آتلانتیک: ترامپ درباره عملکرد هگست و دن کین در جنگ با ایران، از نزدیکانش نظر خواسته است
پیت هگست و دن کین در نشست خبری پنتاگون، عکس آرشیوی: رویترز
مجله آتلانتیک یکشنبه ۱۰ آبان به نقل از دو مشاور خارج از دولت که به دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، نزدیک هستند، گزارش داد او درباره عملکرد پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، و ژنرال دن کین، رییس ستاد مشترک ارتش، از افراد نزدیک به خود نظر خواسته است.
بر اساس این گزارش، ترامپ توجه خود را به مشاورانی معطوف کرده که به او اطمینان داده بودند جنگ با جمهوری اسلامی سریع و قاطع خواهد بود. برخی نزدیکان ترامپ، هگست را متهم کردهاند که تصویری بیش از حد خوشبینانه از وضعیت جنگ ارائه داده است؛ ادعایی که پنتاگون رد کرد و گفت وزیر جنگ تمامی اطلاعات عملیاتی را در اختیار رییسجمهوری قرار میدهد.
هگست و کین هفته گذشته گزینههای نظامی علیه جمهوری اسلامی را در کاخ سفید به ترامپ و جیدی ونس، معاون او، ارائه کردند. کاخ سفید اعلام کرد ترامپ به هر دو مقام «اعتماد کامل» دارد. به گزارش آتلانتیک، هنوز دستوری برای ازسرگیری حملات صادر نشده است.
رسانههای آمریکایی برای اعلام برندگان انتخابات منتظر شمارش آخرین رای نمیمانند. آنها با بررسی آرای شمارششده و برآورد آرای باقیمانده، مشخص میکنند چه زمانی نامزد عقبمانده دیگر شانسی برای پیروزی ندارد.
تحریریههای خبری آمریکا در شب انتخابات میاندورهای ۲۰۲۶ نیز از همین روش برای اعلام برندگان استفاده خواهند کرد؛ فرایندی که دادههای رسمی شمارش آرا را با مدلهای آماری و بررسی کارشناسان ترکیب میکند. این اعلامها ارزیابی رسانهها از نتیجه رقابت است و به معنای پایان شمارش همه آرا نیست.
بیشتر شبکههای تلویزیونی و رسانههای دیجیتال آمریکا، آمار شمارش آرا را از یکی از دو منبع دریافت میکنند: خبرگزاری آسوشیتدپرس و شرکت دادههای انتخاباتی «دسیژن دسک اچکیو» (DDHQ). با این حال، دریافت آمار از یک منبع مشترک لزوما به این معنا نیست که همه رسانهها همزمان یک نامزد را برنده اعلام کنند. برخی به تصمیم همین دو تامینکننده اتکا میکنند و برخی دیگر، با تحلیل مستقل دادهها، درباره زمان اعلام پیروزی تصمیم میگیرند.
فاصله آرا بهتنهایی تعیینکننده نیست پرسش اصلی برای تیمهای بررسی نتایج این است: چند رای هنوز شمارش نشده و آیا این آرا میتواند نتیجه را تغییر دهد؟
آسوشیتدپرس برای پاسخ به این پرسش، مجموع آرای شمارششده را بررسی میکند و با استفاده از الگوهای رایدهی در انتخابات گذشته و دادههای رایگیری زودهنگام، تعداد آرای باقیمانده را برآورد میکند. این خبرگزاری میگوید تنها زمانی برنده را اعلام میکند که نامزد عقبمانده دیگر نتواند فاصله خود را جبران کند.
بنابراین، پیشتازی یک نامزد در نتایج اولیه، بهخودیخود برای اعلام پیروزی کافی نیست. تیمهای انتخاباتی باید ارزیابی کنند که با ورود آرای باقیمانده، امکان تغییر جایگاه نامزدها وجود دارد یا نه. شبکههایی که مستقلا برنده را اعلام میکنند، برای رسیدن به این ارزیابی از ترکیبی از تحلیل دادهها، سوابق انتخاباتی، نظرسنجیهای هنگام خروج از شعب رایگیری و قضاوت کارشناسان استفاده میکنند.
آمار شمارش آرا چگونه به رسانهها میرسد؟ آسوشیتدپرس که از سال ۱۸۴۸ نتایج انتخابات آمریکا را گردآوری میکند، برای دریافت و راستیآزمایی آمار به شبکهای سراسری از خبرنگاران و مسئولان انتخابات متکی است.
این خبرگزاری اعلام کرده است که برای انتخابات میاندورهای ۲۰۲۶ بیش از چهار هزار خبرنگار را در دفاتر انتخاباتی شهرستانها و شعب محلی رایگیری مستقر میکند. دادههای گردآوریشده در اختیار تیمهای تصمیمگیری انتخاباتی شبکههایی مانند ایبیسینیوز، سیبیاسنیوز، فاکس، سیانان و انبیسینیوز قرار میگیرد.
دسیژن دسک اچکیو نیز آمار خود را از منابع رسمی ایالتی، از جمله دفاتر دبیران ایالت و ادارات انتخابات، دریافت میکند. این شرکت علاوه بر خبرنگاران حاضر در محل، از نرمافزارهایی استفاده میکند که وبسایتهای رسمی انتخابات را مرتب بررسی و آمار تازه را جمعآوری میکنند.
به گفته این شرکت، حدود ۸۰ درصد آرا از طریق دریافت مستقیم دادهها یا رصد دستی وبسایتهای رسمی انتخابات پردازش میشود و آمار باقیمانده را خبرنگاران گردآوری میکنند.
«درصد آرای شمارششده» چگونه محاسبه میشود؟ یکی از اعدادی که مخاطبان در پوشش زنده انتخابات میبینند، درصد آرای شمارششده است. در روش دسیژن دسک اچکیو، این درصد بر پایه برآوردی از کل آرای مورد انتظار محاسبه میشود.
این شرکت تعداد آرای گزارششده از سوی مسئولان انتخابات را بر برآورد خود از کل آرای آن رقابت تقسیم میکند. برای نمونه، اگر ۶۰۰ هزار رای گزارش شده باشد و شرکت انتظار داشته باشد مجموع آرا به یک میلیون برسد، سهم آرای شمارششده را ۶۰ درصد محاسبه میکند. در این مثال فرضی، برآورد آرای باقیمانده ۴۰۰ هزار رای خواهد بود.
