سخنگوی ارتش اسرائیل: امیدواریم سال نو آیندهای بهتر برای مردم ایران به همراه بیاورد | ایران اینترنشنال
سخنگوی ارتش اسرائیل: امیدواریم سال نو آیندهای بهتر برای مردم ایران به همراه بیاورد
سخنگوی ارتش اسرائیل در پیامی ویدیویی نوروز را به مردم ایران تبریک گفت و آرزو کرد سالی «پر از صلح و آرامش» داشته باشند. او تاکید کرد نبرد اسرائیل با مردم ایران نیست بلکه با «رژیم تروریستی» است و ابراز امیدواری کرد مردم منطقه در آینده در امنیت و ثبات زندگی کنند.
تغییر حکومت همواره یک ریسک بزرگ است. واشینگتن باید با حمایت مستقیم نظامی از قیام مردم و حذف متحدان منطقهای جمهوری اسلامی، بخت پیروزی را به نفع خود و شهروندان در ایران تغییر دهد.
کنت پولاک، تحلیلگر پیشین سیا و شورای امنیت ملی آمریکا، چهارشنبه ۲۷ اسفند، در مطلبی تحلیلی در نشریه فارین افرز، به ارزیابی استراتژیک حملات هوایی مشترک آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی و بررسی فرصتها و تهدیدهای ناشی از آن برای تغییر حکومت پرداخت.
پولاک معتقد است تصمیم دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، برای حمله به ایران، «یک قمار با ریسک بسیار بالا» است.
به گفته او، گرچه جنبه نظامی این نبرد با همکاری بینقص نیروی هوایی آمریکا و اسرائیل و با دقتی خیرهکننده در حال پیشروی است تا برنامه هستهای، توان موشکی و ماشین سرکوب حکومت ایران را فلج کند، اما پرسش کلیدی این است: آیا کارزار هوایی میتواند جرقهای برای یک انقلاب مردمی و سقوط نهایی حکومت باشد؟
نویسنده با نگاهی به تاریخ، استدلال کرده است سرنگونی یک حکومت تنها با اتکا به نیروی هوایی و بدون مداخله زمینی، تقریبا ممکن نیست.
با این حال، او تاکید دارد حکومت فعلی در ایران بهدلیل «فساد گسترده و فقدان مشروعیت»، به «ساختاری توخالی» بدل شده که ممکن است با یک ضربه نهایی، فرو بریزد.
پولاک چهار سناریو برای آینده ایران ترسیم میکند: در سناریوی نخست، بقا و رادیکالیسم مطرح است؛ به این معنا که حکومت با سرکوب پس از جنگ باقی میماند و نسخهای تهاجمیتر، احتمالا به رهبری مجتبی خامنهای، شکل میگیرد که با شتاب به سمت دستیابی به سلاح هستهای حرکت میکند.
در سناریوی دوم، جنگ داخلی رخ میدهد؛ بهطوری که سقوط ناگهانی بدون وجود جایگزین، ایران را به سرنوشتی مشابه لیبی یا سوریه دچار میکند و پیامد آن، آوارگی میلیونها نفر و گسترش تروریسم خواهد بود.
در سناریوی سوم، دیکتاتوری نظامی شکل میگیرد؛ یعنی یک قدرت نظامی با الگویی شبیه به مدل «رضا شاهی» به قدرت میرسد که لزوما دموکراتیک نیست، اما در مقایسه با وضعیت پیشین، ستیزهجویی کمتری با غرب دارد.
در سناریوی چهارم، دموکراسی پایدار تحقق مییابد؛ گزینهای که ایدهآلترین اما در عین حال کماحتمالترین سناریو است، زیرا در حال حاضر جریانهای مخالف سازمانیافتهای برای مدیریت دوران گذار مشاهده نمیشود.
پولاک برای افزایش شانس پیروزی و جلوگیری از شکست این قمار، دو پیشنهاد ارائه میدهد:
نخست: حمایت هوایی مستقیم از معترضان
او معتقد است واشینگتن نباید صرفا به بمباران زیرساختها اکتفا کند: «اگر مردم به خیابانها آمدند، جنگندهها و پهپادهای آمریکایی باید مستقیما نیروهای امنیتی و ماشین سرکوب را در شهرها هدف قرار دهند تا مسیر برای پیروزی قیام هموار شود.»
