سنسیروی جدید، خانه میلان و اینتر با طراحی نورمن فاستر، معمار اپل پارک، ومبلی و رایشتاگ
باشگاههای میلان و اینتر فردا شب از طرح ورزشگاه جدیدشان در شهر میلان رونمایی میکنند؛ پروژهای که قرار است تا سال ۲۰۳۱ تکمیل شود و با ظرفیت ۷۱ هزار و ۵۰۰ نفر، یکی از پنج ورزشگاه بزرگ اروپا خواهد بود.
به نوشته گازتا دلو اسپورت طراحی استادیوم جدید را به نورمن فاستر، معمار سرشناس ۹۱ ساله، و شرکت معماری مانیکا سپرده شده است. فاستر در کارنامه خود پروژههایی مانند ساختمان رایشتاگ برلین، پل میلنیوم لندن، اپل پارک و ورزشگاههای ومبلی و لوسیل را دارد.
ورزشگاه جدید قرار است یکی از آخرین پروژههای مهم او باشد؛ خانهای تازه برای میلان و اینتر که میزبان نسلهای آینده ستارههای فوتبال خواهد شد.
برخلاف سنسیروی فعلی، شکلی بیضی خواهد داشت و با دو طبقه سکو ساخته میشود. شیب ۳۷ درجهای سکوهای پشت دروازهها، مشابه «دیوار زرد» دورتموند، قرار است فضای پرهیجان و حس عمودی ورزشگاه فعلی را حفظ کند. ارتفاع ورزشگاه نیز کمی کمتر از ۶۰ متر است.
چراغهای LED رنگی نمای بیرونی ورزشگاه را روشن میکنند و در شبهای میزبانی میلان و اینتر، رنگهای قرمز و آبی به چشم خواهند آمد. سقف و زمین چمن ثابت خواهند بود و خبری از سقف متحرک نیست. همچنین، زیر سکوی مرتفع ورزشگاه فضای پارکینگ ساخته میشود.
دهها محل عرضه غذا و نوشیدنی، رستوران و غرفه فستفود در ورزشگاه ساخته میشود. تعداد سرویسهای بهداشتی افزایش پیدا میکند و افراد دارای معلولیت به تمام بخشها دسترسی خواهند داشت. آسانسور و احتمالا پلهبرقی نیز رفتوآمد میان طبقات را آسانتر میکنند.
یکی از جذابترین امکانات، «تونل کلاب» است؛ جایی که برخی از دارندگان بلیتهای ویژه میتوانند ورود بازیکنان به زمین را از پشت شیشه تماشا کنند.
میلان و اینتر حدود ۱۰۰ میلیون یورو برای عایقکاری صوتی ورزشگاه کنار گذاشتهاند تا صدای مسابقات کمتر به خانههای خیابان تسیو برسد؛ خانههایی که کمی بیش از ۷۰ متر با ورزشگاه فاصله دارند.
نمایشگرهای بزرگ و یک نوار LED میان دو طبقه سکوها نیز تصاویر مسابقه، آمار و تبلیغات را نمایش خواهند داد. نام ورزشگاه هم تغییر میکند و رقابت برای فروش حق نامگذاری آن در جریان است.
رونمایی از طرح ورزشگاه فردا شب انجام میشود و ساخت آن قرار است تا سال ۲۰۳۱ به پایان برسد.
علیرضا دبیر، رییس فدراسیون کشتی در گفتگویی در حاشیه مسابقات جهانی کشتی در آستانه قزاقستان، از غلامحسین محسنیاژهای، رییس قوه قضاییه جمهوری اسلامی، به طور ویژه تشکر کرد.
او گفته است: «من باید از آقای اژهای تشکر کنم، شما نمیدانید چه اتفاقاتی افتاده است، من میدانم چطور هوای این بچهها را داشت، که این بچهها از نظر روحی… محبت کرد، پدری کرد برای موردهایی که ما داشتیم.»
اما علیرضا دبیر بابت کدام خدمت محسنیاژهای به ورزشکاران تشکر میکند؟ از اعدامهای تکراری کشتیگیران و ورزشکاران ایرانی بهدست قوه قضاییه جمهوری اسلامی و با ریاست غلامحسین محسنیاژهای و یا بازداشتهای گسترده ورزشکاران رشتههای مختلف و صدور احکام طولانی زندان برای آنها؟
چه کسی فراموش کرده در دوره ریاست غلامحسین محسنیاژهای بر قوه قضاییه، ورزشکاران معترضی مانند مجیدرضا رهنورد، محمدمهدی کرمی، کیان (محمد) حسینی، صالح میرهاشمی، صالح محمدی، ساسان آزادوار جونقانی، غلامرضا خانی شکرآب، سیاوش جمشیدی خیرآبادی و علیسینا مصطفوی اعدام شدهاند.
