بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، امیر فرنیا، پسر ۲۳ ساله جاویدنام مجید فرنیا، صبح هفتم مهرماه در محل کارش در کلاردشت بازداشت شد.
تاکنون از علت بازداشت، نهاد بازداشتکننده و محل نگهداری او اطلاعی در دست نیست.
جاویدنام مجید فرنیا ۱۸ دیماه در جریان اعتراضات در چالوس کشته شد.
او ساعاتی پیش از حضور در اعتراضات و رفتن به خیابان، ویدیویی ضبط کرده بود و با ابراز علاقه به خانوادهاش گفته بود: «دارم میرم بیرون، نه برای خودم، برای پسرامون... برای آزادی باید جان داد.»
مجید فرنیا این ویدیو را با شعار «جاوید شاه» به پایان رسانده بود.
در ادامه سقوط ارزش ریال و افزایش التهاب در بازارهای ایران، بهای دلار در بازار آزاد سهشنبه هفتم مهر از ۲۵۰ هزار تومان عبور کرد. جهش نرخ ارز و طلا نگرانی شهروندان را از افزایش دوباره قیمت کالاهای ضروری و کاهش بیشتر قدرت خرید تشدید کرده است.
بهای دلار تنها یک روز پیش و در ششم مهر، با رسیدن به ۲۴۱ هزار و ۸۰۰ تومان رکورد تازهای ثبت کرده بود. به این ترتیب، قیمت دلار در کمتر از ۲۴ ساعت بیش از هشت هزار تومان، معادل بیش از سه درصد، افزایش یافت.
قیمت دیگر ارزهای خارجی نیز روند صعودی داشت. یورو در بازار آزاد به ۲۷۷ هزار تومان و پوند بریتانیا به ۳۲۳ هزار تومان رسید.
یک روز قبل، یورو از ۲۷۵ هزار تومان و پوند از ۳۲۰ هزار تومان عبور کرده بودند.
افزایش قیمتها به بازار طلا نیز سرایت کرد و بهای سکه طرح جدید، موسوم به «امامی»، تا زمان تنظیم این گزارش از ۲۴۹ میلیون تومان فراتر رفت.
قیمت این سکه روز گذشته ۲۴۴ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان بود؛ افزایشی دستکم چهار میلیون و ۵۰۰ هزار تومانی در یک روز.
رشد مداوم نرخ ارز، هزینه واردات مواد اولیه، دارو، تجهیزات پزشکی و کالاهای مصرفی را افزایش میدهد و میتواند موج تازهای از گرانی را به بازارهای داخلی منتقل کند. این شرایط برای خانوارهایی که همزمان با حقوقهای ثابت یا معوق و افزایش هزینه مسکن، خوراک و درمان روبهرو هستند، فشار مضاعفی ایجاد کرده است.
پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال در هفتههای اخیر از نگرانی گسترده کارگران، بازنشستگان و حقوقبگیران درباره کاهش ارزش درآمدهایشان حکایت دارد.
شماری از شهروندان گفتهاند درآمد ماهانه آنان دیگر پاسخگوی هزینههای ضروری هم نیست و افزایش روزانه قیمتها، امکان برنامهریزی برای خریدهای معمول خانوار را از میان برده است.
رکوردشکنی بازار ارز در شرایطی ادامه دارد که اقتصاد ایران با تورم فزاینده، کاهش تولید، محدودیتهای تجاری، کمبود منابع ارزی و دشواری انتقال پول روبهروست.
نوسان شدید نرخ ارز همچنین هزینه تامین مواد اولیه را برای تولیدکنندگان افزایش داده و به بیثباتی قیمت کالاها دامن زده است.
آمریکا در هفتههای اخیر فشار بر منابع مالی جمهوری اسلامی را افزایش داده و محاصره دریایی، جلوگیری از فروش نفت و مسدود کردن مسیرهای انتقال درآمدهای نفتی را دنبال کرده است.
همزمان، مقامهای جمهوری اسلامی بار دیگر فعالان بازار را مسئول نابسامانیهای ارزی معرفی کردهاند.
