در جریان سرکوب اعتراضات سراسری، جمهوری اسلامی شماری از پزشکان و پرستارانی که مجروحان را درمان کردهاند، بازداشت و تهدید کرده است. بیش از چهار هزار پزشک با امضای بیانیهای این اقدامات را محکوم کرده و خواستار پایان فشار بر کادر درمان شدهاند.
گفتوگو با روزبه اسفندیاری، پزشک

بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، حمید و وحید ارزانلو، دو برادر کارآفرین و از فعالان شناختهشده صنعت مبلمان ایران که از نظر مالی وضع خوبی داشتند و ثروتمند محسوب میشدند، در جریان انقلاب ملی ایرانیان به دست ماموران حکومتی کشته شدند.
بنا بر این اطلاعات، شامگاه جمعه ۱۹ دیماه و در جریان تیراندازی ماموران حکومتی در منطقه تهرانپارس، حمید ارزانلو بر اثر اصابت گلوله به ناحیه سر بهشدت مجروح شد. برادرش، وحید، به کمک او شتافت که با شلیک دو گلوله به ناحیه گردن هدف قرار گرفت.
وحید و حمید ارزانلو بعدتر بهدلیل شدت جراحات، جان خود را از دست دادند.
در مراسم خاکسپاری این دو برادر، کیومرث ارزانلو، برادر دیگرشان، از حاضران خواست که اگر راه برادرانش را درست میدانند، برای آنان کف بزنند و حاضران در مراسم هم دو برادر ارزانلو را تشویق کردند.
به گفته منابع نزدیک به خانواده ارزانلو، نهادهای امنیتی برای تحویل پیکر این دو برادر بیش از یک میلیارد تومان از خانواده دریافت کردهاند.
بر اساس اطلاعات دریافتی، حمید و وحید ارزانلو از روزهای آغاز اعتصابات در بازار مرکزی تهران، حضوری فعال در همراهی و سازماندهی اعتصاب داشتند و در منطقه دلاوران تهران، نقش مؤثری ایفا کردند.
اعتصاب گسترده ۱۷ دیماه در بازار مبل دلاوران، با پیگیری مستقیم این دو برادر شکل گرفت و به یکی از بزرگترین اعتصابهای آن روزها در شرق تهران تبدیل شد.
منابع نزدیک به خانواده گفتند این دو برادر شامگاه ۱۸ دیماه نیز از نخستین ساعات، در کف خیابان و در کنار معترضان حضور داشتند.
حمید و وحید ارزانلو از مالکان و مدیران شرکت «آیسا مبل کیان» بودند. مجموعهای خانوادگی متعلق به شش برادر ارزانلو که فعالیت خود را حدود ۲۰ سال پیش از یک کارگاه کوچک آغاز کرد و به یکی از برندهای شناختهشده صنعت مبلمان ایران تبدیل شد.
این مجموعه در اوج فعالیت خود، بهطور مستقیم و غیرمستقیم برای دستکم یکهزار نفر اشتغالزایی کرده و حدود ۲۰۰ نیروی کار مستقیم داشته است.
آیسا مبل حدود ۳۰ شعبه و نمایندگی در سراسر ایران از جمله اصفهان، تهران، شیراز، قم، مشهد و یزد دارد و نمایشگاه اصلی آن در بلوار دلاوران تهران است.
این دو برادر که از خانوادهای کارگری و ساکن محله خاکسفید تهران بودند، بهعنوان چهرههایی خودساخته، خوشنام و مردمی، در صنعت مبلمان ایران شناخته میشدند.
به گفته فعالان این صنف، نام خانواده ارزانلو برای بسیاری از فعالان بازار مبلمان در مناطقی چون دلاوران، یافتآباد، کمرد و همچنین در شهرهای مختلف ایران، شناخته شده است.

وحید ارزانلو، متولد ۱۳۶۱، مدیر طراحی و دیزاین مجموعه آیسا مبل بود. او پدر سه فرزند خردسال بود: یک پسر نوجوان حدودا ۱۵ ساله و دو فرزند دوقلو.
حمید ارزانلو که از وحید بزرگتر بود، متاهل و پدر دو فرزند خردسال بود و مدیریت فروش نمایشگاههای بزرگ آیسا مبل در تهران، شامل دستکم شش نمایشگاه اصلی را بر عهده داشت.