اما تعداد کل آرای مورد انتظار، عددی ثابت و قطعی نیست. دسیژن دسک اچکیو در طول شب انتخابات، با دریافت دادههای واقعی، این برآورد را اصلاح میکند. در نتیجه، درصد اعلامشده نیز باید در چارچوب همین برآورد در حال تغییر فهمیده شود.
این شرکت پس از تحلیل آماری، مدلسازی و بررسی کارشناسان، درباره برنده احتمالی تصمیم میگیرد. اعلام نهایی به اتفاقنظر اعضای تیم و تایید اسکات ترنتر، رییس بخش «دیتا ساینس»، نیاز دارد.
چرا رسانهها در زمانهای متفاوت برنده را اعلام میکنند؟ دادههای مشترک میتواند به تصمیمهای متفاوت درباره زمان اعلام نتیجه منجر شود، زیرا رسانهها از روشهای تحلیلی یکسانی استفاده نمیکنند.
فاکس برای رقابتهای سراسری ایالتی و تعیین حزبی که کنترل مجلس نمایندگان و سنا را به دست میگیرد، تصمیم مستقل میگیرد. این شبکه آمار آسوشیتدپرس را دریافت میکند، اما تحلیل خود را بر آن اعمال میکند.
نیویورکتایمز در بیشتر رقابتها به اعلام آسوشیتدپرس اتکا دارد، ولی رقابتهای نزدیک را با دادههای محلی حوزههای رایگیری و مدل آماری «نیدل» مستقلا بررسی میکند. به همین دلیل، ممکن است پیش یا پس از آسوشیتدپرس برنده را اعلام کند.
در مقابل، «اماس ناو» به اعلام آسوشیتدپرس و بررسی تیم انتخاباتی خود متکی خواهد بود. بلومبرگ نیز مستقلا برنده تعیین نمیکند و نتایج را از منابع بیرونی معتبر میگیرد. رویترز هم اعلام برندگان را به نقل از دیگر سازمانهای خبری منتشر خواهد کرد.
آیا ممکن است اعلام پیروزی پس گرفته شود؟ بله. هرچند چنین اتفاقی نادر است، هر دو تامینکننده اصلی دادههای انتخاباتی سابقه پسگرفتن اعلام پیروزی را دارند.
دسیژن دسک اچکیو در سال ۲۰۲۵ پیشبینی خود درباره برنده انتخابات شهرداری سیاتل را پس گرفت. این شرکت اوایل سال ۲۰۲۶ نیز اعلام نتیجه انتخابات مقدماتی حزب دموکرات برای انتخابات ویژه حوزه یازدهم کنگره در نیوجرسی را پس گرفت؛ زیرا شمارش آرای روز انتخابات، روند رقابت را برخلاف پیشبینی اولیه تغییر داد.
آسوشیتدپرس هم در سال ۲۰۱۸، پس از پیشافتادن تی. جی. کاکس، نامزد دموکرات، در حوزه بیستویکم کنگره در کالیفرنیا، اعلام قبلی خود درباره پیروزی رقیب او را پس گرفت.
این موارد نشان میدهد که اعلام رسانهای برنده، با وجود اتکا به دادههای رسمی و تحلیل آماری، همچنان ممکن است اصلاح شود. برای مخاطبی که نتایج را دنبال میکند، تفاوت اساسی میان «نامزد پیشتاز» و «برنده اعلامشده» در همین ارزیابی نهفته است: اولی در آرای شمارششده جلوتر است؛ دومی، بر اساس بررسی رسانه، پیشتازیای دارد که انتظار نمیرود آرای باقیمانده آن را تغییر دهد.
سینمای معاصر بیش از گذشته به زخمهای عاطفی دوران کودکی و تاثیر آنها بر زندگی بزرگسالی توجه نشان میدهد. در این میان، رابطه پدر و دختر فرصتی برای بررسی پرسشی مهم شده است: غیبت عاطفی، طردشدگی یا محبت مشروط چگونه ممکن است بر احساس ارزشمندی و روابط عاشقانه زنان اثر بگذارد؟
از «محبوب» ساخته رودریگو سوروگوین در سال ۲۰۲۶ و «ارزش عاطفی» ساخته یواخیم تریه در سال ۲۰۲۵ تا «بابایی» ساخته کریستی هال، که در سال ۲۰۲۴ اکران شد، فیلمسازان بهجای تمرکز صرف بر رفتار دختران، نقش پدران را نیز در شکلگیری تجربههای عاطفی آنها بررسی میکنند.
زخم پدر از منظر روانشناسی
در فرهنگ عامه انگلیسی، اصطلاح «ددی ایشوز» به مشکلاتی اشاره میکند که به رابطه فرد با پدر نسبت داده میشوند؛ مفهومی پرکاربرد، اما نه یک تشخیص علمی. روانشناسان برای بررسی چنین تجربههایی از مفاهیمی مانند دلبستگی ناایمن، محرومیت عاطفی و تعارضهای حلنشده خانوادگی استفاده میکنند.
پژوهشی که ژانویه ۲۰۲۶ در نشریه «کارنت سایکولوژی» منتشر شد، رابطه دلبستگی به پدر و الگوهای روابط عاشقانه را در میان ۳۳۷ زن در بریتانیا و ترکیه بررسی کرد. یافتهها نشان داد دلبستگی ایمنتر به پدر با امنیت بیشتر در روابط عاشقانه ارتباط داشت؛ در مقابل، برخی الگوهای فاصله عاطفی با ناامنی بیشتر همراه بودند. تفاوت نتایج دو کشور نیز اهمیت فرهنگ و شرایط اجتماعی را آشکار کرد.
البته این نتایج ارتباط آماری را نشان میدهند، نه سرنوشتی تغییرناپذیر. هیچ تجربهای با پدر بهتنهایی نمیتواند انتخابهای عاشقانه یک زن را توضیح دهد.
«محبوب»؛ وقتی محبت پدر با کنترل همراه است
در «محبوب»، خاویر باردم نقش استبان مارتینس، کارگردانی مشهور، را بازی میکند که پس از سیزده سال دوری به دخترش امیلیا، با بازی ویکتوریا لوئنگو، پیشنهاد میدهد در فیلم جدید او بازی کند. این دعوت ظاهرا فرصتی برای نزدیکی دوباره است، اما خاطراتی از بیاعتنایی و رفتارهای آزاردهنده پدر را زنده میکند.