دوم: حذف بازوهای منطقهای جمهوری اسلامی، از جمله نابودی یا خلع سلاح حزبالله بهوسیله ارتش لبنان با حمایت همهجانبه واشینگتن
این اقدام میتواند روحیه نیروهای حکومت در داخل ایران را تضعیف کند و به مردم انگیزهای مضاعف برای ایستادگی بدهد.
به باور پولاک، تغییر حکومت در ایران همواره یک ریسک بزرگ است و واشینگتن باید با حمایت مستقیم نظامی از قیام مردم و حذف متحدان منطقهای جمهوری اسلامی، بخت پیروزی را به نفع خود تغییر دهد.
در غیر این صورت، خروجی این نبرد ممکن است یک حکومت به مراتب خطرناکتر، خشمگینتر و انتقامجوتر از گذشته باشد.
نشریه فارین افرز، در گزارشی به بررسی واکنش روسیه به جنگ آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی پرداخته و کوشیده است به این سوال پاسخ دهد که چرا کرملین عجلهای برای نجات جمهوری اسلامی، که نزدیکترین متحدش در خاورمیانه محسوب میشود، ندارد.
بهنوشته فارین افرز، سال گذشته، ولادیمیر پوتین و مسعود پزشکیان، روسای جمهوری روسیه و ایران، معاهده مشارکت راهبردی جامع را امضا کردند؛ توافقی که دو کشور را متعهد میکرد در برابر دخالت طرفهای ثالث در امور داخلی و خارجی یکدیگر بایستند.
مسکو و تهران این معاهده را نقطه اوج گسترش روابط میان دو حکومت دانستند.
اما هنگامی که ایالات متحده و اسرائیل برای دومین بار در کمتر از هشت ماه، ۹ اسفند به جمهوری اسلامی حمله کردند، روسیه عمدتا مانند یک تماشاگر به تماشای این جنگ نشست.
پوتین البته کشته شدن علی خامنهای، دیکتاتور تهران، را «نقض ریاکارانه همه موازین اخلاق انسانی و حقوق بینالملل» خواند و وزارت خارجه روسیه خواستار «کاهش فوری تنش، توقف درگیریها و ازسرگیری روندهای سیاسی و دیپلماتیک» شد؛ اما در هیچ یک از این بیانیهها، نامی از دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، برده نشد و حتی اشارهای به احتمال دفاع روسیه از حکومت ایران نیز صورت نگرفت.
معاهده همکاری راهبردی جامع ایران و روسیه شامل بند دفاع متقابل نمیشود و مسکو شاید به متن معاهده پایبند مانده باشد، اما در عمل کار چندانی برای کمک به یکی از شرکای کلیدی خود در خاورمیانه و یکی از مهمترین همکاران پوتین در جنگ علیه اوکراین انجام نداده است.
واشینگتنپست و سیانان گزارش دادهاند که روسیه ممکن است در زمینه دادههای هدفگیری و تاکتیکهای پیشرفته پهپادی به جمهوری اسلامی کمک کرده باشد، اما چنین کمک محدودی بعید است تفاوت چشمگیری در سرنوشت جنگ ایجاد کند.
بهنوشته فارین افرز، ناتوانی کرملین در کمک به ایران با یک الگوی آشنا همخوانی دارد: هرگاه دوستان روسیه به کمک نیاز داشته باشند، مسکو بیانیههای تند صادر میکند اما اقدام چندانی انجام نمیدهد.
اواخر سال ۲۰۲۳، روسیه در جنگ کوتاه میان متحد پیمانی خود ارمنستان و آذربایجان مداخله نکرد و اجازه داد باکو کنترل منطقه قرهباغ را باز پس گیرد.
یک سال بعد نیز مسکو اجازه داد نیروهای شورشی حکومت بشار اسد در دمشق را سرنگون کنند.
در یک سال گذشته، ایالات متحده همراه با اسرائیل تاسیسات هستهای، پایگاههای نظامی و کارخانههای موشکی ایران را بمباران کرده، مقامات عالیرتبه، فرماندهان نظامی و عوامل هستهای ایرانی را کشته و حتی نیکلاس مادورو، رییسجمهوری ونزوئلا و شریک اصلی مسکو در آمریکای لاتین را تقریبا بدون هیچ دخالتی از سوی روسیه، ربوده است.
