بازنشستگان در شهرهای مختلف در اعتراض به مشکلات معیشتی و سیاستهای کلان تجمع کردند
تجمع اعتراضی بازنشستگان تامین اجتماعی شوش، هفتتپه و کرخه، ۱۰ آبان ۱۴۰۵
بازنشستگان تامین اجتماعی و فولاد در شهرهای مختلف ایران در اعتراض به مشکلات معیشتی و درمانی تجمع کردند و علاوه بر طرح مطالبات صنفی، با شعارهایی علیه فقر، فساد، تبعیض و سیاستهای جنگطلبانه و سرکوبگرانه حکومت، خواستار آزادی زندانیان سیاسی شدند.
این تجمعها یکشنبه ۱۰ آبان در شهرهایی از جمله اصفهان، اهواز، تهران، دزفول، رشت، شوش و کرمانشاه برگزار شد.
ویدیوهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهد گروهی از بازنشستگان فولاد در اصفهان در اعتراض به مشکلات معیشتی تجمع کردند و شعار دادند: «دشمن ما همینجاست، دروغ میگن آمریکاست.»
بازنشستگان فولاد و ذوبآهن با راهپیمایی از دروازه دولت به سمت ساختمان استانداری اصفهان، خواستار رسیدگی به مشکلات درمانی و اجرای متناسبسازی حقوق تا سطح ۹۰ درصد حقوق شاغلان همتراز شدند.
معترضان همچنین شعارهای «حسین، حسین شعارشون، دروغ و دزدی کارشون» و «آهای رییس دولت، دروغ گفتی به ملت» سر دادند.
خبرگزاری ایلنا به نقل از بازنشستگان معترض نوشت: «مستمری ما زیر خط فقر است و حقوقمان برای نصف ماه هم کفاف نمیدهد.»
بازنشستگان با انتقاد از عملکرد بیمه دانا گفتند با وجود برگزاری جلسات متعدد با مسئولان استانداری اصفهان و نمایندگان بیمه دانا و ذوبآهن، اقدامی برای رفع مشکلات درمانی آنها صورت نگرفته است.
آنها همچنین از احمد میدری، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی، انتقاد کردند که در سفر دو روزه خود به استانهای اصفهان و چهارمحال و بختیاری، زمانی برای شنیدن مطالبات بازنشستگان فولاد اختصاص نداد.
بازنشستگان فولاد طی سالهای گذشته بارها در شهرهای مختلف ایران در اعتراض به بیتوجهی به مطالبات معیشتی، درمانی و قانونی خود تجمع و راهپیمایی کردهاند.
تجمع بازنشستگان تامین اجتماعی در چند شهر
ایلنا گزارش داد بازنشستگان تامین اجتماعی در شهرهای رشت، تهران، کرمانشاه، اهواز و شوش تجمعهای اعتراضی برگزار کردند.
معترضان خواستار افزایش مستمریها متناسب با تورم و هزینههای زندگی، بهبود خدمات درمانی، حذف بیمه تکمیلی، اجرای قوانین مربوط به حقوق بازنشستگان و پرداخت بدهیهای دولت به سازمان تامین اجتماعی شدند.
سایت هرانا از تجمع بازنشستگان در دزفول و رشت خبر داد و شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران نیز نوشت بازنشستگان و فرهنگیان در رشت شعارهای «قسم به خون یاران، ایستادهایم تا پایان» و «لعنت به حکم اعدام» سر دادند.
در کرمانشاه و اهواز، بازنشستگان تامین اجتماعی با شعار «معترض زندانی، آزاد باید گردد» خواستار آزادی معترضان زندانی شدند.
در ماههای پس از اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، دستگاه قضایی جمهوری اسلامی برای شمار زیادی از بازداشتشدگان این اعتراضات احکامی از جمله اعدام، حبس، شلاق و مصادره اموال صادر کرده است.
بررسیهای ایراناینترنشنال نشان میدهد از دیماه ۱۴۰۴ تاکنون بیش از ۷۰ زندانی سیاسی در ایران اعدام شدهاند و دستکم ۲۰۰ نفر دیگر نیز با اتهامهای سیاسی در خطر اعدام هستند.
ویدیوهای منتشرشده نشان میدهد بازنشستگان معترض در کرمانشاه و اهواز شعار «جنگافروزی کافیه، سفره ما خالیه» سر دادند.
معترضان در کرمانشاه همچنین شعارهای «همبستگی، اتحاد، پایان ظلم و بیداد»، «اختلاسها دلاریه، حقوق ما ریالیه»، «جنگ، تحریم بهانهست، زندگی ما نشانهست»، «نه جنگ میخوایم نه کشتار، رفاه میخوایم ماندگار» و «غنیسازی زندگی، رفاه، شادی، آزادی» سر دادند.
در اهواز همچنین شعارهای «حقوق بازنشسته، فقط برای یک هفته»، «تامین اجتماعی از انحصار دولت، آزاد باید گردد» و «اتحاد، اتحاد، علیه فقر و فساد» سر داده شد.
در تهران، بازنشستگان تامین اجتماعی مقابل ساختمان این سازمان گرد آمدند و شعارهای «نه سرما، نه گرما، نیست جلودار ما»، «آموزش رایگان، حق مسلم ماست» و «عیدی بازنشسته، دو ماه حقوق کامل» سر دادند.
در شوش نیز بازنشستگان تامین اجتماعی شوش، هفتتپه و کرخه تجمع کردند و شعارهای «مجلس بیخاصیت، نمیخوایم، نمیخوایم»، «اتحاد، اتحاد، علیه فقر و فساد» و «دولت پردرآمد، چه بر سر تو آمد» سر دادند.
در ماههای گذشته، بازنشستگان و کارکنان بخشهای مختلف در شهرهای ایران بارها در اعتراض به حقوق و مستمریهای پایین، مطالبات معوق، مشکلات بیمه و درمان، ناامنی شغلی و افزایش هزینههای زندگی تجمع و راهپیمایی کردهاند.
روایتهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهد خانوادهها در بسیاری از مدارس دولتی ناچارند هزینههایی را بپردازند که حتی به تامین ابتداییترین امکانات مدرسه مربوط میشود.
شماری از والدین میگویند این پرداختها دیگر داوطلبانه نیست و گاهی مدارس با نگه داشتن کارنامه یا فشار بر دانشآموزان، خانوادهها را به پرداخت پول وادار میکنند.
