هیلل نویر، وکیل بینالمللی و مدیر اجرایی دیدهبان سازمان ملل، با انتشار پستی در شبکه اجتماعی ایکس خبر داد که نام عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، از تازهترین فهرست سخنرانان مراسم افتتاحیه شورای حقوق بشر سازمان ملل که قرار است چهارم اسفند (۲۳ فوریه) برگزار شود، حذف شده است.
او در این پست که شامگه پنجشنبه ۲۳ بهمن منتشر شد، علاوه بر اعلام این خبر، نوشت: «این اقدام در پی جمعآوری ۱۰۰ هزار امضا از سوی ما برای لغو دعوت از این فرد که او را «قاتل» خواندهایم، و درخواست از پلیس سوئیس برای بازداشت او به اتهام جنایت علیه بشریت انجام شده است.»
مقامات رسمی کشورهای مختلف در هفته اول نشستهای شورای حقوق بشر این امکان را دارند تا با استفاده از تریبون شورا، درباره موضوع حقوق بشر اظهارنظر کنند. در سالهای گذشته نیز مقامات ارشد جمهوری اسلامی از این فرصت برای دفاع از کارنامه حکومت و حمله به کشورهای منتقد استفاده کردهاند.
ترک نشست شورای حقوق بشر از سوی بسیاری از کشورها در هنگام سخنرانی مقامات جمهوری اسلامی، از جمله اقداماتی بوده که در سالهای اخیر از سوی کشورهای معترض به کارنامه حقوق بشری حکومت ایران انجام شده است.

مای ساتو، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران با انتشار پستی بلند در شبکه اجتماعی ایکس از مکاتبه رسمی با مقامهای جمهوری اسلامی درباره سه مورد نقض جدی حقوق بشر مرتبط با اعتراضهای سراسری دیماه خبر داد و نوشت که نقض حقوق بشر حکومتی نهتنها متوقف نشده است، بلکه در مقیاسی وسیعتر ادامه دارد.
مای ساتو در این پست که شامگاه پنجشنبه ۲۳ بهمن منتشر شد، به این اشاره کرد که مکاتبه با مقامهای جمهوری اسلامی به بررسی وضعیت دو نفر از بازداشتشدگان به نامهای احسان فریدی و زهرا شهباز طبری اختصاص داشته است.
به نوشته او، دیگر موضوع مورد بررسی در این مکاتبهها به گزارشهایی از شکنجه، مرگ در بازداشت، اعدام فراقضایی و محرومیت از تماس زندانیان با خانوادهها در چندین زندان از جمله قرچک، قزلحصار، شیبان و لاکان مرتبط بود.
گزارش کامل درباره اظهارات گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور ایران را اینجا بخوانید:
مای ساتو: الگوی نقض دادرسی در ایران «در ابعادی گستردهتر» در حال تکرار است
رسانه بلومبرگ در تازهترین قسمت از مستند هفتگی «بلومبرگ اوریجینالز» به بررسی این موضوع پرداخته که چرا «لحظهای خطرناک» پیش روی رهبران جمهوری اسلامی قرار داد و نتیجه گرفته است که جمعیت آماده انفجار، تهدید آمریکا به حمله، از بین رفتن «محور مقاومت»، فساد و سوء مدیریت داخلی، بهویژه در سپاه پاسداران حاکمیت ایران را در موقعیتی قرار داده است که راه خروج روشنی از آن دیده نمیشود.
بلومبرگ احتمال میدهد که «زمینه تغییراتی بزرگ در ایران» فراهم شده است و برای اثبات این ادعا به «زوال اقتصادی، از دست دادن متحدان منطقهای، درگیری با اسرائیل و آمریکا، انفجار تاریخی خشم عمومی و خشونت هولناکی که حکومت به راه انداخت» اشاره میکند.

به باور این رسانه، از همگسیختگی کنونی ایران نهتنها در «دههها تحریم» ریشه دارد بلکه از سیاستهای داخلی سرچشمه میگیرد که اقتصاد کشور را «تهی و فرسوده» کرده است.
در بخشی از این مستند میشنویم: «تحریمها منبع اصلی درآمد دولت، یعنی نفت، را محدود کردهاند. هرچند تهران همچنان قادر به صادرات نفت خام است، اما برای جذب خریداران ناچار شده آن را با تخفیفهای سنگین بفروشد. با این حال، اوضاع در ماه دسامبر حتی بدتر شد.»
