جنگ سرد بازگشته است، اما این بار رقیب آمریکا چین است، نه شوروی و میدان رقابت فقط موشک و بمب نیست، تراشه، مراکز داده، انرژی و هوش مصنوعی هم اضافه شدهاند. در پس این مسابقه، پرسشی نگرانکننده هم شکل گرفته است: اگر فناوری مورد رقابت از کنترل سازندگانش خارج شود، چه خواهد شد؟
داستان از یک آزمایشگاه شروع میشود. قرار بود فقط یک تمرین امنیتی باشد. از یک سامانه هوش مصنوعی خواسته بودند به شبکهای آزمایشی نفوذ کند و به آن گفته بودند در محیطی بسته و بدون اینترنت کار میکند. اما به دلیل یک خطای تنظیمات، محیط آزمایش به اینترنت واقعی وصل مانده بود. سامانه به دنبال هدفش رفت و سیستمهای واقعی سازمانهایی را که هیچ ربطی به تمرین نداشتند، بخشی از این بازی فرض کرد.
تابستان ۲۰۲۶، شرکت آمریکایی آنتروپیک، سازنده مدل کلود (Claude)، اعلام کرد چنین اتفاقی چند بار برای مدلهایش رخ داده است. ابتدا از سه مورد خبر داد و در سپتامبر مورد چهارمی را هم اعلام کرد. در جدیترین مورد، مدل یک بسته نرمافزاری مخرب را در یک مخزن عمومی کدهای کامپیوتری منتشر کرد و از این راه به اطلاعات یک شرکت امنیتی دست یافت. چند روز پیش از آن، رقیبش OpenAI هم از حادثهای مشابه خبر داده بود.
آنتروپیک میگوید شواهدی ندیده که مدلها قصد فرار داشته یا هدفی فراتر از ماموریتشان دنبال کرده باشند، اما پذیرفته که برخی از آنها نشانههای هشدار را جدی نگرفتند و با وجود احتمال آسیب، کار را ادامه دادند. پس شورش آگاهانه ماشین در کار نبود.
اما این اتفاق در حالی رخ داد که هر دو شرکت در خط مقدم مسابقهای هستند که روزبهروز بیشتر به آن «جنگ سرد جدید» میگویند.
چین، شوروی نیست
در دوران جنگ سرد قرن بیستم، قدرت با شمار کلاهکهای اتمی و موشکها سنجیده میشد و رقیب آمریکا در آن دوران فاقد اقتصادی برنامهریزیشده و توانایی رقابت تجاری بود.
چین امروز چنین رقیبی نیست. این کشور یکی از بزرگترین قدرتهای تولید و تجارت جهان است و اقتصادش چنان با اقتصاد آمریکا گره خورده که فشار بر یکی به دیگری هم آسیب میزند.
همین تفاوت، دو کشور را به دو راه متفاوت برای پیروزی در مسابقه هوش مصنوعی برده است.
هوش قدرتمندتر یا اقتصاد هوشمندتر
شرکتهای آمریکایی مانند OpenAI، گوگل و آنتروپیک سرمایه عظیمی صرف ساخت مدلهای هرچه قدرتمندتر میکنند و بسیاری از آنها به «هوش عمومی مصنوعی» یا AGI چشم دوختهاند. سامانهای با تواناییهایی در سطح انسان یا فراتر، هرچند تعریف مورد توافقی برای آن وجود ندارد. در نگاه آمریکا، هوش برتر، خودش راه کاربرد اقتصادی را باز میکند.
چین اما در کنار ساخت مدلهای پیشرفته، روی کاربرد آنها در همان اقتصاد صنعتی عظیمی که در اختیار دارد شرط بسته است. طرح «هوش مصنوعی پلاس» یا AI+که پکن در ۲۰۲۵ پیش برد، این فناوری را به کارخانهها، کشاورزی و حملونقل میبرد.
در این میان پرسش این است: شرکتی که مسئلهای علمی را حل میکند موفقتر است، یا شرکتی که با ابزارهای ارزانتر هزاران کارخانه را بهینه میکند؟
ظهور دیپسیک (DeepSeek) در ۲۰۲۵ نشان داد پول همهچیز نیست. این شرکت چینی با روشهای کارآمدتر به سطح مدلهای آمریکایی نزدیک شد و کارایی محدودیتهای آمریکا بر صادرات تراشه به چین را زیر سوال برد. به گزارش ۲۰۲۶ دانشگاه استنفورد، آمریکا هنوز در سرمایهگذاری خصوصی با فاصله زیاد پیشتاز است، اما فاصله عملکرد بهترین مدلهای دو کشور بهشدت کم شده است.