مرکز اطلاعات مالی وزارت امور اقتصادی و دارایی ششم مهر اعلام کرد ارائه خدمات بانکی به ۴۵ نفر را به اتهام فعالیت در بازار غیررسمی ارز و طلا و انجام «تراکنشهای مشکوک» متوقف کرده است.
با افزوده شدن این افراد، شمار کسانی که با اتهامهای مشابه در فهرست محدودیتهای بانکی قرار گرفتهاند، به ۲۱۴ نفر رسیده است.
نام این افراد و شواهد مربوط به نقش احتمالی آنان در افزایش قیمت ارز و طلا منتشر نشده است.
حمیدرضا جلاییپور در گفتوگویی گفت: «انفرادی تجربهای لذتبخش، فرصت بینظیری برای خلوت، بالندگی و مراقبه است.»این جمله برای هر فردی که بازداشت شده و انفرادی را تجربه کرده، شوکآور است؛ و برای مخاطبی که روایت زندانیان، اعم از سیاسی و غیرسیاسی، را خوانده، عجیب و پرسشبرانگیز.
چگونه میتوان تجربهای را که برای بسیاری از بازداشتشدگان با فشار، محرومیت و آثار ماندگار همراه بوده، «لذتبخش» و فرصتی برای «بالندگی و مراقبه» توصیف کرد؟
این پرسش زمانی جدیتر میشود که گوینده، چهرهای نزدیک به جمهوری اسلامی است و سخن او درباره یکی از تاریکترین بخشهای تجربه بازداشت مطرح میشود؛ جایی که انفرادی نه یک انتخاب، بلکه وضعیتی تحمیلی برای فرد بازداشتشده است. انفرادی کجاست؟
انفرادی اتاقی کوچک است؛ بدون پنجره یا با پنجرهای در فاصلهای غیرقابل دسترس. اگر شانس بیاورید، توالتی در آن هست؛ وگرنه هیچ. یک پتو، گاه کثیف، و سوسک و مورچه.
زمان و مکان ندارید. در مواقعی حتی از دادن قرآن و کتابهای مذهبی هم برای فشار بیشتر خودداری میکنند.
بازداشتیهایی که انفرادی گذراندهاند گفتهاند آثار این تجربه در ذهن و جانشان جا خوش کرده است.
این تصویر، با تصویری که جلاییپور از انفرادی ارائه میدهد، در تضادی آشکار قرار دارد. در یک سو، اتاقی کوچک، محرومیت، فشار و تجربهای که آثارش میتواند بعد از پایان بازداشت هم باقی بماند؛ در سوی دیگر، «خلوت»، «بالندگی» و «مراقبه».
جلاییپور نباشیم
یکی از بازداشتشدگان میگوید در تمام مدت انفرادی، که بعدها فهمید ۲۳ روز بوده، یک صدا پخش میشده: ضجههای مادرش و سکوت مرگآور.
نه کاغذ داشته، نه خودکار و نه کتاب. نوری که قطع نمیشده و خودش میگوید عاجز شده بود. اما تجربه او با پایان انفرادی تمام نشده است:
«هنوز هم اگر کسی بلند گریه کند باید محل را ترک کنم.»
یغما فشفخامی، از روزنامهنگاران، در شبکه ایکس نوشت که این شرایط را در هر دوره بازداشتش تجربه کرده و آثار روانی آن هنوز با اوست. چیزی که برای بعضیها شاید یک شوخی باشد، برای کسی که تجربهاش کرده، یک تروماست.
سیمین یغمایی نیز از تجربه چند ساعت انفرادی نوشت؛ از اتاق کوچک و کثیف، توالت زنگزده گوشه اتاق و روشویی چسبیده به آن. از اینکه روی زمین مچاله شده و برای خالی شدن از حس ارزشمندی، اراده و انسانیت، زارزار گریه کرده است.
سعید جوکار، کاربر دیگری که تجربه بازداشت دارد، نوشته است:
«من یه ماه انفرادی بودم تا چند سال ونلافاکسین میخوردم.»
