ترامپ: نمیتوان به تهران، بزرگترین حامی تروریسم، اجازه دستیابی به سلاح هستهای را داد
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، در جریان سخنرانی در یانگستاون، در ایالت اوهایو با اشاره به جنگ ایران گفت: «نمیتوان اجازه داد کشوری که بزرگترین حامی دولتی تروریسم است، به سلاح هستهای دست پیدا کند.»
او افزود: «ما کارهای مختلفی انجام دادهایم که هیچ کشوری تاکنون انجام نداده است. مجبور شدم کمی مسیرمان را به سمت جمهوری اسلامی ایران تغییر دهم، چون نمیتوانستیم اجازه دهیم آنها به سلاح هستهای دست پیدا کنند.»
ترامپ اضافه کرد: «آنها هرگز به سلاح هستهای دست پیدا نخواهند کرد و این ماجرا خیلی زود پایان مییابد. به محض پایان آن، قیمت بنزین شما پایین میآید. اما به یاد داشته باشید که قیمتها، از جمله قیمت بنزین، از دوران ریاستجمهوری بایدن پایینتر است.»
او از جو بایدن، رییسجمهوری سابق آمریکا، به خاطر آنکه «هیچ کاری درباره ایران انجام نداد» انتقاد کرد و گفت: «نمیتوان اجازه داد کشوری که بزرگترین حامی دولتی تروریسم است، به سلاح هستهای دست پیدا کند. برای من افتخار بود که این کار را انجام دهم و پیگیر آن خواهیم بود. این ماجرا خیلی زود پایان مییابد و به محض آن، قیمتهای دیگر همگی کاهش خواهند یافت.»
در هفتههای اخیر و در پی افزایش قیمت سوخت، انتقادهای زیادی به دولت ترامپ وارد شده است.
ترامپ در بخش دیگری از سخنان خود با انتقاد از روسایجمهوری دیگر آمریکا که اقدامی در مورد جمهوری اسلامی انجام ندادند، افزود: «اوباما میلیاردها و میلیاردها دلار پرداخت کرد. فکر میکرد میتواند آنها را بخرد، اما این روش جواب نداد. بایدن میترسید. همه همینطور بودند. نمیخواهم وارد جزییات همه روسایجمهوری شوم که میتوانستند کاری را که ما انجام دادیم، انجام دهند.»
او اضافه کرد: «آنها [جمهوری اسلامی] اکنون نیروی دریایی ندارند، نیروی هوایی ندارند و پدافند ضدهوایی هم ندارند. آنها با بدترین نرخ تورم در میان کشورهای جهان روبهرو هستند. پولی ندارند. میخواهند به توافق برسند، اما نمیدانند چطور. واقعا نمیدانند چگونه. روسیه و اوکراین هم میخواهند به توافق برسند، اما آنها هم نمیدانند چطور.»
ترامپ گفت: «ما در تکتک این جنگها حضور داشتیم؛ جنگهایی که هشت، ۹، ۱۰، ۱۲ و حتی ۲۱ سال طول کشیدند. هر بار هزاران نفر کشته شدند. ما وارد جنگ با ایران شدیم؛ کشوری بسیار قدرتمند ــ البته قبلا قدرتمند بود، دیگر قدرتمند نیست ــ اما کشوری بسیار قدرتمند بود. روسایجمهور دیگر باید مدتها پیش این کار را انجام میدادند. چرا باید این کار به من میرسید؟ اما چارهای نبود، چون آنها فقط دو هفته با دستیابی به سلاح هستهای فاصله داشتند. ما این توانایی را از بین بردیم؛ با آن بمبافکنهای زیبای بی-۲ که از ایالت میزوری آمده بودند.»
روزنامه والاستریت ژورنال، در یادداشتی به بررسی دلایل و زمینههای موضعگیریهایی از دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، در حوزه سیاست خارجی پرداخته که پس از نزدیک به شش سال حضور در کاخ سفید و بیش از یک دهه قرار داشتن در مرکز سیاست آمریکا، همچنان میتواند جهان را غافلگیر کند.
بهنوشته والتر راسل مید، نویسنده یادداشتی که دوشنبه ۲۰ مهر منتشر شد، ترامپ تنها در هفته گذشته احتمال حملات جدید به ایران پس از انتخابات میاندورهای کنگره را مطرح کرد، از خرید گازوئیل روسیه از سوی آمریکا خبر داد و در پی آن مقامهای آمریکایی به اروپاییها درباره احتمال قطع ارسال تسلیحات هشدار دادند، و یک «آتشبس انرژی» میان روسیه و اوکراین اعلام کرد که ظاهرا کییف را غافلگیر کرد.
ترامپ همچنین بهطور علنی احتمال ازسرگیری عملیات نظامی علیه حوثیهای یمن را مطرح کرد و خواستار کنارهگیری ولودیمیر زلنسکی، رییسجمهوری اوکراین، شد.
بهنظر نویسنده موج تازه فعالیتهای دیپلماتیک ترامپ بازتابدهنده باورهای او درباره ایران، روسیه، اهمیت انرژی و کماهمیت بودن اروپا در محاسبات راهبردی اوست.
ایران و جایگاه انرژی در سیاست خارجی ترامپ
والتر راسل مید سپس به ارزیابی نظر ترامپ درباره جمهوری اسلامی پرداخته و نوشته او از دهه ۱۹۸۰ ایران را تهدیدی علیه ایالات متحده میدانسته و معتقد است دستیابی ایران به سلاح هستهای یا تسلط این کشور بر منابع انرژی خلیج فارس، منافع آمریکا را به خطر میاندازد.
او همچنین باور دارد که سوختهای فسیلی همچنان یکی از عناصر اصلی قدرت اقتصادی و ژئوپلیتیکی خواهند بود و میخواهد ایالات متحده نقش مسلط را در منطقه خلیج فارس ایفا کند.
در مورد روسیه نیز ترامپ معتقد است واشینگتن و مسکو منافع مشترکی دارند؛ از جمله جلوگیری از تبدیل شدن روسیه به شریک زیردست چین، مقابله با افراطگرایی اسلامگرای سنی و مدیریت جایگاه دو کشور بهعنوان تولیدکنندگان بزرگ انرژی.
ترامپ و ولادیمیر پوتین همچنین در تحقیر آنچه هر دو «خودکشی تمدنی» لیبرالهای اروپایی معاصر میدانند، اشتراک نظر دارند.
بر اساس این دیدگاه، روابط واشینگتن و مسکو نباید بر سر مسائلی مانند بلندپروازیهای ملیگرایانه اوکراین یا اعتراضهای حامیان لیبرال این کشور در اروپا دچار اختلاف شود.
شکاف میان جنگطلبان و مخالفان مداخله نظامی در ائتلاف ترامپ
بهنوشته والتر راسل مید ترامپ میداند که ائتلاف سیاسی حامی او به دو جناح تقسیم شده است: گروهی که طرفدار سیاست خارجی سختگیرانه و مداخلهجویانه هستند و گروهی که خواهان محدود کردن مداخلات خارجی آمریکا هستند.
جناح تندرو خواستار اتخاذ سیاستهای سختگیرانه علیه روسیه و جمهوری اسلامی است. در مقابل، جناح مخالف مداخله نظامی میخواهد آمریکا روابط خود را با مسکو بهبود بخشد و از خاورمیانه فاصله بگیرد.
ترامپ تلاش کرده است با دنبال کردن سیاستی دوگانه، میان تمایلات شخصی خود و خواستههای پایگاه سیاسیاش سازگاری ایجاد کند.
او بدون آنکه تمام خواستههای هیچیک از دو جناح را برآورده کند، بهطور کلی در سیاست مربوط به ایران نفوذ بیشتری به تندروها داده و در سیاست مربوط به روسیه، ملاحظات جناح مخالف مداخله نظامی را بیشتر در نظر گرفته است.