در این شرایط پرسش اصلی فقط این نیست که چه کسی باهوشترین ماشین را میسازد، بلکه این است که چه کسی زودتر آن را به قدرت تبدیل میکند. و در مسابقهای که دو بازیگر اصلی دارد، بقیه جهان، بهویژه اروپا، با پرسشی دیگر روبهرو هستند: اگر سازنده نباشی، به کدام سازنده وابسته خواهی بود؟
اروپا، تماشاگر یا وابسته آینده؟
اروپا در جنگ سرد گذشته برای امنیت خود به آمریکا تکیه داشت و حالا ممکن است برای فناوری هم به آن وابسته شود. یووال نوح هراری، مورخ و نویسنده، در گفتوگو با روری استوارت این وضعیت را «امپریالیسم هوش مصنوعی» مینامد. اگر بانکها، بیمارستانها و ارتش یک کشور روی زیرساخت هوش مصنوعی قدرتی دیگر کار کنند، استقلال آن کشور تا چه اندازه واقعی است؟
این نگرانی خیالی نیست. به گزارش پارلمان اروپا، آمازون، مایکروسافت و گوگل نزدیک به ۷۰ درصد بازار خدمات ابری اروپا را در دست دارند. ماریو دراگی، رئیس پیشین بانک مرکزی اروپا، هم هشدار داده که این قاره در تبدیل علم به شرکتهای بزرگ عقب مانده است. منتقدان مقررات سنگین اتحادیه را مقصر میدانند ،اما ریشه مشکل عمیقتر است: بازار سرمایه پراکنده و انرژی گران.
اما با این حال اروپا خیلی هم در این زمینه دست بسته نیست. شرکت هلندی ASML تجهیزاتی میسازد که بدون آنها تراشه پیشرفتهای تولید نمیشود، و هراری همکاری عمیقتر کشورهای اروپایی را راه حفظ استقلال میداند. اما نکتهای که دراگی به آن اشاره کرد، یعنی هزینه انرژی، ما را به لایهای از این رقابت میرساند که کمتر دیده میشود.
انرژی، جبهه پنهان یک جنگ دیجیتال
هوش مصنوعی ظاهری دیجیتال دارد، اما بدون برق کار نمیکند. به گزارش آژانس بینالمللی انرژی، مراکز داده در ۲۰۲۴ حدود ۱٫۵ درصد برق جهان را مصرف کردند و انتظار میرود مصرفشان تا پایان دهه بیش از دو برابر شود. در این رقابت، کشوری که انرژی ارزان و مطمئن دارد، دست بالاتر را دارد.
این موضوع شاید شاید پاشنه آشیل چین باشد. این کشور بزرگترین واردکننده نفت خام جهان است. وقتی در ۲۰۲۶ درگیری با ایران جریان نفت از تنگه هرمز را مختل کرد، واردات نفت چین در سهماهه دوم حدود یکسوم کاهش یافت و پکن ناچار شد از ذخایرش برداشت کند. آمریکا، به عنوان تولیدکننده بزرگ نفت و گاز، در برابر چنین شوکی آسیبپذیری کمتری دارد.
رقابت بر سر نفت به ونزوئلا هم رسیده است. کشوری که سالها نفتش به چین میرفت، پس از کنار رفتن نیکلاس مادورو نفتش به دست آمریکاییها افتاده. این تحول جای پای پکن را تضعیف میکند، هرچند شاهدی نیست که هدف آمریکا بالا بردن قیمت جهانی نفت برای فشار بر چین باشد.
تراشه، سرمایه و انرژی، سرعت این مسابقه را تعیین میکنند. و هرچه این سرعت بیشتر شود، پرسشی که از آن آزمایشگاه آغاز شد جدیتر میشود: آیا کسی فرصت دارد ترمز این تحولات را بکشد؟
مسابقهای که کسی نمیخواهد در آن عقب بماند
دولت دونالد ترامپ در ژوئیه ۲۰۲۵ برنامهای منتشر کرد که نوآوری سریع، گسترش زیرساخت و حفظ برتری جهانی آمریکا را در اولویت میگذارد و میکوشد موانع مقرراتی را کم کند، با این استدلال که مقررات سنگین فرصت را به چین میدهد. اما منتقدان نگراناند ایمنی به اولویت دوم تبدیل شود.
