احمدرضا رادان، فرمانده کل انتظامی جمهوری اسلامی از نزدیک به ۴۰ سال پیش سمتهای مختلفی در سپاه پاسداران و نیروی انتظامی داشته است. نام او به دلیل شکنجه بازداشتشدگان، قتل معترضان و سرکوب زنان، بهعنوان یکی از ناقضان جدی حقوق بشر در لیست تحریمهای آمریکا و اتحادیه اروپا قرار دارد.
محمد میرموسوی، جوان ۳۶ ساله اهل روستای سیدمحله از بخش رودبنه شهرستان لاهیجان، یکی از آخرین قربانیان شکنجه در زمان حضور رادان به عنوان فرمانده کل انتظامی جمهوری اسلامی است.
میرموسوی در جریان یک نزاع محلی به دست ماموران یگان ویژه فرماندهی انتظامی این شهرستان بازداشت و پس از شکنجه و شلیک گلوله به بدن در بازداشتگاه جان باخت.
رادان که خود یکی از مهمترین عوامل نقض حقوق بشر در ایران است، پس از قتل میرموسوی، در مقام فرماندهی کل انتظامی کشور با یک «دستور ویژه» خواستار بررسی دلیل قتل او شد.
بازداشت مخالفان حجاب اجباری، شکنجه معترضان بازداشتشده در کهریزک و سرکوب مردم در جریان اعتراضات سال ۱۳۸۸ بخشی از مواردی است که در کارنامه این ناقض حقوق بشر ثبت شده است.
اکنون با به قتل رسیدن میرموسوی در بازداشت پلیس، بار دیگر نقش رادان در نقض حقوق مردم و از جمله افزایش آمار قتل شهروندان در جریان بازداشت و بازجویی، توجه افکار عمومی را جلب کرده است.
رادان کیست و با مردم چه کرد؟
احمدرضا رادان در سال ۱۳۴۲ در اصفهان به دنیا آمد. او کار خود را در سال ۱۳۶۱ با فعالیت در بسیج آغاز کرد و به استان کُردستان رفت و آنجا به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درآمد و در سرکوبهای کُردستان نقش ایفا کرد.
رادان تا سال ۱۳۷۶ در سپاه کُردستان مسئولیت داشت و سپس به عنوان فرمانده نیروی انتظامی در همین استان منصوب شد. در همین دوره بود که برخورد خونین با کولبران در مرزبانیهای استان کُردستان تحت فرماندهی او تشدید شد.
رادان سپس در سال ۱۳۷۹ به سیستانوبلوچستان منتقل شد و پس از چند سال به خراسان رفت و از آنجا هم عازم تهران شد. او در این دوره مسئولیت فرماندهی انتظامی در استانها، نقش زیادی در نقض حقوق مردم در استانهای کُردستان، سیستان و بلوچستان، خراسان و تهران ایفا کرد.
او از سال ۱۳۸۵ تا سال ۱۳۸۷ فرمانده انتظامی تهران بود و سپس ارتقا مقام گرفت و در این سال جانشین فرماندهی نیروی انتظامی کشور شد.
اردیبهشت ۱۳۸۶ زمانی که رادان فرماندهی انتظامی تهران را بر عهده داشت، «طرح امنیت اجتماعی» اجرا شد.
با اجرای این طرح بسیاری از کسانی که پلیس جمهوری اسلامی آنها را «اراذل و اوباش» مینامید، به بازداشگاه کهریزک که فاقد هرگونه امکانات بهداشتی و درمانی بود منتقل شدند.
این افراد در همان زمان با دستور رادان در سطح شهر و درحالیکه بر گردنشان آفتابه انداخته بودند، به شکل تحقیرآمیزی «گردانده» شدند.
این دستور رادان با اعتراض گسترده مردم و فعالان حقوق بشر مواجه شد اما او از این اقدام دفاع کرد و دلیل انجام آن را نداشتن «رفتار انسانی» بازداشتشدگان عنوان کرد.
بازداشتشدگان در کهریزک همچنین از سوی ماموران نیروی انتظامی با شیوههای مختلف از جمله «برهنه کردن، ضرب و شتم با کابل برق و شیلنگ و گرسنگی کشیدن» شکنجه شدند.
در سالهای مختلف حضور رادان در نیروی انتظامی، شمار زیادی از متهمان بازداشتی با جرائم عمومی در بازداشتگاههای پلیس جمهوری اسلامی و بازداشتگاههای آگاهی در شهرهای مختلف ایران تحت فشار ضرب و شتم و شکنجه جان خود را از دست دادند.
