مقام سابق افغانستان در جواب امیرعبداللهیان: مجاهدین خلق نیز بخشی از واقعیت ایراناند
رنگین دادفر سپنتا، وزیر امور خارجه و مشاور امنیت ملی پیشین افغانستان، در واکنش به سخنان حسین امیرعبداللهیان، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی درباره طالبان، گفت که «مجاهدین خلق» هم بخشی از واقعیت ایران هستند.
امیرعبداللهیان روز شنبه ۱۸ آذر در جریان سخنرانی خود در دانشگاه تهران گفته بود: «طالبان داعش نیست. طالبان بخشی از واقعیت افغانستان است. طالبان در افغانستان علیه داعش میجنگد.»
سپنتا در پاسخ به این اظهارات در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «تنها واقعیت بودن، موجب مشروعیت نمیشود.»
او طالبان را «واقعیتی وحشتناک» خواند و تاکید کرد: «واقعیت وحشتناک را باید تغییر و مردم افغانستان را از دست طالبان نجات داد.»
شکلگیری یک حکومت فراگیر در افغانستان از جمله مسایلی است که جامعه بینالمللی از زمان روی کار آمدن مجدد طالبان در مرداد ماه ۱۴۰۰ بر آن تاکید داشته است.
این درخواست تا کنون از سوی مقامهای طالبان اجابت نشده است.
گلبدین حکمتیار، رهبر حزب اسلامی افغانستان روز ۱۷ آذر اعلام کرد آمریکا با سپردن فهرستی به طالبان، از این گروه خواسته است حکومت فراگیر تشکیل دهد.
او افزود آمریکا به طالبان هشدار داده در صورت تشکیل نشدن حکومت فراگیر در افغانستان، از مخالفان این گروه حمایت خواهد کرد.
ذبیحالله مجاهد، سخنگوی طالبان، اظهارات حکمتیار را تکذیب کرد و گفت که این گروه به هیچ کسی قول نداده حکومت فراگیر تشکیل دهد.
از زمان به قدرت رسیدن دوباره طالبان در افغانستان، دختران از رفتن به دبیرستان محروم شدهاند و اجازه حضور در دانشگاهها را نیز ندارند.
حکومت طالبان زنان افغانستان را از اشتغال در سازمانهای امدادی منع، آرایشگاهها را تعطیل، رفتن زنان به پارکها را ممنوع و سفر زنان را بدون حضور قیم مرد محدود کرده است.
همزمان با دهم دسامبر، روز جهانی حقوق بشر، سازمان حقوق بشر ایران با انتشار مشخصات ۱۵۰ نفر از مدافعان حقوق بشر در ایران، از جمله وکیلان دادگستری، روزنامهنگاران و دیگر فعالان صنفی، اعلام کرد این افراد طی یک سال گذشته در مجموع به ۵۴۱ سال زندان و ۵۷۷ ضربه شلاق محکوم شدهاند.
بر اساس گزارش حدود ۸۰ صفحهای سازمان حقوق بشر ایران، این افراد شامل گروههای مختلفی همچون وکیلان دادگستری، معلمان، فعالان محیط زیست، اعضای خانوادههای دادخواه، فعالان مدنی، روزنامهنگاران، فعالان حقوق کارگران، هنرمندان و افرادی دیگر هستند که هر یک به نوعی به دلیل تلاش برای احقاق حقوق بشر در ایران هدف سرکوب حکومت قرار گرفتهاند.
سازمان حقوق بشر ایران نوشت: «این فهرست دریچه کوچکی به وضعیت رو به وخامت مدافعان حقوق بشر در ایران است.»
این سازمان غیردولتی حقوق بشری افزود: «این مدافعان که مجموعا به بیش از ۵۴۱ سال زندان و ۵۷۷ ضربه شلاق محکوم شدهاند، نمونههای بارز سرکوب مداوم کسانی هستند که به طور خستگیناپذیر برای ترویج عدالت، برابری و آزادی در ایران تلاش میکنند.»
