• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

حسین آقایی: ترامپ در دیدار با شی جین‌پینگ بر مسئله بازگشایی تنگه هرمز تمرکز می‌کند

۲ مهر ۱۴۰۵، ۱۲:۲۲ (‎+۱ گرینویچ)

حسین آقایی، عضو تحریریه ایران‌اینترنشنال، درباره سفر شی جین‌پینگ به آمریکا گفت ترامپ احتمالا در دیدار با رییس‌جمهوری چین بر موضوع ایران و لزوم بازگشایی تنگه هرمز تمرکز خواهد کرد.

به گفته او، واشینگتن برای اثربخشی فشارهای اقتصادی بر جمهوری اسلامی به همراهی چین، به‌ویژه بانک‌ها و پالایشگاه‌های این کشور، نیاز دارد.

Banner
Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

پزشکیان از آمادگی برای توافق گفت؛ مجری فاکس‌نیوز پرسید چه کسی حکومت ایران را اداره می‌کند
۱

پزشکیان از آمادگی برای توافق گفت؛ مجری فاکس‌نیوز پرسید چه کسی حکومت ایران را اداره می‌کند

۲

چین و پاکستان خواستار بازگشت تهران و واشینگتن به میز مذاکره شدند

۳
تحلیل

سفیر پیشین بریتانیا: برای سرنگونی حکومت ایران پنج عامل لازم است؛ پیام‌های ترامپ کافی نیست

۴

نتانیاهو در سازمان ملل: رژیم شرور ایران سقوط خواهد کرد و مردم ایران آزاد خواهند شد

۵

شهبانو فرح پهلوی: نسل جوان ایران با وجود سرکوب، آزادی و دموکراسی را برگزیده است

انتخاب سردبیر

  • هیئت مذهبی در محور کشتار؛‌ ابعاد سرکوب انقلاب ملی در خراسان شمالی

    هیئت مذهبی در محور کشتار؛‌ ابعاد سرکوب انقلاب ملی در خراسان شمالی

  • قوه قضاییه به‌دلیل تماس فیزیکی دو بازیگر علیه عوامل یک تئاتر اعلام جرم کرد

    قوه قضاییه به‌دلیل تماس فیزیکی دو بازیگر علیه عوامل یک تئاتر اعلام جرم کرد

  • از گرانی مواد اولیه تا قطعی برق و گاز؛ بحران تولید در ایران عمیق‌تر شده است

    از گرانی مواد اولیه تا قطعی برق و گاز؛ بحران تولید در ایران عمیق‌تر شده است

  • پزشکیان در مقابل پرسش‌های سی‌بی‌اس؛ از دیدار با ترامپ تا سرکوب معترضان

    پزشکیان در مقابل پرسش‌های سی‌بی‌اس؛ از دیدار با ترامپ تا سرکوب معترضان

  • وال‌استریت ژورنال: ترامپ پیشنهاد تهران را رد کرد؛ حملات به ایران ممکن است از سر گرفته شود

    وال‌استریت ژورنال: ترامپ پیشنهاد تهران را رد کرد؛ حملات به ایران ممکن است از سر گرفته شود

•
•
•

مطالب بیشتر

«زن، زندگی، آزادی»؛ جنبشی فراگیر که همه خواهان مالکیت آن هستند

۲۹ شهریور ۱۴۰۵، ۱۵:۲۵ (‎+۱ گرینویچ)
•
عطا محامد
100%

گروه‌های سیاسی‌ که روزی جنبش «زن، زندگی، آزادی» را نارسا می‌خواندند، امروز با ارائه تفسیری همسو با ایده‌های سیاسی خود، آن را تجسم خواسته خود می‌دانند. این وارونگی رویکرد تصادفی نیست. ریشه‌اش را باید در خود جنبش جست.

«زن، زندگی، آزادی» از ابتدا برنامه، سازمان یا نماینده‌ واحدی نداشت، و دقیقا به همین دلیل، از همان نخستین روز، در معرض تفسیرهای رقیب قرار داشت.

این فقدان‌ها، در روزهای نخست اعتراضات ۱۴۰۱، نه ضعف، که موتور بسیج بودند. مطالبه‌های سیاسی، فمینیستی، هویتی و طبقاتی، بدون آنکه نخ تسبیح ایدئولوژیک واحدی داشته باشند، کنار هم حرکت کردند؛ همین گشودگی بود که به خواسته‌های ناهم‌جنس اجازه داد، بدون پذیرش رهبری واحد، وارد خیابان شوند.

این وضعیت در نگاه اول «تکثر» به نظر می‌رسید، اما جای خود را به بی‌شکلی داد. تکثر زمانی به قدرت سازمانی بدل می‌شود که بتواند به تصمیم و نهاد ترجمه شود.

در «زن، زندگی، آزادی» چنین جهشی رخ نداد؛ تکثر خام ماند و با خاموش شدن خیابان، به بی‌شکلی فرسایش‌دهنده‌ای بدل شد که هیچ ساختاری برای دفاع از خود نداشت. نیروهای سیاسی نیز، اگرچه در حرف از این تکثر تمجید می‌کردند، در عمل فقط بخشی از آن را می‌پذیرفتند که با آن موافق بودند.

اما بعد از افول خیابان، جریان‌های سیاسی متفاوت، به رقابت بر سر تصاحب این جنبش مشغول شدند.

  • «زن، زندگی، آزادی» چگونه معنای حق، ترس و زندگی را دگرگون کرد

    «زن، زندگی، آزادی» چگونه معنای حق، ترس و زندگی را دگرگون کرد

جنبشی بدون بستار سیاسی

از منظر سیاست نهادی، جنبش دستاورد چندانی نداشت. جمهوری اسلامی را سرنگون نکرد، تشکیلات خودش را نساخت و حتی اختلاف میان نیروهای اپوزیسیون خارج کشور را تشدید کرد.

حکومت، از راه سرکوب و بازداشت، اقتدار خود را حفظ کرد و کشتار دی‌ماه ۱۴۰۴ نشان داد که این دستگاه سرکوب، فروکش نکرده، بلکه عمیق‌تر شده است.

اما جنبش «زن زندگی آزادی»، از راه امتناع گسترده‌ زنان از حجاب اجباری، سبک‌های زندگی متفاوت را ملموس کرد. حضور عمومی زنان بدون حجاب، قانون را ملغی نکرد، اما رابطه‌ میان قانون و اجرای حکومتی را بر هم زد.

اثرهای فرهنگی هم گسترده بودند؛ بر موسیقی و سینما، گفتار عمومی، حافظه‌ جمعی. بنابراین می‌توان گفت برآیند این جنبش متناقض بود: جنبش در تصرف قدرت ناکام ماند اما مرزهای اطاعت اجتماعی را جابه‌جا کرد.

دلیل این تناقض را می‌توان در محوریت شعار «زن، زندگی، آزادی» جست.

این شعار مثل یک دال تهی عمل کرد. ظرفی که هر جریان مضمون خودش را در آن می‌ریخت؛ برای فمینیست‌ها خودمختاری بدن زنان، برای پادشاهی‌خواهان امکانی برای تغییر قدرت، برای چپ‌گرایان پیوند استثمار طبقاتی و سلطه‌ قومی.

همین خالی بودن معنا بود که اجازه داد همه صداهای گوناگون زیر یک نام بایستند. اما یک دال تهی، برای آنکه به قدرت سیاسی پایدار بدل شود، باید در جایی به ترجمه‌ نهادی و تصمیم سیاسی برسد. به سازمانی که بتواند از جانب آن سخن بگوید.

این جهش هرگز رخ نداد و تلاش‌هایی که انجام شد بی‌نتیجه ماند. به همین سبب، گشودگی جنبش که بسیج اجتماعی را ممکن کرده بود، بعد از افول خیابان، به میدان جنگ معنا میان گروه‌های سیاسی بدل شد که اختلافات در میان اپوزیسیون جمهوری اسلامی را عمیق‌تر کرد.