و بعد پرسشی را مطرح کرده که مستقیماً در برابر روایت جلاییپور قرار میگیرد:
«معلوم نیست اینا به چی میگن انفرادی که براشون بالندگی آورده.»
این روایتها، از چند تجربه متفاوت، یک نقطه مشترک دارند: انفرادی برای کسانی که آن را تجربه کردهاند، نه یک خلوت آرام، بلکه تجربهای همراه با فشار و فرسایش بوده است.
بسیاری از کسانی که انفرادی را تجربه کردهاند، به همین دلیل اظهارات جلاییپور را شبیه ادبیات توابها دانستهاند. برخی نیز از او به عنوان «تواب» یاد کردهاند.
وقتی شکنجه، بالندگی نام میگیرد
مسئله اصلی همین وارونگی است.
انفرادی در جمهوری اسلامی، در روایت بازداشتشدگان سیاسی و غیرسیاسی، مصداق شکنجه است؛ تجربهای تحمیلی که با فشار و آثار ماندگار همراه بوده است. اما وقتی چنین تجربهای «لذتبخش» و فرصتی برای «بالندگی» و «مراقبه» توصیف میشود، زبان به جای بازتاب رنج، شروع به پوشاندن آن میکند.
در این میان، جایگاه گوینده نیز اهمیت پیدا میکند. جلاییپور، به جای بازتاب روایت کسانی که انفرادی را تجربه کردهاند، تصویری از آن ارائه میکند که با روایت آنان در تضاد است.
به همین دلیل، سخن او فقط یک برداشت شخصی از انفرادی نیست؛ این سخن میتواند به سفیدشویی تجربهای منجر شود که بازداشتشدگان سیاسی و غیرسیاسی آن را شکنجه توصیف کردهاند.
وقتی از انفرادی بهعنوان «خلوت» و «بالندگی» سخن گفته میشود، در واقع آنچه بر زندانی گذشته، در حاشیه قرار میگیرد. رنجی که باید دیده و شنیده شود، با تغییر واژهها شکل دیگری پیدا میکند.
اینجاست که «سفیدشویی انفرادی» معنای واقعی خود را پیدا میکند؛ نه فقط تغییر چند واژه، بلکه تغییر جای قربانی و رنج. وقتی انفرادی، با همه آنچه بازداشتشدگان از آن روایت کردهاند، «لذتبخش» و «فرصت بالندگی» نامیده میشود، فجایع و شکنجههایی که بر زندانیان سیاسی و غیرسیاسی رفته، عملاً از متن روایت کنار زده میشود.
سخن جلاییپور در اینجا فقط درباره تجربه شخصی او نیست؛ تصویری است که رنج زندانی را وارونه میکند و بهجای آنکه صدای کسی را بشنود که در انفرادی خرد شده، از «خلوت» و «مراقبه» سخن میگوید. این همان نقطهای است که سفیدشویی اتفاق میافتد: شکنجه، در زبان دیگری، به فرصت تبدیل میشود و رنج قربانی، با چند واژه خوشآهنگ از معنای خود تهی میشود.
اگر روایت کسانی که انفرادی را زیستهاند جایی برای شنیدهشدن داشته باشد، دیگر نمیتوان اتاق انفرادی را با واژههای «لذت»، «بالندگی» و «مراقبه» بزک کرد. پشت این واژهها، روایت انسانهایی ایستادهاند که از فشار، گریه، فرسایش و زخمهایی گفتهاند که با باز شدن درِ سلول تمام نشده است.
و شاید مسئله دقیقا همین باشد: وقتی درباره شکنجه، زبانِ رنج را کنار میگذاریم و به جای آن از بالندگی حرف میزنیم، دیگر فقط یک تجربه را متفاوت روایت نکردهایم؛ داریم خودِ رنجدیده را از روایتش حذف میکنیم.
