر D2C در ایران، ظرفیت است زیرا این اتصال برای جایگزینی اینترنت شهری طراحی نشده، بلکه برای رساندن اتصال حداقلی به مناطقی ساخته شده که پوشش زمینی ندارند یا پوشش آنها ضعیف است. اما در ایران، فقط وصل کردن چند کاربر در یک جاده یا کوهستان مساله نیست؛ مساله، قطع ارتباط در شهرهایی است که صدها هزار نفر همزمان به پیامرسان، تماس صوتی و تصویری، خبر، نقشه، ایمیل، خدمات مالی، ارسال عکس و ویدئو و … نیاز دارند.
در برخی آزمایشهای اولیه، پهنای باند رکورد شده برای یک اتصال منفرد به حدود ۱۴ مگابیت بر ثانیه رسیده است؛ اما این رقم نباید با تجربه سرعت اینترنت شهری اشتباه گرفته شود. در دنیای واقعی، این پهنای باند ناچیز باید میان تمامی کاربران حاضر در محدوده وسیع تحت پوشش هر ماهواره تقسیم شود. برای درک بهتر مقیاس در شهری مانند تهران، اگر تنها یک درصد از ساکنان همزمان خواهان اتصالی بسیار پایه با سرعت ۱ مگابیت بر ثانیه باشند، شبکه به ظرفیتی معادل ۹۹ گیگابیت بر ثانیه نیاز خواهد داشت. این تقاضا در مقایسه با ظرفیت فعلی هر پرتو فعال D2C که بین ۴ تا ۱۷ مگابیت بر ثانیه نوسان میکند، و حتی در برابر چشمانداز خوشبینانه ۱۵۰ مگابیتی برای نسلهای آینده، شکافی چند صد برابری را نشان میدهد.
۲) اختلال رادیویی با سیگنالهای زمینی حتی اگر D2C بتواند مشکل ظرفیت و وابستگی به اپراتورهای داخلی را کاهش دهد، همچنان با مانعی روبهروست که به فیزیک امواج رادیویی مربوط میشود. گوشی برای برقراری ارتباط باید سیگنال بسیار ضعیفی را از ماهوارهای دریافت کند که صدها کیلومتر بالاتر از زمین حرکت میکند، در حالی که همان گوشی در محیطی قرار دارد که دکلهای موبایل نزدیک، فرستندههای زمینی و سیگنالهای محلی بسیار قویتر حضور دارند. در اینجا نسبت شدت سیگنال مطلوب و سیگنالهای مزاحم اطراف، تعیین میکند که گیرنده اصلا بتواند سیگنال ماهواره را از میان نوفه (نویز) و تداخل زمینی تشخیص دهد یا نه.
سیگنال یک دکل زمینی همراه اول یا ایرانسل در نزدیکی میتواند آنقدر قویتر از سیگنال ماهواره باشد که گیرنده گوشی عملا سیگنال ضعیفتر را نبیند یا نتواند روی آن اتصال پایدار بسازد. در چنین وضعیتی، حکومت لازم نیست ماهواره را هدف بگیرد؛ کافی است با استفاده از دکلها، فرستندهها و کنترل توان شبکههای موبایل، محیط رادیویی اطراف کاربر را برای اتصال ماهوارهای نامساعد کند.
برای جمهوری اسلامی، این نوع اختلال میتواند سریع، محلی و کمهزینه باشد. بنابراین حتی اگر ماهواره خارج از دسترس حکومت باشد، گوشی کاربر روی زمین و در محیط رادیویی قابل دستکاری قرار دارد. نسخههای آینده با طیف اختصاصی، مودم بهتر و پروتکلهای مقاومتر ممکن است بخشی از این آسیبپذیری را کاهش دهند، اما کاملا آن را برطرف نمیکنند.
۳) سامانه رجیستری و شناسایی کاربران پرسش امنیتی مهمتر این است که کاربری که در ایران از D2C استفاده میکند، چقدر قابل شناسایی است؟ در ایران، گوشی فقط وسیله ارتباطی نیست؛ سیمکارت، شناسه مشترک، شناسه دستگاه و هویت واقعی کاربر در لایههای مختلف به هم گره خوردهاند.
هر گوشی یک شناسه یکتای سختافزاری (IMEI) دارد که در شبکههای موبایل نقش هویت دستگاه را بازی میکند. سامانه همتا میتواند این شناسه را با سیمکارت، سابقه فعالسازی، مالکیت و در بسیاری موارد هویت واقعی کاربر پیوند دهد.
