• العربية
  • English
BrandBrand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

شلیک در پاسداران، سکوت یک ویولن؛ روایت کشته‌شدن پویا فراگردی به‌دست جمهوری اسلامی

آزاده اکبری
آزاده اکبری

ایران‌اینترنشنال

۲۳ بهمن ۱۴۰۴، ۲۱:۵۲ (‎+۰ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۲۰:۴۶ (‎+۰ گرینویچ)

هوای شب ۱۸ دی ماه در شمال‌شرق تهران با شعارهایی که در فضای تاریک شهر طنین می‌انداخت، پر شده بود. در میان جمعیت، پویا فراگردی ایستاده بود؛ نوازنده ویولنی که زندگی‌اش با موسیقی سنجیده می‌شد و قلبش برای ایران می‌تپید. سپس صدای گلوله آمد.

فراگردی، ۴۴ ساله، آن شب در نزدیکی یک کلانتری در پاسداران هدف تیر نیروهای امنیتی قرار گرفت.

ویدیوهایی که ایران‌اینترنشنال از پاسداران در ۱۸ دی ماه راستی‌آزمایی کرده، معترضان زخمی را نشان می‌دهد که خون‌آلود روی زمین افتاده‌اند و دیگران تلاش می‌کنند به آن‌ها کمک کنند؛ در حالی که صدای تیراندازی در پس‌زمینه شنیده می‌شود.

برادرش، پیام فتوحیه‌پور، به ایران اینترنشنال گفت: «اول فکر کردیم در مجیدیه کشته شده… اما بعد فهمیدم به پاسداران رفته و همان‌جا تیر خورده.»

حدود ساعت ۱۱ شب، گلوله‌ای به سمت راست شکم او اصابت کرد و به بیمارستان منتقل شد. به گفته برادرش، روز بعد، ۱۹ دی ماه، جان باخت؛ اما خانواده تا چند روز از محل او بی‌خبر بودند.

نزدیک به ۱۲ روز بعد، خانواده دریافتند پیکرش به کهریزک منتقل شده است. مجموعه پزشکی قانونی در جنوب تهران که بسیاری از قربانیان خیزش اخیر به آنجا برده شدند.

تصاویر تایید شده از کهریزک، خانواده‌هایی را نشان می‌دهد که در میان ردیف‌های کیسه‌های سیاه اجساد به دنبال عزیزان خود می‌گردند، در حالی که محوطه این مجموعه از قربانیان اعتراضات پر شده بود.

جست‌وجو در تاریکی
در حالی که پویا در اعتراضات تهران حضور داشت، برادرش در ایالات متحده بود؛ جدا افتاده از هر خبری، پس از آنکه در ۱۸ دی ماه با تشدید اعتراضات، اینترنت به ‌شکل سراسری قطع شد.

اتصال به اینترنت تقریباً به صفر رسید و ده‌ها میلیون نفر از دسترسی به اینترنت جهانی محروم شدند و ارتباطات تلفنی به‌شدت مختل شد. گروه‌های حقوق بشری گفتند این قطع ارتباط با هدف جلوگیری از خروج اطلاعات از کشور و پنهان کردن ابعاد سرکوب انجام شد.

او گفت: «از همه‌چیز بی‌خبر بودم.»

چند روز بعد، وقتی تماس‌های بین‌المللی به‌طور محدود برقرار شد، پیام فهمید برادرش، پویا، ناپدید شده است.

پیام گفت: «خودم را قانع کردم که رفته جایی با دوستی… به خودم می‌گفتم برمی‌گردد و من ده یا پانزده دقیقه سرزنشش می‌کنم.»

اما او هرگز بازنگشت.

پیام با یادآوری آن لحظات گفت: «هر لحظه تصویرش جلوی چشمانم بود. مجبور می‌شدم به انباری یا دفتر کارم بروم و گریه کنم تا همسر و دخترم از هم نپاشند.»

۳۰ دی ماه، مقام‌ها به خانواده اطلاع دادند که پیکر فراگردی در کهریزک است. روز بعد در بهشت‌زهرا به خاک سپرده شد.

برادرش گفت: «این روزها تصویر کودکی‌اش بیشتر از همیشه در ذهنم می‌آید. حتی صدای کودکی‌اش در گوشم است؛ “دادا پیام.”»

