• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

انتقال آب خلیج فارس به تهران؛ نقطه آغاز یک بحران تازه؟

پریسا صادقی
پریسا صادقی

ایران‌اینترنشنال

۲۴ آبان ۱۴۰۴، ۱۶:۱۰ (‎+۰ گرینویچ)

طرح انتقال آب خلیج فارس به تهران تازه‌ترین نسخه از همان نسخه‌هایی است که در چهار دهه گذشته بارها نوشته شد و هیچ‌وقت درمان نکرد؛ نسخه‌هایی شبیه سدسازی‌های بی‌حساب، انتقال آب به فلات مرکزی، لوله‌کشی از دریای عمان، شیرین‌سازی در مقیاس صنعتی یا آب‌رسانی اضطراری به اصفهان.

هر بار یک پروژه عظیم، یک عدد حیرت‌انگیز و یک وعده فوری. و درست پشت همه آن‌ها، همان الگوی تکراری: پروژه‌های میلیاردی، پیمانکاران رانتی و دستاورد نزدیک به صفر.

این طرح تازه هم تفاوتی ندارد. از همان ابتدا معلوم است؛ انتقال آب از هزاران کیلومتر، عبور از رشته‌کوه‌های زاگرس، شیرین‌سازی پرهزینه و مصرف انرژی که خودش ایران را به زانو درمی‌آورد.

کارشناسان، از متخصصان محیط زیست تا مهندسان آب، یک جمله مشترک دارند: این طرح نه اقتصادی است، نه محیط‌ زیستی، نه فنی.

اما برای سیستم پیمانکاری سپاه همه چیز است؛ همان جایی که پروژه‌های شکست‌خورده معمولا آغاز می‌شوند.

در واقع، انتقال آب به تهران طرحی تازه نیست. در دهه‌های گذشته، طرح انتقال آب از دریای خزر با صدها میلیون دلار هزینه مطرح شد و بعد از سال‌ها رفت‌وآمد، حتی به مرحله اجرا هم نرسید.

طرح انتقال آب از خلیج فارس به یزد و کرمان سال‌هاست پول می‌بلعد، اما بحران آب در همان استان‌ها عمیق‌تر شده است.

پروژه انتقال آب به فلات مرکزی که قرار بود نجات‌بخش باشد، بیش از ۱۵ هزار میلیارد تومان بلعید و هیچ‌یک از اهداف آن تحقق پیدا نکرد.

همه این طرح‌ها یک نقطه مشترک دارند: پول‌های عظیم، خروجی‌های ناچیز و انبوهی گزارش محرمانه که نشان می‌دهد پیمانکاران نزدیک به سپاه بیشترین سود را برده‌اند.

در این میان تهران تشنه‌تر می‌شود، تشنه آب و تشنه مدیریت. سال‌ها هشدار درباره مصرف بی‌حد، نبود بازچرخانی صنعتی، فرسودگی ۳۰ تا ۴۰ درصدی شبکه آب‌رسانی و برداشت بی‌ضابطه از سفره‌های زیرزمینی، این شهر را به پایتخت فرونشست تبدیل کرده است.

امروزه دشت تهران با سرعتی فراتر از استانداردهای جهانی فرو می‌رود، اما نسخه‌ای که ارائه می‌شود «پروژه‌های عظیم» است، نه اصلاحات بنیادی.

دقیق‌تر که بنگریم، طرح انتقال آب خلیج فارس به تهران اصلا مرتبط با آب نیست؛ درباره «چپاول» است؛ درباره شبکه‌ای از پیمانکاران است که هر بحران را به فرصت تبدیل می‌کنند.

هر پروژه چندده هزار میلیاردی یک جابه‌جایی ثروت به شمار می‌رود. در همین سال‌ها، پروژه‌هایی از جمله «سامانه گرمسیری»، «سد گتوند»، «چابهار–زاهدان»، «فاضلاب پایتخت»، و حتی پروژه‌های آب اصفهان، میلیاردها دلار هزینه داشتند و بسیاری از آن‌ها یا شکست خوردند یا بحران را تشدید کردند.

نمونه روشن: سد گتوند. ۳ هزار میلیارد تومان هزینه ساخت آن بود، هزاران میلیارد تومان ضرر زد، شوری کارون را بالا برد و حتی امروز هزینه پاکسازی‌اش از هزینه ساخت اولیه بیشتر است.

نمونه دیگر: انتقال آب اصفهان و یزد؛ پروژه‌هایی که اختلافات اجتماعی و زیست‌محیطی ایجاد کردند و حتی یک لیوان آب پایدار هم به مصرف‌کننده نهایی نرساندند.

با این سابقه، طرح انتقال آب خلیج فارس به تهران نشانه‌ای است از اینکه مدیریت آب در ایران اسیر همان چرخه‌ای شده که اقتصاد، محیط زیست و زیرساخت‌ها را به این نقطه رسانده: چرخه بحران‌سازی، پروژه‌سازی، بودجه‌خواری.

واقعیت این است که اگر همین پول‌ها صرف بازچرخانی صنعتی می‌شد، تهران امروز یکی از امن‌ترین شهرهای آبی منطقه بود. اگر شبکه فرسوده تعمیر می‌شد، ۳۰ درصد آب شهری هدر نمی‌رفت. اگر مصرف سفره‌های زیرزمینی کنترل می‌شد، تهران شهر فرونشست و ترک‌های زیرزمینی نبود.