فارین افرز نتیجه گرفته است همه این موارد نشان میدهند قدرت روسیه برای شکل دادن به تحولات جهانی محدود است.
با این حال، جنگ کنونی در ایران پیامدهای ناخواستهای دارد که به سود روسیه تمام میشود. هرچه جنگ طولانیتر شود، احتمالا قیمت انرژی افزایش خواهد یافت و این امر به مسکو کمک میکند درآمد بیشتری کسب کند و کسری بودجه ناشی از جنگ اوکراین را جبران کند.
وزارت خزانهداری آمریکا ۲۱ اسفند اعلام کرد برای مهار افزایش قیمتها، بهطور موقت تحریم نفت روسیه را که در دریا قرار دارد، تعلیق کرده است.
در همین حال، چین که نگران ثبات بلندمدت عرضه انرژی از خاورمیانه است، ممکن است بیش از پیش به نفت و گاز روسیه نیاز پیدا کند.
بهنوشته فارین افرز، جنگ ایران حواس آمریکا را نیز منحرف میکند و منابع و تمرکزی را که واشینگتن میتوانست به شرکای اروپایی و اوکراین اختصاص دهد، به خود مشغول میسازد.
روسیه شاید نتواند از شرکای خود محافظت کند، اما همچنان در سازگار شدن با شکستهای راهبردی و بهرهبرداری از دستاوردهای تاکتیکی، مهارت دارد.
همراهی از سر مصلحت
پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، مسکو و تهران در توسعه یک همکاری مشترک منافعی متقابل دیدند. تا آن زمان، طی چند قرن، دو کشور عمدتا رقیب یکدیگر بودند و برای نفوذ در قفقاز و پیرامون دریای خزر رقابت میکردند.
اما در اوایل دهه ۱۹۹۰، روسیه به دنبال فروش مازاد فناوریهای دفاعی و هستهای غیرنظامی دوران شوروی بود و ایران که از جنگ با عراق و تحریمهای غربی آسیب دیده بود، خریدار مناسبی به نظر میرسید.
در دهه ۱۹۹۰ و اوایل دهه ۲۰۰۰، روسیه سامانههایی را به ایران تحویل داد که هنوز هم بخش اصلی تجهیزات نظامی ایران را تشکیل میدهند: جنگندههای میگ-۲۹ (MiG-29)، هواپیماهای تهاجمی سوخو-۲۴ (Su-24)، زیردریاییهای دیزلی کیلو (Kilo)، تانکهای تی-۷۲ (T-72) و سامانههای پدافند هوایی اس- ۲۰۰ (S-200).
روسیه بعدها سامانههای کوتاهبرد تور- ام۱ (Tor-M1) و سامانه پدافند هوایی دوربرد اس-۳۰۰ (S-300) را نیز به جمهوری اسلامی تحویل داد.
به نوشته فارین افرز، فروش این تسلیحات برای جمهوری اسلامی مهم بود، اما هرگز به یک اتحاد نظامی واقعی نینجامید. تحویل تسلیحات روسیه پراکنده بود و بهدلیل تحریمهای غرب محدود میشد و شامل پیشرفتهترین سامانهها، مانند اس-۴۰۰ (S-400) یا جنگندههای پیشرفته، نمیشد.
همان زمان که روسیه به ایران سامانههای دفاع هوایی و بالگرد میفروخت، روابط امنیتی خود را با مصر، اسرائیل و کشورهای خلیج فارس نیز حفظ کرده بود. کشورهایی که برخی از آنها رقبای ایران محسوب میشوند.
مقامات ایرانی از این موضوع بیخبر نبودند و نارضایتی عمیقی از آن داشتند.
در سال ۲۰۱۰، مسکو تحت فشار غرب تحویل سامانه اس-۳۰۰ (S-300) به ایران را به حالت تعلیق درآورد و با تحریمهای سازمان ملل علیه تهران موافقت کرد. تحریمهایی که در خلوت با آنها مخالف بود.