سرپیچی با موسیقی
سال‌ها پیش از اعتراضات، فراگردی با نظام مجوزدهی فرهنگی در ساختار جمهوری اسلامی مخالفت کرده بود؛ سیستمی که هنرمندان را ملزم می‌کند پیش از اجرا یا انتشار اثر، از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مجوز بگیرند.

او متولد ۱۶ شهریور ۱۳۶۰ بود. از همان کودکی نواختن ویولن را آغاز کرد و پایه‌های خود را در موسیقی کلاسیک شکل داد. با وجود آنکه در رشته مهندسی ماشین‌آلات کشاورزی تحصیل کرده و مدرک داشت، موسیقی همواره محور اصلی زندگی‌اش باقی ماند.

برادرش گفت: «تصمیم گرفت حرفه‌ای ویولن بزند و تدریس کند. حتی به دخترم باران هم درس می‌داد.»

او از باروک تا مدرن می‌نواخت و به گفته برادرش، به سبک‌های جَز، بلوز و راک هم علاقه داشت.

اما نظام مجوز، او را از صحنه‌های رسمی دور کرد.

برادرش در این زمینه گفت: «از آن متنفر بود. برایش توهین‌آمیز بود که این موجودات تعیین کنند چه کاری می‌تواند انجام دهد.»

100%

فراگردی خلاقیتش را به سمت هنرهای دستی برد. در کار با ابزار مهارت داشت و سازهای چوبی، از جمله اُکارینا، را با دستان خود می‌ساخت و سپس می‌نواخت.

یکی از موسیقی‌دانانی که با او اجرا کرده و نخواست نامش فاش شود، گفت فراگردی عضو یک ارکستر مستقل در تهران بوده است.

او گفت: «عضو یک ارکستر مستقل بود، یعنی زیر نظر نهاد دولتی نبود. خصوصی بود.»

این موسیقی‌دان افزود پس از سرکوب آبان ۹۸، که دست‌کم ۱۵۰۰ معترض کشته شدند، بسیاری از هنرمندان از ارکسترهایی که نیاز به مجوز وزارتخانه داشتند فاصله گرفتند.

«آرشه‌ات ایستاده، اما خشم ما نه»
یادبودهایی از سوی همکاران و شاگردانش در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده است. دو تن از همکارانش به ایران‌اینترنشنال گفتند: «ما صحنه، نت‌خوان و یک کشور را با هم شریک بودیم. سال‌ها کنار هم نواختیم و هنوز صدای مخملی‌ات را در سکوت میان موومان‌ها می‌شنویم.»

آن‌ها افزودند: «۱۸ دی به خاطر جرات آزادانه نفس کشیدن، به تو شلیک کردند… شاید جسمت را خاموش کردند، اما پژواکت را نه. آن‌ها یک موسیقی‌دان را کشتند، نه خود صدا را. آرشه‌ات [از حرکت] ایستاده، اما خشم ما نه.»

آخرین پست اینستاگرامی فراگردی، سوزاندن یک اسکناس ایرانی با تصویر روح‌الله خمینی بود؛ او اسکناس را بالای یک توالت نگه داشت و خاکسترش را در کاسه توالت انداخت. زیرنویس این ویدیو چنین بود: «بشماریم عمر رفته را» و با آهنگ «The Final Countdown» از گروه سوئدی Europe همراه شده بود.

برادرش در پیام‌هایی نوشت: «فکر می‌کنم ۱۸ دی ماه دوباره عاشق مردمش شد. کاش زنده می‌ماند و آزادی را هم می‌دید.»

آخرین صداهایی که پویا شنید، از ویولنش نبود؛ از شعارهایی بود که در خیابان‌ها اوج می‌گرفت. شاید همان موسیقی‌ای بود که همیشه می‌خواست بشنود؛ هم‌سراییِ صدایی که از دل خیابان‌ها برمی‌خاست.

