پست پسر سفیر سابق جمهوری اسلامی در استرالیا علیه یهودیان، ساعاتی قبل از حمله سیدنی
احمد قدیری ابیانه، فرزند سفیر پیشین جمهوری اسلامی در استرالیا، ساعاتی پیش از حمله به مراسم یهودیان در سیدنی در شبکه ایکس پستی یهودستیزانه منتشر کرد و جشنهای حنوکا را «بستر برگزاری مناسک شیطانی محافل ماسونی» خواند.
او با اشاره به تاکید علی خامنهای، «دفاع معنوی» در روزهای مراسم حنوکا یهودیان را «ضروری» خواند.
احمد قدیری ابیانه خود را در شبکههای اجتماعی «مدرس و پژوهشگر» در حوزه حقوق بینالملل معرفی کرده که کتابهایی در حوزه عملیات روانی در رسانه و حوزه اسلام از او منتشر شده است.
این چهره حامی حکومت ایران و علی خامنهای در حوزه دفاع از گروههای نیابتی جمهوری اسلامی بارها مطالبی را منتشر کرده است. پدر او، محمدحسن قدیری ابیانه، در سالهای اخیر از حمله حماس و جمهوری اسلامی به اسرائیل در مصاحبهها و اظهاراتش حمایت کرده بود.
کانال تلگرامی «دانشجویان متحد» گزارش داد انجمن دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف گزارشهایی مبنی بر تماس برخی بخشهای دانشگاه با والدین دانشجویان برای تذکر و هشدار درباره پوشش آنها دریافت کرده است.
به گفته این انجمن، چنین اقداماتی نهتنها هیچ نتیجهای جز ایجاد فشار روانی و سلب آسایش دانشجویان ندارد، بلکه تعدی آشکار به حریم شخصی و نقض حقوق دانشجویی محسوب میشود. انجمن دانشجویان شریف تأکید کرد در صورت تداوم این رویه، اقدامات لازم و پیگیریهای مقتضی را در دستور کار قرار خواهد داد.
خبرنامه امیرکبیر نیز نوشت که در روزهای اخیر افرادی از حراست و سایر بخشهای دانشگاه صنعتی شریف با والدین برخی دانشجویان تماس گرفته و درباره پوشش آنها تذکر و تهدید کردهاند.
دانشجویان شریف این اقدام را فاقد هرگونه توجیه آموزشی یا اداری دانسته و اعلام کردهاند که چنین رویهای موجب سلب آسایش دانشجویان شده و مصداق آشکار تعدی به حریم شخصی و نقض حقوق دانشجویی است.
جمعی از معلمان «کارنامه سبز» در تهران، کارگران کشت و صنعت میانآب، نانوایان اهواز، کارگران معدن زرهشوران، کارگران اخراجی ترانسفورماتورسازی کوشکن، کارگران مجتمع فولاد آلیاژی پاسارگاد و بازنشستگان تامین اجتماعی و صنایع فولاد، در شهرهای مختلف ایران تجمع اعتراضی برگزار کردند.
ویدیوهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهد جمعی از قبولشدگان آزمون استخدامی سال ۱۴۰۴ آموزش و پرورش که اصطلاحا «کارنامه سبز» نامیده میشوند، یکشنبه ۲۳ آذر در تهران تجمع اعتراضی برگزار کردند.
حاضران در این تجمع در اعتراض به عدم پاسخگویی به مطالباتشان از سراسر ایران در تهران و مقابل ساختمان وزارت آموزش و پرورش حاضر شدند.
آنها در این تجمع مسئولان وزارت آموزش و پرورش را خطاب قرار داده و شعارهایی از جمله «از پنجره دید نزن، بیا پایین حرف بزن» و «نیروی بازنشسته، به جای ما نشسته»، سردادند.
همزمان کارگران مجتمع کشت و صنعت میانآب کرخه در استان خوزستان، یکشنبه ۲۳ آذر وارد دهمین روز تجمعات اعتراضی خود شدند و دست از کار کشیدند.
کارگران معترض در دهمین روز از اعتراضات خود، با انتقاد از وضعیت تولید در کارخانه، در گفتوگو با خبرگزاری ایلنا، خواستار خلع ید مدیریت کارخانه شدند.
یکی از کارگران گفت «ضعف مدیریت و تصمیمات غیرشفاف» در دو سال گذشته این واحد تولیدی را با افت جدی در سودآوری مواجه کرده و همین مساله نگرانیهای گستردهای در میان کارکنان ایجاد کرده است.