در پاسخ به پرسش ایراناینترنشنال درباره میزان وابستگی مدارس به کمکهای مالی خانوادهها، مخاطبان از دریافت مبالغ چندمیلیونی، درخواست مکرر پول برای هزینههای جاری و کمبود امکانات آموزشی و بهداشتی خبر دادند.
این روایتها در حالی مطرح میشود که علیرضا کاظمی، وزیر آموزشوپرورش، گفته بود مدارس دولتی مجاز به دریافت وجه اجباری از خانوادهها نیستند.
«دولت هیچ کمکی به مدارس نمیکند.» این جمله در پیامهای شماری از مخاطبان ایراناینترنشنال تکرار شده است.
خانوادهها میگویند تامین هزینههای روزمره مدرسه، از خرید لوازم مصرفی تا تعمیر تجهیزات، بر عهده آنها گذاشته شده است.
یکی از والدین گفت در جلسه دوم مهر مدرسه، به خانوادهها اعلام شد دولت بودجهای ندارد و مدارس دولتی باید با کمک والدین اداره شوند.
او افزود سپس فهرستی از هزینههای ماهانه شامل آب، برق، سرویس آبخوری، نظافت و وسایل سرمایشی و گرمایشی در اختیار خانوادهها قرار گرفت.
در مدرسهای دیگر، از والدین خواسته شده است برای خرید کاغذ نفری ۲۵۰ هزار تومان بپردازند.
یکی از مخاطبان در پیام خود نوشت درخواست پول از ابتدای سال تحصیلی ادامه داشته و مدرسه حتی برای تعمیر در خراب کلاس نیز از خانوادهها کمک خواسته است.
در پیامهای دیگر، خانوادهها از پرداخت هزینه قبض آب، برق و گاز، خرید ماژیک، لامپ، کاغذ آ۴ و حتی کیسه زباله خبر دادند.
یکی از مخاطبان در واکنش به دریافت پول برای کاغذ نوشت: «فقط همین مانده که حقوق معلمها را هم از والدین بگیرند.»
مادری نیز گفت مدرسه از خانوادهها پول مایع دستشویی میخواهد، اما سرویسهای بهداشتی چنان کثیف و غیرقابل استفادهاند که فرزندش در پنج ساعت حضور در مدرسه از دستشویی استفاده نمیکند.
به گفته یکی دیگر از والدین، خانوادهها علاوه بر تامین لوازم مصرفی، ناچارند وسایل مورد نیاز برای سادهترین آزمایشهای علوم را نیز خریداری کنند، زیرا مدرسه امکانات آزمایشگاهی کافی ندارد.
در برخی مدارس، درخواست کمک مالی به هزینههای آموزشی و جاری محدود نمیشود. یکی از مخاطبان گفت مدارس برای برگزاری مراسم حکومتی و مذهبی، از جمله برنامههای «دهه فاطمیه»، از خانوادهها پول، حلوا و آبنبات میخواهند.
کمک داوطلبانهای که به پرداخت اجباری تبدیل شده است
در کنار درخواست پول برای هزینههای جاری، شماری از خانوادهها از دریافت مبالغ چندمیلیونی با عنوان شهریه و فشار مدارس برای پرداخت آن خبر دادند.
یکی از شهروندان گفت مدرسه دولتی فرزندش پنج میلیون تومان شهریه دریافت کرده، در حالی که مدرسه «هیچ امکاناتی ندارد».
مخاطب دیگری از مدرسهای دولتی با نزدیک به ۳۰۰ دانشآموز در دو شیفت خبر داد که از هر دانشآموز، بدون توجه به وضعیت مالی خانواده، بین یک میلیون و ۷۰۰ هزار تا دو میلیون تومان دریافت کرده است.
او افزود هزینه برگههای امتحانی جداگانه از دانشآموزان گرفته میشود و حتی نیمی از مبالغ دریافتی صرف مدرسه نشده است.
برخی والدین گفتند مدارس تحویل کارنامه را به پرداخت وجهی جداگانه مشروط میکنند.
این در حالی است که علیرضا کاظمی، وزیر آموزشوپرورش، ۲۹ شهریور اعلام کرد مدارس دولتی حق ندارند بابت ثبتنام یا آغاز سال تحصیلی از خانوادهها پول دریافت کنند و کمکهای مردمی باید «کاملا داوطلبانه و اختیاری» باشد.
اکبر پولادی، عضو کمیسیون آموزش مجلس، نیز چهارم شهریور از دریافت اجباری پول در برخی مدارس انتقاد کرده و گفته بود کمبود بودجه دولت نباید به فشار مالی بر خانوادهها منجر شود.
ایراناینترنشنال ۹ مهر در گزارشی از دریافت پول با عناوینی مانند «کمک به مدرسه» و «مشارکت» خبر داده بود. بر اساس روایت خانوادهها، در برخی موارد حتی ثبتنام یا تحویل کتاب به پرداخت این مبالغ مشروط شده است.
پول بیشتر، امکانات کمتر
در حالی که خانوادهها از افزایش درخواستهای مالی مدارس خبر میدهند، شماری از آنان میگویند پرداخت این مبالغ به بهبود شرایط آموزشی منجر نشده است.
یکی از مخاطبان گفت با گذشت دو ماه از آغاز سال تحصیلی، مدرسه فرزندش همچنان در مناسب، تخته وایتبرد، پرده و نیمکت کافی ندارد؛ با این حال، هزینه اداره مدرسه از خانوادهها دریافت میشود.
یک آموزگار نیز گفت مدرسه محل کارش سالهاست با کمکهای مردمی اداره میشود و مدیران ابتدای سال به والدین اعلام میکنند که بدون حمایت مالی آنها، «مدرسهای برپا نخواهد بود».
همزمان با رسیدن تورم نقطهبهنقطه به ۸۸.۷ درصد در مهرماه، پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال از تشدید فشار معیشتی بر شهروندان حکایت دارد.
شماری از مخاطبان از ناتوانی در تامین نیازهای اولیه، از جمله خوراک، لوازم التحریر و پوشاک فرزندانشان خبر دادند و برخی دیگر از کاهش شدید فروش کسبوکارها، حقوقهای معوق و دشواری پرداخت اجارهخانه گفتند.
