با کاهش عرضه نفت ایران، پالایشگاههای چینی خرید نفت عراق و قطر را افزایش دادند


خبرگزاری رویترز گزارش داد پالایشگاههای مستقل چین در پی کاهش عرضه نفت ایران، خرید نفت خام عراق و قطر را برای تحویل در ماههای اکتبر و نوامبر افزایش دادهاند.
سه منبع آگاه از این معاملات گفتند پالایشگاههای چینی دستکم ۱۲ میلیون بشکه نفت خام عراق و قطر خریداری کردهاند و یکی از آنها مجموع خریدها را بین ۱۵ تا ۲۰ میلیون بشکه برآورد کرد.
بر اساس دادههای شرکت کپلر، واردات نفت ایران به چین در سپتامبر نسبت به سپتامبر سال گذشته تقریبا نصف شد و به روزانه ۵۹۰ هزار بشکه، پایینترین میزان از ژانویه ۲۰۲۳، رسید.
کپلر همچنین اعلام کرد ایران در سپتامبر، برای نخستین بار از زمان آغاز رصد جریان نفت این کشور در سال ۲۰۱۳، هیچ نفت خامی صادر نکرد.
حجم نفت خام ایران ذخیرهشده روی کشتیها در خارج از محدوده محاصره نیز از ۱۰۰ میلیون بشکه در اواخر ژوئیه به ۴۵ میلیون بشکه کاهش یافت.






فرانسیس هالزن، فیزیکدان بلژیکیـآمریکایی، برای نقش تعیینکنندهاش در ساخت رصدخانه «آیسکیوب» در جنوبگان و کشف نوترینوهای پرانرژی با منشأ کیهانی، برنده جایزه نوبل فیزیک سال ۲۰۲۶ شد.
آکادمی سلطنتی علوم سوئد سهشنبه ۱۴ مهر اعلام کرد پژوهشهای این استاد دانشگاه ویسکانسینـمدیسون، راه تازهای برای مطالعه کیهان گشوده است.
هالزن ۸۲ ساله، جایزه ۱۲ میلیون کرونی، معادل حدود ۱.۲ میلیون دلار، را دریافت میکند.
نوترینوها ذراتی با جرم بسیار ناچیز و بدون بار الکتریکیاند که بهندرت با ماده برهمکنش دارند. آنها میتوانند از زمین و بدن انسان عبور کنند، بیآنکه اثری قابل تشخیص بر جای بگذارند. این ویژگی لقب «ذرات شبحگون» را برایشان به همراه آورده است.
اوا اولسون، از آکادمی سلطنتی علوم سوئد، این ذرات را پیامآورانی از کیهان توصیف کرد که اطلاعاتی از کهکشانهای دوردست و فرایندهای انفجار ستارگان به زمین میرسانند.
رصد کیهان در اعماق یخ
هالزن در سال ۱۹۸۸ پیشنهاد کرد از یخهای قطب جنوب برای آشکارسازی نوترینوها استفاده شود.
این ایده سرانجام به ساخت رصدخانه آیسکیوب انجامید که در سال ۲۰۱۱ تکمیل شد.
آشکارسازهای این رصدخانه در یک کیلومتر مکعب یخ شفاف جنوبگان، تا عمق دو هزار و ۵۰۰ متری و نزدیک ایستگاه «آموندسنـاسکات»، جای گرفتهاند. آنها آثار برهمکنش نادر نوترینوها با ماده را ثبت میکنند تا دانشمندان بتوانند مسیر این ذرات را تا سرچشمههایشان دنبال کنند.
این سرچشمهها ممکن است انفجار ستارگان، فورانهای پرتو گاما یا رویدادهای عظیم مرتبط با سیاهچالهها و ستارگان نوترونی باشند.
نوترینوها تحت تاثیر میدانهای مغناطیسی منحرف نمیشوند؛ بنابراین جهت رسیدن آنها میتواند سرنخی مستقیم از محل پیدایششان باشد.
