دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی: همه «نسل زد» پیروی مجتبی خامنهای هستند
عبدالحسین خسروپناه، دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی، در حاشیه مراسم ۱۳ آبان گفت: «برخی تصور میکنند نسل زد به نظام و اعتقادات تعلقی ندارد، اما در عمل میبینیم که همه به امامشان تعلق دارند، به رهبری اعتقاد دارند و تابع رهبری هستند.»
او ادامه داد: «جوانان و دانشآموزان ما هر سال با پرچم ایران و با شعار مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل، پررنگتر و باشکوهتر در این مراسم حضور پیدا میکنند.»
خسروپناه افزود: «بصیرت نسل نوجوان و جوان ما هم بیش از گذشته شده است. آنها متوجه هستند که دعوای آمریکا و اسرائیل فقط با جمهوری اسلامی نیست.»
درگذشت حمید علیدوستی، پدر ترانه علیدوستی، و حملاتی که همزمان با مراسم تشییع و خاکسپاری او متوجه این بازیگر شد، بار دیگر یکی از تاریکترین وجوه فضای مجازی را به نمایش گذاشت: سایبربولی و خشونتی که بخشی از کاربران دیگر در آن هیچ مرز اخلاقی و انسانیای نمیشناسند.
تلخ است که حتی لحظات سوگواری یک انسان نیز از حملات کسانی که اختلاف سیاسی را به خصومت شخصی تبدیل کردهاند، در امان نیست.
ترانه علیدوستی، فارغ از هر موضع سیاسی و دیدگاهی که ممکن است با آن موافق یا مخالف باشیم، در این لحظه پیش از هر چیز دختری است که پدرش را از دست داده است.
آیا برای درک این واقعیت باید با تمام مواضع سیاسی او موافق باشیم؟
در فرهنگ ایرانی، احترام به خانواده و بازماندگان کسی که عزیزی از دست داده، همواره بخشی از قواعد ابتدایی همزیستی اجتماعی بوده است؛ هرچند این حرمت همیشه و در مورد همه رعایت نشده، بهویژه وقتی پای وابستگان به ساختار قدرت یا مخالفان حکومت در میان بوده است.
با اینحال، اختلاف سیاسی نباید بهانهای برای عبور از ابتداییترین مرزهای انسانی باشد.
این حملات محدود به ترانه علیدوستی نیست و طی سالهای اخیر، افراد متعددی از طیفهای سیاسی و اجتماعی مختلف هدف توهین، تهدید و تخریب قرار گرفتهاند.
مساله دیگر صرفا اختلاف نظر نیست؛ شکلگیری فرهنگی است که در آن فحاشی و آزار روانی به ابزاری برای وادار کردن دیگران به سکوت یا همسویی تبدیل میشود.
سایبربولی؛ فراتر از چند کامنت توهینآمیز
افراد در برابر آزار اینترنتی واکنش یکسانی ندارند. بهطور تقریبی میتوان سه نوع واکنش را در میان قربانیان مشاهده کرد: گروهی که چندان تحت تاثیر قرار نمیگیرند. گروهی که آسیب میبینند، اما با کمک تواناییهای فردی و حمایت اطرافیان آثار آن را مدیریت میکنند و گروهی که فشار حملات بهتدریج زندگی شخصی، اجتماعی یا حرفهای آنان را مختل میکند.
برای گروه سوم، آزار مستمر و گروهی ممکن است به انزوا، افسردگی و بحرانهای جدی سلامت روان منجر شود و در موارد شدید، خطر خودآسیبرسانی را افزایش دهد. بنابراین، چیزی که برای یک کاربر چند کلمه در یک صفحه نمایش است، ممکن است برای فرد دیگری بخشی از فشاری فرساینده و مداوم باشد.
این مساله در جامعهای مانند ایران که سالها با سرکوب، بحرانهای سیاسی، فشار اقتصادی، جنگ و ترومای جمعی روبهرو بوده، اهمیت بیشتری دارد. جامعهای با این حجم از خشم و آسیب، بیش از هر زمان دیگری به همدلی و بازسازی اعتماد اجتماعی نیاز دارد؛ نه اینکه شهروندان خشم و ناامیدی خود را به سمت یکدیگر تخلیه کنند.
در بخشی از فضای مجازی، بهخصوص شبکه ایکس، موجی از برچسبزنی سیاسی، اتهامزنی بدون سند، فحاشی جنسیتزده و حتی تهدید به تجاوز و قتل به چشم میخورد. بدون دادههای معتبر نمیتوان ادعا کرد کاربران خارج از کشور بیش از کاربران داخل ایران در این رفتارها نقش دارند؛ اما شدت برخی برخوردها در این فضاها قابل تامل است.
همچنین نسبت دادن قطعی این حملات به یک جریان سیاسی مشخص یا یک عملیات سازمانیافته، بدون شواهد کافی، درست نیست و باید میان رفتار فردی کاربران، حملات هماهنگ و عملیات احتمالی سازمانیافته، تفاوت گذاشت.
جمهوری اسلامی و دیگر جریانهای سیاسی نیز ممکن است از فضای دوقطبی و تخریب متقابل بهرهبرداری کنند، اما نکته اساسی این است که سایبربولی به هیچ گروه سیاسی خاصی تعلق ندارد و هر کسی، با هر عقیدهای، ممکن است قربانی آن شود.