شهروندان در پیامهایی به ایراناینترنشنال خبر دادند اینترنت مخابرات در شماری از شهرها مانند ایرانشهر، بوشهر، بیرجند، تبریز، تهران، کرمان و استانهای گیلان، لرستان و همدان با اختلال شدید یا قطع کامل مواجه شده و دسترسی به سامانههای مخابرات و شماره پشتیبانی ۲۰۲۰ نیز مختل شده است.
یک شهروند در تهران گفت اینترنت مخابرات در محل کار و زندگی او از چهارم مهر دچار اختلال شدید شده، دوشنبه ششم مهر خطای سرور نمایش میداده و صبح سهشنبه هفتم مهر بهطور کامل قطع شده است.
به گفته او، داشبورد مخابرات نیز باز نمیشود.
شهروند دیگری در تهران گفت سرعت اینترنت ثابت به حدی پایین آمده که حتی سایتهای داخلی باز نمیشوند.
گزارشی دیگر نیز از اختلال در سامانهها و اتصالهای دارای آیپی ثابت حکایت دارد.
شهروندی در تبریز گفت اینترنت مخابرات در محل کارش چند روز است کار نمیکند.
همزمان، یک شهروند از شهرستان محلات، با ارسال ویدیویی به ایراناینترنشنال خبر داد تلفنهای خدمات عمومی نیز قطع شده است.
او در این ویدیو با شماره تلفنهای ۱۱۸ (اطلاعات تلفنی مخابرات)، ۱۱۵ (اورژانس)، ۱۲۵ (آتشنشانی) و ۱۱۰ (فوریتهای پلیس) تماس میگیرد اما هیچکدام وصل نمیشوند.
قطع سایت و شماره تلفن پشتیبانی
در همدان، یک شهروند از قطع اینترنت مخابرات، سامانه ۱۱۸ و شماره ۲۰۲۰ از چهارم مهر خبر داد.
گزارشهای رسیده از قطع اینترنت فیبر نوری مخابرات در بیرجند برای بیش از ۱۲ ساعت، قطعی اینترنت و سامانه ۲۰۲۰ در بوشهر از پنجم مهر، و قطع اینترنت مخابرات در ایرانشهر از همان روز حکایت دارند.
یک شهروند ایرانشهری گفت به او «بهروزرسانی شرکت زیرساخت» را علت قطعی اعلام کردهاند.
زومیت، رسانه حوزه تکنولوژی و اخبار دیجیتال، پنجم مهر گزارش داده بود وبسایت tci.ir از دسترس خارج شده و کاربران هنگام مراجعه به آن با پیغام «This page isn’t working» مواجه میشوند.
بر اساس این گزارش، مشترکان اینترنت مخابرات هنگام ورود به پنل کاربری خود، وقتی قصد دارند شماره تلفن ثابتشان را وارد کنند نیز با مشکل مواجه میشوند و پیام مسدود شدن را دریافت میکند.
همزمان، شهروندی از تهران، در پیامی به ایراناینترنشنال گفت پس از چهار روز اختلال اینترنت و نویز در تماسها، برای پیگیری به مرکز مخابرات مراجعه کرده و آنجا با ازدحام مراجعان روبهرو شده است.
شهروندان دیگری نیز از پاسخگو نبودن ۲۰۲۰ و اختلال در اینترنت موبایل خبر دادهاند.
شرکت مخابرات پیشتر اختلال در دسترسی به برخی درگاههای خود را به عملیات «ارتقا و بهینهسازی زیرساختهای فنی» نسبت داده بود.
با این حال، داوود زارعیان، معاون ارتباطات این شرکت، پنجم مهر گفت اختلال مربوط به سامانههاست و «اینترنت مخابرات مشکلی ندارد».
او وعده داد این مشکل «حداکثر تا امشب یا فردا» یعنی در نهایت تا ششم مهر برطرف شود، اما گزارشها حاکی از تداوم این اختلال در شهرهای مختلف است.
شهروندی از تبریز گفت وقتی با شماره پشتیبانی ۲۰۲۰ تماس میگیرد، با این پاسخ تلفن گویا مواجه میشود که «بهدلیل ارتقا و بهینهسازی درگاههای ارتباطی، موقتا قادر به پاسخگویی نیستیم».