به باور نویسنده، اکنون که ترامپ احتمال طولانیتر و پیچیدهتر شدن جنگ در خاورمیانه را بررسی میکند، میخواهد با تلاش جدیتر برای گسترش روابط با مسکو، متحدان مخالف مداخله نظامی خود را راضی نگه دارد.
اینکه او میتواند دیپلماسی خود با روسیه را در آستانه انتخابات میاندورهای بهعنوان تلاشی برای تامین سوخت ارزانتر معرفی کند، مزیت دیگری برای او محسوب میشود.
نارضایتی افکار عمومی از جنگ ایران و نزدیکی به روسیه
نویسنده یادداشت در عین تایید کرده هرچقدر هم که این ترکیب سیاستها از نگاه کاخ سفید منطقی به نظر برسد، افکار عمومی آمریکا از جنگ ایران و افزایش قیمت سوخت ناشی از آن رضایت ندارد و با امتیاز دادن به روسیه نیز موافق نیست.
تکیه بر تندروها در خلیج فارس و جلب رضایت مخالفان مداخله نظامی در موضوع روسیه، ممکن است هزینههای سیاسی را میان جناحهای مختلف ائتلاف ترامپ تقسیم کند؛ اما بر اساس نظرسنجیها، این ائتلاف در حال کوچکتر شدن است.
به نظر میرسد ریاستجمهوری ترامپ وارد مرحله تازهای شده که احتمالا از نگاه خود او چندان رضایتبخش نخواهد بود.
آنچه در نهایت ائتلاف پرتنش جنبش «آمریکا را دوباره عظیم کنیم» یا ماگا را در کنار یکدیگر نگه میدارد، بیش از آنکه یک ایدئولوژی مشترک باشد، ایمان به شخص ترامپ است.
بهگفته والتر راسل مید از نگاه طرفداران ترامپ، او میتواند مرزهای آمریکا را ببندد و دولتهای ضدآمریکایی را در سراسر نیمکره غربی از میان بردارد. او میتواند:
قاچاق مواد مخدر را متوقف کند و کارتلهای مواد مخدر را در هم بشکند؛
صنایع تولیدی را به آمریکا بازگرداند و دوران طلایی تازهای از رفاه برای کارگران صنعتی ایجاد کند؛
روند گسترش آنچه حامیانش انحطاط فرهنگی و سکولاریسم میدانند، معکوس کند؛
و همچنین پیشروی بوروکراتهای مداخلهگر و جهانیگرایان ضدآمریکایی را متوقف سازد.
نویسنده سپس تاکید کرده است که از نگاه این حامیان، روشهای ترامپ ممکن است گاهی عجیب یا حتی ناخوشایند به نظر برسد، اما هیچکس دیگری قادر نیست دستاوردهایی مشابه او داشته باشد. برای زنده نگه داشتن این باور، ترامپ باید توجه آمریکاییها و جهان را همچنان بر نمایش سیاسی خود متمرکز نگه دارد. او همچنین باید فاصله میان وعدههای درخشان و نتایجی را که ناگزیر تا اندازهای ناامیدکننده خواهند بود، به حداقل برساند.
جنگها؛ فرصتی برای نمایش قدرت و خطری برای اعتبار ترامپ
جنگها انجام وظیفه نخست، یعنی جلب توجه عمومی، را آسانتر میکنند، اما تحقق وعدهها را دشوارتر میسازند. درگیریهای نظامی میتوانند نمایشهایی پرکشش ایجاد کنند و کمتر کسی این موضوع را بهتر از ترامپ درک میکند.
اما جنگها بهراحتی با تبلیغات سیاسی قابل مدیریت نیستند.
با وجود تلاشهای رییسجمهوری آمریکا، جنگ روسیه و اوکراین همچنان در حال تشدید است. همچنین برخلاف ادعاهای ترامپ درباره ضعف و ناتوانی حکومت ایران، قیمت بنزین و گازوئیل همچنان بالاست و گزارشهایی درباره آسیبپذیری پایگاههای نظامی آمریکا در خلیج فارس در برابر موشکهای جمهوری اسلامی منتشر میشود.
بهنوشته والتر راسل مید حامیان ترامپ بهتدریج از خود میپرسند: پس آن قدرت خارقالعادهای که وعده داده شده بود، کجاست؟
سرخوردگی بهآرامی آغاز میشود، اما میتواند بهسرعت گسترش پیدا کند.
دشوارترین سالهای احتمالی دوران سیاسی ترامپ
در شرایطی که نظرسنجیها از انتخابات میاندورهای دشوار برای جمهوریخواهان حکایت دارند، نگرانی درباره تبدیل شدن ترامپ به رییسجمهوری با نفوذ سیاسی محدود افزایش یافته و نرخ بهره و تورم نیز بر رأیدهندگان فشار وارد میکند، او ممکن است با دشوارترین سالهای دوران طولانی فعالیت سیاسی خود روبهرو شود.
از نظر نویسنده، این مبارزه میتواند برای ترامپ بسیار تنهاییآور باشد. نهتنها دشمنان آمریکا خواهان شکست او هستند، بلکه بسیاری از متحدان این کشور نیز چنین خواستهای دارند.
سیاست خارجی مبتنی بر «شوک و بهت» این امید را برای ترامپ ایجاد میکند که بتواند با دستیابی به موفقیتهای غیرمنتظره، موقعیت سیاسی خود را تقویت کند. جهان باید خود را برای شوکهای بیشتری از سوی ترامپ آماده کند. او انگیزهای برای آرام کردن اوضاع ندارد.
هفتادمین دوره جشنواره جهانی فیلم لندن میزبان فیلم «نفرین توقیف» ساخته محسن امیریوسفی است؛ یک کمدی تلخ و گزنده درباره سالها توقیف و ممنوعالکاری خود فیلمساز در ایران.
فیلمساز تلخترین اتفاقات زندگیاش در ارتباط با سینما را از ابتدا تا به امروز میکاود و مرثیهای برای آنها سر میدهد درباره اتفاقاتی که کار و زندگی و عشق او به سینما را تحتتاثیر قرار دادهاند و به تمامی با اتفاقات سیاسی ایران پیوند خوردهاند؛ از آتش زدن سینما رکس تا کشتار دی.
فیلم ساختار سادهای دارد: گفتوگوی خود فیلمساز با کسی که نمیبینیم و به نظر میرسد عزرائیل است که ظاهرا برای گرفتن جان او آمده و حالا تمام کارنامه فیلمسازی و زندگی خود فیلمساز در بخشهای مختلف برای او روایت میشود؛ روایتی که با یک «نفرین» آغاز میشود، نفرین سوختن سینما رکس در کوچه پشتی محل سکونت فیلمساز و بوی اجسادی که تا به امروز در بینی او ماندهاند.
شبی که او در دوران کودکی قرار بوده با مادربزرگش برای تماشای فیلمی از بازیگر محبوبش- بهروز وثوقی- به سینما بروند، مادربزرگ بدقولی میکند و او با حالت قهر به اتاقش میرود، اما همان زمان سینما میسوزد و بوی اجساد سوخته شده به مشام او میرسد.
فیلمساز در جاهای مختلف به این اتفاق، نمادی از انقلاب، بازمیگردد و گمان میکند که نرفتن به سینما و نسوختن در آن، چون نفرینی بر زندگیاش سایه میافکند: نفرین توقیف فیلمهایش.
فیلم از «خواب تلخ» آغاز میشود، معروفترین فیلم این فیلمساز که داستان یک مردهشور و مواجههاش با عزرائیل را روایت میکند؛ فیلمی که در سال ۲۰۰۴ در جشنواره کن در بخش دو هفته کارگردانان به نمایش درآمد و در بخش دوربین طلایی که به اولین اثر فیلمسازان در تمام بخشهای جشنواره اختصاص دارد، داوران از او تقدیر کردند.