ناشناس بودن به معنای بیمسئولیتی نیست
بخشی از مشکل به این تصور برمیگردد که اینترنت فضایی بدون مسئولیت است.
برخی کاربران تصور میکنند پشت صفحه نمایش میتوان هر چیزی گفت و هیچ پیامدی متوجه آنها نخواهد شد؛ در حالی که ناشناس بودن یا استفاده از حساب کاربری مستعار، مسئولیت اخلاقی و در مواردی مسئولیت قانونی را از بین نمیبرد.
البته هر انتقاد یا توهینی الزاما جرم نیست؛ اما تهدید جدی، آزار مستمر، تعقیب اینترنتی و انتشار غیرمجاز اطلاعات خصوصی، بسته به قوانین کشورها و شرایط پرونده، میتوانند قابل پیگرد باشند.
تجربه اروپا؛ قانون در کنار حمایت و آموزش
در بسیاری از کشورهای اروپایی، مقابله با آزار اینترنتی فقط به توصیه اخلاقی محدود نمیشود و مجموعهای از مسیرهای قانونی، حمایتی و آموزشی برای قربانیان وجود دارد.
این ساز و کارها کامل نیستند و تضمین نمیکنند که هر شکایتی به نتیجه برسد، اما دستکم راههایی برای درخواست کمک فراهم میکنند.
در بریتانیا، تهدید و آزار مستمر اینترنتی، بسته به شرایط، ممکن است تحت قوانین مربوط به harassment یا ارتباطات مخرب بررسی شود.
پلیس متروپولیتن راهنمای مشخصی درباره آزار در شبکههای اجتماعی منتشر کرده است.
افراد همچنین میتوانند از طریق پلیس، خدمات حمایتی مانند The Cyber Helpline و در مسائل مرتبط با محیط کار از طریق مدیر، واحد منابع انسانی یا نهاد Acas کمک بگیرند.
قانون Online Safety Act 2023 نیز برای پلتفرمهای مشمول، تعهداتی در زمینه ایمنی کاربران و مقابله با محتوای غیرقانونی ایجاد کرده است.
در آلمان، بسته به نوع رفتار، موادی از قانون کیفری درباره توهین، افترا، تهدید و تعقیب مستمر میتوانند کاربرد داشته باشند.
سامانههای پلیس آنلاین (Onlinewache) در ایالتهای مختلف امکان ثبت برخی گزارشها و شکایتها را فراهم میکنند. پلیس همچنین بر حفظ مستندات و مراجعه به مراجع رسمی در موارد جدی تاکید دارد.
نهادهایی مانند JUUUPORT و klicksafe نیز در زمینه آموزش و پیشگیری فعالیت میکنند.
در فرانسه، سرویس ۳۰۱۸ بهصورت رایگان و محرمانه، هفت روز هفته از ساعت ۹ تا ۲۳، به کودکان و نوجوانان قربانی آزار دیجیتال کمک میکند.
وبسایت رسمی Service-Public نیز درباره نحوه گزارش آزار اینترنتی، مراجعه به پلیس یا دادستانی و درخواست حذف محتوای غیرقانونی، راهنمایی ارائه میدهد.
سامانه PHAROS هم برای گزارش برخی محتواهای غیرقانونی در اینترنت در نظر گرفته شده است.
این نمونهها نشان میدهند مقابله با سایبربولی به ترکیبی از قانون، پلیس، حمایت روانی و حقوقی، آموزش عمومی و مسئولیت پلتفرمها، نیاز دارد.
یکی از مشکلات جامعه ایرانی، چه در داخل و چه در خارج کشور، ناآگاهی از همین مسیرهای حمایتی است. بسیاری نمیدانند چگونه مستندات آزار را حفظ کنند، به کجا مراجعه کنند یا چطور از امکانات محل کار، دانشگاه و کشور محل اقامتشان کمک بگیرند.
اطلاعرسانی رسانهها و انجمنهای ایرانی درباره این حقوق میتواند بخشی از این خلأ را جبران کند.
اختلاف سیاسی، مجوز حذف انسانیت نیست
پرسش اصلی این است: چرا بخشی از خشم سیاسی جامعه بهجای آن که متوجه ساختار قدرت و عاملان سرکوب شود، به سمت افرادی میرود که ممکن است خودشان نیز قربانی همان ساختار باشند؟
جمهوری اسلامی سالها جامعه را با دوگانه «با ما» و «بر ما» تقسیم کرده است. آیا قرار است مخالفان این حکومت نیز همان منطق را در روابط اجتماعی خود بازتولید کنند؟ آیا میتوان مدعی دفاع از آزادی، دموکراسی و حقوق بشر بود، اما برای کسانی که با ما همنظر نیستند، حق برخورداری از کرامت انسانی قائل نشد؟
همبستگی اجتماعی به معنای یکسان فکر کردن نیست و ارزش واقعی آن زمانی آشکار میشود که بتوانیم در کنار کسی بایستیم که با او اختلاف نظر داریم، اما حقوق انسانیاش در حال نقض شدن است.
مسئولیت این وضعیت فقط بر عهده مهاجمان نیست. تماشاگران نیز در شکلگیری فرهنگ فضای مجازی نقش دارند. لازم نیست برای محکوم کردن آزار یک فرد، از تمام مواضع سیاسی او دفاع کنیم. گاهی کافی است بهجای بازنشر تصاویر حاوی فحاشی و تهدید، خود رفتار را محکوم کنیم و از قربانی، حمایت انسانی نشان دهیم.