اما هیچ‌کدام از این‌ها سودی برای شبکه پیمانکاری نزدیک به قدرت ندارد. جمهوری اسلامی این بار هم صورت مساله را تغییر داده است؛ بحران آب را تبدیل کرده به «پروژه‌ای بزرگ، هیجان‌انگیز، قابل رانت»، نه به «سیاستی پایدار، علمی، مبتنی بر اصلاح ساختار».

در نهایت، آب به تهران نمی‌رسد؛ اما بودجه به کسانی که حکومت می‌خواهد برسد، می‌رسد. و این همان داستان تکراری ایران در ۴۵ سال گذشته است.

کشوری که می‌توانست با مدیریت علمی، امروز صاحب بهترین سیستم آب‌رسانی خاورمیانه باشد، گرفتار سیستمی است که بحران را مصرف می‌کند.

آب هم مانند برق، هوا، آموزش، سلامت و اقتصاد، تبدیل شده به منطقه اختصاصی شرکت‌های شبه‌دولتی و نیروهای امنیتی. پس مساله تنها انتقال آب نیست؛ مساله انتقال «ثروت» است.

تا زمانی که حکومتی تشنه پول، تشنه رانت و تشنه پروژه‌های بی‌حساب است، ایران همیشه تشنه خواهد ماند.

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
۱
اختصاصی

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

۲
تحلیل

حرکت روی لبه تیغ؛ تلاش پکن برای ایستادن در میانه جنگ

۳

تشدید شکاف میان آمریکا و بریتانیا در قبال ایران؛ ترامپ استارمر را به «حفاری نفتی» فراخواند

۴

گاردین: تهران با نزدیک شدن به اروپا می‌کوشد فشار را بر آمریکا افزایش دهد

۵

جی‌دی ونس: ما روشن گفته‌ایم چه می‌خواهیم، اکنون توپ در زمین جمهوری اسلامی است

Banner

انتخاب سردبیر

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
    اختصاصی

    هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

  • پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

    پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

  • نشریه «پیام‌ما» هشدار داد تصمیم دولت برای ساخت سه سد، بحران آب را تشدید می‌کند

    نشریه «پیام‌ما» هشدار داد تصمیم دولت برای ساخت سه سد، بحران آب را تشدید می‌کند

•
•
•

مطالب بیشتر

دیوان عالی کشور احکام اعدام سه زندانی سیاسی در اهواز را تایید کرد

۲۴ آبان ۱۴۰۴، ۱۵:۴۶ (‎+۰ گرینویچ)

نهادهای حقوق بشری گزارش دادند دیوان عالی کشور احکام «دو بار اعدام» صادر شده برای مسعود جامعی، علیرضا مرداسی (حمیداوی) و فرشاد اعتمادی‌فر، سه زندانی سیاسی در اهواز، را تایید کرده است.

سازمان حقوق بشر کارون شنبه ۲۴ آبان نوشت این احکام ۲۱ آبان از سوی دیوان عالی کشور تایید و از طریق وکلای پرونده و سامانه ثنا به آنان ابلاغ شده است.

شعبه اول دادگاه انقلاب اهواز ۲۳ تیر هر یک از این سه زندانی سیاسی محبوس در زندان شیبان اهواز را به اتهام «افساد فی‌الارض» و «عضویت در گروه‌های مخالف جمهوری اسلامی» به دو بار اعدام محکوم کرده بود.

دادگاه همچنین برای هر کدام از آن‌ها بابت اتهام «تبلیغ علیه نظام»، حکم یک سال حبس صادر کرده بود.

سازمان حقوق بشر کارون در ادامه نوشت تایید حکم اعدام آن‌ها با «روندی بسیار سریع و ویژه» انجام شده است.

در همین پرونده، دو متهم دیگر به نام‌های سامان حرمت‌نژاد و داوود حرمت‌نژاد پیش‌تر به‌ترتیب به ۱۲ سال و ۱۵ سال حبس محکوم شده بودند.

  • زندانیان سیاسی زن اوین: شمار اعدام‌ها و محکومان به اعدام از کشته‌شدگان جنگ فزونی گرفته است

    زندانیان سیاسی زن اوین: شمار اعدام‌ها و محکومان به اعدام از کشته‌شدگان جنگ فزونی گرفته است

منابع مطلع به کارون گفتند روند دادرسی متهمان با نقض اصول دادرسی عادلانه از جمله عدم دسترسی موثر به وکیل، فشارهای امنیتی و اعترافات اجباری همراه بوده است.

مای ساتو، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران، هشتم آبان به ادامه شکنجه و مجازات‌های بدنی در ایران اشاره کرد و گفت شلاق، قطع انگشتان با گیوتین و اعتراف‌گیری تحت شکنجه، هنوز در زندان‌های جمهوری اسلامی جریان دارد.

ماموران وزارت اطلاعات پنج متهم این پرونده را در فاصله خرداد تا مرداد ۱۴۰۲ در اهواز و شهرستان باشت استان کهگیلویه و بویراحمد بازداشت کردند.

خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران، همان زمان با انتشار گزارشی این شهروندان را متهم کرد که به «شبکه منافقان» متصل بودند و قصد اقدام به «عملیات ایذایی» در استان‌های خوزستان، فارس و کهگیلویه و بویراحمد را داشتند.

مقام‌ها و رسانه‌های وابسته به جمهوری اسلامی از عباراتی همچون «منافق» یا «منافقان» برای اشاره به اعضا یا هواداران سازمان مجاهدین خلق استفاده می‌کنند.

در حال حاضر حدود ۷۰ زندانی در زندان‌های سراسر کشور با اتهامات سیاسی در خطر تایید یا اجرای حکم اعدام قرار دارند و بیش از ۱۰۰ تن نیز با اتهامات مشابه با خطر صدور حکم مرگ روبه‌رو هستند.

واشینگتن‌پست: پرونده هسته‌ای ایران با «دیپلماسی متکی بر تهدید معتبر نظامی» قابل حل است

۲۴ آبان ۱۴۰۴، ۱۵:۳۳ (‎+۰ گرینویچ)

شورای سردبیری روزنامه واشینگتن‌پست در مقاله‌ای نوشت حملات هوایی آمریکا علیه تاسیسات اتمی ایران، برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی را به‌طور کامل نابود نکرد. بر اساس این مقاله، پرونده هسته‌ای تهران با «دیپلماسی متکی بر تهدید واقعی به زور» قابل حل است.

در این مقاله که شنبه ۲۴ آبان منتشر شد، آمده است تصمیم دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری ایالات متحده، برای حمله به سه سایت هسته‌ای ایران «پیام بازدارنده مفیدی به دشمنان آمریکا ارسال کرد».

این روزنامه افزود: «با این حال، تحولات اخیر یادآوری می‌کنند که یک کارزار نظامی نمی‌تواند به‌طور دائمی تلاش‌های جمهوری اسلامی برای دستیابی به بمب را متوقف کند.»

در جریان جنگ ۱۲ روزه اسرائیل و جمهوری اسلامی، هفت فروند بمب‌افکن بی-۲ در عملیات «چکش نیمه‌شب» از پایگاه وایتمن آمریکا به سمت ایران به پرواز درآمدند و سایت‌های اتمی جمهوری اسلامی را هدف قرار دادند.

ترامپ از آن زمان بارها این عملیات را موفقیت‌آمیز خوانده و اعلام کرده این تاسیسات نابود شده‌اند.

  • یک فرمانده ارتش آمریکا: ۴ هزار نفر عملیات حمله بی-۲ها به ایران را پشتیبانی و اجرا کردند

    یک فرمانده ارتش آمریکا: ۴ هزار نفر عملیات حمله بی-۲ها به ایران را پشتیبانی و اجرا کردند

شورای سردبیری واشینگتن‌پست در ادامه نوشت علی‌رغم پافشاری ترامپ بر اینکه حملات اخیر به نابودی کامل برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی انجامیدند، این بمباران‌ها در واقع تنها برنامه تهران را به تاخیر انداخت و برای دولت ترامپ «زمان خرید».

در این مطلب آمده است: «هیچ اشکالی ندارد که به سقوط یک رژیم فاسد امیدوار باشیم، اما امید یک استراتژی نیست.»

این روزنامه تاکید کرد: «بهترین راه پیش‌رو این است که تهدید واقعی به استفاده از زور [علیه حکومت ایران] حفظ شود، فشار اقتصادی سختگیرانه ادامه یابد و نشانه‌ای از آمادگی برای مذاکره نیز ارسال شود.»

در هفته‌های گذشته گمانه‌زنی‌ها درباره برنامه‌های هسته‌ای و موشکی حکومت ایران و چشم‌انداز رویارویی میان جمهوری اسلامی و غرب شدت گرفته است.

هفتم آبان، شبکه خبری سی‌ان‌ان گزارش داد با وجود بازگشت تحریم‌های سازمان ملل که فروش سلاح و تجهیزات موشکی به ایران را ممنوع می‌کند، تهران با کمک پکن در حال بازسازی برنامه موشکی خود است.

بر اساس این گزارش، در مجموع دو هزار تن پراکلرات سدیم، ماده اصلی تولید سوخت جامد برای موشک‌های میان‌برد، پس از جنگ ۱۲ روزه از چین به بندرعباس ارسال شده است.

شورای سردبیری واشینگتن‌پست در همین رابطه نوشت: «چین باید درک کند که فروش تسلیحات پیشرفته به ایران، روابط پکن را نه‌تنها با اسرائیل و آمریکا بلکه با کشورهای خلیج فارس نیز مختل خواهد کرد.»

این روزنامه افزود: «با گرفتار شدن روسیه در اوکراین، چین برای گسترش دخالت خود در ایران اقدام کرده است. تهران می‌خواهد نفت خود را در ازای باتری‌های موشکی زمین به هوا، رادارهای نظارتی برد بلند و جنگنده‌های چینی معامله کند. این امر می‌تواند به تثبیت یک جمهوری اسلامی لرزان بینجامد و هم‌زمان منطقه را بی‌ثبات کند.»