  • چهار سال پس از مهسا، چه چشم‌اندازی پیش روی دانشگاه‌های ایران است؟

    چهار سال پس از مهسا، چه چشم‌اندازی پیش روی دانشگاه‌های ایران است؟

از اختلاف‌نظر تا تصاحب

اختلاف‌نظرهای سیاسی پس از جنبش صرفا بر سر تاکتیک نبود، بر سر ماهیت خود اعتراضات بود. سوژه‌ جنبش چه کسی بود، با چه سلطه‌ای مخالفت می‌کرد، چرا ناکام ماند، آینده چگونه باید ساخته شود و ….

این‌ها سوالاتی با پاسخ‌های مبهم یا متفاوت برای هر گروه سیاسی بود. فمینیست‌ها بر بدن زنان، خوانش قومی بر تبار و خاستگاه کُردی شعار، جمهوری‌خواهان بر نفی هم‌زمان جمهوری اسلامی و حکومت موروثی، چپ رادیکال بر روابط طبقاتی، و پادشاهی‌خواهان بر شورش ملی تاکید داشتند.

این تفسیرها در فاز فعال جنبش کنار هم می‌ماندند، چون هنوز افقی برای کنش مشترک باز بود. با سرکوب و بسته شدن این افق، پرسش عوض شد. دیگر مساله این نبود که کنش بعدی چگونه باید بهتر انجام شود، بلکه این بود که چه کسی حق نمایندگی جنبش را دارد.

به این معنا، وقتی راه کنش مشترک بسته شد، تنها میدانی که برای گروه‌های مختلف باقی‌ماند، جنگ بر سر معنای این جنبش بود.

این موضوع صرفا یک خطای راهبردی نبود، برای جریان‌های سیاسی بازنویسی و باز اندیشی تاریخی، ابزار قدرت است. در غیاب خیابان، تنها ارزی که در بازار اپوزیسیون خارج از کشور معامله می‌شود، روایت است و هرکس سهم بیشتری از روایت داشته باشد، یا روایتش دست بالا را بسازد، سهم بیشتری از مشروعیت فردا را هم خواهد داشت.

جریان چپ در طول خیزش «زن زندگی آزادی» از آن حمایت می‌کرد، اما طیفی از آن‌ها آن را در عین حال به دلیل نبود اعتصاب کارگری ناکافی می‌دانستند و حتی گروه‌های رادیکالی نیز در این میان بودند که شعار جنبش را بورژوایی می‌خواندند.

چهار سال بعد، همین طیف‌ها بی‌آن‌که از نقد دیروزشان بگویند، جنبش ۱۴۰۱ را بزرگ‌ترین دستاورد جامعه مدنی خواندند.

پادشاهی‌خواهان مسیر متفاوتی رفتند. آن‌ها از همان ابتدا از جنبش حمایت کردند، اما شعار موازی «مرد، میهن، آبادی» را هم خیلی زود به آن افزودند. شعاری که محل اختلاف با فمینیست‌ها شد.

پادشاهی‌خواهان امروز می‌‌گویند دستاورد اصلی «زن، زندگی، آزادی» هموار کردن راه برای خیزش دی‌ماه بوده و بدین‌ترتیب جنبش پیشین را مرحله‌ نخست فرآیندی می‌داند که لحظه‌ تکاملش دی‌ماه است.

نتیجه این است که دو جریان، از دو مسیر متضاد، به یک نقطه رسیده‌اند. هر دو مدعی انحصاری تعلق و مالکیت همان سرمایه‌ نمادین هستند. ادعایی که آن‌ها را رو در روی هم قرار داده و این در حالی است که جنبشِ ۱۴۰۱ از رویکرد هر دو، گسترده‌تر بود.

  • بازماندگان خیابان؛ بلوغ نسلی که از تابستان ژینا تا زمستان انقلاب ملی با خون قد کشید

    بازماندگان خیابان؛ بلوغ نسلی که از تابستان ژینا تا زمستان انقلاب ملی با خون قد کشید

منازعه بر سر آینده

اعتراضات دی‌ماه نبرد میان جریان‌ها را وارد مرحله‌ تازه‌ای کرد. این اعتراضات، اگرچه از دل نارضایتی اقتصادی برآمد، اما درون همان میدانی قدم گذاشت که خیزش پیشین ساخته بود؛ با این تفاوت بزرگ که این‌بار یک چهره‌ مشخص در مرکز توجه قرار گرفت.

همین تفاوت، پرسش رهبری را دوباره به مساله‌ اصلی بدل کرد.

دقیقا در همین‌جاست که بحث بر سر علت ناکامی «زن، زندگی، آزادی» به یک نبرد سیاسی زنده تبدیل می‌شود. پاسخ به این پرسش که «چرا ۱۴۰۱ به نتیجه نرسید؟»، راهنمای برنامه‌ امروز هر دو جریان است:

جریان پادشاهی‌خواهی تمام علت شکست را در «نبود رهبری واحد و تمرکز سیاسی» می‌بیند تا از این طریق، ضرورت گردهم‌آمدن حول یک چهره‌ مشخص را تنها راه گذار عنوان کند.

در مقابل، جریان چپ و بعضا جمهوری‌خوهان، علت ناکامی را نه در فقدان رهبری، بلکه در «عدم پیوند مطالبات با معیشت فرودستان»، «نیامدن طبقه کارگر به میدان اعتصابات سراسری» و «نبود تشکل‌ها و شوراهای افقی مستقل» می‌بینند؛ و بدین ترتیب، برنامه خود را بر ساختن تشکیلات طبقاتی و سازمان‌دهی از پایین استوار می‌کنند.

به همین دلیل، نزاع بر سر چرایی ناکامی دیروز، بحثی تاریخی درباره گذشته نیست. این از هم اینک، بخشی از نبرد جانشینی و تعیین الگوی حکمرانی برای فرداست.

چاه نفت منتظر نمی‌ماند؛ هزینه پنهان توقف تولید چیست؟

۲۸ شهریور ۱۴۰۵، ۲۲:۰۴ (‎+۱ گرینویچ)
•
مهدی مصلحی
100%

مقام‌های جمهوری اسلامی درباره نفت چنان سخن می‌گویند که گویی تنها مساله، فروش امروز یا فردای چند میلیون بشکه کالای ذخیره‌شده است.

در این روایت، اگر صادرات متوقف شود، نفت در زیر زمین باقی می‌ماند و هر زمان محاصره یا تحریم پایان یافت، می‌توان دوباره شیر چاه‌ها را باز کرد و تولید را از همان نقطه ادامه داد.

محسن پاک‌نژاد، وزیر نفت جمهوری اسلامی، ۱۲ شهریور گفت صادرات نفت ایران در جریان جنگ ۴۰ روزه «حتی یک ساعت» متوقف نشد. او پیش‌تر نیز ادعا کرده بود در آن دوره حتی یک روز کاهش تولید وجود نداشت. اما این سخنان، حتی اگر درباره آن مقطع محدود درست باشد، به پرسش مهم‌تری پاسخ نمی‌دهد: پس از کاهش شدید بارگیری نفت و محدود شدن ظرفیت ذخیره‌سازی، چه مقدار از تولید ایران باید متوقف شود و بازگرداندن چاه‌ها و تاسیسات به مدار چه هزینه‌ای خواهد داشت؟

داده‌های مستقل نشان می‌دهند که وضعیت پس از آن دوره به‌شدت تغییر کرده است. برآوردهای شرکت اطلاعات انرژی کپلر که در اوایل سپتامبر منتشر شد، نشان می‌دهد بارگیری نفت ایران از حدود یک میلیون و ۸۳۰ هزار بشکه در روز در ماه مارس به حدود ۲۵۵ هزار بشکه در ماه اوت کاهش یافته است. بر اساس برآورد همان شرکت، تولید نفت خام ایران نیز از حدود سه میلیون و ۲۴۰ هزار بشکه در روز به یک میلیون و ۷۵۵ هزار بشکه کاهش یافته است. همزمان، موجودی نفت در پایانه‌ها، پالایشگاه‌ها و دیگر مخازن خشکی افزایش یافت.

