مختل شدن فعالیت در بندرعباس پس از محاصره و حملات اخیر
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، در پی محاصره دریایی و مسدود شدن راههای ارتباطی، شهر بندرعباس نیمه تعطیل شده و فعالیتهای تجاری بندر رجایی به حداقل رسیده است.
همچنین در بندر رجایی نیز نیمی از کارمندان در هفتههای اخیر بیکار شدهاند و سایرین با حداقل حقوق کار میکنند.
بیش از چهار هزار کانتینر هم در محوطه بندر دپو شده و علاوه بر محاصره دریایی، دسترسی زمینی به این منطقه با مشکل مواجه شده است.
همزمان با تشدید حملات نظامی در ایران، پیامهای متعددی از شهرهای مختلف کشور به ایراناینترنشنال رسیده است که حاکی از افزایش اختلال در دسترسی به اینترنت و قطع برق و آب است. شهروندان با اطلاعرسانی درباره این وضعیت، از شرایطی که جمهوری اسلامی برای آنان ساخته، گلایه و انتقاد کردند.
بر اساس روایتهای شهروندان، کاربران در اراک، اهواز، بندر ماهشهر، تهران، شیراز، همدان و بخشهایی از استان هرمزگان، از کاهش شدید سرعت اینترنت، قطع و وصل شدن مکرر ارتباط و دشوار شدن استفاده از بسیاری از پلتفرمهای اینترنتی خبر میدهند.
برخی نیز گفتهاند همزمان با قطع برق، ارتباط اینترنتی نیز از دسترس خارج شده و در برخی مناطق، امکان استفاده از ابزارهای دور زدن فیلترینگ نیز بهشدت محدود شده است.
پیش از این نیز در جریان جنگ ۱۲ روزه، اعتراضات سراسری و انقلاب ملی ایرانیان در دی ماه و اخیر جمهوری اسلامی با اسرائیل و آمریکا، دسترسی سراسری به اینترنت با قطع گسترده مواجه شد.
از سوی دیگر، پیامهای ارسالی مخاطبان به ایراناینترنشنال حاکی از تداوم قطعیهای گسترده آب و برق در میانه گرمای تابستان است.
شهروندان از آبادان، اهواز، اندیمشک، تهران، طرقبه، کرمانشاه، ورامین، هشتگرد و دهها شهر و منطقه دیگر، از ساعتها بیآبی و خاموشیهای مکرر خبر دادهاند.
طبق این روایتها، این وضعیت در برخی مناطق به قطع ۱۲ تا ۴۸ ساعته آب و در بعضی نقاط دیگر، به خاموشیهای چندساعته برق در گرمترین ساعات روز رسیده است.
بسیاری از مخاطبان گفتند قطع برق، به دلیل وابستگی ساختمانها به پمپهای آب، همزمان باعث قطع دسترسی به آب نیز میشود و زندگی روزمره را با اختلال جدی روبهرو کرده است.
مقامهای جمهوری اسلامی کمبود منابع آبی، کاهش ذخایر سدها و افزایش مصرف را از دلایل اصلی وضعیت موجود معرفی میکنند، اما بسیاری از شهروندان معتقدند مقامها به جای پاسخگویی درباره سالها سوءمدیریت و کمبود سرمایهگذاری، مسئولیت بحران را متوجه مردم میکنند و از آنان میخواهند مصرف خود را کاهش دهند.
پیامهای مخاطبان نشان میدهد این شرایط بر جنبههای مختلف زندگی شهروندان تاثیر گذاشته است؛ از توقف فعالیت کسبوکارها و بیکار ماندن مغازهداران گرفته تا از کار افتادن آسانسورها، خسارت به لوازم برقی، دشواری نگهداری مواد غذایی و تحمل گرمای شدید بدون امکان استفاده از وسایل سرمایشی.
شماری از شهروندان نیز از کیفیت نامناسب آب، از جمله گلآلود بودن آب لولهکشی و نبود اطلاعرسانی یا پاسخگویی درباره زمان و علت قطعیها گلایه کردهاند.
این مشکلات در حالی گزارش میشود که به گفته مخاطبان، همزمانی قطع آب و برق با اختلالهای اینترنت و فضای ناشی از جنگ در ایران، فشار مضاعفی بر زندگی روزمره وارد کرده است.
این در حالی است که در سالهای گذشته نیز شهروندان بارها با خاموشیهای گسترده در تابستان و حتی زمستان روبهرو شدهاند و در برخی سالها، خاموشیهای برنامهریزیشده از اردیبهشتماه آغاز شده بود.
کارشناسان میگویند ریشه اصلی بحران را باید در فرسودگی زیرساختها و نبود سرمایهگذاری کافی جستوجو کرد.
