سنتکام: مسیر ۱۰۹ کشتی تجاری را در جریان محاصره دریایی ایران تغییر دادهایم


ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا، سنتکام، اعلام کرد نیروهای این کشور از ابتدای آغاز محاصره دریایی ایران تا ۲۹ شهریور، ۱۰۹ کشتی تجاری را مجبور به تغییر مسیر کردهاند.
سنتکام همچنین تصویری از یک ملوان نیروی دریایی ایالات متحده بر عرشه ناو «یواساس جان پل جونز» در حال نگهبانی منتشر کرد.






گروههای سیاسی که روزی جنبش «زن، زندگی، آزادی» را نارسا میخواندند، امروز با ارائه تفسیری همسو با ایدههای سیاسی خود، آن را تجسم خواسته خود میدانند. این وارونگی رویکرد تصادفی نیست. ریشهاش را باید در خود جنبش جست.
«زن، زندگی، آزادی» از ابتدا برنامه، سازمان یا نماینده واحدی نداشت، و دقیقا به همین دلیل، از همان نخستین روز، در معرض تفسیرهای رقیب قرار داشت.
این فقدانها، در روزهای نخست اعتراضات ۱۴۰۱، نه ضعف، که موتور بسیج بودند. مطالبههای سیاسی، فمینیستی، هویتی و طبقاتی، بدون آنکه نخ تسبیح ایدئولوژیک واحدی داشته باشند، کنار هم حرکت کردند؛ همین گشودگی بود که به خواستههای ناهمجنس اجازه داد، بدون پذیرش رهبری واحد، وارد خیابان شوند.
این وضعیت در نگاه اول «تکثر» به نظر میرسید، اما جای خود را به بیشکلی داد. تکثر زمانی به قدرت سازمانی بدل میشود که بتواند به تصمیم و نهاد ترجمه شود.
در «زن، زندگی، آزادی» چنین جهشی رخ نداد؛ تکثر خام ماند و با خاموش شدن خیابان، به بیشکلی فرسایشدهندهای بدل شد که هیچ ساختاری برای دفاع از خود نداشت. نیروهای سیاسی نیز، اگرچه در حرف از این تکثر تمجید میکردند، در عمل فقط بخشی از آن را میپذیرفتند که با آن موافق بودند.
اما بعد از افول خیابان، جریانهای سیاسی متفاوت، به رقابت بر سر تصاحب این جنبش مشغول شدند.
جنبشی بدون بستار سیاسی
از منظر سیاست نهادی، جنبش دستاورد چندانی نداشت. جمهوری اسلامی را سرنگون نکرد، تشکیلات خودش را نساخت و حتی اختلاف میان نیروهای اپوزیسیون خارج کشور را تشدید کرد.
حکومت، از راه سرکوب و بازداشت، اقتدار خود را حفظ کرد و کشتار دیماه ۱۴۰۴ نشان داد که این دستگاه سرکوب، فروکش نکرده، بلکه عمیقتر شده است.
اما جنبش «زن زندگی آزادی»، از راه امتناع گسترده زنان از حجاب اجباری، سبکهای زندگی متفاوت را ملموس کرد. حضور عمومی زنان بدون حجاب، قانون را ملغی نکرد، اما رابطه میان قانون و اجرای حکومتی را بر هم زد.
اثرهای فرهنگی هم گسترده بودند؛ بر موسیقی و سینما، گفتار عمومی، حافظه جمعی. بنابراین میتوان گفت برآیند این جنبش متناقض بود: جنبش در تصرف قدرت ناکام ماند اما مرزهای اطاعت اجتماعی را جابهجا کرد.
دلیل این تناقض را میتوان در محوریت شعار «زن، زندگی، آزادی» جست.
این شعار مثل یک دال تهی عمل کرد. ظرفی که هر جریان مضمون خودش را در آن میریخت؛ برای فمینیستها خودمختاری بدن زنان، برای پادشاهیخواهان امکانی برای تغییر قدرت، برای چپگرایان پیوند استثمار طبقاتی و سلطه قومی.
همین خالی بودن معنا بود که اجازه داد همه صداهای گوناگون زیر یک نام بایستند. اما یک دال تهی، برای آنکه به قدرت سیاسی پایدار بدل شود، باید در جایی به ترجمه نهادی و تصمیم سیاسی برسد. به سازمانی که بتواند از جانب آن سخن بگوید.