  • محاصره دریایی آمریکا صادرات نفت ایران به چین را کاهش داده است

    محاصره دریایی آمریکا صادرات نفت ایران به چین را کاهش داده است

ممکن است مقداری از نفت ایران همچنان در چین تخلیه شود، اما بخش مهمی از آن پیش از تشدید محاصره از ایران خارج شده و برای مدتی روی نفتکش‌های مستقر در آب‌های آسیا باقی مانده بود. فروش چنین محموله‌هایی را نمی‌توان معادل خروج نفت تازه از چاه‌ها و پایانه‌های ایران دانست.

وقتی صادرات کاهش می‌یابد، نفت تولید‌شده ابتدا در مخازن خشکی، پالایشگاه‌ها و نفتکش‌ها ذخیره می‌شود. اما ظرفیت ذخیره‌سازی نامحدود نیست. با پر شدن مخازن، فشار بحران از سطح تجارت و حمل‌ونقل به تاسیسات تولید و در نهایت به خود چاه‌ها منتقل می‌شود. شرکت ملی نفت ناچار است تولید برخی چاه‌ها را کاهش دهد یا آنها را به‌طور کامل از مدار خارج کند.

یک میدان نفتی، انبار زیرزمینی نیست
تصور عمومی از میدان نفتی گاهی شبیه کیسه یا دریاچه‌ای زیرزمینی است که می‌توان برداشت از آن را متوقف کرد و چند ماه بعد دوباره ادامه داد. اما نفت در فضای متخلخل [سوراخ‌سوراخ] سنگ‌ها و شبکه‌ای از شکستگی‌های طبیعی قرار دارد و حرکت آن به‌سوی چاه به فشار مخزن، ویژگی سنگ، ترکیب سیالات و نحوه مدیریت تولید بستگی دارد.

به همین دلیل، توقف تولید از تمام چاه‌ها نتیجه یکسانی ندارد. برخی میادین متعارف خاورمیانه می‌توانند توقف کوتاه‌مدت را بدون خسارت جدی تحمل کنند. در بعضی مخازن شکاف‌دار، کاهش موقت تولید حتی می‌تواند به بازگشت فشار و حرکت تدریجی نفت از منافذ سنگ به داخل شکستگی‌ها کمک کند.

رابین میلز، پژوهشگر مرکز سیاست‌گذاری انرژی جهانی دانشگاه کلمبیا، معتقد است توقف تولید احتمالا خسارتی فاجعه‌بار یا دائمی به بخش عمده صنعت نفت ایران وارد نخواهد کرد. او یادآوری می‌کند که تولید ایران پس از کاهش‌های ناشی از تحریم و همه‌گیری کرونا نیز نسبتا سریع افزایش یافت. این نکته مهم است، زیرا نباید برای انتقاد از جمهوری اسلامی به ادعای غیرعلمی «نابودی قطعی همه چاه‌ها» متوسل شد.

اما قابل بازگشت بودن تولید به معنای رایگان، فوری یا بدون خطر بودن آن نیست.

  • آمریکا هم‌زمان با کاهش عرضه جهانی نفت، از محاصره نامحدود ایران سخن گفت

    آمریکا هم‌زمان با کاهش عرضه جهانی نفت، از محاصره نامحدود ایران سخن گفت

ایران تعداد زیادی میدان و چاه قدیمی دارد. میدان‌هایی مانند اهواز، مارون، گچساران و آغاجاری دهه‌هاست در حال تولیدند. چاه‌های کم‌فشار یا چاه‌هایی که همراه نفت مقدار زیادی آب تولید می‌کنند، ممکن است پس از یک توقف طولانی دیگر به‌طور طبیعی جریان پیدا نکنند. راه‌اندازی آنها می‌تواند به پمپ، تزریق موقت نیتروژن، شست‌وشوی شیمیایی یا عملیات تعمیر چاه نیاز داشته باشد.

در دوره توقف، رسوبات معدنی، آسفالتین و مواد سنگین نفتی ممکن است در اطراف چاه، لوله تولید یا خطوط انتقال انباشته شوند. خوردگی، ته‌نشینی شن و مواد جامد، خرابی پمپ‌ها و جریان ناخواسته میان لایه‌هایی با فشارهای متفاوت نیز از خطرهای شناخته‌شده‌اند.

کمیته مشورتی مخازن انجمن مهندسان نفت در تحلیلی درباره توقف‌های طولانی‌مدت هشدار داده است که خوردگی، رسوب مواد، آسیب پمپ‌ها و گرفتگی چاه می‌تواند راه‌اندازی مجدد برخی چاه‌ها را به عملیات تعمیر، تحریک یا تکمیل دوباره نیازمند کند. در چاه‌های کم‌بازده نیز ممکن است هزینه احیا به اندازه‌ای بالا برود که ادامه بهره‌برداری از نظر اقتصادی توجیه‌پذیر نباشد. این هزینه‌ها در آمار ساده «بشکه‌های فروخته‌نشده» دیده نمی‌شوند.

تعطیلی چرخشی نیز رایگان نیست
شرکت ملی نفت ایران تجربه مدیریت کاهش تولید در دوره‌های تحریم را دارد. یکی از روش‌ها این است که به‌جای تعطیلی کامل یک میدان، چاه‌ها به‌صورت چرخشی از مدار خارج شوند تا هیچ چاهی برای مدت بسیار طولانی متوقف نماند.

این روش می‌تواند خطر را کاهش دهد، اما نیازمند نظارت مداوم بر فشار، ترکیب سیالات، تزریق گاز، خوردگی، وضعیت پمپ‌ها و تاسیسات سطحی است. خاموش و روشن کردن مکرر چاه‌ها، تغییر نرخ تزریق مواد شیمیایی و تنظیم دوباره واحدهای فرآورش نیز هزینه عملیاتی را افزایش می‌دهد.

به بیان دیگر، حکومت حتی برای تولید نکردن نیز باید پول خرج کند. اگر کاهش درآمد نفتی باعث کمبود بودجه تعمیرات و نگهداری شود، آنچه در آغاز یک توقف قابل کنترل است، می‌تواند به خرابی پرهزینه تبدیل شود.

  • پزشکیان از کاهش درآمدها و ناتوانی دولت در اجرای برخی وعده‌ها خبر داد

    پزشکیان از کاهش درآمدها و ناتوانی دولت در اجرای برخی وعده‌ها خبر داد

مساله اساسی این نیست که آیا تمام چاه‌ها از بین خواهند رفت؛ مساله این است که چند چاه بدون عملیات اضافی بازمی‌گردند، احیای بقیه چه مدت طول می‌کشد و چه کسی هزینه آن را خواهد پرداخت.

تزریق گاز؛ پیوند نفت خاموش با بحران گاز
بخش مهمی از میادین قدیمی ایران برای حفظ فشار و افزایش بازیافت نفت به تزریق گاز وابسته‌اند. کپلر میزان تاریخی تزریق گاز به میادین نفتی ایران را حدود ۴.۸ میلیارد فوت مکعب [حدود ۱۳۶ میلیون متر مکعب] در روز برآورد کرده است. ایران حتی پیش از بحران کنونی نیز به اندازه مورد نیاز مخازن گاز تزریق نمی‌کرد.

اکنون این مشکل می‌تواند شدیدتر شود. تولید گاز پارس جنوبی با میعانات گازی همراه است. اگر امکان صادرات، ذخیره‌سازی یا مصرف این میعانات محدود شود، ایران ممکن است ناچار به کاهش تولید گاز شود. در آن صورت حکومت باید میان مصرف خانگی، نیروگاه‌ها، صنایع، صادرات و تزریق به میادین نفتی اولویت‌بندی کند.

کاهش تزریق گاز لزوما فردای همان روز یک چاه را نابود نمی‌کند، اما در طول زمان می‌تواند فشار مخزن و میزان نهایی نفت قابل برداشت را کاهش دهد. به این ترتیب، بحران صادرات نفت ممکن است از مسیر میعانات و گاز دوباره به میادین نفتی بازگردد.

این همان بخشی از صورتحساب است که در سخنان مقام‌های جمهوری اسلامی جایی ندارد. آنان درباره ادامه صادرات، دور زدن تحریم یا تحویل نفت در هزاران کیلومتر دورتر سخن می‌گویند، اما توضیح نمی‌دهند حفظ فشار مخازن در دوره کاهش تولید چه مقدار گاز، تجهیزات و سرمایه لازم دارد.