  • یک شرکت امنیت دریایی: ایران در ازای نفت، قطعات موشک و پهپاد از چین دریافت می‌کند

    یک شرکت امنیت دریایی: ایران در ازای نفت، قطعات موشک و پهپاد از چین دریافت می‌کند

بحران هسته‌ای ایران همچنان پابرجاست

واشینگتن‌پست در ادامه نوشت گزارش اخیر آژانس بین‌المللی انرژی اتمی نشان می‌دهد مشکل پرونده هسته‌ای جمهوری اسلامی همچنان پابرجاست، زیرا «رژیم ایران مانع دسترسی بازرسان بین‌المللی به سایت‌هایی شده است که پنج ماه پیش از سوی آمریکا و اسرائیل بمباران شدند».

این روزنامه تاکید کرد: «وقوع جنگی دیگر اجتناب‌ناپذیر نیست، اما جلوگیری از آن مستلزم پذیرش این واقعیت است که مشکل همچنان پابرجاست و تنها با دیپلماسی همراه با تهدید واقعی به زور قابل حل است.»

۱۸ آبان روزنامه نیویورک‌تایمز در گزارشی تحلیلی نوشت در غیاب مذاکرات، نظارت و شفافیت درباره میزان ذخایر مواد هسته‌ای جمهوری اسلامی، نگرانی‌ها در منطقه از احتمال وقوع جنگی دیگر میان ایران و اسرائیل افزایش یافته است.

  • ترامپ: ایران می‌خواهد برای رسیدن به توافق با آمریکا مذاکره کند

    ترامپ: ایران می‌خواهد برای رسیدن به توافق با آمریکا مذاکره کند

اقتصاد متزلزل و ادامه سرکوب در ایران

واشینگتن‌پست با اشاره به مشکلات داخلی جمهوری اسلامی نوشت بازگشت تحریم‌های سازمان ملل، به اقتصاد متزلزل ایران بیش از پیش آسیب زده‌ است.

این روزنامه به افت ارزش پول ملی ایران، تعطیلی کسب‌وکارها، اخراج کارمندان و «خشکسالی بی‌سابقه‌ای که پس از دهه‌ها سوءمدیریت رخ داده»، پرداخت و افزود: «این فلاکت می‌تواند به شعله‌ور شدن اعتراضات مردمی بینجامد.»

واشینگتن‌پست در عین حال به سیاست‌های سرکوبگرانه حکومت اشاره کرد و نوشت: «مراجع مذهبی کوشیده‌اند تا کمی از فشارها بکاهند؛ برای نمونه، با برخورد ملایم‌تر با زنان در خصوص حجاب و چشم‌پوشی از موتورسواری آن‌ها. اما این نشانه‌های کوچک از باز شدن درها، در حقیقت سرکوب خونین مخالفان را پنهان می‌کند.»

خبرگزاری رویترز ۲۲ آبان گزارش داد در حالی‌ که نشانه‌هایی از کاهش سختگیری‌های اجتماعی در شهرهای مختلف ایران دیده می‌شود، حکومت هم‌زمان دامنه سرکوب سیاسی را گسترده‌تر کرده است.

دادگستری سیستان و بلوچستان تبرئه ماموران متهم به قتل کودک بلوچ را با وجود اسناد تکذیب کرد

۲۴ آبان ۱۴۰۴، ۱۴:۴۴ (‎+۰ گرینویچ)

یک روز پس از انتشار رای دادستانی ایرانشهر مبنی بر مختومه شدن پرونده تیراندازی منجر به مرگ یوسف شهلی‌بُر، کودک پنج ساله بلوچ، و تبرئه ماموران متهم به قتل او، دادگستری استان سیستان و بلوچستان این موضوع را تکذیب کرد.

علی موحدی‌راد، رییس کل دادگستری سیستان و بلوچستان، شنبه ۲۴ آبان گفت سوابق مرتبط با پرونده قتل یوسف شهلی‌بر که پیش‌تر در دادسرای عمومی و انقلاب مطرح بود، برای «تکمیل تحقیقات و بهره‌برداری قضایی» به دادسرای نظامی ارسال شده است.

او صدور قرار منع تعقیب را تایید کرد اما افزود این قرار در خصوص «برخی موارد دیگر پرونده» بوده و ارتباطی با موضوع قتل این کودک ندارد.

سایت حال‌وش ۲۳ آبان با انتشار تصویر رای گزارش داد دادستانی ایرانشهر ۱۴ آبان با توجه به «فقدان ادله کافی برای احراز و انتساب جرم و حاکمیت اصل کلی برائت»، برای ماموران نظامی قرار منع تعقیب صادر کرده و حکم به تبرئه متهمان پرونده تیراندازی داده است.

یک روز پس از انتشار این گزارش، رییس کل دادگستری سیستان و بلوچستان گفت: «پرونده مختومه نشده و هیچ رای تبرئه‌ای در آن صادر نشده است.»

موحدی‌راد اضافه کرد: «رسیدگی در سازمان قضایی نیروهای مسلح برای بررسی دقیق حادثه و تعیین مسئولیت‌ها در جریان این واقعه در حال انجام است و نتایج نهایی پس از تکمیل تحقیقات منتشر می‌شود.»

  • مولوی عبدالحمید خواهان رسیدگی قضایی به پرونده قتل دولتی کودک ۵ ساله بلوچ شد

    مولوی عبدالحمید خواهان رسیدگی قضایی به پرونده قتل دولتی کودک ۵ ساله بلوچ شد

منابع آگاه به حال‌وش اعلام کردند این رای در حالی در ایرانشهر صادر شده که مسئولان قضایی جمهوری اسلامی طی ماه‌های گذشته بارها گفته بودند پرونده برای رسیدگی به زاهدان منتقل شده است.

