نهادهای اطلاعاتی آمریکا واکنش احتمالی تهران به اعلام پیروزی از سوی ترامپ را بررسی میکنند
خبرگزاری رویترز بهنقل از دو مقام آمریکایی و یک منبع آگاه گزارش داد نهادهای اطلاعاتی ایالات متحده در حال بررسی این موضوع هستند که اگر دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، در جنگ ایران، بهطور یکجانبه اعلام پیروزی کند، جمهوری اسلامی چه واکنشی نشان خواهد داد.
به گفته این منابع، جامعه اطلاعاتی آمریکا به درخواست مقامهای ارشد دولت، در حال تحلیل این موضوع و پرسشهای مرتبط دیگر است.
هدف از این بررسی، درک پیامدهای احتمالی عقبنشینی ترامپ از جنگی است که برخی مقامها و مشاوران نگرانند بتواند به شکستهای سنگین جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای اواخر امسال منجر شود.
با وجود آنکه هنوز تصمیمی اتخاذ نشده و ترامپ میتواند بهسادگی عملیات نظامی را تشدید کند، کاهش سریع تنشها میتواند فشار سیاسی بر رییسجمهوری را کاهش دهد؛ هرچند ممکن است در عین حال حکومت ایران را جسورتر کند و در نهایت به بازسازی برنامههای هستهای و موشکی این کشور و تهدید متحدان آمریکا در منطقه بینجامد.
این منابع بهدلیل حساسیت موضوعات اطلاعاتی نخواستند نامشان فاش شود.
مشخص نیست جامعه اطلاعاتی چه زمانی این بررسیها را به پایان خواهد رساند، اما این نهادها پیشتر نیز واکنش احتمالی رهبران جمهوری اسلامی به اعلام پیروزی از سوی آمریکا را تحلیل کرده بودند.
به گفته یکی از منابع، در روزهای پس از آغاز حملات اولیه در فوریه، نهادهای اطلاعاتی ارزیابی کرده بودند که اگر ترامپ اعلام پیروزی کند و آمریکا حضور نظامی خود در منطقه را کاهش دهد، جمهوری اسلامی احتمالا آن را بهعنوان یک پیروزی برای خود تلقی خواهد کرد.
این منبع افزود اگر ترامپ اعلام پیروزی کند اما حضور نظامی گسترده آمریکا را حفظ کند، جمهوری اسلامی احتمالا آن را یک تاکتیک مذاکره تلقی میکند، اما نه لزوما اقدامی که به پایان جنگ منجر شود.
لیز لیونز، مدیر دفتر امور عمومی سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (CIA)، پس از انتشار این گزارش در بیانیهای گفت: «سازمان سیا با ارزیابی گزارششده جامعه اطلاعاتی آشنایی ندارد.» سیا از پاسخ به پرسشهای مشخص رویترز درباره فعالیتهای جاری خود در قبال ایران خودداری کرد.
دفتر مدیر اطلاعات ملی آمریکا نیز از اظهارنظر در این زمینه خودداری کرد.
آنا کلی، سخنگوی کاخ سفید، گفت ایالات متحده همچنان در حال گفتوگو با حکومت ایران است و «برای دستیابی به یک توافق بد عجله نخواهد کرد.»
او افزود: «رییسجمهوری تنها وارد توافقی خواهد شد که امنیت ملی آمریکا را در اولویت قرار دهد. او بهطور شفاف اعلام کرده که ایران هرگز نباید به سلاح هستهای دست پیدا کند.»
هزینههای سیاسی بالا
رویترز در گزارش خود نوشته است نظرسنجیها نشان میدهد این جنگ در میان آمریکاییها بهشدت نامحبوب است. تنها ۲۶ درصد از پاسخدهندگان در نظرسنجی رویترز/ایپسوس که هفته گذشته منتشر شد، گفتهاند این عملیات نظامی ارزش هزینههایش را داشته و تنها ۲۵ درصد معتقدند این جنگ آمریکا را امنتر کرده است.
سه منبع آگاه از گفتوگوهای اخیر در کاخ سفید گفتهاند ترامپ بهخوبی از هزینه سیاسی این جنگ برای خود و حزبش آگاه است.
بیست روز پس از اعلام آتشبس از سوی ترامپ، تلاشهای دیپلماتیک هنوز نتوانسته تنگه هرمز را که از نظر اقتصادی حیاتی است، بهطور کامل بازگشایی کند؛ تنگهای که جمهوری اسلامی با حمله به کشتیها و مینگذاری در آن، آن را مسدود کرده است.