زیان پنهان در میادین مشترک
همه میدان‌های ایران را نیز نمی‌توان با یک معیار تعطیل کرد. آزادگان و یادآوران با عراق، فروزان با عربستان سعودی و سلمان با امارات متحده عربی مشترک‌اند. این کشورها از بخش‌های مختلف یک ساختار زمین‌شناسی پیوسته برداشت می‌کنند.

کاهش تولید ایران به این معنا نیست که نفت با سرعت و نسبت مشخصی فوراً به‌سوی چاه‌های کشور همسایه حرکت خواهد کرد؛ رفتار هر مخزن به ویژگی‌های زمین‌شناسی آن بستگی دارد. اما اگر ایران برای مدتی طولانی تولید و توسعه را متوقف کند و طرف مقابل به حفاری و برداشت ادامه دهد، سهم اقتصادی ایران از منبع مشترک می‌تواند کاهش یابد.

  • رویترز: محاصره دریایی آمریکا صادرات نفت ایران را تقریبا متوقف کرده است

    رویترز: محاصره دریایی آمریکا صادرات نفت ایران را تقریبا متوقف کرده است

در چنین میادینی، نفتی که امروز استخراج نمی‌شود الزاما برای استفاده انحصاری نسل آینده ایران کنار گذاشته نشده است. ادامه برداشت در سوی دیگر مرز می‌تواند در برخی مخازن سهم قابل برداشت یا فرصت اقتصادی ایران را کاهش دهد.

صورتحساب واقعی توقف تولید
خسارت توقف اجباری تولید را باید در چند ستون جداگانه محاسبه کرد: درآمدی که امروز از دست می‌رود؛ هزینه ذخیره‌سازی و مدیریت چاه‌های تعطیل؛ مخارج تعمیر و راه‌اندازی مجدد؛ کاهش احتمالی ظرفیت یا بازیافت نهایی مخزن؛ و فرصت از دست رفته در میادین مشترک.

هزینه‌های غیرمستقیم نیز وجود دارند. کاهش تولید گاز می‌تواند برق نیروگاه‌ها، خوراک پتروشیمی‌ها و فعالیت صنایع را تحت فشار قرار دهد. اگر گاز کمتری در دسترس باشد، حکومت ناچار است میان مصرف داخلی، تولید برق، صنعت، صادرات و تزریق به میادین نفتی انتخاب‌های دشوارتری انجام دهد.

بنابراین محاصره و کاهش صادرات فقط حساب جاری جمهوری اسلامی را هدف قرار نمی‌دهد. اگر این وضعیت طولانی شود و چاه‌ها و تاسیسات به‌درستی نگهداری نشوند، بخشی از هزینه به ترازنامه ملی ایران و حتی حکومت آینده منتقل خواهد شد.

وزیر نفت می‌تواند درباره ادامه تولید در یک دوره محدود یا صادرات بدون وقفه سخن بگوید، اما باید به پرسش‌های دیگری نیز پاسخ دهد: اکنون چه تعداد چاه با ظرفیت کامل تولید می‌کنند؟ چه تعداد کاهش تولید داده یا متوقف شده‌اند؟ هزینه تعطیلی چرخشی چاه‌ها چقدر است؟ برنامه تزریق گاز چگونه تغییر کرده است؟ و چه میزان بودجه برای تعمیر و بازگرداندن تولید کنار گذاشته شده است؟

بدون انتشار این اطلاعات، ادعای «تداوم تولید» تصویر کاملی از وضعیت صنعت نفت ایران ارائه نمی‌کند.

چاه نفت کیسه‌ای نیست که بتوان آن را بست و سال‌ها بعد بدون هزینه دوباره گشود. شاید بیشتر چاه‌های ایران قابل احیا باشند، اما توقف اجباری تولید نه رایگان است و نه لزوما بازگشت از آن فوری خواهد بود. هر ماه تاخیر، کمبود تعمیرات، کاهش تزریق و مدیریت نامناسب می‌تواند هزینه بازگشت را افزایش دهد. جمهوری اسلامی فقط نفت امروز ایران را ارزان نمی‌فروشد یا از فروش آن بازنمی‌ماند؛ با سیاست‌های خود، بخشی از هزینه حفاظت و احیای این ثروت ملی را نیز برای مردم و نسل آینده باقی می‌گذارد.

«زن، زندگی، آزادی» چگونه معنای حق، ترس و زندگی را دگرگون کرد

۲۸ شهریور ۱۴۰۵، ۰۸:۱۲ (‎+۱ گرینویچ)
•
سارا امت‌علی
100%
زنان و مردان در جریان اعتراض‌ به مرگ مهسا ژینا امینی دور آتش حلقه زده‌اند و زنی جوان روسری‌اش را به آتش می‌اندازد

چهار سال پس از قتل حکومتی مهسا ژینا امینی، جمهوری اسلامی همچنان پابرجا و ماشین سرکوبش سخت مشغول است، اما روایت‌های شهروندان و شواهد مقاومت روزمره از یک دگرگونی پایدار در نگاه بسیاری از مردم به حق، قدرت و قواعد زندگی اجتماعی خبر می‌دهد که چهار سال پس از واقعه، همچنان ادامه دارد.

پرنیان (نام مستعار)، زن حدود ۴۰ ساله ساکن تهران، لحظه‌ای را به یاد می‌آورد که تصویر نیلوفر آقایی را در اینستاگرام دید؛ مامایی که چهارم آبان ۱۴۰۱ در اعتراض کادر درمان به کشته شدن مهسا امینی با شلیک مستقیم ماموران یگان ویژه، یک چشم خود را از دست داد.

پرنیان می‌گوید: «این زن چند ماه پس از آن اتفاق‌ها به کار بازگشت و از اولین زایمانی که انجام داد، عکس گذاشت. در لحظه‌ای که پست او را در اینستاگرام دیدم، توجهم به ناخن‌های مرتب و لاک‌زده‌اش جلب شد.»

تا آن زمان، مفهوم مبارزه و انسان مبارز در ذهن پرنیان با ظاهر آراسته و لذت بردن از زندگی سازگار نبود: «تا قبل از آن، الگو و قضاوتی درباره دادخواهان و مبارزان سیاسی در ذهن داشتم. فکر می‌کردم زن مبارز آرایش نمی‌کند، کتاب‌های خاصی می‌خواند و در جمع‌های خاصی رفت‌وآمد دارد. انگار نمی‌شد هم مبارز باشی، هم به رنگ مو و لاکت برسی. بعد از کشته شدن مهسا تا مدت‌ها نه آرایش می‌کردم نه به خودم می‌رسیدم. این‌طوری عذاب وجدانم کمتر بود. وقتی عکس نیلوفر را دیدم، ناگهان از خودم پرسیدم چرا فکر می‌کنی زندگی با مبارزه منافات دارد؟ همان لحظه یک عالمه محدودیت در ذهنم شکست.»

پیوند میان زندگی و مقاومت در روایت سحر، روزنامه‌نگار ساکن تهران، نیز دیده می‌شود.

او در آستانه چهارمین سالگرد اعتراض‌های ۱۴۰۱ در یک استوری عمومی در اینستاگرام نوشت: «تاریخ گواهینامه‌ام تمام شده، کارت بنزینم گم شده، پاسپورتم تمدید می‌خواهد و من همه را به تعویق انداخته‌ام تا عکسم بدون مقنعه و روسری در مدارکم ثبت شود. ژینا تو نمردی، نامت اسم رمز ماست.»

این روایت‌ها، در کنار تصاویری که هر روز از شهرهای بزرگ و کوچک و از حضور زنان بدون حجاب اجباری در فضای عمومی به اشتراک گذاشته می‌شود، این پرسش را پیش می‌کشند: کشته شدن یک دختر ۲۲ ساله کُرد در تهران، چطور رابطه مردم با خودشان و با قدرت را چنان دگرگون کرد که همچنان، چهار سال پس از واقعه، آثارش در جزیی‌ترین ساحت‌های زندگی روزمره مردم ادامه دارد؛ آن هم با وجود مقاومت حکومت در برابر هر تغییر در ساختار سیاسی، با وجود کشتار جمعی بی‌سابقه در تاریخ ایران در دی‌ماه ۱۴۰۴ و با وجود تحمیل هزینه‌های هنگفت به زندگی مردم.