یوسف پنج ساله شامگاه ششم اسفند ۱۴۰۳ در پی تیراندازی مستقیم و بدون ضابطه نیروهای یگان تکاوری به سمت خودروی حامل اعضای خانواده‌اش در منطقه چاه‌جمال ایرانشهر کشته شد.

علاوه بر او، مریم شهلی‌بر، مادر باردار ۳۲ ساله‌اش، نیز به‌شدت زخمی شد و جنینش را از دست داد.

روزنامه اعتماد ۲۵ اسفند سال گذشته از اصابت شش گلوله به اندام‌های حیاتی یوسف و چهار گلوله به بدن مادرش خبر داد و نوشت کارشناسی اولیه اسلحه، نقش نیروهای نظامی را محرز دانسته است.

پیش از آن و در ۱۲ اسفند ۱۴۰۳، مهدی شمس‌آبادی، دادستان زاهدان، از «بازداشت ۹ مامور خاطی» در این پرونده خبر داده بود.

  • ماموران نظامی کودک شش ساله را پس از تیراندازی در جاده رها کردند و او کشته شد

    ماموران نظامی کودک شش ساله را پس از تیراندازی در جاده رها کردند و او کشته شد

نماینده فرمانده انتظامی نیز در دیدار با خانواده شهلی‌بر، تیراندازی را نتیجه «خطای انسانی» دانسته بود.

شلیک بی‌دلیل نیروهای نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی به خودروها و کشتن سرنشینان آن‌ها پیش از این بارها رخ داده است. بخش قابل‌ توجهی از قربانیان این تیراندازی‌ها کودکان بودند.

سمیر گردهانی ۱۶ ساله،‌ آصف ممبینی ۱۵ ساله، سها اعتباری ۱۲ ساله، ملیکا برجی ۱۲ ساله، کیان پیرفلک ۱۰ ساله، مرتضی کودک ۹ ساله، مزگین پلنگی هشت ساله، صدرا نارویی پنج ساله، رها شیخی سه ساله و امیرعلی موسی‌ کاظمی دو ساله برخی از این کودکان هستند.

بر اساس گزارش سالانه وب‌سایت حقوق بشری هرانا، در سال ۲۰۲۴ مجموعا ۴۸۴ شهروند هدف شلیک نیروهای نظامی در ایران قرار گرفتند که ۱۶۳ نفرشان جان خود را از دست دادند.

رسانه‌ها از «جیره‌بندی» آب معدنی در ایران خبر دادند

۲۴ آبان ۱۴۰۴، ۱۴:۰۲ (‎+۰ گرینویچ)

رسانه‌ها در ایران با استناد به تصاویر منتشر شده از فروشگاه‌های زنجیره‌ای گزارش دادند برای فروش بسته‌های آب معدنی به شهروندان محدودیت‌هایی در نظر گرفته شده است.

پایگاه خبری دیده‌بان ایران شنبه ۲۴ آبان با اشاره به «جیره‌بندی آب معدنی» نوشت علاوه بر محدودیت فروش، قیمت هر بسته آب معدنی به ۹۵ هزار تومان رسیده، در حالی که چند ماه پیش حدود ۵۰ تا ۶۰ هزار تومان قیمت داشت.

بر اساس این گزارش، کاهش کیفیت آب شهری، افزایش شوری، و طعم و بوی نامطبوع در آب لوله‌کشی بسیاری از شهروندان را ناچار کرده است برای تامین آب آشامیدنی به آب معدنی روی بیاورند.

دیده‌بان ایران افزود جهش تقاضا باعث شده بازار آب بسته‌بندی با کمبود جدی روبه‌رو شود و فروشگاه‌ها «جیره‌بندی» را در دستور کار قرار دهند.

در روزهای اخیر، ابعاد تازه‌ای از بحران کم‌آبی در ایران آشکار شده و این وضعیت زنگ خطر جدی را برای زندگی روزمره مردم و تداوم فعالیت بسیاری از صنایع به صدا درآورده است.

دیده‌بان ایران در ادامه گزارش خود نوشت علاوه بر افزایش تقاضا، عواملی چون کمبود منابع آبی، کاهش دبی چشمه‌ها، افت سطح آب‌های زیرزمینی، و افزایش هزینه‌های انرژی مربوط به استخراج و بسته‌بندی برای تولیدکنندگان آب معدنی منجر به رشد قیمت‌ها شده است.

سیاست جیره‌بندی در حالی برای شهروندان اعمال می‌شود که طی سال‌های اخیر، جمهوری اسلامی با وجود بحران شدید کم‌آبی، حجم قابل‌ توجهی از آب معدنی را برای برگزاری مراسم حکومتی ذخیره کرده است

مرداد ۱۴۰۳، پرویز فتاح، رییس ستاد اجرایی «فرمان امام»، گفت این نهاد ۱۶ میلیون بطری آب معدنی و دو میلیون غذای آماده برای پیاده‌روی اربعین ذخیره کرده است.

