منوچهر بختیاری، پدر دادخواه پویا بختیاری، به ۱۰ سال حبس محکوم شد


سایت حقوق بشری هرانا گزارش داد منوچهر بختیاری، پدر دادخواه پویا بختیاری از جانباختگان اعتراضات آبان ۱۳۹۸، در پروندهای جدید از سوی شعبه اول دادگاه انقلاب بندرعباس به ۱۰ سال حبس محکوم شده است. این حکم سهشنبه ۱۰ شهریور بهصورت شفاهی در زندان بندرعباس به او ابلاغ شد.
بختیاری به اتهام «فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی ایران از طریق همسویی رسانهای با معاندین» به یک سال، «تحریک مردم به جنگ و کشتار با یکدیگر به قصد برهم زدن امنیت کشور به منظور ایجاد آشوب اجتماعی» به چهار سال و «ارسال فیلم به شبکههای مجازی بیگانه برخلاف امنیت ملی» به پنج سال حبس محکوم شده است.
این پدر دادخواه که مهر ۱۴۰۴ پس از تحمل بیش از چهار سال حبس، از زندان چوبیندر قزوین آزاد و برای اجرای حکم تبعید به بندرعباس اعزام شد، ۲۹ دی همان سال دوباره بازداشت و به زندان بندرعباس منتقل شد.






کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» اعلام کرد با پیوستن گروهی از زندانیان زندان ایرانشهر، شمار زندانهای مشارکتکننده در اعتصابهای هفتگی، به ۶۲ رسیده است. اعضای کارزار، سهشنبه دهم شهریور، در صدوسیوششمین هفته فعالیت آن، بار دیگر اعتصاب غذا کردند.
بر اساس بیانیه این کارزار، زندانیان اعتصابکننده در اعتراض به گسترش اجرای احکام اعدام و صدور احکام تازه علیه بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، از خوردن غذا خودداری کردند.
گسترش این حرکت اعتراضی در هفتههای اخیر ادامه داشت و در هفته صدوسیوچهارم، با پیوستن زندانیان گچساران، به ۶۰ زندان رسید.
زندان نور نیز سوم شهریور بهعنوان شصتویکمین زندان به آن پیوست.
هشدار درباره افزایش اعدامها
اعضای کارزار در بیانیه تازه خود اعلام کردند جمهوری اسلامی تنها در هفته نخست شهریور دستکم ۳۲ زندانی، از جمله دو زن، را اعدام کرده است.
این بیانیه همچنین درباره افزایش صدور و تایید احکام اعدام علیه بازداشتشدگان خیزش دیماه هشدار داد.
شعبه اول دادگاه انقلاب اصفهان بهتازگی برای ۱۰ معترض در پرونده موسوم به «میدان شهدای اصفهان» حکم بدوی اعدام صادر کرد. گزارشهایی نیز درباره محدودیت دسترسی وکلا به پرونده و شکنجه متهمان برای گرفتن اعتراف منتشر شده است.
لیلا ابوالحسنی، مادر دو دختر نوجوان که در زندان دولتآباد اصفهان نگهداری میشود، نیز به اعدام محکوم شده است.
پرونده او پس از اعتراض به رای دادگاه برای رسیدگی به دیوان عالی کشور فرستاده شد.
از سوی دیگر، دیوان عالی کشور حکم اعدام علیاصغر، معروف به علیرضا پیغمبری، شهروند ۲۶ ساله و از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه، را تایید کرده است. انتقال او از زندان تهران بزرگ به قزلحصار، نگرانیها را درباره احتمال اجرای قریبالوقوع حکم او افزایش داده است.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» از فعالان سیاسی، مدنی، صنفی و حقوق بشری خواست برای توقف اعدامها و دفاع از حق حیات زندانیان اقدام کنند.