فهرست سازمان حقوق بشر ایران مدافعانی را شامل میشود که در فاصله یک ساله اول دسامبر ۲۰۲۲ تا اول دسامبر ۲۰۲۳ زندانی شدهاند یا پروندههای حقوقی آنها در جریان بوده است.
محمود امیری مقدم، مدیر سازمان بینالمللی حقوق بشر ایران در مقدمه این گزارش اعلام کرد: «از آنجایی که جامعه بینالمللی شاهد تشدید نگرانکننده نقض حقوق بشر در ایران است، شناخت روحیه تسلیمناپذیر این افراد و حمایت بیدریغ از آرمانهای آنان ضروری است.»
او تاکید کرد که اعطای جایزه نوبل صلح به نرگس محمدی، صدای او را تقویت میکند، تابآوری و عزم مدافعان حقوق بشر در ایران را در کانون توجه قرار میدهد و در عین حال از جامعه جهانی میخواهد در همبستگی با کسانی که شجاعانه از جامعه عادلانهتر و آزادتر بودن دفاع میکنند، بایستد.
در میان کسانی که در این گزارش معرفی شدهاند نام چندین وکیل به چشم میخورد که به دلیل اعلام وکالت از معترضان جنبش «زن، زندگی، آزادی» هدف سرکوبهای حکومت قرار گرفتند. از جمله این وکلا، مریم آروین، وکیل مدافع ۲۶ ساله بود که کمتر از یک ماه پس از آزادی از زندان، در شرایط مشکوکی درگذشت.
دایی مریم آروین، جمعه ۲۱ بهمن ۱۴۰۱ در مراسم تشییع پیکر او گفت که مریم را در زمان بازداشت به شدت مورد ضربوشتم قرار داده بودند.
محمدمهدی (کیان) کرمی، ۲۱ ساله، در پرونده کشته شدن روحالله عجمیان، بسیجی کشته شده در چهلم حدیث نجفی، معترض کشته شده به دست جمهوری اسلامی در کرج، توسط جمهوری اسلامی اعدام شد.
با انتشار این گزارش، سازمان حقوق بشر ایران (IHRNGO) از جامعه بینالمللی خواست که حمایتی فعالتر و قاطعتر از مدافعان ایرانی نشان دهد؛ مدافعانی که «تزلزلناپذیر در خط مقدم نبرد برای حقوق اساسی بشر در ایران» ایستادهاند.
صداوسیمای جمهوری اسلامی در برنامهای به مناسبت روز دانشجو، اجرایی هجو از سرود معروف «یار دبستانی» پخش کرد. این رویداد واکنش اعتراضی بسیاری از کاربران شبکههای اجتماعی را در پی داشت که برخی از آنان بهعنوان طرفدار جریان اصلاحطلبی شناخته میشوند.
اجرای هجو «یار دبستانی» از شبکه دوم صداوسیمای جمهوری اسلامی در برنامه «سیدخندان» پخش شد که مجری آن محمدرضا شهبازی است.
شهبازی پیشتر به دلیل مواضعش در مورد معترضان خیزش انقلابی و هنرمندان همراه مردم، از سوی کاربران شبکههای اجتماعی و حتی برخی چهرههای وابسته به حکومت مورد انتقاد قرار گرفته بود.
او که به «مجری محبوب پیمان جبلی»، رییس سازمان صداوسیما هم شهره است، اواخر مرداد امسال در اعتراض به بازگشت «سلبریتیهایی» چون رضا رشیدپور و محمدرضا گلزار به تلویزیون، خود را «اسکول نظام» خوانده بود.
از آن زمان تاکنون، کاربران شبکههای اجتماعی از این مجری پرحاشیه با عنوان «اسکول نظام» نام میبرند.
شعر «یار دبستانی» سروده منصور تهرانی است و برای فیلم «از فریاد تا ترور» با صدای فریدون فروغی ساخته شده بود اما نسخهای از آن با بازخوانی جمشید جم بین عموم مردم شناختهشدهتر است.
