بر اساس آمار گمرکی که پس از ماهها تاخیر منتشر شده، تجارت خارجی ایران از زمان آغاز درگیری جمهوری اسلامی با ایالات متحده بهشدت کوچک شده و صادرات غیرنفتی و واردات این کشور حدود یکچهارم یا بیشتر کاهش یافته است.
ایران تا ۲۵ مرداد، یعنی در پنج ماه اول سال ۱۴۰۵، حدود ۱۵ میلیارد دلار کالای غیرنفتی، از جمله گاز طبیعی و گاز مایع (LPG)، صادر کرده است. این رقم نزدیک به ۳۰ درصد کمتر از رقمی است که برای پنج ماه نخست سال گذشته گزارش شده بود.
واردات نیز در همین دوره نزدیک به پنجماهه به حدود ۱۷ میلیارد دلار کاهش یافته که تقریبا یکچهارم کمتر از رقم ثبتشده برای کل پنج ماه نخست سال گذشته است.
این ارقام از وخامت شدید تجارت ایران در جریان جنگی حکایت دارد که صنایع کلیدی و مسیرهای کشتیرانی را مختل کرده و فشار بیشتری بر اقتصادی وارد آورده است که پیش از این نیز با سالها تحریم، کاهش درآمدهای نفتی و کمبود مزمن ارز خارجی دستوپنجه نرم میکرد.
ایالات متحده از زمان آغاز درگیری در ۹ اسفند فشار اقتصادی بر تهران را تشدید کرده و همزمان، در بحبوحه اختلال در کشتیرانی از طریق تنگه هرمز، محاصره دریایی ایران را اعمال کرده است.
مقامهای گمرکی ایران جزییات دقیقی از کاهش صادرات غیرنفتی منتشر نکردهاند. با این حال، تازهترین ارقام نشان میدهد صادرات غیرنفتی برای دومین سال پیاپی کاهش یافته است و مجموع صادرات در دوره نزدیک به پنجماهه امسال، تقریبا یکسوم کمتر از سطح ثبتشده در پنج ماه نخست سال ۱۴۰۴ است.
عملکرد واردات در بازه زمانی طولانیتر حتی بدتر بوده است؛ بهطوری که رقم اخیر تقریبا ۴۰ درصد کمتر از میزان واردات ثبتشده در پنج ماه نخست سال۱۴۰۴ است.
پتروشیمی و فولاد هدف حملات قرار گرفتند
حملات، فعالیت دو صنعت از مهمترین صنایع صادرات غیرنفتی ایران، یعنی پتروشیمی و فولاد، را مختل کرد.
ایران در سال مالی گذشته خود حدود ۴۵ میلیارد دلار کالای غیرنفتی صادر کرد که از این میزان پتروشیمی و فولاد در مجموع حدود ۱۷ میلیارد دلار، معادل ۳۷ درصد کل صادرات غیرنفتی را تشکیل میدادند.
حملات اسرائیل در ماه مارس مراکز عمده پتروشیمی ایران در ماهشهر و عسلویه و همچنین تولیدکنندگان بزرگ فولاد، از جمله فولاد مبارکه و فولاد خوزستان را هدف قرار داد.
دولت ایران پس از آن صادرات طیف گستردهای از محصولات پتروشیمی و فولادی را برای مدت دو تا سه ماه متوقف کرد. مجوز صادرات برخی محصولات بعدا دوباره صادر شد، اما دولت اعلام نکرده است که این صنایع در پنج ماه نخست سال جاری چه میزان صادرات داشتهاند.
به همین دلیل، تعیین دقیق اینکه چه میزان از کاهش کلی صادرات غیرنفتی ناشی از اختلال در این بخشها بوده، دشوار است.
با این حال، با توجه به اهمیت این صنایع برای درآمدهای صادراتی ایران، هرگونه اختلال طولانیمدت در تولید، حملونقل یا فروش خارجی آنها تاثیر قابل توجهی بر تراز تجاری کشور خواهد داشت.
کاهش سریع صادرات نفت
به نظر میرسد افت صادرات نفت ایران حتی شدیدتر بوده باشد.
مقامهای گمرکی ایران آمار صادرات نفت را منتشر نمیکنند. با این حال، دادههای شرکت کپلر که ایراناینترنشنال آنها را مشاهده کرده، نشان میدهد متوسط فروش روزانه نفت خام و میعانات گازی ایران به چین در پنج ماه نخست سال جاری خورشیدی اندکی بیش از یک میلیون بشکه در روز بوده است؛ رقمی که حدود ۴۰ درصد کمتر از مدت مشابه سال گذشته است.
کل صادرات نفت کوره ایران به بازارهای بینالمللی نیز بهشدت کاهش یافته و بهطور متوسط به حدود ۹۶ هزار بشکه در روز رسیده است؛ یعنی ۵۷ درصد کاهش نسبت به سال گذشته.
این روند نزولی در ماههای اخیر شتاب بیشتری گرفته است.
بر اساس برآوردهای کپلر، صادرات نفت ایران به چین، بزرگترین مشتری نفت این کشور، در ماه جاری به حدود ۵۲۰ هزار بشکه در روز کاهش یافته است؛ در حالی که میانگین این رقم در دو ماه گذشته حدود ۸۰۰ هزار بشکه در روز بود.
برای مقایسه، جمهوری اسلامی در آغاز جنگ روزانه حدود ۱.۷ میلیون بشکه نفت خام و میعانات گازی به چین میفروخت.
صادرات نفت کوره ایران نیز از میانگین حدود ۲۲۰ هزار بشکه در روز در آغاز جنگ به ۶۱ هزار بشکه در روز در ماه اوت کاهش یافته است.
سقوط صادرات نفت کوره همزمان با وخامت شدید تجارت ایران با امارات متحده عربی رخ داده است.
امارات در سال گذشته بزرگترین خریدار نفت کوره ایران بود و بیش از ۷۰ درصد صادرات نفت کوره ایران را به خود اختصاص میداد. اما پس از حملات گسترده ایران به امارات، این تجارت تقریبا متوقف شده است.
مالزی، سنگاپور و چین نیز از زمان آغاز درگیری، خرید نفت کوره ایران را تا حد زیادی متوقف کردهاند.
افزایش فشار بر اقتصاد ایران
کاهش همزمان صادرات نفتی و غیرنفتی احتمالا فشار بیشتری بر وضعیت از پیش دشوار منابع ارزی ایران وارد خواهد کرد.
در عین حال، کاهش واردات نشان میدهد شرکتها و مصرفکنندگان ایرانی برای دسترسی به کالاهای خارجی، مواد اولیه، ماشینآلات و محصولات واسطهای با دشواری فزایندهای روبهرو هستند.
