ادامه حمایتها از «صادق بوقی»، پیرمردی که در رشت آواز میخواند و میرقصید
به دنبال مسدود شدن صفحه اینستاگرام یک شهروند ساکن رشت، معروف به «صادق بوقی» به دلیل رقص و آواز در بازار رشت، شماری از مردم در شهرهای مختلف ایران از او حمایت کردند و ویدیوهایی از خواندن و رقصیدن خود شبیه به ویدیوی او منتشر کردند.
صادق بوقی که تا پیش از این به واسطه ویدیوهایش مشهور بود، اکنون با مسدود شدن اینستاگرامش پرطرفدارتر هم شده و موجی از حمایتها از او در شهرهای مختلف ایران به راه افتاده است.
یکی از ویدیوهای منتشر شده در شبکههای اجتماعی جمعی از دختران جوان را نشان میدهد که در حمایت از صادق بوقی با آهنگ او به شادی مشغول هستند.
ویدیوی پربازدید دیگر از جمعی از مردم در بازار ماهیفروشان ساری است که همچون صادق بوقی مشغول به خواندن و شادی هستند.
روزنامه هممیهن: چرا گلزار آری، صادق بوقی نه؟
روزنامه هممیهن در شماره روز یکشنبه ۱۹ آذرماه خود، در مطلبی با عنوان «چرا گلزار آری، صادق بوقی نه؟» نوشت: «چرا محمدرضا گلزار با منش و شمایل خاص خودش در صداوسیمایی که تاب یکی مثل رضا رشیدپور را هم نداشت، به صدر مینشیند ولی جلوی بالا و پایین پریدن صادق بوقی در کف بازار رشت گرفته میشود و بیش از ۱۰ نفر دستگیر میشوند؟»
به نوشته هممیهن این سیاست معنایش این است که حکومت میگوید ما تشخیص میدهیم کدام سلبریتی و چهره مشهور اجازه حضور در صدا و سیما داشته باشد و «کدام بالا و پایین پریدن، عفت عمومی را جریحهدار میکند و کدام نه».
این روزنامه در پایان تاکید کرده: «این کلیت واحد صریح و بدون تعارف در حال ارسال پیامی به همه است: آن زمان باید برقصی که من بگویم. آن هم به مردمی که بارها نشان دادند این حجم از حضور در همه ابعاد زندگیشان را بر نخواهند تابید.»
در سالهای گذشته حکومت در شهرهای مختلف ویدیوهای زیادی از رقصیدن زنان و مردان در اماکن عمومی در ایران منتشر شده و برخی توجههای زیادی به خود جلب کرده است. حکومت در برخی موارد با خشونت فیزیکی و اعمال زور تجمع مردمی که به رقص و شادی پرداختند، متفرق کرده است.
سال گذشته، مهران سماک یک شهروند در شمال ایران که پس از شکست تیم فوتبال ایران مقابل آمریکا در جام جهانی به خیابان آمده بود، با شلیک نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی کشته شد.
سازمان حقوق بشر ایران نهم آذر ۱۴۰۱ گزارش داد سماک، شهروند ۲۷ ساله، در تجمع مردم در انزل بعد از باخت تیم ملی فوتبال ایران در برابر آمریکا با شلیک نیروهای امنیتی جانش را از دست داد.
وزیر میراث فرهنگی و گردشگری: نتوانستیم شادی را به درستی ارائه کنیم
عزت الله ضرغامی، وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی جمهوری اسلامی، روز یکشنبه ۱۹ آذرماه در واکنش به ماجرای صادق بوقی گفتهنوز نتوانستیم شادی را به درستی ارائه کنیم.
او با اشاره به اینکه «اگر پیرمردی درب مغازهاش شادی کرد یا یک موسیقی فولکور خواند از نظر ما متهم است» تاکید کرد: «اگر همین شادی را در ایام یا مناسبت مذهبی انجام میداد تشویق هم می شد.»