  • «نقشه ثبت حقیقت»؛ مرجع نام و هویت جاویدنامان انقلاب ملی ایرانیان

    «نقشه ثبت حقیقت»؛ مرجع نام و هویت جاویدنامان انقلاب ملی ایرانیان

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

انتخابات اسرائیل؛ پس از پایان رأی‌گیری چه اتفاقی می‌افتد؟
۱

انتخابات اسرائیل؛ پس از پایان رأی‌گیری چه اتفاقی می‌افتد؟

۲

عمار حکیم بر حفظ منافع عراق تاکید کرد؛ تندروهای ایرانی خواستار اقدام تلافی‌جویانه شدند

۳
اختصاصی

جزییات کودتای شبکه فساد فروش نفت اطلاعات سپاه‌؛ آغاز با نامه محرمانه شمخانی به خامنه‌ای

۴

با وجود افزایش کرسی‌های حزب لیکود، مخالفان از شکست نتانیاهو در انتخابات می‌گویند

۵

نتانیاهو پس از شمارش اولیه آرا: در کنار ترامپ فرصتی تاریخی برای رفع تهدید تهران داریم

انتخاب سردبیر

  • میدل‌ایست فوروم: تغییر جمهوری اسلامی به شکستن ائتلاف حاکم بر محور سپاه نیاز دارد
    تحلیل

    میدل‌ایست فوروم: تغییر جمهوری اسلامی به شکستن ائتلاف حاکم بر محور سپاه نیاز دارد

  • علیه فراموشی؛ علی دبیر بابت کدام خدمات از محسنی‌اژه‌ای، قاضی‌القضات اعدام، تشکر کرد؟
    تحلیل

    علیه فراموشی؛ علی دبیر بابت کدام خدمات از محسنی‌اژه‌ای، قاضی‌القضات اعدام، تشکر کرد؟

  • گرانی اینترنت، تحمل «رژیم اضطراب» و خشم بی‌سابقه‌ای که انباشته می‌شود
    روایت شما

    گرانی اینترنت، تحمل «رژیم اضطراب» و خشم بی‌سابقه‌ای که انباشته می‌شود

  • گسترش روابط بغداد و دمشق در سایه تنش با تهران؛ نخست‌وزیر عراق به سوریه می‌رود

    گسترش روابط بغداد و دمشق در سایه تنش با تهران؛ نخست‌وزیر عراق به سوریه می‌رود

  • از دکل نفت تا پهپاد فضایی؛ نمایش مضحک بابک زنجانی در نقش «ایلان ماسک وطنی»
    تحلیل

    از دکل نفت تا پهپاد فضایی؛ نمایش مضحک بابک زنجانی در نقش «ایلان ماسک وطنی»

•
•
•

مطالب بیشتر

مهندسی سرکوب در ورزش ایران؛ روایتی از قتل و حذف ورزشکاران

۱۴ بهمن ۱۴۰۴، ۰۵:۴۶ (‎+۰ گرینویچ)
•
سارا امت‌علی
100%

ماهان مردانی، ورزشکار ۲۳ ساله، پیش از قدم گذاشتن به خیابان‌ نوشت: «از ما حتی اگر یک نفر باقی بماند، وظیفه دارد راوی بماند.» او رفت، گلوله خورد و کشته شد، اما آخرین واژه‌هایش دریچه‌ای گشود به بازخوانی روندی که در آن جمهوری اسلامی ورزش را به ابزاری برای سرکوب و مدیریت ترس بدل کرد.

بر اساس تجمیع اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال، تا لحظه تنظیم این گزارش هویت ۸۲ ورزشکار کشته‌شده شناسایی شده است؛ ۲۸ نفر از آنها ورزشکار آماتور بودند، ۴۷ نفرشان ورزشکارانی در تیم‌های استانی و کشوری و هفت نفرشان قهرمان ملی.

۵۶ درصد از ورزشکاران کشته‌شده‌ای که هویت‌شان شناسایی شده، در ورزش‌های رزمی و قدرتی مانند پرورش اندام، کشتی، کیک‌بوکسینگ، بوکس، تکواندو، کاراته و پاورلیفتینگ فعال بودند.

۵۸ درصد از آنها هم از قهرمانان استانی و کشوری بودند و در سطح محلی افرادی صاحب نفوذ و شناخته‌شده به شمار می‌آمدند.

این اعداد تصادفی نیستند؛ حامل پیام و حاصل یک برنامه‌ریزی بلندمدت‌اند.

اعداد به ما چه می‌گویند؟

پیش از رفتن به سراغ اعداد، لازم است تصویر یک ورزشکار را در ذهن تجسم کنیم؛ بدنی ورزیده و عضلانی، نگاهی مصمم و حالتی جسمانی که قدرت، مقاومت، نظم، امید به بهبود، استمرار و امکان زیستنِ مستقل را تداعی می‌کند.