آیسکیوب نشان داده است نوترینوهای پرانرژی هم از درون کهکشان راه شیری و هم از مناطقی بسیار دورتر به زمین میرسند.
هالزن در تماس تلفنی با نشست خبری اعلام جایزه نوبل فیزیک، گفت هنگام آغاز پروژه، بسیاری ایده را امیدوارکننده میدانستند، اما کمتر کسی، حتی خودش، مطمئن بود که عملی شود.
آغاز راهی تازه در اخترشناسی
دادههای آیسکیوب به شناخت چگونگی تولید نوترینوهای پرانرژی کمک میکنند و ممکن است پدیدههایی ناشناخته را آشکار کنند.
با این حال، هالزن معتقد است مهمترین دستاوردهای این روش هنوز در پیش است.
او درباره آنچه این پژوهشها میتوانند از جهان آشکار کنند گفت: «هیجان واقعی این است که هنوز نمیتوانم به این پرسش پاسخ بدهم.»
به گفته او، این دستاورد مقدمهای برای پژوهشهای آینده است.
نوبل فیزیک سال گذشته به جان کلارک، میشل دووره و جان مارتینیس برای آزمایشهایی درباره پدیدههای کوانتومی تعلق گرفت. پژوهشهایی که به توسعه نسل آینده فناوریهای محاسباتی کمک میکنند.
جوایز نوبل بر اساس وصیت آلفرد نوبل، مخترع سوئدی، بنیان گذاشته شدند.
مدالهای نوبل دهم دسامبر، برابر با ۱۹ آذر و سالگرد درگذشت او، در استکهلم اهدا میشوند.
جایزه صلح نوبل، جداگانه در اسلو اهدا خواهد شد.
پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال از کنار گذاشتن درمان از سوی شماری از بیماران مبتلا به اماس به دلیل گرانی دارو، ویزیت، آزمایش و امآرآی حکایت دارند.
برخی بیماران میگویند کمبود دارو باعث وقفه در تزریق داروهایشان شده است.
یکی از مبتلایان به اماس گفت به دلیل افزایش هزینه دارو، آزمایش، امآرآی و خدمات پزشکی، درمان را کنار گذاشته و بیماریاش پیشرفت کرده است: «مدتی است از ادامه درمان انصراف دادهام و متاسفانه بیماری من پیشرفت کرده و زمینگیر شدهام.»
بیمار دیگری گفت پس از سالها تحمل عوارض اماس و ادامه درمان، از دو سال پیش دیگر توان تامین هزینهها را نداشته است: «دیگر دکتر نرفتم، دارو استفاده نکردم و تسلیم سرنوشت شدم.»
سلمان اسحاقی، سخنگوی کمیسیون بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی، ۱۱ مهر گفت بیمارانی شناسایی شدهاند که داروی مورد نیاز خود را دریافت میکنند اما به دلیل مشکلات معیشتی آن را در بازار آزاد میفروشند تا هزینه زندگیشان را تامین کنند.
او همچنین گفت برخی بیماران به خانوادههایشان میگویند در حال درمانند، اما در واقع درمان را کنار گذاشتهاند تا هزینهای به خانواده تحمیل نکنند.
هزینه دارو از حقوق ماهانه بیشتر است
یک شهروند گفت همسرش مبتلا به اماس است و برای یک مراجعه پزشکی، سه میلیون تومان بابت ویزیت و نوار عصب چشم و ۳۳ میلیون تومان برای دارو پرداخت کرده است.
او یادآوری کرد حقوقش با اضافهکار ۲۹ میلیون تومان است و هزینه یک دوره درمان در یک روز، از دستمزد یک ماهش پیشی میگیرد.
یک بازنشسته و سرپرست خانواده نیز گفت با حقوق ماهانه ۱۹ میلیون تومان، علاوه بر هزینههای فرزند مبتلا به اماس، مخارج درمان پسر دیگرش را که با افسردگی شدید روبهروست، تامین میکند و دیگر نمیداند چگونه هزینههای خانواده را بپردازد.
