واشینگتنپست: پنتاگون خود را برای عملیات زمینی چند هفتهای در ایران آماده میکند
در حالی که جنگ میان ایالات متحده و جمهوری اسلامی وارد مرحلهای حساس شده، پنتاگون در حال آمادهسازی برای اجرای احتمالی عملیات زمینی در ایران است؛ اقدامی که در صورت تایید دونالد ترامپ میتواند فصل تازه و پرریسکی از این درگیری را رقم بزند.
واشینگتنپست: پنتاگون خود را برای عملیات زمینی چند هفتهای در ایران آماده میکند | ایران اینترنشنال
روزنامه واشینگتنپست به نقل از مقامهای آمریکایی گزارش داد هزاران نیروی ارتش و تفنگداران دریایی به خاورمیانه اعزام شدهاند تا در صورت تصمیم سیاسی برای تشدید درگیری، وارد عمل شوند. این مقامها - که به دلیل حساسیت موضوع نخواستند نامشان فاش شود - گفتند این عملیات احتمالی کمتر از یک تهاجم گسترده خواهد بود و بیشتر شامل حملات محدود با ترکیبی از نیروهای ویژه و یگانهای پیادهنظام است.
به نوشته این گزارش، چنین عملیاتی میتواند نیروهای آمریکایی را در معرض تهدیدهای متنوعی از جمله پهپادها و موشکهای ایرانی، آتش زمینی و مواد منفجره دستساز قرار دهد. هنوز مشخص نیست ترامپ با چه سطحی از این طرحها موافقت خواهد کرد.
سناریوهای در دست بررسی: خارک و تنگه هرمز واشینگتنپست گزارش داد که در هفتههای اخیر، در داخل دولت آمریکا سناریوهایی مانند تصرف جزیره خارک - مرکز اصلی صادرات نفت ایران - و انجام عملیات در مناطق ساحلی نزدیک تنگه هرمز برای شناسایی و نابودی تسلیحات تهدیدکننده کشتیرانی مورد بحث قرار گرفته است.
به گفته منابع، برخی برآوردها نشان میدهد این عملیاتها ممکن است «چند هفته» و به گفته برخی دیگر «چند ماه» به طول انجامد.
در همین حال، کارولین لیویت، سخنگوی کاخ سفید، تاکید کرد آمادهسازی نظامی به معنای تصمیمگیری نهایی نیست و گفت: «وظیفه پنتاگون فراهم کردن گزینهها برای فرمانده کل قواست.»
پیامهای متناقض از کاخ سفید این گزارش به نوسان مواضع دولت ترامپ اشاره میکند؛ از یکسو صحبت از مذاکره برای پایان جنگ و از سوی دیگر تهدید به تشدید آن. لیویت هشدار داده است در صورتی که تهران برنامه هستهای خود را متوقف نکند، ترامپ «آماده است جهنم را بر آنها نازل کند».
در مقابل، مارکو روبیو تاکید کرده این درگیری «طولانی نخواهد بود» و آمریکا میتواند بدون استقرار نیروهای زمینی به اهداف خود دست یابد.
تلفات و فشار افکار عمومی واشینگتنپست گزارش داد که طی یک ماه گذشته، ۱۳ نظامی آمریکایی در این جنگ کشته و بیش از ۳۰۰ نفر زخمی شدهاند. این تلفات در حملات مختلف از جمله حمله پهپادی در کویت، سقوط هواپیما در عراق و حمله به پایگاه نظامی در عربستان رخ داده است.
همزمان، مخالفت افکار عمومی با اعزام نیروهای زمینی قابل توجه است. بر اساس یک نظرسنجی، ۶۲ درصد از شهروندان آمریکایی بهشدت با چنین اقدامی مخالف هستند و تنها ۱۲ درصد از آن حمایت میکنند.
چالشهای میدانی و ریسکهای عملیاتی این گزارش به نقل از کارشناسان نظامی هشدار میدهد که عملیات زمینی در ایران، بهویژه در مناطقی مانند جزیره خارک، با خطرات قابل توجهی همراه است.
مایکل آیزنشتات، تحلیلگر نظامی، گفت: «قرار گرفتن در یک منطقه کوچک که ایران بتواند آن را با پهپاد یا توپخانه هدف قرار دهد، بسیار پرخطر است.»