در آن زمان، روسیه هنوز میخواست بهعنوان یک عضو مسئول شورای امنیت سازمان ملل و شریک قابل اعتماد ایالات متحده دیده شود. بنابراین رهبران روسیه، تهران را بیشتر بهعنوان یک مهره در مذاکرات با واشینگتن و بروکسل در نظر میگرفتند تا یک شریک واقعی.
پیوندهایی که دو کشور را به هم متصل کرد
به نوشته فارین افرز، جنگ داخلی سوریه در سال ۲۰۱۵ روسیه و ایران را وارد ائتلافی تاکتیکی برای حمایت از حکومت اسد کرد اما تنها پس از حمله گسترده پوتین به اوکراین در سال ۲۰۲۲ بود که روابط تهران و مسکو به شراکتی بسیار نزدیکتر و متوازنتر تبدیل شد.
در این مرحله، ایران برای نخستین بار به تامینکننده تسلیحات برای روسیه تبدیل شد.
مهمترین کمک ایران پهپادهای شاهد بود که روسیه از پاییز ۲۰۲۲ برای جبران کمبود موشکهای دقیق خود در جنگ اوکراین به کار گرفت.
در مقابل، روسیه طبق گزارشها تجهیزات نظامی جدیدی به ایران ارائه کرد و از جمله هواپیماهای آموزشی یاک-۱۳۰ (Yak-130)، بالگردهای تهاجمی امآی-۲۸ (Mi-28)، خودروهای زرهی اسپارتاک (Spartak) و سلاحهای سبک در اختیار ایران گذاشت.
ایران همچنین قراردادهایی برای خرید جنگندههای سوخو-۳۵ (Su-35) و سامانههای پدافند هوایی قابل حمل امضا کرد، هرچند وضعیت تحویلشان مشخص نیست.
به گزارش فارین افرز، مهمترین حوزه همکاری امنیتی احتمالا در حوزه فضا است. زیرساختهای پرتاب و تخصص مداری روسیه، نقش مهمی در توسعه برنامه موشکی ایران داشته است.
بهرهبرداری از بحران
فارین افرز در ادامه گزارش خود افزوده است با وجود تعمیق روابط، محدودیتهای قدرت پوتین بهوضوح آشکار شده است. روسیه همان چیزهایی را در اختیار دارد که ایران در جنگ با آمریکا و اسرائیل بیش از هر چیز میخواهد: جنگندههای پیشرفته، سامانههای دفاع هوایی و مهمات دقیق. اما روسیه به همه این تجهیزات در جنگ اوکراین نیاز دارد.
حتی اگر مسکو میخواست چنین سامانههایی را به ایران تحویل دهد، انجام آن زمانبر بود. آموزش اپراتورهای ایرانی برای سامانه اس-۴۰۰ بهتنهایی حدود شش تا هشت ماه طول میکشد.
از سوی دیگر، مذاکرات روسیه با دولت ترامپ برای پایان دادن به جنگ اوکراین نیز مانع حمایت آشکار از تهران شده است.
علاوه بر این، روسیه باید روابط خود را با کشورهای خلیج فارس نیز حفظ کند. کشورهایی که اکنون هدف حملات ایران هستند، مانند امارات متحده عربی و عربستان سعودی، خود شرکای مهم روسیهاند.
با این حال، روسیه ممکن است کمکهایی ارائه دهد که کمتر قابل مشاهدهاند، مانند اطلاعات ماهوارهای و دادههای هدفگیری.
سود بردن از پیامدهای جنگ
فارین افرز در پایان گزارش خود به سودی که روسیه از جنگ کنونی میبرد پرداخته و نوشته است حتی در حالی که روسیه از ایران حمایت جدی نمیکند، از پیامدهای جنگ سود میبرد:
آمریکا اکنون موشکهای دفاع هوایی و مهماتی را مصرف میکند که اوکراین به آنها نیاز دارد.
از سوی دیگر، افزایش قیمت انرژی میتواند روسیه را دوباره به یک تامینکننده ضروری نفت و گاز تبدیل کند.
هر افزایش ۱۰ دلاری قیمت نفت میتواند روزانه حدود ۹۵ میلیون دلار به درآمد روسیه اضافه کند.