مجیدرضا رهنورد، کشتیگیر ۲۳ ساله مشهدی ۲۱ آذر ۱۴۰۱ و تنها ۲۳ روز پس از بازداشت در جریان خیزش سراسری زن، زندگی، آزادی، اعدام شد. او در جریان دادگاه، بدون طی شدن مراحل قانونی و درحالی که از داشتن وکیل انتخابی محروم بود، به کشتن دو بسیجی و زخمی کردن ۴ بسیجی دیگر در روز ۲۶ آبان، متهم شد؛ مجیدرضا که ۲۸ آبان بازداشت شده بود، در یکی از سریعترین دادگاههای تاریخ، ۲۳ روز بعد اعدام شد.
محمدمهدی کرمی، قهرمان کاراته، ۱۷ دی ۱۴۰۱ در کرج اعدام شد. این جوان ۲۱ ساله در جریان مراسم چهلم حدیث نجفی و پارسا رضادوست، از کشتهشدگان جنبش مهسا، به اتهام کشتن یک نیروی بسیجی به نام روحالله عجمیان بازداشت شد.
او تحت فشارهای شدید و شکنجههای جسمی و روحی قرار گرفت تا علیه خود اعتراف کند. محمدمهدی کرمی سحرگاه ۱۷ دی ۱۴۰۱ به همراه کیان حسینی اعدام شد.
کیان (محمد) حسینی، مربی رزمی، ۱۷ دی ۱۴۰۱ در کرج اعدام شد. او متهم ردیف دوم پرونده روحالله عجمیان بود.
وكيل این ورزشکار پیشتر گفته بود که کیان حسینی برای اعتراف اجباری انواع شکنجه را تحمل کرد؛ از ضربوشتم با چشم و دستوپای بسته تا لگد به سر و بیهوشی، و البته شوکر. ورزشکار تنهایی که به کودکان فقیر هنرهای رزمی را به رایگان آموزش میداد.
سرگذشت کیان یکی از تلخترین قتلهای حکومتی و دردناکترین سرنوشتها در جمهوری اسلامی است؛ او پدر و مادر خود را سالها قبل از دست داده بود و کسی را نداشت تا پیگیر پروندهاش باشد. کیان با وجود حمایتهای بینالمللی و پذیرش کفالت سیاسی توسط نمایندگان اروپایی، سحرگاه ۱۷ دی ۱۴۰۱ اعدام شد و در آرامستان بهشتعلی اشتهارد آرام گرفت.
صالح میرهاشمی بلطاقی، مربی و قهرمان کاراته، ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۲ و در ۳۷ سالگی و یک روز پس از قهرمانی پرسپولیس در لیگ برتر در اصفهان اعدام شد. صالح متهم ردیف اول پرونده «خانه اصفهان» مربوط به اعتراضات زن، زندگی، آزادی در ۲۵ آبان ۱۴۰۱ بود.
به ادعای قوه قضاییه، این مربی و قهرمان کشوری کاراته، دو بسیجی و یک سرهنگ یگان ویژه در این حادثه و به دست معترضان کشته شدند.
دادگاه به استناد اعترافاتی که اجباری از صالح گرفته شده بود، در نهایت او را به اتهام محاربه از طریق کشیدن سلاح، تشکیل گروه مجرمانه و همکاری با گروههای مخالف به اعدام و ۱۰ سال حبس محکوم کرد.
این ورزشکار در سحرگاه ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۲ همراه با دو همپروندهای خود، مجید کاظمی و سعید یعقوبی، اعدام شد.
صالح محمدی، کشتیگیر، ۲۸ اسفند ۱۴۰۴، شب سال نو، به همراه سعید داوودی، مهدی قاسمی، دو معترض دیگر در میدان نبوت قم، در ملاعام، اعدام شد. این آزادکار ۱۹ ساله به اتهام مشارکت در قتل دو مامور امنیتی در جریان اعتراضات ۱۸ دی ۱۴۰۴، در قم و یک روز پیش از نوروز به دار آویخته شد.
صالح شهریور ۱۴۰۳ با دوبنده تیم ملی کشتی آزاد ایران مدال برنز جام بینالمللی سایتییف را در کراسنویارسک روسیه به دست آورده بود.