او پیشنهاد کرد بهجای استقرار طولانیمدت نیروها، عملیاتهای سریع و متحرک برای هدف قرار دادن سایتهای نظامی ساحلی ایران - بهویژه در نزدیکی تنگه هرمز - انجام شود.
آمادگی نظامی و اختلاف نظر سیاسی واشینگتنپست همچنین از اعزام واحد ۳۱ تفنگداران دریایی آمریکا با حدود ۲۲۰۰ نیرو به منطقه خبر داد و نوشت این یگان توان اجرای چنین عملیاتهایی را دارد، هرچند محدودیتهایی در پشتیبانی طولانیمدت دارد.
یک مقام ارشد سابق دفاعی به این روزنامه گفت: «این طرحها از پیش بررسی و شبیهسازی شدهاند. این برنامهریزی لحظه آخری نیست.»
در داخل آمریکا نیز اختلاف نظر درباره عملیات زمینی ادامه دارد. برخی نمایندگان کنگره، از جمله نانسی میس، با استقرار نیروهای زمینی مخالفت کردهاند، در حالی که چهرههایی مانند لیندزی گراهام خواستار اقدامات تهاجمیتر از جمله تصرف جزیره خارک شدهاند.
در نهایت، به نوشته واشینگتنپست، چالش اصلی چنین عملیاتی نه تصرف اهداف، بلکه حفظ آنها و تامین امنیت نیروهای مستقر خواهد بود - موضوعی که میتواند هزینهها و ریسکهای جنگ را بهطور قابل توجهی افزایش دهد.
رسانه اسرائیلی واینت در گزارشی نوشت که ارتش اسرائیل در ادامه حملات خود به ایران، تمرکز عملیات را از اهداف صرفاً نظامی به زیرساختهای صنایع نظامی و فولاد - بهعنوان یکی از منابع اصلی درآمدی حکومت ایران - گسترش داده است.
بر اساس این گزارش، در حالی که بحثهایی درباره احتمال توقف عملیات در صورت توافق میان حکومت ایران و آمریکا مطرح است، ارتش اسرائیل اعلام کرده اهداف حملات تغییری نکرده، اما در روزهای اخیر دامنه آن به صنایع نظامی و تولید فولاد نیز کشیده شده است.
یک مقام ارشد نیروی هوایی اسرائیل به واینت گفت: «نابودی سیستماتیک صنایع ایران، این رژیم را در موقعیتی قرار میدهد که ناچار خواهد شد تمام منابع خود را صرف بازسازی کند.» او افزود حکومت ایران «هنوز بهطور کامل درک نکرده که پس از این عملیات تا چه اندازه از نظر نظامی آسیبپذیر شده است.»
به نوشته این رسانه، از آغاز جنگ تاکنون بیش از ۱۳۰۰ مهمات علیه اهداف صنعتی-نظامی حکومت ایران به کار گرفته شده که به تخریب صدها کارخانه و کشته شدن صدها نفر از فرماندهان این بخش منجر شده است. این اهداف شامل تاسیسات مرتبط با توسعه موشک، تولید کلاهک، ساخت موتور، سوختهای نظامی و برخی اجزای مرتبط با برنامه هستهای بودهاند.
واینت تاکید میکند که برخلاف عملیاتهای پیشین که هدف آنها کند کردن برنامه موشکی حکومت ایران بود، اکنون کل زیرساختهای صنعتی هدف قرار میگیرند.
در همین چارچوب، ارتش اسرائیل روز جمعه هفتم فروردین دو کارخانه بزرگ فولاد ایران - فولاد مبارکه در اصفهان و فولاد خوزستان در اهواز - را هدف قرار داد. به گفته منابع دفاعی اسرائیل، این تاسیسات بخشی از زنجیره تامین صنایع نظامی حکومت ایران محسوب میشوند و تا حدی تحت مالکیت سپاه پاسداران قرار دارند.
به نوشته واینت، مقامهای امنیتی اسرائیل برآورد کردهاند که خسارت واردشده به صنایع نظامی جمهوری اسلامی به دهها میلیارد دلار میرسد.