در نسخه دستکاری شده صداوسیما، گروهی از بسیجیان روی ملودی این ترانه معروف شعری را میخوانند که با این عبارات شروع میشود: «یار دبستانی من، ببین چقدر گُنده شدی/ چند ساله دانشگاه میری، خیلی پژوهنده شدی/ هک شده اسم من و تو، تو لیست ترم مشروطیها ....»
شماری از کاربران وابسته به جریان اصلاحطلب در شبکه اجتماعی ایکس، تمسخر این «سرود نوستالژیک» را به وسیله صداوسیما ناشی از «داغ بزرگی» خواندند که همخوانی آن از سوی رایدهندگان در انتخابات ریاستجمهوری «بر سینه تندروها» گذاشت و نتیجهاش پیروزی محمد خاتمی و حسن روحانی بود.
در جریان انتخابات سال ۸۸، شکلگیری جنبش سبز و اعتراضات به نتیجه انتخابات، این سرود بارها از سوی جوانان و دانشجویان و در تجمعها همخوانی شد.
به گفته تعدادی از کاربران، هجو چنین سرودی ناشی از ناتوانی رسانه نظام در مواجهه با جنبشهای دانشجویی و ساختن نسخهای اصل از یک ترانه و سرود تبلیغاتی مختص خود است.
برخی کاربران تمسخر این ترانه را ناشی از بیاطلاعی مدیران تلویزیون و برنامه سیدخندان دانستند، چرا که این سرود در «ستایش و احترام به دانشجویانی» است که به اعتقاد آنان به دست رژیم پهلوی کشته شدند.
یک کاربر هم به بیت «دشتِ بیفرهنگی ما هرزه تمومِ علفاش ...» سرود اصلی اشاره کرد و به کنایه گفت که برنامه سیدخندان شبکه دو قصد داشت همین مساله را نشان دهد.
«مشمئزکننده»، «مبتذل»، «مضحک» و «سبک»، واژههایی بودند که کاربران از آنها برای توصیف نسخه پخش شده از سوی بسیجیان در برنامه سیدخندان استفاده کردند.
بحث و جنجال بر سر پرونده فساد ۳/۷ میلیارد دلاری واردات چای موسوم به «چای دبش» همچنان ادامه دارد. روز شنبه ۱۸ آذر «اعتماد آنلاین» با انتشار یک اینفوگرافی، نوشت اختلاسگران مشغول مسابقه با هم برای چپاول پول مردم ایران هستند.
اعتمادآنلاین با تبدیل عدد فساد چای دبش به تومان نوشت افکار عمومی با فسادی دیگر به مبلغ حدود ۱۴۰ هزار میلیارد تومان مواجه شده است.
در اینفوگرافی این رسانه، ۱۴ اختلاس و پرونده فساد مالی بزرگ از سال ۱۳۷۱ تا ۱۴۰۲ فهرست شده است که کمترین آن مربوط به پرونده چهار میلیارد تومانی شهرام جزائری در سال ۱۳۸۱ و بیشترینش مربوط به مورد اخیر یعنی چای دبش است.
عددهای بزرگ این فهرست مربوط به نامهایی چون پدیده شاندیز با ۹۴ هزار میلیارد تومان، فولاد مبارکه با ۹۲ هزار میلیارد تومان و پتروشیمی با ۹۰ هزار میلیارد تومان میشود.
در فهرست اختلاسگران و پروندههای فساد سه دهه اخیر نام بنیاد شهید، بانک سرمایه، بیمه ایران، کروز و عظام خودرو و گم شدن دکل نفتی به چشم میخورد.
آخرین و بزرگترین اختلاس و فسادی که پروندهاش در ایران رسانهای شده است مربوط به چای دبش است که حدود یک هفته پیش، ذبیحالله خداییان، رییس سازمان بازرسی کل کشور آن را افشا کرد.
او روز ۱۱ آذر خبر داد شرکتی که عمده واردات چای ایران را بر عهده دارد، از ابتدای سال ۱۳۹۸ تا پایان سال ۱۴۰۱ بیش از سه میلیارد دلار ارز برای واردات چای و ماشینآلات دریافت کرده و یک میلیارد و ۴۰۰ میلیون دلار آن را در بازار آزاد فروخته است.