این پیامها که از شهرهای مختلف ایران به مدیابات ایراناینترنشنال ارسال شده، وضعیت معیشتی گروههای مختلف، از کارگران و بازنشستگان تا دانشآموزان، زنان سرپرست خانوار و صاحبان کسبوکارهای کوچک را روایت میکند.
یکی از شهروندان با اشاره به افزایش قیمت نان نوشت: «رفتم یک نان لواش بخرم. فقط یک نان به اندازه کف دست گرفتم، ۴۰ هزار تومان. نمیدانم چطور باید زندگی کنیم.»
یک بازنشسته نیز به ایراناینترنشنال گفت حقوق ماهانهاش حتی هزینههای ۱۰ روز زندگی را پوشش نمیدهد.
بر اساس گزارش مرکز آمار ایران برای مهرماه ۱۴۰۵، تورم سالانه به ۷۶.۸ درصد و تورم ماهانه به ۴.۴ درصد رسید.
تورم نقطهبهنقطه ۸۸.۷ درصدی نیز به این معناست که خانوارها برای خرید مجموعه یکسانی از کالاها و خدمات، بهطور میانگین باید ۸۸.۷ درصد بیشتر از مهرماه سال گذشته هزینه کنند.
کاهش فروش مرغ از روزانه ۷۰ عدد به ۱۲ عدد
افزایش قیمت مواد غذایی علاوه بر مصرفکنندگان، بر فروش کسبوکارهای کوچک نیز تاثیر گذاشته است.
صاحب یک مغازه مرغ و تخممرغفروشی در تبریز به ایراناینترنشنال گفت: «قبل از جنگ هر روز ۷۰ مرغ میفروختم، اما بهدلیل گرانی، فروش روزانه به ۱۲ مرغ رسیده است.»
بر اساس این روایت، فروش روزانه مغازه او از نظر تعداد مرغ حدود ۸۳ درصد کاهش یافته است که ناشی از تورم و کاهش توان خرید مشتریان است.
افزایش هزینههای لوازمالتحریر
افزایش هزینههای تحصیل و پوشاک نیز در پیامهای شهروندان بازتاب زیادی داشته است.
یک دانشآموز برای ایراناینترنشنال نوشت: «برای درس خواندن به لوازم التحریر نیاز دارم، اما قیمتها آنقدر بالا رفته که حتی نمیتوانم دفتر بخرم.»
بر اساس آمار مهرماه مرکز آمار ایران، گروه آموزش با تورم ماهانه ۲۳.۵ درصد، بیشترین رشد قیمت را در میان گروههای اصلی هزینه خانوار ثبت کرد.
مادری از مشهد گفت برای خرید لباس گرم دخترش به فروشگاهی ارزانقیمت مراجعه کرد، اما قیمت یک هودی و شلوار به سه میلیون و ۵۰۰ هزار تومان رسیده است.
در ماههای اخیر، وخامت اوضاع اقتصادی در ایران با افزایش نرخ ارز، تشدید تورم و افت چشمگیر قدرت خرید شهروندان همراه بوده است.
با وجود وخامت بحران معیشت و افزایش فشارهای روانی بر جامعه، مقامهای جمهوری اسلامی همچنان بر تداوم سیاست خارجی تنشآفرین خود، بهویژه رویارویی با آمریکا و اسرائیل، اصرار دارند.
حمید صالحی، رییس انجمن سوختگی ایران، خودسوزی را یکی از مشکلات جدی حوزه سوختگی در کشور دانست و اعلام کرد زنان و جوانان سهم قابل توجهی از قربانیان آن دارند و شدت آسیبها و مرگومیر در میان افرادی که اقدام به خودسوزی کردهاند، «بسیار نگرانکننده» است.
صالحی یکشنبه ۱۰ آبان در مصاحبه با خبرگزاری ایلنا گفت بر اساس پژوهشی جامع بر روی ۳۹ مقاله در ایران، میزان بروز خودسوزی حدود ۴.۵ مورد به ازای هر ۱۰۰ هزار نفر جمعیت برآورد شده و حدود ۱۶ درصد از بستریهای سوختگی به خودسوزی مربوط بوده است.
او افزود مطالعات نشان میدهد بهطور میانگین حدود ۶۵ درصد از سطح بدن قربانیان خودسوزی دچار سوختگی شده و حدود ۶۲ درصد از این بیماران پس از بستری شدن جان باختهاند.
رییس انجمن سوختگی تاکید کرد این ارقام حاصل مطالعات گذشته هستند و ارزیابی دقیق وضعیت کنونی کشور به یک «نظام ثبت ملی دقیق و بهروز» نیاز دارد.
صالحی هشدار داد: «خودسوزی صرفا یک مساله درمانی نیست، بلکه معضلی اجتماعی و بهداشتی است که مقابله با آن نیازمند همکاری نظام سلامت، روانپزشکان، روانشناسان، مددکاران اجتماعی و نهادهای مسئول در حوزه پیشگیری از آسیبهای اجتماعی است.»
(کارشناسان توصیه میکنند در صورت مشاهده نشانههای افسردگی یا تمایل به خودکشی در فردی، او را به گفتوگو با پزشک متخصص معتمد، نهادهای حمایتی یا اشخاص مورد اعتماد تشویق کنید. افرادی که در ایران به خودکشی فکر میکنند، میتوانند با اورژانس اجتماعی به شماره ۱۲۳ تماس بگیرند.)
سخنان صالحی در شرایطی مطرح میشود که تشدید بحرانهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی در ایران طی ماههای اخیر، به نگرانیها درباره افزایش فشارهای روانی بر شهروندان دامن زده است.
علیرضا آقایوسفی، رییس سازمان نظام روانشناسی و مشاوره کشور، سوم آبان درباره نزدیک شدن جامعه ایران به وضعیت اضطراری در حوزه سلامت روان و آسیبهای اجتماعی هشدار داد و اعلام کرد بلاتکلیفی ناشی از شرایط «نه جنگ و نه صلح» فشار شدیدی بر مردم وارد میکند.
علیرضا وحیدزاده، مدیرکل بهزیستی استان کرمان، ششم آبان گفت یکی از مراجعهکنندگان که خواستار قرار گرفتن تحت پوشش این نهاد بود، در اعتراض به رای کمیسیون پزشکی اقدام به خودسوزی کرد.