در واکنش، تهران شش کارخانه فولاد در منطقه، از جمله در عربستان سعودی، امارات، قطر، بحرین، کویت و اسرائیل را تهدید کرده است.
این گزارش همچنین به اهمیت صنعت فولاد در اقتصاد ایران اشاره میکند و مینویسد این بخش یکی از ارکان حیاتی اقتصاد کشور به شمار میرود و ایران از تولیدکنندگان بزرگ فولاد در سطح منطقه و جهان است.
افزایش ورود شهروندان ایرانی به آمریکا در سالهای اخیر، نگرانی مقامهای امنیتی و برخی قانونگذاران درباره احتمال فعالیت «هستههای خفته» مرتبط با حکومت ایران در داخل این کشور را تشدید کرده است.
روزنامه نیویورکپست در گزارشی نوشت حدود ۱۵۰۰ ایرانی طی سالهای گذشته در مرزهای آمریکا رهگیری شدهاند، اما آنچه بیش از همه موجب نگرانی است، تعداد نامشخص افرادی است که ممکن است بدون شناسایی وارد کشور شده باشند.
بیل هگرتی، سناتور جمهوریخواه و عضو کمیته روابط خارجی سنا، در این باره گفت: «ما هیچ ایدهای نداریم چند نفر توانستهاند عبور کنند… این ارقام بهشدت نگرانکننده است.» او افزود که حدود نیمی از افراد بازداشتشده در نهایت تا زمان رسیدگی قضایی وارد خاک آمریکا شدهاند.
بر اساس دادههای گمرک و حفاظت مرزی آمریکا که در این گزارش به آن استناد شده، شمار ایرانیان رهگیریشده بین سالهای ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۵ به حدود ۱۶۵۰ نفر رسیده است. به نوشته نیویورکپست، برخی از این افراد از مسیرهایی مانند سائوپائولو در برزیل - که بهعنوان یکی از مراکز جعل گذرنامه شناخته میشود - وارد این مسیرها شدهاند.
این گزارش همچنین به هشدار امنیتی اخیر نهادهای فدرال اشاره میکند که از احتمال فعالسازی «عوامل از پیش مستقرشده» توسط حکومت ایران خبر دادهاند؛ موضوعی که در پی تضعیف بخشی از رهبری جمهوری اسلامی در حملات آمریکا و اسرائیل مطرح شده است.
به نوشته نیویورکپست، این نگرانی وجود دارد که در صورت تشدید تنشها، حکومت ایران به دنبال انجام حملاتی در داخل خاک آمریکا باشد؛ بهویژه پس از آنکه حملات تلافیجویانه تهران در منطقه به کشته شدن دستکم ۱۳ نظامی آمریکایی منجر شده است.
دونالد ترامپ نیز پیشتر با اشاره به ورود مهاجران در دوره دولت بایدن گفته بود: «افراد زیادی وارد شدند، اما فکر میکنم میدانیم بیشتر آنها کجا هستند و آنها را زیر نظر داریم.»
این گزارش همچنین به افزایش نگرانیهای امنیت داخلی در پی برخی حملات خشونتآمیز اخیر در آمریکا اشاره میکند و مینویسد مقامهای امنیتی و قانونگذاران در جلسات محرمانه درباره این تهدیدها بحث کردهاند.
سناتور هگرتی تاکید کرد: «به این شکل بگویم: احتمال وجود یک هسته خفته در آمریکا امروز بیشتر از صفر است.»
در همین حال، برخی دیگر از قانونگذاران نیز بر ضرورت هوشیاری تاکید کردهاند و هشدار دادهاند که حتی یک فرد میتواند تهدیدی جدی ایجاد کند.
یک ماه پس از آغاز جنگ در خاورمیانه، متحدان ایالات متحده در آسیا نسبت به پیامدهای طولانی شدن این درگیری و کاهش تمرکز واشینگتن بر مهار چین ابراز نگرانی کردهاند.
روزنامه واشینگتنپست در گزارشی نوشت مقامها در کشورهایی از ژاپن و تایوان تا فیلیپین و کرهجنوبی، تحولات اخیر را با «نگرانی عمیق» دنبال میکنند و بیم آن دارند که درگیری با حکومت ایران، منابع نظامی و توجه راهبردی آمریکا را از منطقه هند-اقیانوسیه منحرف کند.