بازنشر مکرر محتوای آزارگرانه، حتی با نیت انتقاد، ممکن است دامنه انتشار آن را بیشتر کند.
جامعه ایرانی امروز بیش از هر زمان دیگری به بازسازی اعتماد و همبستگی نیاز دارد. باید پیش از آن که فضای اجتماعی ما از وضعیت خاکستری به سیاهی مطلق برسد، در برابر فرهنگ تخریب و ارعاب، فارغ از اینکه عاملان آن به کدام طیف سیاسی تعلق دارند، مرزبندی کنیم.
هیچ عقیده و هدف سیاسیای نمیتواند توجیهی برای تهدید، تحقیر و آزار انسانها باشد.
نباید به لمپنهای فضای مجازی، از هر جریان و گرایشی که باشند، اجازه دهیم گفتوگو را به میدان عربدهکشی و تخریب تبدیل کنند.
قرار نیست همه مثل هم فکر کنیم. قرار نیست همه یکدیگر را تایید کنیم. اما باید بر سر یک اصل توافق داشته باشیم: هیچکس حق ندارد به بهانه اختلاف سیاسی، کرامت انسانی دیگری را لگدمال کند.
اگر قرار است فردای ایران متفاوت از امروز باشد، این تفاوت باید از همین امروز و از رفتار خود ما آغاز شود.
شش نفر از پرستاران بیمارستان فیاضبخش تهران در پی اعتراضات صنفی به یک سال حبس تعلیقی و شش ماه خدمات عامالمنفعه محکوم شدند. حدود ۱۰۰ نفر از کارکنان نیز ابتدا اخراج شدند و بیشتر آنان با امضای تعهدنامه به کار بازگشتند. مزایای ماهانه ۱۰ تا ۱۲ پرستار نیز پرداخت نشد.
خبرگزاری ایلنا چهارشنبه ۱۳ آبان در گزارشی به نقل از پرستاران بیمارستان فیاضبخش نوشت اعتراضات صنفی مردادماه در این مرکز درمانی به تشکیل پرونده قضایی، برخورد نیروهای امنیتی و کسر مزایای شماری از کارکنان منجر شده است.
پرستاران این بیمارستان گفتهاند بیش از یک سال برای افزایش حقوق، پرداخت مطالبات و بهبود شرایط کاری نامهنگاری کردند، اما بینتیجه ماندن پیگیریها به تجمعی سهروزه در مردادماه مقابل اورژانس بیمارستان انجامید.
به گفته کارکنان، این تجمع بدون شعار و تنش برگزار شد، اما چند روز بعد شش نفر از نمایندگان پرستاران به ساختمان مدیریت احضار شدند و نیروهای امنیتی آنان را از ساعت هشت صبح تا شش عصر بازجویی کردند.
یکی از پرستاران گفت در جریان این برخوردها، یکی از کارکنان بیهوشی اتاق عمل آسیب دید و پرستار دیگری بهدلیل فشار عصبی و افزایش شدید فشار خون، پنج روز در بخش مراقبتهای ویژه قلبی بستری شد.
تلفنهای همراه هر شش نفر نیز ضبط شد و به گفته پرستاران، با گذشت حدود سه ماه، گوشیهای دو نفر همچنان در توقیف است.
منابع آگاه ۱۲ شهریور به ایراناینترنشنال خبر داده بودند برای شماری از پرستاران معترض بیمارستان فیاضبخش پرونده قضایی تشکیل شده و دادگاه شش نفر برگزار شده است.
بر اساس اطلاعات آن زمان، یک پرستار تبرئه شده بود و پنج نفر دیگر با اتهامهایی از جمله «نشر اکاذیب» و «تشویش اذهان عمومی» روبهرو بودند.
احکام قضایی و برخورد با پرستاران معترض
به گفته یکی از پرستاران، دادگاه حکم یک سال حبس شش نفر از کارکنان بیمارستان را تعلیق کرد و برای هر کدام شش ماه خدمت در موسسات و مجامع عامالمنفعه، به میزان یک روز در هفته، تعیین کرد.
او افزود به این افراد هشدار داده شده است در صورت اعتراض یا بروز درگیری در دوره تعلیق، پرونده آنان دوباره به جریان خواهد افتاد.
یکی دیگر از پرستاران به ایلنا گفت حدود ۱۰۰ نفر از کارکنان معترض اخراج شدند، اما پس از رسانهای شدن موضوع، بیشتر آنان با امضای تعهدنامهای مبنی بر خودداری از اعتراض دوباره به کار بازگشتند.
به گفته او، دو تا سه نفر از کارکنان از امضای تعهدنامه خودداری کردند و همکاری بیمارستان با آنان قطع شد.
پرستاران همچنین از پرداخت نشدن مزایای انگیزشی و کارانه حدود ۱۰ تا ۱۲ نفر از کارکنان معترض خبر دادند. مبالغ پرداختنشده برای هر نفر بین ۱۶ تا ۲۸ میلیون تومان اعلام شده است.
یکی از کارکنان گفت این مبالغ پیش از صدور رای هیات تخلفات اداری و بدون اطلاع قبلی از پرداختیهای آنان حذف شده و مسئولان بیمارستان نیز از ارائه ابلاغیه کتبی درباره این تصمیم خودداری کردهاند.
ایراناینترنشنال ۱۳ مرداد گزارش داد شماری از پرستاران معترض بیمارستان فیاضبخش با احکام تعلیق و پایان کار، ضربوشتم و ضبط تلفنهای همراه مواجه شدهاند.
