دیپلمات عرب: مرکز «هماهنگی العریش» در مصر راهاندازی میشود
یک دیپلمات عرب به تایمز اسرائیل گفت مرکز هماهنگیای در العریش مصر در حال ایجاد است که بهعنوان همتای کوچکتر «مرکز هماهنگی غیرنظامی–نظامی» در کریاتگات اسرائیل عمل خواهد کرد.
بهگفته او، این سازوکار برای هماهنگی میان کشورهای میانجی—از جمله مصر، قطر، ترکیه و آمریکا—طراحی شده و هماهنگیها فعلا در قاهره انجام میشود.
هنوز مشخص نیست اسرائیل نمایندهای در این مرکز داشته باشد. تمرکز مرکز العریش، از جمله، بر تحولات مناطق تحت کنترل حماس در غزه و کمکهای ارسالی از مسیر مصر خواهد بود.
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، ظهر سهشنبه ششم آبان پس از اتمام جلسه دادگاه خود، جلسهای را با مقامهای دولت خود برای بررسی پاسخ به «تخلفات حماس از توافق آتشبس» آغاز کرد.
پیشتر یک مقام دفاعی به تایمز اسرائیل گفته بود که در این نشست اضطراری، وزرای ارشد، مشاوران نتانیاهو و عالیترین مقامهای امنیتی حضور خواهند داشت.
در حالی که پیشتر سخنگوی دولت گفته بود در طول جنگ ۱۲ روزه میان جمهوری اسلامی و اسرائیل، یکهزار و ۶۲ نفر کشته شدند، رییس سازمان پزشکی قانونی کشور گفت در جریان این جنگ، برای حدود هزار و ۲۰۰ نفر از کشتهشدگان در ۱۸ استان جواز دفن صادر شده است.
عباس مسجدی آرانی، سهشنبه ششم آبان در نشست خبری مشترک با علیاصغر جهانگیر، سخنگوی قوه قضاییه جمهوری اسلامی، گفت که در جریان جنگ ۱۲ روزه تعیین هویت کشتهشدگان با مشکلات متعددی روبهرو بوده که یکی از چالشها «نامعلوم بودن تعداد آنها» بوده است.
رییس سازمان پزشکی قانونی گفت که از میان حدود هزار و ۲۰۰ فرد کشتهشده که جواز دفنشان صادر شد، ۵۶۰ تن مربوط به استان تهران و مابقی مربوط به ۱۷ استان دیگر بودهاند.
او تاکید کرد که تمام جسدهای ارسالشده به پزشکی قانونی در دوران جنگ «شناسایی» و تحویل خانوادههایشان شده است.
فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت مسعود پزشکیان، پیش از این و در ۳۱ تیرماه گفته بود در طول جنگ ۱۲ روزه یک هزار و ۶۲ نفر کشته شدند که سهچهارم آنها نیروهای نظامی بودند.
او گفته بود ۲۷۶ نفر غیرنظامی شامل ۱۰۲ زن و ۳۸ کودک، ۱۸ نفر از کادر درمان، پنج امدادگر هلال احمر، ۳۴ دانشآموز و پنج فرهنگی، در میان کشتهشدگان جنگ بودند.
مهاجرانی همان زمان گفت که استان تهران با ۲۶۵ نفر بیشترین کشتهها را در جنگ ۱۲ روزه داشته است. این درحالی است که رییس سازمان پزشکی قانونی شمار کشتهشدگان تهران را ۵۶۰ نفر اعلام کرد که اختلافی ۲۹۵ نفری را نشان میدهد.
سایت حقوق بشری هرانا ششم تیرماه گزارش داده بود در جنگ ۱۲ روزه، هزار و ۱۹۰ نفر کشته و چهار هزار و ۴۷۵ نفر مجروح شدند.
در ادامه و طی ماههای گذشته، گزارشهایی از کشتهشدن شماری از افرادی که در جریان حملات اسرائیل زخمی شده بودند منتشر شد.
رویارویی جمهوری اسلامی و اسرائیل با انجام مجموعهای از حملات غافلگیرکننده از سوی اسرائیل به مواضع جمهوری اسلامی در ۲۳ خرداد آغاز شد و پس از ۱۲ روز، دو طرف با آتشبس موافقت کردند.
اسرائیل در عملیات «طلوع شیران» اهدافی شامل اشخاص کلیدی نظامی و امنیتی و مراکز موشکی، نظامی، هستهای و دستاندرکاران برنامه هستهای جمهوری اسلامی را هدف قرار داد.
ارتش اسرائیل اعلام کرد جنگندههای این کشور هزار و ۵۰۰ بار در آسمان ایران پرواز و به هزار و ۴۸۰ هدف نظامی حمله کردند.