اعتصاب غذا در ۶۲ زندان
فهرست زندانهای مشارکتکننده در هفته صدوسیوششم کارزار «نه به اعدام»، به این ترتیب اعلام شده است:
زندانهای اراک، اردبیل، ارومیه، ازبرم لاهیجان، اسدآباد اصفهان، اوین در بندهای زنان و مردان، اهر، ایرانشهر، ایلام، بانه، برازجان، بروجرد، بروجن، بم، بوکان، بهبهان، تبریز، تهران بزرگ، چوبیندر قزوین، حویق تالش، خرمآباد، خورین ورامین، خوی، دستگرد اصفهان، دهدشت، دیزلآباد کرمانشاه، رامهرمز، رشت در بندهای زنان و مردان، رودسر، زاهدان در بندهای زنان و مردان، سبزوار، سپیدار اهواز در بندهای زنان و مردان، سقز، سلماس، سنندج، شیبان اهواز، طبس، عادلآباد شیراز در بندهای زنان و مردان، فردیس کرج، فیروزآباد فارس، قائمشهر، قرچک، قزلحصار در واحدهای دو، سه و چهار، کامیاران، کرمان، کهنوج، گچساران، گرگان، گنبدکاووس، لنگرود قم، مرکزی بیرجند، مرکزی کرج، مریوان، مشهد، مهاباد، میاندوآب، نظام شیراز، نقده، نور، نیشابور، یاسوج و یزد در بندهای زنان و مردان.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در بهمن ۱۴۰۲ با اعتصاب غذای زندانیان سیاسی قزلحصار آغاز شد و از آن زمان، اعضای آن هر سهشنبه در اعتراض به مجازات اعدام اعتصاب غذا میکنند.
در آستانه دربی ۱۰۷ تهران، مسابقهای که نخستین دربی پس از کشتار خونین دیماه ۱۴۰۴ محسوب میشود، غیبت دهها هوادار سرخابی که در جریان انقلاب ملی ایرانیان در ۱۸ و ۱۹ دیماه بهدست نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی کشته شدند، بیش از پیش حس میشود.
جاویدنام مهرداد مشتاقی، هوادار سرسخت استقلال و رئال مادرید بود که بسیاری او را بهدلیل سیمای زیبایش «آلن دلون ایران» مینامیدند. مهرداد شامگاه جمعه ۱۹ دی ۱۴۰۴ در اراک بر اثر اصابت گلوله جنگی نیروهای سرکوب به سرش دچار مرگ مغزی شد و جان باخت. برادر او با انتشار تصویری از حکشدن لوگوی رئال مادرید بر سنگ مزارش نوشت: «آرزویش دیدن بازی رئال از نزدیک بود، آرزویش ماند روی سنگ مزارش.»
جاویدنام مانی صفرپور، هوادار عاشق پرسپولیس، متولد ۲۱ آذر ۱۳۸۶ بود و تنها کمتر از یک ماه پس از جشن تولد ۱۸ سالگیاش، در ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در محله سلسبیل تهران با شلیک گلوله جنگی جان باخت. خواهر مانی در مراسم چهلم او یادآور شد که اگرچه زندگی مانی کوتاه بود، اما چنان تأثیرگذار زیست که نامش برای همیشه در تاریخ ایران جاودانه باقی خواهد ماند.
جاویدنام محمدجواد (مهدی) پورکریم جلالی، هوادار تیم استقلال و دانشجوی ترم آخر مدیریت بازرگانی دانشگاه آزاد لاهیجان بود. این جوان هنرمند که بهعنوان شاعر و آهنگساز نیز فعالیت میکرد و ترانههایی با مضامین اجتماعی میخواند، در جریان اعتراضات انقلاب ملی ایرانیان در آستانه اشرفیه بهدست نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی کشته شد و به کاروان جاویدنامان وطن پیوست.
جاویدنام امیرحسین دولتآبادی فراهانی، یکی دیگر از هواداران پرسپولیس بود که در جریان انقلاب ملی ایرانیان بهدست نیروهای سرکوب جان باخت. یاد او یادآور هواداران واقعی و مردمی پرسپولیس است؛ کسانی که برخلاف لیدرهای وابسته به سرکوبگران، قلبشان برای آزادی ایران و آرمانهای مردم میتپید و جان خویش را در این راه فدا کردند.