نهادهای حقوق بشری گزارش دادهاند که صالح محمدی در مرحله بازجویی و تحقیقات مقدماتی وادار به اعتراف علیه خود شد. او در دادگاه گفته بود که اعترافاتش تحت فشار و شکنجه بوده. است، اما دادگاه این ادعا را نپذیرفت و اعترافات او را به عنوان یکی از مستندات اصلی پرونده مورد استناد قرار داد.
اتهامات متعدد به او در حالی مطرح شد که به گفته نزدیکان صالح محمدی، او هنگام وقوع حادثه در خانه عمویش بوده است، اما دادگاه از احضار شاهدان خودداری کرده است. همچنین، به گواه ملیپوشان، مربیان و همباشگاهیهای او، صالح هرگز چاقو نداشته است.
ساسان آزادوار جونقانی، کاراتهکا، ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵ در اصفهان اعدام شد. اتهامهای این ورزشکار ۲۱ ساله، «همکاری موثر با دشمن، تخریب خودروی نیروی انتظامی، تحریک مردم به جنگ و کشتار با یکدیگر به قصد برهم زدن امنیت کشور و تشویق دیگران به اغتشاشات و آشوب در کشور» عنوان شد.
غلامرضا خانی شکرآب، ورزشکار پیشین امامای، مربی و داور بینالمللی، ۵ خرداد ۱۴۰۴ در تهران اعدام شد. خانی شکرآب دوم مهر ۱۴۰۴ بازداشت و به اتهام «همکاری با اسرائیل و مشخصا سازمان اطلاعاتی موساد» محاکمه و به اعدام محکوم شده بود.
خانی شکرآب، متولد ۱۳۷۱، پیش از بازداشت در ترکیه زندگی میکرد و حدود یک سال پیش در جریان سفری به عراق، توسط عوامل جمهوری اسلامی ربوده و به ایران منتقل شد.
سیاوش جمشیدی خیرآبادی، تکواندوکار، ۱۱ مهر ۱۴۰۵ اعدام شد. خبرگزاری میزان، وابسته به قوه قضاییه، نوشت جمشیدی به اتهام «محاربه از طریق کشیدن سلاح گرم و شلیک با آن» به سوی نیروهای امنیتی و همچنین «اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور» به اعدام محکوم شده بود. اما در اطلاعات منتشرشده مدرکی مبنی بر مشارکت او در قتل ارائه نشده است.
سیاوش جمشیدی مخفیانه اعدام شد؛ تا پیش از اعلام اجرای حکم، هیچ اطلاعاتی درباره نحوه رسیدگی قضایی به پرونده سیاوش جمشیدی منتشر نشده بود. این ورزشکار پیشتر در اینستاگرام ویدیوهایی از تمرینات تکواندو خود منتشر کرده بود.
علیسینا مصطفوی، کوهنوردی و هیمالیانورد، ۲۲ مهر ۱۴۰۵ در کرمان اعدام شد. قوه قضاییه جمهوری اسلامی، این ورزشکار ۳۸ ساله اهل بم را عضو «گارد جاویدان» خوانده و گفته در تلاش برای تصرف فرودگاه کرمان و بازگشت شاهزاده رضا پهلوی بوده است.
قوه قضاییه جمهوری اسلامی مصطفوی را به دست داشتن در دو مورد تیراندازی در کرمان در فروردین و اردیبهشت ۱۴۰۵ متهم کرده بود. این نهاد همچنین اعلام کرد او در اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ حضور داشته و تصاویر و ویدیوهایی را برای شبکههای فارسیزبان خارج از کشور ارسال کرده است. اما بر اساس گزارشها، علیسینا زیر شکنجه وادار به اعتراف اجباری علیه خودش شده بود.
جاویدنام مصطفوی صعودهای متعددی در ایران داشت. او همچنین قلههای آیلند پیک و کالا پاتار را در هیمالیا فتح کرده بود. علیسینا نوازنده تار و از شاگردان کیوان ساکت در نوازندگی این ساز بود.
اما غیر از این ورزشکاران که در دوره ریاست غلامحسین محسنیاژهای بر قوه قضاییه اعدام شدهاند، نوید افکاری، هم در دورهای که اژهای، معاون اول قوه قضاییه بود، اعدام شد.