به گفته آنان، جمهوری اسلامی از دهه ۱۳۹۰ تاکنون سرمایهگذاری متناسبی برای توسعه نیروگاهها، نوسازی شبکه انتقال و توزیع برق و همچنین تقویت زیرساختهای آبی انجام نداده است.
شماری از زنان سرپرست خانوار به ایراناینترنشنال گفتند جدای اینکه از ابتدای سال به حقوق مستمریبگیران مبلغی اضافه نکردهاند، حق عائلهمندی را هم از حقوق بازنشستگی برای «بازماندگان» حذف کردهاند. این خانوادهها میگویند دریافتی آنان زیر خط بقاست.
زنی که بعد از فوت همسرش حقوق بازنشستگی او را دریافت میکند و مسئولیت مراقبت از فرزندش را بر عهده دارد، گفت این حقوق «پایه و کف» برای ۱۳ روز کاری است.
دریافتی ماهانه این خانواده در سال گذشته ۸ میلیون و ۹۰۰ هزار بود. اما از فروردین امسال به این مبلغ افزوده نشده است.
این زن تاکید کرد باوجود وعده افزایش ۶۰ درصدی حقوق مستمریبگیران در سال جدید، دریافتی او عملا برابر سال گذشته است.
شمار دیگری از زنان نیز به ایراناینترنشنال گفتند سازمان تامین اجتماعی از تمام مستمریبگیرانی که سرپرست خانواده فوت کرده است مبلغی حدود ۲ میلیون و ۷۰۰ هزار تومان تحت عنوان حق عائلهمندی کم کرده است.
زنی دیگر که هزینه زندگی دو فرزند خود را تامین میکند، گفت سال گذشته مستمری همسر فوت شدهاش ۹ میلیون تومان بود و امسال دریافتیشان با حدود ۲۲ درصد افزایش، به ۱۱ میلیون تومان رسیده است.
بر اساس آمارهای رسمی، تورم نقطه به نقطه خوراکیها و آشامیدنیها در ماههای اخیر همواره بالای ۱۳۰ درصد بوده است.
علاوه بر زنانی که با حذف حق اولاد و عائلهمندی مستمری خود بهعنوان «بازمانده» مواجه شدهاند، دیگر زنان و مردانی که خودشان در سن بازنشستگی قرار دارند نیز به حداقلی بودن حقوقشان اشاره کردند.
چند شهروند اشاره کردند با ۳۵ سال سابقه بیمه و با گذشت چند سال از بازنشستگیشان، اکنون حدود ۲۲ میلیون تومان دریافتی دارند.
بسیاری اشاره کردند با این مبالغ، حتی توان پرداخت اجاره خانه خود را هم ندارند و در میانسالی، ناچار به رانندگی در سرویسهای تاکسی آنلاین شدهاند.
کسری بودجه و ورشکستگی صندوقهای بازنشستگی
افزایش نیافتن حقوق بازنشستگان، دستکم دو بحران بزرگ را در سیستم بازتاب میدهد؛ یکی از این موارد، نبود منبعی برای افزایش حقوقها و دیگری، ورشکستگی صندوقهای بازنشستگی است.
مصطفی سالاری، مدیرعامل سازمان تامین اجتماعی، ۲۲ تیر در نشستی خبری از کسری ۸۲ هزار میلیارد تومانی این سازمان برای پرداخت معوقات فروردین و اردیبهشت خبر داد و گفت پرداخت حقوق تیرماه نیز با کمبود منابع مالی مواجه است.
از سوی دیگر، دولت همزمان و با استفاده از شرایط جنگی، میکوشد سیاستهای ریاضتی خود را در قبال صندوقهای بازنشستگی پیش ببرد؛ برخی گزینههای فیشهای حقوقی را حذف کند و از طرف دیگر سن بازنشستگی را افزایش دهد.
سالهاست که اقتصاددانان نسبت به پیامدهای سیاستهای اقتصادی حکومت هشدار دادهاند؛ به ویژه در حوزه صندوقهای بازنشستگی و نسبت به «یونانیزه شدن» اقتصاد ایران.
یونان در سال ۲۰۱۰ و در پی بالا گرفتن بحران بدهیهای خود، تعدادی از جزیرهها و سایر اموال و داراییهای خود را به سرمایهگذاران خارجی واگذار کرد.
کسری صندوقهای بازنشستگی با حدود ۱۱ درصد، بزرگترین عامل کسری و بدهیهای کلی دولت یونان در آن سال بود.
در سالهای اخیر برخی مقامهای جمهوری اسلامی نیز تلویحا به احتمال تکرار سناریوی یونان برای مهار بحران صندوقهای بازنشستگی اشاره کرده بودند.