رسانه حقوق بشری هرانا پیشتر در مردادماه گزارش داده بود سوما مقدمی، زن ۱۸ ساله قربانی کودکهمسری در پیرانشهر، پس از اقدام به خودسوزی و انتقال به بیمارستان، بر اثر شدت جراحات جان خود را از دست داد.
رییس انجمن سوختگی ایران در ادامه اعلام کرد سوختگیهای شیمیایی حدود سه درصد موارد مراجعه یا بستری بیماران سوختگی را تشکیل میدهند.
به گفته او، بخشی از این آسیبها بر اثر حوادث ناخواسته در خانه و محل کار رخ میدهند و بخشی دیگر نتیجه اسیدپاشی عمدی و خشونت اجتماعی هستند.
صالحی افزود بر اساس یافتههای پژوهشی در شیراز، اسیدپاشی عمدی عامل حدود ۲۹ درصد از سوختگیهای شیمیایی بوده است.
او هشدار داد: «اسیدپاشی اگرچه از نظر تعداد در مقایسه با سایر علل سوختگی فراوانی کمتری دارد، اما بهدلیل شدت آسیبهای جسمی، تغییر شکلهای پایدار، تخریب چهره و پیامدهای روانی و اجتماعی، از اهمیت ویژهای برخوردار است.»
صالحی همچنین گفت «تحریمها، تورم و افزایش قیمتها» تامین تجهیزات پزشکی، پانسمانهای تخصصی سوختگی و برخی داروها، از جمله آنتیبیوتیکها را دشوار کرده و این مشکلات در یک سال گذشته شدت گرفته است.
روزنامه شرق اول مهر در گزارشی با عنوان «زخمهای ناتمام» به وضعیت قربانیان اسیدپاشی و پیامدهای جسمی، روانی، اجتماعی و اقتصادی این حملات پرداخت و نوشت پروندههای جدید اسیدپاشی در ایران همچنان به مراکز حمایتی ارجاع میشوند.
بر اساس این گزارش، قربانیان سالها پس از حمله با جراحیهای مکرر، هزینههای سنگین درمان، از دست دادن شغل و طرد اجتماعی مواجه هستند؛ آسیبهایی که در مواردی زندگی خانوادههای آنان را نیز دگرگون کرده است.
در جریان انقلاب ملی ایرانیان، شعارهای «جاوید شاه» و «پهلوی برمیگرده» در دانشگاههای بزرگ ایران سر داده شد و در برخی دانشگاهها نیز شعارهای ضدچپ به گوش رسید.
برخی از فعالان جنبش دانشجویی از نسلهای مختلف در گفتوگو با ایراناینترنشنال، این شعارها را نتیجه سالها ناامیدی از اصلاحات و فاصله گرفتن از جریانهای سیاسی مرتبط با انقلاب ۱۳۵۷ دانستند.
از بازار تهران تا دانشگاه شریف
هفتم دیماه ۱۴۰۴، کسبه بازار تهران در حمایت از شاهزاده رضا پهلوی شعار سر دادند. دانشجویان از این اعتراضات حمایت کردند. یکشنبه سوم اسفندماه، دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف در تجمعی اعتراضی این شعارها را تکرار کردند. در روزهای بعد، شعار «داس، چکش، عمامه؛ پنجاهوهفت تمامه» در دانشگاههایی از جمله تربیت مدرس و هنر شنیده شد.
چهارم اسفندماه، دانشجویان در دانشگاههای امیرکبیر، تهران و الزهرا پرچم جمهوری اسلامی را آتش زدند و همزمان شعارهایی علیه جمهوری اسلامی سر دادند. در برخی از این تجمعها نیز، پرچم شیر و خورشید برافراشته شد.
پشت کردن به اصلاحات
یکی از نشانههای تغییر فضای سیاسی دانشگاهها، نگاه نسل جدید دانشجویان به جریانهای اصلاحطلب و تشکلهای نزدیک به آنهاست.
در گفتوگوهای ایراناینترنشنال، با دانشجویان، شکاف میان دانشجویان حامی شاهزاده رضا پهلوی و تشکلهای نزدیک به جریانهای رسمی جمهوری اسلامی بارها مطرح شد. این دانشجویان گروههای دانشجویی وابسته به جریانهای اصلاحطلب، از جمله انجمنهای اسلامی، را بخشی از ساختار سیاسی جمهوری اسلامی دانستند. آنها گفتند این گروهها در دورههای انتخاباتی از رای دانشجویان اعتبار گرفتند و برای پیشبرد اهداف سیاسی خود از آن استفاده کردند، در حالی که هزینه اعتراض، از بازداشت و زندان تا محرومیت از تحصیل، بر دوش خود دانشجویان ماند.
یکی از دانشجویان دانشگاه بهشتی (ملی) تهران که بهدلیل شرکت در اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ از دانشگاه اخراج شده، درباره تفاوت برخورد دانشگاه با تشکلهای وابسته به تحکیم وحدت، بسیج و جمعهای مستقل دانشجویی گفت: «تشکلهای وابسته به تحکیم وحدت خیلی راحت در دانشگاه دفتر دارند، جلسه برگزار میکنند و هر زمان که اراده کنند با یک تماس میتوانند همایش برگزار کنند، اما دانشجویانی که به هیچ گروه و جناحی وابسته نیستند، حق دور هم جمع شدن را هم ندارند.»
بهگفته این دانشجو، حتی تجمعهای دوستانه در حیاط یا فضای دانشگاه نیز میتواند به احضار به کمیته انضباطی، بازداشت یا اخراج از دانشگاه منجر شود.
او تاکید کرد در برخی موارد حتی جلسه رسمی برای رسیدگی به پرونده دانشجو برگزار نمیشود.
دانشگاه و فاصله گرفتن از چپ
در روایت دانشجویان، تغییر فضای سیاسی دانشگاهها تنها به رویگردانی از اصلاحات محدود نمیشود؛ آنها نسبت به جریانهای چپ نیز بیاعتمادند و معتقدند این جریانها در سالهای گذشته اعتراضات دانشجویی را به سود گفتمان سیاسی خود مصادره کردهاند.
یک استاد سابق دانشگاه صنعتی شریف که در سالهای گذشته بهدلیل مواضعش از دانشگاه اخراج شد و اعتراضات دانشجویی سالهای ۱۴۰۱ و ۱۴۰۴ را از نزدیک دنبال کرده است، به ایراناینترنشنال گفت: «بیرونق شدن گرایش چپ را میشود از بیرغبتی دانشجویان به تولید و خواندن نشریات چپ دید.»