مادر این دو برادر، زنی حدودا ۶۸ ساله، اکنون به جمع خانوادههای دادخواه پیوسته است.
قتل حمید و وحید ارزانلو، روایت رسمی مقامهای جمهوری اسلامی را در مورد محدود بودن اعتراضات به مطالبات صرفا معیشتی، به چالش میکشد.
حضور این دو برادر در کنار عده بسیاری از دیگر معترضان، نشان داد هر چند موضوع معیشت موتور محرکه اعتراضات بود، اما دلیل اصلی انقلاب ملی مردم ایران نبود.
برادران ارزانلو کشته شدند در حالی که نه از سر فشار معیشت، بلکه با دغدغه میهن، آزادی و آینده ایران به خیابان رفتند.
ویدیویی از جاویدنام محمدرضا آهنگر، ۲۰ ساله در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن میگوید: «میروم برای آزادی میهنم و مهاجرت نکردن مردمم تلاش کنم.»
او پنجشنبه ۱۸ دی در فلکه صادقیه از سوی یک تکتیرانداز از بالای مجتمع تجاری گلدیس از ناحیه سر هدف گلوله جنگی قرار گرفت و کشته شد.
خبرگزاری رویترز دوشنبه ششم بهمن به نقل از مای ساتو، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران، گزارش داد او اطلاعاتی دریافت کرده است که بر اساس آن نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی، معترضان مرتبط با اعتراضات سراسری را از بیمارستانها خارج کرده و بازداشت میکنند؛ اقدامی که به گفته او «نقض جدی حق دسترسی به مراقبتهای پزشکی» بر اساس حقوق بینالملل بهشمار میرود.
ساتو همچنین به رویترز گفت خانوادهها برای تحویل گرفتن پیکر عزیزانشان با درخواست پرداخت مبالغی بین پنج تا هفت هزار دلار مواجه شدهاند.
رویترز نوشت کادر درمانی در ایران که به شرط ناشناس ماندن با این خبرگزاری گفتوگو کردهاند، بخشی از این گزارشها را تأیید کرده و از یورش نیروهای امنیتی به بیمارستانها و جستوجوی پرونده معترضان بستریشده برای بازداشت آنها خبر دادهاند.


تکرار عدد غیر رُند ۳۱۱۷ و مضربهای ۱۰۳۹ که یک عدد اول است، در آمارهای رسمی جمهوری اسلامی، نشانهای جدی از الگوی عددسازی و دستکاری دادهها برای مهار روایت عمومی و کوچکنمایی ابعاد واقعی بحرانها و جنایتهاست.
در حالی که شورای سردبیری ایراناینترنشنال آمار کشتهشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ را دستکم ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر برآورد کرده و دیگر رسانههای بینالمللی نیز از ارقامی مشابه سخن میگویند، جمهوری اسلامی تلاش میکند با عددسازی و جعل روایت، بر جنایت هولناکی که عمدتا در شبهای ۱۸ و ۱۹ دی در ایران رقم زده، سرپوش بگذارد.
عددهای مشکوک ۳۱۱۷ و ۱۰۳۹
پیش از این دستکم در دو مورد، مقامات جمهوری اسلامی از عدد ۳۱۱۷ در گزارشهای خود استفاده کردهاند.
اولین بار وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، ۱۲ فروردین ۱۳۹۹ اعلام کرد ۳۱۱۷ نفر در نوروز ۹۹ به مسمومیت الکلی دچار شدند.

همین وزارتخانه دو ماه بعد در ۱۳ خرداد ۱۳۹۹ جدیدترین آمار مبتلایان به کرونا را ۳۱۱۷ نفر اعلام کرد.