بر اساس این گزارش، انتقال بخشی از سامانههای دفاع موشکی آمریکا از کرهجنوبی به خلیج فارس و اعزام هزاران نیروی تفنگدار دریایی از ژاپن، از جمله نشانههای این تغییر تمرکز است؛ در حالی که تهدیدهایی مانند کرهشمالی همچنان پابرجاست.
نگرانی از جنگی فرسایشی به نوشته واشینگتنپست، مقامهای آسیایی نگرانند که جنگ با حکومت ایران به یک درگیری طولانی و پیچیده تبدیل شود. آنها امیدوار بودند پس از کشته شدن رهبر جمهوری اسلامی، ایالات متحده پایان درگیری را اعلام کند، اما چنین نشد.
کوان-تینگ چن، رییس کمیته روابط خارجی و دفاعی پارلمان تایوان، در این باره گفت: «اکنون دیگر نمیدانیم چه خواهد شد.»
در حالی که دونالد ترامپ از «راهحل کامل» از طریق مذاکره سخن گفته، تهران این اظهارات را رد کرده و همزمان پنتاگون هزاران نیروی چترباز به خاورمیانه اعزام کرده است؛ اقدامی که میتواند نشانهای از آمادگی برای تشدید درگیری باشد.
تردید درباره توان آمریکا برای مدیریت دو جبهه واشینگتنپست به نقل از مقامهای تایوانی گزارش داد که نگرانی اصلی این است که آمریکا نتواند همزمان دو جبهه مهم- خاورمیانه و شرق آسیا- را مدیریت کند. چن در این باره گفت: «منابع نظامی نمیتوانند همزمان در دو مکان مستقر شوند… حتی آمریکا هم محدودیت دارد.»
او هشدار داد در صورت ورود نیروهای آمریکایی به ایران، این جنگ ممکن است به درگیریای طولانی مشابه عراق یا افغانستان تبدیل شود.
تاثیر اقتصادی و بحران انرژی به نوشته این روزنامه، افزایش قیمت نفت و اختلال در عرضه انرژی نیز فشار مضاعفی بر کشورهای آسیایی وارد کرده است. فیلیپین وضعیت اضطراری انرژی اعلام کرده و ژاپن از استفاده از ذخایر نفتی خود خبر داده است.
در تایوان نیز نگرانیها درباره وابستگی به انرژی خاورمیانه افزایش یافته و مقامها هشدار دادهاند که ادامه جنگ میتواند تمرکز دولت را از تهدید چین منحرف کند.
توقف برنامههای دفاعی تایوان این گزارش همچنین به تاخیر در برنامههای نظامی آمریکا در حمایت از تایوان اشاره میکند. به گفته منابع آگاه، اعلام بسته جدید فروش تسلیحات آمریکا به تایوان - که قرار بود شامل موشکهای پیشرفته باشد - به تعویق افتاده است.
یک پیمانکار دفاعی آمریکا در این باره گفت: «کارهایی که قرار بود انجام شود، انجام نمیشود.»
برخی تحلیلگران هشدار دادهاند این تاخیر میتواند به چین فرصت دهد تا فشار بیشتری بر تایوان وارد کند یا در مذاکرات با آمریکا امتیازات بیشتری بگیرد.
نگرانی از پیامدهای ژئوپلیتیک واشینگتنپست مینویسد هرگونه کاهش- حتی محدود- در حمایت آمریکا از تایوان میتواند از سوی پکن بهعنوان عقبنشینی تعبیر شود و به افزایش تحرکات چین در مناطق مورد مناقشه منجر شود.
در همین حال، فعالیتهای چین در دریای چین جنوبی و شرقی افزایش یافته و تنشها با کشورهای منطقه ادامه دارد.
فرصت برای چین این گزارش در پایان به نقل از تحلیلگران تاکید میکند که «جنگ ایران» - حتی بدون دخالت مستقیم چین - میتواند به نفع پکن تمام شود.
به گفته یکی از تحلیلگران منطقهای «این جنگِ ما نیست… بگذارید آمریکا در آن گرفتار شود. بگذارید تاریخ تکرار شود.»