بدن ورزشکار فقط یک پیکره فیزیکی نیست. نمادی است زنده از معنا یافتنِ تلاش، امکان، رویا و میل به عبور از محدودیت‌ها. بدنی که گواهی می‌دهد انسان قادر به «از نو ساختن» است.

حالا اعداد معنا پیدا می‌کنند: ۵۶ درصد، یعنی بیش از نیمی از ورزشکاران شناسایی‌شده که به دست جمهوری اسلامی به قتل رسیدند، در رشته‌های رزمی و قدرتی فعال بودند.

تصاویری که همراه با خبر کشته شدن این گروه از ورزشکاران کشته‌شده منتشر می‌شود، حامل تناقضی صریح و کوبنده است: حکومت سرکوبگر این اندام‌های ورزیده قدرتمند را، این نمادهای تلاش و امکان و رویا را و این میل بی‌پایان به عبور از محدودیت‌ها را، در چشم بر هم زدنی با شلیک چند گلوله به «جسد» تبدیل کرده است.

نانسی شپر-هیوز، انسان‌شناس آمریکایی که بخش عمده‌ای از کارهایش بر انسان‌شناسیِ بدن، خشونت، نسل‌کُشی و جوخه‌های مرگ متمرکز است، عقیده دارد که خشونت، به‌ویژه از سوی نظام‌های اقتدارگرا، صرفا سرکوب نیست؛ آموزش است.

در این چارچوب، قتل ورزشکار حاوی یک پیام تربیتی برای جامعه است: بدن قوی، محبوب و مشهور، قابل حذف است، چه رسد به بدن‌های نحیف و ناتوان‌شده از فقرِ شهروندان گمنام.

افزون بر این، شپر-هیوز، کشتار گسترده سیاسی را نوعی «ترور نمادین» می‌داند. جمهوری اسلامی با کشتن ده‌ها ورزشکار که نماد امید، سلامت، امکان پیشرفت و زیستنِ مستقل‌اند، پیامی نمادین به جامعه ارسال می‌کند: هیچ افقی امن نیست و هر تلاش و هر شکلی از قدرت در برابر حاکمیت «هیچ» است.

100%

خشونت پیش از شلیک گلوله آغاز شده بود

علیرضا نجاتی، ملی‌پوش پیشین کشتی فرنگی و دارنده مدال برنز جهانی، ۱۶ دی در صفحه اینستاگرامش نوشت: «ما آمده‌ایم بجنگیم، نه برای زنده ماندن، بلکه برای نماندن در خفت … جنگیدن در مقابل ظلم، حق‌کشی، زورگویی و ...»

پیام بعدی او درست یک روز پیش از فراخوان شاهزاده رضا پهلوی این بود: «آخر هفته‌ای زیبا و پر از موفقیت و حال خوب را برای همه آرزومندم؛ این پایان است.» او دو روز بعد بازداشت شد.

پس از آن، ایران‌وایر، به نقل از یک منبع آگاه در تهران، گزارش داد علیرضا دبیر، رییس دست‌نشانده فدراسیون کشتی، پس از بازداشت نجاتی به کشتی‌گیران ملی‌پوش ایران پیام داده که «این، آخر و عاقبت فریب خوردن و سیاسی شدن شماست».

دبیر ۲۶ تیر ۱۳۹۸ با وجود پرونده‌های فساد مالی گسترده در دوران نمایندگی‌اش در شورای شهر تهران، با حمایت مدیران نظامی و امنیتی ورزش و در انتخاباتی که سلامت آن مورد تردید بود، به ریاست فدراسیون کشتی رسید.

او ۲۱ بهمن ۱۴۰۳، در گفت‌وگو با روزنامه شرق تایید کرد محدودیت‌هایی برای کشتی‌گیران در «اظهارنظرهای شخصی و عمومی» ایجاد کرده است: «گفتم بچه‌های تیم ملی حق ندارند در مسائل سیاسی اظهار‌نظر کنند چون سیاسی نیستند، بلد نیستند، من سیاست را می‌فهمم. من قضیه‌ام فرق دارد ولی بچه‌ها را گفتم در موضوعات سیاسی حق ندارید اظهار‌نظر کنید.»