چگونه یک واقعه به تحولی فراتر از سرنوشت فوری اعتراض‌ها انجامید؟

100%
تصویری از مزار مهسا بلافاصله پس از خاکسپاری او

کشته‌شدن مهسا؛ شروع گسستی که ترمیم نشد

بخشی از پاسخ این پرسش‌ها را می‌توان در دیدگاه ویلیام سوئل به رویدادهای دگرگون‌ساز اجتماعی جُست.

این مورخ و جامعه‌شناس آمریکایی مفهومی به نام «گسست اجتماعی» را معرفی می‌کند.

در دیدگاه او شکاف‌های غافلگیرکننده در روال عادی زندگی هر روز رخ می‌دهند، اما بیشترشان خنثی و در ساختارهای اجتماعی-سیاسی جذب می‌شوند؛ یا سرکوب می‌شوند، یا نادیده گرفته می‌شوند یا «استثنا» خوانده می‌شوند.

در میان همه رخدادها، تنها «رویدادهای تاریخی» خاصیت دگرگون‌سازی دارند و می‌توانند زنجیره‌ای از گسست‌هایی مرتبط و ترمیم‌ناپذیر بسازند. این زنجیره، ترمیم شبکه ساختاری پیشین را دشوار و دگرگونی پایدار را ممکن می‌کند.

  • قاصدک مهسا؛ گام‌به‌گام با «زن، زندگی‌، آزادی»

    قاصدک مهسا؛ گام‌به‌گام با «زن، زندگی‌، آزادی»

مرگ مهسا چنین مسیری را طی کرد: از بیمارستان کسری به سقز رسید؛ جمله «ژینا جان تو نمی‌میری، نامت رمز می‌شود» از آرامستان آیچی به سراسر ایران رفت؛ اعتراض‌ها از دانشگاه‌ها به مدارس رسید، در خیابان تکثیر شد و به دنیای آنلاین رسید؛ در رسانه‌های جهان بازتاب یافت و به خیابان‌های شهرهای بزرگ دنیا رسید؛ و از شعارها و اعتراض‌های خیابانی به تجربه عمل جمعی رسید و به زندگی روزمره راه یافت.

این گسست‌ها، و بسیار شکاف‌های ریز و درشت دیگر، یکدیگر را تقویت کردند و نگذاشتند حکومتْ واقعه را به «حادثه‌ای اتفاقی و توضیح‌پذیر» فرو بکاهد.

اهمیت زنجیره گسست‌های ترمیم‌ناپذیر در آن است که تغییر در یک عرصه می‌تواند به عرصه‌های دیگر راه یابد و بر آن‌ها اثر بگذارد؛ از رابطه زن با بدنش به رابطه دختر با پدر برسد و پدرسالاری ساختارمند و تاریخ‌مند را تغییر دهد و از آنجا خود را به رابطه شهروند با مامور حکومت برساند و مفهوم اطاعت به‌عنوان امر عادی‌شده را به چالش بکشد.

نظریه رویدادهای دگرگون‌ساز، نکته مهم‌تری هم دارد: ساختار اجتماعی در نگاه سوئل از سه عنصر درهم‌تنیده ساخته می‌شود: طرح‌واره‌های فرهنگی (معناها، باورها و دستورالعمل‌های کنش اجتماعی)، توزیع منابع و شیوه‌های اعمال قدرت.

وقتی رویدادی طرح‌واره‌ها را تغییر دهد، منابع را جابه‌جا کند و شیوه‌های تازه اعمال قدرت بیافریند، حتی بدون تغییر فوری در ساختار سیاسی، آن را دگرگون کرده است.

با این معیار، پابرجایی حکومت نافی وقوع تحول بنیادین نیست.

  • عفو بین‌الملل: جمهوری اسلامی در سرکوب خیزش «زن، زندگی، آزادی» مرتکب جنایات علیه بشریت شد

    عفو بین‌الملل: جمهوری اسلامی در سرکوب خیزش «زن، زندگی، آزادی» مرتکب جنایات علیه بشریت شد

برای اشکان، تغییری از همین جنس رخ داده است. او که حدود ۳۸ سال دارد، در حوزه سلامت شاغل است و فعالیتش در خیزش ۱۴۰۱ به بازداشت و زندان منجر شد، تغییر در طرح‌واره را چنین روایت می‌کند: «پیش از مرگ ژینا پذیرش اینکه خواهرم، مادرم، دخترم و همسرم مجبورند معیارهای این نظام را در مورد پوشش زنان رعایت کنند، برایم عادی شده بود. خودشان هم انگار پذیرفته بودند و تحمل می‌کردند. بعد از فدا شدن ژینا فهمیدم با وجود اینکه تغییر این سیستم شاید خیلی سخت باشد، می‌توانیم در همین شرایط جوری باشیم که به خودمان و ارزش‌ها و آرزوهایمان نزدیک باشیم.»

شوک اخلاقی

سوال دیگری که به فهم دقیق‌تر واقعه چهار سال پس از وقوع کمک می‌کند، این است: شهروندانِ محروم از تشکل‌های اجتماعی سازمان‌یافته و نهادهای ریشه‌دار سیاسی چرا و چطور به خیابان آمدند و یکی از مهم‌ترین بزنگاه‌های تاریخ سیاسی ایران را رقم زدند؟

برای واکاوی این چرایی می‌توان از جیمز جاسپر، جامعه‌شناس جنبش‌های اجتماعی، کمک گرفت.

او برای توضیح چنین وضعیتی مفهوم «شوک اخلاقی» را معرفی می‌کند.

شوک اخلاقی جهان‌بینی و هویت ما را به چالش می‌کشد و چنان شدید و تکان‌دهنده است که ما را به بازتعریف خودمان و نظام ارزشی‌مان وا می‌دارد. چنین شوکی حتی در غیاب سازمان‌ها و منابع بسیج عمومی می‌تواند افراد را به جست‌وجوی شبکه‌ها و گروه‌هایی بکشاند که با آن‌ها بیگانه‌اند.

  • چهار سال پس از ژینا؛ نسلی که دیگر به پیش از «زن، زندگی، آزادی» بازنگشت

    چهار سال پس از ژینا؛ نسلی که دیگر به پیش از «زن، زندگی، آزادی» بازنگشت

کشته شدن مهسا برای میلیون‌ها ایرانی یک شوک عمیق اخلاقی بود. بسیاری از شهروندان، به‌ویژه زنان، با تجربه شخصی تحقیر، ترس و کنترل بدن، می‌توانستند خودشان را، خواهرشان یا فرزندشان را به‌جای مهسا در ون گشت ارشاد ببینند.

جاسپر توضیح می‌دهد یک جنبش اجتماعی یا سیاسی چگونه ترس را به امید بدل می‌کند: دیدن مردمی که دست به کنش زده‌اند ناامیدی را پس می‌زند، پیوستن به آن‌ها هویتی جمعی می‌سازد که مشارکت را تقویت می‌کند، و سرکوب هم می‌تواند افراد بیشتری را از سر خشم به خیابان بیاورد.

روایت اشکان تصویر همین سازوکار است: «شب‌ها که برای اعتراض بیرون می‌رفتیم، انگار بهشت را می‌دیدم؛ آن اتحاد و چفت شدن قلب‌های جوان‌ها در کف خیابان ….»

او درباره ترس هم می‌گوید: «حکومت با ترس می‌خواست بذر ناامیدی در قلب ما بکارد و بگوید ما ماندگار و شکست‌ناپذیریم. اما انگار ما از ترس رد شده بودیم. می‌دیدیم با بازداشت‌شده‌ها چه می‌کنند، می‌دیدیم اعدام می‌کنند، اما کلمه اقتدار دیگر هیچ معنایی برای من و بسیاری مثل من نداشت. اینجا همان‌جایی بود که سیستم وارد پرتگاه شد.»