بنابراین، آمار تجارت خارجی از وخامتی گستردهتر از صرفا کاهش صادرات حکایت دارد. ایران بهطور همزمان درآمدهای صادراتی خود را از دست میدهد و تواناییاش برای واردات کالاهای مورد نیاز جهت تداوم تولید داخلی کاهش مییابد.
اگر کاهش محمولههای نفتی ادامه پیدا کند، فشار بر ذخایر ارزی تهران و توانایی آن برای تامین مالی واردات میتواند در ماههای آینده بیش از پیش افزایش یابد.
برای اقتصادی که بهشدت به درآمدهای نفتی و واردات نهادههای صنعتی وابسته است، تازهترین ارقام نشان میدهد هزینههای اقتصادی جنگ بسیار فراتر از بخش انرژی گسترش یافته است.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا و مشاوران ارشد او در حال بررسی طرحی برای حملات محدود به مواضع جمهوری اسلامی در اطراف تنگه هرمز هستند؛ طرحی که هدف آن جلوگیری از بازسازی توان راداری، پدافند هوایی و موشکهای ضدکشتی تهران برای حمله به کشتیهاست.
وبسایت آمریکایی اکسیوس دوشنبه ۹ شهریور به نقل از سه مقام آمریکایی گزارش داد فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا، سنتکام، طی هفته گذشته این طرح را تهیه کرده است. به نوشته اکسیوس پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، از این طرح حمایت کرده است.
ترامپ پیش از حملات متقابل آمریکا و جمهوری اسلامی در شامگاه هشتم شهریور این طرح را تایید نکرده بود، اما ممکن است پس از تشدید تازه تنشها با اجرای آن موافقت کند.
یک مقام آمریکایی گفت هدف این طرح کاهش خطر حملات جمهوری اسلامی به نفتکشها، شناورهای نیروی دریایی و هواپیماهای نیروی هوایی آمریکا است.
او هدف از این طرح را «کوتاه کردن چمن» توصیف کرد؛ به این معنا که با حملات دورهای، از بازسازی توان نظامی جمهوری اسلامی جلوگیری شود.
کاخ سفید در واکنش به این گزارش اعلام کرد: «رییسجمهوری همه گزینهها را در اختیار دارد. ایرانیها میخواهند توافق کنند، اما همیشه دیر میرسند و یک قدم عقباند.»
نگرانی از بازسازی توان نظامی جمهوری اسلامی
به گزارش اکسیوس، ارتش آمریکا طی دو ماه گذشته با تضعیف تواناییهای نظامی جمهوری اسلامی، عملیات مینروبی و هدایت کشتیها در تنگه هرمز، بهتدریج کنترل بخش عمده این آبراه را در دست گرفته است.
این اقدامات توان جمهوری اسلامی برای حمله به نفتکشها را محدود کرده و در عین حال امکان عبور کشتیهای بیشتر و افزایش صادرات نفت از تنگه هرمز را فراهم کرده است.
مقامهای آمریکایی گفتند سنتکام در روزهای اخیر از تلاش جمهوری اسلامی برای بازسازی توان راداری، پدافند هوایی و موشکهای ضدکشتی خود در اطراف تنگه هرمز نگران شده است.
یکی از مواردی که این نگرانی را افزایش داد، شلیک یک موشک پدافند هوایی جمهوری اسلامی به سوی یک جنگنده اف-۳۵ آمریکا بود که در حال پشتیبانی از کشتیها در تنگه هرمز بود.
به گفته یک مقام آمریکایی، موشک به اندازهای به جنگنده نزدیک نشد که تهدیدی برای آن ایجاد کند، اما این رویداد نشانهای از تلاش جمهوری اسلامی برای بازسازی توان نظامی خود بود.
سنتکام در روزهای اخیر به هگست، دن کین، رییس ستاد مشترک نیروهای مسلح آمریکا، و کاخ سفید اعلام کرده ممکن است برای عبور نسبتا امن روزانه دهها نفتکش از خلیج فارس، انجام حملات دورهای به مواضع جمهوری اسلامی ضروری باشد.
تشدید دوباره درگیریها
مقامهای آمریکایی گفتند هگست از طرح سنتکام حمایت کرده و آن را چند روز پیش برای کاخ سفید فرستاده است.
کاخ سفید هفته گذشته برای جلوگیری از تشدید تنش با جمهوری اسلامی، به تایید این حملات تمایل نداشت، اما حملات موشکی بالستیک جمهوری اسلامی به پایگاههای آمریکا در اردن میتواند محاسبات ترامپ را تغییر دهد.
حملات جمهوری اسلامی پس از آن انجام شد که نیروهای آمریکایی مواضع نیروهای سپاه پاسداران در جزیره لارک را هدف قرار دادند. به گفته یک مقام آمریکایی، این نیروها در حال آمادهسازی برای پرتاب راکتهای حامل مین دریایی به داخل تنگه هرمز بودند.
جمهوری اسلامی در واکنش، با موشکهای بالستیک پایگاههای محل استقرار نیروهای آمریکایی در اردن را هدف قرار داد.
این حملات نخستین تبادل مستقیم آتش میان جمهوری اسلامی و آمریکا در تیرماه بود و خطر گسترش دوباره درگیری نظامی میان دو طرف را افزایش داد.
ترامپ دوشنبه ۹ شهریور در واکنش به حملات جمهوری اسلامی به فاکسنیوز گفت: «ضربه سختی به آنها خواهیم زد. پاسخ خواهیم داد.»
مقامهای آمریکا و جمهوری اسلامی پس از حملات متقابل به جزیره لارَک در استان هرمزگان و پایگاههای آمریکا در اردن، یکدیگر را به حملات شدیدتر تهدید کردند. رییسجمهوری آمریکا، گفت واشینگتن «ضربه سختی» خواهد زد و یک منبع ایرانی از «پاسخی سخت» به حمله مجدد آمریکا خبر داد.
ترامپ دوشنبه ۹ شهریور در گفتوگو با فاکسنیوز گفت ایالات متحده به حمله شبانه جمهوری اسلامی به نیروهای آمریکایی در اردن پاسخ خواهد داد.
او همچنین گفت جمهوری اسلامی بهشدت خواهان دیدار با مقامهای آمریکا است، اما نمیداند آیا میتوان برای دستیابی به توافق روی تهران حساب کرد یا نه. ترامپ افزود تحریمهای کنونی آمریکا علیه جمهوری اسلامی «بهشدت» در حال اثرگذاری است.