اختلال در عبور کشتیهایی که حدود ۲۰ درصد نفت خام جهان را حمل میکنند، باعث افزایش هزینه انرژی در سطح جهانی و بالا رفتن قیمت بنزین در آمریکا شده است.
بهنوشته رویترز، توانایی جمهوری اسلامی در مختل کردن تجارت، به حکومت ایران اهرم فشار قابلتوجهی در برابر آمریکا و متحدانش داده است.
کاهش حضور نظامی آمریکا در منطقه، همراه با رفع متقابل محاصره، در نهایت میتواند به کاهش قیمت بنزین منجر شود.
با این حال، تاکنون دو طرف از دستیابی به هرگونه توافقی فاصله دارند.
آخر هفته گذشته، ترامپ سفر استیو ویتکاف، فرستاده ویژه خود، و جرد کوشنر، دامادش، به پاکستان برای دیدار با مقامهای جمهوری اسلامی را لغو کرد و روز شنبه به خبرنگاران گفت این روند «زمان زیادی» میبرد و اگر ایران میخواهد گفتوگو کند «فقط کافی است تماس بگیرد.»
گزینههای نظامی همچنان روی میز است
بهگفته یک منبع دیگر آگاه از روندهای داخلی دولت، گزینههای مختلف نظامی همچنان بهطور رسمی مطرح است، از جمله ازسرگیری حملات هوایی علیه رهبران نظامی و سیاسی جمهوری اسلامی.
با این حال، یکی از مقامهای آمریکایی و یک منبع دیگر گفتند گزینههای گستردهتر، مانند حمله زمینی به خاک ایران، نسبت به چند هفته پیش کمتر محتمل به نظر میرسند.
یک مقام کاخ سفید فشار داخلی برای پایان دادن به جنگ را «بسیار زیاد» توصیف کرد.
یکی از منابع گفت جمهوری اسلامی از آتشبس جاری استفاده کرده تا پرتابگرها، مهمات، پهپادها و سایر تجهیزات خود را که در هفتههای نخست جنگ زیر حملات آمریکا و اسرائیل مدفون شده بود، بازیابی کند.
در نتیجه، هزینههای تاکتیکی ازسرگیری جنگ تمامعیار اکنون نسبت به روزهای ابتدایی آتشبس بهطور قابلتوجهی افزایش یافته است.
رهبران کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس در نشست خود در جده با طرح جمهوری اسلامی برای دریافت عوارض از عبور کشتیها در تنگه هرمز مخالفت کردند و در این موضوع با ایالات متحده همسو شدند.
خبرگزاری رسمی عربستان سعودی اعلام کرد در این نشست «موضوعات و مسائل مرتبط با تحولات منطقهای و بینالمللی و همچنین هماهنگی تلاشها برای پاسخ به آنها» مورد بررسی قرار گرفت.
این نشست نخستین گردهمایی شورای همکاری خلیج فارس از زمان آغاز جنگ حدود دو ماه پیش بود.
در پی برگزاری این نشست، روزنامه نیویورکپست بهنقل از منابع آمریکایی و منطقهای نوشت که عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، در سفر اخیر خود به عمان پیشنهادی را مطرح کرده بود که بر اساس آن، ایران و عمان کنترل تنگه هرمز را میان خود تقسیم کنند.
با این حال، بهنوشته نیویورکپست عمان که در هفتههای نخست جنگ هدف حملات جمهوری اسلامی قرار گرفته بود، این پیشنهاد را رد کرد؛ موضوعی که به گفته منابع آگاه، تهران را در تلاش برای اعمال حاکمیت بر این گذرگاه حیاتی نفتی با چالش مواجه کرده است.
یک منبع آگاه از تلاشها برای میانجیگری به این روزنامه گفت کشورهای خلیج فارس «ممکن است ببخشند، اما آنچه ایران انجام داده را فراموش نخواهند کرد».
او افزود این کشورها «هیچ علاقهای به پرداخت هزینه بازسازی ایران ندارند» و اجازه نخواهند داد تهران کنترل تنگه یا دریافت عوارض از کشتیها را در دست بگیرد.
کارشناسان نیز میگویند موضع عمان با دیدگاه دونالد ترامپ همسو است که تاکید کرده ایران نباید امکان دریافت عوارض یا کنترل تنگه هرمز را داشته باشد.
الکس پلیتساس، مقام پیشین پنتاگون، به نیویورکپست گفت: «کشورهای شورای همکاری خلیج فارس از موضع دولت آمریکا حمایت میکنند و میگویند ایران نمیتواند تنگه هرمز را کنترل کند یا از آن عوارض دریافت کند یا هر زمان که بخواهد آن را ببندد.»