این جهش هرگز رخ نداد و تلاشهایی که انجام شد بینتیجه ماند. به همین سبب، گشودگی جنبش که بسیج اجتماعی را ممکن کرده بود، بعد از افول خیابان، به میدان جنگ معنا میان گروههای سیاسی بدل شد که اختلافات در میان اپوزیسیون جمهوری اسلامی را عمیقتر کرد.
از اختلافنظر تا تصاحب
اختلافنظرهای سیاسی پس از جنبش صرفا بر سر تاکتیک نبود، بر سر ماهیت خود اعتراضات بود. سوژه جنبش چه کسی بود، با چه سلطهای مخالفت میکرد، چرا ناکام ماند، آینده چگونه باید ساخته شود و ….
اینها سوالاتی با پاسخهای مبهم یا متفاوت برای هر گروه سیاسی بود. فمینیستها بر بدن زنان، خوانش قومی بر تبار و خاستگاه کُردی شعار، جمهوریخواهان بر نفی همزمان جمهوری اسلامی و حکومت موروثی، چپ رادیکال بر روابط طبقاتی، و پادشاهیخواهان بر شورش ملی تاکید داشتند.
این تفسیرها در فاز فعال جنبش کنار هم میماندند، چون هنوز افقی برای کنش مشترک باز بود. با سرکوب و بسته شدن این افق، پرسش عوض شد. دیگر مساله این نبود که کنش بعدی چگونه باید بهتر انجام شود، بلکه این بود که چه کسی حق نمایندگی جنبش را دارد.
به این معنا، وقتی راه کنش مشترک بسته شد، تنها میدانی که برای گروههای مختلف باقیماند، جنگ بر سر معنای این جنبش بود.
این موضوع صرفا یک خطای راهبردی نبود، برای جریانهای سیاسی بازنویسی و باز اندیشی تاریخی، ابزار قدرت است. در غیاب خیابان، تنها ارزی که در بازار اپوزیسیون خارج از کشور معامله میشود، روایت است و هرکس سهم بیشتری از روایت داشته باشد، یا روایتش دست بالا را بسازد، سهم بیشتری از مشروعیت فردا را هم خواهد داشت.
جریان چپ در طول خیزش «زن زندگی آزادی» از آن حمایت میکرد، اما طیفی از آنها آن را در عین حال به دلیل نبود اعتصاب کارگری ناکافی میدانستند و حتی گروههای رادیکالی نیز در این میان بودند که شعار جنبش را بورژوایی میخواندند.
چهار سال بعد، همین طیفها بیآنکه از نقد دیروزشان بگویند، جنبش ۱۴۰۱ را بزرگترین دستاورد جامعه مدنی خواندند.
پادشاهیخواهان مسیر متفاوتی رفتند. آنها از همان ابتدا از جنبش حمایت کردند، اما شعار موازی «مرد، میهن، آبادی» را هم خیلی زود به آن افزودند. شعاری که محل اختلاف با فمینیستها شد.
پادشاهیخواهان امروز میگویند دستاورد اصلی «زن، زندگی، آزادی» هموار کردن راه برای خیزش دیماه بوده و بدینترتیب جنبش پیشین را مرحله نخست فرآیندی میداند که لحظه تکاملش دیماه است.
نتیجه این است که دو جریان، از دو مسیر متضاد، به یک نقطه رسیدهاند. هر دو مدعی انحصاری تعلق و مالکیت همان سرمایه نمادین هستند. ادعایی که آنها را رو در روی هم قرار داده و این در حالی است که جنبشِ ۱۴۰۱ از رویکرد هر دو، گستردهتر بود.
منازعه بر سر آینده
اعتراضات دیماه نبرد میان جریانها را وارد مرحله تازهای کرد. این اعتراضات، اگرچه از دل نارضایتی اقتصادی برآمد، اما درون همان میدانی قدم گذاشت که خیزش پیشین ساخته بود؛ با این تفاوت بزرگ که اینبار یک چهره مشخص در مرکز توجه قرار گرفت.
همین تفاوت، پرسش رهبری را دوباره به مساله اصلی بدل کرد.