جاویدنام علی امیراصلانی، ۳۰ ساله و هوادار دوآتشه استقلال بود که در ۱۸ دی ۱۴۰۴ در خیابان سلسبیل تهران با شلیک گلوله جنگی کشته شد. علی که از کودکی شیفته استقلال بود و در تمام جشنهای تولدش از لوگوی این تیم استفاده میکرد، همواره برای تشویق تیم محبوبش به استادیوم میرفت و در نهایت پیکرش با پرچم آبی استقلال به خاک سپرده شد.
جاویدنام معین بصیری، هوادار ۲۱ ساله پرسپولیس و دانشجوی روانشناسی بود که ۱۸ دی ۱۴۰۴ در شهریار با شلیک مستقیم گلوله جان باخت. معین که لوگوی پرسپولیس و رئال مادرید بر مزارش حک شده، بارها به خانوادهاش گفته بود: «ما جوانی نداریم، باید اتفاقی بیفتد تا رها شویم.» جواد کاظمیان نیز در رثای او نوشت که دیگر فوتبال و پرسپولیس اولویت ما نیست.
جاویدنام شاهین آذرآتش، جوان ۲۷ ساله و «آبیدل» اهل گیلان، شامگاه ۱۸ دی ۱۴۰۴ در آستانه اشرفیه بر اثر اصابت گلوله جنگی نیروهای سرکوب جان باخت. دوستانش پیکر او را شبانه از سردخانه منتقل کرده و در زادگاهش به خاک سپردند. لوگوی باشگاه استقلال روی سنگ مزار شاهین حک شده تا یاد و عشق او به این تیم همواره زنده بماند.
جاویدنام علیرضا باقری منجیلی، هوادار ۲۴ ساله پرسپولیس بود که در اعتراضات منجیل با گلوله جنگی کشته شد. علیرضا همیشه برای دیدن بازیهای پرسپولیس به استادیوم آزادی میرفت و آرزوی بازی در آن زمین را داشت. پدرش پس از مرگ او نوشت: «خدا دوستت داشت در این زمین بازی نکردی، چون فوتبالیستهای بیغیرت نیستند، اما نام تو همیشه در قلب ما میماند.»
جاویدنام نادر مولوی، فوتبالیست ۱۸ ساله، بازیکن تیم پایه حامی تهران و هوادار متعصب استقلال بود. او شامگاه ۱۹ دی ۱۴۰۴ در میدان شهرری بهدست نیروهای سرکوب کشته شدید. نهادهای امنیتی حتی با اعمال فشار بر خانواده نادر، از برگزاری مراسم ترحیم و سوگواری در مسجد برای این جوان ورزشکار و آبیپوش جلوگیری کردند.
جاویدنام علی مرادی اردبیلی، جوان ۲۵ ساله، تحصیلدار بازار بزرگ تهران و هوادار سرسخت پرسپولیس و عاشق علی کریمی بود. او در تاریخ ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در محله سلسبیل تهران، هدف شلیک گلوله نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی قرار گرفت و در راه آزادی جان خود را فدا کرد تا نامش در زمره جاویدنامان وطن ثبت شود.
جاویدنام رهام سعادتی، نوجوان ۱۷ ساله و عضو تیم والیبال ستارگان البرز، هوادار دوآتشه استقلال بود. او شامگاه ۱۸ دی ۱۴۰۴ در اعتراضات کرج با شلیک مستقیم به ناحیه ریه کشته شد. خانواده رهام پس از پرداخت هزینهای سنگین و تحت تدابیر شدید امنیتی، پیکر این نوجوان ورزشکار و استقلالی را در قبرستان حاجیآباد کرج به خاک سپردند.
جاویدنام طاها سلیمانی، هوادار ۱۸ ساله پرسپولیس بود که ۱۸ دیماه در آریاشهر تهران با شلیک گلوله به پهلویش کشته شد. خانوادهاش پیکر او را پس از ۲۳ روز، در حالی که روی کاور آن «ناشناس» نوشته شده بود، پیدا کردند. طاها که دارای یک خواهر دوقلو بود، علاقه زیادی به موسیقی رپ و مراقبت از گربهها داشت.