برای مردمی که تجربه قطع ۸۸ روزه اینترنت در اعتراضات و روزهای جنگ را پشت سر گذاشتهاند، کاهش دوباره سرعت و دشوار شدن اتصال به اینترنت، با این نگرانی همراه است که دور تازه اختلالها قرار است مقدمه چه محدودیت دیگری باشد.
ایراناینترنشنال پیشتر در گزارشی اختصاصی خبر داده بود جمهوری اسلامی همزمان با قطع اینترنت و ارتباط مردم ایران با جهان، بهسرعت در پی راهاندازی پروژه جدیدی است که امکان قطع اینترنت بهطور کامل و درازمدت را فراهم میآورد.
رضا درمیشیان، نویسنده و کارگردان سینما، با انتشار تصویری از یک ابلاغیه قضایی، از احضار خود به دادگاه انقلاب تهران خبر داد.
درمیشیان همراه با انتشار این ابلاغیه در حساب اینستاگرام خود نوشت: «۲۸ مهر، ساعت ۹ صبح، دادگاه انقلاب.»
بر اساس ابلاغیهای که ۳۱ شهریور صادر شده، او باید در این تاریخ برای رسیدگی به شکایتی که علیه او شده است، در شعبه هفتم دادگاه انقلاب تهران حاضر شود.
در ابلاغیه توضیحی درباره موضوع شکایت یا اتهام احتمالی این کارگردان ارائه نشده و تنها علت حضور او «رسیدگی» ذکر شده است.
امیر رئیسیان، وکیل درمیشیان، ۲۴ شهریور در شبکه اجتماعی ایکس نوشت برای موکلش با اتهام «تبلیغ علیه نظام» پرونده قضایی تشکیل شده و این پرونده در شعبه هفتم دادگاه انقلاب تهران در حال رسیدگی است.
رئیسیان افزود در دادسرا برای درمیشیان قرار جلب صادر شده و سپاه پاسداران نیز بهعنوان شاکی، خواستار توقیف اموال او شده است.
درمیشیان، متولد سال ۱۳۶۰ در تهران، نویسنده، تهیهکننده و کارگردان فیلمهای «عصبانی نیستم»، «لانتوری» و «مجبوریم» است.
فیلم «عصبانی نیستم» که به پیامدهای اعتراضات سال ۱۳۸۸ میپرداخت، پس از چند سال توقیف و اعمال تغییرات، سال ۱۳۹۷ به نمایش عمومی درآمد.
درمیشیان مرداد سال جاری همراه با شماری از سینماگران با هشتگ «اعدام نکنید» به اعدام معترضان اعتراض کرد.
۱۷ مرداد، کانال تلگرامی «خبرانهها»، متعلق به مهدی محمودیان، فعال مدنی، گزارش داد نزدیک به ۱۰۰ چهره شناختهشده، از جمله دهها هنرمند و سینماگر، در پی اعتراض به موج اعدامها، بهویژه اعدام علنی معترضان در اصفهان، به نهادهای امنیتی یا مراجع قضایی احضار شدهاند.
درمیشیان پیشتر نیز با محدودیتهای قضایی و حرفهای روبهرو شده بود.
آذر ۱۴۰۱، در پی انتشار مطالبی در حمایت از اعتراضات «زن، زندگی، آزادی»، گذرنامه درمیشیان هنگام خروج از ایران ضبط شد و او نتوانست برای حضور در جشنواره بینالمللی فیلم هند به گوا سفر کند.
فشارهای امنیتی و قضایی بر سینماگران
در ماههای پس از اعتراضات دیماه و جنگ ۴۰ روزه، گزارشهای متعددی از احضار، تشکیل پرونده، مسدود شدن حسابهای بانکی و توقیف داراییهای شهروندان و چهرههای منتقد منتشر شده است.
قوه قضاییه ۲۳ شهریور اعلام کرد در ماههای گذشته ۲۴۰ مورد از اموال و داراییهای شهروندان توقیف و ۱۸۲ حساب بانکی مسدود شده است.