نوید افکاری، کشتیگیر ایرانی، ۲۲ شهریور ۱۳۹۹ اعدام شد. او از معترضان اعتراضات مرداد سال ۱۳۹۷ بود که با وجود درخواست و واکنش نهادهای بینالمللی، حقوقبشری و همچنین چهرههای سرشناس بینالمللی در ۲۲ شهریور ۱۳۹۹ توسط حکومت ایران اعدام شد.
دادگاه نوید افکاری که پس از اعتراضات مرداد سال ۹۷ در شیراز بازداشت شده را به قتل حسین ترکمان، کارمند حراست آبفای شیراز، متهم کرد. این درحالی است که به گفته وکیل نوید، تنها مستندات دادگاه درباره اتهام قتل، اعترافات نوید افکاری است. او اعلام کرده بود این اعترافات تحت شکنجه گرفته شده است.
مقامهای زندان برای اجرای حکم آنقدر عجله داشتند که حق نوید افکاری برای آخرین دیدار با خانواده را از آنها سلب کردند.
از سوی دیگر، تعداد زیادی از ورزشکاران معترض بازداشت شده در جریان خیزش سراسری زن، زندگی، آزادی تا انقلاب ملی ایرانیان در دی ۱۴۰۴، در زندانهای جمهوری اسلامی در بند هستند؛ از جمله امیررضا نصرآزادانی، بازیکن پیشین تیمهای فوتبال سپاهان و تراکتور، که از هشتم آبان ۱۴۰۱ در پرونده موسوم به «خانه اصفهان» بازداشت شد و با خطر اعدام روبهرو بود، هنوز در زندان است. او به ۲۶ سال حبس محکوم شد و همچنان بدون مرخصی در زندان است.
ستاره حبیبزاده، ملیپوش پیشین فوتبال زنان ایران و سرمربی ۳۶ ساله اود هورلی لوون بلژیک، در گفتوگویی مفصل با وبسایت گل از محدودیتهای دوران کودکی، مهاجرت دشوار از ایران و مسیر طولانی خود برای رسیدن به لیگ قهرمانان زنان اروپا سخن گفته است.
حبیبزاده که اکنون یکی از پنج سرمربی زن حاضر در مرحله لیگ این رقابتهاست، درباره علاقهاش به فوتبال در دوران کودکی گفت: «ایران برای زنان کشور دشواری است. اینکه من در خیابان با پسرها فوتبال بازی کنم، چندان عادی نبود. موهایم را کوتاه میکردم تا مردم فکر کنند پسر هستم.»
او افزود: «اگر آن زمان کسی به من میگفت روزی در لیگ قهرمانان اروپا مربیگری میکنم، میخندیدم و میگفتم شوخی نکنید، چنین چیزی اصلا ممکن نیست.»
حبیبزاده در ۱۷ سالگی نخستین قرارداد حرفهای خود را امضا کرد و پس از بازی برای ملوان و تیمی در شیراز، ۲۱ بار پیراهن تیم ملی زنان ایران را پوشید.
اما در ۲۳ سالگی تصمیم گرفت ایران را ترک کند. او با امید به شرایط بهتر فوتبال زنان راهی هلند شد، ولی آنچه در اروپا دید، با انتظارهایش تفاوت داشت.
حبیبزاده گفت: «وقتی به اروپا آمدم، فکر میکردم همهچیز بهتر است، اما اینطور نبود. برای بازیکنانی که با خانواده زندگی میکردند، دریافت چندصد یورو در ماه کافی بود، ولی من باید هزینه خانه، گاز و تمام مخارج زندگیام را خودم تامین میکردم.»
او درباره سختی مهاجرت توضیح داد: «کشورم را ترک کردم، خانوادهام را ترک کردم، همهچیز را پشت سر گذاشتم. از صفر شروع نکردم؛ فکر میکنم از زیر صفر شروع کردم، چون هیچکس در اروپا مرا نمیشناخت.»
این مربی ایرانی بهجای ادامه فوتبال در بالاترین سطح، در لیگهای پایینتر بازی کرد تا بتواند همزمان کار کند و مدارک مربیگری یوفا را بگیرد.
او گفت: «کاملا تنها بودم؛ بدون خانواده و پدر و مادر. باید همه کارها را در فرهنگی متفاوت و با زبانی دیگر انجام میدادم. انگار وارد دنیای دیگری شده بودم.»
حبیبزاده با اشاره به اینکه هرگز به کنار گذاشتن رویایش فکر نکرد، افزود: «به خودم گفتم حالا که اینجا هستم، باید به آینده نگاه کنم. تسلیم نمیشوم. از همان روز اول مطمئن بودم که روزی در بالاترین سطح سرمربی خواهم شد.»