فیلمساز توضیح میدهد که با مشقت و بدون بودجه فیلم را ساخته اما اجازه اکران و فرستادن به جشنوارهها را به او نمیدهند، او اما یک فیلم وی اچ اس خانوادگی را برای تایید به وزارت ارشاد میفرستد و با باز کردن پلمب آن، موفق میشود نوار داخل آن را با فیلم خواب تلخ جابهجا کند و فیلم را به دست پخشکننده در خارج از کشور برساند.
تصاویر آرشیوی، حضور فیلم در جشنواره کن در کنار فیلمسازان شناخته شدهای چون کیارستمی را با ما قسمت میکند اما فیلمساز به ما میگوید کیارستمی و مخملباف، که هر دو در آنجا حضور داشتند، فیلم را کوبیدند و او را نومید کردند.
اما بازگشت فیلمساز به ایران سرآغاز مشکلات متعدد اوست با وزارت ارشاد. همه این مشکلات به شکلی طنزآمیز روایت میشوند، اما در عین حال به غایت تلخاند و تکاندهنده. در بخشهای مختلف بعدی او از توقیفهای متعدد آثارش و ممنوعالکاریهایش میگوید؛ از توقیف ۱۲ ساله خواب تلخ، توقیف ۴ ساله آتشکار و ۶ ساله آشغالهای دوستداشتنی.
اما فیلم بحث برانگیز «آشغالهای دوستداشتنی» که درباره حوادث سال ۸۸ و جنبش سبز ساخته شده، اینجا حاشیه جذاب دیگری هم پیدا میکند: فیلمساز به ما میگوید چهل سال بعد از سینما رکس، زمان ملاقات با بهروز وثوقی، تصمیم میگیرد همین فیلم را با نام «آشغالهای دوست داشتنی اصل» با حضور این بازیگر دوباره بسازد و این فیلم به شکل کامل در خارج از ایران ساخته میشود!
فیلمساز میگوید حتی فیلم را برای مجوز به وزارت ارشاد فرستاده و خشم آنها را برانگیخته است، تا آنجا که از او خواستهاند وجود چنین فیلمی را انکار کند تا ممنوعالکار نشود.
نفرین توقیف در ساختارش به نوعی به هزار و یک شب و شهرزاد قصه گو رجوع میکند، جایی که فیلمساز مجبور است برای زنده ماندن هر بار داستانی را تعریف کند. این داستانها عمدتا شخصی است و از کودکی او، شمع نذر کردن برای نرفتن به مدرسه و فردایش آغاز جنگ و تعطیلی مدارس در آبادان، تا کشتار دی را در برمیگیرد.
امیر یوسفی در اثری خود- بازتابنده گویی در لحظه مرگ به مرور زندگی خودش میرسد و حالا آشکارا واقف است که چه فرصتهای فیلمسازیای را از دست داده و درد و رنج این توقیفها تا چه میزان بر روح و روان او تاثیر گذاشته است، تا جایی که به درگیری با موجود خیالی درونش میرسد.
این درگیری لحظات بامزهای را شکل میدهد و همین نگاه شوخطبعانه فیلم است که آن را نجات میدهد، در حالی که چنین مضمونی به راحتی میتوانست به یک فیلم عبوس سیاسی و شخصی بدل شود، اما داستانهای گوناگون پیوند خورده با وقایع سیاسی، با یک نخ نامرئی به نام مرگ با هم پیوند میخورند و فیلمساز به مانند خواب تلخ در شوخی با مرگ، موفق میشود فضای جذابی خلق کند که در عین حال بخشهایی از وقایع ناگفته سینمای ایران در زمینه سانسور را توضیح میدهد.
روند فیلم به تلخیهای بیشتری در انتها میرسد، از جمله بازجویی و دادگاهی شدن فیلمساز پس از امضای بیانیه «تفنگت را زمین بگذار». فیلمساز که در تمام طول فیلم از آرزویش برای اکران درست و سر وقت فیلمهایش در ایران میگوید بعد از کشتار مردم در دی ماه به نتیجه متفاوتی میرسد:«دیگه اکران فیلمهایم برایم مهم نیست و نفرین توقیف فیلمهایم را قبول کردهام.»
در انتها امیریوسفی فیلم را به «همه فیلمهای توقیفی سینمای ایران و ارواح مردم بیگناهی که در این سالها کشته شدهاند» تقدیم میکند و با زبانی طنزآمیز از همه سانسورچیها و توقیفکنندگان وزارت ارشاد صمیمانه تشکر میکند که «اگر نبودند این فیلم ساخته نمیشد»!
اعتراض معلمان به وضعیت معیشت، قم، ۲۰ آبان ۱۴۰۰، عکس از ایسنا
بر پایه ارقام منتشرشده از سوی شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران، چهار مدیر سازمان آموزشوپرورش استثنایی در سال ۱۴۰۴، علاوه بر حقوق ثابت، نزدیک به یک میلیارد و ۸۸۹ میلیون تومان دریافت کردند؛ معادل بیش از هفت سال حقوق یک معلم با دریافتی ماهانه ۲۲ میلیون تومان.
این شورا دوشنبه ۲۰ مهر در مجموعه پستهایی در کانال تلگرامی خود، ارقام را برگرفته از اسناد پرداخت حقوق و مزایای مدیران در وبسایت رسمی سازمان معرفی کرد و نوشت این اسناد در اجرای قانون شفافیت منتشر شده است.
بر اساس اسناد منتشر شده در این کانال، این چهار مدیر در سال ۱۴۰۴، در مجموع حدود یک میلیارد و ۶۳۷ میلیون تومان حقوق ثابت گرفتند. علاوه بر این، نزدیک به یک میلیارد و ۸۸۹ میلیون تومان نیز با عنوانهایی مانند اضافهکار، کمکهای رفاهی، بن کارت و پاداش برایشان گزارش شده است.
مبنای مقایسه با معلمان، برآورد ماهانه ۲۲ میلیون تومانی شورا است. با این مبنا، یک معلم برای دریافت معادل مجموع مزایای سالانه این چهار مدیر باید حدود ۸۶ ماه، یعنی هفت سال و دو ماه، حقوق بگیرد.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران جزییات پرداختها به مهدی شاهبختی، رییس اداره حراست؛ محمد مصطفوی، معاون پیشگیری، تشخیص و توانبخشی؛ درخشان قنبری کهیانی، مدیر توسعه منابع انسانی و پشتیبانی و پروین قربانیان، مدیر پرورشی و تربیت بدنی سازمان آموزشوپرورش استثنایی را منتشر کرد.
این سازمان وابسته به وزارت آموزشوپرورش، مسئول آموزش و توانبخشی کودکان و دانشآموزان دارای نیازهای ویژه، از جمله افراد دارای معلولیتهای جسمی، حسی و ذهنی است.
یکی از ردیفهای حقوقی در جزییات پرداختی به این مدیران «کمک رفاهی و مناسبتها» است. این چهار مدیر روی هم حدود ۵۳۰ میلیون تومان بابت این ردیف دریافت کردهاند؛ چیزی معادل بیش از دو سال حقوق یک معلم با مبنای اعلامشده.
برای هر یک از این چهار مدیر، ۴۶ میلیون تومان با عنوان «شارژ بن کارت» ثبت شده است؛ در مجموع ۱۸۴ میلیون تومان. با افزودن این مبلغ به ردیف «کمک رفاهی و مناسبتها»، مجموع پرداخت این دو ردیف به ۷۱۴ میلیون تومان میرسد.
«کمکهای رفاهی»، «کمک هزینه مسکن»، «کمک رفاهی خاص» و «پاداش ماده ۴۱» از دیگر عنوانهای درجشده در این فهرستهاست. با این حال، همه پرداختهای خارج از حقوق ثابت، رفاهی نیستند و اضافهکار، ماموریت و اقلام دیگری را هم شامل میشوند.