در چنین محیطی، استفاده از سیمکارت یا eSIM خارجی برای اتصال ماهوارهای لزوما کاربر را ناشناس نمیکند. اگر گوشی با IMEI شناختهشده ناگهان با شناسه اپراتوری خارجی برای اتصال به مسیر ماهوارهای غیرمجاز تلاش کند، این رفتار میتواند به الگویی غیرعادی و قابل علامتگذاری تبدیل شود. ترکیب رجیستری دستگاه، دادههای اپراتوری، پایگاههای سیمکارت و ابزارهای پایش محلی ممکن است چنین اتصالی را به تهدید امنیتی تبدیل کند. بنابراین سوال این است که چطور میتوان این کار را بدون افشای هویت، موقعیت و الگوی رفتاری کاربر انجام داد.
فرصت راهبردی، نه راهحل فوری اتصال مستقیم ماهواره به موبایل را باید جدی گرفت، اما نباید درباره آن اغراق کرد. برای ایران، جذابیت این فناوری روشن است: اگر روزی گوشی معمولی بتواند بدون دیش، ترمینال جداگانه، اپراتور داخلی و گیتویهای جمهوری اسلامی با ماهواره ارتباط بگیرد، یکی از پایههای معماری کنترل اینترنت به چالش کشیده میشود. اما آن روز هنوز نرسیده است. نسخههای در حال توسعه فعلی عمدتا برای پوشش نقاط کور طراحی شدهاند، نه جایگزینی اینترنت شهری برای دهها میلیون کاربر.
ظرفیت محدود، امکان اختلال و خطر افشا و شناسایی کاربران باعث میشود این فناوری امروز راه فرار عمومی و مقیاسپذیر از قطع اینترنت در ایران نباشد. ارزش فعلی این فناوری بیشتر در نقش اضطراری است: ارسال پیام، موقعیت مکانی، هشدار یا ارتباط کوتاه در لحظه بحران. آینده میتواند متفاوت باشد، اگر نسل بعدی ماهوارهها ظرفیت بالاتر، طیف مستقل، گوشیهای سازگار، امنیت کاربر و قواعد حمایتی جهانی را کنار هم بیاورد. تا آن زمان، اتصال مستقیم ماهواره به موبایل روزنهای مهم برای آینده است، نه راهحل امروز زندان دیجیتال.
شبکه انبیسی نیوز گزارش داد ارتش آمریکا تنها حدود سه ساعت با آغاز حملات موشکی به اهدافی در داخل ایران فاصله داشت که دونالد ترامپ در شبکههای اجتماعی از دستیابی به توافق خبر داد.
به گفته دو مقام آمریکایی، نیروهای نظامی دستور اجرای حملات را دریافت کرده بودند و عملیات در مراحل پایانی آمادهسازی قرار داشت.
بر اساس این گزارش، واحدهای دریایی آمریکا برنامههای عملیاتی خود را تنظیم و مهمات لازم را آماده کرده بودند، اما در نهایت عملیات متوقف شد.
انبیسی همچنین گزارش داد جزیره خارک در فهرست اهداف تاییدشده قرار نداشت، هرچند پیشتر ترامپ از آن نام برده بود. به گفته این مقامها، گزینههای مربوط به هدف قرار دادن زیرساختهای نفتی ایران از جمله جزیره خارک بررسی شده بود، اما مجوز اجرای آنها صادر نشده بود.
شماری از سیاستمداران بریتانیایی و کارشناسان امنیتی خواستار تحقیق درباره دفتر شبکه رادیو و تلویزیون دولتی جمهوری اسلامی در لندن و احتمال تعطیلی آن شدند.
این درخواستها پس از آن مطرح شد که به گزارش رسانهها، یکی از شبکههای وابسته به این سازمان اظهاراتی علیه روزنامهنگاران ایرانی مخالف جمهوری اسلامی در بریتانیا منتشر کرده است.
برخی نمایندگان پارلمان بریتانیا این اظهارات را تحریک به خشونت توصیف کرده و خواستار ورود پلیس ضدتروریسم و وزارت کشور شدهاند.
مقامهای بریتانیایی اعلام کردهاند هرگونه گزارش مرتبط با جرایم احتمالی امنیتی یا تروریستی بررسی خواهد شد، اما درباره تحقیقات احتمالی اظهارنظر نکردهاند.