منطق مسابقه ساده است: هر کس کند شود، رقیبش جلو میزند. پس همه انگیزه دارند سریعتر بروند. این همان خطر آشنای جنگ سرد هستهای است، با یک تفاوت مهم. آن زمان دولتها میتوانستند بر سر شمار موشکها مذاکره کنند. امروز هوش مصنوعی در شرکتهای خصوصی ساخته میشود، پیش از ارزیابی کامل دولتها به دست میلیونها نفر میرسد و کاربردهای غیرنظامی گستردهای دارد. توافق بر سر قواعد مشترک، دشوارتر از هر زمان است.
و این ما را به همان آزمایشگاهی برمیگرداند که داستان از آن شروع شد.
لوری تنبل بانگکا، نخستیسانی زهرآگین که از دهه ۱۹۳۰ تاکنون شواهد علمی معتبری از حضورش به ثبت نرسیده بود و احتمال میرفت منقرض شده باشد، پس از نزدیک به یک قرن مجددا در اندونزی شناسایی شد. پژوهشگران میگویند بیش از ۹۰ نمونه از این جانور طی سالهای اخیر پیدا شده است.
پژوهشی که در نشریه علمی «اشپیکسیانا» منتشر شده، اطلاعات مربوط به سالهای ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۵ را مورد بررسی قرار داده است.
به گزارش خبرگزاری رویترز، مرکز نجات حیات وحش آلوبی اندونزی لوریهای تنبل بانگکا را در مناطق مختلف جزیره در نزدیکی سواحل جنوب شرقی سوماترا شناسایی کرد و شماری را از خطر نجات داد.
تیمون گلاو، پژوهشگر رشته حفاظت از طبیعت و مدیریت تنوع زیستی در باغوحش «هاوس دس میرس» در وین و از نویسندگان این مقاله، گفت: «لوری تنبل بانگکا هنوز زنده است.»
به گفته او، پراکندگی جانوران نجاتیافته نشان میدهد این گونه با وجود تخریب گسترده زیستگاهش، در چندین نقطه از جزیره دوام آورده است.
نمایی از سواحل جزیره بانگکا در اندونزی
بازگشت پس از نزدیک به یک قرن
رویترز نوشت آخرین شواهد علمی ثبتشده از حضور این گونه در بانگکا به سالهای ۱۹۳۰ تا ۱۹۳۲ بازمیگردد. پس از آن، برای دههها اطلاعات معتبری درباره ادامه حیاتش در دست نبود.
اتحادیه بینالمللی حفاظت از طبیعت در سال ۲۰۲۰ آن را در رده گونههای «بهشدت در معرض خطر انقراض» قرار داد و احتمال نابودی کاملش را مطرح کرد.
سازمان حفاظت از طبیعت «ریوایلد» نیز نام آن را در فهرست «نخستیسانان گمشده» گنجاند.
گلاو بیتوجهی علمی به چنین جانور متمایزی را شگفتآور دانست و گفت کشف دوباره آن، امید به زنده بودن گونههای دیگری را که تصور میشود منقرض شدهاند، افزایش میدهد.
به گفته او، ممکن است این جانوران در مناطقی زندگی کنند که پژوهشگران دههها به آنها سر نزدهاند.
لوری تنبل بانگکا با نام علمی Nycticebus bancanus، پستانداری کوچک و شبزی با خز قهوهای مایل به قرمز، چشمان درشت و نقشهای مشخص روی صورت است.
این جانور برخلاف بسیاری از نخستیسانان درختزی، بهآرامی و با حرکاتی سنجیده میان شاخهها جابهجا میشود.
از نظر خویشاوندی تکاملی هم به لمورهای ماداگاسکار و گالاگوهای آفریقا نزدیکتر است تا میمونها و انسانها.
یکی از ویژگیهای کمنظیر لوریهای تنبل، زهرآگین بودن آنهاست؛ خصوصیتی نادر در میان پستانداران.
این جانوران از غددی نزدیک آرنج خود مادهای ترشح میکنند. هنگام احساس خطر، دستها را بالا میآورند و با لیسیدن غدد، ترشحات را با بزاق دهان میآمیزند. سپس میتوانند زهر را از راه گاز گرفتن منتقل کنند.