جاویدنام حمیدرضا شیرازی، ۴۴ ساله و از هواداران سرسخت و قدیمی استقلال بود که در شامگاه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در منطقه شهریار تهران با شلیک مستقیم گلوله جنگی مأموران سرکوب کشته شد. تصاویر تشییع او نشان میدهد که خانوادهاش پیکر این جاویدنام راه آزادی را با پرچم افتخارآفرین استقلال پوشانده و به خاک سپردند.
جاویدنام حامد بصیری، ۳۵ ساله، کارگر فنی و هوادار وفادار پرسپولیس بود که شامگاه ۱۹ دی ۱۴۰۴ در فردیس کرج با شلیک گلوله کشته شد. از او دختری ۶ ساله به یادگار مانده است. لوگوی پرسپولیس بر سنگ مزارش حک شده و حاضران در چهلم او سرود «سوگند به خون همرهان» را سر دادند.
جاویدنام زهرا آزادپور، متولد ۱۳۷۷، هوادار استقلال و بازیکن سابق تیمهای فوتبال زنان و مدعو به اردوی تیم ملی بود. او که رویای بازی در تیم زنان استقلال را در سر داشت، شامگاه ۱۹ دی ۱۴۰۴ در کرج بهدست نیروهای سرکوب کشته شد و پیکرش سه روز بعد در اسلامشهر به خاک سپرده شد.
جاویدنام علی محمدی، ۴۴ ساله و کافهدار در مهرشهر کرج بود که هواداری سفتوسخت از پرسپولیس میکرد. او در ۱۸ دی ۱۴۰۴ و در پاسخ به فراخوانهای اعتراضی، کافهاش را تعطیل کرد و در جریان تظاهرات با شلیک مستقیم گلوله به سر و سینهاش کشته شد. پیکر او با برافراشتن پرچم شیر و خورشید به خاک سپرده شد.
جاویدنام ایمان بهداری، مربی فوتبال پایه در اراک و برادر دروازهبان آلومینیوم اراک، همراه با جاویدنام علی امیراصلانی از چهرههای ورزشی و استقلالی بودند که در جریان اعتراضات دیماه جان باختند. ایمان پس از ضربات باتوم، هدف شلیک مستقیم قرار گرفت و حکومت برای تحویل پیکرش از خانواده مبالغ هنگفتی دریافت کرد.
جاویدنام شایان اسدالهی، ۲۸ ساله و از هواداران پروپاقرص و همیشگی پرسپولیس بود. او که در شبکههای اجتماعی همواره عشق خود را به سرخپوشان ابراز میکرد، شامگاه ۱۱ دیماه در شهر ازنا هدف حمله خودروهای هایلوکس سپاه قرار گرفت و با اصابت گلوله جنگی به شکمش کشته شد.
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، ایمان اسدی، جوان ۳۰ ساله، ۱۸ دی در جریان اعتراضات در تهران، با اصابت گلوله جنگی به قلبش کشته شد.
خانواده او پنج شبانهروز در کلانتریها، زندانها، بیمارستانها و مراکز امنیتی به دنبالش گشتند تا سرانجام پدرش در کهریزک، پس از مشاهده تصویر هزاران فرد مجهولالهویه، عکس ایمان را با کد «۱۱۸۳۸» پیدا کرد.
پنج روز جستوجو از کلانتری تا زندان و بیمارستان
ایمان اسدی، تکپسر خانواده، بدنساز، مدیر یکی از شعب فستفود شیلا و ساکن تهران بود.
طبق اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، خانواده او از شامگاه ۱۸ دی هیچ اطلاعی از سرنوشتش نداشتند و نمیدانستند بازداشت، مجروح یا کشته شده است.
اعضای خانواده در طول پنج روز به پلیس امنیت، کلانتری تهرانپارس، زندان اوین، زندان فشافویه، بیمارستانهای منطقه و شماری از مراکز امنیتی مراجعه کردند، اما اثری از او نیافتند.