رادان همچنین از پایهگذاران «طرح امنیت اجتماعی» برای مبارزه با مخالفان حجاب اجباری است و با روی کار آمدنش به عنوان فرماندهی پلیس تهران، شمار «گشتهای ارشاد» افزایش پیدا کرد.
در تیر ماه ۱۳۸۶ که برخورد با مخالفان حجاب اجباری تشدید یافت، رادان به صراحت گفت: «در امنیت اجتماعی با مدهای غربی موی پسرها و استفاده از مانتوهای بالای زانوی زنان بهشدت برخورد میشود.»
فرزاد حسنی، مجری برنامهای در صدا و سیمای جمهوری اسلامی هم همان سال از شیوه برخورد ماموران نیروی انتظامی با مردم از رادان انتقاد کرد. موضوعی که به برکناری حسنی از کار منجر شد.
اعتراضات خونین سال ۱۳۸۸
رادان در سرکوب اعتراضات پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ هم نقش داشت و در این سال گزارشهایی درباره دست داشتنش در شکنجه منجر به مرگ زندانیان در بازداشتگاه کهریزک منتشر شد.
محسن روحالامینی، محمد کامرانی، امیرجوادیفر، رامین قهرمانی و احمد نجاتیکارگر، شماری از کسانی بوند که بر اثر شکنجه در بازداشتگاه کهریزک جان خود را از دست دادند.
آمار رسمی از شمار معترضان کشتهشده در جریان اعتراضات سال ۱۳۸۸ در دست نیست اما بر اساس آمارهای ارایه شده از سوی سازمانهای حقوقبشری دستکم ۱۱۲ نفر در جریان این اعتراضات در شهرهای مختلف کشور کشته شدند.
ندا آقاسلطان، مصطفی کریمبیگی، شهرام فرجزاده، اشکان سهرابی، میثم عبادی، مصطفی غنیان، کیانوش آسا، سهراب اعرابی، علی حبیبی موسوی خامنه و فاطمه سمسارپور از جمله جانباختگان اعتراضات این سال هستند.
رادان فروردین ۱۳۹۳ درباره برخورد خشونتبار با معترضان در سال ۱۳۸۸ گفت: «هیچ زمان از عملکرد خودم در فتنه ۸۸ پشیمان نیستم و اگر باز هم باشم و باز هم فتنهای باشد دوباره برخورد قاطع میکنم.»
او در جایی دیگر گفت که چون هدفش حمایت از سیاستهای خامنهای بود و روزها برای سرکوب معترضان به خیابان و شبها برای بازجویی و پاسخگویی میرفت و خانوادهاش آمادگی و پذیرش زندان رفتنش را هم داشتند.
رادان خرداد ۱۳۹۳ از سمت جانشینی فرماندهی نیروی انتظامی کنار گذاشته شد و حسین اشتری جایگزینش شد.
او پس از کنار گذاشتهشدن از فرماندهی نیروی انتظامی، رییس مرکز مطالعات راهبردی فراجا شد و ۸ سال در این سمت ماند و سپس در ۱۷ دی ۱۴۰۱ پس از کنار گذاشته شدن حسین اشتری، با حکم علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی به عنوان فرماندهکل انتظامی جمهوری اسلامی (فراجا) منصوب شد.
دو هفته پیش از آن، ایراناینترنشنال به نقل از منابع مطلع گزارش داده بود که با ادامه سرکوب اعتراضات مردم، خامنهای اشتری را به دلیل ناکارآمدی توبیخ کرده و او از نظر روحی به هم ریخته و نمیتواند زیردستانش را مدیریت کند.
خامنهای روز هفتم شهریور امسال هم در حکمی اسکندر مومنی، وزیر کشور دولت پزشکیان را به سمت «جانشین فرماندهی کل نیروهای مسلح در نیروی انتظامی» منصوب کرد.
با توجه به این حکم، مجموعه فرماندهی انتظامی کل کشور از آن زمان زیر نظر وزیر کشور و با هدایت خامنهای فعالیت میکند.
علی خامنهای و احمدرضا رادان
افزایش سرکوب و تهدید شهروندان پس از سال ۱۴۰۱
فرماندهکل انتظامی جمهوری اسلامی در دو سال گذشته بارها با زبان تهدید با مردم سخن گفت.