مسدود شدن صفحه اینستاگرام صادق بوقی
در هفتههای گذشته ویدیوهای رقص و آوازخوانی صادق بوقی یا «عمو صادق» به گیلکی، در شبکههای اجتماعی بسیار پر بازدید بوده است.
یکی از این ویدیوها مربوط به خواندن و دست زدن و شادی شهروندان در بازار ماهیفروشان رشت بود که بسیاری از کاربران آن را با جمله معروف سالهای اخیر کاربران شبکه اجتماعی ایکس منتشر کردند و نوشتند: «تراپی؟ نه ممنون، میروم بازار رشت ...»
روز پنجشنبه ۱۶ آذر پلیس فتا تمامی پستهای این حساب کاربری با ۱۲۸ هزار دنبالکننده را حذف کرد و در آن نوشت: «این صفحه به علت تولید محتوای مجرمانه و بر اساس مصادیق مجرمانه مندرج در قانون جرایم رایانهای مسدود و با عوامل آن برخورد گردید.»
حسین حسنپور، جانشین فرمانده انتظامی استان گیلان نیز اعلام کرد در همین رابطه، ۱۲ نفر در رشت بازداشت و برایشان پرونده تشکیل شد. او آنها را به «هنجارشکنی و بازتاب آن در شبکههای اجتماعی و ماهوارهای» متهم کرد که موجب «جریحهدار شدن عفت عمومی» شده است.
به گفته حسنپور، این افراد گردانندگان صفحاتی اجتماعی بودند که تصاویری از رقص و پایکوبی شهروندان را در پیادهراه فرهنگی، معابر عمومی و بازار رشت منتشر کردند.
بنابر اعلام اداره نظارت بر اماکن عمومی برای چهار «واحد صنفی متخلف برپاکننده رقص و آوازخوانی» نیز اخطاریه پلمب صادر شده است.
در واکنش به موج بازداشتها و برخوردهای قضایی با کسانی که به هر شکلی در این آوازخوانی مشارکت داشتند، کاربران شبکههای اجتماعی، جمهوری اسلامی را «دشمن شادی و امید» خواندند.
پس از آن، صادق بوقی در واکنش به توقیف صفحه اینستاگرامش گفت: «فقط شادی مردم را میخواهم، میخواهم با کارهایم روحیهشان عوض شود. ۷۰ سال سن دارم و ایران را هم دوست دارم.»
بنابر اطلاعات رسیده به ایران اینترنشنال، سپیده کشاورز و مهوش عدالتی، دو زندانی بهائی دیگر در زندان اوین، از صبح ۱۹ آذرماه «در اعتراض به رویکرد ویرانگر حکومت علیه بهائیان» و در همراهی با اعتصاب غذای فریبا کمالآبادی، مهوش ثابت شهریاری و نرگس محمدی اعتصاب غذا کردهاند.
این دو زندانی عقیدتی با بیان اینکه خواهان احقاق حقوق شهروندی بهائیان ایران هستند، گفتهاند که تا پایان روز دوشنبه ۲۰ آذر به اعتصاب غذای خود ادامه خواهند داد.
با احتساب اعتصاب غذای این دو زندانی، شمار زنان زندانی اعتصابکننده در زندان اوین به پنج نفر رسید.
پیش از این، کمالآبادی و ثابت شهریاری، دو زندانی بهائی، با نوشتن نامهای از زندان اوین اعلام کردند که از روز شنبه دست به اعتصاب غذای سه روزه زدند.
دو مدیر سابق جامعه بهائیان ایران در این نامه دلیل اعتصاب غذای خود را «اعتراض به رویکرد ویرانگر حکومت علیه بهائیان» عنوان کردند و گفتند خواهان احقاق حقوق شهروندی بهائیان ایران هستند.
پس از اعلام اعتصاب غذای این زندانیان، نرگس محمدی، فعال حقوق بشر زندانی در بیانیهای از زندان اوین از اعتصاب غذای سه روزه خود خبر داد.