او درباره دلیل این اطمینان گفت: «چون به خودم اعتماد دارم. میدانم چه تواناییهایی دارم. وقتی رویایی داشته باشم، برای رسیدن به آن هر کاری از دستم بربیاید انجام میدهم.»
نقطه عطف دوران مربیگری حبیبزاده در بلژیک رقم خورد. او در باشگاه پاترو آیسدن مسوول راهاندازی بخش فوتبال زنان شد و تیم تازهتاسیس این باشگاه را از دسته پنجم به دسته دوم رساند.
حبیبزاده در تابستان ۲۰۲۵ بهعنوان دستیار به کلوب بروژ پیوست و یک سال بعد، سرمربی اود هورلی لوون، قهرمان فوتبال زنان بلژیک، شد.
او درباره حضور در جمع ۱۸ تیم برتر اروپا گفت: «این واقعا اتفاق دیوانهکنندهای است. برای رسیدن به اینجا چیزهای زیادی را پشت سر گذاشتم. خوشحالم و افتخار میکنم که تمام تلاشهایم بیهوده نبود.»
حبیبزاده درباره نخستین حضورش بهعنوان سرمربی در لیگ قهرمانان گفت: «وقتی برای نخستین بازی مقابل تیاسسی وارد ورزشگاه شدیم و موسیقی لیگ قهرمانان را شنیدم، نمیتوانستم احساسم را توصیف کنم. انگار مثل پرندهای در آسمان پرواز میکردم.»
او افزود: «با خودم گفتم وای، واقعا اینجا هستم؛ آن هم بهعنوان سرمربی.»
حبیبزاده در پایان درباره رویارویی با بزرگترین تیمهای اروپا گفت: «حالا میتوانیم مقابل پاریسنژرمن، چلسی، یوونتوس و رم بازی کنیم. به دستاورد ویژهای رسیدهایم. میخواهیم از این تجربه لذت ببریم و از هر مسابقه چیزی یاد بگیریم.»
نخستین دربی فوتبال زنان ایران بین استقلال و پرسپولیس میتوانست جشنی تاریخی برای فوتبال زنان باشد، اما تغییر زمان و مکان مسابقه، توقف دوباره بلیتفروشی، ممنوعیت حضور مردان و مداخله دادستانی تهران، این رویداد را به صحنهای جدید از تبعیض جنسیتی در جمهوری اسلامی ایران تبدیل کرده است.
قرار بود استقلال و پرسپولیس روز جمعه اول آبان در ورزشگاه کاظمی، ورزشگاه خانگی تیم زنان پرسپولیس، برای نخستین بار به مصاف هم بروند. سازمان لیگ، با استناد به استقبال گسترده هواداران و با هدف فراهمکردن امکانات مناسبتر، مسابقه را به ساعت ۱۵ چهارشنبه ششم آبان در ورزشگاه قلعهحسنخان منتقل کرد.
تغییر زمان مسابقه از روز تعطیل به روز کاری، تنها آغاز ماجرا بود. بلیتفروشی دیداری که قرار بود با استقبال گسترده تماشاگران همراه شود، دو بار متوقف شد و تصمیم نهایی درباره حضور زنان در ورزشگاه به شورای تأمین استان تهران واگذار شد؛ تا در آستانه نخستین داربی زنان، حضور هواداران دو تیم قطعی نباشد.
در همین حال، سازمان لیگ پیش از ورود دستگاه قضایی، در بخشنامهای رسمی بر ادامه ممنوعیت حضور مردان در مسابقات فوتبال زنان تأکید کرده بود؛ ممنوعیتی که نهتنها تماشاگران، بلکه خبرنگاران، عکاسان، فیلمبرداران و حتی مدیران مرد باشگاهها را هم شامل میشود. فریده شجاعی، نایبرئیس زنان فدراسیون فوتبال، هم تأیید کرد که مردان اجازه حضور در این مسابقه را ندارند.
با این حال، دادستان تهران روز سهشنبه پنجم آبان در نامههایی به احمد دنیامالی، وزیر ورزش، و مهدی تاج، رئیس فدراسیون فوتبال، خواستار جلوگیری از حضور مردان، از جمله عوامل اجرایی، انتظامی و رسانهای، در مسابقات فوتبال زنان شد و درباره برخورد قضایی در صورت رعایتنشدن این ممنوعیت هشدار داد.