پیشتر و در چهارمین روز از تجمع کارگران این مجتمع، یکی از معترضان گفته بود: «مطالبات به ضعف مدیریت و بهکارگیری مدیران بازنشسته و دوشغله، ایجاد فرصتهای شغلی جدید با وجود کمبود نیرو، پرداخت نشدن حقوق و مزایا در موعد مقرر، کسر بخشی از آیتمهای شغلی و عدم اجرای کامل تعهدات قانونی مربوط میشود.»
بر اساس ویدیوهای رسیده به ایراناینترنشنال، گروهی از نانوایان اهواز نیز یکشنبه ۲۳ آذر مقابل ساختمان استانداری خوزستان تجمع کردند و پس از سردادن شعارهایی وارد ساختمان شدند.
نانوایان اهواز دلیل اعتراض خود را «کاهش سهمیه آرد و پرداخت نشدن کمکهزینههای نانواییها» عنوان کردند.
حاضران در این تجمع با سردادن شعارهایی از جمله «وعده وعید کافی است؛ سفره ما خالی است» خواستار رسیدگی فوری به مطالبات خود شدند.
در هفتههای گذشته نیز نانوایان در تهران، مشهد، اصفهان، قم، کرمانشاه، بیرجند و برخی دیگر از شهرهای کشور در اعتراض به وضعیت خود و عدم دریافت یارانه نان تجمع کرده بودند.
ویدیوهای دریافتی نشان میدهد جمعی از کارگران اخراجی ترانسفورماتورسازی کوشکن در زنجان نیز یکشنبه ۲۳ آذر در حضور نمایندگان وزارت نیرو، تجمع اعتراضی برگزار کردند و خواستار رسیدگی به مطالباتشان شدند.
پیشتر، کارگران اخراجی این واحد صنعتی نسبت به عدم تمدید قرارداد کاری پس از سالها سابقه کار، تجمعهای اعتراضی برگزار کرده بودند.
همچنین بر اساس ویدیوی رسیده به ایراناینترنشنال، کارگران مجتمع فولاد آلیاژی پاسارگاد در استان فارس یکشنبه ۲۳ آذر برای دومین روز متوالی دست از کار کشیده و اعتصاب کردند.
در ادامه اعتراضهای صنفی کارگران در واحدهای صنعتی، ویدیوی رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهد گروهی از کارگران کارخانه چدن خوسف در استان خراسان جنوبی نیز به دلیل نبود سرویس و مرگ همکارانشان بر اثر تصادف در جاده، تجمع کردند.
در کنار این اعتراضها، تجمعهای بازنشستگان نیز در چند شهر ادامه یافت.
تجمع بازنشستگان
بازنشستگان تامین اجتماعی، یکشنبه ۲۳ آذر در شهرهای مختلف کشور از جمله رشت، شوش، کرخه، هفتتپه و کرمانشاه تجمع اعتراضی برگزار کردند.
خبرگزاری ایلنا نوشت: «این بازنشستگان خواستار اجرای ماده ۹۶ قانون تامین اجتماعی و افزایش مستمریها به اندازه خط فقر، برخورداری از درمان رایگان و همچنین پرداخت عیدی کارگری شدند.»
ویدیوهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهد بازنشستگان تامین اجتماعی در شهر رشت، شعارهایی از جمله «معترض زندانی آزاد باید گردد»، «نه به اعدام، نه به اعدام، نه، نه، نه» و «تورم، تورم، دزدی از جیب مردم» سردادند.
بازنشستگان صندوق فولاد نیز در اصفهان به عدم تحقق مطالبات خود در حوزه درمان و مستمری اعتراض کردند.
ایلنا به نقل از منابع خبری بازنشستگان نوشت این اعتراضات بیشتر شامل مطالباتی چون «عدم متناسبسازی صحیح حقوق»، «تاخیر در حل مشکلات درمانی کارکنان بازنشسته سخت و زیانآور صندوق» و «اعتراض به ادغام صندوق فولاد با صندوق کشوری» و مواردی از این دست بوده است.
ویدیوهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهد بازنشستگان تامین اجتماعی کرمانشاه و شوش و بازنشستگان صنعت فولاد اصفهان، در تجمع خود شعارهایی چون «قناعت، ریاضت، تحمیل شده به ملت» و «اتحاد، اتحاد، علیه ظلم و فساد» سردادند.
در سالهای اخیر، بازنشستگان، کارگران و مستمریبگیران بارها در شهرهای مختلف ایران در اعتراض به محققنشدن مطالبات خود تجمع و راهپیمایی کردهاند.
شرایط معیشتی این گروهها سبب شده شمار تجمعها و اعتراضهای صنفی بهطور قابل توجهی افزایش یابد.