این نهاد پیشتر نیز از توقیف اموال شماری از ایرانیان خارج از کشور، از جمله روزنامهنگاران مستقل، خبر داده بود.
فشار بر سینماگران به ماههای اخیر محدود نیست. خانه سینما شهریور ۱۴۰۳ اعلام کرد برای حدود ۳۰۰ فعال سینمایی بهدلیل همراهی با اعتراضات سراسری پرونده تشکیل شده است.
ممنوعیت فعالیت، ممنوعیت خروج از کشور و محرومیت از خدمات عمومی نیز از جمله محدودیتهای اعمالشده علیه هنرمندان منتقد بوده است.
منابع آگاه از وضعیت زندانیان سیاسی در زندان اوین به ایراناینترنشنال گفتند ۲۳ نفر از ۴۶ زن زندانی سیاسی در بند زنان این زندان، در پی اعتراض به محدودیتها و شیوه برخورد ماموران، بهصورت تنبیهی برای سه تا ۹ هفته از ملاقات با خانوادهها و وکیلان خود محروم شدهاند.
این منابع به ایراناینترنشنال گفتند در حال حاضر ۸۶ زن در این بند نگهداری میشوند که ۴۶ نفر زندانی سیاسی و حدود ۴۰ نفر زندانی جرایم مالیاند.
از مجموع ۴۶ زندانی سیاسی زن، ۲۳ نفر ممنوعالملاقات شدهاند؛ دو نفر به مدت ۹ هفته، یک نفر هفت هفته، یک نفر شش هفته و ۱۹ نفر دیگر هر یک سه هفته.
در میان زندانیان سیاسی مشمول این محرومیت، گلرخ ایرایی و سکینه پروانه، هر یک ۹ هفته، غزل مرزبان هفت هفته و نسیم سیمیاری، شش هفته از ملاقات محروم شدهاند.
برای ۱۹ زندانی سیاسی دیگر شامل مرضیه سارینا آقالر، رضوانه احمدخانبیگی، فاطمه عباسی، پخشان عزیزی، بیتا علی همتی، فاطمه پرنیان هاشمپور، تارا داودی، کیمیا داودی، محبوبه رضایی، فاطمه پناه رضایی، خدیجه شادی شادمان، زهرا شهیدی، زهرا صفایی، اکرم غزل یوسفی، زهرا کرمی، سمیرا کوچکی، مینا کوچکی، شکیلا منفرد و مطهره گونهای نیز ممنوعیت سههفتهای ملاقات اعمال شده است.
ایراناینترنشنال ۲۴ شهریور گزارش داده بود زنان زندانی سیاسی در اوین با افزایش محدودیتها، از جمله تشدید بازرسی بدنی و محدودیت در ملاقات با خانوادهها و وکلا، مواجه شدهاند.
محرومیتهای تازه به دلایلی از جمله برگزاری مراسم در مناسبتهای سیاسی و اعتراض زندانیان به محدودیتها و شیوه برخورد ماموران اعمال شده است.
زنان زندانی سیاسی به شیوه بازرسی بدنی، استفاده از دستبند و پابند برای زندانیانی که در بیمارستان بستری میشوند و کاهش مدت ملاقاتها به حدود ۲۰ دقیقه تا نیم ساعت اعتراض کردهاند.
کاهش زمان ملاقات بهویژه با اعتراض زندانیانی مواجه شده است که خانوادههایشان برای دیدار با آنان از شهرهای دیگر به تهران میآیند.
زنان زندانی همچنین به حضور ماموران حفاظت در داخل سالن محل استقرار خود اعتراض کردهاند.
منابع ایراناینترنشنال همچنین گفتند زنان زندانی به دستدرازی ماموران به تصاویر، مطالب، مقالهها و گزارشهایی که برای سالگرد مهسا ژینا امینی آماده و در داخل سالن نصب کرده بودند، اعتراض کردند.