اگر جنگ به زیرساختهای انرژی خلیج فارس آسیب جدی وارد کند، قیمت انرژی ممکن است برای مدت طولانی بالا بماند و این امر منبع مالی بزرگی برای کرملین ایجاد خواهد کرد.
در چنین شرایطی، چین ممکن است بالاخره برای تامین انرژی پایدار به ساخت خطوط لوله جدید از روسیه روی آورد؛ چیزی که پوتین سالهاست در پی آن است.
در نهایت، شکستهای اخیر روسیه در کمک به شرکایش در سوریه، ونزوئلا و ایران، محدودیت قدرت جهانی آن را آشکار کرده است.
با درگیر بودن منابع نظامی در جنگ اوکراین، مسکو نمیتواند کمک مادی قابل توجهی به متحدان اقتدارگرای خود ارائه دهد و آنچه باقی میماند، هدف محدودتری است: بهرهبرداری از پیامدهای ناخواسته مداخلات ایالات متحده.
طرح دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، برای تشکیل یک ناوگان نظامی بینالمللی با هدف باز نگاه داشتن تنگه هرمز، با واکنشهای محتاطانه و مقاومت جدی متحدان سنتی این کشور روبهرو شده است.
در حالی که کاخ سفید تلاش میکند با ایجاد یک ائتلاف دریایی فشار بر جمهوری اسلامی را افزایش دهد، پایتختهای بزرگ جهان با استناد به محدودیتهای قانونی و نگرانی از افتادن در دام یک جنگ تمامعیار، تا این لحظه از همراهی با واشینگتن خودداری کردهاند.
اروپا متحد علیه گسترش جنگ
در قاره اروپا، جبههای واحد علیه درخواستهای مکرر ترامپ شکل گرفته است. فرانسه موضعی کاملا محتاطانه اتخاذ کرده است؛ امانوئل مکرون، رییسجمهوری این کشور، تاکید کرد پاریس تنها زمانی در عملیات همراهی کشتیها شرکت میکند که شرایط اجازه دهد و تنشها کاهش یابد.
بوریس پیستوریوس، وزیر دفاع آلمان نیز با انتقاد از این طرح سوال کرد که چند ناوچه اروپایی چه کاری میتوانند انجام دهند که نیروی دریایی قدرتمند آمریکا از عهده آن برنمیآید؟
او با صراحت اعلام کرد: «این جنگ ما نیست و ما آن را شروع نکردهایم.»
بریتانیا نیز ضمن اشاره به دشواریهای موجود، بر عدم تمایل خود برای ورود به یک درگیری وسیع تاکید کرد.
کییر استارمر، نخستوزیر بریتانیا، در این رابطه تصریح کرد که لندن برای تضمین آزادی کشتیرانی با متحدان همکاری میکند، اما این کشور به هیچ وجه به یک جنگ گستردهتر کشیده نخواهد شد.
او اشاره کرد که بریتانیا تنها ممکن است از سیستمهای مینیاب خودکار استفاده کند.
متئو سالوینی، معاون نخستوزیر ایتالیا نیز هشدار داد اعزام کشتیهای نظامی به منطقه جنگی، به معنای ورود رسمی به جنگ است.
تردید در آسیا و اقیانوسیه
مقاومت در برابر طرح ترامپ در شرق آسیا، یعنی جایی که بیشترین وابستگی به انرژی خاورمیانه وجود دارد، نیز به وضوح دیده میشود.
سانائه تاکائیچی، نخستوزیر ژاپن، با اشاره به قانون اساسی صلحطلب این کشور، اعلام کرد که توکیو هنوز هیچ تصمیمی برای اعزام ناو اتخاذ نکرده است.
استرالیا نیز رسما اعزام ناو جنگی را رد کرده و برای مشارکت نظامی خود خط قرمز ترسیم کرده است.
چین نیز که بزرگترین ذینفع باز بودن تنگه هرمز است، علیرغم فشارهای ترامپ، با درخواست واشینگتن مخالفت کرده است.
مقامات چینی به جای پیوستن به ائتلاف نظامی، بر تنشزدایی و گفتوگو با همه طرفها تاکید دارند.
