لاریجانی پس از اعتراض لبنان گفت جمهوری اسلامی احترام میگذارد و دخالت نمیکند
علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی، در لبنان در پاسخ به سوالی درباره موضوع خلع سلاح حزبالله گفت که مردم لبنان در این باره تصمیم میگیرند.
در روزهای اخیر اظهارات مقامهای ایران در مخالفت با خلع سلاح حزبالله موجب تنش تهران با بیروت شده است.
لاریجانی در جریان دیدارهایش با روسای جمهور و پارلمان لبنان گفت که جمهوری اسلامی در تصمیمگیریهای لبنان دخالت نمیکند. او گفت که بیروت نباید دوست و دشمن خود را اشتباه بگیرد.
او افزود: «هر تصمیمی که توسط دولت لبنان و با حمایت همه طرفها گرفته شود، مورد احترام ما است.»
رییسجمهور لبنان در دیدار با لاریجانی نسبت به دخالتها در امور کشورش اعتراض کرد.
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، اعلام کرد حملات اخیر به تاسیسات اتمی ایران در جریان جنگ ۱۲ روزه، برنامه هستهای جمهوری اسلامی را «چند سال» به عقب انداخته است، اما تهران همچنان ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنیشده در اختیار دارد که برای ساخت بمب اتم کافی نیست.
نتانیاهو سهشنبه ۲۱ مرداد در مصاحبه با شبکه آی۲۴نیوز، حملات اسرائیل به تاسیسات اتمی حکومت ایران در جریان جنگ اخیر را «عملیاتی تاریخی» توصیف کرد.
او با اشاره برخی گمانهزنیها درباره سرنوشت ۴۰۰ کیلوگرم ذخیره اورانیوم غنیشده جمهوری اسلامی پس از جنگ ۱۲ روزه گفت: «از پیش میدانستیم که نابود نخواهد شد، اما [این ذخایر] برای ساخت بمب اتم کافی نیست. آنها در حال حاضر در موقعیتی نیستند که بتوانند پیشرفت کنند.»
نخستوزیر اسرائیل هشدار داد این کشور همواره برای اقدامات احتمالی تهران، بهویژه تلاش برای بازسازی برنامه هستهای خود، آمادگی دارد.
«مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی» ۱۶ مرداد با استناد به تصاویر ماهوارهای گزارش داد فعالیت در تاسیسات زیرزمینی «کُلَنگ گَزلا» همچنان ادامه دارد و جمهوری اسلامی در حال ساخت و ساز گسترده در این تاسیسات در نزدیکی سایت هستهای نطنز است.
بر اساس این گزارش، کلنگ گزلا میتواند مکان نگهداری قطعات و مجموعههای سانتریفیوژ یا حتی محل اختفای ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای ۶۰ درصد حکومت ایران باشد.
پیشتر در ۱۱ مرداد، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، گفت از سرنوشت و محل نگهداری فعلی ذخایر اورانیوم اطلاعی ندارد، اما این ذخایر پیشتر در تاسیساتی نگهداری میشد که هدف بمباران آمریکا قرار گرفتند.
نتانیاهو: حمله به ایران با تایید آمریکا یا بدون آن انجام میشد
نتانیاهو در ادامه مصاحبه خود با آی۲۴نیوز، به حمایت تهران از گروههای مسلح در منطقه پرداخت و گفت حمله به مواضع حکومت در جنگ ۱۲ روزه بخشی از کارزار گستردهتری بود که پیشتر به از میان برداشتن حسن نصرالله، اسماعیل هنیه، محمد ضیف و برادران سنوار انجامید.
او افزود: «ما ایران را که برای نابودی اسرائیل با بمب اتمی آمده بود، شکست دادیم و دو خطر موجودیتی عظیم را از میان بردیم.»
عبارت «دو خطر بزرگ موجودیتی» در سخنان نخستوزیر اسرائیل، به جمهوری اسلامی و گروههای نیابتی آن اشاره دارد.
نتانیاهو همچنین از مواضع دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، در خصوص تقویت روابط دوجانبه، مقابله با تهدیدات تهران و انعقاد پیمان ابراهیم تقدیر کرد و در عین حال گفت حملات اخیر اسرائیل به ایران با تایید ایالات متحده یا بدون آن، انجام میگرفت.