در واکنش به این ماجرا، عباس عبدی، فعال سیاسی، در روزنامه اعتماد نوشت دست زدن به فسادی در این سطح، قطعا با اطلاع مقامهای عالیرتبه دولت جمهوری اسلامی بوده است.
عبدالحمید اسماعیلزهی، امام جمعه اهل سنت زاهدان، در خطبههای نماز جمعه ۱۷ آذر گفت بسیاری از مقامات اذعان میکنند فساد به قدری گسترده شده که نمیتوانند جلویش را بگیرند و آن را ریشهکن کنند.
از سوی دیگر غلامحسین محسنیاژهای، رییس قوه قضاییه، روز ۱۶ آذر ارتباط استعفای وزیر جهاد کشاورزی را با فساد ۳/۷ میلیارد دلاری در پرونده واردات چای تایید کرد.
رسوایی دولت رئیسی و افشای دروغها
روزنامه هممیهن در شماره امروز خود در گزارش و گفتوگوهایی با حقوقدانان، کارشناسان و فعالان سیاسی، در چند مطلب به موضوع فساد چای، نقش دولت کنونی در آن، دروغگویی مقامات و ریشه دواندن فساد در ساختار سیاسی ایران پرداخت.
این روزنامه به توصیحات اژهای در مورد جزییات این فساد پرداخت که گفته است: «تخلف گروه دبش از سال ۹۸ شروع شد و در همان سال، حدود دو میلیون دلار و سال بعدش ۲۱ میلیون دلار گرفت. این روند در دولت ابراهیم رئیسی هم ادامه یافت و در سال ۱۴۰۰، حدود ۶۰ درصد ارز واردات را به این گروه دادند.»
به گفته او، در سال ۱۴۰۱ دولت بیش از ۷۰ درصد ارز را به این گروه اختصاص داد.
این در حالی است که پیشتر ابراهیم رئیسی، رییس دولت و اسماعیل خطیب، وزیر اطلاعات کابینه، مدعی شده بودند در گزارش اخیر فساد واردات چای، این دولت بوده که پیشقدم شده، شناسایی و پیگیری کرده، دستاندرکاران را عزل و پرونده را به دست دستگاه قضا سپرده است.
اژهای درباره ادعای دولت مبنی بر برکناری ۶۰ فرد متخلف گفت که این افراد تا کنون به قوه قضاییه معرفی نشدهاند.
هممیهن در مطلبی نوشت که عدد و رقم این فساد هنگام آغازش در سال ۹۸ کوچک بوده و به مرور بسیار بزرگ شده است؛ مسالهای که نشان میدهد بستر موجود چقدر زمینه رشد چنین فسادی را در دولت فعلی به وجود آورده است.
این روزنامه به نقل از علی شکوریراد، عضو شورای مرکزی حزب اتحاد ملت بروز چنین فسادی را به «خودی و غیرخودی» کردنهای حاکمیت نسبت داد و نوشت: «نیروهای انقلابی و خودی برای هر گونه فسادی آزاد میمانند و میتوانند به هر منبع ملیای دستاندازی کنند.»
به گفته او، چای دبش نمونهای از آن است که بخش نظارتی چقدر دیر نسبت به نیروهای خودی حساس میشود و فساد به این مرحله میرسد تا با آن برخورد کنند.
در گفتوگوها و گزارشهای دیگر این روزنامه بر این مساله تاکید شد که در ایجاد این چرخه فساد، بخش اعظمی از دولت نقش داشتهاند.
بنا بر این مطالب، احتمال بروز چنین فسادی بدون نقش داشتن مقامهای دولتی دور از ذهن است: «متهم ردیف اول آن هم وزیر جهاد کشاورزی دولت سیزدهم است که یکباره بدون هیچ توضیحی استعفا داد؛ فردی که به جز این پرونده، پروندههای فساد ارزی دیگری نیز دارد.