اضافهکار نیز از ردیفهای عمده پرداخت به این چهار مدیر بود. بر پایه ارقام منتشرشده از سوی شورا، در سال ۱۴۰۴ در مجموع ۶۰۲۳ ساعت اضافهکار به نام این افراد ثبت و حدود ۴۶۳ میلیون تومان بابت آن پرداخت شد. این رقم پرداختی نزدیک به یکچهارم مجموع پرداختهای خارج از حقوق ثابت و معادل حدود ۲۱ ماه حقوق یک معلم با مبنای ماهانه ۲۲ میلیون تومان است.
بیشترین ساعت اضافهکار به نام شاهبختی ثبت شده است: ۱۸۴۲ ساعت در سال، معادل میانگین ماهانه ۱۵۳ ساعت و ۳۰ دقیقه. با فرض ۲۲ روز کاری در هر ماه، این میزان معادل نزدیک به هفت ساعت اضافهکار به ازای هر روز کاری است؛ با این حال، صورتحساب نحوه توزیع این ساعتها میان روزهای کاری و تعطیل را مشخص نمیکند.
برای محمد مصطفوی ۱۷۵۳ ساعت، درخشان قنبری کهیانی ۱۵۵۹ ساعت و پروین قربانیان ۸۶۹ ساعت اضافهکار ثبت شده است. در هر چهار مورد، مجموع دیگر پرداختها بدون احتساب اضافهکار کمتر از حقوق ثابت سالانه بود، اما با اضافه شدن این ردیف، از آن فراتر رفت.
مزایایی که از حقوق ثابت جلو زدهاند
بنا بر گزارش شورا، محمد مصطفوی، معاون پیشگیری، تشخیص و توانبخشی سازمان، در سال ۱۴۰۴ حدود ۵۳۶ میلیون تومان از محل ردیفهای اضافه بر حقوق دریافت کرد؛ بیشترین مبلغ در میان این چهار نفر. حقوق ثابت سالانه او ۴۳۵ میلیون تومان اعلام شده است.
این مبلغ برای مهدی شاهبختی حدود ۵۰۳ میلیون تومان اعلام شده است؛ معادل نزدیک به ۲۳ ماه حقوق یک معلم، با مبنای ماهانه ۲۲ میلیون تومان.
شورا مجموع همین اقلام را برای درخشان قنبری کهیانی حدود ۴۶۸ میلیون تومان و برای پروین قربانیان حدود ۳۸۲ میلیون تومان محاسبه کرد.
پروین قربانیان، مدیر پرورشی و تربیت بدنی، نیز بنا بر همین گزارش، ۳۸۲ میلیون تومان خارج از حقوق ثابت دریافت کرد؛ مبلغی که از حقوق ثابت سالانه ۳۶۱ میلیون تومانی او بیشتر است.
این گزارش از دریافتی مدیران سازمان آموزش و پرورش استثنایی در حالی منتشر شده است که کارشناسان آموزش کودکان با نیازهای ویژه از کمبود معلم، افت کیفیت یادگیری، افزایش ترک تحصیل میان کودکان دارای نیازهای ویژه و کمبود بودجه برای آموزش این گروه از کودکان هشدار میدهند.
کانال شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ۲۰ شهریور در گزارشی درباره تشدید بحران آموزشی در ایران، وضعیت مالی مدارس استثنایی را یک «فاجعه خاموش» توصیف کرد و نوشت مراکز آموزشی کودکان دارای معلولیت و با نیازهای ویژه به نیروی متخصص، تجهیزات ویژه و خدمات درمانی و توانبخشی نیاز دارند، اما کمبود بودجه ادامه فعالیت این خدمات را با خطر روبهرو کرده است.
از راست: فرهاد جوادیمنش، شاپور قلعهعلیخانی نوری و مصطفی سپهوند
در ادامه محاکمه سه ایرانی متهم به جاسوسی از خبرنگاران ایراناینترنشنال، پیامهای مصطفی سپهوند از وعده ۱۵۰ هزار پوند مزد و حل پرونده قضاییاش در ایران در ازای «تمام کردن کار» خبر میدهد. او با نوید، با نام ذخیرهشده «برار سفارت»، تماس گرفته و گفته بود برای دیدنش به سفارت میرود.
دادگاه سلطنتی وولویچ دوشنبه ۲۰ مهر، در پنجمین جلسه محاکمه و آغاز هفته دوم رسیدگی، پیامها، فایلهای صوتی، تصاویر و سوابق تماس بازیابیشده از تلفنهای متهمان را بررسی کرد.
مصطفی سپهوند، ۴۱ ساله، فرهاد جوادیمنش، ۴۶ ساله، و شاپور قلعهعلیخانی نوری، ۵۷ ساله، اتهامهای خود را رد کردهاند. دادستانی میگوید آنها خبرنگاران مرتبط با ایراناینترنشنال، از جمله مجتبا پورمحسن و کامبیز حسینی، را زیر نظر گرفته بودند تا زمینه اعمال خشونت شدید علیه دستکم یکی از اهداف فراهم شود.
وعده ۱۵۰ هزار پوند و حل پرونده
در یکی از پیامهای صوتی سپهوند که در دادگاه پخش شد، او گفت: «به من قول دادند و گفتند موضوع یا پرونده دادگاه را حل میکنیم و ۱۵۰ هزار پوند هم به تو میدهیم.»
این فایل صوتی، به مدت حدود چهار دقیقه، در میان ارتباطات سپهوند با فردی به نام مصطفی قربانی ارائه شد. محتوای این فایل صوتی هفته گذشته نیز در دادگاه خوانده شده بود.
دادگاه همچنین پیامهایی مربوط به فوریه ۲۰۲۵ را بررسی کرد که در آنها قربانی از قول دیگرانی به سپهوند اطمینان میداد پروندهاش در ایران تا چهار ماه متوقف میماند، حکمی صادر نمیشود و او به زندان نخواهد رفت.
در پیام قربانی که به عنوان بخشی از ارتباطات بازیابیشده از تلفن سپهوند به دادگاه ارائه شد، آمده بود: «میگه پرونده بلوکه شده تا ۴ ماه دیگه حکم نمیزنن، دیگه حبس هم نداری. کار انجام بشه، پرونده تمامه. خونه هم برات میگیرن. فرودگاه هم که رسیدی، خودشون میان از گیت میارنت.»
دادگاه پیامهای سپهوند با فردی به نام نوید را نیز بررسی کرد که شماره تلفنی بریتانیایی داشت و نامش در تلفن سپهوند به صورت «برار سفارت» ذخیره شده بود. «برار» به معنای برادر است.
سپهوند هشتم فروردین ۱۴۰۴ به نوید گفته بود برای دیدن او به سفارت میرود. نوید همان روز پاسخ داده بود موضوعی ذهنش را مشغول کرده و عصر آن را با او در میان میگذارد. در پیام دیگری، سپهوند از نوید خواسته بود در واتساپ با او تماس بگیرد.
گفتوگوهای ارائهشده شامل پیامهایی درباره خودرو و هماهنگ کردن تماس با فرد دیگری نیز بود. سپهوند نهم فروردین لینک آگهی یک خودرو را برای نوید فرستاده بود که در یادداشتهای جلسه، مرسدسبنز GLE 450 AM مدل ۲۰۲۴ معرفی شده است.
سپهوند ۱۳ فروردین نیز از نوید خواسته بود با او تماس بگیرد و گفته بود یکی از دوستانش را به آنجا میفرستد؛ مقصد در متن نقلشده از این پیام مشخص نیست. روز بعد، در پاسخ به درخواست سپهوند برای جواب دادن، نوید گفته بود مشغول مکالمه تلفنی است.