او افزود: «با یا بدون تایید [واشینگتن]، این کار را انجام میدادیم، اما در نهایت همکاری دونالد ترامپ را به دست آوردیم. خوشبختانه رییسجمهوری [در آمریکا] داریم که بسیار همدل است... اما تصمیم برای انجام این عملیات بدون توجه به این موضوع گرفته شد.»
چهار منبع کنونی و پیشین در دستگاه اطلاعاتی اسرائیل ۲۱ مرداد اعلام کردند حمله این کشور به ایران در خردادماه، حاصل سالها برنامهریزی بود و در شرایطی اجرا شد که چند عامل کلیدی، از جمله حضور مجدد ترامپ در کاخ سفید، پایان مهلت ۶۰ روزه مذاکرات هستهای و حملات مستقیم ایران به اسرائیل، بهطور همزمان رخ داد.
پیشتر در ۱۸ مرداد، روزنامه تلگراف گزارش داد پس از آنکه اسرائیل حدود ۳۰ تن از عوامل برنامه هستهای حکومت ایران را از پا درآورد، جمهوری اسلامی متخصصان باقیمانده خود را به «مخفیگاههای امن» فرستاده است.
چهار منبع کنونی و سابق اطلاعاتی اسرائیل اعلام کردند حمله این کشور به ایران در خرداد ماه، پس از سالها برنامهریزی، زمانی عملی شد که چند عامل کلیدی از جمله انتخاب دونالد ترامپ به ریاستجمهوری آمریکا، پایان مهلت ۶۰ روزه مذاکرات هستهای و حملات مستقیم ایران به اسرائیل، همزمان شدند.
منابع اطلاعاتی اسرائیل که بهدلیل ملاحظات امنیتی نخواستند نامشان فاش شود، سهشنبه ۲۱ مرداد به یورونیوز گفتند موساد پیش از آغاز عملیات، شرایط راهبردی و سیاسی لازم را شناسایی کرده بود.
این شرایط شامل تشدید جنگ نیابتی جمهوری اسلامی و اسرائیل، انتخاب ترامپ به ریاستجمهوری آمریکا و فضای ایجاد شده در مذاکرات هستهای با غرب بود.
به گفته این منابع، هدف این بود که در روزهای نخست جنگ، اسرائیل کنترل کامل بر وضعیت، تلفات حداقلی در داخل و تسلط کامل بر حریم هوایی ایران داشته باشد.
منابع اطلاعاتی گفتند اسرائیل سالها بهطور موازی با تلاشهای دیپلماتیک برای توقف برنامه هستهای در ایران، سناریوی حمله را آماده میکرد.
بر اساس گزارش یورونیوز، نقطه عطف بعدی فروردین ۱۴۰۳ بود؛ زمانی که ایران برای نخستین بار مستقیما از خاک خود به اسرائیل موشک شلیک کرد. اقدامی که در واکنش به حمله اسرائیل به کنسولگری جمهوری اسلامی در سوریه و کشته شدن محمدرضا زاهدی، از فرماندهان سپاه پاسداران و شماری از همراهان او، انجام شد.
به گفته یکی از این منابع اطلاعاتی، برنامه اولیه اسرائیل این بود که حمله را در مهر ۱۴۰۳ انجام دهد؛ آن هم پس از ترور حسن نصرالله در لبنان و دومین حمله موشکی مستقیم ایران به اسرائیل اما اجرای این طرح به بعد از انتخابات ریاستجمهوری آمریکا در ماه نوامبر سال گذشته موکول شد تا نتیجه این انتخابات مشخص شود.
بر اساس این گزارش، با پیروزی ترامپ، تمرکز بر توافق آزادی گروگانها قرار گرفت و در اسفند ۱۴۰۳، اسرائیل دوباره در موقعیت حمله بود.
با این حال، آغاز مذاکرات غیرمستقیم آمریکا و ایران در اسفند ماه باعث شد ترامپ ۶۰ روز به این گفتوگوها فرصت دهد. روز بعد از پایان این مهلت، اسرائیل حمله خود را آغاز کرد.
مقامهای اسرائیلی و کارشناسان میگویند تهران پس از این حمله در موقعیت ضعیفتری قرار گرفته است، هرچند هنوز گزینههایی از جمله بازگشت به مذاکرات یا استفاده از روشهای غیرمستقیم مانند عملیات نیابتی و اقدامات غیرمتعارف را در دست دارد.
یک منبع سابق اطلاعاتی اسرائیل به یورونیوز گفت اگر جنگ ادامه پیدا میکرد، اسرائیل احتمالا به تاسیسات نفت و گاز ایران نیز حمله میکرد.