صحرا، حدود ۷۰ ساله، ساکن کرج، همان چیزی را می‌گوید که جاسپر توضیح می‌دهد؛ تبدیل ترس به نوعی اعتماد به‌ نفس اعتراضی: «من تا ۱۳۸۸ محجبه بودم. همان زمان بود که نگاهم به حجاب عوض شد و در جمع‌های خانوادگی و خصوصی دیگر حجاب نداشتم اما بعد از شرکت در اعتراض‌های بعد از مرگ مهسا و دیدن جوان‌هایی مثل نیکا، نگاهم به ترس بابت برداشتن حجاب در خیابان تغییر کرد. حالا فکر می‌کنم من زنم، زندگی می‌خواهم، آن‌طور که دلم می‌خواهد بیرون می‌آیم و از چیزی نمی‌ترسم؛ خودم را قدرتمندتر و توانمندتر می‌دانم.»

100%
از آخرین تصاویر ثبت‌شده از نیکا شاکرمی بدون حجاب اجباری در اعتراض‌های خیابانی به مرگ مهسا ژینا امینی

تثبیت شدن تغییر مستمر

اعتراض خیابانی چند هفته پس از کشته شدن مهسا، با سرکوب خشن معترضان در خیابان و دستگیری‌های گسترده فعالان اجتماعی فروکش کرد، اما آنچه در خیابان آغاز شد به جاهایی رفت که سرکوبش بسیار دشوارتر از اعتراض‌های خیابانی است: پیاده‌رو، مترو، مطب، گالری، فروشگاه، بانک، مدرسه و ….

در چنین ساحتی دیگر خبری از سازمان و رهبری و بیانیه نیست. میلیون‌ها تصمیم کوچک و پراکنده به تنهایی کنش سیاسی به نظر نمی‌رسند، اما متاثر از هم قاعده‌ای را جابه‌جا می‌کنند که بیش از چهار دهه یکی از ستون‌های نظم عمومی جمهوری اسلامی بود.

تحول دقیقا در همین تکرار روزمره تثبیت می‌شود، نه در لحظه اوج اعتراض.

جمهوری اسلام هم همین را فهمید و مقابله با «بی‌حجابی» را از خیابان به صحن دادگاه کشاند.

گزارش مارس ۲۰۲۴ سازمان عفو بین‌الملل که پرونده ۵۴ زن و دختر را در ۱۰ استان با مدارکی مانند احکام دادگاه، دستورهای توقیف خودرو و پیامک‌های پلیس مستند کرده است، گستره این نبرد روزانه را نشان می‌دهد. همین که حکومت برای بازگرداندن هنجار پیشین ناچار شده است تک‌تک شهروندان را هدف بگیرد، خودْ گواه ماندگاری تغییر است.

زنی که عفو بین‌الملل با نام مستعار ناجیه از او نقل قول می‌کند، می‌گوید: «بابایم راننده بود، کنارش نشسته بودم و طبق معمول روسری نداشتم. برایش پیامک آمد که کشف حجاب شده و اگر سه بار تکرار شود، ماشین را ۱۵ روز می‌خوابانیم. فکر کردم عصبانی شود، اما گفت فدای تار مویت. قبل از انقلاب ژینا احساس می‌کردیم روسری جزء لباسمان است. بعد فهمیدیم نه، می‌شود این را برداشت …. همین که جمهوری اسلامی آن‌قدر بدبخت شده که از نبودن یک تکه پارچه می‌ترسد، انتهای ذلتشان است.»

در روایت پرنیان، دوام مقاومت با پذیرفتن نیاز مردم به ادامه کار و زندگی پیوند خورده است.

او می‌گوید در اوج اعتراض‌های ۱۴۰۱، بسیاری از فروشگاه‌های اینترنتی فعالیت خود را متوقف کردند و هنگام بازگشت به کار با اعتراض و توهین روبه‌رو شدند. اما در نوبت بعدی اعتراض‌ها در دی‌ماه ۱۴۰۴، بازگشت به کار دیگر چنین واکنشی به دنبال نداشت.

او می‌گوید: «پذیرفته‌ایم راهی طولانی پیش رو داریم، یک‌شبه انجام نمی‌شود و آدم‌ها باید زندگی کنند.»

به باور او، سرزنش مردم بابت بازگشت به زندگی روزمره می‌تواند توان همان کسانی را تضعیف کند که نیروی پیش‌برنده اعتراض، مقاومت و مبارزه‌اند.

تاریخ کِی ورق خواهد خورد؟

بازگشت به پرسش آغازین: چرا اثر این رویداد با پایان اعتراض‌های خیابانی و سرکوب روزافزون ادامه یافت؟

سوئل یک رویداد تاریخی را واجد سه ویژگی می‌شمارد: زنجیره‌ای منشعب و گسترده از رخدادها که مردم آن را مهم تشخیص می‌دهند و به دگرگونی پایدار می‌انجامد. مرگ مهسا هر سه را دارد.

در تجربه ایران، این مرگِ تکان‌دهنده با تجربه زیسته میلیون‌ها نفر گره خورد، بر زمینه‌ای از نارضایتی انباشته پیشین فرود آمد و به یک شوک اخلاقی فراگیر منجر شد. چنان شوکی که نگاه بسیاری از شهروندان به مساله زیستن در زمانه سرکوب را تغییر داد، و زیست روزمره‌ را به‌تدریج چنان دگرگون کرد که اکنون، حکومتِ مجهز به انواع ابزار سلطه، باید برای بازگشت به نقطه آغاز، با تک‌تک شهروندان بجنگد.

در ایران امروز، دست‌کم در شهرهای بزرگ، هر سه عنصر ساختار اجتماعی جابه‌جا شده‌اند: باور عمومی نسبت به مفهوم سلطه و قدرت و دیگر طرح‌واره‌ها تغییر کرده؛ سلطه حکومت بر بدن‌ها و اقتدارش در خیابان شکسته و توزیع منابع - دست‌کم در این دو عرصه - بازتعریف شده؛ و دست‌ آخر اینکه حکومت مجبور شده از شیوه‌های آسان اعمال قدرت، مثلا گشت‌های ارشاد در خیابان، صرف‌نظر کند و شیوه‌های اعمال قدرت خود را تغییر دهد.

اشکان این دگرگونی را چنین صورت‌بندی می‌کند: «در کلمه ساختار، اعتبار و تشکلی نهفته است. در نگاه من این حکومت دیگر یک ساختار سیاسی نیست؛ یک مه سیاسی است، سایه‌ای از یک شمایل سیاسی و توهمی است از ساختار. و این همان چیزی است که دیگر برگشت‌پذیر نیست.»

به زبان سوئل، رویداد دگرگون‌کننده ژینا هنوز تمام نشده است. میان گسست اولیه و دگرگونی ساختاری همیشه فاصله‌ای وجود دارد و زنجیره‌ای که از قتل ژینا در بازداشت گشت ارشاد آغاز شد، همچنان مسیرهایی می‌گشاید که چهار سال پیش قابل تصور نبود.

واشینگتن‌پست: حکومت ایران تا زمانی که توان سرکوب مردم را داشته باشد، عقب‌نشینی نمی‌کند

۲۷ شهریور ۱۴۰۵، ۱۶:۲۰ (‎+۱ گرینویچ)
100%

روزنامه واشینگتن‌پست در یادداشتی در بخش دیدگاه‌های خود، ایدئولوگ‌های حاکم بر ایران را «آدمکش و مقاوم» توصیف و استدلال کرده‌ است که جمهوری اسلامی تا زمانی که نگران از دست دادن توانایی خود برای سرکوب دور بعدی اعتراضات ایرانیان نشود، از مهم‌ترین اهداف خود دست نخواهد کشید.

لوئیس لیبی، رییس دفتر دیک چنی، معاون رییس‌جمهوری آمریکا از سال ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۵ و پژوهشگر کنونی بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها، و جیسون فیلدز، سردبیر ارشد این بنیاد، در این یادداشت که جمعه ۲۷ شهریور منتشر شد، حملات نظامی محدود دولت ترامپ و تلاش‌های آن برای «قطع هر شریان اقتصادی که حکومت را سرپا نگه می‌دارد» را ستوده‌اند، اما گفته‌اند این اقدامات هنوز برای تغییر محاسبات حکومت ایران کافی نیست.