گزارشهای دیگری که پیشتر به ایراناینترنشنال رسیده نیز از جستوجوی طولانی خانوادههای کشتهشدگان اعتراضات در میان پیکرهای منتقلشده به کهریزک حکایت داشت.
تصاویر مربوط به ۲۰ دی که ایراناینترنشنال منتشر کرد، سولهها و محوطههای پزشکی قانونی کهریزک را مملو از پیکرهایی نشان میداد که خانوادهها در حال شناسایی آنها بودند.
در پنجمین روز جستوجو، خانواده اسدی بار دیگر از ساعات اولیه صبح به مراکز مختلف مراجعه کردند و سرانجام حدود ساعت یک بعدازظهر به کهریزک رسیدند.
جستوجوی نام ایمان در سیستم نتیجهای نداشت و پدرش خواست تصاویر افراد مجهولالهویه را ببیند.
به گفته یک منبع مطلع، تصاویر در پنج فایل جداگانه در اختیار او قرار گرفت که هر کدام حدود سه هزار عکس داشت.
پدر ایمان از حدود ساعت یکونیم بعدازظهر تا نزدیک پنج عصر، تصاویر را یکی پس از دیگری مشاهده کرد و در این مدت یک بار از حال رفت.
او درباره آن لحظات گفته است با دیدن هر عکس دچار تپش قلب میشده و هر بار که تصویر متعلق به ایمان نبوده، امیدوار میشده است پسرش در میان کشتهشدگان نباشد.
تنها سه تصویر مانده به پایان، پدر ایمان عکس پسرش را دیده است؛ تصویری بدون نام و مشخصات که تنها با شماره شناسایی «۱۱۸۳۸» ثبت شده بوده.
پدر ایمان ابتدا نتوانسته خبر را به همسرش بگوید و تنها گفته است به یکی از تصاویر «مشکوک» شده است.
پس از نشان دادن تصویر نیمرخ، مادر ایمان هم هویت پسرش را تایید کرده است.
گزارش موارد مشابه حتی هفتهها پس از اعتراضات ادامه داشت.
ایراناینترنشنال هشتم اسفند گزارش داد خانواده وحید لزر منوچهری پس از هفتهها بیخبری، ششم اسفند از پزشکی قانونی کهریزک تماس دریافت کردند و به آنها گفته شد بهدلیل شمار بالای پیکرها، روند شناسایی طول کشیده است.
جنازهها تا زانو روی هم بودند
بر اساس روایت رسیده به ایراناینترنشنال، پس از شناسایی، خانواده برای دیدن پیکر ایمان به محل نگهداری اجساد منتقل شدند.
به گفته نزدیکان، تعداد پیکرها به اندازهای زیاد بوده است که اجساد در کنار و روی یکدیگر قرار گرفته بودهاند و هنگامی که خانواده برای در آغوش گرفتن پسرشان خم شدهاند، زیر و اطراف بدن ایمان هم پیکرهای دیگری بودهاند.
بهدلیل وخامت حال مادر ایمان، کارکنان توصیه کردهاند او وارد محل نگهداری پیکرها نشود و جسد ایمان را با برانکارد بیرون آوردهاند.
بر اساس روایت نزدیکان، خانواده پس از باز شدن کیسه حمل جسد مشاهده کردند گلوله مستقیما به ناحیه قلب ایمان اصابت کرده است.
گزارشهای پیشین ایراناینترنشنال نیز ابعاد گسترده انتقال پیکر کشتهشدگان اعتراضات به کهریزک را نشان داده است.
در یکی از ویدیوهای رسیده، دیده میشود که پیکرهای معترضان ۱۹ دی با کامیون به پزشکی قانونی منتقل شده و در میان آنها پیکری دستبسته است.
منبع مطلع همچنین گفت هنگام خروج خانواده از محوطه کهریزک، سه کانتینر سفید در محل دیده شد.
به گفته این منبع، یکی از مسئولان حاضر در محل، خانواده و بستگان ایمان را تهدید کرد که در صورت انتشار عکس یا فیلم از کهریزک، با آنها برخورد خواهد شد.