سایت حقوق بشری هرانا ۲۹ اسفند در گزارشی درباره نقض حقوق بشر در ایران نوشت در سال ۱۴۰۳، دستکم سه هزار و ۷۰۲ تجمع و اعتصاب در بخشهای مختلف کشور شکل گرفت.
بنا بر گزارشهای رسانهای، در نزدیک به ۹ ماه گذشته دستکم ۶۶ سوختبر در تصادفات جادهای در ایران جان خود را از دست دادهاند. بخش عمده این آمار مربوط به جادههای جنوب استان سیستان و بلوچستان است.
روزنامه هممیهن در شماره یکشنبه ۲۳ آذر خود گزارش داد که از ابتدای فروردینماه تا اواسط آذرماه سال جاری، مشخصات و خبر جانباختن ۶۲ سوختبر در جادههای جنوب سیستان و بلوچستان ثبت شده که ۹ نفر از آنان نوجوان بودهاند.
به نوشته هممیهن، این آمار سوختبرانی را که در جادههای جنوب کرمان، میناب، هرمزگان، بندرعباس و دیگر جادههای استانهای جنوب شرقی ایران تردد دارند، دربرنمیگیرد و با احتساب این موارد، شمار جانباختگان در کمتر از ۹ ماه به دستکم ۶۶ نفر میرسد.
هممیهن از «بازماندگی گسترده از تحصیل» در استان سیستان و بلوچستان بهعنوان یکی از عوامل موثر در گسترش سوختبری اشاره کرد و نوشت در برخی روستاها، نوجوانان از سنین ۱۲ تا ۱۴ سالگی وارد چرخه سوختبری میشوند.
شهروندان در مناطق بلوچنشین ایران سالهاست بهدلیل از بین رفتن کشاورزی، فقر اقتصادی، بیکاری گسترده و نبود فرصتهای شغلی، ناچار به سوختبری شدهاند. شغلی پرخطر که آنها را در معرض تیراندازی، تعقیب و گریز و حوادث مرگبار جادهای قرار میدهد.
خبرگزاری حکومتی مهر، وابسته به سازمان تبلیغات اسلامی، ۱۶ آذر در گزارشی نوشت در پی تصادف یک خودروی حامل سوخت با خودروی سواری در جاده رمشک–قلعهگنج کرمان، ۱۳ عضو یک خانواده سوختبر جان خود را از دست دادند.
دانش داداللهزهی، دبیر و فعال اجتماعی در ایرانشهر، به روزنامه هممیهن گفت اولین دلیلی که کودکان، نوجوانان و جوانان بهسمت سوختبری میروند، این است که این شغل بسیار در دسترس آنهاست و تفاوت قیمت سوخت بین ایران و پاکستان بسیار زیاد است.
او در ادامه گفت یکی از اصلیترین معضلها، همین بیارزشبودن پول ملی است: «آن کودکی که سوختبری میکند، میگوید یکهفته وقت میگذارم، بار گازوئیل را تهیه میکنم و ۲۰ میلیون تومان درآمد دارم. بعضیها مستقیم بار را تا مرز میبرند و برخی هم در مسافتهای کوتاه میبرند و به بارانداز تحویل میدهند.»
این فعال اجتماعی افزود: «درصورتیکه یک کارمند فوقلیسانس دارای شغل رسمی با سابقهای بهاندازه من، یعنی ۱۹ سال، حدود ۲۵ میلیون تومان دریافتی دارد. آن کودک میگوید اگر بروم کارمند و کارگر بشوم، ماهیانه ۱۹ تا ۲۰ میلیون تومان بهدست میآورم، ازطرفدیگر میتوانم ماهیانه ۸۰ تا ۱۰۰ میلیون درآمد داشته باشم؛ بههمیندلیل آن خطر را بهجان میخرد.»
هممیهن همچنین به خطرات ناشی از تردد خودروهای حامل سوخت برای شهروندان دیگر اشاره کرده و از وقوع تصادفاتی خبر داد که در آنها، علاوه بر سوختبران، سرنشینان خودروهای دیگر نیز جان خود را از دست دادهاند.
۱۸ آبان نیز در پی برخورد و آتشسوزی دو خودروی سوختبر در محور مواصلاتی سرباز به مهرستان، دستکم چهار شهروند بلوچ، از جمله یک نوجوان، جان خود را از دست دادند.
کمپین فعالان بلوچ اسفند ۱۴۰۳ گزارش داد در هفت سال گذشته، دستکم هزار و ۱۰ سوختبر در مناطق بلوچنشین ایران در اثر تیراندازی نیروهای نظامی یا تعقیب و گریز آنها کشته یا زخمی شدهاند.