استبان نهتنها رنج امیلیا را به رسمیت نمیشناسد، بلکه میکوشد روایت او از گذشته را نیز زیر سوال ببرد. انتخاب حرفه کارگردانی برای پدر تصادفی نیست؛ مردی که به تعیین زاویه دید و هدایت بازیگران عادت دارد، میخواهد خاطرات دخترش را هم مطابق خواست خود تنظیم کند.
سوروگوین با گفتوگوهای پرتنش و تغییر قالبهای تصویری، برخورد دو روایت از گذشته را نشان میدهد. بااینحال، حضور مسلط باردم گاهی امیلیا را در سایه میگذارد؛ تناقضی معنادار برای فیلمی که اقتدار مردانه را نقد میکند.
«محبوب» یادآور میشود که آسیب عاطفی فقط محصول نبود محبت نیست؛ محبت همراه با کنترل و انکار احساسات نیز میتواند زخمهای عاطفی دختر را عمیقتر کند.
«ارزش عاطفی»؛ میراث غیبت عاطفی
در «ارزش عاطفی»، یواخیم تریه سراغ پدری میرود که در بیان احساسات ناتوان است. گوستاو بورگ، با بازی استلان اسکارشگورد، فیلمسازی مشهور است که پس از سالها دوری میکوشد به زندگی دو دخترش، نورا و اگنس، بازگردد. پیشنهاد بازی در فیلم تازهاش به نورا، با بازی رناته رینسوه، با مخالفت او روبهرو میشود.
گوستاو میتواند پیچیدهترین احساسات انسانی را در آثارش بازآفرینی کند، اما در زندگی واقعی نمیتواند با رنج دخترش روبهرو شود.
نورا با اضطراب و دشواری در صمیمیت عاطفی مواجه است و رابطهای با مردی متاهل دارد. این وضعیت امکان خوانشی روانشناختی را فراهم میکند؛ شاید کسی که حضور عاطفی باثبات پدر را تجربه نکرده، در روابطی با امنیت و دسترسی محدود نیز گرفتار شود.
اما تریه این احتمال را به توضیحی قطعی تبدیل نمیکند. نورا و اگنس گذشته خانوادگی مشترکی دارند، اما غیبت پدر را یکسان تجربه نکردهاند.
«ارزش عاطفی» با استفاده از خانه خانوادگی بهعنوان نمادی از حافظه چند نسل، همراه با سکوتها و بازیهای کنترلشده، به فیلم عمق میدهد.
تریه نشان میدهد گاهی عمیقترین زخم دختر نه از نبود عشق پدر، بلکه از ناتوانی او در ابراز آن شکل میگیرد؛ زخمی که سالها بعد ممکن است بر اعتماد و روابط عاطفی دختر سایه بیندازد.
«بابایی»؛ جستوجوی محبت در رابطهای نامطمئن
«بابایی» تقریبا بهطور کامل در تاکسیای در نیویورک میگذرد. زنی جوان با بازی داکوتا جانسون به رانندهای با بازی شان پن میگوید با مردی متاهل و مسنتر رابطه دارد.
در جریان گفتوگو روشن میشود پدرش مردی سرد و دور از دسترس بوده که هرگز او را در آغوش نگرفته است. تنها خاطره زن از تماس محبتآمیز با پدر، دستدادن هنگام جدایی است؛ خاطرهای که خواهرش صحت آن را انکار میکند.
در مقابل، مردی که زن دوستش دارد به فرزندان خود محبت میکند، اما برای او شریکی حاضر و قابل اتکا نیست.
کریستی هال از این تضاد برای بررسی پیوند احتمالی میان محرومیت عاطفی کودکی و انتخابهای عاشقانه استفاده میکند.
بااینحال، فیلم به این توضیح ساده محدود نمیشود. راننده که ابتدا با اطمینان درباره روابط زن قضاوت میکند، بهتدریج بیشتر شنونده او میشود.
«بابایی» نشان میدهد تجربه محرومیت از محبت پدر ممکن است بر تصور فرد از عشق و صمیمیت تاثیر بگذارد، اما شناخت این زخمها میتواند آغازی برای بازنگری در روابط عاطفی باشد.
«رگ خواب»؛ زخم پدر در سینمای ایران
در «رگ خواب» ساخته حمید نعمتالله، مینا با بازی لیلا حاتمی پس از شکست ازدواج و در میانه تنهایی و مشکلات اقتصادی، به کامران دل میبندد. توجه اولیه کامران برای او احساس امنیت میآورد، اما رابطه بهتدریج به وابستگی و فروپاشی میرسد.
مینا در گفتوگوهای ذهنیاش همچنان پدر را مخاطب قرار میدهد؛ پدری که رابطهاش با او آمیخته با فاصله عاطفی بوده است. گویی حتی دور از خانه نیز میخواهد دیده شود و تایید بگیرد.
نعمتالله با استفاده از روایت اولشخص، موسیقی و تغییر تدریجی رفتار مینا، نیاز به محبت و تایید را به بخشی از شخصیتپردازی تبدیل میکند.
از این منظر، رابطه مینا با کامران را میتوان در پیوند با زخمهای حلنشده رابطه پدر و دختر خواند؛ هرچند تنهایی، شرایط اقتصادی و شکست ازدواج نیز در آسیبپذیری او نقش دارند.
در «ملی و راههای نرفتهاش» ساخته تهمینه میلانی، ملیحه از خانوادهای محدودکننده به ازدواجی پناه میبرد که به رابطهای کنترلگرانه و خشونتآمیز تبدیل میشود.
تراژدی ملیحه، تکرار همان مناسبات سلطهای است که برای فرار از آنها ازدواج کرده بود.
اگر «رگ خواب» از نیاز به محبت و تایید سخن میگوید، «ملی» دشواری تشخیص مرز میان مراقبت و کنترل را بررسی میکند. فیلم میلانی در شخصیتپردازی گاهی اغراق میکند، اما تکرار الگوی کنترل در خانه پدری و زندگی زناشویی را به پرسشی اجتماعی تبدیل میکند.
زخمی که لزوما سرنوشت زنان نیست
وجه مشترک این آثار، اهمیت احساس امنیت، شنیدهشدن و استقلال در رابطه پدر و دختر است. بااینحال، هیچ زنی را نمیتوان تنها بر اساس گذشته خانوادگیاش تعریف کرد.
زخمهای کودکی ممکن است بر روابط بعدی سایه بیندازند، اما آینده را تعیین نمیکنند.
«محبوب» از محبت همراه با کنترل میگوید، «ارزش عاطفی» از ناتوانی در ابراز عشق، «بابایی» از محرومیت عاطفی و «رگ خواب» از نیاز به تاییدی که ممکن است به وابستگی تبدیل شود.