دقیقا در همینجاست که بحث بر سر علت ناکامی «زن، زندگی، آزادی» به یک نبرد سیاسی زنده تبدیل میشود. پاسخ به این پرسش که «چرا ۱۴۰۱ به نتیجه نرسید؟»، راهنمای برنامه امروز هر دو جریان است:
جریان پادشاهیخواهی تمام علت شکست را در «نبود رهبری واحد و تمرکز سیاسی» میبیند تا از این طریق، ضرورت گردهمآمدن حول یک چهره مشخص را تنها راه گذار عنوان کند.
در مقابل، جریان چپ و بعضا جمهوریخوهان، علت ناکامی را نه در فقدان رهبری، بلکه در «عدم پیوند مطالبات با معیشت فرودستان»، «نیامدن طبقه کارگر به میدان اعتصابات سراسری» و «نبود تشکلها و شوراهای افقی مستقل» میبینند؛ و بدین ترتیب، برنامه خود را بر ساختن تشکیلات طبقاتی و سازماندهی از پایین استوار میکنند.
به همین دلیل، نزاع بر سر چرایی ناکامی دیروز، بحثی تاریخی درباره گذشته نیست. این از هم اینک، بخشی از نبرد جانشینی و تعیین الگوی حکمرانی برای فرداست.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، گفت بهزودی درباره ایران تصمیم خواهد گرفت و ممکن است در آینده نزدیک «اتفاقهای بزرگی» رخ دهد. او گزینههای پیش روی خود را «از بین بردن ایران»، رها کردن آن برای «نابودی اقتصادی» یا دستیابی به توافق عنوان کرد.
تری یینگِست، خبرنگار فاکسنیوز، یکشنبه ۲۹ شهریور در برنامه صبحگاهی این شبکه گفت با ترامپ درباره وضعیت ایران گفتوگو کرده است.
به گفته یینگست، ترامپ گزینههای پیش روی خود را اینطور توصیف کرد: «نابود کردن ایران، رها کردن آنها تا از نظر اقتصادی بپوسند، یا رسیدن به یک توافق.سوال من این است که آیا و چه زمانی کل کشور را منفجر کنم؟ بهتر است درست رفتار کنند.»
ینگست همچنین از ترامپ درباره حضور مسعود پزشکیان، رییس دولت جمهوری اسلامی، در مجمع عمومی سازمان ملل متحد و احتمال دیدار با او پرسید و ترامپ پاسخ داد که احتمالا برای چنین دیداری آمادگی دارد.
مریم رحمتی، خبرنگار ایراناینترنشنال در نیویورک، گزارش داد دولت ترامپ برای هیات جمهوری اسلامی که برای شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل به نیویورک میرود، محدودیتهایی بیش از سالهای گذشته اعمال کرده است.
بر اساس این گزارش، پزشکیان و عباس عراقچی، وزیر امور خارجه و دیگر اعضای هیات با وجود دریافت ویزا، تنها اجازه رفتوآمد میان فرودگاه جان اف کندی، هتل محل اقامت، نمایندگی جمهوری اسلامی و مقر سازمان ملل را دارند.
وزارت خارجه آمریکا همچنین خرید این مقامها از فروشگاههایی مانند کاستکو و بیجیز، دو فروشگاه زنجیرهای عمدهفروشی مبتنی بر عضویت در آمریکا، و فروشگاههای لوکس را ممنوع کرده است.
ترامپ با وجود هشدارهای صادرشده برای شهروندان آمریکایی در سراسر منطقه گفت این آخر هفته را متفاوت از دیگر آخر هفتهها نمیداند.
رییسجمهوری آمریکا همچنین گفت ایالات متحده بهطور مداوم با حوثیها در ارتباط است و آنها پذیرفتهاند با آمریکا وارد جنگ نشوند.
در ادامه برنامه، مجری از یبنگست پرسید منظور ترامپ از «آینده نهچندان دور» چند ساعت یا چند روز است.
ینگست پاسخ داد ترامپ درباره دشواریهای دولت آمریکا در تعامل با جمهوری اسلامی صحبت کرده و گفته است برخی مقامهایی که میتوانند در دستیابی به توافق نقش داشته باشند، «مثل موشها پنهان شدهاند».