او افزود حملات جمهوری اسلامی به کشورهای خلیج فارس برای فشار بر آمریکا «نتیجه معکوس داشته» و روابط تهران با همسایگانش را «دههها به عقب برده است.»
به گفته این کارشناس، صبر کشورهای منطقه در حالی که تنگه همچنان بسته است و تهدید حملات بیشتر وجود دارد، رو به پایان است.
همزمان، مذاکرات میان ایران و آمریکا در اسلامآباد متوقف شده و چشمانداز پیشرفت در گفتوگوها نامشخص است.
در همین حال، قطر نیز خواستار پایان سریع جنگ شد، اما تأکید کرد این پایان باید پایدار باشد.
سخنگوی وزارت امور خارجه قطر گفت: «ما نمیخواهیم در آینده نزدیک شاهد بازگشت درگیریها در منطقه باشیم.»
او افزود: «ما نمیخواهیم شاهد یک درگیری منجمد باشیم که هر بار به دلایل سیاسی دوباره شعلهور شود.»
الکس پلیتساس، مقام پیشین پنتاگون و پژوهشگر شورای آتلانتیک، نیز گفت کشورهای شورای همکاری خلیج فارس از موضع دولت آمریکا حمایت میکنند که ایران نباید کنترل تنگه هرمز را در اختیار داشته باشد یا آن را ببندد.
او هشدار داد ادامه فشار یا حملات علیه کشورهای خلیج فارس میتواند بیپاسخ نماند.
همزمان، مذاکرات میان آمریکا و جمهوری اسلامی در اسلامآباد متوقف شده و قطر خواستار پایان سریع اما پایدار جنگ شده است.
سخنگوی وزارت امور خارجه قطر گفت: «ما نمیخواهیم در آینده نزدیک شاهد بازگشت درگیریها در منطقه باشیم.»
او افزود: «ما نمیخواهیم شاهد یک درگیری منجمد باشیم که هر بار به دلایل سیاسی دوباره شعلهور شود.»
ریچارد نفیو، پژوهشگر ارشد در مرکز سیاست جهانی انرژی دانشگاه کلمبیا، در مقالهای در نشریه فارین افرز استدلال کرده است که ایالات متحده باید به جنگ با جمهوری اسلامی پایان دهد، اما فشار حداکثری را حفظ کند تا در نهایت حکومت ایران تضعیف و از درون دچار فروپاشی شود.
ریچارد نفیو، که در دولت بایدن معاون نماینده ویژه در امور ایران بود و در دولت اوباما در شورای امنیت ملی و وزارت امور خارجه آمریکا فعالیت میکرد و بهعنوان معمار تحریمها شناخته میشود، در مقاله خود ابتدا به تناقضها در مواضع دولت ترامپ در قبال جمهوری اسلامی اشاره کرده و نوشته است که این مواضع از دعوت اولیه به قیام مردم ایران و تغییر رژیم، تا عقبنشینی از این هدف و تمرکز بر جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای متغیر بوده است.
بهنوشته نفیو، اگرچه ترامپ مدعی است با حذف رهبران قبلی به نوعی تغییر رژیم دست یافته، اما این برداشت نادرست است، زیرا رهبران جدید، که عمدتا از سپاه پاسداران هستند نهتنها میانهروتر نیستند، بلکه به همان اندازه یا حتی بیشتر تندرو، سرکوبگر در داخل و تهاجمی در خارج هستند.
او تاکید کرده که تجربههای تاریخی نشان دادهاند تغییر رژیم از طریق جنگ و بمباران بسیار دشوار و پرهزینه است و میتواند به بیثباتی گسترده منجر شود، همانطور که در عراق و لیبی رخ داد. با این حال، به باور نفیو، ادامه جنگ نیز راهحل مناسبی نیست. در عوض، تغییر واقعی باید از داخل ایران و بهدست مردم آن رخ دهد؛ مردمی که در سالهای اخیر بارها در اعتراض به سرکوب و مشکلات اقتصادی به خیابانها آمدهاند. بنابراین، سیاست آمریکا باید بهگونهای باشد که این فشار داخلی حفظ و حتی تقویت شود.
نفیو هشدار داده که هرگونه توافق صلح جامع که منجر به رفع گسترده تحریمها شود، حتی اگر شامل محدودیتهایی بر برنامه هستهای و نظامی جمهوری اسلامی باشد، میتواند به احیای رژیم و تقویت رهبران تندرو کمک کند.