در این بیانیه که در آستانه اهدای جایزه نوبل صلح سال ۲۰۲۳ به محمدی در صفحه اینستاگرام این فعال حقوق بشر منتشر شده، آمده این اعتصاب «در اعتراض به نقض فاحش حقوق بشر در ایران و نقض حقوق شهروندی بهائیان و همراهی با اعتصاب غذای روزه همبندیهای تحت ظلم بهائیام» انجام میشود.
محمدی در بیانیه خود هدفش را از اعتصاب غذا چنین اعلام کرد: «اعتصاب غذا میکنم تا با اعتصاب غذا در روز دریافت جایزه نوبل صلح و هفتادوپنجمین سالروز تصویب اعلامیه جهانی حقوق بشر، صدای اعتراض مردم تحت ظلم و سرکوب ایران به دست رژیم جمهوری اسلامی باشم.»
او با بیان اینکه «جدل سختی است بین حکومت استبداد دینی و مردمِ خواهانِ آزادی، برابری و دموکراسی»، تاکید کرد: «در چنین شرایطی سرکوب و اعمال شیوههای قهرآمیز حکومت علیه جامعه بهائی شدت گرفته است.»
یکشنبه ۱۰ دسامبر روز جهانی حقوق بشر است و در آستانه این روز، کشورهای غربی در اقدامی هماهنگ تحریمهای حقوق بشری خود را علیه جمهوری اسلامی افزایش دادند و برخی از عوامل نقض حقوق بشر در ایران را تحریم کردند.
ادامه فشارها بر بهائیان در ایران
در هفتههای گذشته فشار نهادهای امنیتی و قضایی بر شهروندان بهائی تشدید شده است.
در همین رابطه جامعه جهانی بهائی روز ١٣ آذر در بیانیهای به شرح «روشهای جدید و بسیار خشنتر» پرداخت که جمهوری اسلامی برای سرکوب بهائیان از آنها استفاده میکند.
این جامعه با ابراز نگرانی عمیق از این شرایط نوشت: «تغییر در نحوه رفتار حکومت ایران با بهائیان، نشانگر افزایش و تشدید سیاست سرکوب سیستماتیک علیه این جامعه است.»
در این بیانیه از یورش به خانهها و تفتیش آنها، بازداشت، محاکمه، صدور حکم زندان، مصادره زمین و املاک، نفرتپراکنی، محرومیت از حق تحصیل، سلب حق تدفین و نقض حقوق پایهای شهروندی به عنوان سرکوبهای اخیر بهائیان ایران از سوی جمهوری اسلامی نام برده شده است.
منابع غیررسمی میگویند بیش از ۳۰۰ هزار شهروند بهائی در ایران زندگی میکنند اما قانون اساسی جمهوری اسلامی تنها ادیان اسلام، مسیحیت، یهودیت و زرتشتیگری را به رسمیت میشناسد.
بهائیان بزرگترین اقلیت دینی غیرمسلمان ایران هستند که از زمان انقلاب سال ۱۳۵۷ و استقرار جمهوریاسلامی به طور سیستماتیک هدف آزار و اذیت قرار گرفتهاند.
رنگین دادفر سپنتا، وزیر امور خارجه و مشاور امنیت ملی پیشین افغانستان، در واکنش به سخنان حسین امیرعبداللهیان، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی درباره طالبان، گفت که «مجاهدین خلق» هم بخشی از واقعیت ایران هستند.
امیرعبداللهیان روز شنبه ۱۸ آذر در جریان سخنرانی خود در دانشگاه تهران گفته بود: «طالبان داعش نیست. طالبان بخشی از واقعیت افغانستان است. طالبان در افغانستان علیه داعش میجنگد.»
سپنتا در پاسخ به این اظهارات در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «تنها واقعیت بودن، موجب مشروعیت نمیشود.»
او طالبان را «واقعیتی وحشتناک» خواند و تاکید کرد: «واقعیت وحشتناک را باید تغییر و مردم افغانستان را از دست طالبان نجات داد.»