شاهدان گفتند در جریان همین گفتوگو و درگیری لفظی، یکی از ماموران از پشت ضربه شدیدی به پدر ایمان زد و او را به زمین انداخت.
مطالبه ۸۰۰ میلیون تومان و فشار برای پذیرش عنوان شهید
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، به خانواده ایمان گفته شد اجازه دفن او را در تهران ندارند و باید پیکر را به شهرستانی دورافتاده منتقل کنند.
ماموران امنیتی همچنین از خانواده حدود ۸۰۰ میلیون تومان برای تحویل پیکر ایمان مطالبه کردند.
پیشتر نیز شماری از خانوادههای جانباختگان اعتراضات، در پیامهایی به ایراناینترنشنال از مطالبه پول برای تحویل پیکرها و مبالغی موسوم به «حق تیر» خبر داده بودند.
سازمان پزشکی قانونی جمهوری اسلامی ۲۲ دی اعلام کرد برای تحویل پیکر کشتهشدگان وجهی دریافت نمیکند، اما گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال پس از آن نیز از درخواست پول، تاخیر در تحویل پیکر و محدودیت در خاکسپاری حکایت داشتند.
به گفته منبع آگاه، مقامهای مسئول همچنین به خانواده پیشنهاد کردند در صورت پذیرش ثبت نام ایمان به عنوان «شهید»، قبر و هزینههای خاکسپاری و مراسم را در اختیار آنان قرار دهند.
پس از ساعتها مذاکره و پیگیری، خانواده سرانجام موفق شدند پیکر را ابتدا با مقصدی تحت عنوان «پلنگآباد» در اشتهارد تحویل بگیرند و سپس برای دفن به ملارد منتقل کنند.
در ملارد نیز قبر مستقلی به خانواده ایمان داده نشد.
در نهایت یکی از بستگان دور خانواده که از پیش قبری سهطبقه در اختیار داشت، طبقه دوم آن را برای دفن ایمان در اختیار گذاشت.
خاکسپاری زیر نظارت نیروهای امنیتی
خاکسپاری ایمان با حضور گسترده نیروهای امنیتی انجام شد. به خانواده اجازه نصب اعلامیه و بنر یا برگزاری مراسم ختم داده نشد.
ماموران تاکید کردند تا زمان نصب سنگ قبر، هیچ نام و نشانی روی مزار قرار نگیرد و محل دفن او برای دیگران مشخص نشود.
اعمال محدودیت بر مراسم کشتهشدگان اعتراضات در موارد دیگری نیز گزارش شده است.
ایراناینترنشنال ۲۸ بهمن گزارش داد همزمان با مراسمهای چهلم، شماری از خانوادهها از تماس نهادهای امنیتی، تهدید، احضار و جلوگیری از برگزاری مراسم یا حضور آزادانه بر مزار بستگانشان خبر دادند.
به گفته منبع آگاه، نیروهای امنیتی چند روز پس از خاکسپاری نیز به خانه خانواده اسدی مراجعه کردند و رفتوآمدها را زیر نظر داشتند.
در آستانه چهلم ایمان نیز با خانواده تماس گرفته شد و بار دیگر پیشنهاد شد در صورت پذیرش عنوان «شهید»، قبر رایگان، جابهجایی پیکر و هزینههای مراسم از سوی نهادهای حکومتی تامین شود که خانواده این پیشنهاد را نپذیرفت.
خانه مداحان ویدیوی منتسب به حسن حسینخانی را که در آن، او با تیشرت و شلوارک در حال رقص نشان داده میشود، محکوم کرد. این واکنش همزمان با صدور حکم حبس یا جریمه برای شهروندان بهدلیل رقص منتشر شد.
ویدیویی که طی روزهای اخیر بازتاب گستردهای در شبکههای اجتماعی یافته است، مردی را کنار یک استخر و در حال رقص و شادی نشان میدهد.
برخی حسابها این فرد را حسن حسینخانی، مداح حکومتی، معرفی و ویدیو را مربوط به مراسم نهم ربیعالاول عنوان کردهاند که با عنوان «عید الزهرا» شناخته میشود.