پرستاران این بیمارستان مردادماه در اعتراض به کمبود نیروی انسانی، مطالبات معوق و پایین بودن دستمزدها تجمع کردند و پس از آن، شماری از آنان با برخورد فیزیکی از سوی حراست بیمارستان، لغو قرارداد و تهدید مواجه شدند.
واکنش معاون درمان تامین اجتماعی تهران
علی شاهعباسی، معاون درمان ادارهکل درمان تامین اجتماعی استان تهران، در گفتوگو با ایلنا تایید کرد هفت نفر از کارکنان به هیات تخلفات اداری معرفی شدهاند، اما هنوز رایی برای آنان صادر نشده است.
او تشکیل دادگاه و صدور احکام قضایی را رد کرد و گفت مراجع امنیتی به موضوع ورود کردهاند. این در حالی است که ایلنا اعلام کرد تصاویر ابلاغیههای دادگاه انقلاب و احکام صادرشده برای شش نفر از کارکنان را در اختیار دارد.
شاهعباسی همچنین گفت نیروهای قراردادی پس از «اظهار ندامت» به کار بازگشتهاند و هیچکس بهدلیل اعتراضات از کار کنار گذاشته نشده است.
به گفته او، مزایای پرداختنشده کارکنان نیز در صورت تبرئه در هیات تخلفات اداری، پرداخت خواهد شد.
او پرستاران معترض را به تعطیل کردن کار و تشویق دیگران به ترک بخشها متهم کرد، اما تایید کرد اعتراضات به تسریع بررسی مطالبات، اصلاح احکام کارگزینی و پرداخت تعرفه خدمات پرستاری منجر شده است.
پرستاران معترض در سالهای گذشته بارها در پی برگزاری تحصن، اعتصاب و تجمعهای صنفی در اعتراض به دستمزدهای پایین، اضافهکاری اجباری و مطالبات معوق، با تشکیل پروندههای قضایی و اداری، تعلیق و اخراج از کار روبهرو شدهاند.
محمد شریفیمقدم، دبیرکل خانه پرستار، ۲۸ تیر از تشکیل پروندههای قضایی و اداری برای پرستاران بهدلیل طرح مطالبات صنفی انتقاد کرد.
والاستریت ژورنال گزارش داد جمهوری اسلامی برای مختل کردن تردد کشتیها و انتقال نفت از خلیج فارس، به تاکتیکهای جنگ نامتقارن از جمله استفاده از پهپادهای زیردریایی حامل مواد منفجره، مینهای چسبان و قایقهای کوچک برای شناسایی اهداف روی آورده است.
این روزنامه سهشنبه ۱۲ آبان به نقل از مقامهای منطقهای، شرکتهای امنیتی و کارشناسان نظامی نوشت تهران میکوشد با این روشها، موقعیت تضعیفشده خود در جنگ را تقویت کند، کنترل تنگه هرمز را بار دیگر به دست گیرد و در مذاکرات به بنبسترسیده با واشینگتن، فشار بر دولت دونالد ترامپ را افزایش دهد.
بر اساس این گزارش، نیروهای جمهوری اسلامی در هفتههای گذشته علاوه بر بهکارگیری پهپادهای زیرآبی حامل مواد منفجره، نارنجکهای راکتی شلیک کرده و با استفاده از قایقهای کوچک، مواد منفجره را به بدنه کشتیهای تجاری متصل کردهاند.
بخشی از این حملات، شناورهایی را هدف قرار میدهند که وظیفه انتقال نفت از خلیج فارس به نفتکشهای منتظر را بر عهده دارند.
گرگوری برو، تحلیلگر ارشد مسائل ایران و انرژی در گروه اوراسیا، به والاستریت ژورنال گفت جمهوری اسلامی با ادامه این حملات میتواند خطر کشتیرانی و هزینه حملونقل را بالا نگه دارد و مانع کاهش قیمت جهانی نفت شود.
پهپادهای زیردریایی و مینهای چسبان؛ ابزارهای تازه حمله به کشتیها
به گفته مقامهای کشورهای حاشیه خلیج فارس، جمهوری اسلامی از اواخر ماه اوت با استفاده از شناورهای بدون سرنشین زیرآبی حامل مواد منفجره، به چندین کشتی تجاری حمله کرده است.
این روزنامه با اشاره به اینکه «مقامهای تهران تاکنون ماهیت دقیق این حملات را تایید نکردهاند» نوشت خودداری از اعلام جزئیات احتمالا بخشی از تلاش جمهوری اسلامی برای ایجاد این تصور است که تنگه هرمز همچنان با مینهای دریایی تهدید میشود.
سپاه پاسداران در هفتههای اخیر بارها مدعی شده است کشتیهای تجاری بر اثر برخورد با مینهای کارگذاشتهشده از سوی نیروهایش آسیب دیدهاند.
با این حال، مقامهای کشورهای حاشیه خلیج فارس معتقدند این ادعاها با هدف ایجاد وحشت در میان شرکتهای کشتیرانی و تردیدافکنی درباره موفقیت عملیات مینروبی آمریکا مطرح میشود.
بر اساس این گزارش، یکی دیگر از روشهای مورد استفاده جمهوری اسلامی، نصب مینهای چسبان بر بدنه کشتیهاست؛ روشی که نیروهای حکومت ایران پیشتر در سال ۲۰۱۹ نیز به استفاده از آن متهم شده بودند.