یک منبع ارشد ایرانی که اطلاع مستقیم از روند تصمیمگیری در جمهوری اسلامی دارد، به شرط ناشناس ماندن به رویترز گفت درگیریهای شبانه میان تهران و واشینگتن همچنان «رویارویی محدود و مهارشده» است، اما هشدار داد در صورت حمله مجدد آمریکا، تهران «پاسخی سخت» خواهد داد.
این منبع گفت شرایط در تنگه هرمز برای شناورهایی که مقررات تعیینشده از سوی تهران برای عبور از این آبراه را نقض کنند، «بدتر خواهد شد» و افزود هیچ هدفی خارج از دسترس جمهوری اسلامی نیست.
محمدرضا نقدی، مشاور عالی فرمانده کل سپاه پاسداران، به المیادین گفت بیش از ۹۰ درصد ذخایر موشکی جمهوری اسلامی دستنخورده باقی مانده و هشدار داد در صورت حمله مجدد، آمریکا «بهای سنگینی» خواهد پرداخت.
او افزود جمهوری اسلامی هنوز وارد «جنگ نامتقارن» نشده و منظور از آن «جنگ در والاستریت، منهتن و هر مکان و هر زمان» است.
پیام ترامپ درباره جزیره خارک
همزمان با افزایش تنشها، جیدی ونس، معاون رییسجمهوری آمریکا، گفت پست ترامپ درباره «متلاشی شدن» جزیره خارک، به نظر او پیامی به جمهوری اسلامی بود.
ترامپ صبح دوشنبه انیمیشنی در تروثسوشال منتشر کرد که تاسیسات نفتی یک جزیره را در حال بمباران نشان میداد و نوشت: «جزیره خارک در حال متلاشی شدن.»
ونس در پاسخ به پرسشی درباره این پست گفت ترامپ درباره اقدامات نظامی در شبکههای اجتماعی اطلاعرسانی نمیکند، اما افزود: «فکر میکنم او در حال ارسال پیامی برای ایرانیهاست.»
با این حال، یک مقام آمریکایی دوشنبه به رویترز گفت ارتش آمریکا در حملات شبانه جزیره خارک را هدف قرار نداده است. رویترز نیز نوشت بررسی این ویدیو نشان داد تصاویر منتشرشده از سوی ترامپ به احتمال زیاد با هوش مصنوعی ساخته شدهاند.
پیش از آغاز جنگ در ۹ اسفند ۱۴۰۴، حدود ۹۰ درصد صادرات نفت ایران از جزیره خارک انجام میشد و حمله به این جزیره میتواند تجارت انرژی ایران را بهشدت مختل و فشار زیادی بر اقتصاد کشور وارد کند.
ونس همچنین درباره آسیبپذیریهای ناشی از ادامه عملیات آمریکا در ایران به سیاسپن گفت این موضوع برای واشینگتن نگرانکننده است، زیرا آمریکا «سالها به اندازه کافی برای تقویت ارتش سرمایهگذاری نکرده است».
دور تازه حملات متقابل
دور تازه درگیری مستقیم آمریکا و جمهوری اسلامی شامگاه یکشنبه ۸ شهریور با حمله نیروهای آمریکایی به جزیره لارک در تنگه هرمز آغاز شد.
یک مقام آمریکایی گفت نیروهای این کشور دو پرتابگر سپاه پاسداران را در لارک هدف قرار دادند که برای شلیک راکتهای حامل مینهای دریایی به تنگه هرمز آماده میشدند. سنتکام این عملیات را اقدامی «محدود و دقیق» برای رفع یک تهدید «قریبالوقوع» خواند.
خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران، دوشنبه ۹ شهریور گزارش داد شمار کشتههای حمله آمریکا به لارک به سه نفر رسیده است.
سپاه پاسداران نیز اعلام کرد در واکنش به حمله آمریکا به جزیره لارک، پایگاههای هوایی ملک حسین و الازرق در اردن را با موشکهای بالستیک و پهپاد هدف قرار داده است.
ارتش اردن گفت هشت موشک واردشده به حریم هوایی این کشور را رهگیری و منهدم کرده است.
ارتش جمهوری اسلامی نیز اعلام کرد پایگاه هوایی المنهاد در امارات متحده عربی را با «دهها پهپاد انهدامی» هدف قرار داده است.
وزارت دفاع امارات متحده عربی این گزارش را رد کرد، اما اعلام کرد نیروی هوایی این کشور با یک پهپاد واردشده از ایران مقابله کرده است.
وزارت خارجه امارات متحده عربی نیز جمهوری اسلامی را مسئول حملات پهپادی دانست و اعلام کرد حق «کامل و مشروع» خود برای پاسخ به این حملات را مطابق حقوق بینالملل محفوظ میداند.
روابط عمومی سپاه پاسداران نیز اعلام کرد یک پهپاد MQ-9 با آتش سامانه پدافندی نیروی هوافضای سپاه رهگیری و منهدم شده است. تاکنون مقامهای آمریکایی درباره این گزارش اظهارنظر نکردهاند.
نیروی دریایی سپاه پاسداران همچنین اعلام کرد یک سوپرنفتکش در جنوب تنگه هرمز پس از برخورد با دو مین دریایی دچار آتشسوزی و متوقف شده است. ارتش آمریکا این روایت را رد کرد.
تشدید فشار اقتصادی آمریکا
در کنار ازسرگیری حملات، دولت آمریکا فشار اقتصادی بر جمهوری اسلامی را نیز افزایش داده است.
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، گفت جمهوری اسلامی به دلیل تاثیر تحریمهای جدید در حال واکنش نظامی است و مقامهای تهران از وضعیت اقتصاد خود «شوکه» شدهاند.
او گفت: «فکر میکنم آنها از نظر نظامی واکنش نشان میدهند، چون از نظر اقتصادی در حال شکست خوردن هستند.»
بسنت پیشتر گفته بود تحریمهای ثانویه جدید احتمالا بهصورت هفتگی اعلام میشوند و در مرحله نخست بانکها در کانون این اقدامات قرار خواهند گرفت.
در میان تهدیدهای متقابل، مسعود پزشکیان در دیدار با نارندرا مودی، نخستوزیر هند، در حاشیه اجلاس شانگهای گفت تهران همچنان برای دستیابی به «توافق و تفاهم» تلاش میکند و ادامه جنگ «نه به نفع ما، نه به سود منطقه و نه در راستای منافع بشریت است».