بهگفته او، میزهایی که نشریات گروههای چپ روی آنها عرضه میشود، «سرد و بیرمق» شده است.
او با اشاره به بیاعتمادی بخش بزرگی از نسل جوان به جریانهای چپ گفت: «اگر در میان گروههای مختلف جامعه ایران یا در شبکههای اجتماعی نگاه کنید، کمترین حمایت را از جریان چپ در میان جوانان ایران میبینید.»
این استاد سابق، دانشگاه را همچنان «جلودار و پیشقراول جامعه» میداند و میگوید این نقش را میتوان از ۱۸ تیر ۱۳۷۸ تا اعتراضات ۱۴۰۱ و دی و اسفند ۱۴۰۴ دید؛ مقاطعی که دانشگاه با فاصلهای کوتاه از اعتراضات خیابانی وارد میدان شد.
اعتراض به حجاب اجباری، شریعت و جمهوری اسلامی
در اعتراضات ۱۴۰۱ و پس از کشته شدن مهسا ژینا امینی به دست گشت ارشاد، دانشگاه یکی از محورهای اعتراضات بود. دانشجویان شعارهایی از جمله «زن، زندگی، آزادی»، «مرد، میهن، آبادی»، «بیزارم از دین شما، نفرین به آیین شما»، «میجنگیم، میمیریم، ایران را پس میگیریم» و «اصلاحطلب، اصولگرا، دیگه تمومه ماجرا» سر دادند.
شیدا رهبری، فعال دانشجویی و دانشآموخته دانشگاه صنعتی امیرکبیر که در اعتراضات ۱۴۰۱ بازداشت شد و اکنون در خارج از ایران زندگی میکند به ایراناینترنشنال گفت جنبش دانشجویی از تحولات جامعه جدا نیست و دانشگاه نیز همان مسیری را طی کرده که جامعه ایران از دوره اصلاحطلبی تا اعتراضات اخیر و سر دادن شعار «جاوید شاه» پشت سر گذاشته است.
او در عین حال نقش دانشگاه در اعتراضات ۱۴۰۱ را پررنگتر از ۱۴۰۴ میداند و معتقد است در اعتراضات اخیر، دانشگاه بیشتر همصدای خیابان بود تا «پیشران» آن.
این دانشجوی سابق دانشگاه امیرکبیر تهران گفت اتفاقی که برای جریان چپ در دانشگاه افتاده، مشابه روندی است که در جامعه ایران دیده میشود.
بهگفته او، همانطور که گرایش به چپ در جامعه کمرونق شده و پایگاه اجتماعی محدودی دارد و «در دانشگاه هم همین است».
او اعتراضات ۱۴۰۴ را در ادامه جنبش ۱۴۰۱ و بخشی از یک «سیر تکاملی» دانست و گفت اعتراضات ۱۴۰۱ علاوه بر براندازانه بودن، ماهیتی علیه «اسلام» داشت و این نگاه در شعارهایی چون «بیزارم از دین شما، نفرین به آیین شما» و «حسین حسین شعارشون، جنایت افتخارشون» دیده میشد.
بهگفته رهبری، دانشجویان در سال ۱۴۰۱ تنها علیه حجاب اجباری شعار ندادند، بلکه در برابر «شریعت اسلامی حاکم بر ایران» نیز اعتراض کردند. او معتقد است روند اعتراضات ۱۴۰۱در ۱۴۰۴ ادامه پیدا کرد و در این دوره «خلأ آلترناتیو نیز پر شد».
این فعال دانشجویی نسل جدید ایران را نهتنها «اسلامگریز»، بلکه «اسلامستیز» توصیف کرد و گفت این نسل از ایدئولوژیها فراتر رفته و خواهان «زندگی معمولی» است.
بهگفته شیدا رهبری، در میان دانشجویان درباره مدل نظام حکمرانی آینده ایران بحث مشخصی وجود ندارد و خواست آنها «آزادی ایران از شر جمهوری اسلامی» است.
انقلاب ملی «شیر و خورشید» دانشگاه و جامعه برای بازپس گیری ایران
برخی فعالان دانشجویی اعتراضات ۱۴۰۱ را مرحلهای متفاوت در رابطه دانشگاه و خیابان میدانند؛ دورهای که بهگفته آنها، دانشجویان در کنار جامعه و با تاکید بیشتری بر هویت ملی و منافع ایران وارد میدان شدند.
آرمین نیا، فعال دانشجویی ساکن ایتالیا این تغییر را نشانه حضور پررنگتر دانشگاه در «جبهه ملیگرا» میداند.
او به ایراناینترنشنال گفت دانشگاه در گذشته بهشدت تحت تاثیر اندیشههای چپ بوده، اما در اعتراضات ۱۴۰۴ «در جبهه ملی حضور پیدا کرد». بهگفته او، همان دانشجویانی که در خیابان در اعتراضات شرکت میکردند، بازداشت و کشته شدند، در دانشگاه نیز حضور داشتند.
آرمین نیا «ملیگرا شدن دانشگاه» را یکی از دستاوردهای انقلاب ملی دانست و گفت در حال حاضر گروههای راستگرا نیز در دانشگاههای ایران حضور دارند، اما بهدلیل سرکوب شدید امکان فعالیت علنی ندارند.
او گفت جمهوری اسلامی میتواند فعالیت دانشجویان را سرکوب کند، اما نمیتواند «تفکر و باور دانشجویان» را از بین ببرد و دانشجویانی که درباره موضوعی اشتراک نظر دارند، یکدیگر را پیدا میکنند.
این فعال دانشجویی درباره نگاه نسل جدید دانشجویان به جریانهای چپ گفت دانشجویان امروز تاریخ را مطالعه میکنند، به اطلاعات دسترسی دارند و عملکرد جریانهای سیاسی گذشته را بررسی میکنند.
بهگفته او، آنها به این نتیجه رسیدهاند که جریان چپ دستاوردی نداشته و «منافع شخصی آنها با منافع ملی سازگاری ندارد.»