با این حال، منابع مستقل هویت فرد حاضر در تصاویر، زمان ضبط ویدیو یا مناسبت آن را تایید نکردهاند. شماری از کاربران نیز گفتهاند این فرد حسینخانی نیست.
حسینخانی تا زمان انتشار این گزارش واکنش مستقیمی به این ویدیو نشان نداده و اصالت یا زمان ضبط آن را تایید یا رد نکرده است.
روزنامه همشهری، وابسته به شهرداری تهران، در یادداشتی با عنوان «پیام اخلاق و معرفتتان کجاست؟» نوشت که «مداح نمیتواند هنگام روضه خود را نماینده فرهنگ اهلبیت معرفی کند»، اما در موقعیتهای دیگر «رفتاری متعارض با همان جایگاه» داشته باشد.
همشهری انتشار چنین تصاویری را «آبروریزی» خواند و هشدار داد سکوت در برابر آن به تکرار موارد مشابه منجر خواهد شد.
محکومیت بدون ذکر نام
خانه مداحان در بیانیهای، بدون نام بردن از حسینخانی، از انتشار تصاویری از «حرکات نامتعارف و پوششهای نامناسب» فردی منتسب به جامعه مداحان خبر داد و چنین رفتاری را «کجروی» و «ناصحیح» خواند.
این نهاد در عین محکوم کردن ویدیو، خواستار آن شد که «رفتار یک فرد به همه مداحان تعمیم داده نشود».
در بخشی از بیانیه نیز انتشار این تصاویر به «تلاش دشمنان برای آسیب زدن به جامعه مذهبی و وحدت اسلامی» مرتبط شده و آمریکا و اسرائیل «دشمنان اصلی» معرفی شدهاند.
خانه مداحان نگفته است که آیا درباره هویت فرد حاضر در ویدیو تحقیق کرده یا تنها بر اساس مطالب منتشرشده در شبکههای اجتماعی، بیانیه صادر کرده است.
تا زمان انتشار این گزارش، خبری از ورود دستگاه قضایی یا تشکیل پرونده برای فرد حاضر در ویدیو منتشر نشده است.
رقص شهروندان؛ از پلمب تا حکم حبس
این واکنش در شرایطی نشان داده شده است که دستگاههای امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی، شهروندان را بهدلیل رقص، موسیقی و نوع پوشش، بازداشت، احضار و مجازات میکنند.
در یک نمونه، دادگاه تجدیدنظر استان آذربایجان غربی هشتم شهریور حکم سه ماه حبس یا پرداخت ۲۰ میلیون تومان جریمه برای ۲۹ شهروند پیرانشهری را در پروندهای مرتبط با پوشیدن لباس کُردی و اجرای رقص محلی، تایید کرد.
این پرونده پس از انتشار ویدیوهای رقص کُردی در یک مراسم عروسی تشکیل شد و دادستانی دهها نفر را با اتهام «تبلیغ علیه نظام از طریق رقص و نمادگرایی» احضار کرد.
در ماههای گذشته، صاحبان شماری از کافهها و مراکز پذیرایی نیز پس از برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی بازداشت یا مجبور به انتشار ویدیوهای عذرخواهی شدهاند.
گزارشهای دیگری هم از افزایش فشار بر شهروندان و کسبوکارها بهدلیل رقص، پوشش اختیاری و برگزاری جشن حکایت داشتهاند.
انتشار ویدیوی منتسب به حسینخانی بار دیگر تفاوت برخورد حکومت با رفتارهای خصوصی شهروندان و چهرههای وابسته به نهادهای مذهبی را برجسته کرده است: رفتاری که برای گروهی به صدور بیانیهای انتقادی محدود میشود، برای شهروندان عادی میتواند پرونده امنیتی، جریمه یا حبس در پی داشته باشد.
گسترش زرادخانه هستهای چین و کره شمالی، همراه با افزایش تردیدها درباره تضمینهای امنیتی آمریکا، بحث دستیابی به بازدارندگی مستقل را در کره جنوبی و حتی ژاپن تقویت کرده است. این تحول خطر آغاز یک رقابت تسلیحاتی تازه در شرق آسیا را افزایش داده است.