واشینگتنپست نتیجه میگیرد که حتی اگر تمرکز آمریکا در آینده به آسیا بازگردد، همین دوره از درگیری میتواند پیامدهای بلندمدتی برای توازن قدرت در منطقه به همراه داشته باشد.
گزارشهای رسیده به ایران اینترنشنال حاکی از بروز اختلافات جدی میان مسعود پزشکیان، رییس دولت در جمهوری اسلامی و احمد وحیدی، فرمانده سپاه پاسداران، درباره نحوه مدیریت جنگ و پیامدهای مخرب آن بر معیشت مردم و اقتصاد کشور است.
پزشکیان با انتقاد از رویکرد سپاه پاسداران در مورد افزایش تنش و تداوم حملات به کشورهای همسایه، نسبت به تبعات اقتصادی این وضعیت هشدار داده است.
به گفته منابع آگاه، او تاکید کرده است که بدون برقراری آتشبس، اقتصاد ایران ظرف سه هفته تا یک ماه با فروپاشی کامل روبهرو خواهد شد.
در این میان، پزشکیان همچنان خواستار بازگرداندن اختیارات اجرایی و مدیریتی به دولت شده است. این درخواست نیز مخالفت صریح وحیدی را به دنبال داشته است. فرمانده سپاه پاسداران در مقابل انتقادهای پزشکیان، اجرا نشدن اصلاحات ساختاری بهدست دولت پیش از آغاز درگیریها را عامل وضعیت فعلی دانسته است.
در روزهای گذشته رسانههای اسرائیلی به نقل از مقامهای این کشور درباره نشانههایی از شکاف میان قوای مختلف در ساختار حاکمیت ایران خبر داده بودند.
۲۴ اسفند روزنامه تایمز اسرائیل به نقل از یک مقام ارشد اسرائیلی نوشت: «نشانههایی از شکاف در رژیم ایران دیده میشود. ما اکنون در حال ایجاد شرایط مناسب برای سرنگونی رژیم هستیم اما در نهایت، همهچیز به مردم ایران بستگی دارد.»
رسانه اسرائیلی واینت نیز ۱۹ اسفند گزارش مشابهی از بروز شکاف داخلی درون ساختار حاکمیت ایران خبر داد.
جنگ در حالی وارد هفته پنج خود میشود که به تدریج آثار اقتصادی آن خود را در سطوح پایین جامعه نشان میدهد. گزارشها از شهرهای بزرگ نشان میدهد که اکثریت دستگاههای خودپرداز فاقد پول نقد هستند، خودپردازها کار نمیکنند یا بهطور فیزیکی از دسترس شهروندان خارج شدهاند، و خدمات بانکی آنلاین برای چند بانک اصلی، از جمله بانک ملی بهطور ادواری متوقف میشود.
از سوی دیگر، پیامهای دریافتی از سوی تعدادی از کارمندان دولت حکایت از این دارد که حقوق و مزایای بخشهای گستردهای از حقوقبگیران در سه ماه گذشته بهطور منظم پرداخت نشده است.
ناظران معتقدند این اختلاف نظر در هسته مرکزی قدرت، نشاندهنده بنبستی است که جمهوری اسلامی در توازن میان سیاستهای نظامی و بقای اقتصادی با آن دست به گریبان است.
همزمان با رسیدن ناو یواِساِس تریپولی حامل یگان ۳۱ تفنگداران آمریکایی به خاورمیانه، گمانهزنیها درباره ماموریت آنها و احتمال تصرف جزایر جنوبی ایران افزایش یافته است. سیانان در تحلیلی نوشت که هفت جزیره موسوم به «قوس دفاعی» نقشی کلیدی در کنترل تنگه هرمز دارند.
شبکه خبری سیانان شنبه هشتم فروردین در تحلیلی درباره میزان اهمیت دهها جزیره در جنوب ایران نوشت که هرچند جزیره خارک مرکز کلیدی سوخت به شمار میرود و ۹۰ درصد صادرات نفت از آن انجام میشود، اما برخی دیگر از جزیرهها برای تضمین عبور امن کشتیها و شناورهای نظامی اهمیتی ایبسا بیش از خارک دارند.
این رسانه به نقل پژوهشگران دانشگاه سون یات-سن در چین نوشت که در میان این جزایر، ابوموسی، تنب بزرگ و کوچک، هنگام، قشم، لارک و هرمز یک محور دفاعی حیاتی را تشکیل میدهد که این پژوهشگران آن را «قوس دفاعی» ایران میخوانند.