از ایرانگرایی تا حمایت از پهلوی
در روایت دانشجویان، فاصله گرفتن از جریانهای چپ با تاکید بر ایران، هویت ملی و اولویت دادن به منافع کشور همراه شده است؛ تغییری که در شعارهای ایرانخواهانه و حمایت از پهلوی نیز بازتاب پیدا کرده است.
یکی از دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف که بهدلیل شرکت در اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ به دو ترم تعلیق محکوم و از حضور در دانشگاه نیز محروم شده است، شعار «جاوید شاه» را در ادامه شعارهایی چون «نه غزه نه لبنان، جانم فدای ایران» دانست.
او گفت این شعارها بر هویت ملی ایران در برابر مفهوم «امت اسلامی» تاکید میکنند و «جاوید شاه» برای نسل جدید دانشجویان بیانگر خواست بازگشت به دورانی است که آبادی و توسعه ایران در اولویت بود.
استاد سابق دانشگاه شریف نیز حمایت از شاهزاده رضا پهلوی و سر دادن شعار «جاوید شاه» را بهدلیل اعتبار خاندان پهلوی در توسعه و پیشرفت ایران دانست و گفت برخی رسانهها و جریانها ویدیوهای شعار «جاوید شاه» در دانشگاهها را جعلی خواندهاند، در حالی که بخش قابل توجهی از دانشجویان این شعار را سردادند.
او تغییر شعارهای دانشگاه از سال ۱۳۸۸ تا امروز را بخشی از مسیری میداند که دانشگاه همراه با جامعه طی کرده است؛ از «یا حسین، میرحسین» و «مرگ بر دیکتاتور» تا «پهلوی برمیگرده» و «جاوید شاه».
بازخوانی اخلاقی کارنامه چپ
برای نسل ۱۸ تیر ۱۳۷۸، اصلاحات با تجربه سرکوب اعتراضات دانشجویی، بازداشت و ناامیدی از تغییر درون ساختار جمهوری اسلامی همراه شد؛ تجربهای که نسبت بخشی از آن نسل با جریان اصلاحات را تغییر داد.
احمد باطبی، از چهرههای شناختهشده اعتراضات دانشجویی تیر ۱۳۷۸ که پس از انتشار عکسش با پیراهن خونآلود بر جلد مجله اکونومیست به یکی از نمادهای آن اعتراضات تبدیل شد و اکنون در آمریکا زندگی میکند، به ایراناینترنشنال گفت: «جنبش دانشجویی ۱۸ تیر ۷۸ نسلی بود که خود قربانی شعار اصلاحات شد و پیش از دیگران به این نتیجه رسید که میان اصلاحطلب و اصولگرا تفاوتی وجود ندارد.»
باطبی تجربه نسل ۱۸ تیر را نمونهای از هزینهای میداند که فعالان دانشجویی در مسیر فاصله گرفتن از اصلاحات پرداختند.
او با اشاره به بازداشت، شکنجه و محکومیت خود و همنسلانش در آن دوره گفت: «ما نسلی بودیم که در وزارت اطلاعات دولت خاتمی شکنجه و به اعدام محکوم شدیم. اصلاحات ما را قربانی نظامی کرد که علی خامنهای نماد دیکتاتوری آن بود.»
باطبی معتقد است نسل امروز در حال بازخوانی نقش جریانهای چپ در تاریخ معاصر ایران است؛ روندی که او آن را «حسابرسی اخلاقی» چپ میخواند.
او گفت: «روزگار کنونی، روزگار بازخوانی چپ و حسابرسی اخلاقی آنهاست؛ آن هم به دست نسلی که بار گناهان آنها را بر دوش میکشد.»
بهگفته باطبی، «این مجازات اخلاقی تفکری است که ایران را قربانی جهانوطنی کرد.»
این فعال دانشجویی سابق، شعارهای «جاوید شاه» و «پهلوی برمیگرده» در دانشگاهها را ادامه روندی «ایرانخواهانه» میداند که بیانگر «بازگشت به شکوه قدیم» و حامل پیام «ایران را پس میگیریم» است.
پوستاندازی جنبش دانشجویی
سابقه حذف و تصفیه سیاسی در دانشگاههای ایران به نخستین سالهای جمهوری اسلامی بازمیگردد؛ زمانی که در جریان «انقلاب فرهنگی»، دانشگاهها تعطیل شدند، صدها استاد و دانشجو اخراج شدند و هزاران دانشجو از ادامه تحصیل بازماندند. اما دهه ۱۳۸۰ نیز با دور تازهای از محرومیت از تحصیل، احکام سنگین و برخوردهای امنیتی با فعالان دانشجویی همراه شد.
مهرداد بزرگ، فعال دانشجویی که در آبان ۱۳۸۸ بازداشت و در بند ۲۰۹ اوین نگهداری شد و با اتهام «محاربه» روبهرو بود و اکنون خارج از ایران زندگی میکند، به ایراناینترنشنال گفت جنبش دانشجویی در دهه ۱۳۸۰، پس از سالها استفاده سیاسی از دانشجویان و برخورد با آنان در بزنگاهها، نوعی «پوستاندازی» را تجربه کرد.
بهگفته بزرگ، این دوره از میانه دهه ۸۰ و همزمان با آنچه «انقلاب فرهنگی دوم» خوانده شد، با محرومیت از تحصیل، احکام طولانی زندان برای فعالان دانشجویی و در نهایت سرکوب سال ۱۳۸۸ همراه بود؛ سرکوبی که او آن را شدیدتر از تیر ۱۳۷۸ و خرداد ۱۳۸۲ میداند.
این فعال سابق دانشجویی معتقد است جنبش دانشجویی پس از انقلاب ۱۳۵۷ هرگاه بروز واقعی داشته، صدایی «آزادیخواه، ملی و به نوعی لیبرال ملی» داشته است.
بهگفته او، این جنبش نیز مانند دیگر بخشهای جامعه ایران، در سالهای گذشته از گفتمان و نیروهای برآمده از انقلاب ۵۷ فاصله گرفته است.
شرمنده خون جاویدنامان وطنم نیستم
در جریان انقلاب ملی ایرانیان، تنها در دانشگاه صنعتی شریف هفت دانشجو بهدلیل شرکت در اعتراضات اخراج شدند. دسترسی بسیاری از آنها به خطوط تلفنشان قطع شده و به گفته منابع این گزارش، حتی از کار هم اخراج شدهاند؛ دانشجویانی که سالها درس خواندند تا آینده خود و کشورشان، ایران، را بسازند.