پایگاه خبری وزارت ورزش و جوانان سوم دی، حدود ۱۰ روز پیش از نخستین جرقه‌های انقلاب ملی ایرانیان، از دیدار دبیر با فرمانده مرکز مقاومت بسیج این وزارت‌خانه و مهدی میرجلیلی، رییس سازمان بسیج ورزشکاران خبر داد و به نقل از دبیر نوشت: «فدراسیون کشتی برای همکاری هرچه بیشتر با مرکز مقاومت بسیج وزارت ورزش آمادگی دارد.»

100%

ورزش در تسخیر نظامیان

فدراسیون کشتی تنها فدراسیون تحت نفوذ نیروهای سیاسی-امنیتی نیست. مهدی تاج، از چهره‌های شناخته‌شده نظامی، امنیتی و اقتصادی در ورزش ایران، ریاست فدراسیون فوتبال، محبوب‌ترین رشته ورزشی در ایران را بر عهده دارد.

آذر ۱۴۰۱ گروه هکری بلک‌ریوارد اسنادی درباره انتخابات فدراسیون فوتبال را در اختیار رسانه‌ها از جمله ایران‌اینترنشنال قرار داد که نشان می‌داد مهدی تاج گزینه مد نظر سپاه پاسداران در این انتخابات بود، زیرا ضمانت داده بود هیچ‌گاه در برابر نظام، علی خامنه‌ای و منویات او قرار نخواهد گرفت.

فدراسیون تیراندازی از بهمن ۱۴۰۰ تحت ریاست سرتیپ مرتضی قربانی، از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران فعالیت می‌کند.

غفور کارگری، از فرماندهان پیشین نیروی قدس سپاه که از سوی اتحادیه اروپا تحریم شده، از آذر ۱۴۰۱ هدایت کمیته ملی پارالمپیک را بر عهده گرفته است.

100%
دیدار غفور کارگری با رییس کاروان اعزامی فلسطین به بازی‌های پاراآسیایی هانگژو

کمیته ملی المپیک نیز در اختیار محمود خسروی‌وفا، چهره امنیتی و محافظ شخصی پیشین خامنه‌ای است.

احسان حدادی که با وجود محکومیت در یک پرونده تجاوز جنسی، تیر ۱۴۰۳ در جریان انتخاباتی جنجالی به ریاست فدراسیون دو و میدانی انتخاب شد، به بیت خامنه‌ای نزدیک است، به دیدار او می‌رود و به دوستی با آقازاده‌ها و همراهی‌شان در راهپیمایی اربعین افتخار می‌کند.

هادی ساعی که ۱۵ دی ۱۴۰۰ به عنوان رییس فدراسیون تکواندو انتخاب شد، نیز مانند دبیر تعاملی نزدیک با فرماندهان سپاه پاسداران دارد.

دیدار او با جانشین فرمانده سپاه بیت‌المقدس کردستان و فرمانده سپاه «امام صادق» بوشهر رسانه‌ای شد.

یک هفته پس از حمله لفظی دبیر به علی دایی، معاون هماهنگ‌کننده سازمان بسیج مستضعفین در اظهار نظری، ساعی و دبیر را «افرادی که پای حقیقت ایستاده‌اند» توصیف کرد و گفت باید از چنین کسانی تجلیل کرد.

از قرارگاه تا فدراسیون؛ پروژه ۳۰ ساله امنیتی‌سازی ورزش

این انتصاب‌ها و انتخاب‌ها نه‌تنها تصادفی‌ نیستند، بلکه بخشی حیاتی و نظام‌مند از یک الگوی حکمرانی امنیتی‌اند که از اواخر دهه ۱۳۷۰ به‌تدریج در ورزش ایران نهادینه شد.

از آن زمان، هم‌زمان با تثبیت ساختارهای امنیتی جمهوری اسلامی پس از جنگ و آغاز نگرانیِ حاکمیت از گسترش نهادهای مستقل مدنی، ورزش ایران به‌تدریج وارد فرآیند «امنیتی‌سازی» شد.

فدراسیون‌ها و باشگاه‌ها دیگر صرفا نهادهای مستقل ورزشی نبودند، بلکه به حوزه‌هایی برای مدیریت اجتماعی، کنترل افکار عمومی و مهار چهره‌های اثرگذار تبدیل شدند.