چند منبع آگاه در ایران با ارائه اسناد و اطلاعاتی درباره هویت اعضای واحد ۴۰۰۰ سازمان اطلاعات سپاه به ایراناینترنشنال گفتند سپاه برنامهریزی برای عملیات خرابکارانه در آبهای شرق آسیا است و از طریق سه آخوند اهل تایلند و اندونزی، سه نفر را برای این کار استخدام کرده است.
به گفته دو منبع آگاه و نزدیک به سپاه پاسداران، رحمان مقدم، فرمانده واحد ۴۰۰۰، برنامهریزی برای اجرای این عملیات در تنگه مالاکا، از حیاتیترین آبراههای جهان، تنگه بانگْکا، گلوگاه حیاتی اتصالدهنده اقیانوسهای هند و آرام، یک بندر در اندونزی و دو بندر در چین را آغاز کرده است.
پیشتر رسانههای اسرائیلی اعلام کرده بودند که رحمان مقدم ۱۳ اسفند ۱۴۰۵ در جریان حملات اسرائیل کشته شده است.
یک روز پس از انتشار این خبر در رسانههای اسرائیلی، دو پهپاد از سوی ایران به نخجوان در خاک جمهوری آذربایجان شلیک شد. هرچند جمهوری اسلامی مسئولیت این حملات را نپذیرفت اما سیانان گزارش داد شلیک این پهپادها، انتقام حذف رحمان مقدم در حملهای بود که سپاه تصور میکرد اسرائیل از خاک همسایه شمالی ایران انجام داده است.
حالا اطلاعات ارائهشده از سوی منابع آگاه نشان میدهد خلاف ارزیابی رسانههای اسرائیلی، سردار سرتیپ دوم رحمان مقدم از این حمله جان سالم به در برده و اکنون در حال برنامهریزی برای فصل تازهای از عملیات تروریسم برونمرزی سپاه پاسداران در آبهای جهانی است.
او پیش از بر عهده گرفتن ریاست معاونت عملیات ویژه سپاه موسوم به واحد ۴۰۰۰، معاون هماهنگکننده حفاظت اطلاعات وزارت دفاع جمهوری اسلامی بود و اکنون در راس یگانی قرار دارد که بهعنوان مسئول ترورها و خرابکاریها علیه مخالفان جمهوری اسلامی و اهداف اسرائیلی در خارج از مرزهای ایران است.
برنامهریزی برای شلیک به کشتیها در آبهای اندونزی و چین
دو منبع مطلع به ایران اینترنشنال گفتند هدف واحد ۴۰۰۰، کشتیهای تجاری، نظامی و خصوصی است که از مهمترین آبراهه جهان، تنگه مالاکا و همچنین تنگه بانگکا عبور میکنند. نیروهای استخدامی این واحد، حملاتی به بندر تانجونگ پریوک در اندونزی و دو بندر نینگبو ژوشان و شانگهای در چین را برنامهریزی کردهاند.
از زمان آغاز جنگ چهل روزه، جمهوری اسلامی تنگه هرمز را بسته و از طریق حوثیها، شبهنظامیان شیعه مورد حمایت تهران در یمن، در عبور کشتیها از بابالمندب اختلال ایجاد کرده است.
دو ماه پیش محسن رضایی، مشاور مجتبی خامنهای و دبیر فعلی شورای عالی امنیت ملی، در مصاحبه با سیانان گفت اگر جنگ ادامه یابد و محاصره دریایی برداشته نشود، جمهوری اسلامی جنگ را به اقیانوس هند و مدیترانه خواهد کشید.
همان موقع سردار اسماعیل قاآنی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران، در مصاحبهای تلویزیونی گفت جبهه مقاومت، جز تنگه هرمز و بابالمندب اهداف دریایی دیگری هم دارد. او گفت تنگه هرمز قدرت برخورد با نیروهای آمریکایی را در تنگههای استراتژیک به شدت افزایش داده است.
از زمان آغاز جنگ ۴۰روزه جمهوری اسلامی تنگه هرمز را بسته و حوثیهای مورد حمایت تهران نیز در عبور کشتیها از بابالمندب اختلال ایجاد کردهاند.
چرا مالاکا و بانگکا؟
در ماههای اخیر نام تنگه مالاکا بارها در کنار هرمز آمده است. مقامهای آمریکایی هشدار دادهاند تبدیل هرمز به ابزار فشار میتواند برای دیگر آبراههای بینالمللی سابقه ایجاد کند و عمان نیز الگوی مالاکا را برای حل مناقشه هرمز پیشنهاد کرده است.
مالاکا کوتاهترین مسیر دریایی میان صادرکنندگان انرژی خاورمیانه و بازارهای شرق آسیاست و در نیمه نخست ۲۰۲۵ روزانه ۲۳.۲ میلیون بشکه نفت، حدود ۲۹ درصد تجارت دریایی نفت جهان، از آن عبور کرده است. اخلال همزمان در هرمز و مالاکا میتواند دو حلقه اصلی انتقال انرژی از خاورمیانه به آسیا را تحت فشار قرار دهد، مسیر کشتیها را پرهزینهتر کند و خطر جهش قیمت انرژی و اختلال در تجارت جهانی را افزایش دهد.
تنگه بانگکا، میان سوماترا و جزیره بانگکا در اندونزی، اهمیت جهانی مالاکا را ندارد، اما بخشی از شبکه کشتیرانی منطقه است. این آبراه کوتاهترین مسیر میان تنگه سوندا و سنگاپور است و ناامن شدن آن میتواند گزینههای کشتیرانی در آبهای اندونزی را محدود و فشار ناشی از اختلال احتمالی در مالاکا را بیشتر کند.
ارتباط سه روحانی در تایلند و اندونزی با معاونت ویژه اطلاعات سپاه
به گفته منابع ایران اینترنشنال، سپاه پاسداران برای گسترش تروریسم دریایی به شرق آسیا، از مدتها قبل سراغ استخدام نیروهای غیرایرانی رفت تا در صورت افشای عملیات خرابکاری بتواند از زیر بار مسئولیت شانه خالی کند. این نیروها پس از جذب، در ایران آموزش دیده و برای انجام عملیات به شرق آسیا اعزام شدهاند.
رحمان مقدم برای استخدام نیروهای شیعه غیرایرانی در تایلند سراغ سید مومن ساکیتیچا، یک مقام ارشد جامعه شیعیان در این کشور، رفت. او دو سال پیش به ایران سفر کرد تا با نظارت جمهوری اسلامی در تهران با نمایندگان حماس برای آزادی ۳۱ گروگان تایلندی در غزه مذاکره کند.