شاید زخم پدر زمانی عمیقتر میشود که دختر، سالها پس از کودکی، همچنان ارزش خود را در میزان محبتی جستوجو میکند که از مردان زندگیاش دریافت میکند. اما عبور از این زخم، زمانی آغاز میشود که تایید پدر یا شریک عاطفی دیگر شرط احساس ارزشمندی او نباشد.
عبدل السید، نامزد دموکرات سنای آمریکا، پس از مناظره با مایک راجرز، رقیب جمهوریخواهش، در جمع خبرنگاران در شهر گرند رپیدز ایالت میشیگان، ۱۶ مهر ۱۴۰۵. عکس: رویترز.
عبدل السید، نامزد دموکرات میشیگان، در صورت پیروزی نخستین سناتور مسلمان آمریکا خواهد شد. او جنگ اسرائیل در غزه را «نسلکشی» خواند و با جنگ ایران مخالفت کرد، اما وقتی دانشجویی ایرانیآمریکایی از او خواست سپاه پاسداران را محکوم کند، از حق ایرانیان برای تعیین سرنوشت خود گفت.
این دوگانگی، خلاصهای از پدیده عبدالرحمن محمد السید، مشهور به عبدل السید، در سیاست امروز آمریکاست. السید، پزشک و سیاستمدار ۴۵ ساله مسلمان و مصریتباری از جناح چپ حزب دموکرات آمریکا، میان بسیاری از رایدهندگان ایالت میشیگان، نماد ایستادگی در برابر اسرائیل و لابیهای سنتی واشینگتن است، اما نزد بسیاری از ایرانیان و منتقدان سیاست خارجی چپ رادیکال آمریکا، نمونهای بارز از از سیاستمدارانی است که به نام «مخالفت با جنگ و مداخله خارجی»، از مرز محکومیت صریح جمهوری اسلامی و سپاه پاسداران عبور نمیکنند.
شهریور ۱۴۰۵، سالن تئاتر میشیگان در شهر انآربر میزبان نشستی دانشجویی با عنوان «دانشجویان در برابر میلیاردرها» بود. در بخشی از این برنامه ایمان دشتی، دانشجوی سال آخر مهندسی در دانشگاه میشیگان و فرزند یک خانواده مهاجر ایرانی، پشت میکروفون ایستاد.
دشتی برای نامزد پیشتاز دموکراتها از سرکوب خانوادهاش در ایران گفت؛ اینکه دخترعمویش چگونه در خیابانهای ایران به دلیل سرپیچی از حجاب اجباری تحت تعقیب نیروهای امنیتی قرار گرفت و عمویش در دادگاههای جمهوری اسلامی به اعدام و ۵۰ ضربه شلاق محکوم شد.
او سپس خطاب به السید پرسشی کوتاه و صریح مطرح کرد: آیا حاضری بدون ابهام، در برابر سپاه پاسداران و حکومت ایران بایستی و آنها را محکوم کنی؟
پاسخ السید، فضای سالن را به شدت متشنج کرد. او بدون آنکه حتی یک بار نام سپاه پاسداران را به زبان بیاورد یا سرکوب گسترده معترضان در دیماه ۱۴۰۴ را بهطور مستقیم به حکومت ایران نسبت دهد، بحث را به تاریخ مداخلههای نظامی آمریکا و منافع شرکتهای بزرگ بر سر منابع طبیعی کشورها برد.
وقتی دشتی سوال خود را برای بار دوم و حتی سوم تکرار کرد و خواستار اعلام همبستگی با مردم ایران شد، السید در حالی که هوادارانش در سالن برای مخالفت او با جنگ دست میزدند، گفت: «من همیشه در کنار جنبشهای آزادیخواه و دموکراسیخواه میایستم و بدون شک آزادی و دموکراسی را برای مردم ایران میخواهم، اما معتقدم تصمیمگیری درباره آینده رهبری ایران بر عهده خود مردم ایران است و ما حق نداشتیم برای سرنگونی دولت ایران وارد جنگ شویم.»
باراک اوباما، رییسجمهوری پیشین آمریکا، دوم آبان ۱۴۰۵ در یک گردهمایی انتخاباتی در دیترویت در کنار عبدل السید، نامزد دموکراتها برای سنای آمریکا، و جوسلین بنسون، نامزد این حزب برای فرمانداری میشیگان. رویترز.
دشتی بعدتر در گفتوگو با رسانهها تاکید کرد که هرگز از السید نخواسته بود از جنگ یا «تغییر رژیم» توسط ارتش آمریکا حمایت کند. او به اورشلیمپست گفت: «من اصلا درباره تغییر رژیم یا جنگ نپرسیدم، درباره مردم پرسیدم. فقط میخواستم بشنوم که او کنار ماست، اما تمام چیزی که تحویل گرفتم یک کلاس تاریخ درباره سیاست خارجی آمریکا بود.»
انتشار ویدیوی این رویارویی در شبکههای اجتماعی، موجی از حملات سایبری، تهدید و افشای اطلاعات شخصی علیه این دانشجوی ایرانی و حتی مادربزرگش را از سوی برخی حامیان افراطی کارزار السید به راه انداخت که دشتی را «عامل صهیونیستها» یا «فرستاده جمهوریخواهان» میخواندند.
معمای دیربورن و فایل صوتی لو رفته درباره کشته شدن علی خامنهای
پرهیز السید از تقابل آشکار با جمهوری اسلامی، تنها به یک نشست دانشجویی محدود نیست، ریشه این مساله را میتوان در محاسبات پیچیده انتخاباتی او در ایالت میشیگان جُست. کلید پیروزی هر نامزد دموکرات در میشیگان، جلب رای جامعه بزرگ مسلمانان و عربتباران در حومه دیترویت و بهویژه شهر دیربورن است؛ شهری با بیشترین اکثریت عرب در آمریکا که بخش قابلتوجهی از آن را مسلمانان شیعه لبنانیتبار و عراقیتبار تشکیل میدهند.
با آغاز جنگ ایران در نهم اسفند ۱۴۰۴ و کشته شدن علی خامنهای، کارزار السید در موقعیت حساسی قرار گرفت. یک ماه بعد، نشریه واشینگتن فری بیکن یک فایل صوتی را منتشر کرد که از جلسه خصوصی استراتژی السید با تیم رسانهایاش در دهم اسفند درز کرده بود.