ایراناینترنشنال ۱۷ شهریور در گزارشی از پیامهای شهروندان درباره افزایش شدید هزینههای درمان نوشت گرانی باعث شده برخی بیماران مصرف دارو را کاهش دهند یا درمان را بهطور کامل کنار بگذارند.
پیشتر نیز شهروندی گفته بود قیمت داروی فرزند مبتلا به بیماری خاص او با وجود بیمه، از دو میلیون به ۳۰ میلیون تومان رسیده است.
فشار هزینههای درمان در مواردی با از دست رفتن درآمد خانواده همزمان شده است.
مردی که همسرش اماس دارد گفت چهار ماه پیش پس از هشت سال مغازهاش را تعطیل کرده و با «چک و قسط معوق» و درآمد صفر، دیگر از پس خرید داروهای همسرش برنمیآید.
کمبود دارو و عقب افتادن روند درمان
شماری از پیامهای رسیده، علاوه بر گرانی، از نایاب شدن برخی داروهای اماس حکایت دارند.
یک شهروند خوزستانی که برای زندگی در تهران خانه اجاره کرده است، گفت همسر مبتلا به اماس او دو ماه است آمپولهایش را تزریق نکرده، زیرا دارو پیدا نمیشود.
شهروند دیگری گفت خواهر مبتلا به اماس او باید داروی «تایسابری» دریافت کند اما این دارو «دیگر اصلا موجود نیست».
مخاطبی نیز گفت برای تهیه داروی اماس به هلالاحمر مراجعه کرده اما دارو با قیمت آزاد عرضه شده است.
ایراناینترنشنال در اردیبهشت گزارش داد حدود ۲۰۰ قلم داروی حیاتی در ایران کمیاب شده و بیماران مبتلا به سرطان، اماس، هموفیلی و بیماریهای نیازمند دیالیز، با فشار ناشی از کمبود و گرانی دارو روبهرو هستند.
محمدعلی صحراییان، رییس مرکز تحقیقات اماس دانشگاه علوم پزشکی تهران، مهر سال گذشته اعلام کرد شمار شناساییشده مبتلایان به اماس در ایران از حدود هشت هزار نفر در سال ۱۳۸۰ به بیش از ۱۱۰ هزار نفر رسیده است.
او همچنین درباره هزینه آزمایشهای ضروری و ناکافی بودن پوشش بیمهای درمانهای جدید هشدار داد.
کمبود دارویی؛ از انسولین تا داروی پلاکت و میگرن
کمبود دارویی به بیماران مبتلا به اماس منحصر نمیشود و طیف گستردهای از داروها را دربرمیگیرد.
یک شهروند از اصفهان گفت همسرش مشکل پلاکت دارد و داروی تزریقی «اِنپلیت» را پیدا نمیکند.
به گفته او، داروخانهها از «کسری کشوری» این دارو خبر دادهاند.
بیمار دیگری از نایاب شدن توپیرامات، داروی تجویزشده برای میگرن، خبر داد و گفت داروخانهها به او گفتهاند ممکن است این دارو تا ۱۳ آبان موجود نشود.
یک بیمار دیابتی نیز نوشت: «در تمام دنیا بیماران دیابتی از بهروزترین سنسورهای قند خون استفاده میکنند. اینجا حتی انسولین قلمی ساده هم پیدا نمیشود. دیگر روی پول بیمه هم نمیشود حساب کرد.»
پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال در هفتههای اخیر نیز از کمبود دارو و حتی اقلام اولیه پزشکی حکایت داشتهاند.
۲۴ شهریور، کارکنان و بیماران از سهمیهبندی یا کمبود اقلامی مانند سرنگ، گاز استریل، آنژیوکت و دستکش لاتکس خبر دادند.
اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال از تشدید فشار بر خانوادههای جانباختگان اعتراضات دیماه حکایت دارد. فشارهایی که در روزهای اخیر به بازداشت دستکم سه عضو خانوادههای دادخواه، تشکیل پرونده، احضار و تهدید و محدود کردن فعالیت آنان در شبکههای اجتماعی انجامیده است.