حضور تدریجی فرماندهان پیشین سپاه پاسداران و نیروهای امنیتی در راس فدراسیون‌ها و باشگاه‌های پرطرفداری چون استقلال و پرسپولیس، دخالت نهادهای اطلاعاتی در انتخابات ورزشی و شکل‌گیری شبکه‌های غیررسمی نظارت بر ورزشکاران، نشان‌دهنده انتقال منطق «امنیت داخلی» به حوزه ورزش بود.

تشکیل «میز ورزش» در اطلاعات سپاه هم بر تمایل این نهاد نظامی به کنترل تمام و کمال ورزشکاران صحه می‌گذارد.

میثم مهری، که به نظر می‌رسد نامی مستعار باشد، مسئول این میز است و گزارش‌هایی از روابط نزدیک او با تاج، خسروی‌وفا و محمدرضا داورزنی، از مدیران ورزشی جمهوری اسلامی، حکایت دارد.

مطالعه‌ای با عنوان «تجارت جدی: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران و صنعت ورزش» که سال ۲۰۲۴ در دانشگاه یِیل انجام شد، سیطره سپاه پاسداران بر ورزش ایران را این‌طور توصیف می‌کند: «سپاه از طریق در اختیار گرفتن بسیاری از باشگاه‌ها و فدراسیون‌های مهم، نه‌تنها سودهای اقتصادی عظیمی به‌دست می‌آورد - که می‌تواند در فعالیت‌های اقتصادی، اطلاعاتی یا نظامی دیگر سرمایه‌گذاری شود ـ بلکه ساختار ورزش ایران را نیز مطابق با اولویت‌های نهادی خود شکل می‌دهد: محافظه‌کاری اسلامی، سرکوب زنان و کنترل بی‌چون‌وچرای شهروندان.»

در بخش دیگری از این پژوهش به استفاده سپاه پاسداران از نهادهای ورزشی، به‌ویژه ورزش‌های رزمی، برای «جذب جوانان به نیروهای زمینی خود» اشاره شده است: «به‌طور مشخص، فدراسیون‌های هنرهای رزمی که زیر نظر وزارت ورزش و جوانان فعالیت می‌کنند، از جمله جودو و کیک‌جیتسو، به مراکز جذب نیرو برای یگان‌های ویژه سپاه تبدیل شده‌اند؛ یگان‌هایی که ماموریت اصلی آنها سرکوب اعتراضات مردمی با خشونتی قلدرمابانه و سازمان‌یافته است.»

اعمال کنترل و خشونت در دستورالعمل‌های ابلاغی

خرداد ۱۴۰۲، چند ماه پس از خیزش مشهور به «زن، زندگی، آزادی»، نسخه‌ای تازه از دستورالعمل نقل و انتقال بازیکنان فوتبال از سوی فدراسیون و با موافقت باشگاه‌ها ابلاغ شد که در آن یک بند تازه وجود داشت.

در بند ۱۵ این دستورالعمل ذکر شده که «انجام هر گونه فعالیت و مواد مغایر با قوانین کشور» و «سوء‌رفتارهای اجتماعی، سیاسی، مذهبی و توهین به مقامات ذی‌صلاح در فضای مجازی و مصاحبه» در کمیته انضباطی باشگاه و «مراجع صلاحیت‌دار» قابل رسیدگی است.

این بند از دستورالعمل که هم‌اکنون نیز مورد استفاده است، از باشگاه‌ها می‌خواهد در قرارداد بازیکنان قید کنند که «انجام هر گونه فعالیت و مواد مغایر با قوانین کشور و کدهای اخلاقی و انضباطی پیوست از جمله سوءرفتارهای اجتماعی، تبعیض‌ نژادی، قومی، مذهبی و سیاسی و توهین به مقامات ذی‌صلاح اعم از در فضای مجازی، مصاحبه، تبلیغ در داخل و خارج از زمین مسابقه، ممنوع بوده و تخلف قابل رسیدگی در کمیته انضباطی باشگاه و مراجع صلاحیت‌دار است.»