در این فایل صوتی، السید، آشکارا، به مشاورانش دستور میدهد که درباره مرگ خامنهای سکوت مطلق اختیار کنند تا رایدهندگان دیربورن را نرنجانند: «میخواهم به شما یادآوری کنم که امروز افراد زیادی در دیربورن غمگین هستند. بنابراین، من اصلا نمیخواهم درباره خامنهای اظهارنظر کنم. فکر نمیکنم حتی ارزش دست زدن داشته باشد... خبرنگاران تلاش خواهند کرد ما را به تله بیندازند که بگوییم بله، اما آیا حالا که او را از میان برداشتند این کار توجیه ندارد؟ و به نظر من، ما باید بگوییم "نه".»
او در بخش دیگری از همین فایل صوتی میگوید اگر خبرنگاران برای گرفتن موضع درباره خامنهای پافشاری کنند، او بلافاصله بحث را به ارتباط دونالد ترامپ با پرونده جفری اپستین خواهد کشاند و خواهد گفت که رییسجمهور آمریکا برای فرار از رسواییهایش در صفحه اول روزنامهها، کشور را وارد جنگ جدیدی کرده است.
در طول کارزار انتخاباتی ۲۰۲۶، السید بارها جنگ ایران را «غیرقانونی و احمقانه» خواند و استدلال کرد که بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، و لابی آیپک، آمریکا را به جنگی کشاندهاند که نتیجه آن بسته شدن تنگه هرمز، تحمیل ۴۷.۱ میلیارد دلار هزینه نظامی به بودجه آمریکا و جهش قیمت بنزین به گالنی ۵ دلار است.
این نگاه تا جایی پیش رفت که در مناظره تلویزیونی اکتبر ۲۰۲۶ در گرند رپیدز، وقتی مجری بارها از او پرسید که «ایران تهدید بزرگتری برای امنیت آمریکاست یا اسرائیل؟»، السید از انتخاب میان این دو سر باز زد و هر دو کشور را به یک اندازه خطرناک خواند: «یکی با خطر حمله به ما [ایران]، و دیگری با کشاندن ما به جنگهایی که هیچ ربطی به ما ندارد [اسرائیل]» او همچنین تاکید کرد که حتی اگر تنگه هرمز بسته بماند و حکومت ایران توان تولید سلاح هستهای را حفظ کند، جنگ باید از طریق دیپلماسی و بازگشت به توافق دوران باراک اوباما (برجام) پایان یابد.
از قاهره تا دیترویت: عبدل السید چگونه به اینجا رسید؟
عبدالرحمن السید در اکتبر ۱۹۸۴ در راچستر هیلز در حومه دیترویت به دنیا آمد. به گزارش سیبیاس، پدرش، محمد السید، مهندس مکانیک و استاد دانشگاه اسکندریه بود که در اواخر دهه ۱۹۷۰، زمانی که دولت انور سادات در مصر منتقدان معاهده صلح با اسرائیل را سرکوب میکرد، ناچار به ترک مصر و مهاجرت به دیترویت شد. پدر و مادر عبدل در سهسالگی او از هم جدا شدند و او در میشیگان نزد پدر و نامادری آمریکاییاش بزرگ شد.
مسیر تحصیلی السید، تصویر کامل «رویای آمریکایی» در بالاترین سطوح نخبگانی است: کاپیتان تیمهای کشتی، فوتبال آمریکایی و لاکراس در دبیرستان، فارغالتحصیل ممتاز زیستشناسی و علوم سیاسی از دانشگاه میشیگان در سال ۲۰۰۷ ، دریافت بورسیه معتبر رودز و دکترای سلامت عمومی از دانشگاه آکسفورد در سال ۲۰۱۱، و در نهایت کسب دکترای پزشکی از دانشگاه کلمبیا در سال ۲۰۱۴ و تدریس به عنوان استادیار اپیدمیولوژی در همان دانشگاه.
السید، شامگاه ۱۶ مرداد ۱۳۹۷ در رقابتهای فرمانداری میشیگان، در کنار همسرش، سارا جوکاکو. عکس: رویترز
ورود او به مدیریت اجرایی در تابستان ۲۰۱۵ رقم خورد. مایک داگن، شهردار دیترویت، السید ۳۰ ساله را به عنوان مدیر اداره سلامت این شهر منصوب کرد تا پس از ورشکستگی دیترویت، سیستم بهداشت عمومی آن را بازسازی کند.
السید با آزمایش سرب در آب مدارس دیترویت همزمان با بحران آب شهر فلینت، توزیع هزاران عینک رایگان میان دانشآموزان کمدرآمد و مقابله با آلایندگی پالایشگاهها به چهرهای شناختهشده تبدیل شد.
او در سال ۲۰۱۷، دو سال پس از بر عهده گرفتن این مسئولیت، برای ورود به انتخابات فرمانداری میشیگان در سال ۲۰۱۸ نامزد استعفا کرد. هرچند در رقابت مقدماتی دموکراتها با کسب ۳۰ درصد آرا مغلوب گرچن ویتمر شد، اما حمایت تمامقد برنی سندرز و الکساندریا اوکاسیو-کورتز از او، نامش را به عنوان ستاره نوظهور سوسیالدموکراتها در سطح ملی مطرح کرد.
السید پس از چند سال میزبانی یک پادکست سیاسی-پزشکی و مدیریت اداره سلامت شهرستان وین، بهار ۲۰۲۵ برای تصاحب کرسی سنای میشیگان وارد میدان شد و تابستان سال بعد در رقابتی نفسگیر با کسب ۴۸.۴ درصد آرا، هیلی استیونز، نماینده میانهروی کنگره را شکست داد تا نامزد نهایی دموکراتها در برابر مایک راجرز، نامزد جمهوریخواه و مامور سابق افبیآی شود.
حمایت برنی سندرز، سناتور مستقل ایالت ورمونت، از عبدل السید در نشست «دانشجویان در برابر میلیاردرها» که ۴ آبان ۱۴۰۵ در شهر انآربر، ایالت میشیگان برگزار شد. رویترز.
پرونده اسرائیل، غزه و حماس: عبور از خطوط قرمز واشینگتن
در سیاست آمریکا، انتقاد از سیاستهای دولت اسرائیل در سالهای اخیر در میان جناح چپ حزب دموکرات رایجتر شده است، اما ادبیات عبدل السید از انتقادهای مرسوم هم فراتر است.