علیاکبر ولایتی، مشاور رهبر جمهوری اسلامی، در دیدار با عبدالله صفیالدین، نماینده حزبالله در ایران، گفت حزبالله بهعنوان یکی از مهمترین ستونهای جبهه مقاومت، نقشی اساسی در مقابله با اسرائیل دارد و جمهوری اسلامی، تحت «اوامر» رهبری، با قاطعیت از آن حمایت میکند.
به گزارش رسانههای ایران، صفیالدین در این دیدار به ولایتی گفت: «حزبالله امروز قدرتمندتر از همیشه آماده دفاع از تمامیت ارضی و ملت لبنان است و به هیچوجه سلاح خود را زمین نخواهد گذاشت.»
صفیالدین با اشاره به اینکه حزبالله هر زمان که تصمیم بگیرد، با قاطعیت به اسرائیل پاسخ خواهد داد، خطاب به مشاور خامنهای گفت: «شما از ابتدای تأسیس حزبالله از حامیان اصلی آن بودهاید و نقش مؤثر و تعیینکنندهای در حمایت از مقاومت، بهویژه در جریان جنگ ۱۶روزه، ایفا کردهاید.»
او افزود: «این حمایتها موجب شد اسرائیل برای نخستینبار متعهد به رعایت آتشبسی شود که سازمان ملل آن را تایید کرد و به تثبیت مرزهای جنوبی لبنان با فلسطین انجامید.»
دستگاه قضایی جمهوری اسلامی برای شماری از بازداشتشدگان مراسم خسرو علیکردی، وکیل دادگستری جانباخته در مشهد، پرونده قضایی تشکیل داده است. همزمان سکینه پروانه، زندانی سیاسی از اعتصاب غذای دو روزه خود در حمایت از خانواده علیکردی خبر داد.
بنیاد نرگس محمدی، یکشنبه ۲۳ آذر اعلام کرد که پرونده این فعال حقوق بشر که از جمله بازداشتشدگان این مراسم است به شعبه ۹۰۲ بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب مشهد ارجاع شده است.
بر اساس اعلام این بنیاد، محمدی بههمراه سپیده قلیان و جواد علیکردی با اتهاماتی از جمله «اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی» مواجه شدهاند.
بر اساس این گزارش، پروندههای شماری دیگر از بازداشتشدگان به شعبه ۹۰۱ بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب مشهد ارسال شده و وضعیت برخی دیگر از افراد بازداشتشده همچنان نامشخص است.
اختلاف آمار رسمی و گزارشهای حقوق بشری
حسن همتیفر، دادستان مشهد، ۲۲ آذر ضمن اعلام خبر بازداشت ۳۹ نفر در مراسم هفتم علیکردی در این شهر، گفت «تحقیقات قانونی» از سوی مراجع امنیتی و انتظامی و دستگاه قضایی جمهوری اسلامی درباره دستگیرشدگان ادامه دارد.
با این حال، فعالان حقوق بشر برآورد میکنند شمار افراد بازداشتشده بیش از ۵۰ نفر باشد و منابع حقوقبشری اسامی بیش از ۳۰ تن از این افراد را در شبکههای اجتماعی منتشر کردهاند.
بنا بر گزارشهای منتشرشده در شبکههای اجتماعی، روند شناسایی و بازداشت برخی دیگر از شرکتکنندگان در این مراسم همچنان ادامه دارد و این اقدامات، بر اساس بررسی ویدیوهایی صورت میگیرد که چهره افراد در آنها قابل شناسایی است.
دستگیری محمدی و دیگر بازداشتشدگان بازتاب گستردهای بههمراه داشت و ماریا کورینا ماچادو، برنده جایزه نوبل صلح، وزارت خارجه آلمان و شماری از فعالان مدنی و زندانیان سیاسی اقدامات سرکوبگرانه جمهوری اسلامی در این مراسم را محکوم کردند.
گروهی از خانوادههای بازداشتشدگان، ۲۳ آذر مقابل ساختمان دادگستری در مشهد حاضر شدند و خواستار پاسخگویی مسئولان قضایی درباره سرنوشت و محل نگهداری عزیزان خود شدند.
در ادامه این پیگیریها، مرضیه آدینهزاده، خواهر ابوالفضل، از کشتهشدگان جنبش «زن، زندگی، آزادی»، با انتشار مطلبی در شبکه اجتماعی ایکس از مراجعه خانوادهاش به دادسرای انقلاب مشهد برای پیگیری پرونده پدرش، علی آدینهزاده، خبر داد.