تازهترین موارد، تشکیل پرونده برای ساناز بنیسعید، همسر محسن رشیدی خانیآبادی، و احضارهای مکرر خانواده ایمان اسدی است.
این فشارها در ادامه روندی صورت گرفت که در هفتههای اخیر، همزمان با گسترش فعالیتهای دادخواهانه خانوادهها، از جمله پویش «یک شمع، یک نام، یک یاد»، شدت گرفت.
ایراناینترنشنال اول مهر گزارش داده بود نیروهای امنیتی شماری از خانوادهها را برای حذف مطالب احضار و تهدید کرده و برخی صفحات اینستاگرام و سیمکارتهای آنان را نیز محدود یا مسدود کردهاند.
تشکیل پرونده برای همسر رشیدی خانیآبادی
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، برای ساناز بنیسعید، همسر رشیدی خانیآبادی، از جانباختگان اعتراضات دیماه در اصفهان، با اتهام «بلاگری سیاسی»، پرونده تشکیل و صفحه اینستاگرام او نیز مسدود شده است.
رشیدی خانیآبادی، ۴۲ ساله، متولد اصفهان و اصالتا بختیاری بود که ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ در بهارستان اصفهان کشته شد.
بنیسعید پس از کشته شدن همسرش بارها با انتشار مطالبی بر ادامه دادخواهی و زنده نگه داشتن یاد او تاکید کرد.
او در یکی از نوشتههایش خطاب به همسرش نوشت: «آنها پیکرت را با گلوله از میان ما گرفتند، اما نتوانستند نامت را از یادها ببرند.»
پیشتر نیز فعالیت خانوادههای دادخواه در شبکههای اجتماعی با برخوردهای امنیتی مواجه شده بود.
ایراناینترنشنال ۱۴ مرداد گزارش داد سمانه عصاران، مادر کیاوش میرقاسمی، و خواهر مجتبی کری در گرگان، بازداشت شدند.
دلیل بازداشت عصاران، انتشار استوریهای اعتراضی در اینستاگرام عنوان شد.
احضار و تهدید خانواده اسدی
خانواده ایمان اسدی در پی ادامه فعالیتهای دادخواهانه با فشارهای امنیتی روبهرو شدهاند.
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، اعضای خانواده اسدی چندین بار احضار شدهاند و به آنان هشدار داده شده در شبکههای اجتماعی در ارتباط با ایمان یا روند دادخواهی، فعالیت نکنند.
ایمان اسدی، متولد ۲۳ اسفند ۱۳۷۳ در اراک و ساکن تهرانپارس، ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در جریان اعتراضات بر اثر اصابت گلوله جنگی به قلبش کشته شد.
این فشارها پیشتر در ارتباط با پویش «یک شمع، یک نام، یک یاد» نیز گزارش شده بود.
۳۰ شهریور، پس از روشن کردن شمع بر مزار علی کرابی در سبزوار، سنگ مزار او تخریب و شماری از اعضای خانوادهاش به نهادهای امنیتی احضار شدند.
سه بازداشت در دو روز
همزمان با احضارها و محدودیتهای مجازی، سه عضو خانوادههای جانباختگان طی دو روز بازداشت شدند.
یک منبع مطلع به ایراناینترنشنال گفت مونا محمودیان، همسر ابراهیم مصطفیپور، از جانباختگان اعتراضات ۱۸ دیماه در بابل، هفتم مهر مقابل محل کارش بازداشت شد.
همان روز، امیر فرنیا، پسر ۲۳ ساله مجید فرنیا، یکی دیگر از جانباختگان، در محل کارش در کلاردشت بازداشت شد.
هشتم مهرماه نیز زهرا فداکار، همسر وحید فیروزی و مادر دو دختر خردسال، پس از مراجعه به پلیس فتا در نسیمشهر تهران بازداشت شد.
پلیس فتا در پیامکی از او خواسته بود ساعت ۸:۳۰ صبح هشتم مهر برای «انجام امور اداری» مرتبط با یک پرونده مراجعه کند.