او سال ۲۰۲۴، در انتخابات مقدماتی دموکراتها در جریان انتخابات ریاستجمهوری، از دموکراتهای میشیگان خواست در اعتراض به سیاست جو بایدن در قبال جنگ غزه، بهجای انتخاب یک نامزد، روی برگه رای گزینه «غیرمتعهد» را علامت بزنند. بیش از ۱۰۰ هزار نفر این گزینه را انتخاب کردند.
دو سال بعد، وقتی السید برای سنا نامزد شد، جنگ غزه یکی از موضوعات اصلی رقابت او با هیلی استیونز، نماینده دموکرات کنگره، بود.
استیونز از ادامه کمک نظامی آمریکا به اسرائیل دفاع میکرد. السید در گفتوگو با مجله تایم پرسید سیاستمداری که نمیتواند جنگ اسرائیل در غزه را «نسلکشی» بنامد، چگونه میخواهد در برابر دونالد ترامپ یا مدیران شرکتهای داروسازی بایستد.
به گزارش نیویورکتایمز، آیپک، گروه حامی اسرائیل، حدود ۳۳ میلیون دلار برای تبلیغات علیه السید و به سود استیونز هزینه کرد. با این همه، در انتخابات مقدماتی ۱۳ مرداد ۱۴۰۵، السید بود که نامزدی حزب دموکرات را به دست آورد.
در جریان کارزار، مهدی حسن، روزنامهنگار بریتانیاییآمریکایی، از السید پرسید آیا حق موجودیت اسرائیل را زیر سوال میبرد؟ السید در این مصاحبه ۹ تیر ۱۴۰۵ منتشر شد، به این پرسش پاسخ منفی داد و گفت با تعریف یک کشور بر پایه هویت قومی مخالف است.
حدود یک ماه بعد، در گفتوگویی که ۱۲ مرداد در نیویورکر منتشر شد، توضیح داد که تصمیم درباره آینده این سرزمین را حق فلسطینیان و یهودیان اسرائیلی میداند. به گفته او، اگر دو طرف آزادانه بر سر زندگی در یک کشور مشترک یا تشکیل دو کشور جداگانه به توافق برسند، از انتخابشان حمایت میکند.
السید پیش از ورود به رقابت سنا، در پادکست ۱۰ بهمن ۱۴۰۲ خود، حمله هفتم اکتبر حماس به اسرائیل را «تروریستی» خوانده بود. در کارزار سنا، پرسش مجری سیانان این بود که آیا او دولت اسرائیل را به اندازه حماس «شرور» میداند. السید در مصاحبهای که ۳۰ فروردین ۱۴۰۵ پخش شد، پاسخ مثبت داد و به کشتار دهها هزار نفر در غزه اشاره کرد. او ۱۶ مرداد نیز به جیم آکوستا، مجری پیشین سیانان، گفت به باورش حماس مرتکب جنایت جنگی شده است.
السید در حال سخنرانی برای هوادارانش در شهر پونتیاک ایالت میشیگان، ۹ آبان ۱۴۰۵. عکس: رویترز
در میشیگان، اختلاف بر سر سخنان السید پس از حمله به کنیسه «تمپل اسرائیل» در حومه دیترویت بالا گرفت.
السید ۲۱ اسفند ۱۴۰۴، یعنی در روز حمله، در بیانیهای با یهودیان میشیگان اعلام همبستگی کرد. روز بعد در پیامی ویدیویی گفت هیچ توجیهی برای حمله به یک عبادتگاه وجود ندارد. سپس از بستگان مهاجم گفت که در حمله هوایی اسرائیل به لبنان کشته شده بودند و افزود: «آدمهای زخمخورده به دیگران زخم میزنند.»
جِن لِیدر، خاخام همان کنیسه، توضیح السید را «توهینآمیز» خواند و نوشت یهودیان میشیگان نماینده یک دولت خارجی نیستند.
السید هفتم شهریور ۱۴۰۵ در جمع دموکراتهای یهودی ایالت بابت پیام ویدیوییاش عذر خواست. گفت میخواسته توضیح دهد چه اتفاقی افتاده، اما آن لحظه، وقتی جامعه یهودی داغدار بود، وقت چنین توضیحی نبود و باید به همان بیانیه نخست بسنده میکرد.
اتهام نزدیکی به اخوانالمسلمین و سایه شبکه خانوادگی
در پی مواضع تند السید در سیاست خارجی، جمهوریخواهان و شخص دونالد ترامپ هویت مذهبی و سوابق خانوادگی او را زیر ذرهبین بردهاند. ترامپ در سخنرانیهای انتخاباتی خود در میشیگان بارها السید را «محمد»، «جهادی رادیکال» و «عضو اخوانالمسلمین» خطاب کرده است. السید در واکنش به این حملات، هرگونه عضویت یا ارتباط با اخوانالمسلمین را قاطعانه رد کرده و این اتهامات را «اسلامهراسی» برای انحراف افکار عمومی از گرانی بنزین و مواد غذایی خوانده است.
یکی از دلایل نسبت دادن او به اخوانالمسلمین، پستهای خواهر نانتیاش، ایمان عبدالهادی، استاد دانشگاه شیکاگو، در شبکههای اجتماعی است. او سال ۱۳۹۱ در پستی از سابقه خانوادهاش در اخوانالمسلمین نوشته و به گفتوگویی با مادرشان، فاتن الکومی، اشاره کرده بود. بر اساس این پست، مادر آنها در دوران دانشجویی در مصر در اخوانالمسلمین فعالیت داشت. السید در برابر این اظهارات گفت نزد مادرش بزرگ نشده و خودش هرگز عضو اخوانالمسلمین نبوده است.
الکومی پس از جدایی از پدر السید به میزوری رفت و در یک موسسه امدادرسانی اسلامی پرستار شد. در مهر ۱۳۸۳، ماموران افبیآی دفتر این موسسه را بازرسی کردند و وزارت خزانهداری آمریکا به دلیل حمایت مالی شبکه امدادرسانی از القاعده و گروههای دیگر، داراییهای آن را در آمریکا مسدود کرد. سیبیاس در تحقیقات خود درباره این پرونده تاکید کرده است که با وجود تحریم این موسسه، هیچ اتهامی متوجه شخص الکومی نشد.
حمایت مالی طیب جوکاکو، پدر همسر السید، از کارزار انتخاباتی او از دیگر دلایل انتساب او به گروههای تندروی مسلمان از سوی جمهوریخواهان است. جوکاکو در سه نوبت ۳۰۰ هزار دلار به یک کمیته سیاسی مستقل حامی نامزدی السید برای سنا کمک کرد.