گلاو هشدار داد زهر لوری تنبل ممکن است در انسان واکنش آلرژیک شدید و حتی مرگبار ایجاد کند.
با این حال، پژوهشها درباره گونههای دیگر نشان میدهد این سلاح بیشتر در درگیری میان خود لوریها کاربرد دارد، هرچند احتمالا برای مقابله با شکارچیان و انگلها نیز به کار میرود.
این جانور در فک پایین خود دندانهایی رو به جلو دارد که کنار هم ساختاری شانهمانند تشکیل میدهند. لوری تنبل از آنها برای نظافت بدن، خراشیدن پوست درختان و بیرون آوردن صمغ و همچنین انتقال زهر استفاده میکند.
زبان دومی زیر زبان اصلیاش قرار دارد که این دندانها را تمیز میکند. درباره غذای لوری بانگکا اطلاعات اندکی وجود دارد، اما احتمالا حشرات، صمغ، شهد گل و بخشهایی از گیاهان را میخورد.
رویترز نوشت بسیاری از لوریهای شناساییشده از خانهها، باغها، مزارع و جادهها نجات یافتند. تعدادی نیز بهویژه بر اثر تماس با سیمهای برق بهشدت آسیب دیده بودند و چند نمونه با وجود درمان جان باختند.
به گفته گلاو، در نهایت ۸۶ جانور پس از بهبودی در زیستگاههای طبیعی مناسب رها شدند.
استخراج قلع و پاکسازی جنگلها برای گسترش کشت نخل روغنی از مهمترین عوامل کاهش زیستگاه این گونه به شمار میروند.
گلاو حفاظت از جنگلهای باقیمانده را اولویت اصلی دانست و خواستار بررسیهای میدانی منظم برای تعیین پراکندگی و شمار لوریهای بانگکا شد.
او تاکید کرد هر گونه حاصل میلیونها سال تکامل و بخشی از شبکه پیچیده حیات است و انقراض لوری تنبل بانگکا به معنای از دست رفتن بخشی جایگزینناپذیر از طبیعت خواهد بود.
دستگاه رمزنگاری انیگما، مورد استفاده ارتش آلمان در جنگ جهانی دوم
افراد غیرمتخصص اکنون با کمک هوش مصنوعی پیامهایی را رمزگشایی میکنند که دههها یا حتی قرنها ناشناخته ماندهاند.
به گزارش وبسایت نیچر، کارتر لفن، مربی توسعه محصول در بلومبرگ، با مدل GPT-6 Astra، ساخته شرکت اوپنایآی، به راهحلی برای رمزگشایی پیام محرمانه ارتش آلمان رسید که ۸۵ سال پیش رمزگذاری شده بود.
او تجربهای در رمزنگاری نداشت؛ تنها از مدل خواست مساله را حل کند، چند بار به ادامه کار تشویقش کرد و به خواب رفت. صبح که بیدار شد، راهحلی پیش رویش بود.
این نمونه نشاندهنده موج تازهای از تلاش افراد غیرمتخصص برای شکستن رمزهای تاریخی با کمک هوش مصنوعی است.
این فناوری میتواند الگوریتمهای رمزگشایی را بهسرعت اجرا کند و برای یافتن سرنخها به جستوجوی اسناد تاریخی بپردازد.
لفن ماه سپتامبر از هوش مصنوعی خواست در وبسایت «کریپتو سلار ریسرچ»، که فروده وایرود، متخصص مستقل رمزنگاری ساکن اسلو، اداره آن را بر عهده دارد، پیامی را برای رمزگشایی انتخاب کند.
مدل «آسترا» سراغ متنی ۸۲ نویسهای رفت که ۱۰ ژوئیه ۱۹۴۱ با «انیگما» رمزگذاری شده بود؛ دستگاهی که ارتش آلمان در جنگ جهانی دوم برای محرمانه نگه داشتن مکاتبات نظامی به کار میبرد.
در همان روز پیام دیگری نیز ارسال شده بود که رمز آن در سال ۲۰۱۷ شکسته شد. احتمال وجود واژههای مشترک میان دو پیام میتوانست به شکستن رمز کمک کند. متخصصان رمزنگاری چنین سرنخهایی را «کریب» مینامند.
مدل آسترا برنامهای برای شبیهسازی انیگما نوشت و تنظیمات گوناگون دستگاه را آزمایش کرد تا هم سرنخ احتمالی را بازسازی کند و هم متنی معنادار به دست آورد.