سپهوند در پیام دیگری به تاریخ ۱۰ اردیبهشت از نوید پرسیده بود چرا جواب نداده است. در این بخش از جلسه، توضیح بیشتری درباره هویت نوید، سمت احتمالی او یا سفارت مورد اشاره ارائه نشد.
ادامه مراجعه به نشانیها به شرط صدور رای
دادگاه پیامهایی را بررسی کرد که سپهوند در آنها ادامه مراجعه به نشانیها را به صدور رای در پرونده خودش مشروط میکرد.
سپهوند پنجم اردیبهشت به قربانی شکایت کرده بود که بارها گفتهاند پروندهاش حل شده است، اما هیچ حکمی صادر نشده است. او گفته بود در اردیبهشت جلسه دادگاه دارد و پرسیده بود بدون رای قضایی، چطور میتوان پرونده را حلشده دانست.
او گفته بود اگر حکم صادر شود، به نشانیهایی که قبلا درباره آنها صحبت شده است میرود و آنجا میایستد. سپهوند روز بعد مدعی شده بود فردی به نام امین او را تهدید کرده و گفته است تا دست به اقدامی نزند، پروندهاش حل نخواهد شد.
سپهوند در گفتوگویی دیگر گفت اگر وضعیت قضایی خودش حل شود، حاضر است هزینهها را شخصا بپردازد، اما هنوز نمیداند تکلیفش چیست. او افزود اگر فرد موردنظر را پیدا کند، موضوع حل میشود و در غیر این صورت منتظر رای دادگاه درباره پرونده خودش خواهد ماند.
اختلاف بر سر هزینهها
در گفتوگویی دیگر، سپهوند از قربانی پرسید آیا هزینههای کار را به فردی که از او با عنوان «حاجی» یاد میشد، اطلاع داده است. قربانی پاسخ داد کنار حاجی و فرد دیگری به نام امین است و توضیح داده که انجام درست کار هزینه دارد. قربانی همچنین نگرانی طرف مقابل را درباره فرستادن پول بدون تضمین موفقیت ماموریت منتقل کرد.
در پیام صوتی دیگری، به تاریخ ۳۰ اسفند ۱۴۰۳، سپهوند خواستار تامین هزینهها شد و از قربانی خواست پیامش را به هر کسی که بالاتر از او قرار دارد، برساند. او درباره ماهیت کار گفت: «این کار غیرقانونی است. چقدر غیرقانونی؟ خیلی جدی غیرقانونی است.»
سپهوند افزود این کار مجازات سنگینی دارد و هر کسی حاضر نیست آن را انجام دهد. او گفت برای بررسی نشانیها باید افرادی به محل بروند و آنجا را زیر نظر بگیرند و در صورت پرداخت هزینهها، آماده است کسانی را با خود ببرد و در محلهای موردنظر مستقر کند.
سپهوند در همان فایل صوتی گفت با رفتن به نشانیهایی که بارها نادرست از آب درآمدهاند، جان، خودرو و پولش را به خطر میاندازد. او شکایت کرد کسانی که نشانیها را میفرستند، وقت و پولش را هدر میدهند و او را در معرض بازداشت قرار میدهند. او همچنین از قربانی خواست به افراد دخیل بگوید دیگر با او تماس نگیرند، زیرا این وضعیت فشار زیادی بر او وارد کرده است.
سوابق روز بعد، اول فروردین ۱۴۰۴، یک تماس بیپاسخ سپهوند با قربانی و شش پیام حذفشده واتساپ را نشان میداد. محتوای پیامهای حذفشده در یادداشتهای جلسه موجود نبود.
در پیامهای دیگری، سپهوند گفت هزار یا دو هزار پوند برای چنین کاری کافی نیست و کسانی که خواستار انجام آن هستند، هزینهها را درک نمیکنند. سپهوند افزود کسی که این کار را میپذیرد، ممکن است ۲۰ تا ۳۰ هزار پوند پیشپرداخت بخواهد تا اگر بعدا دچار مشکل شد، دستکم مقداری پول گرفته باشد. او گفت هیچکس رایگان در خیابانها دنبال فرد دیگری نمیگردد و دیگران نیز حاضر نیستند جان خود را به خطر بیندازند.
در یکی از گفتوگوها، سپهوند گفت هزار و ۲۰۰ پوند همراه خود برداشته و بهدلیل مشکلات مربوط به پلاک خودرو خودش و تعدد نشانیهایی که باید به آنها مراجعه میکرده، خودرو اجاره کرده است. او همچنین مدعی شد پس از ثبت تصویرش با یک دوربین در منطقه، ۵۰۰ پوند به وکیل پرداخت کرده و دیگر نمیتواند بابت این موضوع خود را در معرض خطر قرار دهد.
در همان فایل صوتی چهار دقیقهای، سپهوند از دریافت سه هزار و ۵۰۰ پوند سخن گفت و افزود: «سه هزار و ۵۰۰ پوند برای من فرستادهاند و مدام ۵۰ تا آدرس برایم میفرستند.»
او ابتدا گفت از آغاز کار پنج هزار و ۲۰۰ پوند هزینه کرده و شکایتی نداشته است. در بخش دیگری از همان فایل صوتی، هزینههایش را هشت هزار پوند اعلام کرد و گفت: «تا همین لحظه، تا الان هشت هزار پوند خرج کردهام؛ هشت هزار پوند. اصلا اینها این چیزها را میفهمند؟»
در گفتوگوهای دوم فروردین، قربانی به سپهوند گفت از وضعیت شکایت کرده و توضیح داده است که او مرتب به نشانیهای نادرست فرستاده میشود.
سپهوند در پیام صوتی دیگری مدعی شد همان افرادی که مبالغ هنگفت به سوریه و جاهای دیگر منتقل میکنند، حاضر نیستند هزینه کار خودشان را بپردازند. او گفت بدون پرداخت هزینهها کار را ادامه نمیدهد، اما اگر مخارج تامین شود، به هر جایی که به او بگویند خواهد رفت.
قربانی روز سوم فروردین به او گفت اگر پول گرفت، کار را انجام دهد و در غیر این صورت به طرفهای دخیل بگوید کارهای مهمتری دارد. قربانی ششم فروردین نیز از فردی به نام روحالله نام برد که پرسیده بود چرا سپهوند دیگر کار را پیگیری نمیکند. قربانی گفت اختلافش با سپهوند را برای روحالله توضیح داده و پیام صوتی او را برایش پخش خواهد کرد.
در پیام دیگری، سپهوند گفت از سر دوستی و احترام به کمک ادامه میدهد. او همچنین از قربانی خواست به افراد دخیل بگوید اگر فردا شناسایی و بازداشت شد، بگذارند بازداشت شود.
در بخشی از گفتوگوها، به امین و پیشنهادی به مبلغ «دو میلیارد» اشاره شد. واحد پول، هدف پرداخت و دریافتکننده آن در یادداشتهای جلسه مشخص نشده بود.
نشانیهای نادرست، ویدیوها و رفتوآمدها
دادگاه پیامهایی را بررسی کرد که در آنها سپهوند شکایت داشت نشانیهای ارسالی شماره خانه ندارند و عکسهایی که برایش فرستادهاند، از گوگل گرفته شدهاند. او از قربانی خواست نشانیها را با کسانی که اطلاعات را داده بودند، بررسی و تایید کند.
سپهوند در یک پیام صوتی گفت پس از تایید نشانیها به محل میرود، اما اگر فرد موردنظر آنجا نباشد، مسئولیت با کسانی است که اطلاعات را فرستادهاند. او در گفتوگویی دیگر گفت پنجشنبه «یکییکی» به سراغ آنها میرود و افزود: «به هر آدرسی که به من بدهند میروم.»
سپهوند همچنین گفت به محلی خواهد رفت که افراد موردنظر ظاهرا در آن جمع میشوند و اگر از او بخواهند، عکس و ویدیو تهیه میکند. او در پیام صوتی دیگری گفت به محل خواهد رفت تا نشان دهد اطلاعاتی که به او دادهاند، غلط است. در فایل چهار دقیقهای نیز گفت به امین اطلاع داده که یکی از نشانیها متعلق به یک رستوران بوده است.