بهنوشته ریچارد نفیو، چنین توافقی منابع مالی لازم را در اختیار حاکمیت قرار میدهد تا هم نارضایتیهای داخلی را مدیریت کند و هم قدرت خود را تثبیت کند. بهویژه، سپاه پاسداران که کنترل بخشهای کلیدی اقتصاد را در دست دارد، از این منابع برای گسترش نفوذ اقتصادی و سیاسی خود استفاده خواهد کرد.
در مقابل، او پیشنهاد کرده است که آمریکا باید به توافقهای محدودتر بسنده کند؛ توافقهایی که بر تداوم آتشبس، باز نگه داشتن تنگه هرمز و جلوگیری از اختلال در تجارت جهانی تمرکز دارند، بدون آنکه فشار اقتصادی بر حکومت ایران کاهش یابد. چنین رویکردی اگرچه ممکن است از نظر سیاسی برای ترامپ کمتر جذاب باشد، اما در بلندمدت مانع بازسازی توان نظامی جمهوری اسلامی و زمینهساز تضعیف رژیم خواهد شد.
نفیو سپس به ماهیت رهبری جدید در جمهوری اسلامی پرداخته و نوشته است که افراد کلیدی مانند احمد وحیدی، عباس عراقچی و محمدباقر قالیباف همگی سابقه طولانی فعالیت در سپاه دارند و بهطور ساختاری به حفظ نظام و مقابله با آمریکا متعهدند و اختلافات داخلی آنها بیشتر تاکتیکی است تا راهبردی. در نتیجه، هیچ نشانهای وجود ندارد که نشان دهد جمهوری اسلامی در حال حرکت به سمت اعتدال است.
در عین حال، این رهبران با همان مشکلات ساختاری پیشین مواجهاند: اقتصاد ضعیف، فساد گسترده، نارضایتی اجتماعی و فشار تحریمها. اعتراضات گسترده در سالهای اخیر نشاندهنده عمق این بحرانهاست. جنگ ممکن است بهطور موقت حس همبستگی ملی ایجاد کند، اما مشکلات بنیادی، از جمله کمبود خدمات عمومی مانند آب و برق و سوءمدیریت، را حل نمیکند و حتی میتواند آنها را تشدید کند.
نفیو همچنین به نقش سپاه در اقتصاد اشاره کرده و افزوده است که این نهاد، بهویژه از طریق قرارگاه خاتمالانبیا، کنترل بخش بزرگی از پروژههای بازسازی و صنعتی را در اختیار دارد. پس از جنگ، سپاه احتمالا از بازسازی زیرساختها برای افزایش قدرت اقتصادی و سیاسی خود استفاده خواهد کرد. علاوه بر این، دولت ایران ناچار خواهد شد بین بازسازی نظامی و بهبود خدمات اجتماعی یکی را انتخاب کند و به احتمال زیاد اولویت را به تقویت نظامی خواهد داد، که خود به افزایش نارضایتی داخلی منجر میشود.
بهنوشته نفیو، اگرچه رژیم ابزارهایی قوی برای سرکوب دارد، اما احساس ناامنی در میان رهبران آن افزایش یافته و تمایل به رسیدن به توافق صلح تا حدی ناشی از همین فشارهاست. با این حال، جنگ به تقویت انسجام درونی سپاه و حذف صداهای جایگزین منجر شده است.
در بخش دیگری از مقاله، نفیو تاکید کرده است که آمریکا نباید بهسرعت به سمت یک توافق جامع حرکت کند. هر دو طرح پیشنهادی، چه از سوی جمهوری اسلامی و چه از سوی ترامپ که شامل رفع گسترده تحریمها هستند، میتوانند فشار داخلی بر رژیم را کاهش دهند و به سپاه اجازه دهند کنترل بیشتری بر اقتصاد پیدا کند.
او همچنین نسبت به قابلیت راستیآزمایی تعهدات جمهوری اسلامی ابراز تردید کرده و افزوده که تهران میتواند بخشی از ذخایر اورانیوم غنیشده را پنهان کند، سانتریفیوژها را مخفی نگه دارد یا برنامههای موشکی و پهپادی خود را ادامه دهد. بنابراین، حتی تعهدات مربوط به باز نگه داشتن تنگه هرمز نیز ممکن است قابل اعتماد نباشند.
نفیو سپس نتیجه گرفته است که آمریکا باید تمرکز خود را بر اهداف محدود و فوری قرار دهد: باز نگه داشتن تنگه هرمز و جلوگیری از حملات منطقهای. این امر، بهنوشته نفیو میتواند از طریق توافقی ساده انجام شود که در آن آمریکا و متحدانش محاصره را کاهش دهند و جمهوری اسلامی نیز متعهد به باز نگه داشتن تنگه هرمز، همکاری در مینروبی و توقف حملات شود. چنین توافقی اگرچه شکننده است و مساله هستهای را حل نمیکند، اما از اختلال در تجارت جهانی جلوگیری میکند.