به‌نوشته این دو، تا زمانی که نیروهای اجیرشده حکومت تصور کنند پس از آنکه تهران با «زرنگ‌بازی» بار دیگر واشینگتن را پشت سر بگذارد و پرداخت پول به آنها از سر گرفته خواهد شد، مذاکره‌کنندگان جمهوری اسلامی نیز می‌توانند به مواضع سخت خود ادامه دهند.

به اعتقاد نویسندگان، عامل اصلی بقای جمهوری اسلامی نه شور ایدئولوژیک بلکه اعمال زور و اجبار است. هسته اصلی معتقدان به حکومت برای حفظ نظامی نامحبوب، هزاران نیروی مسلح را به خدمت گرفته است که غیرنظامیان را به‌شدت سرکوب می‌کنند. حکومت همچنین با پرداخت پول نقد و ارسال سلاح به نیروهای نیابتی منطقه‌ای، از آنها برای مرعوب کردن دشمنان و ایجاد تصویری از ایران به‌عنوان قدرتی هژمونیک استفاده می‌کند.

  • ترامپ: به مرحله تصمیم‌گیری درباره نابودی جمهوری اسلامی نزدیک شده‌ام

    ترامپ: به مرحله تصمیم‌گیری درباره نابودی جمهوری اسلامی نزدیک شده‌ام

لیبی و فیلدز نوشته‌اند مخالفان داخلی این نیروها را «مزدور» می‌نامند و نگهداری چنین ساختاری پرهزینه است. به تعبیر آنها، «نفت ــ و مهم‌تر از آن، وعده درآمدهای نفتی آینده ــ چرخ‌های این امپراتوری را روغن‌کاری می‌کند.»

نویسندگان افزوده‌اند افزایش فشار اقتصادی بدون تردید بر مشکلات و رنج عمومی خواهد افزود، اما تا زمانی که نیروهای سرکوب انتظار داشته باشند این فشارها موقتی باشد، رهبران جمهوری اسلامی می‌توانند روی ماندن و ادامه کشتار از سوی بیشتر این نیروها حساب کنند.

به‌نوشته آنها، این محاسبه از دید حکومت بی‌دلیل نیست، زیرا جمهوری اسلامی در گذشته همواره توانسته است از زیر فشار آمریکا خارج شود و اکنون نیز حکومت به زیردستان خود اطمینان می‌دهد که فشارهای سیاسی و انتخاباتی در منطقه و داخل آمریکا سرانجام دونالد ترامپ را وادار خواهد کرد برای پایان زودهنگام درگیری تلاش کند.

اقداماتی که واشینگتن انجام نداده است

لیبی و فیلدز در یادداشت خود افزوده‌اند حامیان جمهوری اسلامی از مجموعه اقداماتی که آمریکا تاکنون از انجام آنها خودداری کرده نیز اطمینان خاطر می‌گیرند.

آنها یادآوری کرده‌اند که ارتش آمریکا تاسیسات اصلی تولید و صادرات نفت ایران را نابود نکرده است؛ کاری که به‌گفته آنها متفقین در جنگ جهانی دوم علیه آلمان و ژاپن انجام دادند.

نیروی دریایی آمریکا نفتکش‌ها را در تنگه هرمز اسکورت کرده‌، اما ابعاد این عملیات به هیچ‌وجه به سطح عملیاتی که رونالد ریگان در دهه ۱۹۸۰ دستور آن را داد نرسیده است. نیروهای زمینی آمریکا نیز سواحل ایران یا ذخایر اورانیوم غنی‌شده جمهوری اسلامی را تصرف نکرده‌اند؛ اقدامی که نویسندگان آن را با آمادگی آمریکا برای عملیات زمینی در کویت و عراق در دهه ۱۹۹۰ و اوایل دهه ۲۰۰۰ مقایسه کرده‌اند. آمریکا همچنین به‌طور مستقیم با حامیان جمهوری اسلامی، یعنی چین و روسیه، درنیفتاده است.

  • دبیرکل عفو بین‌الملل: شورای امنیت پرونده نقض حقوق بشر در ایران را به دیوان کیفری ارجاع دهد

    دبیرکل عفو بین‌الملل: شورای امنیت پرونده نقض حقوق بشر در ایران را به دیوان کیفری ارجاع دهد

به‌گفته نویسندگان، خودداری واشینگتن از چنین اقداماتی به حکومت امکان می‌دهد این ادعای خود را تقویت کند که نیروهای شیعه و موشک‌ها، پهپادها و جنگجویان ایدئولوژیک جمهوری اسلامی قادرند همسایگان در خلیج فارس، اقتصادهای غربی و سربازان آمریکایی را بترسانند و عقب برانند.

آن‌ها افزوده‌اند روحانیون حاکم به نیروهایشان می‌گویند استوار بمانند، زیرا انقلاب اسلامی قادر است «ابرقدرت شیطانی» را بازدارد.

حکومت نیروهایش را تشویق می‌کند باور داشته باشند که اگر موجودیت نظام به خطر بیفتد، می‌تواند بار دیگر پیشنهادهای مبهم برای مصالحه و آنچه نویسندگان «دروغ» می‌نامند ارائه کند و آمریکای مستاصل آنها را بپذیرد؛ پس از آن نفت و پول دوباره جریان خواهد یافت و پرداخت‌ها از سر گرفته خواهد شد.

به‌نوشته واشینگتن‌پست موج‌های حملات آمریکا، از جمله غرق کردن پنج نفتکش ایرانی در هفته گذشته، این باور حکومت را تحت فشار قرار داده، اما هنوز آن را از بین نبرده است. رهبران جمهوری اسلامی همچنان قدرت‌نمایی و نیروهای خود را مطمئن می‌کنند و خطر دور بعدی اعتراضات را می‌پذیرند، زیرا اطمینان دارند هیچ چیز قادر نخواهد بود به مجتمع‌های مجلل و حفاظت‌شده آنها نفوذ کند.

لیبی و فیلدز در ادامه افزوده‌اند جمهوری اسلامی همچنان به در اختیار گرفتن سلاح‌های هسته‌ای، کنترل تنگه هرمز و «باراندن مرگ بر غرب» متعهد است.

  • ارتش، سپاه پاسداران و بسیج؛ سه مار بر شانه‌های یک پیکر

    ارتش، سپاه پاسداران و بسیج؛ سه مار بر شانه‌های یک پیکر

به‌نوشته این دو، آمریکا با کمک اسرائیل در برخی مراحل این رویارویی پیروز شده و توانسته است برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی را به تاخیر بیندازد، موشک‌ها و نیروهای آن را تضعیف کند و منابع مالی مورد استفاده حکومت برای حمایت از تروریسم را تحلیل ببرد.

آنها تاکید کرده‌اند این دستاوردها هزینه‌های قابل توجهی داشته است، اما این هزینه‌ها «قابل تحمل» بوده است.

نویسندگان با تاکید بر اینکه «در جهانی عادلانه، حکومت ایران باید مدت‌ها پیش سقوط کرده بود» استدلال کرده‌اند که سال‌ها کمبود بودجه برای ارتش آمریکا به تسریع دستیابی به این هدف کمکی نکرده و باید به درخواست دولت ترامپ برای افزایش و هوشمندانه‌تر شدن هزینه‌های دفاعی آمریکا توجه شود.

لیبی و فیلدز در پایان احتمال داده‌اند که تشدید تحریم‌ها بتواند به «ضربه نهایی» تبدیل شود با این حال، آنها نوشته‌اند اگر چنین اتفاقی رخ ندهد، منطقه همچنان گرفتار آشفتگی و درگیری خواهد بود و منافع غرب نیز همچنان آسیب خواهد دید مگر این‌که آمریکا و متحدانش، به تعبیر آنها، اراده و زرادخانه‌هایی ایجاد کنند که بتواند با ابزارهای در حال تحول جمهوری اسلامی برای اخاذی و اعمال فشار مقابله کند.