هوش مصنوعی پس از آزمایش بیش از چهار میلیارد ترکیب در ۱۰ ساعت، لفن را با پاسخش شگفتزده کرد. او نتیجه را برای بررسی به وایرود فرستاد.
بررسیها نشان داد دو پیام، با وجود ارسال در یک روز، با تنظیماتی متفاوت رمزگذاری شده بودند؛ نکتهای غیرمعمول که شاید توضیح دهد چرا یکی از آنها برای دههها ناشناخته ماند.
چند روز بعد، کارتر چرچ، مهندس شرکت امنیت سایبری سنتینلوان، به سراغ پیامی رفت که یک مقام ایتالیایی در سال ۱۸۰۹ برای یکی از ژنرالهای ناپلئون فرستاده بود.
تصویر این پیام در وبسایت «کریپتیانا» منتشر شده بود که ساتوشی توموکیو، مهندس ثبت اختراع ژاپنی و علاقهمند به رمزنگاری، آن را راهاندازی کرده است.
مدل با شناسایی نشانههای موجود در تصویر و جستوجوی اسناد یک وبسایت فرانسوی، بخشی از کلید رمزگشایی را پیدا کرد.
سپس با روشی مبتنی بر آزمون و خطا، کلید را بارها تغییر داد و در هر مرحله بررسی کرد که آیا متن جدید از مرحله پیشین قابلفهمتر شده است یا نه.
حدود شش ساعت بعد، کلیدی به دست آمد که پیام را خوانا میکرد. متن درباره محل استقرار نیروهای نظامی بود و چرچ آن را برای تایید نزد توموکیو فرستاد.
به گفته چرچ، شکستن این رمز بدون هوش مصنوعی نیز امکانپذیر بود، اما استفاده از این فناوری زمان و تلاش مورد نیاز را به میزان چشمگیری کاهش داد.
با افزایش شمار این رویدادها، صندوق ایمیل رمزنگاران از پیامهای علاقهمندانی پر شده که مدعی کشف رمزهای تاریخی هستند.
توموکیو در شش هفته گذشته دو بار از مراجعهکنندگان وبسایتش خواسته است برای بررسی انبوه یافتهها صبور باشند.
بئاتا مگیسی، زبانشناس رایانشی دانشگاه استکهلم، در همین رابطه هشدار داد پاسخ هوش مصنوعی باید به دست مورخ یا متخصص بررسی شود.
به گفته او، مدلهای هوش مصنوعی در شکستن رمزهای انیگما موفقتر عمل میکنند، زیرا سازوکار این دستگاه و روشهای رمزگشایی آن بهخوبی شناخته شده است.
در مقابل، این مدلها در شکستن رمزهای نادر یا کمتر شناختهشده با دشواری بیشتری روبهرو هستند، زیرا اطلاعات کافی درباره الگوهای زبانی تاریخی در اختیار ندارند.
الونکا دونین، نویسنده کتابهایی در زمینه رمزنگاری، نیز گفت هوش مصنوعی گاهی متنهایی ظاهرا باورپذیر میسازد که در بررسی دقیق، نادرست از آب درمیآیند.
کارشناسان توصیه میکنند علاقهمندان پیش از ارسال نتایج رمزگشایی برای تایید، بررسی کنند که آیا محتوای پیامها با واقعیتهای تاریخی سازگار است یا نه.
با این حال، متخصصان رمزنگاری گسترش استفاده از هوش مصنوعی و ورود افراد غیرمتخصص به این حوزه را تهدید نمیدانند و از اینکه پیامهای تاریخی بیشتری رمزگشایی شوند، استقبال میکنند.
مگیسی تاکید کرد استفاده از روشهای جدید برای رمزگشایی اسناد تاریخی که محتوای آنها تاکنون ناشناخته مانده است، میتواند دستاوردی هیجانانگیز باشد.
ستارهشناسان برای نخستین بار کوتوله سفیدی را شناسایی کردهاند که پس از جذب بقایای سنگی سیارههای پیشین خود، به رنگ سبز مایل به زرد درآمده است. این جرم ۲۸۰ سال نوری از زمین فاصله دارد.
خبرگزاری رویترز جمعه ۲۴ مهر گزارش داد رنگ بیشتر ستارهها به دمای آنها بستگی دارد؛ ستارههای سردتر به رنگ نارنجی، ستارههای مشابه خورشید سفید و داغترین آنها آبی کمرنگ دیده میشوند.