نفیو در عین حال تاکید کرده است که توافقهای بزرگتر، مانند محدود کردن برنامه هستهای و موشکی ایران، از نظر امنیتی اهمیت دارند و نمونهای از آن، توافق برجام در سال ۲۰۱۵ بود.
با این حال، او بر تفاوت شرایط کنونی با آن زمان تاکید کرده و افزوده که در آن دوره، تحریمها بهصورت هدفمند رفع شدند و سپاه همچنان تحت محدودیت باقی ماند، که حتی به تضعیف نسبی آن انجامید. اما خروج ترامپ از برجام و بازگشت تحریمهای گسترده باعث شد سپاه به بازیگر اصلی در اقتصاد تبدیل شود، زیرا توانایی دور زدن تحریمها را داشت.
از نگاه نفیو به همین دلیل، ایران امروز از نظر ساختار قدرت، برنامه هستهای و سطح نارضایتی اجتماعی با ایران سال ۲۰۱۵ متفاوت است و سیاست آمریکا نیز باید متناسب با این تغییرات تنظیم شود.
در نهایت، نفیو نتیجه گرفته است که بهترین راه برای تضعیف سپاه و تغییر واقعی، حمایت غیرمستقیم از فشارهای داخلی است. آمریکا باید از توافقی که به بقای رژیم کمک کند اجتناب کند، در عین حال امکان مذاکره را کاملا کنار نگذارد. اما معیارهای سختگیرانهای برای رفع تحریمها تعیین کند تا اطمینان حاصل شود که سود اصلی هر توافق نصیب رژیم، و بهویژه سپاه، نمیشود. تنها در چنین شرایطی است که مردم ایران میتوانند فرصتی واقعی برای تعیین سرنوشت خود داشته باشند.
والاستریت ژورنال نوشت که هکرهای مورد حمایت جمهوری اسلامی طی ماههای گذشته صدها نفر از نظامیان آمریکایی و دیگر مقامهای دولت این کشور را هدف حملات سایبری قرار دادند. همزمان، رسانههای ایران نوشتند که گروه هکری حنظله مشخصات ۲هزار و ۳۷۹ نیروی نظامی آمریکا را منتشر کرده است.
این روزنامه سهشنبه هشتم اردیبهشت در گزارشی به نقل از یک مقام آمریکایی نوشت که پنتاگون در حال بررسی ادعاهای منتسب به گروه حنظله است، اما بررسیهای اولیه نشان میدهد که دستکم برخی از نامهای منتشرشده در فهرست این گروه نام واقعی نیروهای نظامی آمریکایی است.
به گفته این مقام، بازرسان معتقدند حنظله اعضای دیگر شاخههای نیروهای مسلح آمریکا را نیز هدف قرار داده است. او همچنین تاکید کرد که عملیات هدفمند حنظله در ماه دسامبر با حملات سایبری علیه اعضای افبیآی آغاز شد.
حنظله در تازهترین بیانیه خود مدعی شده فهرست مورد انتشار حاوی نامهای تفنگداران نیروی دریایی آمریکا مستقر در اطراف ایران است و آن را «قطرهای از دریای تواناییهای نظارتی» خود خوانده است. این گروه همچنین مدعی شد که نامها و هویت «دهها هزار نفر از نیروهای نظامی آمریکایی در منطقه» را در اختیار دارد. همچنین از «جزئیات مربوط به خانوادههای آنها، نشانی خانههایشان، پایگاهها، مسیرهای رفتوآمد روزانه، عادتهای خرید و حتی فعالیتهای تفریحی شبانهشان» بهدقت مطلع است.
وزارت دادگستری ایالات سهشنبه چهارم فروردین متحده اعلام کرد که چهار وبسایت مرتبط با تلاشهای هکری وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی که در چارچوب عملیات روانی و سرکوب فرامرزی فعالیت میکردند، به حکم دادگاه از دسترس خارج شد. دو دامنه توقیفشده به گروه هکری حنظله، وابسته به جمهوری اسلامی، تعلق داشت.
ارسال پیامک تهدیدآمیز به مردم اسرائیل
در همین حال، رسانههای اسرائیلی سهشنبه هشتم فروردین گزارش دادند که شماری از شهروندان این کشور پیامهای تهدیدآمیزی در واتساپ دریافت کردهاند.