او پس از مراجعه بازداشت و به مکانی نامعلوم منتقل شد.
پیوند خانوادهها محکمتر شده است
همزمان، خانوادههای سیاوش محمودی، احمد خسروانی، عسل منصوری، پرنیان دبیری، سعید زینالزاده، حسین فرهی و امیرعلی قنبرزاده، در پیامی مشترک تاکید کردند فشارها ارتباط میان خانوادههای دادخواه را «از بین نبرده» است.
این خانوادهها نوشتند: «آنها فکر کردند اگر عزیزانمان را از ما بگیرند، میتوانند ما را از هم جدا کنند، اما پیوند خانوادهها محکمتر شد. گاهی سکوت چند خانواده که کنار هم ایستادهاند، از هزار شعار رساتر است. ما فراموش نکردهایم. نامها را به یاد داریم.»
مقررات تازه لباس فرم در مدارس دولتی جمهوری آذربایجان و جلوگیری از ورود شماری از دانشآموزان محجبه به کلاس درس، بار دیگر موضوع حجاب را در این کشور سکولار به یک مناقشه سیاسی و اجتماعی تبدیل کرده است.
هیات وزیران جمهوری آذربایجان ۳۰ شهریور ماه برابر با ۲۱ سپتامبر ۲۰۲۶، مقررات لباس فرم دانشآموزان مدارس دولتی را تغییر داد.
بر اساس بندی در این مصوبه، استفاده از دیگر اجزای پوشش که «یکپارچگی لباس فرم تعیینشده» را بر هم بزند و «با اصل سکولار بودن آموزش عمومی سازگار نباشد» ممنوع است.
در تبصره این بند آمده است در برنامهها و مراسم مرتبط با تاریخ، فرهنگ و ارزشهای ملی و معنوی مردم آذربایجان، با تصمیم شورای آموزشی و تربیتی مدرسه، استفاده از لباسهای ملی یا عناصر لباس ملی، مجاز است.
در متن مصوبه، واژه «حجاب» یا «روسری» نیامده و رسیدگی به موارد مربوط به رعایت مقررات به شوراهای آموزشی و تربیتی مدارس سپرده شده است.
والدین نیز موظف شدهاند رعایت لباس فرم از سوی فرزندان خود را تضمین کنند.
همین ابهامها منشأ جنجال تازه شده است.
مصوبه مشخص نمیکند آیا دانشآموزی که از مقررات تبعیت نکند میتواند از ورود به کلاس منع شود یا نه، اما در روزهای نخست ابلاغ مصوبه، تصاویر و گزارشهایی در مورد جلوگیری از ورود برخی دانشآموزان محجبه به مدارس منتشر شد.
واکنشها در کشورهای همسایه و پاسخ غیرمستقیم باکو
خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران، هشتم مهر در گزارشی، این مصوبه را «ممنوعیت حجاب» و «سختگیرانه» خواند و اجرای آن را نمونهای از «نقض سیستماتیک آزادیهای مذهبی» توصیف کرد.
رسول برگی، عضو شورای اسلامی شهر تبریز، ۱۲ مهر در جلسه علنی شورا، از دانشآموزان آذربایجانی بهدلیل خودداری از اجرای مقررات جدید تمجید کرد، اما سخنان او از موضوع حجاب فراتر رفت.
برگی، جمهوری آذربایجان را «یوسف گمگشته» ایران خواند که به گفته او، «به این میهن بازخواهد گشت».
مساله حجاب در آذربایجان سالهاست یکی از نقاط اصطکاک ایدئولوژیک تهران و باکو بوده است.
در بحرانی مشابه، احمد جنتی در خطبه نماز جمعه ۱۷ دی ۱۳۸۹ محدودیت حجاب در مدارس جمهوری آذربایجان را محکوم کرده بود.