از دیگر زندانیان سیاسی زن که در حال حاضر مشمول محرومیت از ملاقات نیستند میتوان به نسیمه اسلامزهی، شیوا اسماعیلی، میترا برمچ، محترم محشر پرندین، فروغ تقیپور، معصومه آناهیتا جانعلیزاده، زهره سرو، مرضیه فارسی، ارغوان فلاحی، نرمین فانی، حوریزاد فدایی داوطلب و لیندزی فورمن اشاره کرد.
شیما اعظم فرزان، الهه فولادی، زینب پریا فرخی، معصومه فرحنساجی، مینو روزهدار، افسانه توانا، مریم مهتاب هداوند، وریشه جوانا مرادی، معصومه مهسا نوری، فرحناز نیکخو و طاهره فرشته نوری نیز در این بند زندانیاند.
گلرخ ایرایی، شیوا اسماعیلی، فروغ تقیپور، مرضیه فارسی، ارغوان فلاحی، الهه فولادی، لیندزی فورمن، غزل مرزبان، وریشه مرادی، شکیلا منفرد، سکینه پروانه، زهرا صفایی و نسیم سیمیاری نیز در ماههای اخیر و در مقاطع مختلف با محرومیت از تماس تلفنی و ملاقات مواجه بودهاند.
تغییر شیوه تحویل دارو به زنان زندانی سیاسی
شیوه تازه تحویل دارو به زنان زندانی سیاسی نیز از دیگر موارد اعتراض در بند زنان اوین است.
به گفته منابع آگاه، پس از انتقال زندانیان جرایم مالی به این بند، زنان زندانی سیاسی باید برای دریافت قرصهای خود شبها به بهیار یا پرستار مراجعه کنند.
بر اساس این روایت، پرستار یا بهیار، زندانی را وادار میکند قرص خود را در حضور او ببلعد و پس از نظارت بر مصرف دارو، زندانی اجازه بازگشت به بند را پیدا میکند.
این در حالی است که طی سالهای اخیر، زندانیان جیره داروی خود را بهصورت هفتگی یا ماهانه از پزشک یا پرستار زندان تحویل میگرفتند.
زنان زندانی این شیوه برخورد را در ادامه افزایش سرکوبها در بند زنان اوین میدانند.
محرومیت دوباره غزل مرزبان از ملاقات
غزل مرزبان پس از چهار ماه ممنوعیت ملاقات، بهتازگی از این محدودیت خارج شده بود، اما بار دیگر بهصورت تنبیهی برای هفت هفته ممنوعالملاقات شده است.
به گفته یک منبع آگاه، مقامهای زندان ماههاست وسایلی که مرزبان درخواست کرده، از جمله لباسها و کتابهایش را به او تحویل نمیدهند و از این طریق، او را تحت فشار میگذارند.
این منبع افزود یک مامور وزارت اطلاعات یکشنبه پنجم مهر با حضور در دفتر بند زنان اوین، مرزبان را به تشکیل پرونده جدید تهدید کرد.
ایراناینترنشنال ۳۰ مرداد گزارش داد مرزبان در نامهای از زندان اوین نوشت پس از بازداشت در اردیبهشت ۱۴۰۲ در یکی از بازداشتگاههای وزارت اطلاعات مورد تجاوز قرار گرفت و پس از آن برای سکوت تهدید شد.
بند زنان زندان اوین که از آن با عنوان «خط مقدم جنبش زن، زندگی، آزادی» یاد شده، در سالهای گذشته یکی از کانونهای کنشگری زندانیان سیاسی زن بوده است و زندانیان این بند بارها در واکنش به تحولات سیاسی و اجتماعی، از اعدامها و بازداشتها تا فقر، فساد و سرکوب معترضان، موضعگیری و اعتراض کردهاند.
تحصن و اعتصاب غذا در اعتراض به صدور و اجرای احکام اعدام از جمله این اقدامات بوده است. شماری از زندانیان نیز در پی این اعتراضها با مجازاتهایی چون محرومیت از تماس تلفنی و ملاقات و تشکیل پروندههای تازه مواجه شدهاند.