دادستانی این اقدام را به گزارشهایی درباره حضور زنان بدون حجاب اجباری و حضور مردان در مسابقات لیگ زنان مرتبط دانسته است؛ مداخله دستگاه قضایی در تعیین جنسیت خبرنگاران و نیروهای اجرایی، علاوه بر طرح پرسش درباره حدود اختیارات دادستانی در مدیریت ورزش، برگزاری مسابقه را هم با مشکلاتی مانند ابهام درباره استفاده از کمکداور ویدیویی به دلیل ممنوعیت حضور داوران مرد روبهرو کرده است.
محدودیتها به سکوهای ورزشگاه هم ختم نمیشود. صداوسیمای جمهوری اسلامی تاکنون هیچ تصویری از فوتبال زنان را پخش نکرده و برای نخستین داربی زنان نیز برنامهای برای پخش زنده ندارد. گزارشها همچنین حاکی از ممنوعیت پخش مسابقه از پلتفرمهای دو باشگاه است؛ در حالی که داربی مردان استقلال و پرسپولیس همواره یکی از مهمترین رویدادهای تلویزیونی ورزش ایران بوده است.
این محدودیتها، علاوه بر محرومکردن بازیکنان زن از دیدهشدن، فرصت جذب مخاطب و حامی مالی را هم از باشگاهها میگیرد؛ وضعیتی که در مقایسه با تجربه کشورهای دیگر منطقه، بیشتر به چشم میآید.
در دسامبر ۲۰۲۱، نخستین دربی زنان فنرباغچه و گالاتاسرای در قالب دیداری دوستانه در ورزشگاه نف استانبول برگزار شد. دو باشگاه این مسابقه را به بخشی از کارزار مقابله با خشونت علیه زنان تبدیل کردند؛ تماشاگران زن و مرد روی سکوها نشستند، مسابقه از تلویزیون سراسری پخش شد و وزیران دادگستری و خانواده ترکیه هم برای حمایت از این رویداد به ورزشگاه رفتند.
عبدالحمید گل، وزیر دادگستری وقت ترکیه، پس از مسابقه گفت: «نتیجه هرچه باشد، زنان برندهاند.» او تأکید کرد مبارزه با خشونت علیه زنان موضوعی فراتر از سیاست است و همه بخشهای جامعه باید در آن مشارکت کنند.
دریا یانیک، وزیر خانواده وقت ترکیه، هم با قدردانی از دو باشگاه ابراز امیدواری کرد چنین رویدادهایی به کاهش ادبیات جنسیتزده در فوتبال کمک کند.
یک سال پس از دربی تاریخی زنان فنرباغچه و گالاتاسرای در ترکیه، عربستان سعودی در اکتبر ۲۰۲۲ نخستین دربی زنان جده را میان الاتحاد و الاهلی برگزار کرد. این مسابقه در هفته نخست لیگ برتر زنان، با حضور تماشاگران بدون محدودیت جنسیتی، در ورزشگاه ملک عبدالله برگزار شد.
لمیا بنت ابراهیم بن بهیان، عضو هیئتمدیره فدراسیون فوتبال عربستان و مسئول وقت فوتبال زنان، پس از آغاز این رقابتها گفت: «آغاز لیگ برتر، نقطه عطف تاریخی دیگری برای فوتبال زنان عربستان بود.» او این اتفاق را بخشی از برنامه فدراسیون برای توسعه فوتبال زنان توصیف کرد.
برگزاری این دیدار، آغاز مسیری بود که یک سال بعد به پخش بینالمللی فوتبال زنان عربستان سعودی رسید. از فصل ۲۰۲۳–۲۰۲۴، مسابقات لیگ برتر زنان این کشور علاوه بر شبکههای ورزشی داخلی SSC، از طریق پلتفرم بینالمللی دازن (DAZN) در خارج از منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا پخش شد.
عالیه الرشید، مدیر بخش فوتبال زنان فدراسیون فوتبال عربستان، هنگام اعلام این توافق، هدف از آن را «جذب مخاطبان جدید و الهامبخشیدن به نسلهای کنونی و آینده» توصیف کرد.
حالا در ایران، پنج سال پس از دربی زنان ترکیه و چهار سال پس از نخستین دربی زنان جده، استقلال و پرسپولیس در حالی به نخستین رویارویی تاریخ خود رسیدهاند که بهجای برنامهریزی برای حضور گسترده تماشاگران و پوشش رسانهای، درباره ممنوعیت ورود مردان، محدودیت تصویربرداری و حتی حضور هواداران زن تصمیمگیری میشود.