این رسانهها نوشتند که الگوی این پیامهای حاوی تهدید به حمله موشکی، با فعالیتهای گروه هکری حنظله، وابسته به جمهوری اسلامی، همخوانی دارد. اداره ملی سایبری اسرائیل اعلام کرد که در حال بررسی منشاء این پیامهاست.
این پیام به زبان انگلیسی برای بسیاری از شهروندان ارسال شده و در پایان آن نام گروه حنظله آمده است. در این پیامها آمده است: «این هشداری به شما، ساکنان یهودی سرزمینهای اشغالی، است: اگر به این حماقت پایان ندهید، خود را برای رگباری از موشکهای سید مجید آماده کنید. به زودی هفتهها را در پناهگاههای خود سپری خواهید کرد، پس از همین حالا تدارک ببینید. هک حنظله.»
حنظله که به استناد بیانیه وزارت دادگستری آمریکا با وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی مرتبط است، ۲۱ فروردین، همزمان با آغاز آتشبس میان آمریکا و حکومت ایران اعلام کرد که حملات سایبری علیه آمریکا را متوقف میکند، اما به حملات علیه اسرائیل ادامه میدهد.
در بیانیه چهارم فروردین وزارت دادگستری آمریکا آمده بود که وبسایتهای مسدودشده مرتبط با گروه هکری حنظله برای برعهده گرفتن مسئولیت حملات سایبری، انتشار دادههای حساس سرقتشده، و همچنین انتشار فراخوان برای قتل روزنامهنگاران، مخالفان جمهوری اسلامی و شهروندان اسرائیلی استفاده میشدند.
به گفته وزارت دادگستری آمریکا، این دامنهها بخشی از یک الگوی مشترک عملیات سایبری مخرب و «فعالیتنمایی جعلی» با استفاده از دادههای هکشده بودند.
گروه هکری حنظله اواسط تیر ۱۴۰۴ مدعی هک ایراناینترنشنال و تلفنهای همراه چند نفر از کارکنان این رسانه شد.
این گروه ۲۱ اسفند ۱۴۰۴ نیز مسئولیت حمله سایبری به شرکت آمریکایی استرایکر را، مستقر در میشیگان، را بر عهده گرفته بود. استرایکر یک شرکت فناوری پزشکی است و محصولات اصلی آن تجهیزات جراحی، فناوریهای ایمنی، سیستمهای انتقال بیمار و تجهیزات مراقبتهای ویژه را شامل میشود.
این گروه آذر ۱۴۰۴ نیز اطلاعات شخصی چند نفر را منتشر کرد و مدعی شد این افراد «مهندسان و کارکنان ارشد صنایع دفاعی اسرائیل» هستند. این گروه هکری در ازای اطلاعاتی که «مستقیما به دستگیری آنها منجر شود»، پاداش ۳۰ هزار دلاری پیشنهاد داد.
والاستریت ژورنال و بلومبرگ در گزارشهایی جداگانه نوشتند که در پی محاصره دریایی بنادر ایران از سوی نیروی دریایی آمریکا، ظرفیت ذخیرهسازی نفت خام ایران بهسرعت رو به پایان است و تهران برای جلوگیری از توقف کامل تولید، به روشهای غیرمعمول و اضطراری روی آورده است.
بلومبرگ سهشنبه هشتم اردیبهشت با استناد به دادههای کپلر، شرکت تحلیل دادههای بازار کالا و حملونقل دریایی، نوشت که ظرفیت ذخیرهسازی نفت خام ایران بهسرعت در حال کاهش است.
بر اساس این گزارش، ظرفیت باقیمانده مخازن ایران تنها برای ۱۲ تا ۲۲ روز آینده کفایت میکند. این وضعیت بحرانی احتمالا حکومت ایران را مجبور خواهد کرد تا اواسط ماه می (اواخر اردیبهشت) تولید روزانه خود را ۱.۵ میلیون بشکه دیگر کاهش دهد.
به نوشته بلومبرگ صادرات نفت ایران از آغاز محاصره بندرهای جنوب ایران به دستور دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده در ۲۴ فروردین کاهش چشمگیری داشته است.
دادههای کپلر نشان میدهد که بارگیری نفت خام و میعانات گازی در ایران که در نیمه اول آوریل (حوالی ۱۳ تا ۲۷ فروردین) حدود ۲.۱ میلیون بشکه در روز بود، پس از برقراری کامل محاصره به میانگین ۵۶۷ هزار بشکه در روز سقوط کرده است.
کپلر تاکید میکند که هیچ تانکری موفق به عبور از محاصره دریایی نشده و بارگیریها حدود ۷۰ درصد افت کرده است.