به این ترتیب، دست نهاد قضایی باز است که بر اساس گزارش‌هایی که از فدراسیون دست‌نشانده حاکمیت دریافت می‌کند، هر واکنش یا اظهار نظر خلاف منافع حاکمیت را با برچسب «سوءرفتار» یا «توهین به مقامات ذی‌صلاح» به «مراجع صلاحیت‌دار» بسپرد.

منظور از مراجع صلاحیت‌دار در این بند، نهادهایی جز کمیته‌ انضباطی باشگاه و فدراسیون است و می‌توان به شکل‌های مختلف آن را تفسیر کرد؛ از قوه قضاییه تا وزارت اطلاعات و اداره اطلاعات سپاه.

دستکاری ساحت ورزش و تعبیه کردن ساختاری خشونت

این تلاش سازمان‌یافته برای تبدیل ورزش از سرمایه ملی به ابزار سرکوب و قتل هدفمند ورزشکاران به کمک «تئوری میدان» پی‌یر بوردیو، جامعه‌شناس فرانسوی، بهتر درک می‌شود.

بوردیو جامعه را متشکل از «میدان‌»هایی نسبتا مستقل می‌داند که هر کدام قواعد، سلسله‌مراتب و سرمایه خاص خود را دارند.

بر این اساس، سرمایه در میدان ورزش، بدن ورزیده، افتخارات ورزشی، شهرت و محبوبیت است، شایستگی‌های جسمی و فنی قواعد بازی را تعیین می‌کنند، و مشروعیت بر موفقیت‌های ورزشی و محبوبیت اجتماعی استوار است.

در این میدان، ورزشکار می‌تواند بدون وابستگی به قدرت «کسی» شود.

با ورود نهادهای امنیتی به مدیریت ورزشی، ورزش به‌‌تدریج از میدانی نسبتا مستقل به زیرمجموعه‌ای وابسته به میدانِ سیاستِ اقتدارگرا تبدیل شد و قواعد بازی به‌دست مدیران امنیتی-نظامی یا مدیران دست‌نشانده‌، به نفع قدرت مسلط تغییر می‌کند.

وقتی نیروهای سپاهی ریاست فدراسیون‌ها، کمیته‌های ورزشی و باشگاه‌ها را به دست می‌گیرند و انتخابات فدراسیون‌ها را مهندسی می‌کنند، در واقع می‌گویند که سرمایه مشروع در میدان تازه‌ای که ساخته‌ایم، دیگر بدن ورزیده، تعداد مدال‌ها و محبوبیت اجتماعی نیست؛ «وفاداری به من و سکوت در برابر من» است.

در چنین میدانی، بدن ورزیده و محبوبیت اجتماعی‌ ورزشکار مستقل، تهدیدی تحمل‌ناپذیر علیه میدان سیاست اقتدارگرا تلقی می‌شود؛ پس باید بی‌اعتبار و شکسته و در شدیدترین حالت حذف شود.

در چنین ساختاری، ورزشکار دیگر یک کنشگر آزاد نیست، بلکه یا باید سرمایه نمادین خود را در خدمت قدرت بگذارد، یا هزینه استقلالش را با حذف، زندان و مرگ بپردازد.

مدیریت ترس، کنترل مرگ

سرکوبگران پس از کشتنِ ماهان مردانی به ضرب دو گلوله جنگی، اجازه ندادند پیکر او در گورستان شهر قدس، شهر محل زندگی‌اش در حاشیه جنوب غربی تهران، دفن شود.

بدن ورزیده اما بی‌جان‌شده‌ ماهان به‌شرطی به خانواده‌اش تحویل داده شد، که او را در گورستان یکی از روستاهای حاشیه تهران به خاک بسپارند؛ بدون حق سوگواری و بدون حضور جمعیت.

این خشونت عریان که تا لحظه‌ دفن بدنِ سیاسی‌شده ورزشکار ادامه یافت، شاهدی دیگر بر این واقعیت است که قتل ورزشکاران، به‌ویژه آنها که در سطح محلی شناخته‌شده‌ترند، محبوبیت و نفوذ بیشتری دارند و اندام‌شان تجسم صریح‌تری از «قدرت» است، تصادفی نیست.

این بخشی از معماری قدرت و سرکوب است؛ تصمیمی سیاسی در پی سال‌ها تدارک و برنامه‌ریزی امنیتی گام‌به‌گام و حساب‌شده برای هشدار به جامعه.