در پیامهایی به قربانی، سپهوند گفته بود دوشنبه و سهشنبه، در ساعات رسمی کار فرد موردنظر، بیرون محل میایستد تا ببیند او آنجا هست یا نه و طی این دو روز ویدیو تهیه کند. او در پیام دیگری گفت: «داداش مصطفی، من تا ساعت چهار آنجا بودم. هر یک ساعت یک ویدیو گرفتم و فرستادم.»
سپهوند همچنین گفته بود حاضر است دیگران را با هزینه خودش به محل ببرد، حتی اگر این کار او را در معرض بازداشت قرار دهد. دادگاه گفتوگوی دیگری میان سپهوند و فرهاد جوادیمنش را بررسی کرد که در آن سپهوند از او خواسته بود قدمی بزند و ویدیو بگیرد. جوادیمنش پاسخ داده بود: «باشه، حتما.»
در بخش دیگری از جلسه، ویدیوهای بازیابیشده از تلفن شاپور قلعهعلیخانی نوری به دادگاه ارائه شد که خیابان لندنرود در کینگستون را نشان میداد. یکی از این ویدیوها به تاریخ ۱۴ اسفند ۱۴۰۳ بود و چند ویدیو دیگر نیز از همان خیابان ارائه شد. سوابق تلفنی همچنین تلاشهای بیپاسخ سپهوند برای تماس با نوری را نشان میداد.
دادگاه تصاویر گوگلمپ و مدارک مربوط به چند محل در کینگستون آپون تیمز، از جمله کنبری بیزنس پارک، کنبری پارکرود و لندنرود، را بررسی کرد. یکی از اسناد شامل تصویر ماهوارهای ساختمانی بود که با دایره زرد مشخص شده بود و در کنار آن، تصویر نمای خیابان با ساختمانی در یک کادر قرمز قرار داشت.
نشانیهای نیمهخوانا به واحد شماره سه کنبری بیزنس پارک و شماره ۱۴۵ لندنرود اشاره میکردند. در تصویر دیگری، نام «گالاتئا کاپرالو» همراه با نشانی یک واحد تجاری در کینگستون در جستوجوی گوگلمپ دیده میشد. دادستان گفت این نام متعلق به شخصی واقعی است، اما در آن مرحله توضیح بیشتری درباره او ارائه نشد.
دادگاه همچنین پیامهای سپهوند و جوادیمنش از ۱۶ تا ۲۱ اسفند ۱۴۰۳ را بررسی کرد. سپهوند روز ۱۶ اسفند عبارت «کاستم هاوس»، کد پستی «E16 3BY» و یک شماره تلفن را برای جوادیمنش فرستاده بود. او روز بعد گفته بود فردی ساعت ۱۱ میآید و شمارهاش را از طریق واتساپ فرستاده است. پیامهایی درباره خودرو و لغو موردی مرتبط با یک مشتری نیز ارائه شد، اما زمینه دقیق آنها در یادداشتها روشن نبود.
سوابق تماس نشان میداد سپهوند ۱۷ اسفند از طریق واتساپ با وحید مالمیر تماس گرفته و پاسخی دریافت نکرده است. حدود دو ساعت بعد، مالمیر با او تماس گرفته و آن دو نزدیک به ۲۲ دقیقه گفتوگوی تصویری داشتهاند.
سوابق سامانه خودکار تشخیص پلاک خودرو، موسوم به ANPR، نیز تردد خودرو سپهوند را در ۲۹ اسفند در گریت وسترود، پل چیزیک، ریچموندرود نزدیک تودور درایو و کلارنس استریت نزدیک فایفرود در محدوده کینگستون نشان میداد.
در همان روز، سپهوند پس از تلاش برای تماس با قربانی نوشته بود: «داداش زنگ بزن، یک چیز مهم دارم.» ارتباطات روز بعد شامل تماسهای بیپاسخ یا ردشده، وعده قربانی برای تماس و اشاره او به نشان دادن چیزی به سپهوند بود. آن دو سپس چند تماس داشتند، از جمله یک تماس تصویری حدودا چهار دقیقهای و مکالمهای چنددقیقهای حوالی ساعت یک بعدازظهر.
جستوجو با هوش مصنوعی و گفتوگو درباره هک
در این جلسه، تصاویر ثبتشده از صفحه چتجیپیتی و پیامهایی درباره استفاده از هوش مصنوعی برای یافتن اطلاعات یک خبرنگار نیز به دادگاه ارائه شد. سپهوند در یکی از پیامها به قربانی گفته بود: «هر کاری میکنم، با هوش مصنوعی انجام میدهم.»
او تصویری از جستوجوی عبارت «مصطفی قربانی خرمآباد» در چتجیپیتی برای قربانی فرستاده بود. سامانه هوش مصنوعی در پاسخ از ارائه اطلاعات خصوصی افراد خودداری کرده بود. سپهوند سپس به قربانی گفته بود: «ببین، تو مهم نیستی؛ هوش مصنوعی تو را نمیشناسد.» گفتوگوها با بحث درباره امکان یافتن اطلاعات افراد سرشناس و نشانیهای اشخاص از طریق هوش مصنوعی ادامه پیدا کرده بود.
در بخش دیگری از پیامها، آن دو درباره هک واتساپ و تلگرام برای دسترسی به اطلاعات صحبت کرده بودند. سپهوند گفته بود دسترسی به این برنامهها به حکم دادگاه نیاز دارد. قربانی در مقابل مدعی شده بود حکومت ایران تماسهای تلفنی بینالمللی، پیامها و برنامههای شبکههای اجتماعی را رصد میکند.
بر اساس توضیحات ثبتشده از جلسه، پلیس تلفن سپهوند را بررسی کرده بود، اما هیچ دادهای از تلگرام بازیابی نکرده بود. سپهوند در پیامی جداگانه نیز از گفتوگو با شخصی سخن گفته بود که او را «هکر» مینامید و قرار بود بیاید. او شکایت کرده بود که نمیتواند هزینه نگه داشتن آن شخص برای یک روز کامل را بپردازد.
پرونده ایران و هماهنگ کردن اظهارات
بخشی دیگر از گفتوگوهای ارائهشده به دادگاه به هماهنگ کردن اظهارات دو متهم یک پرونده سرقت در ایران مربوط بود.
وحید مالمیر در پیام صوتی دوم فروردین ابراز امیدواری کرده بود مشکل سپهوند حل شود و او به ایران برگردد. او گفته بود برخلاف خواست دشمنانشان، بار دیگر یکدیگر را خواهند دید. یکی دیگر از پیامهای مالمیر به سپهوند نیز شامل شماره پلاک یک خودرو بود.
سپهوند هشتم فروردین در پیامی از مالمیر درباره استفاده از بیسیم پرسیده بود. او در پیام دیگری گفته بود از همان روز اول میدانسته مالمیر در اداره تحقیقات جنایی است، اما نتوانسته بود این موضوع را به زبان بیاورد.
سپهوند همان روز از مالمیر خواسته بود حقیقت را بگوید و پرسیده بود آیا مامور اداره تحقیقات جنایی است. مالمیر در پاسخ گفته بود در خدمت اوست و او را عزیز خود خوانده بود. در یادداشتهای جلسه، پاسخی که تاییدکننده چنین سمتی برای مالمیر باشد، ثبت نشده است.