بر اساس گزارش والاستریت ژورنال که سهشنبه ۸ اردیبهشت منتشر شد، تهران برای خریدن زمان و جلوگیری از بستن چاههای نفت، به روشهای عجیبی روی آورده است.
استفاده از مخازن متروکه و فرسوده و صادر کردن نفت از طریق قطار به شهرهای «ایوو» و «شیآن» چین از جمله این روشها اعلام شده است.
با این حال، کارشناسان معتقدند از آنجا که حملونقل ریلی به دلیل هزینههای بالا و ظرفیت محدود، نمیتواند جایگزین تانکرهای اقیانوسپیمای نفتکش شود، این تلاش از استیصال جمهوری اسلامی حکایت دارد.
به نوشته والاستریت ژورنال و به نقل از شرکت ریستاد انرژی، بستن ناگهانی چاههای نفت میتواند آسیبهای دائمی به میدانهای قدیمی ایران وارد کند.
این شرکت هشدار میدهد که نیمی از میدانهای نفتی ایران دارای فشار پایینی هستند و توقف تولید ممکن است باعث از دست رفتن همیشگی بخشی از ظرفیت تولید این میدانها شود.
در میدانهای نفتی فشار زیرزمینی به استخراج نفت کمک میکند. بسته شدن موقت میدانهایی با فشار پایین ممکن است به ساختار مخازن آسیب بزند و مسیر حرکت نفت را تغییر دهد، بهنحوی که بازیابی آن سخت و پرهزینه شود.
از سوی دیگر، کپلر معتقد است ایران تاثیر مالی این بحران را به دلیل چرخه پرداختهای دو تا چهار ماهه، طی ماههای آینده بهطور کامل حس خواهد کرد.
تهران هفته گذشته هشدار داد کابلهای زیردریایی در تنگه هرمز بهعنوان نقطهای آسیبپذیر برای اقتصاد دیجیتال منطقه مطرح هستند. این هشدار، نگرانیها را درباره احتمال حمله جمهوری اسلامی به زیرساختهای حیاتی، افزایش داده است.
خبرگزاری رویترز سهشنبه هشتم اردیبهشت نوشت آبراه باریک تنگه هرمز که پیشتر بهعنوان گلوگاهی برای انتقال نفت جهان شناخته میشد، برای دنیای دیجیتال نیز به همان اندازه حیاتی است: «چندین کابل فیبر نوری در بستر دریا از این تنگه عبور میکنند و کشورهای هند و جنوب شرق آسیا را از طریق کشورهای خلیج فارس و مصر به اروپا متصل میکنند.»
کابلهای زیردریایی، کابلهای فیبر نوری یا الکتریکی هستند که در کف دریا قرار میگیرند و برای انتقال داده و برق استفاده میشوند. بر اساس اعلام اتحادیه بینالمللی مخابرات، این کابلها حدود ۹۹ درصد از ترافیک اینترنت جهان را منتقل میکنند.
این کابلها همچنین ارتباطات مخابراتی و انتقال برق میان کشورها را برقرار میکنند و برای خدمات ابری و ارتباطات آنلاین، حیاتی هستند.
ماشا کوتکین، تحلیلگر ژئوپلیتیک و انرژی، به رویترز گفت: «آسیب دیدن کابلها به معنای کند شدن اینترنت یا قطع آن، اختلال در تجارت الکترونیک، تاخیر در تراکنشهای مالی و در نهایت پیامدهای اقتصادی ناشی از همه این اختلالهاست.»
کشورهای حوزه خلیج فارس، بهویژه امارات متحده عربی و عربستان سعودی، میلیاردها دلار در حوزه هوش مصنوعی و زیرساختهای دیجیتال سرمایهگذاری کردهاند تا اقتصاد خود را از وابستگی به نفت دور کنند. هر دو کشور شرکتهای ملی هوش مصنوعی ایجاد کردهاند که به مشتریان منطقه خدمات ارائه میدهند. خدماتی که برای انتقال سریع دادهها کاملا به کابلهای زیردریایی وابستهاند.
از جمله کابلهای مهمی که از تنگه هرمز عبور میکنند میتوان به کابل «آسیا-آفریقا-اروپا-۱» اشاره کرد که جنوب شرق آسیا را از طریق مصر به اروپا متصل میکند و در امارات، عمان، قطر و عربستان سعودی نقاط اتصال دارد.
شبکه «فالکون» نیز هند و سریلانکا را به کشورهای خلیج فارس، سودان و مصر متصل میکند و سیستم «گلف بریج اینترنشنال»، همه کشورهای خلیج فارس از جمله ایران را به هم پیوند میدهد.
علاوه بر این، شبکههای جدیدی نیز در حال ساخت هستند. از جمله سیستمی به رهبری شرکت «اوریدو» قطر.