به گفته هممیهن، گویا با وجود «عزلِ استعفاوار وزیر کشاورزی» چهرههای موثر دیگری در بدنه دولت باقی ماندند تا روند فساد ادامه داشته باشد: «زمانی انتشار خبر اختلاس سه هزار میلیارد تومانی محمودرضا خاوری همه را در شوک فرو برد اما امروز با رو شدن اعداد فساد چای دبش، اختلاسی با این ارقام بیشتر شبیه به یک شوخی است.»
هممیهن پیشبینی کرد با روندی که دولت سیزدهم در پیش گرفته، بعید نیست که شاهد افشای اختلاس و فسادهای دیگری نیز باشیم.
جاوید رحمان، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل در امور ایران، در نشست «بلوچستان؛ کرامت، آزادی و عدالت برای همه» در لندن شرکت کرد. او در گفتوگو با ایران اینترنشنال با اشاره به سالگرد تصویب اعلامیه جهانی حقوق بشر، بر نیاز فوری به اعمال فشار حقوق بشری بر جمهوری اسلامی تاکید کرد.
جاوید رحمان روز شنبه ۱۸ آذر در پاسخ به سوال خبرنگار ایراناینترنشنال درباره اینکه آیا فشار کافی جهانی بر جمهوری اسلامی برای توقف نقض حقوق بشر وارد شده، گفت: «همیشه نیاز به فشار بیشتر برای توقف نقض حقوق بشر وجود دارد و ماموریت من اعمال فشار در این زمینه است.»
او اضافه کرد: «راههای دیگری هم برای اعمال فشار بر جمهوری اسلامی وجود دارد؛ از جمله دبیرکل و شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد و کمیته حقیقتیاب که سال گذشته ایجاد شد.»
جاوید رحمان در نشست «بلوچستان؛ کرامت، آزادی و عدالت برای همه» در لندن به سخنرانی پرداخت.
گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل در امور ایران گفت: «از زمان آغاز جنبش "زن، زندگی، آزادی" موارد بسیاری از قتلهای حکومتی علیه شهروندان بلوچ اتفاق افتاده است.»
او تاکید کرد که حقوق اساسی و حق زندگی شهروندان بلوچ کاملا تضعیف شده است و آنها در فقر نگه داشته شدهاند.
رحمان روز شنبه چهارم آذر ماه در گفتوگویی دیگر با ایراناینترنشنال درباره اظهارات کاظم غریب آبادی، دبیر ستاد حقوق بشر جمهوری اسلامی که گفته است ایران کمیته حقیقتیاب شورای حقوق بشر سازمان ملل را به رسمیت نمیشناسد، ابراز تاسف کرد اما گفت که این سخنان تعجبآور نیستند.
او گفت: «از آغاز ماموریتم در سال ۲۰۱۸ مرتب این اظهارات مقامهای ایران را شنیدهام.»
روز پنجشنبه دوم آذر، پارلمان اروپا در بخشی از یک قطعنامه در محکومیت نقض گسترده حقوق بشر در ایران از مقامهای جمهوری اسلامی خواست به هیات حقیقتیاب سازمان ملل در مورد ایران اجازه دسترسی کامل و بدون مانع برای انجام تحقیقات مستقل بدهد.
جاوید رحمان از تیر ماه سال ۹۷ با رای شورای حقوق بشر سازمان ملل به عنوان گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل در امور ایران معرفی شد اما مقامهای جمهوری اسلامی تا به امروز اجازه و امکان سفر به ایران را به او ندادهاند.
این حقوقدان پاکستانی-بریتانیایی، دکترای حقوق بینالملل دارد و چهرهای دانشگاهی است که در سالهای اخیر گزارشهای مستند متعددی درباره نقض حقوق بشر در ایران ارائه کرده است.
مجید کاوه، وکیل جواد روحی خبر داد در نظریه پزشکی قانونی، دلیل مرگ موکلش در زندان نوشهر، «تداخلات دارویی با اشاره به تزریقات مکرر دارو به وسیله بهیار در بهداری زندان ساعاتی پیش از مرگ وی اعلام شده» است.
او گفت پروندهای علیه رییس زندان نوشهر و بهیار با عنوان «قتل نفس» تشکیل شده.