آنچه نخستین دربی زنان ایران را از نمونههای مشابه در منطقه متمایز میکند، فقط ممنوعیت حضور تماشاگران یا محرومیت از پخش تلویزیونی نیست؛ بلکه نگاهی است که حضور زنان در فوتبال را تنها تا جایی میپذیرد که از عرصه عمومی دور بمانند.
بازیکنان زن ایرانی با وجود پذیرش تمام محدودیتهای تحمیلی، از حجاب اجباری تا امکانات نابرابر و سالها محرومیت از پخش تلویزیونی، همچنان در زمین فوتبال ماندهاند. حالا که حضور استقلال و پرسپولیس میتوانست فرصتی باشد تا دستکم برای یک روز بیشتر دیده شوند، همان فرصت هم پشت درهای تصمیمگیری نهادهای قضایی و امنیتی گرفتار شده است.
در فوتبال زنان، حتی رعایت تمام قواعد جمهوری اسلامی هم تضمینی برای دیدهشدن نیست؛ زنان اجازه دارند بازی کنند، اما هنوز اجازه ندارند دیده شوند.
انتخاب هری کین بهعنوان برنده توپ طلای ۲۰۲۶، موجی از تحسین در رسانههای جهان به همراه داشته است.
رسانههای بریتانیایی این موفقیت را پایان انتظاری ۲۵ ساله میدانند و مطبوعات آلمان از نقش ونسان کمپانی در پیشرفت او تمجید کردهاند. در مقابل، برخی رسانههای مادریدی و کاتالان با نگاهی انتقادی به این انتخاب واکنش نشان دادهاند.
یک روز پس از اهدای توپ طلا به هری کین در سالن پالادیوم لندن، مطبوعات بینالمللی واکنشهای متفاوتی به این رویداد نشان دادند.
بارنی رونی در روزنامه گاردین نوشت: «این پایان انتظاری ۲۵ ساله برای بریتانیاست.» او با اشاره به اینکه مایکل اوون آخرین بازیکن بریتانیایی بود که در سال ۲۰۰۱ توپ طلا را به دست آورد، کسب کفش طلای اروپا، قهرمانی در بوندسلیگا با بایرن مونیخ و درخشش در جام جهانی را دلایل شایستگی کین برای دریافت این جایزه دانست.
اولیور هولت در روزنامه دیلیمیل نیز با کنایه به برخی ستارههای فوتبال، کین را «سوپراستاری سرشار از فروتنی و به دور از جنجال و حاشیههای خودشیفتهوار» توصیف کرد. روزنامه سان نیز با تیتر کنایهآمیز «بله، او توانست!» (Yes he Kan) این موفقیت را جشن گرفت.
در آلمان، هنینگ فایندت از روزنامه بیلد، ضمن ابراز خوشحالی از این انتخاب، آن را پیامی مهم برای فوتبال جهان دانست و نوشت: «میتوان با بازی در بوندسلیگا نیز فاتح توپ طلا شد.»
توبیاس گلدبرونر از نشریه کیکر نیز تاکید کرد که هری کین زیر نظر ونسان کمپانی از یک مهاجم صرف به بازیکنی بازیساز و رهبری تمامعیار تبدیل شده است.
در مقابل، فضای رسانهای اسپانیا متفاوت و انتقادی بود. سانتی نولا، مدیر روزنامه کاتالانی موندو دپورتیوو، انتخاب کین را بازتابدهنده واقعیت فوتبال ندانست و با تمجید از لامین یامال نوشت: «جادو متعلق به یامال است؛ پیشبینیناپذیر، تماشایی و اصیل، حتی اگر همیشه به گل ختم نشود.»
در مادرید، خوان ایگناسیو گایاردو، مدیر روزنامه مارکا، به نقش مصاحبه ماه سپتامبر کین در تغییر روند رقابت به سود او اشاره کرد.
روبرتو گومز، کارشناس رادیو مارکا، نیز با لحنی تند از ستارههایی مانند کیلیان امباپه انتقاد کرد و گفت که آنها تنها به دنبال «گدایی رای» بودهاند.
همچنین ناچو لابارگا از آنچه «تداوم نادیدهگرفتن اسپانیا» پس از قهرمانی در جام جهانی خواند، انتقاد کرد.
با این حال، خوانما لیوا از روزنامه آس، کین را بازیکنی دانست که همواره کمتر از شایستگیهایش مورد توجه قرار گرفته است. روزنامه ایتالیایی گاتزتا دلو اسپورت نیز او را «ستارهای معمولی اما بزرگ» توصیف کرد.