بر اساس گزارش مرکز عملیات تجارت دریایی بریتانیا، در یکی از حملات اخیر در آبهای شمال عمان، یک قایق کوچک به یک نفتکش نزدیک شد و دو وسیله انفجاری را بالاتر از خط آب به بدنه آن متصل کرد.
انفجار این مواد باعث آتشسوزی در موتورخانه نفتکش شد و آن را بهطور موقت از کار انداخت.
فایننشالتایمز نیز پیشتر از حمله به نفتکش «لوئیز ۱» با مینهای چسبان خبر داده بود. کارشناسان امنیت دریایی هشدار دادهاند بازگشت این روش میتواند شرکتهای کشتیرانی را از عبور از تنگه هرمز منصرف کند.
استفاده از قایقهای کوچک بهجای رادارهای ساحلی
والاستریت ژورنال در بخش دیگری از گزارش خود به تغییر روشهای شناسایی کشتیها از سوی جمهوری اسلامی پرداخته است.
به گفته گرگوری برو، در پی حملات مکرر آمریکا به رادارهای ساحلی ایران، نیروهای جمهوری اسلامی بیش از گذشته به دیدهبانهای انسانی متکی شدهاند.
در این روش، سرنشینان قایقهای کوچک که بهطور مخفیانه در میان شناورهای ماهیگیری پرتعداد تنگه هرمز فعالیت میکنند، کشتیهای عبوری را زیر نظر میگیرند و اطلاعات مربوط به موقعیت آنها را به نیروهای مسئول حملات موشکی و پهپادی منتقل میکنند.
به گفته کارشناسان، شناسایی و مختل کردن چنین فعالیتهایی برای نیروهای آمریکایی دشوارتر از مقابله با سامانههای راداری ثابت است.
یک مقام عرب آگاه از حملات جمهوری اسلامی نیز گفت این قایقها اغلب در نزدیکی مناطقی مشاهده شدهاند که کشتیهای تجاری هدف حمله قرار گرفتهاند.
این تغییر تاکتیک در شرایطی رخ داده که آمریکا در جریان جنگ بخش بزرگی از نیروی دریایی جمهوری اسلامی را منهدم کرده است. این موضوع به نوشته والاستریت ژورنال، احتمالا استفاده از شناورهای غیرنظامی را برای نیروهای حکومت ایران ضروریتر کرده است.
ایراناینترنشنال پیشتر در گزارشی اختصاصی در ۱۱ تیر خبر داده بود سپاه پاسداران نیروهای ویژهای را در امتداد سواحل خلیج فارس مستقر کرده است تا شناورهای عبوری از مسیر جنوبی تنگه هرمز را پیشاپیش شناسایی کنند.
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، این نیروها از پستهای دیدهبانی زمینی، تجهیزات دریایی و سامانههای هوایی برای جمعآوری اطلاعات استفاده میکردند.
عکس آرشیوی، قایقهای کوچک ماهیگیری در تنگه هرمز
گسترش حملات به کشتیهای غیرنفتی
به نوشته والاستریت ژورنال، با افزایش حجم نفت عبوری از تنگه هرمز، جمهوری اسلامی دامنه حملات خود را نیز گسترش داده است.
این حملات دیگر به نفتکشها محدود نیست و کشتیهای کانتینربر، فلهبر و حامل گاز را نیز شامل میشود. همچنین برخی شناورهای لنگرانداخته در بخشهای دیگر خلیج فارس و خارج از محدوده تنگه هرمز هدف قرار گرفتهاند.
آلسیو پاتالانو، کارشناس جنگ دریایی در کینگز کالج لندن، گفت: «ایران میتواند با هزینهای اندک خسارت قابلتوجهی وارد کند. در عین حال، امکان انجام حملات از نقاط متعدد ساحلی، شناسایی و جلوگیری از آنها را برای نیروهای آمریکایی دشوارتر و زمانبرتر میکند.»
افزایش حملات در حالی است که جمهوری اسلامی پیشتر نیز تهدید کرده بود با کشتیهایی که بدون هماهنگی تهران از تنگه هرمز عبور کنند، مقابله خواهد کرد.
محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی، ۱۵ شهریور از ایجاد آنچه «منطقه ممنوعه تحریمی» در اطراف تنگه هرمز خواند، خبر داد و تهدید کرد شناورهایی که دستور توقف نیروهای حکومت ایران را نادیده بگیرند، همراه با مالکانشان تحریم خواهند شد.
تلاش برای ایجاد ناامنی با وجود حضور نظامی آمریکا
حملات جمهوری اسلامی در شرایطی ادامه دارد که آمریکا برای حفاظت از تردد کشتیها و انتقال نفت از تنگه هرمز، تقریبا هر روز عملیات نظامی انجام میدهد.
دولت ترامپ تاکید دارد کنترل این آبراه را در اختیار گرفته و نیروهای آمریکایی نیز اعلام کردهاند تنگه هرمز از مینهای ایرانی پاکسازی شده است.
با وجود این، حملات به کشتیهای تجاری در ماه اکتبر به بالاترین سطح خود از زمان آغاز جنگ رسید.
مرکز عملیات تجارت دریایی بریتانیا بیش از ۳۵ حادثه را در ماه اکتبر ثبت کرده و دستکم پنج شناور نیز در روزهای نخست نوامبر هدف قرار گرفتهاند.