شکلگیری یک حکومت فراگیر در افغانستان از جمله مسایلی است که جامعه بینالمللی از زمان روی کار آمدن مجدد طالبان در مرداد ماه ۱۴۰۰ بر آن تاکید داشته است.
این درخواست تا کنون از سوی مقامهای طالبان اجابت نشده است.
گلبدین حکمتیار، رهبر حزب اسلامی افغانستان روز ۱۷ آذر اعلام کرد آمریکا با سپردن فهرستی به طالبان، از این گروه خواسته است حکومت فراگیر تشکیل دهد.
او افزود آمریکا به طالبان هشدار داده در صورت تشکیل نشدن حکومت فراگیر در افغانستان، از مخالفان این گروه حمایت خواهد کرد.
ذبیحالله مجاهد، سخنگوی طالبان، اظهارات حکمتیار را تکذیب کرد و گفت که این گروه به هیچ کسی قول نداده حکومت فراگیر تشکیل دهد.
از زمان به قدرت رسیدن دوباره طالبان در افغانستان، دختران از رفتن به دبیرستان محروم شدهاند و اجازه حضور در دانشگاهها را نیز ندارند.
حکومت طالبان زنان افغانستان را از اشتغال در سازمانهای امدادی منع، آرایشگاهها را تعطیل، رفتن زنان به پارکها را ممنوع و سفر زنان را بدون حضور قیم مرد محدود کرده است.
همزمان با دهم دسامبر، روز جهانی حقوق بشر، سازمان حقوق بشر ایران با انتشار مشخصات ۱۵۰ نفر از مدافعان حقوق بشر در ایران، از جمله وکیلان دادگستری، روزنامهنگاران و دیگر فعالان صنفی، اعلام کرد این افراد طی یک سال گذشته در مجموع به ۵۴۱ سال زندان و ۵۷۷ ضربه شلاق محکوم شدهاند.
بر اساس گزارش حدود ۸۰ صفحهای سازمان حقوق بشر ایران، این افراد شامل گروههای مختلفی همچون وکیلان دادگستری، معلمان، فعالان محیط زیست، اعضای خانوادههای دادخواه، فعالان مدنی، روزنامهنگاران، فعالان حقوق کارگران، هنرمندان و افرادی دیگر هستند که هر یک به نوعی به دلیل تلاش برای احقاق حقوق بشر در ایران هدف سرکوب حکومت قرار گرفتهاند.
سازمان حقوق بشر ایران نوشت: «این فهرست دریچه کوچکی به وضعیت رو به وخامت مدافعان حقوق بشر در ایران است.»
این سازمان غیردولتی حقوق بشری افزود: «این مدافعان که مجموعا به بیش از ۵۴۱ سال زندان و ۵۷۷ ضربه شلاق محکوم شدهاند، نمونههای بارز سرکوب مداوم کسانی هستند که به طور خستگیناپذیر برای ترویج عدالت، برابری و آزادی در ایران تلاش میکنند.»
فهرست سازمان حقوق بشر ایران مدافعانی را شامل میشود که در فاصله یک ساله اول دسامبر ۲۰۲۲ تا اول دسامبر ۲۰۲۳ زندانی شدهاند یا پروندههای حقوقی آنها در جریان بوده است.
محمود امیری مقدم، مدیر سازمان بینالمللی حقوق بشر ایران در مقدمه این گزارش اعلام کرد: «از آنجایی که جامعه بینالمللی شاهد تشدید نگرانکننده نقض حقوق بشر در ایران است، شناخت روحیه تسلیمناپذیر این افراد و حمایت بیدریغ از آرمانهای آنان ضروری است.»
او تاکید کرد که اعطای جایزه نوبل صلح به نرگس محمدی، صدای او را تقویت میکند، تابآوری و عزم مدافعان حقوق بشر در ایران را در کانون توجه قرار میدهد و در عین حال از جامعه جهانی میخواهد در همبستگی با کسانی که شجاعانه از جامعه عادلانهتر و آزادتر بودن دفاع میکنند، بایستد.