یکی دیگر از منابع اطلاعاتی اسرائیل گفت که این کشور کنترل خود را بر حریم هوایی ایران حفظ خواهد کرد تا مانع بازسازی تواناییهای تخریبشده جمهوری اسلامی شود.
وزیر دفاع اسرائیل اعلام کرد شرکتکنندگان در عملیات «عروسی خونین»، عملیات هماهنگی که برای کشتن فرماندهان ارشد سپاه پاسداران در ۲۳ خرداد از سوی اسرائیل اجرا شد، منتظر اجرای این عملیات در مورد علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی هستند.
یسرائیل کاتز دوشنبه ۲۰ مرداد این اظهارات را در پاسخ به انتشار تصویری شامل فهرستی از مقامات اسرائیلی در برخی رسانههای داخل ایران مطرح کرد.
در این تصویر، یک نمودار سازمانی از مقامهای سیاسی و امنیتی اسرائیل دیده میشود که زیر هر عکس، توضیحی به زبان عبری نوشته شده و مقامات اسرائیلی به «تروریسم» متهم شدهاند.
علاوه بر کاتز، بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل و برخی دیگر از مقامات نظامی اسرائیل از جمله فرمانده ارتش این کشور، در این فهرست دیده میشوند.
وزیر دفاع اسرائیل در حساب ایکس خود با اشاره به این فهرست که در واقع «فراخوانی برای ترور مقامات ارشد اسرائیل» است، نوشت: «من به دیکتاتور ایران، خامنهای، پیشنهاد میکنم وقتی از پناهگاه بیرون میآید، گاهی اوقات به آسمان نگاه کند و با دقت به هر زمزمهای گوش دهد.»
این اولین بار نیست که کاتز موضوع کشتن خامنهای را مطرح میکند. او پیشتر نیز در سخنانی تهدیدآمیز خطاب به رهبر جمهوری اسلامی هشدار داد در صورت تداوم تهدیدهای حکومت ایران، دستهای اسرائیل حتی به شخص خامنهای هم خواهد رسید.
کاتز پنجم مرداد در بازدید از پایگاه هوایی رامون گفت: «میخواهم پیام روشنی به خامنهای دیکتاتور برسانم. اگر به تهدید اسرائیل ادامه دهید، دستان بلند ما دوباره و با قدرتی بیشتر به تهران و شخص تو خواهد رسید. تهدید نکنید تا آسیب نبینید.»
رهبر جمهوری اسلامی، سوم مرداد کشته شدن فرماندهان عالیرتبه نظامی و عوامل برنامه هستهای جمهوری اسلامی در روز اول جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل را «سنگین» توصیف کرد اما گفت که اسرائیل «به هدف خود نرسید».
او پیشتر در پیام خود در پنجم تیر و پس از اعلام آتشبس میان جمهوری اسلامی و اسرائیل، بار دیگر از تلاش حکومت ایران برای «نابودی» اسرائیل در این جنگ گفت.
سپاه پاسداران نیز در بیانیهای جداگانه مجددا اسرائیل را به «نابودی» تهدید کرد.
یادآوری سرنوشت صدام حسین
کاتز، ۲۷ خرداد در جریان ارزیابی صبحگاهی با مقامات ارشد ارتش اسرائیل گفت که به خامنهای «نسبت به ادامه ارتکاب جنایات جنگی و شلیک موشک به سمت غیرنظامیان اسرائیلی» هشدار میدهد: «بهتر است او سرنوشت دیکتاتور کشور همسایه ایران (عراق) را به یاد آورد که همین مسیر را علیه دولت اسرائیل انتخاب کرد.»
او به صدام حسین، حاکم قدرتمند عراق اشاره داشت که در سال ۲۰۰۳ در جریان حمله آمریکا به عراق سرنگون و بعد از آنکه در گودالی در بیابان پیدا شد، پس از محاکمه به دار آویخته شد.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، خرداد ماه و در جریان جنگ ۱۲ روزه، در پستی در شبکه اجتماعی تروث سوشال اعلام کرد از محل اختفای خامنهای آگاه است اما فعلا قصد کشتن او را ندارد.
بر اساس گزارشهای منتشر شده، رهبر جمهوری اسلامی پس از آغاز جنگ با اسرائیل به یک پناهگاه زیرزمینی منتقل شد و با وجود برقراری آتشبس میان دو طرف، همچنان چندین روز این مخفیگاه را ترک نکرد.