سجادپادام، مدیرکل بیمههای اجتماعی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، اردیبهشت سال ۱۴۰۱ گفته بود: «کشور یونان ۱۰۰ جزیره فروخت تا بتواند مطالبات بازنشستگانش را بدهد، ما هم به زودی به این وضعیت دچار میشویم. حتی اگر ۳ میلیون بشکه نفت را بدون تحریم بفروشیم و پولش را کامل بگیریم باز هم نمیتوانیم بحران بازنشستگان را حل کنیم.»
شماری از دانشآموزان در شهرهای جنوب ایران با ارسال پیام به ایراناینترنشنال گفتند در حالی مجبور به شرکت در امتحانات نهایی شدهاند که همزمان صدای انفجار در نزدیکی حوزههای امتحانی شنیده میشده است.
آنها گفتند ترس، اضطراب و شرایط جنگی، تمرکز بسیاری از داوطلبان را در جریان آزمونها مختل کرده است.
همزمان با آغاز دور تازه تنش میان جمهوری اسلامی و آمریکا، دانشآموزانی از شهرهای جنوب ایران از جمله بندرعباس، بوشهر و جم، سهشنبه ۲۳ تیرماه در پیامهایی به ایراناینترنشنال گفتند همزمان با برگزاری امتحانات، صدای چندین انفجار را شنیدهاند.
به گفته آنها، این موضوع موجب ترس و بر هم خوردن تمرکز بسیاری از دانشآموزان شده است.
دانشآموزان طی هفتههای گذشته بارها خواستار تعویق یا غیرحضوری شدن آزمونها شده بودند.
آنها گفتهاند تعطیلی مدارس، قطع و اختلال اینترنت، فشار روانی ناشی از جنگ و برنامه فشرده امتحانات، فرصت کافی را برای آمادگی از بسیاری از داوطلبان گرفته است.
دانشآموزان پایههای یازدهم و دوازدهم در هفتههای اخیر چندین بار مقابل ادارههای آموزش و پرورش در شهرهای مختلف تجمع کردند و خواستار تغییر زمان یا شیوه برگزاری امتحانات شدند.
با این حال، وزارت آموزش و پرورش با این درخواستها موافقت نکرد و آزمونهای نهایی در نهایت بهصورت حضوری برگزار شد.
یکی از دانشآموزان پایه دوازدهم که ساکن بندرعباس است، نوشت: «یک ساعت پیش از امتحان چند انفجار رخ داد و سر جلسه هم دوباره صدای انفجار آمد. بچهها بهشدت استرس داشتند و ذهنشان قادر به پاسخ دادن به سوالها نبود.»
دانشآموز دیگری هم گفت: «ساعت شش صبح صدای انفجار میآید و ساعت هفت باید در مدرسه باشیم. نمیدانم چرا باید وسط جنگ امتحان بدهیم. مگر ایران فقط تهران است؟ پس جنوب کشور چه؟»
مخاطب دیگری از بندرعباس، علاوه بر شنیده شدن صدای انفجار، به مشکلات ناشی از گرمای هوا و کمبود امکانات اشاره کرد و نوشت: «درس برایم خیلی مهم است، اما جنگ، صدای برخورد موشکها، گرمای شدید حوزه امتحان، نبود کولر کافی و قطعی برق در روزهای بین امتحانات، شرایط را ناعادلانه کرده است.»
دانشآموزی از شهر جم در استان بوشهر نیز به ایراناینترنشنال گفت سهشنبه ۲۳ تیرماه حین برگزاری آزمون، صدای چهار انفجار در حوالی مرکز آزمون، دانشآموزان را آشفته کرده است.
به گفته یکی از آنها، شنیدن صدای انفجار حدود ساعت هشت صبح موجب شده برخی دانشآموزان سر جلسه گریه کنند و والدین نیز از شدت اضطراب، تمام مدت امتحان پشت در حوزه منتظر مانده بودند.
در روزهای گذشته نیز برخی دانشآموزان در پیامهای خود با اشاره به تجربه حمله به مدرسه میناب، نسبت به امنیت حوزههای امتحانی ابراز نگرانی کردند.
بنا به گفته آنها، برگزاری حضوری امتحانات در شرایط جنگی، در حوزههایی که به مراکز نظامی نزدیک است، جان دانشآموزان را در معرض خطر قرار میدهد.
یکی از دانشآموزان نوشت: «جمهوری اسلامی ما دانشآموزان را سپر انسانی خود قرار داده و در حالی که در شرایط جنگی هستیم، بر حضوری بودن امتحانات پافشاری میکند.»