آزار جنسی یک کودک در تبریز، مساله فقط چهار مامور نیست

۲۷ شهریور ۱۴۰۵، ۱۵:۰۱ (‎+۱ گرینویچ)
•
نیکی محجوب
100%

تصویری که از بازداشت و ضرب و جرح یک نوجوان در تبریز منتشر شده، فقط درباره یک بازداشت نیست. آنچه در این تصاویر دیده می‌شود، پرسش بزرگ‌تری را پیش می‌کشد: وقتی یک کودک در اختیار پلیس قرار می‌گیرد، قانون باید با او چگونه رفتار کند؟

در تصاویر منتشرشده، نوجوانی را می‌بینیم که در جریان بازداشت با خشونت و رفتار تحقیرآمیز ماموران روبه‌رو می‌شود. ضرب‌وجرح، توهین و رفتاری که در جریان آن لباس او پایین کشیده می‌شود و بدنش لمس می‌شود، نمی‌تواند بخشی عادی از فرآیند بازداشت یک کودک تلقی شود.

پس از انتشار این تصاویر، جمهوری اسلامی تلاش کرده با طرح اتهام‌هایی علیه این نوجوان، روایت دیگری از ماجرا ارائه کند.

اما این اتهام‌ها مساله اصلی را تغییر نمی‌دهد. روایت رسمی حکومت، به‌خودی‌خود نمی‌تواند جای تحقیق مستقل را بگیرد و مهم‌تر از آن، حتی اگر کودکی مرتکب خطا یا جرمی شده باشد، هیچ ماموری حق ندارد او را کتک بزند، تحقیر کند یا با بدنش چنین رفتاری داشته باشد.

کودک، حتی وقتی متهم است، همچنان کودک است.

قانون برای همین لحظه‌هاست

در قوانین جمهوری اسلامی نیز برای کودکان و نوجوانان قواعد متفاوتی پیش‌بینی شده است.

عثمان سالاری، نایب‌رییس کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس، درباره رسیدگی به جرایم نوجوانان گفته است افراد ۱۵ تا ۱۸ سال در دادگاه اطفال و نوجوانان محاکمه می‌شوند و مطابق ماده ۱۴۶ قانون مجازات اسلامی، افراد نابالغ مسئولیت کیفری ندارند.

  • در پی واکنش گسترده مردم، مقام‌ها از بازداشت ماموران متعرض به نوجوان تبریزی خبر دادند

    در پی واکنش گسترده مردم، مقام‌ها از بازداشت ماموران متعرض به نوجوان تبریزی خبر دادند

درباره افراد زیر ۱۸ سال نیز اقدامات تامینی و تربیتی، از تحویل به والدین و تذکر و آموزش تا نگهداری در کانون اصلاح و تربیت، پیش‌بینی شده است.

این قواعد برای زمانی نوشته شده‌اند که کودک دچار خطا می‌شود؛ نه برای زمانی که کودک بی‌خطا است. بنابراین اگر حتی فرض کنیم این نوجوان مرتکب خطایی شده باشد، پاسخ به آن باید در همین چارچوب صورت بگیرد.

پلیس قرار نیست در خیابان یا هنگام بازداشت، مجازات را اجرا کند.

مامور پلیس قاضی نیست. او اختیار ندارد متهم را به تشخیص خودش تنبیه کند. وظیفه‌اش اجرای قانون و تحویل فرد به فرآیند قانونی است. وقتی پای کودک در میان است، این مسئولیت سنگین‌تر هم می‌شود.

مشکل فقط رفتار چند مامور نیست

در چنین پرونده‌ای، نمی‌توان همه چیز را به چند مامور محدود کرد و با اعلام اینکه «با ماموران خاطی برخورد شد» پرونده را بست.

سال‌هاست گزارش‌های فراوانی درباره نحوه برخورد نیروهای امنیتی و انتظامی جمهوری اسلامی با بازداشت‌شدگان منتشر می‌شود. عفو بین‌الملل در گزارشی در سال ۱۴۰۱ از مواردی چون شکنجه، ضرب‌وشتم، شلاق، شوک الکتریکی، تجاوز و دیگر اشکال خشونت جنسی علیه بازداشت‌شدگان، از جمله نوجوانان کم‌سن، خبر داده است.

در گزارش‌ها و روایت‌های متعدد، از خشونت فیزیکی برای گرفتن اعتراف، توهین و تحقیر، تهدید، بازرسی‌های بدنی تحقیرآمیز و آزار جنسی نیز سخن گفته شده است.

بخشی از این رفتارها نیز در همان ساعات و روزهای نخست بازداشت، در کلانتری‌ها و مراکز تحت نظارت پلیس امنیت و آگاهی رخ می‌دهد؛ زمانی که فرد بیشترین آسیب‌پذیری را دارد و هنوز وارد روند رسمی دادرسی نشده است.

این سابقه باعث می‌شود ماجرای نوجوان تبریزی را نتوان فقط یک اتفاق جداافتاده دید. پرسش این است که چه سازوکاری قرار است جلو چنین رفتاری را بگیرد و چرا با وجود سال‌ها هشدار درباره ضرورت برخورد تخصصی با کودکان، همچنان چنین برخوردهایی صورت می‌گیرد؟

  • دادستان شهر ری:‌ برای آزار جنسی دانش‌آموزان در نمازخانه مدرسه، پرونده باز کردیم

    دادستان شهر ری:‌ برای آزار جنسی دانش‌آموزان در نمازخانه مدرسه، پرونده باز کردیم

پلیس اطفال؛ قانونی که هنوز روی کاغذ مانده است

سال ۱۳۹۲ بحث لایحه پلیس اطفال مطرح شد و سال‌هاست بر ضرورت وجود ساختاری تخصصی برای مواجهه پلیس با کودکان و نوجوانان تأکید می‌شود. اما این لایحه همچنان به سرانجام نرسیده است.

دلیل اهمیت چنین ساختاری روشن است. کودک را نمی‌توان با همان منطق و همان روش‌هایی که درباره یک فرد بزرگسال به کار می‌رود، بازداشت و بازجویی کرد.

در نخستین برخورد، پلیس باید بداند با کودکی روبه‌روست که ممکن است ترسیده، مضطرب یا ناآگاه از حقوق خودش باشد. نحوه همین برخورد نخست می‌تواند آثار طولانی بر زندگی او بگذارد.

خشونت در کودکی فقط یک اتفاق گذرا نیست. تجربه خشونت می‌تواند بر رابطه کودک با خانواده، جامعه و نهادهای عمومی اثر بگذارد و نگاه او به قانون و امنیت را برای سال‌ها تغییر دهد. در نتیجه، خشونت علیه کودک فقط آسیب به یک فرد نیست؛ پیامد آن می‌تواند به کل جامعه بازگردد.

مسئولیت فقط با مامور تمام نمی‌شود

اگر ماموری در جریان بازداشت یک کودک مرتکب خشونت شده باشد، مسئولیت مستقیم رفتار او روشن است. اما مسئولیت حکومت نیز با اعلام برخورد با چند مامور پایان نمی‌یابد.

حکومتی که از کودک انتظار رعایت قانون دارد، پیش از هر چیز باید خودش قانون را رعایت کند.

کودک، حتی اگر متهم باشد، ابزار قدرت نیست. بدن او محل مجازات نیست و ترس او نباید ابزار اجرای قانون باشد. اگر قانون در برابر مامور مسلح از کودک حمایت نکند، دیگر سخن گفتن از «حقوق کودک» فقط تکرار چند کلمه روی کاغذ است.

این پرونده بیش از آنکه درباره اتهام یک کودک باشد، درباره مسئولیت حکومتی است که قدرت بازداشت او را در اختیار مامورانش گذاشته است. این مسئولیت با تکذیب، روایت‌سازی یا یک اعلامیه کوتاه درباره «برخورد با ماموران» تمام نمی‌شود؛ مسئولیت واقعی آنجاست که روشن شود چرا چنین رفتاری اساسا امکان وقوع پیدا کرده و چه تضمینی وجود دارد که دیگر هیچ کودکی، در هیچ کلانتری و هیچ بازداشتگاهی، قربانی آن نشود.