در حالی که ترامپ هشدار داده بیپاسخ ماندن درخواستش میتواند آینده سازمان پیمان نظامی آتلانتیک شمالی (ناتو) را به خطر بیندازد، متحدان اروپایی به دنبال راهکارهای غیرنظامی هستند.
کایا کالاس، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، از احتمال اجرای طرحی مشابه توافق غلات اوکراین برای عبور امن انرژی سخن گفته است.
به نظر میرسد متحدان آمریکا در حال حاضر به جای گزینههای نظامی پرخطر، مسیر دیپلماسی را برای عبور از این بحران راهبردی برگزیدهاند.
همزمان با تشدید تنشها در منطقه، یسرائیل کاتز، وزیر دفاع اسرائیل، اعلام کرد عملیات زمینی «هدفمند» این کشور در جنوب لبنان تا زمان رفع تهدیدهای حزبالله ادامه خواهد داشت.
او دوشنبه ۲۵ اسفند پس از برگزاری جلسه ارزیابی با فرماندهان نظامی گفت ارتش اسرائیل عملیاتی زمینی را در لبنان آغاز کرده است تا «تهدیدها را از میان بردارد» و از ساکنان مناطق شمالی اسرائیل محافظت کند.
کاتز افزود او و بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، به ارتش دستور دادهاند «زیرساختهای تروریستی» در نزدیکی مرز را نابود کند تا از بازگشت نیروهای حزبالله به این منطقه جلوگیری شود، همانگونه که پیشتر چنین سیاستی علیه حماس در رفح، بیتحانون و تونلهای غزه در دستور کار قرار گرفته بود.
او تاکید کرد تا زمانی که امنیت برای ساکنان شمال اسرائیل برقرار نشود، آوارگان لبنانی امکان بازگشت به خانههای خود را نخواهند داشت.
ارتش اسرائیل صبح ۲۵ اسفند از آغاز یک عملیات زمینی «هدفمند» علیه اهداف کلیدی حزبالله در جنوب لبنان خبر داد.
اسرائیل هدف از این عملیات را ایجاد یک منطقه حائل گستردهتر در جنوب لبنان اعلام کرد.
یسرائیل کاتز، وزیر دفاع اسرائیل
«رهبر حزبالله میتواند بهزودی به نصرالله و خامنهای بپیوندد»
وزیر دفاع اسرائیل در ادامه سخنان خود، از مواضع نعیم قاسم، دبیرکل حزبالله، انتقاد کرد و گفت اقدامات او به آوارگی بیش از یک میلیون لبنانی انجامیده، اما خود در زیر زمین پنهان شده است.
کاتز افزود اگر قاسم دلتنگ حسن نصرالله و علی خامنهای است، «بهزودی میتواند در اعماق جهنم با آنها دیدار کند».
او هشدار داد حزبالله بهدلیل تلاشهایش برای نابودی اسرائیل «بهای سنگینی» خواهد پرداخت.
حزبالله ۱۱ اسفند در حمایت از حکومت ایران، اسرائیل را هدف قرار داد و لبنان را به مناقشه کنونی کشاند. اسرائیل نیز در واکنش، عملیات نظامی تازهای را علیه این گروه نیابتی جمهوری اسلامی آغاز کرد.
ششم اسفند، یک مقام ارشد حزبالله در مصاحبه با خبرگزاری فرانسه گفته بود این گروه در صورت حملات «محدود» آمریکا به ایران مداخله نظامی نخواهد کرد، اما هرگونه آسیب به علی خامنهای را «خط قرمز» میداند.
خامنهای ۹ اسفند در عملیات مشترک اسرائیل و آمریکا کشته شد.
ابراز نگرانی آلمان از عملیات زمینی اسرائیل
خبرگزاری رویترز ۲۵ اسفند به نقل از سخنگوی دولت آلمان نوشت نشانهها از آمادگی اسرائیل برای آغاز یک تهاجم زمینی گسترده در لبنان حکایت دارند.
این مقام دولت آلمان هشدار داد چنین عملیاتی میتواند به وخامت اوضاع انسانی در منطقه بینجامد.
او تاکید کرد برلین از تلاشها برای از سرگیری مذاکرات میان اسرائیل و لبنان استقبال میکند.