رادان که در چهارمین ماه از خیزش سراسری ایرانیان علیه جمهوری اسلامی در واکنش به قتل مهسا ژینا امینی بر صندلی فرماندهی کل فراجا نشست، در اسفند ۱۴۰۱ با وجود گسترش مسمومسازی دانشآموزان دختر در چندین شهر ایران گفت: «هنوز فردی را در این پرونده دستگیر نکردیم و در حال شناسایی مظنونین احتمالی هستیم.»
با وجود وعده رادان مبنی بر به نتیجه رسیدن پیگیریهای نیروی انتظامی در این زمینه، جمهوری اسلامی کسی را بابت مسمومسازی دانشآموزان محاکمه نکرد اما برخی فعالان صنفی و مدنی از جمله محمد حبیبی، ضیاء نبوی و هستی امیری به دلیل اعتراض به این موضوع به حبس محکوم شدند.
این مقام انتظامی در فروردین ۱۴۰۲، از آغاز استفاده از «تجهیزات هوشمند» برای شناسایی زنانی خبر داد که تن به پوشیدن حجاب اجباری نمیدهند و گفت: «افرادی که کشف حجاب کنند بار اول تذکر میگیرند و در مرحله بعد به دادگاه معرفی میشوند.»
رادان ۲۹ تیر ۱۴۰۲ هم با تهدید تلویحی خطاب به زنان مخالف حجاب اجباری و معترضان گفت: «پلیس مقابل ناامنکنندگان جامعه و برهمزنندگان امنیت و آرامش مردم ایستاده است. روزگار مخلان امنیت جامعه را سخت، سخت، سخت خواهیم کرد.»
این چهره سرشناس ناقض حقوق بشر ۲۵ مرداد ۱۴۰۲ هم گفت هر کس بخواهد از امنیت مردم عبور کند، با حکم قانون از رویش عبور خواهد کرد.
آرمیتا گراوند، نوجوان ۱۶ ساله، نهم مهر ۱۴۰۲ به دلیل بر سر نداشتن مقنعه در ایستگاه متروی شهدای تهران با حمله ماموران حجاب مواجه شد و در نتیجه این حمله آسیب دید و به کما رفت.
او پس از ۲۸ روز بستری بودن در بیمارستان نظامی فجر، در ششم آبان جان باخت و نامش به عنوان یکی از قربانیان حجاب اجباری در دوران ریاست رادان بر فرماندهی انتظامی کشور ثبت شد.
رادان آبان ۱۴۰۲ با اشاره به قرار داشتن نامش در لیست تحریمهای آمریکا و اتحادیه اروپا، گفت: «تحریم شدن نه تنها برای من، بلکه برای تمام فرماندهان انتظامی کشور مایه افتخار است.»
رادان ۲۵ فروردین سال جاری هم در جایگاه فرماندهی انتظامی کل کشور «طرح نور» را برای برخورد با زنان دارای پوشش اختیاری اجرا کرد.
از زمان آغاز این طرح گزارشهای متعددی درباره برخورد خشونتآمیز و بازداشت همراه با ضرب و شتم شدید زنان به دلیل سرپیچی کردن از حجاب منتشر شده است.
افزایش پلمب اماکن تاریخی و تفریحی، کتابفروشیها، رستورانها، کافهها، باشگاههای ورزشی و توقیف هزاران دستگاه خودرو به دلیل رعایت نکردن حجاب اجباری از سوی مردم، از جمله اقدامات رادان در دو سال اخیر محسوب میشود.
رادان سوم مرداد با بیان اینکه «در مسیری که قرار گرفتهایم، عقبنشینی نداریم»، گفت: «کسی جرات کرد در هر نقطهای از کشور به ماموری تعرض کند، کمترین کار گذشتن از جنازهاش است.»
فرمانده کل انتظامی ایران، ۲۷ مرداد امسال هم درباره اجرای طرح اعمال حجاب اجباری موسوم به «طرح نور» در دولت مسعود پزشکیان گفت ریاست جمهوری به شدت به اجرای قانون علاقهمند است و هر چیزی که قانون باشد، پلیس مجری آن است و باید طبق قانون آن را انجام دهد.
در یکی از آخرین موارد برخورد خشونتآمیز ماموران با شهروندان، سایت «انصافنیوز» در مرداد ماه امسال ویدیویی را از بازداشت خشن و ضرب و شتم دو دختر نوجوان در تهران منتشر کرد و به نقل از مادر یکی از دختران که ۱۴ ساله است، نوشت: «در پلیس امنیت اخلاقی دخترم را با صورتی زخمی، لبهای ورمکرده، گردن کبود، لباس پاره پاره و صدایی که در نمیآمد، دیدم.»