بخش دیگری از این مستند نیز به نقش محور مقاومت در وضعیت کنونی ایران اشاره دارد: «در سراسر منطقه، ایران از یک قدرت محوری در آنچه «محور مقاومت» خوانده میشود، به یکی از معدود اعضای باقیمانده آن تبدیل شده است، حماس و حزبالله نیز بهشدت ضعیف شدهاند و در سوریه هم قدرت در اختیار گروهی است که آشکارا با تهران دشمنی دارد.»
این مستند در پایان با کنار هم قرار دادن این دادهها نتیجه میگیرد که جمهوری اسلامی در گوشهای گرفتار شده که راه خروجی روشنی از آن متصور نیست.

گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران اعلام کرد مکاتبات رسمی او و دیگر کارشناسان با جمهوری اسلامی نشان میدهد الگوی محاکمههای ناعادلانه، اعترافات اجباری و شرایط غیرانسانی بازداشت پس از خیزش دیماه ۱۴۰۴ نهتنها متوقف نشده، بلکه در مقیاسی وسیعتر در حال تکرار است.
مای ساتو در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس اعلام کرد که در هفتههای منتهی به اعتراضات سراسری که از هفتم دیماه ۱۴۰۴ آغاز شد، بههمراه دیگر کارشناسان سازمان ملل، درباره سه موضوع مشخص بهطور رسمی با جمهوری اسلامی ایران مکاتبه کرده است.
به گفته ساتو، نخستین مورد مربوط به احسان فریدی، دانشجوی مهندسی مکانیک است که با اتهام «افساد فیالارض» به اعدام محکوم شده؛ حکمی که به گفته او بر پایه گزارشهای نهادهای امنیتی صادر شده و کیفرخواست آن نیز از سوی دادستانیای تنظیم شده که بعدها بهدلیل فساد برکنار شد. مورد دوم زهرا شهباز طبری، مهندس برق ۶۷ ساله، است که به اتهام «بغی» به اعدام محکوم شده؛ حکمی که در دادگاهی کمتر از ۱۰ دقیقه صادر شده و به گفته ساتو، مدرک اصلی علیه او تکهپارچهای با شعار اعتراضی بوده است. سومین محور مکاتبه، شرایط زندانهایی چون قرچک، قزلحصار، شیبان و لاکان بوده که شامل گزارشهایی از مرگ در بازداشت، شکنجه، اعدام بدون اطلاع قبلی و محرومیت از تماس با خانواده میشود.
به گفته گزارشگر ویژه، مقامهای جمهوری اسلامی در پاسخ به این مکاتبات، منابع گزارشها را «ناآگاه» یا «دارای رویکرد خصمانه» توصیف کرده و تاکید کردهاند که روندهای قضایی کاملاً قانونی بوده است. با این حال، ساتو تصریح کرده که این مکاتبات که در آذرماه ۱۴۰۴ ارسال شدهاند، همچنان اهمیت دارند؛ زیرا خطر اعدام برای فریدی و طبری پابرجاست و الگوهای نقض دادرسی عادلانه که در آن موارد ثبت شده، اکنون پس از اعتراضات سراسری در ابعادی گستردهتر در حال تکرار است.
او همچنین از دریافت گزارشهایی درباره اعترافات اجباری معترضان خبر داده و هشدار داده است که شرایط زندانهایی که پیشتر مستندسازی شدهاند، ممکن است اکنون محل نگهداری بازداشتشدگان جدید باشد. ساتو تاکید کرده که هنوز آمار دقیقی از تعداد بازداشتشدگان، محل نگهداری آنان، شمار محکومان به اعدام یا افراد اعدامشده در دست نیست. به گفته او، آمار رسمی دولت از کشتهشدگان بیش از سه هزار نفر اعلام شده، در حالی که گزارشهای نهادهای مدنی ارقام بالاتری را نشان میدهد.
گزارشگر ویژه در پایان با اشاره به جنبه انسانی این آمارها، از پرونده یک نوجوان کشتهشده در جریان اعتراضات یاد کرده که پیشتر در دفترچه خاطرات خود درباره آغاز سال تحصیلی جدید و امید به «آیندهای روشن» نوشته بود؛ روایتی که به گفته او نشان میدهد پشت هر عدد، یک زندگی و یک رویای ناتمام قرار دارد.
پیش از این، در ۵ بهمن، شورای سردبیری ایراناینترنشنال در بیانیهای با استناد به مدارک و روایتهای تازه اعلام کرده بود که ابعاد خشونت نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی در جریان انقلاب ملی فراتر از برآوردهای اولیه بوده و بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر در این سرکوب هدفمند به دستور علی خامنهای، دیکتاتور تهران، کشته شدهاند.