روزنامه بریتانیایی فایننشال تایمز در گزارشی درباره حملات سایبری جمهوری اسلامی به اسرائیل نوشت این حملات همچنان بعد از جنگ ۱۲ روزه ادامه دارد. بر اساس این گزارش، در روزهای پس از حمله اسرائیل، مقامات اسرائیلی انبوهی از پیامکهای مشکوک حاوی لینکهای مخرب دریافت کردند.
به نوشته این روزنامه، برای آنها مشخص بود که چه کسی مقصر است: تهران که اسرائیل سالهاست درگیر جنگ سایبری خاموش با آن است و این جنگ به موازات درگیری فیزیکی در ماه خرداد، شدت بیشتری گرفت.
حملات اخیر از سرقت از صرافی ارز دیجیتال ایرانی نوبیتکس گرفته تا افزایش پیامهای فیشینگ هدفمند علیه افراد برجسته اسرائیلی، که به گفته شرکت امنیت سایبری چک پوینت ظاهرا از سوی دیپلماتها و حتی دفتر نخست وزیر این کشور ارسال شدهاند، متغیر بود.
اما در حالی که درگیری فیزیکی پس از ۱۲ روز پایان یافت، جنگ دیجیتال هنوز پایان نیافته است. به گزارش فایننشال تایمز، یکی از مقامات اسرائیلی در مورد این پیامکها گفت: «این (جنگ سایبری) پس از شروع جنگ شدت گرفت و هنوز ادامه دارد. من هنوز آنها (پیامها) را دریافت میکنم.»
به عنوان مثال، طبق گفته بواز دولِو، مدیرعامل شرکت اسرائیلی مرتبط با اطلاعات تهدیدات سایبری «کلیر اسکای»، از زمان آتشبس، گروههای همسو با ایران تلاش کردهاند از یک آسیبپذیری که اخیرا در یک نقض جهانی نرمافزار سرور مایکروسافت شناسایی شده بود، برای حمله به شرکتهای اسرائیلی استفاده کنند.
او افزود: «اگرچه در دنیای فیزیکی آتشبس برقرار است، اما در عرصه سایبری، [این حملات] متوقف نشدند.»
اگرچه این دو کشور تا سال گذشته هرگز آشکارا به یکدیگر حمله نکرده بودند، ایران و اسرائیل سابقه حملات سایبری را دارند.
گمان میرود اسرائیل در کنار ایالات متحده، پشت انتشار ویروس استاکسنت بود که سانتریفیوژهای تسهیلات غنیسازی نطنز را در سال ۲۰۱۰ نابود کرد.
از سوی دیگر، تصور میشود که ایران مسئول مجموعهای از حملات به زیرساختهای آب اسرائیل در سال ۲۰۲۰ بوده است.
به نوشته فایننشال تایمز، از جزئیاتی که پس از جنگ در ماه خرداد فاش شده، به نظر میرسد در نبرد سایبری اسرائیل بیشترین ضربات را وارد کردهاند.
ستار هاشمی، وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات ایران، اخیرا گفت که تهران در طول جنگ بیش از ۲۰ هزار حمله سایبری را تجربه کرده که «گستردهترین» کمپین از این نوع در تاریخ جمهوری اسلامی است.
از جمله آنها، حملاتی بودند که سیستمهای دفاع هوایی ایران را همزمان با آغاز حملات هوایی جتهای اسرائیلی مختل کردند.
اما تحلیلگران و مقامات سابق اسرائیلی میگویند مسلما مهمترین نقشی که دنیای دیجیتال در تعیین مسیر جنگ ایفا کرد، کارزار جاسوسی سایبری پیش از آن بود.
این امر به اسرائیل کمک کرد تا چنان اطلاعات دقیقی از دانشمندان هستهای و مقامات نظامی ایران ایجاد کند که توانست بیش از ۱۲ نفر از آنها را در اولین حمله خود پیدا و ترور کند.
منی بارزیلی، متخصص امنیت سایبری که به عنوان افسر ارشد امنیت اطلاعات سرویسهای اطلاعاتی نیروهای دفاعی اسرائیل خدمت میکرد، گفت حمله به پدافند هوایی ایران تاکتیکی بود و «بسیار خاص بود تا به اسرائیل اجازه دهد اولین حرکت را انجام دهد. جمعآوری اطلاعات بزرگترین عامل تغییردهنده بازی بود.»