رادان در واکنش به این ویدیو و برخورد خشونتآمیز گشت ارشاد با دختران نوجوان گفت: «آن دختران به همکاران من فحش دادند و در برابر بازداشت مقاومت کردند.»
او افزود: «رفتار آن دو دختر غیرقانونی بود و البته رفتار همکاران من هم کمی غیرحرفهای بود.»
بالا رفتن شمار قتلهای شهروندان به دست نیروهای نظامی
نگاهی به گزارشهای منتشر شده در سایتهای حکومتی و رسانههای حقوق بشری نشان میدهد که شمار گزارشهای ثبت شده درباره قتل شهروندان به دست نیروهای نظامی از جمله ماموران فراجا نسبت به سالهای گذشته افزایش زیادی داشته است.
در این میان نقش رادان به عنوان یکی از جدیترین چهرههای ناقض حقوق بشر در ایران به عنوان فرمانده کل انتظامی جمهوری اسلامی بیش از پیش برجسته است.
گزارشهای منتشر شده نشان میدهد که از زمان روی کار آمدن دوباره رادان، هر ماه شماری از شهروندان به دلیل شکنجه در بازداشتگاهها، شلیک بیدلیل و بیضابطه ماموران یا تعقیب و گریز خودروها و موتورسیکلتها از سوی نیروهای انتظامی جان خود را از دست دادهاند.
برخی از شهروندان نیز به واسطه همین عملکرد ماموران نظامی جمهوری اسلامی از جمله ماموران نیروی انتظامی دچار صدمات جدی در نقاط مختلف بدن خود شدهاند.
آرزو بدری، زن ۳۱ ساله شامگاه اول مرداد امسال به دلیل حجاب در خودروی شخصی هدف گلوله پلیس قرار گرفت و به شدت مجروح شد.
شلیک به آرزو بدری جدیدترین نمونه از خشونت شدید و مرگبار نیروهای نظامی جمهوری اسلامی در دوران فرماندهی رادان بر فراجا برای تحمیل حجاب اجباری بر زنان است.
پیگیریهای قضایی در بسیاری از این موارد نتیجه نداد و تحقیقات صورت گرفته منجر به شناسایی خاطیان یا برخورد با مقام مسوولی نشد. جمهوری اسلامی نیز هیچ مسوولیتی در قبال مرگ این افراد نپذیرفت.
در این شرایط و با وجود ادامه حاکمیت جمهوری اسلامی بر ایران و ادامه حضور افرادی همچون رادان در راس فرماندهی انتظامی ایران، میتوان گفت که محمد میرموسوی آخرین قربانی در ایران نخواهد بود و مردم همچنان در خطر قربانی شدن قرار دارند.
شکنجه شهروندان در ایران درحالی ادامه دارد که طبق اصل ۳۸ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، هرگونه شکنجه برای گرفتن اقرار و یا کسب اطلاع ممنوع است.
جمهوری اسلامی با استناد به وجود این اصل در قانون اساسی ایران، همواره از پیوستن به «کنوانسیون سازمان ملل متحد علیه شکنجه» سر باز زده است.
بر اساس آماربرداری سالانه وبسایت هرانا، در سال ۲۰۲۳ مجموعا ۴۰۲ شهروند هدف شلیک نیروهای نظامی قرار گرفتند که از میان آنها ۱۲۰ شهروند جان خود را از دست دادند.
بنا بر گزارش سالانه مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، در سال ۲۰۲۲ نیز مجموعا ۸۴۵ شهروند هدف شلیک نیروهای نظامی قرار گرفتند که از میان آنان ۵۷۱ شهروند جان خود را از دست دادند.
هر چند جمهوری اسلامی بر اساس قوانین شرعی، محدودیتهای فراوانی بر رفتار جنسی خارج از چارچوب ازدواج رسمی در ایران اعمال میکند اما به نظر میرسد رشد صنعت خدمات ماساژ به صورت زیرزمینی در شهرهای مختلف، به پوششی برای تنفروشی بدل شده است.
تنفروشی در قالب ارائه خدمات ماساژ که در شبکههای مجازی تبلیغ میشود و پربازدید شده است، از تناقضهای اخلاقی و اجتماعی-اقتصادی عمیق در جمهوری اسلامی حکایت دارد.
در کشوری که اخلاق عمومی بر پایه اصول اسلامی تعریف میشود، محبوبیت خدمات ماساژ در شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام، پارادوکس قابل توجهی را به نمایش میگذارد.