همان موقع روزنامه جروزالمپست فاش کرد که جمهوری اسلامی تلاش کرد تایلند را تحت فشار قرار دهد تا در ازای آزادی گروگانها، ۴۰ هزار کارگر تبعه این کشور را از اسرائیل خارج کند.
سید مومن ساکیتیچا نزدیکترین چهره به سلیمان حسینی است؛ روحانی ۶۴ ساله تایلندیتبار که همدرس حسن نصرالله، دبیرکل سابق حزبالله لبنان، در حوزه علمیه قم بود.
حسینی در نقش رییس بنیاد المهدی تایلند و امام جماعت مسجد روحالله در شهر ناخون سی تامارات، با جامعه المصطفی همکاری دارد. سلیمان حسینی را «نصرالله تایلند» نامیدهاند.
جامعه المصطفی العالمیه، یکی از مراکز آموزشی مذهبی در شهر قم و یکی از مهمترین نهادهای جمهوری اسلامی برای جذب نیرو به شاخه برونمرزی سپاه و ترویج ایدئولوژی مد نظر حاکمیت در خارج از مرزهای ایران است.
مریکا سال ۱۳۹۹، جامعهالمصطفی را به اتهام ارتباط با فعالیتهای نظامی-اطلاعاتی نیروی قدس سپاه تحریم کرد. در بیانیه وزارت خزانهداری ایالات متحده به تلاش جامعه المصطفی در تسهیل فعالیتهای نیروی قدس سپاه پاسداران در جذب نیرو اشاره شده بود.
۱۴ سال پیش، زمانی که چند بمبگذاری علیه یک دیپلمات اسرائیلی در بانکوک رخ داد، حسینی آن را به موساد نسبت داد. اما بعدا سه ایرانی وابسته به وزارت اطلاعات به جرم انجام این عملیات تروریستی دستگیر و محکوم شدند.
به گفته این منابع فعالیت اصلی واحد ۴۰۰۰ برای عملیات خرابکارانه دریایی در شرق آسیا در اندونزی متمرکز شده است. این منابع به ایراناینترنشنال گفتند رحمان مقدم از طریق دو روحانی تبعه اندونزی، عوامل عملیاتیاش را جذب کرد.
سید زهیر یحیی، رییس کل سازمان اهلبیت اندونزی و از مریدان علی خامنهای، معتمد سپاه در اندونزی برای جذب نیرو است. زهیر یحیی به دعوت جمهوری اسلامی در مراسم تشییع جنازه خامنهای در تهران حاضر شد.
دومین بازوی رحمان مقدم در اندونزی، عبدالله سقاف نام دارد. او رییس حوزه علمیه امیرالمؤمنین شهر بوگور اندونزی (وابسته به جامعه المصطفی)، عضو مجلس شورا و رییس انجمن جوانان اهلبیت اندونزی است. سقاف بهطور مرتب به تهران و قم سفر میکند.
دو منبع ایران اینترنشنال گفتند این دو آخوند، در کنار سید مومن ساکیتیچا در تایلند، افرادی را برای همکاری با واحد ۴۰۰۰ به سپاه معرفی کردهاند. پس از معرفی، محسن آقازاده و وحید یکهدهقان از طرف این واحد مسئول جذب و آموزش نیروهای تازه بودهاند. وحید یکهدهقان برادر علی یکهدهقان، افسر ارشد وزارت اطلاعات با نام مستعار «دکتر» است. هفت ماه پیش شش عضو شبکه مرتبط با علی یکهدهقان در ترکیه به اتهام جاسوسی از پایگاه اینجرلیک و تلاش برای قاچاق پهپاد به قبرس بازداشت شدند.
هویت تروریست استخدامی سپاه برای عملیات علیه کشتیها در شرق آسیا
ایران اینترنشنال توانسته به هویت سه نفر از نیروی استخدامشده واحد ۴۰۰۰ برای انجام عملیات خرابکاری دریایی در شرق آسیا دست یابد.
یکی از آنها پاندو یودهاویناتا نام دارد؛ عضو رسمی حزبالله لبنان که سه سال پس از انقلاب ۱۳۵۷، در اندونزی از دانشگاه اخراج شد و پس از سفر به تهران، به استخدام نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی درآمد. او مسئول حمله انتحاری ناموفق ۳۲ سال پیش به سفارت اسرائیل در بانکوک بود. همچنین رد پای او در بمبگذاریهای سریالی سریلانکا هم دیده شده است.
او همراه دو شهروند دیگر اندونزی با نامهای آردیانتا موتوها و محمد حسین در سفر به تهران آموزش دیدند تا برای انجام عملیاتهای مخفیانه در بنادر و آبراههای شرق آسیا آماده شوند.
چهارم شهریور اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت طی دو هفته، واشینگتن امکان عبور ۱۳۰ میلیون بشکه نفت از تنگه هرمز را فراهم کرده، در حالی که به گفته او جمهوری اسلامی نتوانسته است از این مسیر نفت صادر کند.
در این شرایط، بخش عمده نفت عبوری از هرمز راهی بازارهای آسیایی میشود و تنگه مالاکا نیز یکی از مهمترین مسیرهای انتقال انرژی به شرق آسیاست. در صورت اجرای عملیات مورد اشاره منابع ایراناینترنشنال در مالاکا، بانگکا و بنادر چین و اندونزی، اختلال در کشتیرانی میتواند به حلقه دیگری از مسیر انتقال نفت و کالا به بازارهای آسیایی سرایت کند. چنین وضعیتی، بهویژه همزمان با اختلال در هرمز و بابالمندب، میتواند فشار بر مسیرهای اصلی تجارت دریایی میان خاورمیانه و آسیا را افزایش دهد.
جنگ ۱۲روزه مواد اولیه صنعت رنگ را گران کرد و پس از جنگ ۴۰روزه بسیاری از آنها کمیاب یا نایاب شدند. یک مدیر صنعت رنگ میگوید این اختلال، تولید را کاهش داده، سفارشهای داخلی و صادراتی را مختل کرده و خطر تعدیل نیرو یا توقف خطوط تولید را افزایش داده است.
یک مدیر صنعت رنگ و رزین به ایراناینترنشنال گفت تولید به کمتر از نصف رسیده، مواد اولیه در بورس و بازار آزاد پیدا نمیشود و ادامه این وضعیت میتواند به تعدیل نیرو یا تعطیلی کارخانهها منجر شود.
سفارش تولید رنگ ترافیکی روی میز مانده، اما کارخانه نمیتواند یکی از حلالهای لازم برای ساخت آن را پیدا کند. مسئول خرید، بازار آزاد را جستوجو کرده و با عرضهکنندگان تماس گرفته است؛ نتیجهای نگرفته. مادهای که ابتدا کمیاب و گران شد، حالا به گفته او دیگر در بازار موجود نیست.