خبرنگار فاکسنیوز افزود دولت ترامپ در ایران با دو گروه روبهروست: «صداهای میانهروتر»، از جمله پزشکیان و عباس عراقچی، و مقامهای تندروی سپاه پاسداران که همچنان در تلاش برای حمله به نیروهای آمریکایی در سراسر خاورمیانهاند.
فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) عصر یکشنبه اعلام کرد در ادامه اجرای محاصره دریایی جمهوری اسلامی، نیروهای این فرماندهی تا ۲۹ شهریور ۱۰۹ شناور تجاری را برای اطمینان از «رعایت کامل» محدودیتها تغییر مسیر دادهاند.
حسن قشقاوی، سخنگوی کمیسیون امنیت ملی مجلس، نیز اعلام کرد این کمیسیون ماده ۱۰ طرح «اقدام راهبردی تامین امنیت و پیشرفت تنگه هرمز» را تصویب کرده است.
بر اساس این ماده، احداث، بهرهبرداری و توسعه زیرساختهای ارتباطی و فناوری اطلاعات، از جمله فیبر نوری، در محدوده تنگه هرمز به موافقت مراجع جمهوری اسلامی منوط میشود.
همزمان، قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا تهدید کرد در صورت اقدام آمریکا علیه جمهوری اسلامی، پایگاهها و منافع این کشور در منطقه هدف قرار خواهند گرفت و کشورهای همراه آمریکا نیز با پاسخ نیروهای مسلح جمهوری اسلامی روبهرو خواهند شد.
اظهارات تازه ترامپ در حالی بیان میشود که نزدیک به هفت ماه از آغاز جنگ آمریکا و جمهوری اسلامی میگذرد و تلاشها برای دستیابی به توافقی پایدار تاکنون به نتیجه نرسیده است.
یادداشت تفاهم خرداد، که زمینه یک دوره ۶۰ روزه برای مذاکرات توافق نهایی را فراهم کرده بود، به توافق نهایی منجر نشد و دو طرف بر سر اجرای مفاد آن اختلاف داشتند.
محاصره دریایی جمهوری اسلامی که آمریکا از ۲۳ تیر از سر گرفته است، همچنان ادامه دارد و مذاکرات درباره ترتیبات تنگه هرمز نیز هنوز به توافق نهایی نرسیده است.
منابع آگاه از وضعیت شهروندان بهائی در ایران به ایراناینترنشنال گفتند ماموران وزارت اطلاعات پس از تفتیش خانههای پنج عضو یک خانواده بهائی در شیراز، وسایل و اسنادشان را ضبط کردند و پنج نفر از آنها را به بازداشتگاه این نهاد احضار کردند.
مینا، مهشید، محبوبه، پژمان و پرهام زارع خواهر و برادرند و نازنین نیکوسرشت همسر پژمان زارع است.
منابع ایراناینترنشنال یکشنبه ۲۹ شهریور گفتند این یورشها بهصورت هماهنگ و همزمان انجام شد و ماموران علاوه بر خانههای این شهروندان، انبار مرتبط با محل کار پرهام زارع را نیز بازرسی کردند.
فشار نهادهای امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی بر شهروندان بهائی در هفتههای گذشته افزایش یافته است.
جامعه جهانی بهائی سوم شهریور در بیانیهای اعلام کرد ماموران حکومتی از ۳۱ مرداد تا سوم شهریور به خانهها و محلهای کار بهائیان در هفت استان یورش بردند، ۱۱ نفر را بازداشت یا روانه زندان کردند و اموال شخصی و ابزارهای کار شماری از خانوادهها را با خود بردند.
پس از آن نیز شماری از شهروندان بهائی در شهرهایی از جمله شیراز و کرج به دست نیروهای امنیتی بازداشت شدند.
۱۳ کارشناس سازمان ملل نیز ۱۲ مرداد با اشاره به بازداشت یا زندانی بودن دهها شهروند بهائی در ایران، درباره افزایش سرکوب این اقلیت دینی و گزارشهای مربوط به شکنجه، ناپدیدسازی قهری و اعترافات اجباری هشدار دادند
ماموران اعضای خانواده را «نجس» خطاب کردند
در جریان یورش به ساختمان محل سکونت پژمان و مینا زارع، هشت مامور وزارت اطلاعات با دو خودرو در محل حاضر شدند. چهار مامور خانه پژمان زارع و نازنین نیکوسرشت و چهار مامور دیگر خانه مینا زارع در طبقه بالای همان ساختمان را تفتیش کردند.