به نظر میرسد بسیاری از این صفحهها در فضای مجازی در حال تبلیغ خدمات درمانی هستند اما بررسیهای دقیقتر ایراناینترنشنال واقعیت دیگری را آشکار میکند: شبکهای مخفی از تنفروشی، تحت پوشش خدمات درمانی فعالیت میکنند.
یکی از این صفحات به دست زنی اداره میشود که خود را دارنده مدرک فیزیولوژی از دانشگاه تهران و مدرک بینالمللی ماساژدرمانی از مالزی معرفی میکند و در پروفایل آن نوشته شده است: «من یک ماساژور هستم و در تهران برای زنان و مردان خدمات ماساژ ارائه میدهم.»
ایراناینترنشنال نمیتواند بهطور مستقل اصالت این صفحات یا محتوای آنها را تایید کند، علاوه بر این به نظر میرسد برخی از این صفحات، از ویدیوهایی از خدمات ماساژ در سایر کشورها را برای تبلیغ کار خود استفاده کردهاند.
این خدمات شامل ماساژ در منزل، ماساژ پا، ماساژ با سنگ داغ و ماساژ تایلندی است و در شماری از این صفحات هم عکسهایی از یک سالن ماساژ که ظاهرا در شمال تهران قرار دارد، به چشم میخورد.
وجود تعدادی ویدیو از زنان جوانی که در حال ماساژ مردان هستند، ظاهرا به مشتریان این امکان را میدهد که ماساژور مورد علاقه خود را انتخاب کنند.
با این حال، یکی از لینکهای موجود در یکی از این صفحهها، ما را به یک کانال تلگرام راهنمایی میکند و این کانال بُعد دیگری از خدمات ارائه شده در این مراکز را به تصویر میکشد.
محتویات این کانال تگرام نشان میدهد این مراکز چیزی فراتر از ماساژدرمانی سنتی در اختیار مشتریان میگذارند و خدمات آنها همچنین شامل سکس سهنفره یا گروهی و رابطه با لزبینها و افراد تراجنسیتی میشود.
قیمت این خدمات دو میلیون و ۱۰۰ هزار تومان برای یک ماساژ ۹۰ دقیقهای، چهار میلیون و ۷۰۰ هزار تومان برای ماساژ و رابطه جنسی، شش میلیون و ۲۰۰ هزار تومان برای یک شب خدمات، و ۱۳ میلیون تومان برای خدمات در طول ۲۴ ساعت تعیین شده است.
تنفروشی در ایران غیرقانونی است و برای افرادی که در آن مشارکت میکنند یا در تسهیل آن نقش دارند، مجازاتهای سنگینی در نظر گرفته میشود.
بر اساس قوانین جمهوری اسلامی، «زنا»، یعنی رابطه جنسی بین دو فرد که رابطه زناشویی رسمی با همدیگر ندارند و همجنسگرایی میتواند به حبس، شلاق یا در مواردی به اعدام منجر شود.
ناظران میگویند علیرغم قوانین تنبیهی بیرحمانه جمهوری اسلامی، تجارت زیرزمینی روابط جنسی در ایران همچنان ادامه دارد و عواملی از جمله فقر، بیکاری، اعتیاد به مواد مخدر و کمبود تحصیلات به آن دامن میزند.
مشکلات شدید اقتصادی یکی از مهمترین دلایلی است که زنان در ایران را در معرض استثمار قرار میدهد و میتواند شماری از آنان را وادار به تنفروشی کند.
وقتی ایراناینترنشنال برای کسب اطلاعات بیشتر با مدیر کانال تلگرامی تماس گرفت، فردی با فهرستی از پیش آماده شده که جزییات قوانین و روشهای پرداخت را توضیح میداد، به این تماس پاسخ داد.
به گفته او، مشتریان باید نیمی از هزینهها را پیش از دریافت خدمات و نیمی دیگر را پس از آن پرداخت کنند، البته پیشپرداخت باید به حساب فرد دیگری صورت میگرفت و این موضوع میتواند به این معنی باشد که این صفحات و کانال در کار کلاهبرداری باشند.
وجود این صفحات در فضای مجازی، چه جعلی و چه واقعی، تصویری نگرانکننده از زندگی در حکومت جمهوری اسلامی به تصویر میکشد: یا افرادی در حال سواستفاده از تجارت غیرقانونی تنفروشی برای گول زدن جوانان و کلاهبرداری از آنان هستند و یا زنان جوانی از سنین ۲۰ تا ۴۰ ساله حاضر هستند برای سه میلیون تومان تنفروشی کنند.