عنایتالله یزدانی، پژوهشگر ایرانی، و ما یانژه، پژوهشگر چینی، در مقالهای در سال ۲۰۲۲ برای مرکز علوم و آموزش کانادا درباره این هفت جزیره نوشتند: «ترسیم یک منحنی فرضی که این جزایر را به هم متصل کند، درک برتری راهبردی ایران در کنترل امنیت تنگه هرمز را تسهیل میکند.»
به نوشته آنها نقش ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک، که کوچکترین جزایر در این ترکیب هفتتایی هستند و در انتهای غربی این قوس قرار دارند، برای کنترل تنگه هرمز حیاتی است.
بر اساس این مقاله فاصله کم میان این جزیرهها و عمق کم آب در آن محدوده سبب میشود کشتیهای جنگی بزرگ و نفتکشها چارهای جز گذر از کنار این جزیرهها نداشته باشند؛ اجباری که موجب میشود این شناورها به اهدافی آسان برای قایقهای تندرو، واحدهای مینگذار یا پهپادهای سپاه تبدیل شوند.
چرا جزایر هفتگانه مهماند؟
آذر ماه سال گذشته شورای همکاری خلیج فارس در بیانیه پایانی نشست سالانه خود در بحرین بار دیگر موضع پیشین این شورا در رابطه با جزایر سهگانه تنب کوچک، تنب بزرگ و ابوموسی در خلیج فارس را تکرار و آنچه را «تداوم اشغال» این جزایر از سوی ایران مینامند، محکوم کردند.
همان زمان سپاه پاسداران از تقویت حضور و مواضع نظامی خود در این جزایر خبر داد و علیرضا تنگسیری، فرمانده وقت نیروی دریایی سپاه اعلام کرد که این مجموعه جزایر «مسلح و عملیاتی» میشوند تا «توانایی هدف قرار دادن پایگاههای دشمن، ناوهای جنگی و داراییهای آنها» در منطقه عملی شود.
هرچند تاکنون هیچ اظهار نظر رسمی یا زمانبندی مشخصی برای حملات آبی-خاکی احتمالی آمریکا به جزایر ایرانی منتشر نشده است، اما سیانان به نقل از کارل شوستر، مدیر پیشین مرکز اطلاعات مشترک فرماندهی اقیانوس آرام ارتش آمریکا نوشت که این جزایر «در موقعیتی راهبردی برای کنترل هر شناوری قرار دارند که قصد ورود به خلیج فارس یا خروج از آن را داشته باشد» بنابراین اگر من میخواستم جزایر کلیدی ایران را تصرف کنم، از دو واحد اعزامی استفاده میکردم تا برتری قاطع نیرو را تضمین کنم.»
تصرف جزیرهها از چه روشهایی ممکن است؟
فرماندهی مرکزی ایالات متحده، سنتکام، شامگاه شنبه اعلام کرد که ناو تریپولی همراه با حدود ۳۵۰۰ ملوان و تفنگدار آمریکایی مستقر در آن جمعه هفتم فروردین وارد منطقه مسئولیت این فرماندهی در خاورمیانه شد. در این پیام تاکید شده است که این ناوگروه، هواپیماهای ترابری و جنگنده، و همچنین تجهیزات تهاجمی آبی-خاکی و تاکتیکی در اختیار دارد.
علاوه بر این، حدود هزار نیروی لشکر ۸۲ هوابرد ارتش آمریکا نیز برای اعزام در حال آمادهباش هستند.
در گزارش تحلیلی سیانان، سه روش نظامی برای ورود نیروهای آمریکا به جزایر جنوب ایران بررسی شده است؛ مسیر دریایی با استفاده از هاورکرافتها، مسیر هوایی با استفاده از هلیکوپتر و هواگردهای سیوی۲۲ و ورود چتربازان.
بر این اساس، کشتیهای نیروی دریایی آمریکا دارای شناورهای هاورکرافت هستند که روی ساحل سُر میخورند و نیروها و تجهیزات را پیاده میکنند اما ورود آنها به خلیج فارس مادامی که کنترل جزایر ابتدایی قوس دفاعی در اختیار سپاه است خطرناک است.