دادگاه سندی را بررسی کرد که ۲۶ فروردین ۱۴۰۴ از طریق واتساپ دریافت و در تلفن سپهوند ذخیره شده بود. این سند، ترجمه لایحهای قضایی ارائهشده به دادگاه تجدیدنظر اصفهان معرفی شد و در آن مینا سپهوند خود را خواهر و وکیل متهم معرفی کرده بود. او در لایحه گفته بود برادرش با اموال مسروقه یا پول متعلق به دیگران از ایران خارج نشده است و مدعی شده بود پول او از ارث پدری، پس از فروش خانه و خودرو پدرشان، به دست آمده است.
بخش دیگری از پیامهای همان روز میان سپهوند و قربانی به چهار مورد ادعایی سرقت و دو فرد به نامهای سعید فروتن و مجید انصاری مربوط بود. این چهار مورد شامل تلفن همراه و سکه، کیف دستی و دو انگشتر، گاوصندوقی حاوی اسناد و عکسهای خانوادگی و مقداری نقره بود که گفته میشد هنگام بازداشت کشف شده است.
سپهوند از قربانی خواسته بود به دیگران بگوید فقط همین چهار مورد را بپذیرند و اتهام دیگری را قبول نکنند. او همچنین متن اظهاراتی را پیشنهاد کرده بود که بر اساس آن، اعترافهای گستردهتر تحت شکنجه و از ترس آسیب جسمی انجام شده و چون سپهوند فرار کرده بود، نام او را مطرح کردهاند. در روایت پیشنهادی سپهوند، نقش او صرفا رانندگی عنوان شده بود.
سپهوند ۲۷ فروردین به چهار مجازات مالی احتمالی اشاره کرده و پرسیده بود چرا افراد موردنظر به ۳۲ مورد اعتراف کردهاند. او اصرار داشت فقط همان چهار موردی که مشخص کرده است، به روایت او مربوط میشود. قربانی نیز گفته بود سپهوند میتواند سهم خودش را بپردازد تا وضعیت او حل شود. در پیامهای بعدی، سپهوند پرسیده بود آیا پول به حساب قربانی رسیده است و دوباره جزئیات چهار مورد را فرستاده بود.
او ۲۸ فروردین در پیام صوتی دیگری گفته بود افراد دخیل تحت هیچ شرایطی نباید مسئولیت موردی مربوط به طبقه بالا را بپذیرند و مدعی شده بود چنین اتفاقی رخ نداده است.
اطلاعات بانکی فرستادهشده از سوی سپهوند به قربانی نیز بررسی شد؛ از جمله اطلاعات بانک رفاه و مبلغی به میزان ۱۰ میلیون و ۲۱۲ هزار به نام مصطفی قربانیپور. واحد پول این رقم در یادداشتهای جلسه مشخص نشده بود.
سپهوند ۲۹ فروردین، پس از تماس تصویری حدودا ۱۵ دقیقهای با مالمیر، نام این دو نفر را برای او فرستاده بود. او ۳۱ فروردین در پیام صوتی به قربانی گفته بود حدود ۱۵ تا ۲۰ روز تا جلسه دادگاه باقی مانده و از او خواسته بود افراد دخیل را برای جلسه آماده کند. سپهوند گفته بود نکاتی را که باید مطرح کنند، مینویسد و اگر روایتهای آنها با یکدیگر مطابقت داشته باشد، پرونده میتواند بسته شود. او همچنین مدعی شده بود خواهرش برای هر دو نفر وکیل میگیرد.
سپهوند ششم اردیبهشت در پیام صوتی به مالمیر گفته بود دستورالعملهای مکتوبی آماده میکند تا به هر دو نفر داده شود و آنها مطالب را حفظ کنند. او افزوده بود وقتی آنها را «مقابل یک تلویزیون» میآورند، گفتههایشان باید با یکدیگر مطابقت داشته باشد. منظور از این عبارت در یادداشتهای جلسه روشن نشده بود. سپهوند در پیام دیگری در همان روز به قربانی هشدار داده بود اگر روایتها با هم تعارض داشته باشد، ممکن است افراد مجبور شوند همه اتهامها را بپذیرند، نه فقط چهار موردی که او تعیین کرده بود.
قربانی ششم اردیبهشت از سپهوند خواسته بود نام خانوادگی، نام پدر و شماره بند یا سلول زندان دو نفر را بفرستد و گفته بود یکی از دوستانش منتظر اطلاعات است. سپهوند مشخصات مجید انصاری و سعید فروتن را ارسال کرده بود. قربانی سپس گفته بود دوستش زمان ملاقات را هماهنگ میکند و جزئیات بیشتری میدهد.
مالمیر روز بعد گفته بود با فردی به نام مسعود صحبت کرده و دستورها را متوجه شده است. او در پیام صوتی گفته بود میداند چه باید گفته شود و اگر لازم باشد، خودش به زندان میرود. سپهوند نهم اردیبهشت دوباره دستورهایی درباره این دو نفر برای مالمیر فرستاده و گفته بود همهچیز را نوشته است تا او فرد موردنظر را توجیه کند. در همان روز، قربانی از قول یکی از دوستانش گفته بود فروتن با وثیقه آزاد شده و ملاقات با انصاری میتواند صبح روز بعد ساعت ۹:۳۰ انجام شود.
سپهوند همچنین اطلاعات تماس فردی به نام سعید پاپی را با قربانی و مالمیر به اشتراک گذاشته بود. او از مالمیر خواسته بود با پاپی تماس بگیرد و در صورت امکان ترتیبی بدهد شبانه او را با موتورسیکلت به مغازه قربانی ببرند. در پیام صوتی ششم اردیبهشت، سپهوند از احتمال پرداخت یک یا دو میلیون به فرد دیگری برای کمک به هماهنگی امور این دو نفر سخن گفته و پیشنهاد کرده بود برای ایجاد انگیزه به او پول بدهند. واحد پول در یادداشتها مشخص نبود.
پیامهای ۱۱ و ۱۲ اردیبهشت نیز ادامه گفتوگو درباره دستورالعملهای مکتوب و لزوم هماهنگ بودن اظهارات پیش از جلسه دادگاه را نشان میداد.
آخرین ارتباط بررسیشده در این بخش، تماس بیپاسخ واتساپی سپهوند با قربانی در ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۴ بود؛ روزی که به گفته دادستانی، یک روز پیش از بازداشت متهمان در بریتانیا بود.
اتهامها، دفاعیات و ادامه محاکمه
ایراناینترنشنال در گزارش جلسه ۱۴ مهر نوشته بود هر سه متهم بر اساس قانون امنیت ملی ۲۰۲۳ بریتانیا به کمک به یک سرویس اطلاعاتی خارجی متهم شدهاند که به گفته دادستانی، متعلق به جمهوری اسلامی بوده است.
این سه مرد اردیبهشت ۱۴۰۴ بازداشت شدند و نخستین اتباع ایرانی هستند که بر اساس این قانون متهم شدهاند.
دادستانی میگوید سپهوند قرار بوده شخصا خشونت را اعمال کند و جوادیمنش و نوری با جمعآوری اطلاعات به آمادهسازی حمله کمک کنند.
بر اساس روایت دادستانی از دفاعیات، سپهوند اصل رصد و شناسایی به نفع جمهوری اسلامی را میپذیرد، اما میگوید از ترس پیامدهای سرپیچی اقدام کرده و عمدا کار را ناقص انجام داده است. دادستانی در ارائه اولیه پرونده این دفاع را رد کرده و گفته بود پیامها نشانهای از تهدید یا اجبار سپهوند ندارند.
جوادیمنش و نوری نیز میگویند نمیدانستند فعالیتهایشان برای دستگاه اطلاعاتی جمهوری اسلامی انجام میشود.
در گزارش جلسه ۱۶ مهر، پیامهایی درباره انتقال پول، اختلاف سپهوند و جوادیمنش و اسناد قضایی مربوط به وضعیت سپهوند در ایران مطرح شده بود. دادستانی وعده پول و کمک برای حل محکومیت او را در بررسی انگیزهاش مهم میداند.