در روزهای اولیه جنگ، گروه هکری «گنجشک درنده»، که به طور گسترده همسو با اسرائیل تلقی میشود، ۹۰ میلیون دلار از صرافی ارز دیجیتال ایرانی نوبیتکس را سوزاند و این صرافی را به بودن «ابزار» برای جمهوری اسلامی متهم کرد.
نوبیتکس این موضوع را تکذیب کرد و اصرار داشت که یک کسب و کار خصوصی مستقل است.
گنجشک درنده همچنین به دو بانک بزرگ ایرانی حمله کرد و طیف گستردهای از خدمات بانک دولتی سپه، وابسته به نیروهای مسلح و بانک خصوصی پاسارگاد را مختل کرد.
داتین، شرکت فناوری که نرمافزار هر دو بانک را ارائه میدهد، گفت که این حمله به سختافزار آسیب رسانده و مراکز داده اصلی، پشتیبان و اضطراری بانکها را با موفقیت غیرفعال کرده است.
دولو گفت که گروههای مرتبط با ایران به نوبه خود حملات هک و نشت اطلاعات را به حدود ۵۰ شرکت اسرائیلی انجام دادهاند و همچنین در تلاش برای نابودی سیستمهای کامپیوتری اسرائیل، بدافزار پخش کردهاند.
او افزود به نظر نمیرسد که آنها به خطوط دفاعی ارتش اسرائیل و بزرگترین شرکتها نفوذ کرده باشند، اما بر کسبوکارهای کوچکتر در زنجیرههای تأمین آنها که اهداف آسانتری بودند، تمرکز داشتند.
این موارد شامل گروههای لجستیک و سوخت و همچنین شرکتهای منابع انسانی بود و هکرها متعاقبا رزومه هزاران اسرائیلی را که در بخش دفاع و امنیت کار میکردند، فاش کردند.
در همان زمان، هکرها هزاران پیام جعلی ارسال کردند که به نظر میرسید از سیستم فرماندهی داخلی اسرائیل که دستورات ایمنی عمومی را در مواقع اضطراری ارائه میدهد، سرچشمه گرفته و به مردم میگفت که از پناهگاههای حمله هوایی دوری کنند. آنها همچنین به دنبال هک دوربینهای امنیتی در اسرائیل بودند، تاکتیکی که به گفته یک فرد آشنا با این وضعیت، میتواند برای بررسی محل فرود موشکها استفاده شود.
موتی کریستال، مذاکرهکننده بحران و سرهنگ دوم در ذخیرههای ارتش اسرائیل با تجربه گسترده در مذاکره با گروههای باجافزار، گفت که اگرچه نباید تواناییهای ایران را دست کم گرفت، هیچ یک از حملات به اسرائیل در طول جنگ تاثیر «چشمگیری» نداشته است.
در مقابل، نقض دفاع سایبری جمهوری اسلامی باعث نگرانی شد و محمدرضا عارف، معاون اول رئیس جمهوری ایران، خواستار «اقدام جدی» شد.
روزنامه تلگراف گزارش داد پس از آنکه اسرائیل حدود ۳۰ تن از عوامل برنامه هستهای حکومت ایران را از پا درآورد، جمهوری اسلامی متخصصان باقیمانده خود را به «مخفیگاههای امن» فرستاده است.
تلگراف شنبه ۱۸ مرداد نوشت اکثر دستاندرکاران برنامه هستهای جمهوری اسلامی پس از جنگ ۱۲ روزه، دیگر در خانههای خود اقامت ندارند و در دانشگاه تدریس نمیکنند.
به گفته یک مقام ارشد جمهوری اسلامی، آنها به «مکانهای امن» در تهران یا شهرهای شمال ایران منتقل شدهاند و در ویلاهایی همراه با خانوادههایشان زندگی میکنند.
این مقام افزود آنهایی که در دانشگاهها تدریس میکردند، با افرادی جایگزین شدهاند که هیچ ارتباطی با برنامه هستهای ندارند.
یک مقام ایرانی دیگر به تلگراف گفت پیش از این، واحدی از سپاه پاسداران مسئول تامین امنیت عوامل برنامه هستهای جمهوری اسلامی بود، اما اکنون بهدلیل نگرانیها از مساله «اعتماد» و نفوذ، چندین نهاد مختلف حفاظتها را هماهنگ میکنند.