سال ۱۴۰۱ نیز حسن پلارک، مشاور وقت ستاد مرکزی اربعین، از انبار بیش از ۱۵۰ میلیون بطری آب معدنی برای ایام اربعین خبر داد و افزود اگر ۵ میلیون زائر وجود داشته باشد، «به هر زائر ۳۰ بطری آب تعلق می‌گیرد».

  • اربعین اولویت پزشکیان؛ اعتراض به تامین بودجه مراسم از صندوق‌های بازنشستگی

    اربعین اولویت پزشکیان؛ اعتراض به تامین بودجه مراسم از صندوق‌های بازنشستگی

همچنین در ماه‌های اخیر گزارش‌هایی از کیفیت نامناسب آب معدنی در ایران منتشر شده است.

مهرماه سال جاری، مقام‌های عمان خبر دادند واردات آب معدنی از ایران را ممنوع کرده‌اند.

این تصمیم پس از آن اتخاذ شد که دو نفر در پی مصرف «آب معدنی آلوده ایرانی» جان باختند.

مقام‌های عمانی پس از نمونه‌‌گیری و انجام آزمایش، آلودگی این محموله را تایید کردند و دستور دادند محصولات این برند ایرانی از بازار جمع‌آوری شود.

سکوت ساختاری: تحلیل سلامت روان مردان در سایه مردسالاری

۲۴ آبان ۱۴۰۴، ۱۴:۰۰ (‎+۰ گرینویچ)
•
صبا آلاله

ماه نوامبر به عنوان ماه سلامت روان مردان، فرصتی است برای توجه به بخش‌هایی از رنج مردانه که اغلب پنهان، نادیده گرفته یا تحقیر می‌شود. مردان، با وجود برخورداری ظاهری از قدرت و امتیازات اجتماعی، در معرض آسیب‌های جدی روانی قرار دارند.

آمارهای جهانی نشان می‌دهد نرخ خودکشی، اعتیاد و فرسودگی روانی در مردان به طور چشم‌گیری بالاتر است اما این آسیب‌ها کمتر شناخته شده و کمتر درمان می‌شوند.

در جامعه ما، این مسئله اهمیت ویژه‌ای دارد. مردان نه تنها با فشارهای اقتصادی و انتظارات فرهنگی سنگین روبه‌رو هستند، بلکه در ساختاری زندگی می‌کنند که مرد بودن را با سکوت هیجانی، تاب‌آوری بدون کمک و کنترل عاطفی برابر می‌داند.

در این ساختار، مرد به جای آزادی و اختیار واقعی، قدرتی ظاهری و وابسته به تایید دیگران دارد و هویت او نه بر اساس خود واقعی، بلکه بر اساس نقشی که باید اجرا کند تعریف می‌شود.

مردان از دوران کودکی می‌آموزند که آسیب‌پذیری، ترسیدن، درخواست کمک یا حتی گریه کردن، نه یک حق فردی، بلکه نشانه ضعف است.

قدرتی که مرد دریافت می‌کند، واقعی و مستقل نیست بلکه صرفا وظیفه‌ای است که باید اجرا شود.

این آموزش‌ها، سلامت روان مردان را به تدریج فرسوده می‌کند و هیجانات بنیادی را سرکوب کرده و غم و ترس را به خشم و سکوت تغییر می‌دهد. بنابراین، پرداختن به سلامت روان مردان تنها یک مسئله فردی یا رفتاری نیست بلکه یک موضوع ساختاری است.

رنج مردانه نه شخصی و پنهان، بلکه محصول سیستمی است که مرد را از جهان درونی خود جدا کرده و هویت او را بر اساس نقشی که باید اجرا کند، تعریف می‌کند.

در نتیجه، مرد در این نقش محصور باقی می‌ماند، فردیت و خودآگاهی‌اش فرسوده می‌شود و آسیب روانی او خاموش و نامرئی می‌ماند.

مردسالاری، فردیت و تقلیل هویت به نقش

در بسیاری از رویکردها، مردسالاری تنها به عنوان ساختاری که زنان را محدود و فرودست می‌کند مورد توجه قرار می‌گیرد. اما نگاه دقیق‌تر نشان می‌دهد این ساختار نه تنها زنان را محدود می‌کند، بلکه مردان را نیز در نقش‌هایی از پیش تعیین‌شده محصور می‌سازد.

مردسالاری به مرد قدرت می‌دهد اما این قدرت، درونی و مستقل نیست بلکه قدرتی بیرونی و وابسته به نقش و تایید اجتماعی است.

در چنین ساختاری، ارزش و هویت مرد بر پایه شناخت خود، تجربه احساسات یا رشد فردی نیست، بلکه بر اساس ایفای نقش‌هایی مانند نان‌آوری، کنترل هیجانات، تصمیم‌گیری قاطع و قدرت‌ورزی تعریف می‌شود.

  • مردانگی اجباری؛ وقتی «قوی بودن» تبدیل به هویت می‌شود

    مردانگی اجباری؛ وقتی «قوی بودن» تبدیل به هویت می‌شود

به بیان دیگر، مرد در ساختار مردسالار، فرد نیست؛ نقش است. وقتی هویت به نقش تقلیل پیدا می‌کند، ارتباط فرد با جهان درونی خود تضعیف می‌شود. احساساتی مثل ترس، نیاز، وابستگی یا غم، نه تنها دیده و پذیرفته نمی‌شوند، بلکه نشانه ضعف و نقص مردانگی تلقی می‌گردند.