خطرات چیست؟
بر اساس دادههای کمیته بینالمللی حفاظت از کابلها، با وجود افزایش چشمگیر طول کابلهای زیردریایی بین سالهای ۱۳۹۳ تا ۱۴۰۴، تعداد خرابیها تقریبا ثابت و حدود ۱۵۰ تا ۲۰۰ مورد در سال باقی مانده است.
خرابکاری دولتی یکی از ریسکها محسوب میشود، اما به گفته کارشناسان، ۷۰ تا ۸۰ درصد خرابیها ناشی از فعالیتهای انسانی ناخواسته مانند ماهیگیری و لنگر کشتیهاست.
آلن مولدین، مدیر تحقیقات شرکت «تلجئوگرافی» (TeleGeography)، گفت عوامل طبیعی مانند جریانهای زیر دریا، زلزله، آتشفشانهای زیردریایی و طوفانهای شدید نیز از دیگر خطرات هستند.
به گفته او، صنعت برای مقابله با این تهدیدها کابلها را در زیر بستر دریا دفن میکند، آنها را تقویت میکند و مسیرهای امنتری انتخاب میکند.
جنگ ایران که اکنون به حدود دو ماه رسیده، اختلالات بیسابقهای در تامین انرژی جهان و زیرساختهای منطقه ایجاد کرده است؛ از جمله آسیب به مراکز داده خدمات ابری آمازون در بحرین و امارات متحده عربی.
کابلهای زیردریایی تاکنون از آسیب مستقیم در امان ماندهاند.
با این حال، یک خطر غیرمستقیم وجود دارد: کشتیهای آسیبدیده ممکن است بهطور ناخواسته با کشیدن لنگر خود، کابلها را قطع کنند.
کوتکین گفت: «در شرایط عملیات نظامی فعال، خطر آسیبهای ناخواسته افزایش مییابد و هرچه این درگیری طولانیتر شود، احتمال چنین آسیبهایی بیشتر میشود.»
او به حادثهای در سال ۲۰۲۴ (اسفند ۱۴۰۲) اشاره کرد که طی آن یک کشتی تجاری که به وسیله نیروهای همسو با تهران در دریای سرخ هدف قرار گرفته بود، با کشیده شدن در دریا، کابلها را با لنگر خود قطع کرد.
به گفته شرکت تلجئوگرافی، میزان تاثیر آسیب به کابلها بر ارتباطات کشورهای خلیج فارس تا حد زیادی به میزان وابستگی اپراتورهای شبکه به این کابلها و گزینههای جایگزین آنها بستگی دارد.
تعمیر کابلهای آسیبدیده در مناطق درگیری، چالشهای خاص خود را دارد. کارشناسان میگویند هرچند خود فرایند تعمیر پیچیده نیست، اما تصمیم شرکتهای مالک کشتیهای تعمیراتی و بیمهگران، تحت تاثیر خطرات ناشی از درگیری یا وجود مینهای دریایی قرار میگیرد.
دریافت مجوز برای ورود به آبهای سرزمینی نیز چالش دیگری ایجاد میکند.
مولدین گفت: «اغلب یکی از بزرگترین مشکلات در تعمیر این است که باید مجوز ورود به آبهایی را که آسیب در آن رخ داده بگیرید. این روند گاهی زمانبر است و میتواند بزرگترین مانع باشد.»
او افزود پس از پایان درگیری، شرکتها باید بستر دریا را دوباره بررسی کنند تا محلهای امن برای کابلها را مشخص کرده و از وجود کشتیها یا اجسام غرقشده در طول جنگ، مطلع شوند و از آنها دوری کنند.
کارشناسان میگویند آسیب به کابلهای زیردریایی بهطور کامل ارتباطات را قطع نمیکند، زیرا مسیرهای زمینی نیز وجود دارد، اما سیستمهای ماهوارهای نمیتوانند جایگزین مناسبی باشند؛ چرا که توان انتقال حجم مشابهی از داده را ندارند و هزینهبرتر هستند.
مولدین گفت: «اینطور نیست که بتوانید بهسادگی به ماهوارهها سوئیچ کنید. این یک گزینه جایگزین واقعی نیست.»
او توضیح داد که ماهوارهها به شبکههای زمینی وابستهاند و بیشتر برای کاربردهای متحرک مانند هواپیماها و کشتیها مناسبند.
کوتکین نیز افزود شبکههای مدار پایین زمین مانند استارلینک «راهحلی محدود و خاص هستند که در حال حاضر قابلیت مقیاسپذیری برای میلیونها کاربر را ندارند».