پویا فراگردی، نوازنده ۴۴ ساله ویولن، شامگاه ۱۸ دی در جریان اعتراضات شمال شرق تهران و در نزدیکی یک کلانتری در منطقه پاسداران با شلیک نیروهای امنیتی زخمی شد و یک روز بعد جان باخت.
به گفته خانوادهاش، گلوله به سمت راست شکم او اصابت کرد و پس از انتقال به بیمارستان، در ۱۹ دیماه درگذشت. خانواده تا چند روز از محل نگهداری پیکر او بیخبر بودند و حدود ۱۲ روز بعد مطلع شدند که جسدش به کهریزک منتقل شده است. او ۳۰ دی در بهشتزهرای تهران به خاک سپرده شد.
ویدیوهای راستیآزماییشده نشان میدهد که در شب حادثه، معترضان زخمی در خیابانها رها شده و صدای تیراندازی شنیده میشد. همزمان، قطع گسترده اینترنت، دسترسی خانوادهها به اطلاعات را با مشکل مواجه کرده بود.
فراگردی که سابقه فعالیت در ارکسترهای مستقل داشت، از منتقدان نظام مجوزدهی فرهنگی بود و بهدلیل محدودیتها از صحنههای رسمی فاصله گرفته بود. همکاران و شاگردانش در پیامهایی در شبکههای اجتماعی، از او بهعنوان هنرمندی مستقل و آزادیخواه یاد کردهاند.
مرگ پویا فراگردی به فهرست قربانیان اعتراضات اخیر در ایران افزوده شده است. گزارش مفصل درباره این جانباخته را اینجا بخوانید:
شلیک در پاسداران، سکوت یک ویولن؛ روایت کشتهشدن پویا فراگردی بهدست جمهوری اسلامی

هوای شب ۱۸ دی ماه در شمالشرق تهران با شعارهایی که در فضای تاریک شهر طنین میانداخت، پر شده بود. در میان جمعیت، پویا فراگردی ایستاده بود؛ نوازنده ویولنی که زندگیاش با موسیقی سنجیده میشد و قلبش برای ایران میتپید. سپس صدای گلوله آمد.
فراگردی، ۴۴ ساله، آن شب در نزدیکی یک کلانتری در پاسداران هدف تیر نیروهای امنیتی قرار گرفت.
ویدیوهایی که ایراناینترنشنال از پاسداران در ۱۸ دی ماه راستیآزمایی کرده، معترضان زخمی را نشان میدهد که خونآلود روی زمین افتادهاند و دیگران تلاش میکنند به آنها کمک کنند؛ در حالی که صدای تیراندازی در پسزمینه شنیده میشود.
برادرش، پیام فتوحیهپور، به ایران اینترنشنال گفت: «اول فکر کردیم در مجیدیه کشته شده… اما بعد فهمیدم به پاسداران رفته و همانجا تیر خورده.»
حدود ساعت ۱۱ شب، گلولهای به سمت راست شکم او اصابت کرد و به بیمارستان منتقل شد. به گفته برادرش، روز بعد، ۱۹ دی ماه، جان باخت؛ اما خانواده تا چند روز از محل او بیخبر بودند.
نزدیک به ۱۲ روز بعد، خانواده دریافتند پیکرش به کهریزک منتقل شده است. مجموعه پزشکی قانونی در جنوب تهران که بسیاری از قربانیان خیزش اخیر به آنجا برده شدند.
تصاویر تایید شده از کهریزک، خانوادههایی را نشان میدهد که در میان ردیفهای کیسههای سیاه اجساد به دنبال عزیزان خود میگردند، در حالی که محوطه این مجموعه از قربانیان اعتراضات پر شده بود.
جستوجو در تاریکی
در حالی که پویا در اعتراضات تهران حضور داشت، برادرش در ایالات متحده بود؛ جدا افتاده از هر خبری، پس از آنکه در ۱۸ دی ماه با تشدید اعتراضات، اینترنت به شکل سراسری قطع شد.
اتصال به اینترنت تقریباً به صفر رسید و دهها میلیون نفر از دسترسی به اینترنت جهانی محروم شدند و ارتباطات تلفنی بهشدت مختل شد. گروههای حقوق بشری گفتند این قطع ارتباط با هدف جلوگیری از خروج اطلاعات از کشور و پنهان کردن ابعاد سرکوب انجام شد.
او گفت: «از همهچیز بیخبر بودم.»
چند روز بعد، وقتی تماسهای بینالمللی بهطور محدود برقرار شد، پیام فهمید برادرش، پویا، ناپدید شده است.