در مرور جلسات هفته گذشته، دادستانی هدف عملیات را انتقامگیری و بازداشتن دیگر منتقدان تهران توصیف کرده بود. دادستانها گفته بودند قرار بوده سپهوند در ازای ۱۵۰ هزار پوند، هدفی را پیدا کند و «کارش را تمام کند».
دادگاه همچنین اظهارات کامبیز حسینی به پلیس در سال ۲۰۲۵ را مطرح کرده بود که بر اساس آن، فردی ناشناس در تماس تلفنی به او گفته بود میتواند مقامهای جمهوری اسلامی را مسخره کند، اما نباید رهبر جمهوری اسلامی را هدف قرار دهد.
حسینی گفته بود بارها به مرگ تهدید شده است؛ از جمله با دریافت تصویر خودرو خود و هشداری مبنی بر اینکه خودرو منفجر خواهد شد. اظهاراتی از برادر او نیز در دادگاه خوانده شده بود.
علیمحمد انصاری، استاد دانشگاه سنتاندروز اسکاتلند، از طریق ارتباط تصویری درباره هدف قرار گرفتن روزنامهنگاران و مخالفان از سوی جمهوری اسلامی شهادت داده و پرونده روحالله زم را بهعنوان نمونه مطرح کرده بود.
دادستانی همچنین از جاناتان ترنر، از بنیانگذاران سازمان «وکلای بریتانیا برای اسرائیل»، بهعنوان یکی دیگر از افراد مورد توجه در مدارک رصد نام برده است. یکی از کارآگاهان پلیس مبارزه با تروریسم که بدون افشای هویت و از پشت پرده شهادت داده بود، گفته است جدول زمانی تهیهشده از شواهد پرونده بیش از هزار و ۶۰۰ مورد را در بر میگیرد.
در گزارش جلسه نخست تاکید شده بود محکومیت کیفری سپهوند در ایران بهخودیخود مدرکی علیه او در این محاکمه نیست، اما تلاش او برای حل آن پرونده از نظر دادستانی به بررسی انگیزهاش مربوط میشود.
رسیدگی زیر نظر قاضی چیما-گراب ادامه دارد و تصمیم درباره اثبات اتهامها بر عهده هیات منصفه است. دادگاه در پایان جلسه دوشنبه اعلام کرد بنا بر درخواست دادستانی، رسیدگی سهشنبه ۲۱ مهر ساعت ۱۲ ظهر از سر گرفته خواهد شد.
عکس آرشیوی، دود ناشی از آتشسوزی در پالایشگاه آرامکو در جنوب ریاض، ۳ اکتبر ۲۰۲۶،رویترز
هاآرتص از تلاش نتانیاهو برای جلب موافقت عربستان با پیوستن اسرائیل به جنگ علیه حوثیها و مخالفت بنسلمان خبر داد. همزمان، آسوشیتدپرس گزارش داد ریاض تحقیقاتی را درباره ناکامی پدافند هوایی خود در رهگیری حملات مرگبار موشکی و پهپادی حوثیها آغاز کرده است.
این روزنامه اسرائیلی منتقد نتانیاهو، دوشنبه ۲۰ مهر به نقل از یک منبع دیپلماتیک نوشت بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، میکوشد با میانجیگری آمریکا موافقت ریاض را برای مشارکت در عملیات علیه حوثیهای یمن به دست آورد.
به گفته این منبع، محمد بنسلمان، ولیعهد عربستان سعودی، بهدلیل نگرانی از واکنش منفی افکار عمومی کشورش، با مشارکت نظامی اسرائیل مخالف است.
منبع دیگری که از این موضوع اطلاع دارد، به هاآرتص گفت نتانیاهو با این تلاشها، تقویت روابط با ریاض و هموار کردن راه برای توافق عادیسازی روابط دو کشور در آینده را نیز دنبال میکند.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، در ماههای اخیر برای عادیسازی روابط عربستان و اسرائیل در چارچوب توافقهای ابراهیم تلاش کرده است، اما موضع رسمی ریاض این است که چنین توافقی تنها پس از پیشرفت چشمگیر در مسیر تشکیل کشور فلسطین امکانپذیر خواهد بود.
همزمان، آسوشیتدپرس به نقل از دو مقام منطقهای گزارش داد عربستان سعودی تحقیقاتی را برای روشن شدن دلایل ناکامی پدافند هوایی خود در رهگیری موج حملات موشکی و پهپادی حوثیها آغاز کرده است.
این بررسیها حمله به فرودگاه بینالمللی ملک خالد ریاض را نیز در بر میگیرد؛ حملهای که ۱۸ مهر دستکم ۱۳ کشته و ۳۰۹ زخمی بر جا گذاشت. این دو مقام بهدلیل نداشتن مجوز برای اظهارنظر علنی، نخواستند نامشان فاش شود.
به گفته این مقامها، یافتههای اولیه نشان میدهد حوثیها ابتدا چند پهپاد شلیک کردند تا مسیر را برای رسیدن ترکیبی از موشکهای کروز و بالستیک به فرودگاه ریاض باز کنند.
یکی از این منابع گفت تحقیق همچنین به دنبال روشن کردن این موضوع است که چرا سامانههای پدافندی زودتر هشدار ندادند، در حالی که موشکها و پهپادها برای رسیدن به ریاض بیش از هزار کیلومتر پیموده بودند.
آسوشیتدپرس نوشت حوثیها موشکهای بالستیک و سامانههای پیشرفتهای در اختیار دارند که به کلاهکهای دارای قابلیت تغییر مسیر هنگام پرواز مجهزند و مقابله با آنها برای موشکهای رهگیر پاتریوت و دیگر سامانههای دفاعی عربستان دشوار است.
ائتلاف به رهبری عربستان نیز اعلام کرد دوشنبه ۲۰ مهر در دو نوبت، موشکهای بالستیک شلیکشده از سوی حوثیها به سمت ریاض را رهگیری و منهدم کرده است.
فشار حملات و درخواست کمک از متحدان
حملات اخیر، فرودگاهها و زیرساختهای عربستان را زیر فشار گذاشته است. پس از حمله مرگبار ۱۸ مهر، حمله دیگری به فرودگاه ریاض در ۱۹ مهر یک کشته و ۱۱ زخمی داشت. حوثیها در همان روز از هدف قرار دادن فرودگاه دمام و دو تاسیسات آرامکو خبر دادند و مقامهای هوانوردی عربستان، حمله به فرودگاه دمام را تایید کردند.
ریاض پیشتر خواهان حمایت نظامی مستقیم آمریکا علیه حوثیها شده بود. اکسیوس ۲۰ شهریور گزارش داد بنسلمان در دو تماس تلفنی از ترامپ خواست این گروه را هدف قرار دهد، اما رییسجمهوری آمریکا درخواست او را رد کرد.
رویترز ۱۰ مهر از ارائه اطلاعات مربوط به هدفگیری و حضور مشاوران نظامی آمریکایی برای پشتیبانی از عملیات عربستان خبر داد. ترامپ سپس ۱۸ مهر گفت احتمال پیوستن آمریکا به حملات عربستان علیه حوثیها را بررسی میکند.
عربستان برای تقویت پدافند خود به کشورهای دیگر نیز متوسل شده است. آسوشیتدپرس ۲۶ شهریور، همزمان با گزارش کاهش ذخایر موشکهای رهگیر عربستان، خبر داد ریاض از فرانسه، بریتانیا، پاکستان و مصر درخواست اعزام تجهیزات و نیروهای پدافند هوایی کرده است.
بریتانیا با درخواست سوخترسانی هوایی دفاعی در دورهای محدود موافقت کرد. فابین ماندون، رییس ستاد نیروهای مسلح فرانسه، نیز ۱۶ مهر گفت پاریس و ریاض گزینههای استفاده از توان نظامی فرانسه برای حفاظت از پایانه نفتی ینبع را بررسی میکنند.