اما در کوتولههای سفید، ترکیب شیمیایی میتواند رنگ را تغییر دهد.
کوتوله سفید هسته باقیمانده از ستارهای کمجرم یا میانجرم است که سوخت هستهای خود را مصرف کرده و لایههای بیرونیاش را از دست داده است.
این جرم با وجود اندازهای مشابه زمین، معمولا نیمی از جرم خورشید را دارد.
بر اساس پژوهشی که نتایج آن در مجله «فنون و ابزارهای انجمن سلطنتی اخترشناسی» منتشر شده، کوتوله سفید تازهشناساییشده با نام «WD J1330+6435» در کهکشان راه شیری و صورت فلکی اژدها، در فاصله حدود ۲۸۰ سال نوری از زمین قرار دارد.
مارک هالندز، اخترفیزیکدان دانشگاه وارویک بریتانیا و نویسنده اصلی پژوهش، گفت بقایای سیارهای روی سطح این ستاره فروریخته و لایههای بیرونی آن را از عناصری مانند کلسیم، لیتیوم و بهویژه سدیم غنی کرده است.
سدیم در ستارههای معمولی، طول موج مشخصی از نور نارنجی را جذب میکند؛ همان نوری که چراغهای خیابانی سدیمی با آن میدرخشند.
اما چگالی بسیار بالای کوتوله سفید باعث میشود اتمهای سدیم پیوسته با اتمهای هلیوم برخورد کنند و سطح انرژی آنها دستخوش تغییر شود.
هالندز افزود در نتیجه این فعل و انفعالات، سدیم طول موجهای زرد و نارنجی و بخشی از نور قرمز را جذب میکند و آنچه باقی میماند، درخششی سبز مایل به زرد است؛ رنگی که در ستارههای مشابه خورشید پدید نمیآید.
بوریس گنزیکه، دیگر پژوهشگر دانشگاه وارویک، گفت کوتولههای سفید با وجود اندازهای مشابه زمین، حدود ۱۶۵ هزار برابر آن جرم دارند؛ بنابراین اندکی سدیم میتواند بخش بزرگی از نور نارنجی آنها را جذب کند.
او این پدیده را به ترکیب رنگها در نقاشی تشبیه کرد: با کم شدن یکی از رنگهای سازنده، رنگ نهایی هم تغییر میکند.
این کشف بخشی از پروژه بررسی رنگ کوتولههای سفید از دید انسان بود. پژوهشگران ۱۵۱ کوتوله سفید را در فاصله حدود ۶۵ سال نوری از زمین مورد بررسی قرار دادند و دریافتند میانگین رنگ آنها سفید است.
با این حال، یکی از آنها به رنگ صورتی سالمونی دیده شد؛ رنگی که شاید سرخترین نمونه شناختهشده در میان ستارهها باشد.
این کوتوله با نام «WD J1011+2845» در فاصله ۴۸ سال نوری از زمین، در صورت فلکی شیر کوچک قرار دارد.
به گفته گنزیکه، برخلاف ستاره سبزرنگ، رنگ این کوتوله سفید ناشی از وجود کربنی است که از اعماق ستاره به سطح آن راه مییابد، نه موادی که از بیرون جذب میشوند.
پژوهشگران با بررسی دادههای طیفی «پیمایش دیجیتال آسمان اسلون» و مدلهای طیفی که خود تهیه کرده بودند، دریافتند ترکیب جو کوتولههای سفید نقش تعیینکنندهای در رنگ آنها دارد.
کوتولههای سفید سرشار از کربن معمولا صورتی یا بنفش هستند. نمونههای غنی از بقایای منظومههای سیارهای بیشتر به رنگ زرد هستند و کوتولههای سردتر با جوی متشکل از هیدروژن و هلیوم، اغلب فیروزهای یا آبی کمرنگ دیده میشوند.
ستارههای سبزرنگ پیشتر در آثار علمیتخیلی، از جمله فیلم «سوپرگرل»، به تصویر کشیده شده بودند.
هالندز گفت این کشف نشان میدهد جهان گاهی به همان اندازه عجیب است که نویسندگان داستانهای علمی-تخیلی میتوانند تصور کنند.
به گفته دبیر کمیته ملی پیشگیری و کنترل سرطان، سالانه بیش از ۱۵۶ هزار مورد تازه سرطان در ایران ثبت میشود. نزدیک به ۴۶ درصد مبتلایان به سرطان پستان نیز پس از رسیدن بیماری به مراحل پیشرفته، تشخیص داده میشوند.