السید، در جریان رقابتهای انتخابات فرمانداری میشیگان، در گردهمایی چند سازمان مسلمان در شهر دیربورن سخنرانی میکند. ۷ مرداد ۱۳۹۷، رویترز
او رییس پیشین و عضو هیاتمدیره شعبه میشیگان «شورای روابط آمریکاییـاسلامی» بود و در کمیته موسسان «جامعه اسلامی آمریکای شمالی» نیز عضویت داشت. در پرونده «بنیاد سرزمین مقدس» درباره تامین مالی حماس، دادستانهای فدرال نام هر دو نهاد را در فهرست کسانی آوردند که به باور دادستانی در این اقدام مشارکت داشتند، اما علیه هیچیک از این دو نهاد کیفرخواست صادر نشد.
جنجالهای داخلی یک پوپولیست چپگرا
جذابیت و حاشیههای عبدل السید تنها به خاورمیانه خلاصه نمیشود. او در سیاست داخلی آمریکا نیز یکی از رادیکالترین برنامهها را نمایندگی میکند که بارها کارزار او را در موقعیت تدافعی قرار داده است.
یکی از مهمترین بحثها بر سر موضوعی بود که السید سالها روی آن کار کرده بود: هزینه درمان.
السید، که درباره بیمه درمانی همگانی کتاب نوشته، خواهان گسترش پوشش «مدیکر» به همه آمریکاییهاست. او در کارزار سنا از بخشودگی ۷۰۰ میلیون دلار بدهی درمانی ساکنان شهرستان وین سخن گفت. بررسی رسانه محلی «بریج میشیگان» نشان داد ۷۰۰ میلیون دلار هدف طرحی بود که در دوره مدیریت او آغاز شد. تا اوایل مهر ۱۴۰۵، این طرح بیش از ۹۵ میلیون دلار از بدهی بیماران را تسویه کرده بود. استفاده السید از عنوان «پزشک» نیز محل بحث شد. او مدرک پزشکی دارد، اما دوره دستیاری را نگذرانده و در میشیگان مجوز طبابت ندارد.
جمهوریخواهان برای نقد موضع السید درباره پلیس به سخنان او پس از کشته شدن جورج فلوید استناد کردند. السید آن زمان از انتقال بخشی از بودجه پلیس به خدمات اجتماعی دفاع میکرد. در کارزار سنا، ستادش گفت او با کاهش بودجه پلیس مخالف است و از تامین هزینه استخدام و بازنشستگی ماموران حمایت میکند.
السید همچنان خواهان انحلال اداره مهاجرت و گمرک آمریکا، مشهور به آیس، است، هرچند بر ادامه اجرای قوانین مهاجرت و کنترل مرزها تاکید دارد.
انتخاب همراهان انتخاباتیاش نیز در ماههای گذشته بحثبرانگیز شد. السید برای ارتباط با رایدهندگان جوان، با حسن پایکر، چهره چپگرای شبکههای اجتماعی، در گردهماییها حاضر شد. پس از اعتراضها به سخنان پایکر درباره یهودیان آمریکا، السید گفت برنامهای برای حضور دوباره در کنار او ندارد.
در نهایت، نتیجه انتخابات میاندورهای در میشیگان هر چه باشد، کارزار السید نشاندهنده دگردیسی عمیقی در بخشی از حزب دموکرات آمریکاست؛ جریانی که به رهبری چهرههای جوان، کاریزماتیک و ضداسرائیل توانسته انحصار لابیهای سنتی را بشکند، اما وقتی پای دیکتاتوری مذهبی و سرکوب خونین معترضان ایرانی بهدست حکومت به میان میآید، میان «اصول حقوق بشری» و «ملاحظات رایدهندگان دیربورن و ایدئولوژی ضدمداخلهگری» در تناقضی آشکار گرفتار میشود.
دستگاه قضایی جمهوری اسلامی سه تن دیگر از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ در مشهد را به اعدام محکوم کرد. همزمان، حکم اعدام یکی دیگر از بازداشتشدگان این اعتراضات که در زندان قزلحصار کرج محبوس است، در دیوان عالی کشور تایید شد.
سایت هرانا گزارش داد شعبه پنجم دادگاه انقلاب مشهد به ریاست حسین یزدانخواه، این سه شهروند را در یک پرونده مشترک به اتهام «محاربه» به اعدام محکوم کرده است.
متین فرنیان، ۲۳ ساله و اهل مشهد، یکی از محکومان است اما هویت دو نفر دیگر هنوز روشن نیست.
این سه شهروند معترض روزهای ۲۹ و ۳۰ دی ۱۴۰۴ بازداشت شدند و اکنون در بندهای مختلف زندان وکیلآباد مشهد نگهداری میشوند.
در ماههای پس از اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، دستگاه قضایی جمهوری اسلامی برای شمار زیادی از بازداشتشدگان این اعتراضات احکامی از جمله اعدام، حبس، شلاق و مصادره اموال صادر کرده است.
در تازهترین نمونه، ایراناینترنشنال هشتم آبان به نقل از منابع حقوق بشری گزارش داد برای پنج بازداشتشده این اعتراضات حکم اعدام صادر و حکم مرگ یک زندانی سیاسی دیگر تایید شد.
بررسیهای ایراناینترنشنال نشان میدهد از دیماه ۱۴۰۴ تاکنون بیش از ۷۰ زندانی سیاسی در ایران اعدام شدهاند و دستکم ۲۰۰ نفر دیگر نیز با اتهامهای سیاسی در خطر اعدام هستند.
تایید حکم اعدام آرمان معرفتی در دیوان عالی کشور
هرانا همچنین گزارش داد حکم اعدام آرمان معرفتی، حدود ۳۸ ساله، اهل سقز و ساکن تهران، به تایید دیوان عالی کشور رسیده است.
او با حکم شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست ابوالقاسم صلواتی به اتهامهایی از جمله «مشارکت در اقدامات عملیاتی علیه امنیت کشور» و «ورود به اماکن مذهبی به قصد تخریب و مشارکت در آتشزدن مسجد و حوزه علمیه» به اعدام محکوم شده بود.
معرفتی که در جریان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ در تهران بازداشت شده بود، خرداد سال جاری از زندان تهران بزرگ به زندان قزلحصار منتقل شد و هماکنون در واحد سه، سالن ۳۷ این زندان نگهداری میشود.