ابراهیم کلانتری، تولیت شاهچراغ، با هشدار درباره تشدید اختلافات درون حاکمیت گفت بزرگنمایی رقابتهای گذشته به زیان جمهوری اسلامی است. او تاکید کرد در شرایط تقابل با آمریکا، دامن زدن به اختلافات داخلی و ارسال «پالس منفی» درباره مذاکرات میتواند از سوی طرف مقابل نشانه ضعف تلقی شود.
ابراهیم کلانتری، تولیت شاهچراغ، با هشدار نسبت به ایجاد تفرقه در درون جمهوری اسلامی گفت برخی افراد تلاش میکنند اختلافات مربوط به رقابتهای پیشین را بزرگنمایی کنند، در حالی که به گفته او همگی در موضوع «مقابله با آمریکا» تفاوتی با یکدیگر ندارند.
او تاکید کرد «در شرایط تقابل با دشمن»، حمله به نیروهای داخلی و «دامن زدن به اختلافات» به زیان حکومت است.
کلانتری همچنین از مسئولان حکومتی خواست در گفتار و تصمیمگیری هوشیار باشند و از ارسال آنچه «پالس منفی» به «دشمن» خواند، پرهیز کنند. او گفت برخی اظهارنظرها درباره مذاکره یا موضوعات هستهای میتواند از سوی طرف مقابل به عنوان نشانه ضعف تعبیر شود.
جوئیشکرونیکل گزارش داد که پس از پخش تهدیدهای مرگ علیه روزنامهنگاران ایرانی ساکن بریتانیا از یک شبکه وابسته به صداوسیمای جمهوری اسلامی، سیاستمداران بریتانیایی از احزاب مختلف و کارشناسان امنیتی خواستار تعطیلی دفتر این سازمان در لندن و آغاز تحقیقات پلیس مبارزه با تروریسم شدهاند.
بنابر این گزارش، موج تازه درخواستها برای برخورد با صداوسیمای جمهوری اسلامی پس از آن شکل گرفت که یکی از شبکههای وابسته به این سازمان در برنامهای تلویزیونی دو روزنامهنگار ایرانی مخالف حکومت را که در بریتانیا فعالیت میکنند، هدف قرار داد و در پیامی تهدیدآمیز گفت: «[تو] باید مرده باشی؛ نه مرگی آسان» و افزود: «آنها به سزای اعمالشان خواهند رسید.»
این روزنامه که از انتشار نام خبرنگاران مورد تهدید خودداری کرده، نوشت این دو نفر از کارکنان شبکه فارسیزبان «منوتو» هستند.
به نوشته جوئیشکرونیکل، اکنون فشارها بر دولت بریتانیا برای بررسی فعالیت دفتر صداوسیمای جمهوری اسلامی در منطقه اکتون لندن افزایش یافته است. کریس فیلیپ، وزیر کشور در دولت سایه بریتانیا، این رسانه را «شبکهای نفرتانگیز» توصیف کرد که از «رژیمی آدمکش و حامی تروریسم» حمایت میکند و گفت نباید اجازه فعالیت در خاک بریتانیا را داشته باشد.
مارک سواردز، نماینده حزب کارگر و رییس گروه پارلمانی حامی اسرائیل، نیز گفت رسانههای وابسته به جمهوری اسلامی تنها به انتشار نفرت بسنده نمیکنند، بلکه «آشکارا به قتل فرا میخوانند». او همچنین خواستار تسریع در اجرای برنامه دولت برای قرار دادن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در فهرست سازمانهای ممنوعه شد.
این گزارش در حالی منتشر میشود که نگرانیها درباره فعالیتهای جمهوری اسلامی در خاک بریتانیا طی ماههای اخیر افزایش یافته است. جوئیشکرونیکل مینویسد چند حمله به اماکن مرتبط با جامعه یهودیان بریتانیا به عوامل وابسته به حکومت ایران نسبت داده شده و همین مساله موجب افزایش فشار بر دولت برای مقابله با شبکههای نفوذ جمهوری اسلامی شده است.
راجر مکمیلان، کارشناس مبارزه با تروریسم و رییس پیشین بخش امنیت شبکه ایراناینترنشنال، به جوئیشکرونیکل گفته است تهدیدهای مطرحشده از سوی رسانههای حکومتی ایران با الگوی شناختهشده جمهوری اسلامی برای هدف قرار دادن مخالفان در خارج از کشور مطابقت دارد؛ الگویی که در گذشته به ترور و قتل مخالفان منجر شده است.