خبرگزاری ایرنا گزارش داد علی مطلق، دبیر کمیته ملی پیشگیری و کنترل سرطان، گفته است سالانه ۱۵۶ هزار و ۴۶۷ مورد تازه سرطان در میان زنان و مردان شناسایی میشود.
او افزود ۳۸۹ هزار و ۴۶۶ بیمار تا پنج سال پس از تشخیص زنده میمانند و از هر ۱۰ بیمار، بهطور میانگین یک نفر پیش از ۷۵ سالگی جان میبازد.
این رقم با برآورد سالانه ۲۰۰ هزار موردی که رییس انجمن رادیوانکولوژی در چهارم مهر اعلام کرد تفاوت دارد.
ایرنا روش محاسبه و دوره آماری را مشخص نکرده است اما این اختلاف به تنهایی نشانه کاهش ابتلا نیست.
مطلق دادههای دقیق و یکپارچه را پیششرط برنامهریزی برای پیشگیری، غربالگری و درمان دانست.
او گفت شبکه ملی مراقبت سرطان برای پیوند خدمات موجود طراحی شده و هدف آن ساخت مراکز تازه نیست.
از اردیبهشت ۱۴۰۳ تا خرداد ۱۴۰۵، بیش از ۲۸ میلیون و ۵۶۶ هزار سند هزینهای مرتبط با سرطان در سامانههای بیمهای و درمانی ثبت شده است که مجموع اسناد، ۱۹۳ هزار و ۷۰۰ میلیارد ریال بوده است.
هزینههای ثبتشده در سال ۱۴۰۴ نیز نسبت به سال پیش ۵۳ درصد افزایش یافته است. این رقم مجموع اسناد است، نه میانگین هزینه درمان برای هر بیمار.
ایراناینترنشنال پیش از این در گزارشی درباره فشار هزینه درمان، به دشواری پرداخت و مشکلات بیمهای بیماران پرداخت.
مطلق گفت شبکه ملی مراقبت سرطان ۱۸ مداخله در سه محور کیفیت خدمات، دسترسی و حمایت مالی تعریف کرده است.
مسیر مراقبت از پیشگیری و تشخیص زودهنگام تا درمان تخصصی، مراقبت تسکینی و پایش، ادامه مییابد.
او افزود پوشش بیمه پایه و حمایتی، مشروط به ورود بیمار به شبکه و ثبت اطلاعات در پرونده الکترونیک سرطان است.
شهپر حقیقت، استاد اپیدمیولوژی مرکز تحقیقات سرطان پستان، گفت که مراقبت نباید با پایان درمان متوقف شود.
او کنترل درد، خستگی، عوارض دارویی و مشکلات شناختی، ورزش و تغذیه علمی، حمایت روانی از خانواده و حفظ باروری پیش از درمانهای تهاجمی را از نیازهای بیماران دانست.
پژوهشی روی بیش از ۱۰۰ هزار نفر نشان میدهد دیابت نوع دو، فشار خون بالا، افسردگی و اضطراب در افرادی که چربی قهوهای فعال دارند، کمتر دیده میشود. با این حال، هنوز ثابت نشده است که این چربی «خوب» بهخودیخود عامل کاهش این مشکلات باشد.
وبسایت نیچر چهارشنبه ۲۲ مهر گزارش داد نتایج این مطالعه که بزرگترین پژوهش در نوع خود است، از ارتباط این چربی با سلامت روان نیز حکایت دارد.
با شنیدن نام چربی، معمولا بافتی را به یاد میآوریم که زیر پوست، بهویژه دور شکم، جمع میشود و انرژی اضافی را ذخیره میکند. دانشمندان به این نوع، «چربی سفید» میگویند.
اما بدن نوع دیگری از چربی هم دارد که بهجای ذخیره انرژی، آن را میسوزاند تا گرما تولید کند. این «چربی قهوهای» بیشتر در اطراف گردن، زیر بغل و قفسه سینه یافت میشود.
این بافت به گرم ماندن نوزادان کمک میکند و دانشمندان سالها تصور میکردند پس از آنکه نوزادان بتوانند با لرزیدن خود را گرم کنند، از بین میرود.
اما در سال ۲۰۰۹، پژوهشگران برای نخستین بار وجود چربی قهوهای را در بدن بزرگسالان گزارش کردند.