از زمان برقراری آتشبس، گمانهزنیهایی در ایران و اسرائیل درباره آغاز مجدد جنگ مطرح است.
با وجود پایان جنگ و اعلام آتشبس، اختلاف در آمار کشتهشدگان همچنان پابرجاست و حتی در مورد تلفات استان تهران، دو نهاد رسمی روایتهای متفاوتی ارائه کردهاند.
این ابهامها پرسشهایی جدی درباره شفافیت نهادهای دولتی در مدیریت بحران و اطلاعرسانی عمومی ایجاد کرده که تاکنون پاسخی رسمی و مستند به آنها داده نشده است.
در حالی که عراق آماده برگزاری انتخابات پارلمانی میشود، صحنه سیاسی این کشور شاهد تغییری بنیادین است. فاصلهگیری از نفوذ جمهوری اسلامی و گذار به سوی سیاستی ملیگرا، شاخصه مهمی است که میتوان به آن توجه کرد.
نامزدهای جدید عراقی دیگر حاضر نیستند در سایه تهران رقابت کنند. حتی جناحهای سنتی شیعه که روزی متحدان نزدیک سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بودند، اکنون شعار «بیطرفی» در برابر ایران و آمریکا را در محور برنامههای انتخاباتی خود قرار دادهاند.
بیطرفی در قبال آمریکا در سالهای گذشته یکی از محورهای تبلیغاتی نیرویهای شیعه بود اما حالا وقتی تهران و واشینگتن در اینجا کنار هم قرار میگیرند، مشخص است که عراق خود را برای دورهای جدید آماده میکند.
این تغییر محصول دو دهه تجربه تلخ است. نفوذ سیاسی و نظامی تهران در عراق اگرچه در سالهای پس از سقوط صدام حسین به تثبیت نسبی رسیده بود اما همراه با فساد، فرقهگرایی و وابستگی ساختاری به اقتصاد نفتی، چهرهای منفی از این حضور بر جای گذاشت.
امروز افکار عمومی عراق دیگر به جمهوری اسلامی به عنوان قدرتی حامی یا متحد نمینگرد، بلکه آن را عامل مداخله و بیثباتی میداند.
از سوی دیگر، شکستهای منطقهای جمهوری اسلامی در جبهههای مختلف، از تضعیف حزبالله در لبنان تا فرسایش قدرت حوثیها در یمن و نابودی و از دست دادن زیرساختهای نظامی ایران در سوریه، به تصویر قدرت منطقهای تهران بهوضوح آسیب زده و آن را به یک داستان خیالی بدل کرده است.
در چنین فضایی، عراق نیز در پی بازیابی استقلال خود است. نسل تازهای از سیاستمداران عراقی، از سکولارها تا مذهبیهای عملگرا، تلاش دارند سیاست خارجی را از مدار ایدئولوژی خارج و منافع ملی را محور تصمیمگیری قرار دهند.
به عبارتی، عراق در حال عبور از دوران «فرمانبری از تهران» به دوران «خودمختاری سیاسی» است.
از فرماندهی نظامی تا نفوذ سیاسی: راهبرد جدید اما شکستخورده تهران
در کنار این تغییر سیاسی، نشانههای دیگری از افول نفوذ ایران در عراق دیده میشود: فروپاشی شبکه شبهنظامیان حشدالشعبی و ورود اجباری رهبران این گروهها به عرصه انتخابات.
مدل نفوذ ایران بر پایه الگوی موسوم به «حزباللهسازی» بنا شده بود؛ یعنی تشکیل گروههایی مسلح و وفادار به تهران که در مواقع لازم بتوانند دولت رسمی را دور بزنند یا تحت کنترل بگیرند.
حشدالشعبی در عراق قرار بود نمونه موفق این مدل باشد اما امروز همانطور که گزارش بنیاد دفاع از دموکراسیها نشان میدهد، از ۲۳۸ هزار نیروی ادعایی این سازمان تنها حدود ۴۸ هزار نفر وجود واقعی دارند و بقیه «سربازان خیالی» هستند.
فساد ساختاری و نارضایتی اجتماعی سبب شده حشدالشعبی اعتبار خود را از دست بدهد و تهران دیگر نتواند از آن به عنوان بازوی نظامی قابل اتکا استفاده کند. در نتیجه، جمهوری اسلامی ناچار شده از میدان نظامی به عرصه سیاست عقبنشینی کند.
رهبران شبهنظامی مانند فالح فیاض، احمد الاسدی، هادی العامری، قیس خزعلی و عمار حکیم، اکنون با فهرستهای جداگانه در انتخابات شرکت میکنند و دیگر اتحاد سابق میان گروههای طرفدار ایران وجود ندارد.