دانشجوی اخراجی دانشگاه بهشتی (ملی) که حکم اخراجش در مرحله تجدیدنظر نیز تایید شده، گفت: «جمهوری اسلامی ساختاری فاسد و آدمکش است و ما ترسی از آنها نداریم، من وظیفهام در قبال میهنم را انجام دادم و حالا شب که میخوابم، وجدانم راحت است که شرمنده خونهای ریختهشده جاویدنامان نیستم.»
تصویری از وبسایت مدرسه اینورس با درج دستور نهادهای قضایی
خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، شنبه ۹ آبان از توقیف اموال علیرضا اردوبادی، بنیانگذار و مالک مدرسه هنر و طراحی «اینورس»، و آغاز روند مصادره این اموال خبر داد.
این خبر یک روز پس از آن منتشر شد که اردوبادی در اطلاعیهای در اینستاگرام اعلام کرد وبسایت مدرسه فیلتر، تمام حسابهای بانکی و درگاههای پرداخت آن مسدود و اموال این مجموعه آموزشی توقیف شده است.
فارس دلیل اقدام قضایی علیه اردوبادی را فعالیت او در شبکههای اجتماعی عنوان کرد و مدعی شد او در صفحات شخصی خود به شیعیان توهین و علیه جمهوری اسلامی تبلیغ میکرده است. با این حال، این خبرگزاری سند مشخصی درباره اتهامهای مطرحشده منتشر نکرده و جزئیاتی درباره مرجع صادرکننده دستور، میزان اموال توقیفشده یا مرحله رسیدگی قضایی ارائه نداده است.
اردوبادی در واکنش به این اقدامات تاکید کرده است که فعالیت مدرسه اینورس هیچگاه سیاسی نبوده و برخورد با این مجموعه آموزشی ناشی از مواضع شخصی اوست. او گفته است بیش از ۷۰ هزار نفر طی ۱۸ سال فعالیت مدرسه از آموزشهای آن استفاده کردهاند و اکنون کارکنان، مدرسان و هنرجویان این مجموعه نیز تحت تاثیر تصمیمهای قضایی قرار گرفتهاند.
اینورس یک مجموعه خصوصی آموزش هنر، طراحی و مهارتهای دیجیتال در تهران است که در سال ۱۳۸۷ تأسیس شد. این مدرسه فعالیت آموزشی آنلاین خود را از سال ۱۳۹۸ گسترش داد و در تیرماه ۱۴۰۵ از آغاز دوباره کلاسهای حضوری خبر داده بود.
دورههای اینورس در زمینههای گرافیک، طراحی محصول، طراحی لباس، انیمیشن، موشندیزاین، فیلم و ویدئو، برنامهنویسی و دیگر مهارتهای مرتبط با بازار کار ارائه میشوند.
مسدود شدن حسابها و توقف فروش دورههای آموزشی
مدرسه اینورس جمعه هشتم آبان در اطلاعیهای که در صفحه اینستاگرام خود منتشر کرد، از فیلتر شدن وبسایت، مسدود شدن تمامی حسابهای بانکی و درگاههای پرداخت و توقیف اموال مجموعه خبر داد و اعلام کرد روند مصادره اموال نیز در جریان است.
این مدرسه در اطلاعیه خود تاکید کرد که اقدامات صورتگرفته بدون ارائه توضیح روشن درباره دلایل و مبنای قانونی آنها بوده است.
در پی این تصمیمها، ثبتنام و فروش دورههای جدید متوقف شده، اما مسئولان اینورس اعلام کردهاند هنرجویانی که پیشتر دورههایی خریداری کردهاند، همچنان میتوانند به محتوای آموزشی و خدمات پشتیبانی دسترسی داشته باشند.
در وبسایت رسمی اینورس نیز نوشته شده است: «به دستور نهادهای قضائی، تمام درگاههای پرداخت و حسابهای بانکی مدرسه اینورس غیرفعال شدهاند. در حال حاضر امکان تهیه دوره وجود ندارد.»
این پیام نشان میدهد که هرچند وبسایت همچنان از طریق برخی مسیرها قابل مشاهده است، فعالیت تجاری و فروش آنلاین مدرسه متوقف شده است. بنابراین، توقف فروش دورهها لزوماً به معنای قطع دسترسی هنرجویان قبلی به خدمات آموزشی نیست.
علیرضا اردوبادی در متنی که همراه اطلاعیه مدرسه در صفحه اینستاگرام اینورس منتشر شده، با اشاره به سابقه فعالیت این مجموعه، از فشارهایی نوشته است که بهگفته او مدرسه طی ۱۸ سال گذشته با آنها مواجه بوده است.
اردوبادی گفته است تجربه شخصی تبعیض و محرومیت از آموزش، از انگیزههای او برای تاسیس مدرسهای با رویکرد متفاوت بوده است.
او توضیح داده که اینورس از آغاز فعالیت با مخالفت بخشی از ساختار سنتی آموزش، مشکلات مربوط به وزارت ارشاد و اداره اماکن، مسائل مالیاتی، کمبود منابع مالی و حملات هکری مواجه بوده است.
به گفته او، مشکلات دوران همهگیری کرونا، قطع مکرر اینترنت و فیلترینگ ماههای اخیر نیز به این فشارها اضافه شده، اما مجموعه تلاش کرده فعالیتهای آموزشی خود را ادامه دهد.
اردوبادی تاکید کرده است که اینورس در تمام دوران فعالیتش حتی یک مطلب سیاسی در صفحات رسمی مدرسه منتشر نکرده است.
او برخورد قضایی با مدرسه را به مواضع سیاسی شخصی خود مرتبط دانسته و نوشته است که اختلاف نهادهای حکومتی با او نباید موجب محرومیت هنرجویان، کارکنان و مدرسان مجموعه از فعالیت شود.
بنیانگذار اینورس در بخشی از نوشته خود تاکید کرده است: «من عصبانیام، از زندگیهایی که بریدن، از خانوادههایی که باید باقی عمرشون رو با جای خالی بچههاشون بگذرونن، از اینکه داغ پشت داغ روی دل این مردم میذارن و هنوز ازشون انتظار سکوت دارن. قرار نیست هر نسل توی این کشور، جوانیاش رو خرج تحمل کردن این حکومت کنه.»