در میان کسانی که در این گزارش معرفی شدهاند نام چندین وکیل به چشم میخورد که به دلیل اعلام وکالت از معترضان جنبش «زن، زندگی، آزادی» هدف سرکوبهای حکومت قرار گرفتند. از جمله این وکلا، مریم آروین، وکیل مدافع ۲۶ ساله بود که کمتر از یک ماه پس از آزادی از زندان، در شرایط مشکوکی درگذشت.
دایی مریم آروین، جمعه ۲۱ بهمن ۱۴۰۱ در مراسم تشییع پیکر او گفت که مریم را در زمان بازداشت به شدت مورد ضربوشتم قرار داده بودند.
محمدمهدی (کیان) کرمی، ۲۱ ساله، در پرونده کشته شدن روحالله عجمیان، بسیجی کشته شده در چهلم حدیث نجفی، معترض کشته شده به دست جمهوری اسلامی در کرج، توسط جمهوری اسلامی اعدام شد.
با انتشار این گزارش، سازمان حقوق بشر ایران (IHRNGO) از جامعه بینالمللی خواست که حمایتی فعالتر و قاطعتر از مدافعان ایرانی نشان دهد؛ مدافعانی که «تزلزلناپذیر در خط مقدم نبرد برای حقوق اساسی بشر در ایران» ایستادهاند.
صداوسیمای جمهوری اسلامی در برنامهای به مناسبت روز دانشجو، اجرایی هجو از سرود معروف «یار دبستانی» پخش کرد. این رویداد واکنش اعتراضی بسیاری از کاربران شبکههای اجتماعی را در پی داشت که برخی از آنان بهعنوان طرفدار جریان اصلاحطلبی شناخته میشوند.
اجرای هجو «یار دبستانی» از شبکه دوم صداوسیمای جمهوری اسلامی در برنامه «سیدخندان» پخش شد که مجری آن محمدرضا شهبازی است.
شهبازی پیشتر به دلیل مواضعش در مورد معترضان خیزش انقلابی و هنرمندان همراه مردم، از سوی کاربران شبکههای اجتماعی و حتی برخی چهرههای وابسته به حکومت مورد انتقاد قرار گرفته بود.
او که به «مجری محبوب پیمان جبلی»، رییس سازمان صداوسیما هم شهره است، اواخر مرداد امسال در اعتراض به بازگشت «سلبریتیهایی» چون رضا رشیدپور و محمدرضا گلزار به تلویزیون، خود را «اسکول نظام» خوانده بود.
از آن زمان تاکنون، کاربران شبکههای اجتماعی از این مجری پرحاشیه با عنوان «اسکول نظام» نام میبرند.
شعر «یار دبستانی» سروده منصور تهرانی است و برای فیلم «از فریاد تا ترور» با صدای فریدون فروغی ساخته شده بود اما نسخهای از آن با بازخوانی جمشید جم بین عموم مردم شناختهشدهتر است.
در نسخه دستکاری شده صداوسیما، گروهی از بسیجیان روی ملودی این ترانه معروف شعری را میخوانند که با این عبارات شروع میشود: «یار دبستانی من، ببین چقدر گُنده شدی/ چند ساله دانشگاه میری، خیلی پژوهنده شدی/ هک شده اسم من و تو، تو لیست ترم مشروطیها ....»
شماری از کاربران وابسته به جریان اصلاحطلب در شبکه اجتماعی ایکس، تمسخر این «سرود نوستالژیک» را به وسیله صداوسیما ناشی از «داغ بزرگی» خواندند که همخوانی آن از سوی رایدهندگان در انتخابات ریاستجمهوری «بر سینه تندروها» گذاشت و نتیجهاش پیروزی محمد خاتمی و حسن روحانی بود.