دانشآموز دیگری از جنوب کشور نیز با اشاره به حمله به مدرسه میناب نوشت: «ما در جنوب چه گناهی کردهایم که باید با صدای جنگنده از خواب بیدار شویم و بعد هم به امتحان برویم؟ میترسیم تجربه مدرسه میناب دوباره تکرار شود.»
در پیامهایی دیگر، دانشآموزان گفتند در حالی به حوزههای امتحانی فراخوانده شدهاند که شب پیش از آزمون را با صدای انفجار و نگرانی از حملات سپری کرده بودند.
در پی انتشار خبر درگذشت لیندزی گراهام، سناتور ارشد جمهوریخواه آمریکا، شماری از شهروندان در پیامهای ارسالی به ایراناینترنشنال از او بهعنوان یکی از حامیان مردم ایران و جنبش آزادیخواهی یاد کردند.
سناتور گراهام در جریان اعتراضهای دیماه سال گذشته و پس از آن، بارها از خیزش مردم ایران علیه جمهوری اسلامی حمایت کرد. او همچنین در گردهمایی «روز جهانی اقدام» که ۲۵ بهمن ۱۴۰۴ به فراخوان شاهزاده رضا پهلوی در مونیخ برگزار شد، حضور یافت. حضور او در این مراسم از سوی حامیان جنبش اعتراضی ایران نشانهای از پشتیبانی سیاسی او از معترضان تلقی شد، هرچند مواضع گراهام درباره ایران همواره در چارچوب رویکرد سختگیرانه و مداخلهگرایانهاش در سیاست خارجی آمریکا قرار داشت.
بسیاری از مخاطبان با اشاره به مواضع گراهام در حمایت از معترضان ایرانی، نوشتند از شنیدن خبر درگذشت او شوکه و متاثر شدهاند و ابراز امیدواری کردند آرمان مشترک او و مردم ایران برای رسیدن به آزادی تحقق یابد.
شهروندان در پیامهای خود از او تحت عنوان «دوستی واقعی» برای ایران وایرانیان یاد کردند.
یکی از مخاطبان سناتور گراهام را مردی «آزادیخواه و میهنپرست» توصیف کرد که به گفته او برای آزادی مردم در کشورهای دیگر نیز تلاش میکرد.
یکی از مخاطبان نوشت در روزهایی که مطالبات مردم ایران در میان بازیهای سیاسی، مناقشهها و جنگها به حاشیه رانده میشد، لیندزی گراهام صدای آنان بود و نقشی کلیدی در دیدهشدن مردم ایران و شنیدهشدن خواستههایشان در عرصه بینالمللی ایفا کرد.
به گفته مخاطبان، حمایتهای او در دشوارترین روزهای اعتراضات و زمانی که جامعه جهانی در برابر کشتار ۱۸ و ۱۹ دیماه سکوت کرده بود، برای مردم امیدبخش بوده است.
شهروندی به مقایسه واکنش افکار عمومی نسبت به درگذشت گراهام و مرگ علی خامنهای پرداخت و نوشت بسیاری از ایرانیان از درگذشت سناتور آمریکایی اندوهگین شدهاند، در حالی که از مرگ رهبر جمهوری اسلامی ابراز خوشحالی کردهاند.
مخاطب دیگری هم عنوان کرد سناتور گراهام صدای بیصدایانی همچون مردم ایران و اوکراین بود و قطعا مخالفان بسیاری از سوی جمهوری اسلامی و روسیه داشته است.
شماری از شهروندان در پیامهای خود نوشتند برافراشتن پرچم شیر و خورشید از سوی لیندزی گراهام در تجمع ۱۴ فوریه ایرانیان، از صحنههایی است که هرگز آن را فراموش نخواهند کرد.
گراهام، در کنار حمایت صریح از جنبش آزادیخواهی مردم ایران و مخالفت با جمهوری اسلامی، از چهرههای باسابقه جریان اصلی و ساختار تثبیتشده سیاست آمریکا به شمار میرفت.
او طی بیش از دو دهه حضور در سنا، در حوزه سیاست خارجی و امنیت ملی آمریکا نفوذ داشت و از برجستهترین حامیان رویکرد مداخلهگرانه آمریکا، حضور نظامی گسترده در جهان، تقویت ائتلافهایی چون ناتو و حمایت نظامی از متحدانی مانند اسرائیل و اوکراین بود.
گراهام همچنین سالها از اعمال فشار حداکثری و حتی اقدام نظامی علیه جمهوری اسلامی دفاع میکرد. حامیانش این مواضع را لازمه بازدارندگی و رهبری جهانی آمریکا میدانستند، اما منتقدانش این رویکرد را جنگطلبانه میخواندند و معتقد بودند ممکن است به گسترش درگیریها، افزایش کشتههای غیرنظامی و بیثباتی بیشتر در خاورمیانه بینجامد.
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.