منابع ایراناینترنشنال گفتند ماموران هنگام تفتیش خانه پژمان زارع و همسرش، اعضای خانواده را به دلیل بهائی بودن «نجس» خطاب کردند.
به گفته این منابع، هنگام ورود ماموران، نیکوسرشت لباس خواب به تن داشت و یکی از ماموران زن او را به اتاقی برد و وادار کرد در حضورش لباس خود را عوض کند.
ماموران تلفن همراه نیکوسرشت، تعدادی کتاب و تصویر مرتبط با آیین بهائی، اسناد مربوط به شکایتها و پیگیریهای حقوقی زارع و نامه پزشکی قانونی او را ضبط کردند.
بخشی از این اسناد به بازداشت پیشین زارع مربوط بود. او ۲۴ اسفند ۱۴۰۴ بازداشت شد و پس از دورهای بازجویی که با ضربوشتم همراه بود، ۲۴ مرداد سال جاری با سپردن وثیقه از زندان عادلآباد شیراز آزاد شد.
زارع در دوران بازداشت و پس از آزادی موقت، در اعتراض به نحوه برخورد ماموران، ضربوشتم و تخلفات در روند رسیدگی به پروندهاش، نامههایی به دفتر ریاستجمهوری، رییس قوه قضاییه و کمیسیون اصل ۹۰ مجلس ارسال کرده بود.
او همچنین در ارتباط با رفتار خشونتآمیز و ضربوشتم از سوی بازجویان، در دادسرای نظامی استان فارس شکایت کرده بود.
منابع ایراناینترنشنال گفتند ماموران در یورش ۲۹ شهریور، با اشاره به این نامهها و پیگیریهای حقوقی، با لحنی تمسخرآمیز به زارع گفتند: «نامههایی که نوشتی سلام میرسانند.»
ضبط وسایل شخصی و احضار پنج شهروند به «پلاک ۱۰۰»
همزمان، ماموران در خانه مینا زارع تلفن همراه، تصاویر و کتابهای مرتبط با آیین بهائی و شماری از وسایل شخصی او را ضبط کردند.
به گفته منابع ایراناینترنشنال، تلفن همراه زارع از ابزارهای مورد نیاز او برای کار بود، اما ماموران با وجود توضیح او درباره نیاز شغلیاش به این وسیله، آن را با خود بردند.
در یورش به خانه پرهام زارع نیز ماموران سه تلفن همراه و دو لپتاپ را ضبط کردند. آنها همچنین انبار محل کار او را بازرسی کردند و دوربین نصبشده در محل را با خود بردند.
ماموران در خانه محبوبه زارع چند تلفن همراه و تعدادی کتاب مرتبط با آیین بهائی را ضبط کردند.
در جریان تفتیش خانه مهشید زارع نیز دو لپتاپ، سه تلفن همراه، طلا، مقداری دلار، هارد اکسترنال، گذرنامه و مدارک شناسایی او ضبط شد.
منابع ایراناینترنشنال گفتند بازرسی این خانهها بر اساس حکمی انجام شد که نشانی منازل مورد یورش در آن درج نشده بود.
در پایان این یورشها، به نازنین نیکوسرشت، مینا زارع، مهشید زارع، محبوبه زارع و پرهام زارع احضاریه ابلاغ شد.
بر اساس این احضاریهها، این پنج شهروند بهائی باید چهارشنبه اول مهر در بازداشتگاه وزارت اطلاعات موسوم به «پلاک ۱۰۰» حاضر شوند.
برآوردهای غیررسمی، جمعیت بهائیان ایران را بیش از ۳۰۰ هزار نفر نشان میدهد، اما قانون اساسی جمهوری اسلامی اسلام را دین رسمی و مسیحیت، یهودیت و زرتشتی را اقلیتهای دینی بهرسمیتشناختهشده میداند و آیین بهائی را به رسمیت نمیشناسد.