این فقط سرنوشت یک سفارش برای خطکشی خیابان یا جاده نیست. روایت یک مدیر مطلع در صنعت رنگ و رزین ایران است که نشان میدهد اختلال در تامین مواد اولیه، از کارخانههای رنگ و چسب فراتر رفته و به خودروسازی، قطعهسازی، لوازم خانگی، صنایع چوب، پروژههای شهری، نوسازی مدارس و صادرات به آسیای میانه رسیده است.
این مدیر که بهطور مستقیم با تولید و خرید مواد اولیه سروکار دارد، میگوید تولید شرکتش در پنجماهه نخست سال جاری به کمتر از نصف کاهش یافته است؛ چه در مقایسه با دوره مشابه سال قبل و چه در مقایسه با میانگین تولید پنجماهه نخست سال گذشته.
روایت او از بحران دو مرحله متمایز دارد. جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائیل، ابتدا قیمت مواد خارجی و هزینه حمل را بهشدت بالا برد. اما پس از جنگ ۴۰ روزه آمریکا و اسرائیل مشکل از گرانی فراتر رفت: بسیاری از مواد اولیه کمیاب یا نایاب شدند.
پس از جنگ ۱۲ روزه، بیشتر مواد مورد نیاز کارخانه هنوز در بازار وجود داشت، هرچند خرید آنها گرانتر شده بود. هزینه حمل مواد خارجی افزایش یافت و بهای تمامشده محصولات بالا رفت. به گفته این مدیر، در آن مرحله تنها مادهای که شرکت برای تأمین آن با مشکل جدی روبهرو شد، نیتروسلولز بود.
نیتروسلولز در تولید رنگهای فوری یا سریعخشک کاربرد دارد؛ محصولاتی که مشتریان آنها از خودروسازان و قطعهسازان تا تولیدکنندگان لوازم خانگی و صنایع چوب را شامل میشوند. عرضه این ماده بلافاصله پس از جنگ ۱۲ روزه قطع شد و به گفته این منبع، هیچ توضیحی درباره علت توقف عرضه به خریداران داده نشد.
اما وضعیت پس از جنگ ۴۰ روزه تغییر کرد. افزایش قیمت ادامه یافت و همزمان تعداد بیشتری از حلالها و مواد اولیه از دسترس خارج شدند. این مدیر میگوید موادی که شرکتها پیشتر بهطور هفتگی از بورس میخریدند، دیگر عرضه نمیشوند و بازار آزاد هم توان جبران این کمبود را ندارد.
یک کارگاه تولید رنگ در تهران
او این تفاوت را چنین شرح میدهد: «پس از جنگ نخست، با افزایش قیمت روبهرو بودیم، اما اغلب مواد را میتوانستیم بخرد؛ پس از جنگ دوم، مواد مورد نیاز حتی برای خرید هم پیدا نمیشدند.»
این تغییر، خط تولید را از دو طرف تحت فشار گذاشته است: کارخانه از یک سو ماده کافی برای ساخت محصول ندارد و از سوی دیگر مشتریان به دلیل جهش قیمت و کمبود نقدینگی توان سفارشگذاری سابق را از دست دادهاند.
زایلین از موادی است که تحت تاثیر این بحران قرار گرفته است؛ حلالی پرکاربرد که در ترکیب بسیاری از رنگها، برخی تینرها و چسبها استفاده میشود. به گفته منبع، در پنج هفته منتهی به زمان مصاحبه، عرضه زایلین، تولوئن، حلال ۴۰۲، حلال ویژه و چند حلال دیگر در بورس به صفر رسیده بود.
پیش از این، کارخانهها این مواد را در عرضههای هفتگی بورس میخریدند. بعضی شرکتهای بزرگتر برای مصرف پنج یا شش ماه خود ذخیره کردهاند، اما آن موجودی برای مصرف داخلی خودشان است. به گفته این مدیر، مواد مورد نیاز نه نزد تاجران و واسطهها پیدا میشود و نه در بازار آزاد.
نبود زایلین فقط یک فرمول تولیدی را مختل نمیکند. این ماده در طیف گستردهای از محصولات حضور دارد. مهندسان تولید گاهی برای ادامه کار، فرمول محصولات را تغییر میدهند و از تولوئن بهعنوان جایگزین استفاده میکنند؛ اما حالا تولوئن هم نایاب شده است.
حتی در صورت پیدا شدن یک جایگزین، نتیجه همیشه محصولی با کیفیتِ پیشین نیست. تغییر ترکیب میتواند عمر نگهداری رنگ یا چسب را کم کند. محصولی که پیشتر دو سال تاریخ مصرف داشت، ممکن است پس از تغییر فرمول فقط شش ماه تا یک سال قابل استفاده بماند. در بعضی موارد هم هیچ جایگزین فنی وجود ندارد و تولید باید متوقف شود.
حلال ۴۰۲ و حلال ویژه نمونههای دیگری از همین وضعیتاند. این دو ماده در بسیاری از رنگها و تینرها استفاده میشوند. موجودی آنها ابتدا کاهش یافت، سپس قیمتشان بالا رفت و در نهایت، به گفته منبع، در بازار آزاد هم نایاب شدند.
شرکت او در هفته پیش از مصاحبه برای تامین این مواد تلاش کرده، اما تلاشها بینتیجه مانده است. سفارش رنگ ترافیکی کارخانه همچنان معطل است، چون بدون حلال مناسب، تولید و اجرای رنگ ممکن نیست.
مشکل نیتروسلولز بیش از یک سال است که ادامه دارد. این ماده جایگزین داخلی ندارد و تلاش شرکت برای واردات آن از کشورهای منطقه هم به نتیجه نرسیده است.
یک تامینکننده در ترکیه به شرکت گفته بود که امکان صادرات نیتروسلولز را ندارد، چون بخشی از نیاز داخلی ترکیه پیشتر از کشورهای دیگر تامین میشد و حالا تولید موجود باید در همان بازار داخلی مصرف شود. حمل زمینی این ماده نیز به دلیل خطرناک بودن آن با محدودیتها و پیچیدگیهای بیشتری روبهرو است.
پیامد این کمبود برای کارخانه روشن بوده است: تمام سفارشهای رنگ فوری آن در بیش از یک سال گذشته لغو شده یا شرکت نتوانسته آنها را بپذیرد. این سفارشها از صنایع خودروسازی، قطعهسازی، چوب و لوازم خانگی میآمدند. چند سفارش صادراتی هم به دلیل نبود نیتروسلولز از دست رفتهاند.