این احساسات سرکوب‌شده در روان باقی می‌مانند و به شکل‌های گوناگون بروز می‌کنند:

  • افسردگی پنهان: مرد ممکن است هر روز سر کار برود، مسئولیت‌ها را انجام دهد و عادی به نظر برسد اما در درون خسته و بی‌حس است. احساس بی‌معنایی، خستگی مزمن و فقدان لذت از زندگی، نشانه‌های این نوع افسردگی هستند.
  • پرخاشگری: وقتی مرد نمی‌تواند احساس واقعی‌اش را بیان کند، این احساسات به شکل عصبانیت، زودرنجی یا پرخاشگری بیرونی ظاهر می‌شوند. این رفتارها در واقع جایگزین ناکارآمد بیان هیجانی هستند.
  • انزوای عاطفی: عدم توانایی در گفت‌وگو و بیان نیازهای عاطفی باعث می‌شود روابط سطحی، وظیفه‌محور و خالی از صمیمیت شوند. مرد نمی‌تواند آسیب‌پذیری را تجربه کند و از این رو با خود و دیگران فاصله می‌گیرد.
  • خوددرمانی هیجانی: بسیاری از مردان برای سرکوب درد و هیجانات دشوار، به مصرف مواد، کار افراطی یا روابط آسیب‌زا روی می‌آورند؛ روابطی که به جای ایجاد حمایت و امنیت، تنش، ناپایداری عاطفی یا آسیب روانی به همراه دارند و اغلب برای سرکوب یا فرار از احساسات دشوار شکل می‌گیرند. این رفتارها در واقع تلاشی از سوی روان برای زنده ماندن بدون مواجهه با احساسات است.
100%

مردان و سه گانه فشار؛ اقتصادی، فرهنگی و عاطفی

سلامت روان مردان در جامعه، در بستر مجموعه‌ای از فشارهای ساختاری شکل می‌گیرد؛ فشارهایی که نه ناشی از ویژگی‌های فردی، بلکه نتیجه مستقیم نقش‌هایی هستند که ساختار مردسالار از مردان انتظار دارد.

این فشارها را می‌توان در سه سطح اصلی دسته‌بندی کرد:

  • فشار اقتصادی: هویت مرد به شکل مستقیم با توانایی او در تامین مالی گره خورده است. مرد ارزشمند کسی است که بتواند نان‌آور باشد و بار اقتصادی خانواده را بر دوش بکشد. در شرایط فعلی اقتصادی، با بیکاری، تورم و کاهش ثبات مالی، این نقش تبدیل به منبع مداوم اضطراب، شرم و فرسودگی روانی شده است. ناتوانی در تامین مالی، نه صرفا ناکامی اقتصادی، بلکه به عنوان شکست در مرد بودن تجربه می‌شود. پیوند میان هویت و درآمد یکی از آسیب‌زاترین مکانیزم‌های مردسالاری و عامل اصلی اضطراب مزمن مردان است.
  • فشار فرهنگی: فرهنگ عرفی و خانواده همچنان بر الگوهایی تاکید می‌کنند که مرد را موجودی نترس، صبور، محکم و کنترل‌گر می‌خواهند. مرد باید مقاوم باشد و نباید نشانی از تردید، نیاز، غم یا آسیب‌پذیری بروز دهد. این انتظارات نه تنها تجربه مرد از خود را محدود می‌کنند، بلکه او را مجبور می‌سازند بخش‌های آسیب‌پذیر وجود خود را انکار و سرکوب کند. نتیجه این فرآیند، قطع ارتباط با خود و شکل‌گیری نوعی فردیت ابزاری است؛ فردیتی که نه بر اساس تجربه درونی، بلکه صرفا بر اساس توقعات بیرونی ساخته می‌شود.
  • فشار عاطفی: یکی از بنیادی‌ترین پیامدهای ساختار مردسالار، محدود شدن دسترسی مردان به زبان احساس است. پسران از کودکی می‌آموزند که گریه نکنند، نیازهای عاطفی خود را پنهان کنند و احساسات را با منطق، کنترل و سکوت جایگزین نمایند. این آموزش موجب فقر سواد هیجانی در مردان می‌شود؛ یعنی توانایی نام‌گذاری، فهمیدن و بیان سالم احساسات کاهش می‌یابد. وقتی احساسات نمی‌توانند تجربه و پردازش شوند، به شکل‌های جایگزین بروز می‌کنند: پرخاشگری، کناره‌گیری عاطفی یا اعتیاد. این همان چیزی است که به عنوان افسردگی پنهان مردانه شناخته می‌شود.

ترکیب سه‌گانه فشار اقتصادی، فرهنگی و عاطفی، وضعیت ویژه و پیچیده‌ای برای مردان ایجاد می‌کند.

مردان در این ساختار می‌آموزند برای حفظ مردانگی، باید احساسات خود را کنترل یا انکار کنند اما احساساتی که بیان نمی‌شوند، از بین نمی‌روند، بلکه به شکل‌های دیگری بازمی‌گردند:

  • در بدن؛ سردرد، بی‌خوابی، خستگی مزمن
  • در ذهن؛ بی‌معنایی، خشم فروخورده، اضطراب مزمن
  • در رفتار؛ پرخاشگری، اعتیاد، انزوا

این وضعیت، مرد را در یک دوپارگی روانی قرار می‌دهد: از یک سو نیاز به ارتباط، صمیمیت و دیده شدن دارد و از سوی دیگر مجبور است خود را قوی، کنترل‌کننده و بی‌نیاز نشان دهد.