اما این تمام ماجرا نیست. عدد ۳۱۱۷ (۳×۱۰۳۹) مضربی از عدد ۱۰۳۹ است که رد پای آن را در دیگر آمارهای سالهای ۹۹ تاکنون میتوان دید.
به عنوان نمونه، وزارت بهداشت در فروردین ۱۳۹۹ اعلام کرد شمار مبتلایان به کرونا در خوزستان به ۱۰۳۹ نفر رسیده است.
خبرگزاری مهر ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۹ در گزارشی نوشت: «شمار مبتلایان به کرونا در کرمان به ۱۰۳۹ نفر رسیده است.»
خبرگزاری شبستان ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۹ از ابتلای قطعی ۲۰۷۸ نفر (۲×۱۰۳۹) به کووید۱۹ در کردستان خبر داد. این عدد مضربی از ۱۰۳۹ است.
دانشگاه علوم پزشکی خراسان شمالی، هشت خرداد ۱۳۹۹ از افزایش آمار مبتلایان به کووید۱۹ در خراسان شمالی به ۲۰۷۸ نفر (۲×۱۰۳۹) خبر داد.
سخنگوی وزارت بهداشت، ۱۶ مرداد ۱۳۹۹ گفت: «۴۱۵۶ نفر (۴×۱۰۳۹) از بیماران مبتلا به کووید۱۹ در وضعیت شدید این بیماری تحت مراقبت قرار دارند.»
سازمان بهزیستی کشور ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۰ نوشت ۱۰۳۹ نفر از معلولان و کارکنان بهزیستی قزوین در صف واکسن کرونا هستند.
۲۲ تیر ۱۴۰۱، خبرگزاری تسنیم در خبری نوشت: «شمار مبتلایان به کرونا در جزیره کیش به ۱۰۳۹ بیمار رسید.»
مرکز روابط عمومی و اطلاعرسانی وزارت بهداشت، ۱۰ فروردين ۱۴۰۲ اعلام کرد ۱۰۳۹ بیمار جدید مبتلا به کووید۱۹ در کشور شناسایی شدند.
احتمال تکرار یک عدد
اگر آمار مبتلایان یا فوتیهای روزانه را صرفا برآمده از شانس و نوسانات طبیعی بدانیم، احتمال اینکه چندین بار دقیقا یک عدد خاص (مثل ۱۰۳۹ یا مضرب مشخصی از آن) گزارش شود، بسیار اندک است.
با در نظر گرفتن دامنه تغییرات وسیع آمار روزانه در ایران، از زیر هزار نفر در مقاطعی تا بالای ۳۰ هزار نفر در اوج همهگیری کرونا، شانس اینکه یک روز دقیقا عددی مانند ۱۰۳۹ گزارش شود شاید در حد حدود یکهزارم باشد. حال اگر این اتفاق پنج یا شش بار تکرار شود، احتمال تصادفی بودن آن عملا نزدیک به صفر میشود.
به بیان ساده، تکرار یک عدد غیر رند به دفعات در آمار روزانه بسیار بعید است، مگر آن که الگویی در کار باشد.
پیشتر نیز محققان، اصالت آمار ارائه شده از سوی جمهوری اسلامی در دوره کرونا را با روشیهای علمی زیر سوال برده و از احتمال بالای ساختگی بودن این اعداد گفتهاند.
استفاده از اعداد اول در عددسازی
میدانیم که ۱۰۳۹ یک عدد اول است و به جز یک و خودش بر هیچ عدد دیگری بخشپذیر نیست.
استفاده از اعداد اول برای عددسازی رایج است چرا که خروجیهای غیر رند و غیرقابلتشخیص برای چشم عادی تولید میکنند.
به عبارتی در جعل داده، استفاده از اعداد اول بزرگ میتواند به ساخت اعداد ظاهرا تصادفی ولی کنترلشده کمک کند.
۳۱۱۷ در حروف ابجد
در شبکههای اجتماعی، برخی کاربران با اشاره به تکرار این عدد در گزارشهای جمهوری اسلامی، شائبههای انتقال رمز یا گزارهای با استفاده از حروف ابجد را طرح کردهاند.
ابجد سامانهای قدیمی برای تبدیل حروف به اعداد است که ریشه در الفبای عربی دارد و در بسیاری از متون کهن فارسی و عربی بهکار رفته است.
در این سیستم، هر حرف دارای یک ارزش عددی مشخص است (مثلا الف = ۱، ب = ۲، ج = ۳، ...، غ = ۱۰۰۰). این مقادیر در جدول معروف «ابجد کبیر» تنظیم شدهاند. ابجد بیشتر در حوزههای شبهعلم، عرفان و حتی رمزنگاریهای ابتدایی کارایی داشته است.
شاعران و نویسندگان با استفاده از ابجد گاهی تاریخ ساخت بنا یا وقوع یک رویداد را در قالب یک بیت یا جمله رمزگذاری میکردند، بهگونهای که مجموع عددی حروف آن به سال هجری اشاره میکرد.
از نظر ریاضی ممکن است عبارات بسیاری وجود داشته باشد که به صورت ابجد به عدد ۳۱۱۷ برسد اما کاربری در شبکه ایکس با استناد به جستوجوهایش با کمک هوش مصنوعی در این باره نوشت که عدد ابجد ۳۱۱۷ مربوط به عبارت «غافر من استغفره» در دعای جوشنکبیر است.
شیعیان از این عبارت برای توصیف پروردگار خود یاد میکنند: «بخشنده هر کسی، که طلب بخشش میکند.»
در نهایت میتوان گفت تکرار عددهای غیر رند ۳۱۱۷ و ۱۰۳۹ و مضربهایشان در آمار رسمی جمهوری اسلامی، بهویژه در موضوعهای حساسی مانند کرونا و شمار قربانیان اعتراضات، بهسختی میتواند تصادفی باشد و سابقه تکرار این اعداد در بازههای زمانی و جغرافیایی مختلف، و استفاده از یک عدد اول برای تولید خروجیهای ظاهرا تصادفی، همگی از وجود الگویی هدفمند در عددسازی و دستکاری دادهها حکایت دارد.
ویدیوهای منتشرشده از مراسم تشییع و یادبود کشتهشدگان جوان اعتراضات دیماه نشان میدهد خانوادهها، دوستان و نزدیکان آنها در سوگ عزیزانشان علیه حکومت شعار میدهند، سخنرانی اعتراضی میکنند، دست میزنند، میرقصند و کل میکشند.
آسیه امینی، تحلیلگر مسائل اجتماعی، گفت: «در بسیاری از مراسم اخیر، خبری از آیینهای مذهبی مرسوم عزاداری نیست و بهجای آن، آیینهایی ریشهدار در فرهنگ ایرانی مانند «سیاوشان» و «سهرابکشان» احیا شدهاند؛ مراسمی با کارکرد ضدفراموشی، جمعی و هویتی که نوعی «اعتراض خاموش» و بدرقه محترمانه قربانیان محسوب میشوند و معنا و پیوند اجتماعی را بازتولید میکنند.»