امانوئل مکرون، رییسجمهوری فرانسه، ۲۴ اسفند با اشاره به پشتیبانی تهران از حزبالله گفت جمهوری اسلامی باید حملات خود به کشورهای منطقه، چه به صورت مستقیم و چه از طریق گروههای نیابتی، را متوقف کند.
حزبالله یکی از مهمترین گروههای نیابتی جمهوری اسلامی در منطقه محسوب میشود و حکومت ایران طی سالهای گذشته حمایت مالی و تسلیحاتی گستردهای از این گروه به عمل آورده است.
این سیاست با واکنش منفی گستردهای در داخل ایران مواجه شده و شهروندان که با وخامت شرایط اقتصادی و بحران معیشتی دستوپنجه نرم میکنند، پشتیبانی تهران از گروههای نیابتی، از جمله حزبالله، حماس و حوثیهای یمن، را بهشدت مورد انتقاد قرار دادهاند.
در پی انفجار در یک مدرسه یهودی در آمستردام، پایتخت هلند، این مدرسه دچار خسارت جزیی شد. شهردار آمستردام این واقعه را «حملهای عمدی علیه جامعه یهودیان» خواند و گفت این حادثه باعث افزایش تدابیر امنیتی در نهادهای یهودی خواهد شد.
در هفتههای اخیر و پس از حملات آمریکا و اسرائیل به ایران و واکنش متعاقب تهران، نگرانیها درباره احتمال حمله به جوامع یهودی در نقاط مختلف جهان افزایش یافته است.
به گزارش خبرگزاری رویترز، این انفجار بامداد شنبه ۲۳ اسفند در مدرسهای واقع در یک محله مسکونی مرفه در جنوب آمستردام رخ داد و به یک ناودان و دیوار بیرونی ساختمان آسیب زد، اما هیچکس در آن زخمی نشد.
فمکه هالسما، شهردار آمستردام، این حادثه را «اقدامی بزدلانه و تجاوزکارانه علیه جامعه یهودیان» توصیف کرد.
او گفت یهودیان در این شهر به شکلی فزاینده با یهودستیزی روبهرو هستند. وضعیتی که به گفته هالسما، «غیرقابل قبول» است.
این مدرسه تنها مدرسهای در هلند است که بهطور مشخص برای یهودیان ارتدوکس فعالیت میکند و به دلیل تهدیدهای پیشین، بخش زیادی از آن با دیواری فلزی و نوکتیز محافظت میشود.
پیش از این و پس از ایجاد آتشسوزی عمدی در حمله به یک کنیسه در مرکز شهر روتردام هلند در شامگاه ۲۲ اسفند، تدابیر امنیتی در کنیسهها و نهادهای یهودی در این کشور افزایش یافت.
در بلژیک، همسایه جنوبی هلند، نیز ۱۸ اسفند انفجاری رخ داد و باعث آتشسوزی در یک کنیسه در شهر لیژ شد.
این مجموعه انفجارها، به نگرانیها درباره امنیت مراکز یهودی در اروپا دامن زده است.
نخستوزیر هلند: حملهای هولناک بود
روب یتن، نخستوزیر هلند، حمله به مدرسه یهودی آمستردام را «هولناک» خواند و گفت این حادثه بهدرستی موجب «ترس و خشم» در جامعه یهودیان شده است.
او در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت که امنیت نهادهای یهودی بهطور کامل در کانون توجه دولت قرار دارد.
از سوی دیگر، همزمان با این تحولات، ابراهیم عزیزی، رییس کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «اقدام اوکراین در کمک به اسرائیل با حمایتهای پهپادی، تمام خاک اوکراین را با استناد بر منشور ملل متحد، به هدفی مشروع و قانونی برای جمهوری اسلامی تبدیل میکند.»
ولودیمر زلنسکی، رییسجمهوری اوکراین، ۲۲ اسفند با انتشار پیامی در شبکه اجتماعی ایکس، از دیدار خود با شاهزاده رضا پهلوی در محل سفارت اوکراین در پاریس خبر داد و نوشت در این دیدار، وضعیت ایران و تحولات منطقه و همچنین عملیات ایالات متحده علیه «رژیم تروریستی» جمهوری اسلامی بهتفصیل مورد بررسی قرار گرفت.