او اجازه ندارد همان‌گونه که هست دیده شود و باید نسخه‌ای از خود را نمایش دهد که مورد تایید ساختار است.

فاصله مداوم میان خود واقعی که نیازمند ابراز است و خود آرمانی که ساختار بر او تحمیل می‌کند، به تدریج منجر به خودبیگانگی می‌شود. به این معنا که فرد از تجربه اصیل درونی خود جدا مانده و در هویتی ظاهری و تحمیلی غرق می‌شود.

این وضعیت، هسته بسیاری از رنج‌های روانی مردانه است.

این خودبیگانگی و دوپارگی، به طور مستقیم بر تمایل مردان برای جست‌وجوی کمک تاثیر می‌گذارد. مردان تمایل کمتری به جست‌وجوی کمک دارند که این نتیجه فرآیند اجتماعی شدن همین ساختار است. این امر ریشه در درونی شدن پیام‌هایی دارد که کمک گرفتن را معادل فروپاشی قدرت تصور می‌کنند نه یک رفتار خودمراقبتی؛ و بیان احساسات را تهدیدی مستقیم علیه هویت مردانه می‌دانند.

در نتیجه، این فرآیند، سکوت ساختاری را شکل می‌دهد. سکوتی که نه ناشی از ناتوانی کلامی، بلکه محصول آموزش سیستماتیک برای پنهان کردن رنج است.

این سکوت، درد مردان را مزمن و نامرئی می‌کند و به همین دلیل، مشکلات سلامت روان مردان اغلب دیر تشخیص داده شده، دیر مداخله می‌شود و دیر بهبود می‌یابد.

  • نوامبر، ماه هشدار درباره سلامت مردان و کارزاری که از یک سبیل آغاز شد

    نوامبر، ماه هشدار درباره سلامت مردان و کارزاری که از یک سبیل آغاز شد

شواهد پژوهشی و راهکارها

در مطالعات متعدد مرتبط با سلامت روان مردان مشاهده شده است که اگرچه نرخ اقدام به خودکشی در زنان بالاتر است، اما مرگ ناشی از خودکشی در مردان دو تا سه برابر بیشتر گزارش شده است. این امر عمدتا ناشی از تاخیر در درخواست کمک است.

همچنین در زمینه اعتیاد، تقریبا ۹۰ درصد مراجعه‌کنندگان به مراکز ترک اعتیاد مرد هستند و این مسئله نشان‌دهنده نقش اعتیاد به عنوان راهی برای خوددرمانی هیجانی است.

در حوزه اختلالات اضطرابی و افسردگی، پژوهش‌ها نشان می‌دهند نشانه‌های افسردگی در مردان اغلب به صورت پرخاشگری، بی‌حوصلگی و مصرف مواد بروز می‌کند.

این الگو ناشی از سرکوب هیجانات و محدودیت در دسترسی به زبان احساسات است.

از سوی دیگر، فشار اقتصادی و مسئولیت نان‌آوری به‌شکل مستقیم باعث افزایش اضطراب، شرم اجتماعی و فرسودگی روانی می‌شود و مردانی که قادر به تامین مالی نیستند، این ناکامی را به‌صورت شکست هویتی و اضطراب مزمن تجربه می‌کنند.

این داده‌ها به وضوح نشان می‌دهد که سلامت روان مردان نه مسئله‌ای فردی، بلکه پیامد ساختاری ناشی از فشارهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است.

مسیر رهایی و بازگرداندن سلامت روان مردان تنها از طریق تغییر فردی ممکن نیست و نیازمند اصلاحات ساختاری در تعریف هویت مردانه است.

برای تحقق این هدف، جامعه باید مردانی را به رسمیت بشناسد که شجاعت بیان رنج، درخواست کمک و ابراز آسیب‌پذیری دارند.

  • آموزش مهارت: لازم است مردان یاد بگیرند چگونه با احساسات خود ارتباط برقرار کنند. کمک به آن‌ها برای نام‌گذاری و بیان هیجانات، یعنی فراهم کردن زبان و مسیری که روان بتواند دوباره جریان پیدا کند.
  • ایجاد فضاهای امن: این فرآیند نیازمند فضاهای امن و پذیرنده، اعم از گروه‌های حمایتی یا روابط خانوادگی است. جایی که گفتن «می‌ترسم»، یا «سخت است» نه قضاوت شود و نه نشانه شکست تلقی گردد.
  • الگوی جایگزین: در سطح اجتماعی و ساختار آموزشی، لازم است الگوی مردانه تازه‌ای به رسمیت شناخته شود. الگویی که قهرمانی را نه در بی‌احساسی، بلکه در توانایی دیدن و مدیریت احساسات و رابطه سالم با جهان درونی معنا می‌کند.

پیاده‌سازی این رویکردها مسیر مشترکی برای بازسازی سلامت روان مردان ایجاد می‌کند و به آن‌ها امکان می‌دهد فردیت، احساس و حق واقعی انسان بودن را دوباره تجربه کنند.