در جریان انتخابات سال ۸۸، شکلگیری جنبش سبز و اعتراضات به نتیجه انتخابات، این سرود بارها از سوی جوانان و دانشجویان و در تجمعها همخوانی شد.
به گفته تعدادی از کاربران، هجو چنین سرودی ناشی از ناتوانی رسانه نظام در مواجهه با جنبشهای دانشجویی و ساختن نسخهای اصل از یک ترانه و سرود تبلیغاتی مختص خود است.
برخی کاربران تمسخر این ترانه را ناشی از بیاطلاعی مدیران تلویزیون و برنامه سیدخندان دانستند، چرا که این سرود در «ستایش و احترام به دانشجویانی» است که به اعتقاد آنان به دست رژیم پهلوی کشته شدند.
یک کاربر هم به بیت «دشتِ بیفرهنگی ما هرزه تمومِ علفاش ...» سرود اصلی اشاره کرد و به کنایه گفت که برنامه سیدخندان شبکه دو قصد داشت همین مساله را نشان دهد.
«مشمئزکننده»، «مبتذل»، «مضحک» و «سبک»، واژههایی بودند که کاربران از آنها برای توصیف نسخه پخش شده از سوی بسیجیان در برنامه سیدخندان استفاده کردند.
بحث و جنجال بر سر پرونده فساد ۳/۷ میلیارد دلاری واردات چای موسوم به «چای دبش» همچنان ادامه دارد. روز شنبه ۱۸ آذر «اعتماد آنلاین» با انتشار یک اینفوگرافی، نوشت اختلاسگران مشغول مسابقه با هم برای چپاول پول مردم ایران هستند.
اعتمادآنلاین با تبدیل عدد فساد چای دبش به تومان نوشت افکار عمومی با فسادی دیگر به مبلغ حدود ۱۴۰ هزار میلیارد تومان مواجه شده است.
در اینفوگرافی این رسانه، ۱۴ اختلاس و پرونده فساد مالی بزرگ از سال ۱۳۷۱ تا ۱۴۰۲ فهرست شده است که کمترین آن مربوط به پرونده چهار میلیارد تومانی شهرام جزائری در سال ۱۳۸۱ و بیشترینش مربوط به مورد اخیر یعنی چای دبش است.
عددهای بزرگ این فهرست مربوط به نامهایی چون پدیده شاندیز با ۹۴ هزار میلیارد تومان، فولاد مبارکه با ۹۲ هزار میلیارد تومان و پتروشیمی با ۹۰ هزار میلیارد تومان میشود.
در فهرست اختلاسگران و پروندههای فساد سه دهه اخیر نام بنیاد شهید، بانک سرمایه، بیمه ایران، کروز و عظام خودرو و گم شدن دکل نفتی به چشم میخورد.
آخرین و بزرگترین اختلاس و فسادی که پروندهاش در ایران رسانهای شده است مربوط به چای دبش است که حدود یک هفته پیش، ذبیحالله خداییان، رییس سازمان بازرسی کل کشور آن را افشا کرد.
او روز ۱۱ آذر خبر داد شرکتی که عمده واردات چای ایران را بر عهده دارد، از ابتدای سال ۱۳۹۸ تا پایان سال ۱۴۰۱ بیش از سه میلیارد دلار ارز برای واردات چای و ماشینآلات دریافت کرده و یک میلیارد و ۴۰۰ میلیون دلار آن را در بازار آزاد فروخته است.
در واکنش به این ماجرا، عباس عبدی، فعال سیاسی، در روزنامه اعتماد نوشت دست زدن به فسادی در این سطح، قطعا با اطلاع مقامهای عالیرتبه دولت جمهوری اسلامی بوده است.
عبدالحمید اسماعیلزهی، امام جمعه اهل سنت زاهدان، در خطبههای نماز جمعه ۱۷ آذر گفت بسیاری از مقامات اذعان میکنند فساد به قدری گسترده شده که نمیتوانند جلویش را بگیرند و آن را ریشهکن کنند.