مجید کاوه در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «با وصول نظريه پزشكى قانونى، بررسى نتايج سمشناسى و تحقيقات معمول توسط ضابط خاص، علت فوت جواد روحى در بند سلامت زندان نوشهر، عوارض ناشى از كاهش سطح هوشيارى بهدنبال تداخلات دارویى (اثر همافزايى داروها) با اشاره به تزريقات مكرر دارو توسط بهيار در بهدارى زندان ساعاتى پيش ازمرگ وى اعلام شد.»
این وکیل دادگستری اضافه کرد که بر همین اساس، پروندهاى عليه ریيس زندان نوشهر، بهيار و یکی از نگهبانان زندان نوشهر تشكيل شده است.
به گفته کاوه، پرونده تشکیل شده به شعبه اول بازپرسى دادسراى عمومى و انقلاب مركز استان ارجاع شده و با صدور قرار تامين كيفرى متهمان و اعلام شكايت خانواده جواد روحى تحت عنوان قتل نفس، در حال رسيدگی است.
بازداشت و صدور حکم اعدام
جواد روحی شهریور سال گذشته و در جریان تجمع اعتراضی مردم در نوشهر بازداشت و همراه با مهدی محمدیفرد ۱۹ ساله و عرشیا تکدستان ۱۸ ساله، به اعدام محکوم شد.
به گفته وکیلش جرم او «رقصیدن در تجمع اعتراضی و به آتش افکندن روسری چند زن معترض» بود و اتهامی که به دلیل آن به اعدام محکوم شده بود «آتش زدن یک کیوسک پلیس در شامگاه سیام شهریور سال ۱۴۰۱ در نوشهر» بود.
به جواد روحی اتهام ارتداد از طریق هتک حرمت به قرآن از طریق آتش زدن آن و توهین به مقدسات هم بسته شده بود.
او در طول دوران بازداشتش وکیل انتخابی نداشت اما بنا بر اعلام حبیبالله قزوینی، وکیل تسخیریاش، طبق تصاویر دوربین مداربسته، او تنها در محل تجمع حضور داشته و هیچ مدرکی دال بر اینکه اموال عمومی را آتش زده و تخریب کرده وجود ندارد.
او گفت موکلش از سوختن قرآن نیز بیخبر بوده است.
مجید کاوه، وکیل انتخابی روحی پیش از این در توییترش نوشته بود که موکلش «ایرادات اساسی و حائز اهمیتی نسبت به تحقیقات مقدماتی داشته است».
همین ایرادها بودند که منجر به فرجامخواهی پرونده، پذیرفته شدنش در دیوان عالی کشور و نقض حکم سه بار اعدام جواد روحی در خرداد امسال شدند.
او در حالی نهم شهریور امسال جان باخت که با گذشت ۱۰۰ روز از نقض حکمش در دیوان عالی کشور، در بیخبری از دادرسی دوباره و تعیین زمان دادگاه، در وضعیتی بلاتکلیف در زندان بود.
پس از نقض حکم اعدام این افراد در دیوان عالی کشور، عرشیا تکدستان در اردیبهشت امسال با تودیع قرار وثیقه آزاد شد و مهدی محمدیفرد، مهر ماه امسال پس از بررسی مجدد پرونده در شعبه دوم دادگاه انقلاب ساری به شش سال و شش ماه حبس محکوم شد.
خبرگزاری میزان، رسانه قوه قضاییه، روز نهم شهریور امسال از مرگ جواد روحی خبر داد و نوشت او بامداد پنجشنبه به دلیل «تشنج» در زندان نوشهر، به بیمارستان منتقل شده و همانجا فوت کرده است.
در واکنش به این اتفاق، شمار زیادی از کاربران، مرگ مشکوک او را «قتل به دست حکومت» خواندند.
شکنجههای جواد روحی در زندان برای اعتراف علیه خود
دستنوشتههای روحی که مهر ماه امسال منتشر شدند، نشان میدهند طی ۴۴ روزی که او در بازداشت «اطلاعات و امنیت سپاه استان مازندران» بوده، بارها تحت شکنجه بازجویی شده است؛ بهطوری که در یک نمونه، «سه شبانهروز» به کف پاهایش شلاق و باتوم زدهاند که بر اثر این ضربات، پای راستش فلج و بیحس شده است.