او افزوده است: «مردم ایران حق دارن آزاد فکر کنن، انتخاب کنن، اعتراض کنن و درباره آینده خودشون تصمیم بگیرن. برای گفتن این حرف از کسی اجازه نمیگیرم. این موضع شخصی منه و مسئولیت بیانش با خودمه؛ از طرف مدرسهها و همکارهای اینورس اعلام موضع نمیکنم.»
اردوبادی در نوشته خود در این پست اینستاگرامی گفته است: «این وطن، وطن ندا آقاسلطان، نیکا و سارینا، حمیدرضا روحی، مجیدرضا رهنورد، صدرا سلطانی، سپهر شکری، حمید مهدوی و هزاران انسان شرافتمندیه که جانشون رو برای آزادیش دادن. وطن خانوادههای اونهاست و همه آدمهایی که هنوز با این همه غم زندگی میکنن و حق دارن فردایی داشته باشن. جای من کنار همین مردمه.»
او نوشته است: «شما که این مدرسه رو توقیف کردید، صاحب زندگی این مردم نیستید. مسئول آسیبی هستید که به زندگی، آینده و کارشون میزنید و این مسئولیت با مصادره پاک نمیشه. چیزی هم که هفتاد هزار نفر اینجا یاد گرفتن، توی هیچ حسابی نیست که بتونید مسدودش کنید. با خودشون بردنش، توی کارشون زندگی میکنه و به آدمهای بعد از اونها میرسه.»
اردوبادی در مورد آینده مدرسه اینورس نوشته است: «هنوز نمیدونم راه ادامه دادن از کجا باز میشه. درباره چیزی که نمیدونم وعده نمیدم، اما برای پیدا کردن این راه دست از تلاش نمیکشیم. هنوز خودمون رو در برابر دانشجوهامون و فردای این کشور مسئول میدونیم. با توقیف این مدرسه، دلیل ساختنش از بین نرفته و قطعاً نور بر تاریکی افکارِ شوم، سیاه، منفور و پوسیده پیروز میشه.»
او افزوده است: «در نهایت مدرسه اینورس هرگز مصادرهکردنی نیست. من طوری زندگی کردم که حتی برای لحظهای از رانتهای حکومتی استفاده نکنم تا چنین روزی با وجود رنج و غم، سرم را بالا نگهدارم. ذهن و مغز هیچکدام از ما مصادرهکردنی نیست. توقیف، تصمیم شماست و ادامه دادن، تصمیم ما. و ما ادامه داریم.»
در ماههای اخیر جمهوری اسلامی علاوه بر تشدید میزان مصادره اموال شهروندان بهایی، اقدام به مصادره اموال کسانی کرده است که از معترضان حمایت کردهاند.
مصطفی نیلی، وکیل جعفر پناهی، پنجم آبان از محکومیت غیابی این فیلمساز به پنج سال و یک ماه حبس و مصادره تمام اموالش خبر داد. به گفته او، وقت رسیدگی به موکلش ابلاغ نشده بود و پناهی پس از مسدود شدن حسابهای بانکی خود از وجود این حکم مطلع شد.
نیلی سهشنبه پنجم آبان در گفتوگو با وبسایت امتداد اعلام کرد شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران، علاوه بر حبس تعزیری و مصادره تمامی اموال منقول و غیرمنقول، پناهی را به دو سال محرومیت از فعالیت در شبکههای اجتماعی و دو سال ممنوعیت خروج از کشور محکوم کرده است.
این کارگردان پیشتر در پروندهای جداگانه به اتهام «فعالیت تبلیغی علیه نظام» به یک سال حبس محکوم شده بود. در شرح تازه نیلی از حکم دادگاه، عنوان اتهام منجر به محکومیت پنج سال و یک ماه حبس مشخص نشده است.
دو روز پیش از آن نیز، دادستان قم از توقیف اموال منقول و غیرمنقول، بهویژه رمزارزهای صادق ساعدینیا، مدیرعامل مجموعه «املاک و صنایع ساعدینیا» و از حامیان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، خبر داد و گفت اقدامات مربوط به مصادره اموال او نیز انجام شده است.
علیاصغر سلطانی، دادستان عمومی و انقلاب قم، یکشنبه سوم آبان در نشستی خبری گفت از زمان بازداشت ساعدینیا، بخش قابلتوجهی از داراییهای او، از جمله املاکش در تهران، سهام شرکتهایش در قم و سایر اموال منقول و غیرمنقول، بهویژه رمزارزهایش، توقیف شده است.
او افزود تیمی برای تسریع در روند توقیف و مصادره این داراییها تشکیل شده، اما تعیین ارزش دقیق آنها به اعلام نظر نهایی کارشناسان موکول شده است.
سلطانی گفت ساعدینیا به اتهام «همکاری با دشمن» در جریان اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دی بازداشت شد و پرونده او در مدت کوتاهی بررسی و برایش مجازات تعیین شد.
کاظم موسوی، رییس کل دادگستری قم، نیز گفت: «ساعدینیا در زندان به سر میبرد و اموال مرتبط با پرونده او در حال کارشناسی و طی مراحل قانونی مصادره است.»
ایراناینترنشنال هفتم مهر گزارش داد اطلاعاتی دریافت کرده است که نشاندهند ه افزایش فشارهای حکومت به خانواده برخی جاویدنامان با مسدودسازی و مصادره اموال شخصی آنهاست.
در فروردین ماه امسال نیز رسانههای حکومتی فهرستی از چهرههای ایرانی مخالف جمهوری اسلامی را منتشر و اعلام کردند که اموال آنان مصادره شده است. در این فهرست از جمله به نام کسانی چون زهرا قنبری کاپیتان تیم ملی فوتبال زنان، مسعود شجاعی، علی کریمی، سردار آزمون، بازیکنان سابق تیم ملی فوتبال، علیرضا فغانی، داور بینالمللی فوتبال، محسن یگانه خواننده پاپ، برزو ارجند بازیگر سینما و علی شریفی زارچی استاد دانشگاه شریف اشاره شده بود.
دفتر دادستانی کل جمهوری اسلامی، ۱۸ اسفند ۱۴۰۴ ایرانیان خارج از کشور را تهدید کرد در صورت آنچه «همکاری با دشمن» خواند، با مصادره اموال و مجازاتهایی از جمله اعدام روبهرو خواهند شد.