در جریان رسیدگی به این پرونده در اسفند ۱۴۰۴، نماینده دادستان اتهام معرفتی را «اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم علیه امنیت داخلی کشور از طریق حضور در اعتراضات» عنوان کرده بود، اما قاضی با استناد به ماده ۲۸۰ قانون آیین دادرسی کیفری، عنوان اتهامی او را تغییر داد.
دو متهم دیگر این پرونده، مهرداد محمدینیا و اشکان مالکی، ۱۱ خرداد سال جاری اعدام شدند.
تداوم بازداشتهای امنیتی و سیاسی
بازداشت شهروندان با اتهامهای امنیتی و سیاسی که در پی جنگهای ۱۲ و ۴۰ روزه و اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ شدت گرفت، همچنان ادامه دارد.
در تازهترین نمونه، خبرگزاری صداوسیمای جمهوری اسلامی گزارش داد سازمان اطلاعات سپاه پاسداران یک شهروند را در استان مرکزی به اتهام انتقال اطلاعات مراکز تولید قطعات موشک و پهپاد به اسرائیل بازداشت کرده است.
همزمان ویدیویی از اعترافات منتسب به این شهروند منتشر شده، اما شرایط ضبط آن مشخص نیست. هویت فرد بازداشتشده، زمان بازداشت و محل نگهداری او نیز اعلام نشده است.
مای ساتو، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران، ششم آبان از گزارشهایی درباره هزاران بازداشت با اتهامهای امنیتی و نگهداری بسیاری از بازداشتشدگان در مکانهای نامعلوم خبر داد و تاکید کرد پخش اعترافات تلویزیونی پیش از محاکمه، اصل برائت را نقض میکند.
وبسایت اکسیوس به نقل از منابع آمریکایی و اسرائیلی گزارش داد بنیامین نتانیاهو برای حمله به ایران بلافاصله پس از انتخابات میاندورهای آمریکا به دونالد ترامپ فشار میآورد، اما ترامپ اکنون ترجیح میدهد به مذاکرات فرصت بیشتری بدهد. این رویکرد موجب نگرانی نتانیاهو شده است.
اکسیوس یکشنبه ۱۰ آبان گزارش داد دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده و بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، شنبه ۹ آبان تلفنی درباره مذاکرات واشینگتن با جمهوری اسلامی و زمان ازسرگیری حملات نظامی گفتوگو کردند.
یک منبع اسرائیلی این گفتوگو را «دشوار» توصیف کرد و یک منبع آمریکایی گفت این گفتوگو «صریح» بوده است.
اکسیوس نوشت کاخ سفید و دفتر نخستوزیری اسرائیل از اظهارنظر درباره این تماس خودداری کردند.
انتخابات میاندورهای آمریکا سهشنبه ۱۲ آبان برگزار میشود و رایدهندگان درباره ترکیب جدید مجلس نمایندگان و بخشی از کرسیهای مجلس سنا تصمیم خواهند گرفت.
والاستریت ژورنال بامداد یکشنبه گزارش داد ترامپ و نتانیاهو صبح شنبه ۹ آبان، در حالی که آمریکا برای احتمال ازسرگیری حملات به جمهوری اسلامی آماده میشد، تلفنی گفتوگو کردند، اما جزییاتی از محتوای این تماس منتشر نکرد.
ادامه تلاشهای دیپلماتیک همزمان با آمادگی برای حمله احتمالی
اکسیوس نوشت ترامپ همزمان دو مسیر را دنبال میکند؛ تلاش برای دستیابی به توافقی برای ازسرگیری مذاکرات صلح و آمادگی برای احتمال ازسرگیری عملیات نظامی گسترده پس از انتخابات میاندورهای آمریکا.
ترامپ پیش از عملیات «چکش نیمهشب» در خرداد ۱۴۰۴ و عملیات «خشم حماسی» در اسفند ۱۴۰۴ نیز همین رویکرد دوگانه را دنبال کرده بود.
جیدی ونس، معاون رییسجمهوری آمریکا، هفته گذشته نامهای به محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی، درباره احتمال ازسرگیری مذاکرات فرستاد.
به نوشته اکسیوس، این نامه بالاترین سطح تماس واشینگتن با تهران در چند ماه گذشته بود.
رضایی شامگاه شنبه ۹ آبان در گفتوگو با صداوسیمای جمهوری اسلامی اعلام کرد نامه ونس را مطالعه کرده، اما هنوز پاسخی به آن نداده است.
او گفت لحن نامه «کاملا تغییر کرده» و این تغییر را نشانه تثبیت «پیروزی و اقتدار» جمهوری اسلامی دانست. رضایی افزود از آنجا که طرف آمریکایی محتوای نامه را علنی نکرده، او نیز فعلا جزییاتی درباره آن بیان نمیکند.
ترامپ هشتم آبان در جمع خبرنگاران گفت مذاکرات با جمهوری اسلامی «خوب پیش میرود» و «عجله چندانی» ندارد، اما مقامهای جمهوری اسلامی «چندان قابل اعتماد نیستند» و پس از توافق «زیر آن میزنند».
او همچنین گفت آمریکا هنوز باید درباره یک یا دو سایت هستهای در ایران اقدام کند و با اشاره به سایت مشکوک هستهای «کوه کلنگ گزلا» افزود: «میتوانیم این کار را در ۱۰ دقیقه انجام دهیم. برای آن برنامه داریم و میتوانیم خیلی سریع به آن رسیدگی کنیم.»
میانجیگری قطر برای ازسرگیری مذاکرات
مذاکرات مقامهای جمهوری اسلامی و میانجیهای قطری یکشنبه ۱۰ آبان برای سومین روز پیاپی در دوحه ادامه یافت.
هدف این رایزنیها دستیابی به توافقی برای پایان جنگ و فراهم کردن زمینه ازسرگیری مذاکرات میان تهران و واشینگتن است.
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، یکشنبه ۱۰ آبان اعلام کرد رایزنیها با میانجیهای قطری درباره طرح دو روزه تنگه هرمز ادامه دارد، اما هنوز نتیجه قطعی حاصل نشده و دستیابی به توافق به پاسخ طرف مقابل به پرسشهای تهران بستگی دارد.
او تاکید کرد هیچ دیداری با هیات آمریکایی انجام نشده و برنامهای نیز برای چنین دیداری وجود نداشته است. عراقچی افزود: «ما تلاش خود را در این مسیر انجام میدهیم و امیدواریم عقلانیت در طرف مقابل وجود داشته باشد تا دیپلماسی را به مسیرهای دیگر ترجیح دهد.»