در ترکیه، مصطفی ینر اوغلو، نماینده استانبول در مجلس، در بیانیهای مطبوعاتی، یادآوری کرد که ترکیه سالها بهای ممنوعیت حجاب را با محروم شدن صدها هزار دختر از تحصیل پرداخته است.
او از رجب طیب اردوغان، رییسجمهوری ترکیه، وزرا و رییس مجلس این کشور، خواست در برابر این تحول «سکوت نکنند» و موضوع را مستقیما با مقامهای باکو در میان بگذارند.
۱۱ مهرماه، تعدادی از اعضای یک انجمن اسلامگرا با نام «انجمن آزادی اندیشه و حقوق آموزشی» (Özgür-Der) در ترکیه مقابل کنسولگری جمهوری آذربایجان در استانبول تجمع کردند.
معترضان پلاکاردهایی با مضمون «نه به ممنوعیت حجاب در آذربایجان»، «حجاب یونیفرم نیست» و «حجاب فرمان خداست» در دست داشتند و خواستار لغو محدودیتها شدند.
پیشتر در ۳۱ شهریور، اردوغان تنها یک روز پس از تصویب مصوبه در باکو، طی سخنرانی خود در مجمع عمومی سازمان ملل، بدون نام بردن از جمهوری آذربایجان، ممنوعیت روسری در مدارس را «حمله به ابتداییترین حقوق زنان» خواند.
در میانه همین واکنشها، الهام علیاف، رییسجمهوری آذربایجان، دهم مهر، در کنگره هشتم حزب «آذربایجان نو»، بدون اشاره مستقیم به حجاب یا نام بردن از کشورهای همسایه، بخش مهمی از سخنرانی خود را به «تهدیدهای ایدئولوژیک خارجی» اختصاص داد.
او رسانههای مستقر در خارج از کشور را که به زبان ترکی آذربایجانی تولید محتوا میکنند، نمونهای از این تهدیدها خواند و گفت هدف آنها کمک به مردم آذربایجان نیست، بلکه «تحریک علیه باکو، گمراه کردن مردم و مسموم کردن ذهن جوانان» است.
او افزود: «برای یافتن نمونه نیازی نیست دور برویم؛ درست کنار ما، شبانهروز به زبان آذربایجانی علیه ما تحریک صورت میگیرد.»
او در ادامه از رسانههای آذربایجانیزبان در کشورهای غربی هم نام برد.
علیاف همچنین گفت سیاست خارجی آذربایجان باید بهگونهای تنظیم شود که «هیچکس در امور ما دخالت نکند» و تاکید کرد کشورش به «قیمومیت» یا کمک خارجی نیاز ندارد.
از حجاب تا نفوذ
جمهوری آذربایجان با اکثریت مسلمان، طبق قانون اساسی، کشوری سکولار است.
کشمکش بر سر حجاب در مدارس این کشور طی دستکم ۱۵ سال گذشته بهطور جدی مطرح بوده است.
در آذر ۱۳۸۹، مصیر مرداناف، وزیر آموزش وقت، اعلام کرد دانشآموزان باید فقط با لباس فرم رسمی در مدرسه حاضر شوند.
این تصمیم در عمل ورود دختران محجبه به برخی مدارس را محدود کرد.
اعتراضها مقابل وزارت آموزش در باکو با دخالت پلیس متفرق شد.
تجمعهای بعدی در سال ۱۳۹۰ و ۱۳۹۱ نیز به بازداشت شماری از معترضان انجامید که برخی از آنها بعدها به «زندانیان حجاب» معروف شدند.
در سالهای بعد، محدودیتها اغلب بهصورت غیررسمی و در سطح مدیریت مدارس اجرا میشد.
اسفند ۱۴۰۴ بار دیگر گزارشهایی درباره جلوگیری از ورود دانشآموزان محجبه به برخی مدارس منتشر شد.
همزمان، منتقدان نبود مبنای قانونی روشن برای اعمال محدودیتها را مطرح کردند.
این خلأ حقوقی در تابستان پر شد.