ادامه بررسی های ایراناینترنشنال، نشان داد صفحات مشابه متعددی در فضای مجازی وجود دارند که به دست ادمینهای ایرانی اداره میشوند.
برخی از این صفحات به صورت تلویحی و مبهم به تبلیغ ارائه خدمات جنسی میپردازند و برخی دیگر آشکارا از آن سخن میگویند. قیمت این خدمات با توجه به عوامل مختلفی از دو میلیون تومان تا ۱۵ میلیون تومان متغیر است.
به دلیل ماهیت حساس این مطلب و حفظ امنیت افرادی که عکس آنها در این صفحات قرار داده شده است، ایراناینترنشنال از ذکر اسامی درج شده در این صفحات خودداری میکند.
«آ» که میگوید زنی ۲۴ ساله است که تصویرش در یکی از آگهیهای تبلیغ ارائه خدمات جنسی در فضای مجازی دیده میشود.
آنچنان که در تبلیغ ادعا شده او با ارائه گواهی سلامت و همچنین گواهی واکسیناسیون کرونا به مشتریان اطمینان خاطر میدهد که خطر ابتلا به بیماریهای مراقبتی از طریق رابطه جنسی وجود ندارد.
عکسهایی با لباسهای مختلف از این زن در این صفحه موجود است و نوشته شده او برای هر روز همراهی یک مشتری خدمات جنسی، ۱۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان مطالبه میکند و با آنان به سفر نیز میرود.
زن دیگری با نام «میم»، ویدیوهایی شطرنجیشده از رابطه دهانی به اشتراک گذاشته است. او همچنین عکسهایی در سواحل، باشگاههای ورزشی و سایر مکانها در اختیار مشتریان بالقوه خود میگذارد و به نظر میرسد با به نمایش گذاشتن بدن خود سعی در جذب آنان دارد.
«ر» زنی دیگر است که میگوید ۲۷ ساله است و آمادگی خود را برای سفرهای بینالمللی با مشتریان اعلام کرده است.
زن دیگری با نام «گاف» در یک ویدیوی تبلیغاتی دیده میشود و از یک استخر، بوسه و چشمک را روانه مشتریان خود میکند.
مقامهای جمهوری اسلامی در مواجهه با تنفروشی به صورت گزینشی عمل میکنند. آنها در بسیاری موارد چشم خود را به روی واقعیتهای موجود میبندند و در تعدادی از موارد نیز به شکلی بیرحمانه افراد دخیل در تنفروشی را سرکوب میکنند.
به همین دلیل، این باور وجود دارد که تصمیمات و شیوه برخورد مسئولان حکومت در حوزه برخورد با مساله تجارت جنسی، تحت تاثیر فساد و رشوهگیری اتخاذ میشود.
هرچند نگاه عامه مردم در ایران به تنفروشی، تحت تاثیر ارزشهای محافظهکارانه مذهبی، تا حد زیادی منفی است، اما اکنون بسیاری اذعان دارند که عوامل اجتماعی-اقتصادی در دامن زدن به این پدیده نقشی کلیدی ایفا میکنند.
همزمان، تلاشها برای مبارزه با تنفروشی در ایران به دلیل محدودیتهای قانونی و فرهنگی با موانع زیادی روبهرو شده است.
اگرچه برخی ابتکارات با هدف حمایت و بازپروری کارگران جنسی در ایران وجود دارد، اما سازمانهای غیردولتی فعال در این زمینه با مشکلات زیادی از جمله فشارهای حکومت و نگاه منفی جامعه دست به گریبان هستند.
به گفته کارشناسان و متخصصان این حوزه، مواجهه موثر با پدیده تنفروشی تنها با شناسایی و تلاش برای رفع عوامل ریشهای آن، مانند فقر و نگاه غیرامنیتی و آسیبشناسانه به این معضل امکانپذیر است.
بهعلاوه، آگاهیبخشی، خدمات آموزشی، آموزش حرفهای و مراقبتهای پزشکی از دیگر شاخصههای مهمی هستند که باید در مسیر حل معضل تنفروشی در نظر گرفته شوند.
حکومت به دنبال اجرای سختگیرانه قوانین خود در حوزه «اخلاق»، از جمله حجاب اجباری است. در سوی دیگر، تنفروشی بیداد میکند و زنان آسیبپذیر را درست زیر چشم حکومت مورد استثمار قرار میدهد.