از سوی دیگر کشتیهای نیروی دریایی حامل هواپیماهای سیوی-۲۲ هستند که میتوانند بهطور عمودی فرود بیایند. نقطه ضعف این هواپیماها این است که کُند هستند و در برابر پدافند هوایی سپاه که ممکن است در حملات قبلی از میان نرفته باشند، آسیبپذیرند.
در روش سوم، نیروهای لشکر ۸۲ هوابرد میتوانند از هواپیماهایی که در ارتفاع بالاتر پرواز میکنند با چتر روی جزایر فرود بیایند، اما به گفته سیانان چنین حملهای نسبت به حملونقل دریایی با تجهیزات کمتری همراه خواهد بود.
با این حال، تحلیل سیانان نشان میدهد که چالشهای این سناریو به مرحله ورود نیروها محدود نمیشود و حتی در صورت موفقیت اولیه، حفظ کنترل این جزایر با مخاطرات جدی همراه است.
هیچ راهی بیخطر نیست
سدریک لیتون، تحلیلگر نظامی سیانان، پنجشنبه گفت که جمهوری اسلامی با شلیک موشکها یا قایقهای تهاجمی کوچک از جزیره لارک میتواند هر چیزی را که از تنگه عبور میکند قطع کند و به همین دلیل، لارک یک هدف نظامی حیاتی است.
از سوی دیگر شوستر درباره مدت زمان لازم برای تصرف جزایر هشدار داد و گفت که در مجموع، حمله به این جزایر میتواند از دو روز تا دو هفته طول بکشد، اما در صورت موفقیت، نتایج مهمی بههمراه خواهد داشت.
او درباره ابوموسی گفت: «اگر ارتش آمریکا آن را تصرف و یک رادار و تعدادی نیرو در آن مستقر کند، میتواند فعالیتها در تنگه را زیر نظر بگیرد و در عین حال ایران را از استفاده از آن بهعنوان پایگاه پهپادی و موارد مشابه محروم کند.»
در همین رابطه، یک گزارش تازه از «مرکز سوفان» هشدار داده است که کنترل این مناطق ممکن است آمریکا را درگیر یک درگیری بلندمدت و پرهزینه در خاک ایران کند که با افزایش تلفات همراه خواهد بود.
کارل شوستر نیز با تاکید بر همین موضوع گفته است که دفاع در برابر پهپادها و موشکها برای هر نیروی مستقر در این جزایر حیاتی خواهد بود و در صورت در اختیار داشتن این تسلیحات، ایران میتواند هر نیروی متخاصمی را بهشدت هدف قرار دهد.
در عین حال، این تحلیل به تفاوت اهمیت اهداف نیز اشاره میکند. به گفته شوستر، تمرکز بر جزایر جنوبی خلیج فارس، از جمله ابوموسی و تنبها، نسبت به جزیره خارک ریسک اقتصادی کمتری دارد، چرا که آسیب به زیرساختهای نفتی خارک میتواند روند بازسازی اقتصاد ایران پس از جنگ را برای سالها به تاخیر بیندازد.
این گزارش یادآور میشود که تصرف این جزایر بهدلیل پیشینه دعاوی مالکیتی میان کشورهای منطقه درباره آنها میتواند پیامدهای سیاسی قابل توجهی تیز به دنبال داشته باشد و هرگونه تغییر در وضعیت آنها میتواند به تنشهای تازه در دوران پس از جنگ منجر شود.
شوستر این وضعیت را یک «معضل سیاسی» برای واشینگتن توصیف کرده و گفته است که بازگرداندن این جزایر به یک حکومت تازه در ایران ممکن است نارضایتی امارات را به همراه داشته باشد، در حالی که واگذاری آنها به امارات نیز میتواند مشروعیت هر حکومت جدید در ایران را زیر سوال ببرد.
در پایان این تحلیلگر تاکید میکند: «هر گزینهای پیامد منفی دارد و هیچ طرح یا راهحلی کامل نیست. آنچه اهمیت دارد ایجاد توازن میان هزینهها، ریسکها و پیامدهاست؛ چه پیامدهای حسابشده و مورد انتظار و چه پیامدهای ناخواسته.»