منبع میگوید نیتروسلولز ممکن است کاربردهای نظامی هم داشته باشد، اما خودش درباره جزییات این کاربرد اطلاع دقیقی ندارد. تجربه مستقیم او به خرید این ماده برای تولید رنگهای سریعخشک و توقف عرضه آن محدود است.
یک کارگاه تولید رنگ در تهران
توقف عرضه از پتروشیمی کارون
دو ماده دیگر، تیدیآی و اِمدیآی، در تولید چسبها و برخی روانکنندههای صنعتی کاربرد دارند. شرکت مورد اشاره این مواد را از عرضههای پتروشیمی کارون تهیه میکرد.
این مدیر میگوید پس از جنگ ۴۰ روزه دیگر هیچ عرضهای از پتروشیمی کارون ندیده است. این بخش از روایت او بر تجربه مستقیم خرید استوار است. با این حال، او درباره وضعیت فنی خطوط تولید این مجموعه اطلاع مستقیمی ندارد و نمیتواند گزارشهای غیررسمی درباره تعطیلی آن را تایید کند.
برای خریدار صنعتی، نتیجه عملی روشن است: مادهای که پیشتر از تولیدکننده داخلی تهیه میشد، حالا در دسترس نیست. گزینه بعدی واردات است؛ گزینهای که خود با صف چندماهه حمل، هزینه بالاتر و محدودیت انتقال مواد شیمیایی روبهرو شده است.
حتی اگر شرکت بتواند این دو ماده را از خارج از ایران پیدا کند، انتقال زمینی آنها ممکن است قیمت نهایی را چند برابر کند. این افزایش هزینه به محصول نهایی منتقل میشود و مشتریانی را که خود با مشکل نقدینگی روبهرو هستند، از ثبت سفارش منصرف میکند.
رنگ کیلویی ۴۸۰ هزار تومان
جهش قیمت رنگ روغنی نمونهای از فشاری است که حالا انتهای زنجیره نیز آن را احساس میکند. به گفته منبع، هر کیلو از این رنگ سال گذشته حدود ۱۳۰ تا ۱۴۰ هزار تومان فروخته میشد. قیمت همان محصول هنگام مصاحبه به حدود ۴۸۰ هزار تومان رسیده بود؛ یعنی تقریبا سهونیم برابر.
این عدد شاخص قیمت کل صنعت رنگ نیست، اما نشان میدهد افزایش هزینه مواد اولیه چگونه توان خرید یک مشتری را محدود میکند. منبع میگوید بعضی مشتریان همچنان به محصول نیاز دارند، ولی به دلیل قیمت بالا و کمبود بودجه دیگر سفارش نمیدهند.
کاهش سفارشهای مربوط به مدارس نمونهای از این وضعیت است. در سالهای گذشته، شرکت در آستانه آغاز سال تحصیلی حجم قابل توجهی رنگ برای نوسازی مدارس میفروخت، اما امسال هیچ سفارشی از این بخش دریافت نکرده است.
بررسی مناقصهها از سوی شرکت نشان داده که فعالیتها کاملا متوقف نشده، اما تعداد آنها بهشدت کاهش یافته است. در سالهای قبل، شرکت در ۶ ماه نخست سال معمولا با دستکم دو یا سه مناقصه راهداری روبهرو میشد. امسال فقط یک مناقصه برگزار شد که به دلیل نرسیدن بودجه اجرا نشد و به ماه بعد موکول شد.
در بخش نوسازی مدارس نیز خریدهایی انجام شده، اما به گفته منبع، این خریدها محدود و از موجودی انبار شرکتها بوده و حجم آنها حتی به سطح برگزاری مناقصه یا استعلام گسترده نرسیده است.
بنابراین کاهش پروژههای عمومی را نمیتوان فقط به نبود حلال یا رنگ نسبت داد. افزایش شدید قیمت و محدودیت بودجه دولت هم در کاهش سفارشها نقش دارند. این دو عامل یکدیگر را تشدید میکنند: مواد اولیه نایاب و گران میشوند، قیمت محصول بالا میرود و نهاد خریدار توان تأمین بودجه را از دست میدهد.
یک رنگفروشی در تهران
از ۲۵ روز تا ۹ ماه انتظار
بحران فقط داخل بازار مواد شیمیایی شکل نگرفته، تغییر مسیرهای حملونقل، واردات جایگزین را هم دشوار کرده است.
پیش از بحران، محمولههای خریداریشده از چین و از مسیر دریا حمل میشدند و حدود ۲۵ روز بعد به بندر رجایی میرسیدند. شرکت سپس کالا را ترخیص میکرد و تحویل میگرفت.
پس از جنگ ۴۰ روزه، انتقال مواد به مسیرهای زمینی و ریلی وابسته شده است. منبع برای چند خرید مختلف از حدود ۱۰ شرکت حمل استعلام گرفته و در همه موارد با زمان انتظار ۶ تا ۹ ماه روبهرو شده است. پس از پایان این صف، حمل محموله نیز حدود ۲۵ تا ۳۰ روز زمان میبرد.
موقعیت جغرافیایی شرکت در شرق ایران این مشکل را توضیح نمیدهد. این منطقه برای دسترسی زمینی و ریلی به چین حتی موقعیت مناسبتری نسبت به بخشهایی از مرکز و غرب ایران دارد. با این حال، صف حمل ریلی و زمینی در شرق هم ۶ تا ۹ ماه اعلام شده است.
این منبع مشکل اصلی را «ظرفیتهای موجود» میداند؛ جاده و راهآهن نمیتوانند حجمی را که پیشتر با کشتی منتقل میشد، جابهجا کنند. انتقال تقاضای حمل از مسیر دریایی به ناوگان محدود زمینی و ریلی، صفی ایجاد کرده که امکان برنامهریزی عادی تولید را از کارخانهها گرفته است.
برای صنعتی که باید زمان ورود مواد اولیه، تولید و تحویل سفارش را هماهنگ کند، انتظار ۶ تا ۹ ماهه فقط یک تاخیر حمل نیست. شرکت نمیداند مواد چه زمانی میرسند، با چه قیمتی تمام میشوند و آیا مشتری تا آن زمان همچنان سفارش خود را حفظ خواهد کرد.