از سوی دیگر غلامحسین محسنیاژهای، رییس قوه قضاییه، روز ۱۶ آذر ارتباط استعفای وزیر جهاد کشاورزی را با فساد ۳/۷ میلیارد دلاری در پرونده واردات چای تایید کرد.
رسوایی دولت رئیسی و افشای دروغها
روزنامه هممیهن در شماره امروز خود در گزارش و گفتوگوهایی با حقوقدانان، کارشناسان و فعالان سیاسی، در چند مطلب به موضوع فساد چای، نقش دولت کنونی در آن، دروغگویی مقامات و ریشه دواندن فساد در ساختار سیاسی ایران پرداخت.
این روزنامه به توصیحات اژهای در مورد جزییات این فساد پرداخت که گفته است: «تخلف گروه دبش از سال ۹۸ شروع شد و در همان سال، حدود دو میلیون دلار و سال بعدش ۲۱ میلیون دلار گرفت. این روند در دولت ابراهیم رئیسی هم ادامه یافت و در سال ۱۴۰۰، حدود ۶۰ درصد ارز واردات را به این گروه دادند.»
به گفته او، در سال ۱۴۰۱ دولت بیش از ۷۰ درصد ارز را به این گروه اختصاص داد.
این در حالی است که پیشتر ابراهیم رئیسی، رییس دولت و اسماعیل خطیب، وزیر اطلاعات کابینه، مدعی شده بودند در گزارش اخیر فساد واردات چای، این دولت بوده که پیشقدم شده، شناسایی و پیگیری کرده، دستاندرکاران را عزل و پرونده را به دست دستگاه قضا سپرده است.
اژهای درباره ادعای دولت مبنی بر برکناری ۶۰ فرد متخلف گفت که این افراد تا کنون به قوه قضاییه معرفی نشدهاند.
هممیهن در مطلبی نوشت که عدد و رقم این فساد هنگام آغازش در سال ۹۸ کوچک بوده و به مرور بسیار بزرگ شده است؛ مسالهای که نشان میدهد بستر موجود چقدر زمینه رشد چنین فسادی را در دولت فعلی به وجود آورده است.
این روزنامه به نقل از علی شکوریراد، عضو شورای مرکزی حزب اتحاد ملت بروز چنین فسادی را به «خودی و غیرخودی» کردنهای حاکمیت نسبت داد و نوشت: «نیروهای انقلابی و خودی برای هر گونه فسادی آزاد میمانند و میتوانند به هر منبع ملیای دستاندازی کنند.»
به گفته او، چای دبش نمونهای از آن است که بخش نظارتی چقدر دیر نسبت به نیروهای خودی حساس میشود و فساد به این مرحله میرسد تا با آن برخورد کنند.
در گفتوگوها و گزارشهای دیگر این روزنامه بر این مساله تاکید شد که در ایجاد این چرخه فساد، بخش اعظمی از دولت نقش داشتهاند.
بنا بر این مطالب، احتمال بروز چنین فسادی بدون نقش داشتن مقامهای دولتی دور از ذهن است: «متهم ردیف اول آن هم وزیر جهاد کشاورزی دولت سیزدهم است که یکباره بدون هیچ توضیحی استعفا داد؛ فردی که به جز این پرونده، پروندههای فساد ارزی دیگری نیز دارد.
به گفته هممیهن، گویا با وجود «عزلِ استعفاوار وزیر کشاورزی» چهرههای موثر دیگری در بدنه دولت باقی ماندند تا روند فساد ادامه داشته باشد: «زمانی انتشار خبر اختلاس سه هزار میلیارد تومانی محمودرضا خاوری همه را در شوک فرو برد اما امروز با رو شدن اعداد فساد چای دبش، اختلاسی با این ارقام بیشتر شبیه به یک شوخی است.»
هممیهن پیشبینی کرد با روندی که دولت سیزدهم در پیش گرفته، بعید نیست که شاهد افشای اختلاس و فسادهای دیگری نیز باشیم.