رویترز پیشتر گزارش داده بود که افزایش حملات بخشی از تلاش تهران برای کند کردن روند بهبود کشتیرانی و حفظ فشار بر بازارهای جهانی انرژی، بهویژه در آستانه انتخابات میاندورهای آمریکا، است.
گزارش تازه والاستریت ژورنال نشان میدهد جمهوری اسلامی، با وجود آسیبهای گسترده به توان دریایی و زیرساختهای نظامی خود، همچنان میکوشد از طریق حملات محدود اما مداوم، هزینه و خطر عبور کشتیها از تنگه هرمز را افزایش دهد.
به این ترتیب، هدف این تاکتیکها تنها آسیب رساندن به کشتیهای مشخص نیست، بلکه ایجاد ناامنی و بازداشتن شرکتهای کشتیرانی از استفاده از مسیرهای عبوری تحت حفاظت آمریکا نیز بخشی از راهبرد تهران به شمار میرود.
نگار مجتهدی، خبرنگار ایراناینترنشنال، روز دوشنبه در چهلمین دوره سالانه جوایز معتبر وبستر در ونکوور، جایزه بیل گود سال ۲۰۲۶ را دریافت کرد. این جایزه به پاس گزارشگری او درباره جنگ، خشونت حکومتی و نقض حقوق بشر در ایران اهدا شد.
مجتهدی، ساکن بریتیش کلمبیا، که تمرکزش بر روزنامهنگار تحقیقی و مستندساز ی است و پادکست آی فور ایران را برای ایراناینترنشنال تهیه و اجرا می کند، این جایزه را در مراسمی که برای تجلیل از آثار و فعالیتهای برتر روزنامهنگاری در غرب کانادا برگزار شد، دریافت کرد.
مجتهدی هنگام دریافت جایزه، آن را به مردم ایران، بهویژه کسانی که در راه مطالبه آزادی جان خود را از دست دادهاند، تقدیم کرد و بر خطرهایی تاکید کرد که روزنامهنگاران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی با آن روبهرو هستند.
او گفت: «روزنامهنگاری حرفه من است. کاری است که زندگیام را وقف آن کردهام. اما در حالی که روزنامهنگاری اینجا در کانادا یک شغل است، در ایران کنشی است که شجاعتی فوقالعاده میطلبد و میتواند به قیمت جانتان تمام شود.»
او در صحبتهایش از زهرا کاظمی، عکاس خبری ایرانیکانادایی، یاد کرد که تیرماه ۱۳۸۲ پس از عکاسی مقابل زندان اوین تهران، بازداشت و در زندان جان باخت. مجتهدی همچنین به زندانی شدن نیلوفر حامدی و الهه محمدی دو روزنامهنگار زن ایرانی اشاره کرد که پس از گزارشگری درباره جانباختن مهسا «ژینا» امینی در بازداشت و سپس مراسم خاکسپاری او در سال ۱۴۰۱ نقش داشتند.
مجتهدی همچنین به سرکوب خونین اعتراضات سراسری دی ماه ۱۴۰۴ به دست حکومت و کشتار جمعی روزهای ۱۸ و ۱۹ دیماه و قطع اینترنت پرداخت.
او گفت: «در ۱۸ و ۱۹ دی ماه، جمهوری اسلامی مردم خود را قتلعام کرد. دهها هزار نفر تنها در دو روز کشته شدند. ابعاد کامل این کشتار هنوز در حال آشکار شدن است.»
او به سخنان پیام اخوان، دادستان پیشین جنایات جنگی سازمان ملل متحد، استناد کرد که این کشتارها را نسلکشی توصیف کرده بود و مقامهای جمهوریاسلامی را متهم کرد که با قطع ارتباطات اینترنتی و تلفنی، کوشیدهاند این جنایت را پنهان کنند.
مجتهدی گفت: «بسیار خوشاقبالم که در ایراناینترنشنال کار میکنم؛ جایی که آزادی، تریبون و مسئولیت افشای این جنایتها را داریم، حتی زمانی که حکومت هر کاری از دستش برمیآید انجام میدهد تا حقیقت پنهان بماند.»
مجتهدی همچنین توجه حاضران را به اعدام معترضان و صدور احکام اعدام برای آنان و نیز پرونده حسام علاءالدین، پدر ۴۰ ساله دو فرزند، جلب کرد. علاءالدین در پروندهای مرتبط با در اختیار داشتن تجهیزات اینترنت ماهوارهای استارلینک، پس از ضربوشتم به دست ماموران امنیتی جان باخت.
او با اشاره به تجربههای خانواده خود گفت شنیدن روایتهای اعدام در ایران از دوران کودکی، درک او از روزنامهنگاری و مسئولیت همراه با آن را شکل داده است.
او گفت: «حتی امروز، وقتی اینجا در کانادا یک جرثقیل را بر فراز ساختمانی میبینم، دلم میریزد. چون به یاد ایران میافتم. به یاد کسانی که با استفاده از جرثقیلها به دار آویخته شدند.»
این روزنامهنگار در ادامه تاکید کرد که این جایزه را به مردم ایران تقدیم میکند: «بهویژه کسانی که برای مطالبه حقیقت و آزادی، جان خود را از دست دادهاند.»
او سخنانش را با پیامی به همکاران روزنامهنگارش به پایان رساند: «آزادی ما برای گزارشگری ارزش چندانی ندارد اگر از آن برای رساندن صدای کسانی استفاده نکنیم که به سکوت واداشته شدهاند.»