پارلمان جمهوری آذربایجان در تابستان ۱۴۰۵ اصل «ملی بودن و سکولاریسم» را به قانون آموزش عمومی افزود و علیاف در ۳۱ تیر اجرای این اصلاحات را تایید کرد.
مصوبه ۳۰۹ هیات وزیران نیز در ۳۰ شهریور مقررات لباس فرم مدارس را با این اصل هماهنگ کرد.
اکنون منتقدان این چارچوب را «ممنوعیت عملی حجاب» میدانند.
سکولاریسم در آذربایجان
در جمهوری آذربایجان، سکولاریسم صرفا به جدایی دین و دولت محدود نمیشود.
به نوشته مراد اسماعیلاف، پژوهشگر آذربایجانی، حکومت سالهاست فعالیت مذهبی مستقل را تهدیدی علیه ثبات و ماهیت سکولار دولت معرفی میکند و خود را تنها نیروی قادر به مهار آن نشان میدهد.
از همین رو، برای حکومت آذربایجان، مناقشه حجاب فقط یک اختلاف بر سر پوشش نیست. این موضوع در یک دهه گذشته بارها با نگرانی از رشد اسلام سیاسی و نفوذ جمهوری اسلامی گره خورده است.
نارداران، منطقهای شیعهنشین در حاشیه باکو، یکی از مهمترین کانونهای این تنش بوده است.
طالع باقرزاده، روحانی شیعهای که در قم و نجف تحصیل کرده، پس از شرکت در اعتراضهای سال ۱۳۹۰ علیه محدودیت حجاب به زندان افتاد و بعدها رهبری «جنبش اتحاد مسلمانان» را بر عهده گرفت.
پنجم آذر ۱۳۹۴، یورش نیروهای امنیتی به نارداران به درگیری خونینی انجامید که در آن دو پلیس و چهار نفر از ساکنان کشته شدند.
باقرزاده همراه با دهها نفر دیگر بازداشت شد و دولت آنها را به «تلاش برای بر هم زدن نظم قانون اساسی و ایجاد حکومت دینی» متهم کرد.
باقرزاده در بهمن ۱۳۹۵ به ۲۰ سال زندان محکوم شد.
از آن زمان، باکو فعالیت بخشی از شبکههای مذهبی شیعه را نه صرفا موضوعی دینی، بلکه مسالهای امنیتی میبیند.
این نگرانی امنیتی باکو، با موضوع نفوذ جمهوری اسلامی نیز گره خورده است.
«جنبش مقاومت اسلامی آذربایجان» معروف به «حسینیون»، گروهی متشکل از شیعیان آذربایجانی است که حکومت آذربایجان آن را بخشی از شبکه نفوذ جمهوری اسلامی میداند.
در پژوهشی که در «مجله علوم سیاسی ترکیه» منتشر شده، شکلگیری فعالیت این گروه از حدود سال ۱۳۹۲ و حضور آشکارتر آن از سال ۱۳۹۴ دنبال شده و حسینیون در چارچوب راهبرد منطقهای جمهوری اسلامی بررسی شده است.
باکو در سالهای اخیر بارها شهروندان خود را به «ارتباط با جمهوری اسلامی، تلاش برای براندازی یا برنامهریزی برای اقدامهای تروریستی» متهم و بازداشت کرده است.
این پیشینه توضیح میدهد چرا موضوعی که به پوشش دانشآموزان مربوط است، در فضای سیاسی جمهوری آذربایجان به بحث گستردهتری درباره نفوذ خارجی، اسلام سیاسی و «امنیت ایدئولوژیک» پیوند خورده است.
واکنشها در ایران و ترکیه نیز بار دیگر این جنجال داخلی را به سطحی فراتر از مدارس کشانده؛ جایی که مساله حجاب با بحث حاکمیت ملی، امنیت ایدئولوژیک و روابط جمهوری آذربایجان با همسایگانش گره میخورد.