این خواهر دادخواه نوشت خانوادهاش برای پیگیری پرونده به دادسرا رفتند اما در ابتدا مانع ورودشان شده بودند و تنها پس از «پیگیریهای مداوم» اجازه ورود یافتهاند.
به گفته او، مقامهای قضایی «هیچ پاسخ روشنی» درباره وضعیت پدرش ارائه نکردهاند و در عین حال دو اتهام «تبلیغ علیه نظام» و «اجتماع و تبانی» را علیه او مطرح کردهاند.
در سوی دیگر، اطلاعیه «بنیاد نرگس محمدی» تاکید کرده که محمدی از دسترسی به وکیل محروم مانده و هیچ تماس تلفنی با خانواده یا وکیل خود نداشته و تنها شمار محدودی از بازداشتشدگان توانستهاند تماس کوتاهی با خانوادههایشان برقرار کنند.
در میان بازداشتشدگان، علاوه بر محمدی، قلیان، علیکردی و آدینهزاده، اسامی افرادی از جمله ابوالفضل ابری، پوران ناظمی، حسن باقرینیا، طیبه نظری، عالیه مطلبزاده و هستی امیری نیز ذکر شده است.
همچنین محمدرضا بابایی، جواد جلالی، حامد زارع، حیدر چاهچمندی، محمود خانعلی، امیر خاوری، حامد حسینی، محمدحسین حسینی، نورا حقی، حامد رسولخانی، مهدی رسولخانی، یاسر دهستانی، کامران علیکردی، میلاد فتاح، حسین محبی و پوریا نجارزاده از دیگر افرادی هستند که نامشان در فهرستهای منتشرشده دیده میشود.
خشونت در زمان بازداشت
بر اساس اطلاعیه بنیاد نرگس محمدی، خانوادههای بسیاری از بازداشتشدگان گفتهاند از زمان بازداشتهای خشونتآمیز، که بنا بر گزارشها و تصاویر منتشرشده با ضربوشتم، توهین و فحاشی همراه بوده، هیچ اطلاعی از وضعیت سلامتی، محل نگهداری و شرایط عزیزانشان ندارند.
این بنیاد خواستار دسترسی فوری و کامل همه بازداشتشدگان به خدمات درمانی شده و تاکید کرده که شکایتها درباره ضربوشتم، تهدید و توهین باید بهصورت مستقل و بیطرفانه ثبت و بررسی شود.
این بنیاد همچنین خواستار اعزام تمامی افراد آسیبدیده به پزشکی قانونی، برای مستندسازی آثار خشونت و امکان پیگیری حقوقی موثر شده است.
این بنیاد در پایان نگرانی عمیق خود را نسبت به سلامت جسمی و روانی تمامی بازداشتشدگان اعلام کرده و خواستار آزادی فوری و بدون قید و شرط آنها، شفافیت کامل درباره وضعیت قضایی، محل نگهداری و تضمین دسترسی به خانواده و وکیل شده است.
اعتصاب غذای سکینه پروانه
سکینه پروانه، زندانی سیاسی محبوس در بند زنان زندان اوین، طی نامهای اعلام کرد در اعتراض به آنچه درباره خانواده علیکردی رخ داده، بهمدت دو روز اعتصاب غذا میکند.
پروانه در نامه خود نوشت جمهوری اسلامی ادعا میکند برای خانواده «شهدا» قدر و منزلت قائل است، در حالی که خسرو علیکردی فرزند یک «شهید» بوده و خانوادهاش اکنون «داغدار مرگ مشکوک» او هستند.
او همچنین به اختلاف دیدگاه سیاسی علیکردی با حکومت اشاره کرده و نوشت آنچه پس از مرگ او شنیده شده، ابهامها درباره چگونگی این مرگ را بیشتر کرده است.
این زندانی سیاسی در ادامه به بازداشت جواد علیکردی اشاره کرد و نوشت او در حالی بازداشت شده که همزمان «دادخواه مرگ برادر» بوده و در روزهای پس از مرگ خسرو علیکردی، تکیهگاهی برای فرزندان او بهشمار میرفته است.
پروانه در پایان، ضمن تسلیت به خانواده علیکردی اعلام کرده است در اعتراض به این روند، یکشنبه ۲۳ آذر و دوشنبه ۲۴ آذر اعتصاب غذا خواهد بود تا «صدای مظلومیت» این خانواده باشد.
پیکر علیکردی صبح ۱۵ آذر در دفتر کارش در مشهد پیدا شد و بسیاری از کاربران رسانههای اجتماعی و برخی وکلا و فعالان سیاسی و مدنی، مرگ او را «قتل حکومتی» خواندند.