شینگو کاجیمورا، زیستشناس مولکولی دانشکده پزشکی هاروارد، این تحقیق را از جامعترین و مهمترین پژوهشهای این حوزه دانست.
برای شناسایی چربی قهوهای فعال، به افراد نوعی گلوکز رادیواکتیو تزریق میشود. سپس با دو روش تصویربرداری «توموگرافی گسیل پوزیترون» و «توموگرافی کامپیوتری» مشخص میکنند کدام بافتها گلوکز را جذب کردهاند.
به این ترتیب، محل فعالیت چربی قهوهای مشخص میشود. منظور از چربی قهوهای فعال، بافتی است که هنگام تصویربرداری در حال مصرف انرژی و تولید گرماست.
این روشها برای تشخیص و پیگیری سرطان نیز کاربرد دارند. به همین دلیل، گروهی به سرپرستی پل کوهن، پزشک و پژوهشگر دانشگاه راکفلر در نیویورک، با مرکز سرطان مموریال اسلون کترینگ همکاری کرد.
آنها تصاویر پزشکی بیش از ۱۰۰ هزار نفر از مراجعان این مرکز را بررسی کردند و با کمک هوش مصنوعی، میزان چربی قهوهای فعال را در این تصاویر اندازه گرفتند.
پژوهشگران افراد را به دو گروه تقسیم کردند: کسانی که هنگام تصویربرداری چربی قهوهای فعال داشتند و کسانی که نشانهای از فعالیت این نوع چربی در تصاویرشان دیده نمیشد. سپس پروندههای پزشکی آنها را مورد بررسی قرار دادند.
نتایج حاکی از آن بود که دیابت نوع دو، فشار خون بالا و چند بیماری قلبیعروقی در گروه نخست کمتر دیده میشد.
این یافته با نتیجه پژوهش کوچکتری که کوهن و همکارانش در سال ۲۰۲۱ انجام داده بودند، همخوانی داشت.
اما یافته غیرمنتظره به سلامت روان مربوط میشد: افسردگی و اضطراب نیز در افرادی که چربی قهوهای فعال داشتند، کمتر بود؛ نتیجهای که خود پژوهشگران را هم شگفتزده کرد.
هنوز معلوم نیست چربی قهوهای چگونه ممکن است بر سلامت روان اثر بگذارد. نیکولاس گومز بانوی، از نویسندگان پژوهش، گفت چون افراد مبتلا به بیماریهای قلبی و اختلالات سوختوساز بیشتر در معرض افسردگی و اضطراب هستند، شاید وضعیت بهتر سوختوساز بدن توضیحی برای این ارتباط باشد.
راههای افزایش فعالیت این چربی هم چندان شناختهشده نیست. سرما میتواند آن را فعال کند، اما به گفته کوهن، تحمل سرما برای بیشتر مردم خوشایند نیست و راهکاری عملی به شمار نمیرود.
دارویی به نام «میرابگرون» که برای درمان بیاختیاری ادرار به کار میرود، چربی قهوهای را فعال میکند، اما عوارض قلبیعروقی دارد.
بررسی داروهای تجویزشده برای شرکتکنندگان نشان داد گروهی از داروهای فشار خون به نام «مسدودکنندههای گیرنده آنژیوتانسین» با فعالیت بیشتر چربی قهوهای ارتباط دارند.
پژوهشگران یکی از این داروها، «لوزارتان»، را روی سلولها و موشها آزمایش کردند و دریافتند فعالیت این چربی افزایش مییابد.
کوهن امیدوار است بتوان روزی با یافتن کاربردهای تازه برای داروهای تاییدشده، چربی قهوهای را در انسان فعال کرد و از فواید آن بهره برد.
با این همه، عرفان لودهی، پژوهشگر دانشگاه واشینگتن، یادآور میشود که این مطالعه گذشتهنگر است؛ بنابراین هنوز نمیتوان گفت چربی قهوهای علت مستقیم این فواید است.
در پژوهشهای گذشتهنگر، دانشمندان اطلاعات پزشکی افراد را که از قبل ثبت شده است، مورد بررسی قرار میدهند تا ارتباط احتمالی میان عوامل مختلف را پیدا کنند.
این بررسیها میتوانند نشان دهند که دو عامل با هم ارتباط دارند، اما ثابت نمیکنند که یکی از آنها علت مستقیم دیگری است.