سفارشهایی که به چین میروند
پیامد این بحران از بازار داخلی ایران فراتر رفته است. منبع میگوید شرکت در یک سال گذشته سفارشهای متعددی از تاجیکستان، ترکمنستان، قزاقستان و قرقیزستان داشته، اما بسیاری از آنها لغو شدهاند یا شرکت نتوانسته محصول را تامین کند. او اطلاعی ندارد که مشتریان ازدسترفته در نهایت از کجا خرید کردهاند، اما احتمال میدهد آنها به تأمینکنندگان چینی روی آورده باشند.
این تجربه به معنی توقف کل صادرات رنگ و مواد شیمیایی ایران به آسیای میانه نیست، اما نشان میدهد دستکم بخشی از مشتریان منطقهای تامینکنندگان ایرانی با مشکل روبهرو شدهاند.
از دست رفتن سفارش صادراتی فقط کاهش فروش کوتاهمدت نیست. اگر مشتری مسیر تامین خود را تغییر دهد و با فروشنده جدید قرارداد ببندد، بازگشت به آن بازار حتی پس از عادی شدن تولید دشوار خواهد بود.
کارخانهای که دیگر هزینههایش را پوشش نمیدهد
کاهش تولید، جهش هزینه و از دست رفتن سفارشها اکنون به تراز مالی شرکت رسیده است. این مدیر میگوید شرکت از ابتدای سال زیانده بوده و ادامه وضعیت میتواند آن را به تصمیمهایی مانند تعدیل نیرو وادار کند.
او تجربه مشابهی را از همکارانش در شرکتهای دیگر هم شنیده است، اما درباره وضعیت مالی و تولید آن شرکتها اطلاعات مستقیم ندارد. هشدار او درباره تعطیلی گسترده صنایع، ارزیابی یک مدیر صنعتی از ادامه روند فعلی است، نه آماری درباره تعداد کارخانههای در آستانه تعطیلی.
با این حال، تجربه مستقیم شرکت خودش نشانههای فشار را روشن میکند: تولید به کمتر از نصف رسیده، مواد اصلی در بورس و بازار آزاد پیدا نمیشوند، سفارشهای داخلی و صادراتی از دست رفتهاند و کارخانه از نقطه سربهسر مالی پایینتر رفته است.
در انتهای این زنجیره، همان سفارش رنگ ترافیکی هنوز روی میز مانده است. مشتری محصول را میخواهد و کارخانه توان فنی تولید آن را دارد، اما یکی از حلالهای اصلی در دسترس نیست. مسئول خرید نمیتواند زمان تحویل مشخصی بدهد، چون نمیداند ماده مورد نیاز چه زمانی دوباره عرضه خواهد شد.
اگر این وضعیت ادامه پیدا کند، مساله فقط رنگ نشدن چند جدول یا تاخیر در خطکشی یک جاده نخواهد بود. کارخانهای که امروز یک سفارش را معطل نگه داشته، ممکن است فردا ناچار شود بخشی از نیروی کار خود را کنار بگذارد یا خط تولیدش را خاموش کند.
در پی تشدید تنشها میان آمریکا و جمهوری اسلامی، نرخ ارزهای خارجی در بازار آزاد ایران به روند صعودی خود ادامه داد و قیمت دلار با عبور از رکورد پیشین، به ۲۱۰ هزار تومان رسید.
بهای دلار دوشنبه ۹ شهریور در بازار آزاد تا ۲۱۰ هزار تومان افزایش یافت. این رقم نسبت به روز پیش از رشد ۱.۷ درصدی حکایت دارد.
قیمت یورو از ۲۴۳ هزار و ۵۰۰ تومان و بهای پوند بریتانیا نیز از ۲۸۴ هزار و ۳۰۰ تومان فراتر رفتند.
همچنین بر اساس آخرین قیمتها در بازار طلا، سکه طرح جدید موسوم به «امامی» ۲۲۳ میلیون تومان، نیمسکه ۱۱۳ میلیون تومان، ربعسکه ۶۱ میلیون تومان و سکه گرمی ۳۲ میلیون تومان قیمتگذاری شدهاند.
اقتصاد ایران در سالهای اخیر تحت تاثیر سوءمدیریت، فساد ساختاری، سیاست خارجی تنشزای جمهوری اسلامی، کاهش اعتماد سرمایهگذاران، و محدودیتهای تجاری و مالی ناشی از تحریمهای بینالمللی، با نوسانات شدید ارزی و کاهش فزاینده ارزش پول ملی روبهرو بوده است.
در چنین شرایطی، جهش تورم و افت قدرت خرید، تامین نیازهای روزمره را برای بخش بزرگی از جامعه دشوار کرده و فشارهای معیشتی را افزایش داده است.
محمدجعفر قائمپناه، معاون اجرایی مسعود پزشکیان، ۹ شهریور ناترازی بودجه و عملکرد بانکها را از عوامل اصلی افزایش تورم در ایران دانست و اذعان کرد دولت برای جبران کسری بودجه، ناچار به «چاپ پول» است.
او شرایط جنگی کشور را یکی دیگر از عوامل جهش تورم خواند و گفت: «واقعیت تلخ این است که شرایط اقتصادی کشور خوب نیست و بیشترین فشار به مردم وارد میشود.»
این اظهارات در شرایطی مطرح میشوند که کاخ سفید همچنان به کارزار «طرد اقتصادی» علیه حکومت ایران ادامه میدهد.
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، هشتم شهریور اعلام کرد دولت دونالد ترامپ برای محدود کردن مبادلات مالی تهران، فشار بر بانکها و کشورهایی را که همچنان با جمهوری اسلامی همکاری اقتصادی دارند، شدت خواهد بخشید.
او خبر داد واشینگتن قصد دارد این هفته بانک دیگری را بهدلیل ارتباط با مبادلات تجاری حکومت ایران تحریم کند.
نشریه فوربس هشتم شهریور در گزارشی تحلیلی نوشت ایالات متحده با اهرم دلار، فشار مالی بر جمهوری اسلامی را افزایش میدهد.
همزمان با افزایش نارضایتیها در ایران و نگرانی مقامهای حکومت از احتمال آغاز مجدد اعتراضات مردمی، غلامحسین محسنی اژهای، رییس قوه قضاییه جمهوری اسلامی، بار دیگر معترضان را «مزدور» خواند و آنان را به «برخوردی قاطعانهتر» تهدید کرد.
اژهای بر ادامه رویارویی با ایالات متحده تاکید کرد و افزود: «ما هرگز در مقابل آمریکا کوتاه نخواهیم آمد و تا آخر ایستادهایم. این موضع مشترک و یکدلانه همه مردم و مسئولان است.»
اژهای در حالی سیاست رویارویی با آمریکا را مطالبه مردمی خواند که پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال از نارضایتی شهروندان از این سیاست حکایت دارد.