درخواست برای تعطیلی دفتر صداوسیمای جمهوری اسلامی در لندن پس از تهدید روزنامهنگاران ایرانی
جوئیشکرونیکل گزارش داد که پس از پخش تهدیدهای مرگ علیه روزنامهنگاران ایرانی ساکن بریتانیا از یک شبکه وابسته به صداوسیمای جمهوری اسلامی، سیاستمداران بریتانیایی از احزاب مختلف و کارشناسان امنیتی خواستار تعطیلی دفتر این سازمان در لندن و آغاز تحقیقات پلیس مبارزه با تروریسم شدهاند.
بنابر این گزارش، موج تازه درخواستها برای برخورد با صداوسیمای جمهوری اسلامی پس از آن شکل گرفت که یکی از شبکههای وابسته به این سازمان در برنامهای تلویزیونی دو روزنامهنگار ایرانی مخالف حکومت را که در بریتانیا فعالیت میکنند، هدف قرار داد و در پیامی تهدیدآمیز گفت: «[تو] باید مرده باشی؛ نه مرگی آسان» و افزود: «آنها به سزای اعمالشان خواهند رسید.»
این روزنامه که از انتشار نام خبرنگاران مورد تهدید خودداری کرده، نوشت این دو نفر از کارکنان شبکه فارسیزبان «منوتو» هستند.
به نوشته جوئیشکرونیکل، اکنون فشارها بر دولت بریتانیا برای بررسی فعالیت دفتر صداوسیمای جمهوری اسلامی در منطقه اکتون لندن افزایش یافته است. کریس فیلیپ، وزیر کشور در دولت سایه بریتانیا، این رسانه را «شبکهای نفرتانگیز» توصیف کرد که از «رژیمی آدمکش و حامی تروریسم» حمایت میکند و گفت نباید اجازه فعالیت در خاک بریتانیا را داشته باشد.
مارک سواردز، نماینده حزب کارگر و رییس گروه پارلمانی حامی اسرائیل، نیز گفت رسانههای وابسته به جمهوری اسلامی تنها به انتشار نفرت بسنده نمیکنند، بلکه «آشکارا به قتل فرا میخوانند». او همچنین خواستار تسریع در اجرای برنامه دولت برای قرار دادن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در فهرست سازمانهای ممنوعه شد.
این گزارش در حالی منتشر میشود که نگرانیها درباره فعالیتهای جمهوری اسلامی در خاک بریتانیا طی ماههای اخیر افزایش یافته است. جوئیشکرونیکل مینویسد چند حمله به اماکن مرتبط با جامعه یهودیان بریتانیا به عوامل وابسته به حکومت ایران نسبت داده شده و همین مساله موجب افزایش فشار بر دولت برای مقابله با شبکههای نفوذ جمهوری اسلامی شده است.
راجر مکمیلان، کارشناس مبارزه با تروریسم و رییس پیشین بخش امنیت شبکه ایراناینترنشنال، به جوئیشکرونیکل گفته است تهدیدهای مطرحشده از سوی رسانههای حکومتی ایران با الگوی شناختهشده جمهوری اسلامی برای هدف قرار دادن مخالفان در خارج از کشور مطابقت دارد؛ الگویی که در گذشته به ترور و قتل مخالفان منجر شده است.
او توضیح داد: «ابتدا نام افراد در رسانه دولتی مطرح میشود، سپس به عنوان خائن یا عامل دشمن معرفی میشوند و در نهایت به شبکههای همسو با حکومت در سراسر جهان این پیام منتقل میشود که آن فرد هدفی مشروع است. ما بارها دیدهایم که این روند به قتل ختم شده است.»
مکمیلان همچنین صداوسیمای جمهوری اسلامی را نه یک رسانه مستقل، بلکه ابزاری حکومتی توصیف کرد که به گفته او تحت کنترل مستقیم سپاه پاسداران فعالیت میکند. او تاکید کرد مطالب پخششده علیه روزنامهنگاران ایرانی ساکن بریتانیا مصداق «تحریک مستقیم» و «تهدید» است و نمیتوان آن را در چارچوب آزادی بیان یا فعالیت رسانهای توجیه کرد.
لرد والنی، مشاور پیشین دولت بریتانیا در امور خشونت سیاسی، نیز به این روزنامه گفت فراخوان به قتل روزنامهنگاران ساکن بریتانیا «تحریک مجرمانه» محسوب میشود و نیازمند اقدام فوری نهادهای انتظامی و امنیتی است. او خواستار تعطیلی فوری دفتر صداوسیمای جمهوری اسلامی در بریتانیا شد.
جوئیشکرونیکل در ادامه گزارش خود به سابقه فعالیت صداوسیمای جمهوری اسلامی در بریتانیا پرداخته و نوشته است این سازمان در سال ۲۰۱۷ حدود ۱۰ کارمند در این کشور داشته است. برخی از کارکنان این رسانه ابتدا با ویزای صادرشده از سوی وزارت کشور بریتانیا وارد کشور شده و سپس حق اقامت دریافت کردهاند. این روزنامه همچنین گزارش داده است که شماری از کارکنان سابق صداوسیما بعدها در رسانههایی از جمله بیبیسی مشغول به کار شدهاند.
بر اساس این گزارش، دفتر کنونی صداوسیما در منطقه اکتون در غرب لندن قرار دارد و پیشتر از داخل سفارت جمهوری اسلامی فعالیت میکرد. به گفته جوئیشکرونیکل، برنامههای فارسیزبان این رسانه در لندن ضبط و برای پخش ماهوارهای به ایران ارسال میشود و بخشی از محتوای آن نیز از طریق یوتیوب منتشر میشود. مجریان این شبکه همچنین در برخی تجمعات ضداسرائیلی از جمله راهپیمایی روز قدس در بریتانیا حضور داشتهاند.
این روزنامه یادآور شده است که صداوسیمای جمهوری اسلامی علاوه بر اداره شبکههایی مانند پرستیوی، انحصار زیرساختهای ماهوارهای ایران را نیز در اختیار دارد و از زمان تاسیس پس از انقلاب ۱۳۵۷، کنترل کامل رادیو و تلویزیون داخلی و شبکههای برونمرزی ایران را بر عهده داشته است.
جوئیشکرونیکل همچنین گزارش داد که دو روزنامهنگار وابسته به این سازمان پیشتر از سوی دولت بریتانیا به دلیل ارتباط با حکومت ایران تحریم شدهاند و برخی مدیران ارشد آن، از جمله محمد سرافراز و عزتالله ضرغامی، نیز در فهرست تحریمهای لندن قرار دارند.
با این حال، به نوشته این روزنامه، بسیاری از سیاستمداران بریتانیایی معتقدند این اقدامات کافی نیست و خواهان تعطیلی کامل دفتر لندن صداوسیمای جمهوری اسلامی و اخراج کارکنانی هستند که در صورت اثبات نقششان در این فعالیتها، با ویزا در بریتانیا اقامت دارند.
وزارت کشور بریتانیا در واکنش به این گزارش اعلام کرد که از تهدیدهای ناشی از جمهوری اسلامی آگاه است و حفاظت از جان شهروندان و منافع بریتانیا را اولویت خود میداند. پلیس متروپولیتن لندن نیز گفت هرگونه ادعای مرتبط با جرائم تروریستی یا تهدیدهای امنیت ملی برای بررسی به واحد مبارزه با تروریسم ارجاع داده میشود.
جوئیشکرونیکل در پایان نوشت که برای دریافت نظر صداوسیمای جمهوری اسلامی با این سازمان تماس گرفته اما تا زمان انتشار گزارش پاسخی دریافت نکرده است.
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.