پیام گفت: «خودم را قانع کردم که رفته جایی با دوستی… به خودم میگفتم برمیگردد و من ده یا پانزده دقیقه سرزنشش میکنم.»
اما او هرگز بازنگشت.
پیام با یادآوری آن لحظات گفت: «هر لحظه تصویرش جلوی چشمانم بود. مجبور میشدم به انباری یا دفتر کارم بروم و گریه کنم تا همسر و دخترم از هم نپاشند.»
۳۰ دی ماه، مقامها به خانواده اطلاع دادند که پیکر فراگردی در کهریزک است. روز بعد در بهشتزهرا به خاک سپرده شد.
برادرش گفت: «این روزها تصویر کودکیاش بیشتر از همیشه در ذهنم میآید. حتی صدای کودکیاش در گوشم است؛ “دادا پیام.”»
سرپیچی با موسیقی
سالها پیش از اعتراضات، فراگردی با نظام مجوزدهی فرهنگی در ساختار جمهوری اسلامی مخالفت کرده بود؛ سیستمی که هنرمندان را ملزم میکند پیش از اجرا یا انتشار اثر، از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مجوز بگیرند.
او متولد ۱۶ شهریور ۱۳۶۰ بود. از همان کودکی نواختن ویولن را آغاز کرد و پایههای خود را در موسیقی کلاسیک شکل داد. با وجود آنکه در رشته مهندسی ماشینآلات کشاورزی تحصیل کرده و مدرک داشت، موسیقی همواره محور اصلی زندگیاش باقی ماند.
برادرش گفت: «تصمیم گرفت حرفهای ویولن بزند و تدریس کند. حتی به دخترم باران هم درس میداد.»
او از باروک تا مدرن مینواخت و به گفته برادرش، به سبکهای جَز، بلوز و راک هم علاقه داشت.
اما نظام مجوز، او را از صحنههای رسمی دور کرد.
برادرش در این زمینه گفت: «از آن متنفر بود. برایش توهینآمیز بود که این موجودات تعیین کنند چه کاری میتواند انجام دهد.»

فراگردی خلاقیتش را به سمت هنرهای دستی برد. در کار با ابزار مهارت داشت و سازهای چوبی، از جمله اُکارینا، را با دستان خود میساخت و سپس مینواخت.
یکی از موسیقیدانانی که با او اجرا کرده و نخواست نامش فاش شود، گفت فراگردی عضو یک ارکستر مستقل در تهران بوده است.
او گفت: «عضو یک ارکستر مستقل بود، یعنی زیر نظر نهاد دولتی نبود. خصوصی بود.»
این موسیقیدان افزود پس از سرکوب آبان ۹۸، که دستکم ۱۵۰۰ معترض کشته شدند، بسیاری از هنرمندان از ارکسترهایی که نیاز به مجوز وزارتخانه داشتند فاصله گرفتند.
«آرشهات ایستاده، اما خشم ما نه»
یادبودهایی از سوی همکاران و شاگردانش در شبکههای اجتماعی منتشر شده است. دو تن از همکارانش به ایراناینترنشنال گفتند: «ما صحنه، نتخوان و یک کشور را با هم شریک بودیم. سالها کنار هم نواختیم و هنوز صدای مخملیات را در سکوت میان موومانها میشنویم.»
آنها افزودند: «۱۸ دی به خاطر جرات آزادانه نفس کشیدن، به تو شلیک کردند… شاید جسمت را خاموش کردند، اما پژواکت را نه. آنها یک موسیقیدان را کشتند، نه خود صدا را. آرشهات [از حرکت] ایستاده، اما خشم ما نه.»
آخرین پست اینستاگرامی فراگردی، سوزاندن یک اسکناس ایرانی با تصویر روحالله خمینی بود؛ او اسکناس را بالای یک توالت نگه داشت و خاکسترش را در کاسه توالت انداخت. زیرنویس این ویدیو چنین بود: «بگذار زندگیِ گذشته را بشماریم» و با آهنگ «The Final Countdown» از گروه سوئدی Europe همراه شده بود.
برادرش در پیامهایی نوشت: «فکر میکنم ۱۸ دی ماه دوباره عاشق مردمش شد. کاش زنده میماند و آزادی را هم میدید.»
آخرین صداهایی که پویا شنید، از ویولنش نبود؛ از شعارهایی بود که در خیابانها اوج میگرفت. شاید همان موسیقیای بود که همیشه میخواست بشنود؛ همسراییِ صدایی که از دل خیابانها برمیخاست.