در حاشیه این مراسم، الکسیا پوتیاس نیز مورد توجه رسانههای اسپانیایی قرار گرفت.
هری کین، کاپیتان تیم ملی انگلیس و مهاجم بایرن مونیخ برنده توپ طلای سال ۲۰۲۶ شد. کین نخستین بازیکن انگلیسی در ۲۵ سال گذشته است که برنده توپ طلا میشود.
کین در فصل ۲۶-۲۰۲۵ در رقابتهای باشگاهی و ملی ۷۳ گل به ثمر رساند.
اگرچه از رایدهندگان خواسته میشود هنگام رتبهبندی بازیکنان فقط عملکرد آنها در آخرین فصل را در نظر بگیرند، کین از زمان پیوستن به بایرن مونیخ در سال ۲۰۲۳، در ۱۵۸ بازی ۱۵۶ گل زده و به رده هفتم برترین گلزنان تاریخ این باشگاه آلمانی رسیده است.
او در سه فصل متوالی بهترین گلزن بوندسلیگا بوده و در فصل ۲۶-۲۰۲۵ نیز بیش از هر بازیکن دیگری در رقابتهای باشگاهی اروپا گل زده است.
کین همچنین تیم ملی انگلیس را به بهترین نتیجه این کشور در جام جهانی از زمان قهرمانی در سال ۱۹۶۶ رساند. انگلیس در دیدار ردهبندی به پیروزی رسید و مدال برنز را کسب کرد. کین نیز در جدول گلزنان جام جهانی در رده پنجم قرار گرفت.
«کاپیتانی انگلیس افتخار است»
هری کین پس از کسب توپ طلای مردان ۲۰۲۶ گفت: «تقریبا نمیدانم چه بگویم. برگزاری مراسم در لندن این لحظه را برایم ویژهتر کرد. از همه کسانی که به من رای دادند تشکر میکنم. این نشان میدهد که با اراده و تلاش زیاد میتوان به موفقیت رسید.»
او گفت: «امشب بازیکنان بزرگی در سطح جهانی در این سالن حضور دارند. به همه برندگان و نامزدها تبریک میگویم. این نشان میدهد که با اراده و تلاش زیاد واقعا میتوان به موفقیت رسید.»
هری کین و الکسیا پوتیاس برندگان توپ طلای زنان و مردان ۲۰۲۶
کین گفت: «از همتیمیهایم در تیم ملی انگلیس هم تشکر میکنم. سال ویژهای داشتیم. سال بینقصی نبود، اما لحظات فوقالعاده زیادی داشتیم. پیوند بسیار خوبی میان ما شکل گرفت؛ بهخصوص صمیمیتی که در هتل و در جریان جام جهانی داشتیم. کاپیتانی و رهبری شما برای من افتخار است و باعث میشود بهشدت احساس غرور کنم. بدون شک این جایزه متعلق به همه ماست.»
کاپیتان انگلیس گفت: «از توماس توخل و اعضای کادر تیم ملی انگلیس هم تشکر میکنم. شیوه رهبری شما، انگیزهای که به ما میدهید و استانداردهایی که از ما انتظار دارید، واقعا قابل تحسین است.»
«خوشحالم که این جام را به بایرن مونیخ میبرم»
کین در ادامه گفت: «بدون شما [همتیمیهایم در بایرن مونیخ] و دیگر اعضای تیم، این موفقیت ممکن نبود. شما همیشه مرا به جلو هل میدهید و رقابتی که میان ما وجود دارد باعث پیشرفتم میشود. بسیار ممنونم.»
او گفت: «وینی [ونسان کمپانی]، میدانم که یا در خانهای یا هنوز در بیمارستان هستی. برایت آرزوی سلامتی میکنم. امیدوارم این اتفاق کمی به تو انرژی داده باشد. از همه اعضای کادر هم تشکر میکنم. شیوه تمرین دادن شما و فشاری که برای پیشرفت به ما وارد میکنید، شایسته تحسین است.»
بهترین مهاجم بایرن مونیخ گفت: «از زمانی که به شما پیوستم، هم بهعنوان بازیکن پیشرفت کردهام و هم بهعنوان یک انسان و یک رهبر بهتر شدهام. این را مدیون رهبری شما هستم. بازی برای بایرن مونیخ افتخار بزرگی است و نمایندگی این باشگاه برای من امتیاز بزرگی محسوب میشود. خوشحالم که این جام را به بایرن مونیخ میبرم.»