او توضیح داد: «ابتدا نام افراد در رسانه دولتی مطرح میشود، سپس به عنوان خائن یا عامل دشمن معرفی میشوند و در نهایت به شبکههای همسو با حکومت در سراسر جهان این پیام منتقل میشود که آن فرد هدفی مشروع است. ما بارها دیدهایم که این روند به قتل ختم شده است.»
مکمیلان همچنین صداوسیمای جمهوری اسلامی را نه یک رسانه مستقل، بلکه ابزاری حکومتی توصیف کرد که به گفته او تحت کنترل مستقیم سپاه پاسداران فعالیت میکند. او تاکید کرد مطالب پخششده علیه روزنامهنگاران ایرانی ساکن بریتانیا مصداق «تحریک مستقیم» و «تهدید» است و نمیتوان آن را در چارچوب آزادی بیان یا فعالیت رسانهای توجیه کرد.
لرد والنی، مشاور پیشین دولت بریتانیا در امور خشونت سیاسی، نیز به این روزنامه گفت فراخوان به قتل روزنامهنگاران ساکن بریتانیا «تحریک مجرمانه» محسوب میشود و نیازمند اقدام فوری نهادهای انتظامی و امنیتی است. او خواستار تعطیلی فوری دفتر صداوسیمای جمهوری اسلامی در بریتانیا شد.
جوئیشکرونیکل در ادامه گزارش خود به سابقه فعالیت صداوسیمای جمهوری اسلامی در بریتانیا پرداخته و نوشته است این سازمان در سال ۲۰۱۷ حدود ۱۰ کارمند در این کشور داشته است. برخی از کارکنان این رسانه ابتدا با ویزای صادرشده از سوی وزارت کشور بریتانیا وارد کشور شده و سپس حق اقامت دریافت کردهاند. این روزنامه همچنین گزارش داده است که شماری از کارکنان سابق صداوسیما بعدها در رسانههایی از جمله بیبیسی مشغول به کار شدهاند.
بر اساس این گزارش، دفتر کنونی صداوسیما در منطقه اکتون در غرب لندن قرار دارد و پیشتر از داخل سفارت جمهوری اسلامی فعالیت میکرد. به گفته جوئیشکرونیکل، برنامههای فارسیزبان این رسانه در لندن ضبط و برای پخش ماهوارهای به ایران ارسال میشود و بخشی از محتوای آن نیز از طریق یوتیوب منتشر میشود. مجریان این شبکه همچنین در برخی تجمعات ضداسرائیلی از جمله راهپیمایی روز قدس در بریتانیا حضور داشتهاند.
این روزنامه یادآور شده است که صداوسیمای جمهوری اسلامی علاوه بر اداره شبکههایی مانند پرستیوی، انحصار زیرساختهای ماهوارهای ایران را نیز در اختیار دارد و از زمان تاسیس پس از انقلاب ۱۳۵۷، کنترل کامل رادیو و تلویزیون داخلی و شبکههای برونمرزی ایران را بر عهده داشته است.
جوئیشکرونیکل همچنین گزارش داد که دو روزنامهنگار وابسته به این سازمان پیشتر از سوی دولت بریتانیا به دلیل ارتباط با حکومت ایران تحریم شدهاند و برخی مدیران ارشد آن، از جمله محمد سرافراز و عزتالله ضرغامی، نیز در فهرست تحریمهای لندن قرار دارند.
با این حال، به نوشته این روزنامه، بسیاری از سیاستمداران بریتانیایی معتقدند این اقدامات کافی نیست و خواهان تعطیلی کامل دفتر لندن صداوسیمای جمهوری اسلامی و اخراج کارکنانی هستند که در صورت اثبات نقششان در این فعالیتها، با ویزا در بریتانیا اقامت دارند.
وزارت کشور بریتانیا در واکنش به این گزارش اعلام کرد که از تهدیدهای ناشی از جمهوری اسلامی آگاه است و حفاظت از جان شهروندان و منافع بریتانیا را اولویت خود میداند. پلیس متروپولیتن لندن نیز گفت هرگونه ادعای مرتبط با جرائم تروریستی یا تهدیدهای امنیت ملی برای بررسی به واحد مبارزه با تروریسم ارجاع داده میشود.
جوئیشکرونیکل در پایان نوشت که برای دریافت نظر صداوسیمای جمهوری اسلامی با این سازمان تماس گرفته اما تا زمان انتشار گزارش پاسخی دریافت نکرده است.