همزمان با گسترش خرید اقساطی مواد غذایی، کالاهای روزمره و خدمات درمانی در ایران، تبلیغ خرید اعتباری بلیت کنسرت همایون شجریان نیز منتشر شده است. این موضوع بحث درباره کاهش قدرت خرید شهروندان و دشوار شدن دسترسی به تفریح و برنامههای فرهنگی را دوباره مطرح کرده است.
مجله اینترنتی برترینها با انتشار پوستر کنسرت همایون شجریان در شیراز، از امکان خرید قسطی بلیت این برنامه خبر داد.
در پوستر اجرای «بر جا ماندهام» با همراهی گروه سیاوش، نام دیجیپی و عبارت «با دریافت اعتبار سریعتر بلیت بگیر» دیده میشود.
این تبلیغ، امکان تامین هزینه بلیت از طریق اعتبار خرید را نشان میدهد. با این حال، در تصویر منتشرشده تعداد اقساط، هزینه دریافت اعتبار و شرایط بازپرداخت مشخص نشده است.
عرضه اعتباری بلیت کنسرت پیشتر نیز مطرح شده بود.
وبسایت خبرفوری، ۲۴ مرداد تصویری از صفحه پرداخت بلیت یک کنسرت منتشر کرد که در آن، گزینه پرداخت قسطی و اعتباری در کنار پرداخت با کارت بانکی قرار داشت.
چند ساعت تفریح با بدهی ماههای بعد
برترینها در گزارش خود از واکنش کاربران به تبلیغ کنسرت شجریان خبر داد و نوشت برخی با اشاره به خرید قسطی خانه، خودرو، لوازم زندگی و سفر، اضافه شدن کنسرت به این فهرست را مورد توجه قرار دادهاند.
در نمونهای دیگر، مدیر یک کانال فروش بلیت در تلگرام، هنگام اعلام امکان پرداخت چهار قسطی با اسنپپی، دشواری پرداخت هزینه تفریح را نیز مطرح کرد.
او نوشت: «پیش میآید در این دوران آدم روزهایی نیاز به خوشحالی داشته باشد اما گیر باشد.»
این نوشته از سوی عرضهکننده بلیت منتشر شده و در کنار بیان فشار مالی، بخشی از تبلیغ خدمات فروش اقساطی اوست.
خرید اقساطی از سفره تا خدمات فرهنگی
گسترش پرداخت اعتباری برای برنامههای فرهنگی در شرایطی مطرح میشود که شماری از شهروندان برای تامین خوراک روزانه نیز به اقساط متوسل شدهاند.
تصویر و اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال که ۱۱ مهر منتشر شد، از صدور بن خرید قسطی گوشت برای کارکنان یک دانشگاه علوم پزشکی حکایت داشت.
این بن، امکان خرید تا سقف ۱۰ میلیون تومان و بازپرداخت اقساطی را فراهم میکند.
پیشتر نیز پیامهای شهروندان از خرید اقساطی نان، مرغ، تخممرغ و دیگر نیازهای روزمره خبر داده بود.
یکی از مخاطبان نوشته بود: «مجبوریم قسطی خرید کنیم، وگرنه تا آخر ماه باید گرسنه بمانیم.»
در حوزه فرهنگی، روایتهای منتشرشده از خرید اعتباری نشان میدهد این شیوه پرداخت پیش از بلیت کنسرت، به کتاب نیز رسیده.
یک ویراستار ۲۹ ساله ساکن تهران گفته است ناچار شده حتی هزینه یک جلد کتاب را در سه یا چهار قسط بپردازد.
در همان گزارش، یک زن سرپرست خانوار توضیح داده است استفاده مکرر از اعتبار، چرخهای از بدهی ایجاد کرده: «بخشی از حقوق هر ماه صرف تسویه خریدهای ماه قبل میشود و فرصتی برای پسانداز باقی نمیماند.»
پیامهای تازه کارکنان درباره حقوق نامنظم نیز نشان میدهد مشکل تنها افزایش هزینه خرید نیست، بلکه تاخیر در پرداخت دستمزد و پرداخت مرحلهای حقوق، برنامهریزی برای بازپرداخت همین اقساط را نیز دشوار کرده است.