تعهد به روزنامهنگاری
بنیاد جک وبستر با ستایش از فعالیتهای مجتهدی در مستندسازی جنگ، خشونت حکومتی و نقض حقوق بشر، بر تلاشهای او برای افزایش شناخت و درک جامعه جهانی از ایران تاکید کرد.
این بنیاد اعلام کرد: «نگار با گزارشگری درباره جنگ، خشونت حکومتی و نقض حقوق بشر، که اغلب با خطرهای جدی برای امنیت شخصی او همراه بوده، به کاهش شکاف میان غرب و ایران و افزایش درک فرهنگی کمک کرده است.»
این بنیاد همچنین از نقش او بهعنوان روزنامهنگاری از یک خانواده مهاجر تقدیر کرد و گفت گزارشهای او کلیشههای منفی را به چالش میکشد و به بازنمایی عادلانهتر از جوامعی کمک میکند که در رسانهها کمتر دیده میشوند.
افی کلاین، مدرس روزنامهنگاری، در صحبتهایی پس از اهدای جایزه، با ستایش از تعهد و شجاعت مجتهدی گفت او به جایگاهی از تقدیر و اعتبار رسیده است که معمولا نصیب روزنامهنگارانی میشود که دههها در این حرفه فعالیت کردهاند.
کلاین گفت: «او به کاری که میکند باور دارد. عاشق کارش است و حتی اگر این کار پیامدهایی داشته باشد، میداند که باید حقیقت را بگوید. فکر میکنم این نشانه شجاعت بسیار اوست و به نظرم به همین دلیل شایسته این جایزه است.»
در ویدویی که بنیاد وبستر در جریان اهدای جایزه به مجتهدی پخش کرد، داگ سیدورا از شبکه گلوبال بیسی، به شور و اشتیاق و عزم مجتهدی در نخستین روزهای حضورش در تحریریه اشاره کرد و گفت نگار «با نیرویی پرقدرت وارد شد» و مجتهدی را برخوردار از «کنجکاوی و شور و اشتیاقی باورنکردنی و مهارنشدنی» توصیف کرد.
بزرگمهر شرفالدین، مدیر بخش دیجیتال ایراناینترنشنال، نیز در همین ویدیو تعهد او به گزارشگری را ستود و گفت:
شرفالدین گفت: «او واقعا به موضوعاتی که پوشش میدهد علاقهمند است. به این امر، انرژی او را هم اضافه کنید که پایانناپذیر است. فکر میکنم ترکیب این ویژگیها نگار را به خبرنگاری منحصربهفرد تبدیل میکند.»
سرآمدی در روزنامهنگاری
جایزه بیل گود از افراد یا سازمانهایی تقدیر میکند که سهم چشمگیری در روزنامهنگاری در بریتیش کلمبیا داشتهاند یا از طریق گزارشگری خود به جوامع خدمت کردهاند.
این جایزه که به افتخار بیل گود، روزنامهنگار باسابقه رادیو و تلویزیون کانادا با پنج دهه فعالیت حرفهای، نامگذاری شده، یکی از سه جایزه ویژهای است که بنیاد جک وبستر اهدا میکند.
مجتهدی پیشتر جایزه آزادی رسانه سال ۲۰۲۵ را از شبکه رهبری ترانسآتلانتیک، مستقر در واشینگتن، برای عملکرد برجسته در گزارشگری بینالمللی دریافت کرده بود.
در مراسم بنیاد وبستر، همچنین جایزه یک عمر دستاورد بروس هاچیسون به تام زایتاروک، روزنامهنگار، و جایزه شلی فرالیک به آن پنمن اهدا شد.
جوایز سالانه وبستر امسال چهلمین سالگرد خود را جشن گرفت و الیزابت پالمر، خبرنگار ارشد امور خارجی سیبیاس نیوز که بهتازگی بازنشسته شده است، مهمان ویژه این مراسم بود.
تجمع اعتراضی پاکبانان مقابل شهرداری تهران، ۱۲ آبان ۱۴۰۵
در شرایطی که بحران اقتصادی فشار بیشتری بر معیشت مردم وارد میکند، گزارشها از تجمع و اعتصاب کارگران در چند شهر خبر میدهند. بر اساس این گزارشها، صدها کارگر اخراج شدهاند یا در بلاتکلیفی به سر میبرند و حقوق و حق بیمه شماری از شاغلان در بخشهای مختلف نیز پرداخت نشده است.
خبرگزاری ایلنا، روزنامه شرق، کانال تلگرامی «پژواک کار ایران» و اتحادیه آزاد کارگران ایران، سهشنبه ۱۲ آبان در گزارشهای جداگانه از اعتراضهای کارگری، توقف فعالیت واحدهای تولیدی و معدنی، اخراج کارگران و مشکلات معیشتی آنان خبر دادند.
تجمع و اعتصاب کارگران در تهران و یزد
جمعی از کارگران مرکز پسماند آرادکوه شهرداری تهران در اعتراض به وضعیت استخدامی خود مقابل ساختمان شهرداری تهران تجمع کردند.
معترضان با در دست داشتن پلاکاردهای اعتراضی، خواستار استخدام مستقیم، حذف پیمانکاران و تعیین تکلیف وضعیت شغلی خود شدند و گفتند با وجود وعدههای مکرر مسئولان، هنوز اقدامی برای تحقق این مطالبات صورت نگرفته است.