بهائیان، بزرگترین اقلیت دینی غیرمسلمان ایران، از زمان انقلاب ۱۳۵۷ با سرکوب سیستماتیک و نفرتپراکنی حکومتی روبهرو بودهاند.
دستگاه قضایی جمهوری اسلامی اعلام کرد مرکز آموزش زبان فرانسه (CLF)، وابسته به سفارت فرانسه در تهران، با دستور دادستانی پلمب شده است.
خبرگزاری میزان، رسانه قوه قضاییه، یکشنبه ۲۹ شهریور با اعلام این خبر نوشت این مرکز سالها «تحت پوشش» آموزش زبان خارجی فعالیت میکرد و با وجود اخطارهای متعدد «نهادهای قانونی» برای دریافت مجوز، از انجام این کار خودداری کرده بود.
این خبرگزاری مرکز آموزش زبان فرانسه را به استفاده از آموزش زبان برای اجرای «پروژههای ضد فرهنگ ایرانی-اسلامی» و اقداماتی «بر خلاف امنیت ملی» متهم کرد و نوشت این مرکز اقدام به «شناسایی، شبکهسازی و تسهیل خروج نخبگان از کشور» میکرد.
همزمان، یکی از مخاطبان ایراناینترنشنال در تهران در پیامی خبر داد مرکز آموزش زبان فرانسه در خیابان ابیورد، بنبست کیمیا، هدف یورش نیروهای لباسشخصی قرار گرفته است.
به گفته این مخاطب، کارکنان و معلمان این مرکز مورد آزار قرار گرفتند و کلاسهای آن تعطیل شد.
پلمب این مرکز چهار روز پس از اظهارات ژان نوئل بارو، وزیر خارجه فرانسه، در چهارمین سالگرد قتل حکومتی مهسا ژینا امینی صورت گرفت.
بارو چهارشنبه ۲۵ شهریور در شبکه اجتماعی ایکس نوشت مرگ امینی فریاد «زن، زندگی، آزادی» را در ایران و جهان طنینانداز کرد و «سرکوب خونین حکومت ایران» نمیتواند آن را خاموش کند.
او تاکید کرد فرانسه مهسا امینی را فراموش نمیکند و در کنار زنان و مردان ایرانی «خواهان عدالت و کرامت» میایستد. بارو افزود ایرانیان باید بتوانند آزادانه درباره آینده خود تصمیم بگیرند و حقوق بنیادین آنها باید رعایت شود.
رسانه قوه قضاییه بدون ارائه جزییات بیشتر درباره این اتهامها و مصادیق آنها، مرکز آموزش زبان فرانسه را «غیرقانونی» معرفی کرد و نوشت فعالیت آن در ادامه «فعالیتها و اقدامات غیرقانونی و خارج از عرف دیپلماتیک فرانسه» صورت گرفته است.
میزان در پایان نوشت احترام به قوانین و مقررات کشور میزبان و اجرای آنها از سوی سفارتهای خارجی، در عرف بینالمللی الزامی است.
دستگاه قضایی جمهوری اسلامی در سالهای گذشته نیز با مراکز آموزش زبان و موسسات اعزام دانشجو به خارج از کشور برخورد کرده بود.
۲۹ مهر ۱۴۰۳، ولیالله مهبودی، معاون حقوق عامه دادستان تهران، از برنامه دادستانی برای شناسایی و پلمب مراکز «غیرمجاز» اعزام دانشجو به خارج از کشور و مسدود کردن وبسایتهای آنها خبر داد.
مهبودی گفت فهرست این موسسات تهیه و در اختیار فراجا قرار گرفته و فعالیت آنها در فضای مجازی نیز «رصد و شناسایی» خواهد شد.
پیش از آن، ۳۰ مرداد ۱۴۰۳، موسسه آموزش زبان آلمانی «گوته» در تهران با حضور ماموران انتظامی و لباسشخصی پلمب شد. شاهدان عینی گفتند ماموران هنگام پلمب این مرکز خطاب به زبانآموزان فریاد میزدند: «کجا میخواهید بروید؟»
قوه قضاییه پس از پلمب گوته، این مرکز وابسته به آلمان را به «نقض قوانین کشور» و ارتکاب «اعمال غیرقانونی متعدد و تخلفات گسترده مالی» متهم کرد.