از منظر راهبردی، این عقبنشینی به معنای تغییر شکل نفوذ تهران است: سپاه پاسداران که زمانی میتوانست از طریق قدرت نظامی معادلات بغداد را تعیین کند، اکنون مجبور است در میدان سیاسی و انتخاباتی رقابت کند.
این تحول نه نشانه قدرت که نشانه ضعف است. ایران به جای «فرماندهی» در عراق، در جایگاه «چانهزنی» قرار گرفته است.
همزمان، فشارهای آمریکا و مخالفتهای داخلی مانع رسمی شدن جایگاه حشدالشعبی در ساختار حکومتی شده است. به همین دلیل، سیاستمداران نزدیک به ایران نیز از بیان آشکار وابستگی خود پرهیز میکنند.
در فضای جدید عراق، هرگونه پیوند علنی با جمهوری اسلامی نه برگ برنده بلکه عامل سقوط سیاسی تلقی میشود.
در سالهایی که جمهوری اسلامی در اوج نفوذ منطقهای خود بود، قاسم سلیمانی خود را فرمانده میدانی و تصمیمگیر نهایی سیاست خارجی ایران میدانست.
ژنرال دیوید پترائوس، فرمانده وقت نیروهای آمریکایی در عراق، روایت میکند که رییسجمهوری وقت عراق پس از دیدار با سلیمانی به او گفته است: «او پیامی برایت فرستاده، گفته ژنرال پترائوس بداند من، قاسم سلیمانی، سیاست ایران را در عراق کنترل میکنم و علاوه بر عراق، سیاست ایران در سوریه، افغانستان و غزه هم زیر نظر من است. اگر میخواهی بحران بصره حل شود، باید با من توافق کنی نه با دیپلماتها.»
این روایت به خوبی نشان میدهد که سلیمانی خود را نه یک فرمانده نظامی بلکه بازیگر اصلی سیاست خارجی ایران میدانست؛ اما آن دوران سپری شده است.
سلیمانی که با شبکهای از گروههای نیابتی، نقشه نفوذ جمهوری اسلامی را از مدیترانه تا خلیج فارس طراحی کرده بود، امروز حتی در نماد و حافظه سیاسی منطقه نیز پایان یافته است.
میراث او در عراق، سوریه، لبنان و یمن چیزی جز تفرقه، فرسایش اقتصادی و انزوای سیاسی برای جمهوری اسلامی بر جای نگذاشت. اکنون نه از آن «هلال شیعی» چیزی مانده و نه از اقتدار میدانی سلیمانی. هرچه او ساخته بود، با تغییر موازنه قدرت و نگاه ملتهای منطقه فرو ریخته است.
تحولات عراق در سال ۲۰۲۵ نشانه آغاز مرحلهای تازه در نظم خاورمیانه است.
جمهوری اسلامی که سالها با هزینههای مالی و نظامی سنگین تلاش کرد «هلال شیعی» خود را از تهران تا مدیترانه گسترش دهد، اکنون در هر نقطه با عقبنشینی روبهروست.
حزبالله در لبنان هر روز منزویتر میشود، بشار اسد در سوریه سرنگون شد، حماس در مسیر خلع سلاح است، نیروهای فلسطینی در کرانه باختری یک به یک ساکت شدهاند و تنها سلاح جمهوری اسلامی، امروز حوثیهای یمن هستند که تیغ تیز حملات آنان نیز کند شده است.
در چنین شرایطی، حتی اگر جمهوری اسلامی بتواند بخشی از حضور سیاسی خود را در عراق حفظ کند، دیگر از اقتدار گذشته خبری نیست.
عراق امروز به سوی هویتی مستقل و ملیگرا حرکت میکند و جمهوری اسلامی در حال از دست دادن آخرین حلقه از زنجیره نفوذ منطقهای خود است.
یک مقام ارشد دفتر بنیامین نتانیاهو به تایمز اسرائیل گفت حماس از روز اول آتشبس غزه مفاد توافق را نقض کرده و «اسرائیل از دروغهای این گروه به ستوه آمده است».
بهگفته او، بازگرداندن شب گذشته بقایای عوفیر صارفاتی—که پیشتر به خاک سپرده شده بود—تنها یکی از موارد است و «نقضها دو هفته ادامه داشتهاند».
این مقام گفت ویدیوی ارتش نشان میدهد حماس با حفر گودال و جابهجایی بقایا، صحنهسازی کرده است.
او افزود تیم مصری جستوجو در مناطق تحت کنترل اسرائیل غزه، که یک مقام حماس نیز همراهیاش میکرد، منطقه را ترک کرده است.
بهگفته این مقام، پیش از هرگونه هماهنگی با آمریکا درباره تحریمها، اسرائیل ابتدا درباره گامهای پاسخ به این نقضها تصمیم خواهد گرفت.