جواد روحی شرح شکنجههای جسمی و روحی خود را از زمان بازداشت «وحشیانه» در شامگاه ۳۰ شهریور سال ۱۴۰۱ آغاز کرده و نوشته است تا صبح هدف ضرب و شتم و شکنجه با شوکر قرار گرفته است.
روحی در ادامه نوشته است شدت شکنجهها به حدی بوده که جای عمل جراحی کمرش در سال ۱۴۰۰، زیر مشت و لگد و ضربات شدید «باز شده است».
جواد روحی در نوشتههایش تاکید کرده تمامی اعترافاتش درباره اتهاماتی مانند «آتش زدن قرآن، توهین به مقدسات و تخریب اماکن دولتی» زیر شکنجه و «از ترس جان» بوده است.
او در ادامه نوشته که حتی جغرافیای شهر نوشهر را نمیدانسته، از محل اماکن دولتی و امنیتی بیاطلاع بوده و تنها برای ملاقات با همسر سابقش به این شهر رفته است.
سازمان عفو بینالملل بهمن ماه سال گذشته در گزارشی نوشت که جواد روحی و دو معترض محکوم به اعدام دیگر به نامهای عرشیا تکدستان و مهدی محمدیفرد، برای «اعترافگیری» هدف ناپدیدسازی قهری و انواع شکنجههای بیرحمانه و غیرانسانی قرار گرفتهاند.
عفو بینالملل برخی از اقدامات جمهوری اسلامی را برای اعترافگیری از این افراد به این ترتیب برشمرد: «حبس طولانیمدت در سلولهای انفرادی، آویزان کردن، ضرب و شتم، شلاق، شوک الکتریکی، تهدید به مرگ با گذاشتن اسلحه روی پیشانی و تجاوز یا سایر خشونتهای جنسی از جمله گذاشتن یخ روی بیضهها.»
این شکنجهها جواد روحی را دچار پارگی کتف، عدم توانایی در کنترل ادرار، عوارض گوارشی و اختلالات حرکتی و گفتاری و عرشیا تکدستان را دچار شکستگی انگشت پا و مشکلات حافظه کردند.
عفو بینالملل با اشاره به شکستگی بینی مهدی محمدیفرد به دلیل ضرب و جرح در زمان دستگیری از «جراحات مقعدی و خونریزی مقعدی» او به دلیل تجاوز خبر داد.
این سازمان در گزارشی که روز چهارشنبه ۱۵ آذر ماه منتشر کرد، بخش دیگری از شکنجههای جواد روحی را نقل کرد و نوشت: «ماموران او را مورد ضربوجرح و شلاق شدید از جمله به کف پاهایش قرار دادند و در حین بسته شدن به تیرک، با تیزر به او شوک الکتریکی زدند؛ همچنین او را در معرض انجماد قرار داده و با گذاشتن ۴۸ ساعته یخ روی بیضههایش، مورد خشونت جنسی قرار دادند.»
در بخش دیگری از این گزارش آمده است که ماموران سپاه پاسداران، بارها اسلحه را به سمت سر جواد روحی گرفتند و تهدید کردند که اگر تن به اعترافات اجباری ندهد به او شلیک خواهند کرد.
روحی در نتیجه این شکنجهها، دچار بیاختیاری ادرار، عوارض گوارشی، مشکلات حرکتی، اختلال گفتاری و جراحات پایدار دیگری شد.
زمستان سال گذشته، کمیته پیگیری وضعیت بازداشتشدگان اعتراضات نیز در گزارشی نوشت روحی به دلیل شکنجههای متعدد «قدرت تکلم و کنترل ادرار» خود را از دست داده است.
این کمیته یادآور شد یک شب وضعیت جواد روحی در بازجوییها چنان وخیم شده که او را عریان به میان کریدور بند منتقل کردهاند.