بهدنبال تشدید تنشها میان تهران و واشینگتن، قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا با انتشار بیانیهای اعلام کرد آمریکا در پی آن است که با همکاری برخی کشورهای منطقه بار دیگر «اقداماتی» را علیه جمهوری اسلامی آغاز کند.
بر اساس این بیانیه که یکشنبه ۲۹ شهریور منتشر شد، آمریکا «بار دیگر تصمیم گرفته است با چراغ سبز برخی کشورهای منطقه در نشستی مشترک در یکی از کشورهای اروپایی، اقداماتی علیه ایران اسلامی را از سر بگیرد».
این نهاد نظامی تهدید کرد در صورت «خطای» ایالات متحده، تمامی پایگاهها و منافع این کشور در منطقه «بدون هیچگونه محدودیت و ملاحظهای» هدف قرار خواهند گرفت.
قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا همچنین کشورهای منطقه را به در پیش گرفتن «سیاستی دوگانه» در قبال حکومت ایران متهم کرد و هشدار داد اگر این رویکرد ادامه یابد و این کشورها با «تجاوز» آمریکا همراه شوند، نیروهای مسلح جمهوری اسلامی «خویشتنداری» نخواهند کرد.
این بیانیه ساعاتی پس از آن منتشر شد که رسانهها گزارش دادند دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، اقامت آخر هفته خود در کمپ دیوید را کوتاه کرده و به کاخ سفید بازگشته است.
۲۴ شهریور، پایگاه خبری اکسیوس نوشت فرماندهان ارشد نظامی آمریکا، اسرائیل و هشت کشور عربی هفته پیش از آن در نشستی محرمانه در آلمان درباره جنگ ایران و تنشهای منطقهای گفتوگو کردند.
اندکی پس از انتشار این گزارش، فرماندهی مرکزی ایالات متحده، سنتکام، برگزاری این نشست را تایید کرد.
در هفتههای اخیر، حملات سپاه پاسداران به کشتیهای تجاری در تنگه هرمز و اقدامات گروههای نیابتی تهران، از جمله حوثیهای یمن، به تشدید تنشها در منطقه دامن زده است.
در سوی دیگر، آمریکا کارزار فشار اقتصادی بر جمهوری اسلامی را شدت بخشیده است و میکوشد شریانهای مالی حکومت ایران را محدود کند.
محسن رضایی کشتیها و شرکتهای آمریکایی را تهدید کرد
محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، یکی دیگر از مقامهای جمهوری اسلامی بود که آمریکا و کشورهای منطقه را تهدید کرد.
رضایی در مصاحبه با شبکه خبری الجزیره گفت در صورت ازسرگیری جنگ، کشتیهای آمریکایی «در هر نقطه از اقیانوس هند» هدف قرار خواهند گرفت.
او همچنین شرکتها و بنگاههای آمریکایی فعال در منطقه، از جمله شرکتهای حفاری، را به حمله تهدید کرد و افزود چنین اقدامی در واکنش به «حمله آمریکا به اقتصاد ایران» انجام خواهد شد.
رضایی هشدار داد اگر کشورهای همسایه در اعمال تحریمها و محاصره اقتصادی ایران با آمریکا همکاری کنند، «مجازات» خواهند شد و «ما کشتیهای آن کشور را در تنگه هرمز تنبیه خواهیم کرد».
در روزهای اخیر، گمانهزنیها درباره احتمال ازسرگیری جنگ ایران و گسترش دامنه درگیریها افزایش یافته است.
محمدباقر قالیباف، رییس مجلس شورای اسلامی، ۲۹ شهریور در جلسه مجازی مجلس گفت جنگ و مذاکره از یکدیگر جدا نیستند.
او اضافه کرد: «ما معتقدیم دوگانه جنگ یا مذاکره واقعی نیست، بلکه هم باید جنگید و هم مذاکره کرد. باید معقول و مقتدرانه جنگید و در زمان مناسب، با اقتدار و عقلانیت مذاکره کرد.»
جمهوری اسلامی با وجود بحران عمیق اقتصادی و افزایش فشارهای معیشتی بر مردم ایران، همچنان بر سیاست خارجی تنشآفرین خود، بهویژه رویارویی با آمریکا، تاکید میکند.