او اضافه کرد: «از همه آنها پرسیده شد که آیا هنوز به محافظان خود اعتماد دارند یا خیر. برخی گفتند نه و محافظان جدیدی برایشان فراهم شد.»
تلاش اسرائیل برای هدف قرار دادن سایر عوامل برنامه هستهای تهران
تلگراف اعلام کرد به اسامی بیش از ۱۵ تن از عوامل باقیمانده برنامه هستهای جمهوری اسلامی دسترسی دارد که نام آنها در فهرست اسرائیل از حدود ۱۰۰ متخصص هستهای ایران دیده میشود.
به گفته مقامهای اسرائیلی، این افراد باید میان ادامه فعالیت و پذیرش خطر حملات بیشتر یا انتخاب شغلی دیگر، یکی را برگزینند.
دنی سیترینوویچ، رییس پیشین میز استراتژیک ایران در اطلاعات دفاعی ارتش اسرائیل، گفت متخصصان باقیمانده دیدند چه بر سر همکارانشان آمد و اکنون با یک انتخاب واضح مواجهاند.
او افزود: «همانطور که از سال ۲۰۱۰ و زمانی که دیگر دانشمندان را حذف کردیم آموختهایم، این موضوع طرز فکر آنها [متخصصان باقیمانده] را در خصوص تمایلشان به حمایت از رژیم تغییر نخواهد داد.»
به گفته سیترینوویچ، آنهایی که باقیماندهاند در خط مقدم هرگونه تلاش حکومت ایران برای دستیابی به بمب هستهای خواهند بود و بنابراین، بهطور خودکار به هدف بعدی اسرائیل تبدیل خواهند شد.
او اضافه کرد: «من هیچ شکی ندارم هر دانشمندی که با موضوع هستهای سر و کار داشته باشد، حذف یا تهدید به حذف خواهد شد.»
با این حال، کارشناسان اسرائیلی میگویند نسل جدید متخصصان هستهای جمهوری اسلامی اکنون آمادهاند تا جایگزین کسانی شوند که پیشتر کشته شدهاند.
به گفته آنها، با وجود افزایش تدابیر امنیتی که شامل خانههای امن و حفاظت ۲۴ ساعته میشود، این دانشمندان در واقع «مردگان متحرک» هستند.
این کارشناسان میگویند حکومت ایران برنامه هستهای خود را به گونهای ساختاربندی کرده که هر بازیگر کلیدی دستکم یک معاون داشته باشد و در گروههای دو یا سه نفره کار کند تا در صورت حمله، نیروی جایگزین وجود داشته باشد.
منابع اسرائیلی بیم آن دارند که که برخی از دانشمندان باقیمانده بهجای همکاران کشتهشده خود در برنامه تسلیحات هستهای جمهوری اسلامی در سازمان نوآوری و تحقیقات دفاعی (سپند) فعالیت کنند.
گفته میشود این افراد شامل دانشمندانی با تخصص در مواد منفجره، فیزیک نوترونی و طراحی کلاهکهای هستهای هستند.
رونن سالومون، تحلیلگر اطلاعاتی و دفاعی اسرائیل، در مصاحبه با تلگراف گفت افرادی که باقیماندهاند، روی تطبیق موشکهای شهاب-۳ با کلاهکهای هستهای کار کردهاند و برای توانایی تهران در استقرار سلاحهای هستهای، مهرههایی حیاتی محسوب میشوند.
این در حالی است که متخصصانی که به دست اسرائیل کشته شدند، بیشتر بر طراحی کلاهکهای هستهای تمرکز داشتند.
سالومون اضافه کرد تخصص در سیستمهای پرتاب باعث میشود دانشمندانی که زنده ماندهاند، به اندازه افراد کشتهشده «هدفهایی استراتژیک» برای اسرائیل باشند، چرا که حملات اسرائیل در جنگ ۱۲ روزه، زیرساختهای موشکهای بالستیک ایران را هم هدف قرار داد.
بر اساس اطلاعات مقامهای اسرائیلی، آنچه برنامه هستهای جمهوری اسلامی را پیش میبرد، عمیقا در دانشگاهها و سیستمهای آموزشی ایران ریشه دارد.
همین مساله منجر به حملات اسرائیل به دانشگاههای «شهید بهشتی و امام حسین» در تهران شد که هر دو به برنامههای هستهای و نظامی جمهوری اسلامی مرتبط هستند.