کارگران با تاکید بر سابقه چندساله فعالیت خود اعلام کردند ادامه کار با قراردادهای پیمانکاری را نمیپذیرند و خواستار امنیت شغلی هستند.
تجمع کارگران فضای سبز آرادکوه مقابل شهرداری تهران
در یزد نیز رانندگان اتوبوسها و مینیبوسهای بخش خصوصی حملونقل شهری از نهم آبان در اعتراض به افزایش هزینهها و پرداختنشدن سهم خود از درآمد فروش بلیت، اعتصاب کردهاند.
افزایش قیمت روغن و لاستیک و هزینههای نگهداری خودروها، همراه با اجرا نشدن تعهد شهرداری و شرکت اتوبوسرانی یزد برای اختصاص ۳۰ درصد از درآمد فروش بلیت به ناوگان بخش خصوصی، از دلایل این اعتصاب عنوان شده است.
جمعی از کارگران شرکت بنیان توسعه صنعت خودرو (بنرو)، از شرکتهای زیرمجموعه گروه خودروسازی سایپا، نیز در اعتراض به پرداختنشدن چندماهه حقوق و مطالبات خود دست به اعتصاب زدهاند.
به گفته کارگران، کمبود قطعات و مشکلات تولید نیز فعالیت بخشهایی از این کارخانه را مختل کرده است.
اخراج و بلاتکلیفی کارگران در واحدهای صنعتی و معدنی
در استان یزد، فعالیت معدن سنگآهن مرکزی رباط در شهرستان اردکان از ۲۸ شهریور متوقف شده و حدود ۲۰۰ کارگر آن همچنان بلاتکلیف هستند.
کارگران میگویند با وجود وعده ازسرگیری فعالیت معدن از ابتدای آبان، این وعده عملی نشده و برای تامین هزینههای زندگی به استفاده از بیمه بیکاری روی آوردهاند.
همزمان، بیش از ۳۰ نفر از کارکنان شرکت خدمات مهندسی پژواک انرژی در تهران، اهواز و ایلام کار خود را از دست دادهاند. پایان پروژهها دلیل قطع همکاری با این کارکنان عنوان شده است.
برخی از این کارکنان سالها در پروژههای عملیاتی فعالیت داشتهاند و اکنون با نگرانی درباره آینده شغلی و تامین معیشت خانوادههای خود روبهرو هستند.
در ایلام نیز ۳۹ کارگر اخراجی شرکت پیمانکاری جهان پارس، با وجود دریافت حکم بازگشت به کار، همچنان به کار بازنگشتهاند.
کارگران معدن سنگآهن مرکزی رباط در اردکان
این کارگران در پروژه فاز دوم پالایشگاه گاز ایلام فعالیت داشتند و قرار بود حدود یک ماه قبل به کار بازگردند، اما به گفته آنان، کارفرما از اجرای حکم خودداری کرده است.
از مهر ۱۴۰۴ تا فروردین سال جاری، حدود ۱۵۲ کارگر این شرکت در سه مرحله بیکار شدهاند. از این تعداد، ۳۹ نفر با شکایت به مراجع قانونی، از هیاتهای تشخیص و حل اختلاف حکم بازگشت به کار و دریافت مطالبات معوقه گرفتهاند.
مالک حسینی، معاون وزارت کار، پنجم آبان شمار بیکاران ایران را حدود دو میلیون و ۵۰۰ هزار نفر اعلام کرد و هشدار داد با تداوم رشد منفی اقتصاد، ممکن است تا پایان سال یک میلیون و ۴۰۰ هزار فرصت شغلی از بین برود.
چهار ماه حقوق معوقه پاکبانان بمپور
در استان سیستان و بلوچستان، پاکبانان شهر بمپور از پرداختنشدن چهار ماه حقوق و واریز نشدن حق بیمه خود در یک سال و پنج ماه گذشته خبر دادهاند.
این کارگران همچنین میگویند کارفرما لباس کار، دستکش، کفش و تجهیزات بهداشتی لازم را تامین نکرده و آنان ناچارند بدون وسایل ایمنی مناسب و در تماس مستقیم با مواد آلوده به نظافت معابر بپردازند.
پاکبانان بمپور خواستار پرداخت فوری مطالبات، واریز حق بیمه معوقه و تامین تجهیزات ایمنی شدهاند.
این گزارشها در حالی است که کارگران با تاخیر در پرداخت دستمزد، افزایش هزینههای زندگی، تعطیلی واحدهای کاری و ناامنی شغلی روبهرو هستند؛ مشکلاتی که تداوم آنها از ناکارآمدی سیاستهای اقتصادی و نظارتی جمهوری اسلامی در حمایت از حقوق کارگران حکایت دارد.
در ماههای گذشته، بازنشستگان و کارکنان در شهرهای مختلف ایران بارها در اعتراض به حقوق و مستمریهای پایین، مطالبات معوق، مشکلات بیمه و درمان، ناامنی شغلی و گرانی تجمع و راهپیمایی کردهاند.
بر اساس گزارش سالانه هرانا، در سال ۱۴۰۴ دستکم دو هزار و ۵۵۱ تجمع اعتراضی، از جمله ۷۲۴ تجمع کارگری، و همچنین ۳۹۰ اعتصاب کارگری در کشور ثبت شده است. در سال ۱۴۰۳ نیز دستکم دو هزار و ۲۵۵ تجمع اعتراضی و یک هزار و ۳۷۷ اعتصاب کارگری ثبت شده بود.