نتایج نظرسنجی موسسه گالوپ کره که ششم شهریور منتشر شد، نشان میدهد ۶۵ درصد پاسخدهندگان از برخورداری کره جنوبی از سلاح هستهای حمایت میکنند و ۳۰ درصد مخالفند.
این نظرسنجی از هزار و یک شهروند بالای ۱۸ سال انجام شد. حمایت از تسلیح هستهای در میان هواداران حزب محافظهکار «قدرت مردم» به ۷۸ درصد و در میان حامیان حزب دموکرات حاکم به ۶۰ درصد رسید؛ نشانهای از اینکه این گرایش دیگر به یک جناح سیاسی محدود نیست.
با این حال، دولت لی جائه میونگ میگوید ساخت سلاح هستهای را بررسی نمیکند و همچنان بر اتحاد نظامی با آمریکا و برخورداری از «بازدارندگی گسترده» واشینگتن تکیه دارد.
کره شمالی بر گسترش زرادخانه خود تاکید کرد
کره شمالی نهم شهریور بار دیگر درخواست آمریکا را برای خلع سلاح هستهای رد کرد. سخنگوی وزارت خارجه این کشور گفت سیاست «خصمانه» واشینگتن تغییری نکرده و سلاحهای هستهای «تضمین مطلق» دفاع از حاکمیت کره شمالیاند.
پیونگیانگ اعلام کرد تقویت نیروی هستهای خود را ادامه خواهد داد و انتظار کاهش تنشها را با رویکرد کنونی آمریکا، بیهوده خواند.
این موضع با وجود تصمیم دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، برای محدود کردن رزمایش سالانه واشینگتن و سئول و تلاش او برای برگزاری دیداری تازه با کیم جونگ اون، رهبر کره شمالی، اعلام شد.
زرادخانه کره شمالی از زمان سه دیدار ترامپ و کیم در سالهای ۲۰۱۸ و ۲۰۱۹ بزرگتر شده و توان موشکی این کشور برای هدف قرار دادن خاک آمریکا افزایش یافته است.
گزارشها درباره دیدار احتمالی دو رهبر در حالی منتشر شدهاند که پیونگیانگ سلاحهای هستهای خود را قابل مذاکره نمیداند.
کره شمالی همچنین در هفتههای اخیر در واکنش به رزمایشهای منطقهای، دست به آزمایشهای موشکی پیاپی زده است.
این کشور ۳۰ مرداد با شلیک ۱۰ موشک کوتاهبرد این پیام را مخابره کرد که کاهش ابعاد رزمایش مشترک آمریکا و کره جنوبی نیز برنامه توسعه تسلیحاتی آن را متوقف نمیکند.
رشد زرادخانه چین و تغییر بحث در ژاپن
در سوی دیگر منطقه، چین با سریعترین آهنگ در میان قدرتهای هستهای، زرادخانه خود را گسترش میدهد.
برآورد موسسه بینالمللی پژوهشهای صلح استکهلم نشان میدهد پکن حدود ۶۰۰ کلاهک هستهای دارد و از سال ۲۰۲۳ سالانه نزدیک به ۱۰۰ کلاهک به زرادخانهاش افزوده است.
بر اساس گزارشهای منتشر شده، چین علاوه بر ساخت صدها سیلوی موشکی، پایگاههای تازهای برای پرتابگرهای متحرک ایجاد کرده است.
پکن میگوید سیاست آغاز نکردن حمله هستهای را رعایت میکند و نگرانیها را درباره برنامه تسلیحاتیاش «بزرگنمایی غرب» میداند.
گسترش توان نظامی چین، تنش بر سر تایوان و افزایش توان موشکی کره شمالی، بحث هستهای را در ژاپن نیز از حاشیه خارج کرده است.
سانائه تاکایچی، نخستوزیر ژاپن، ۱۸ مرداد همزمان با هشتاد و یکمین سالگرد بمباران اتمی ناگازاکی گفت دولت همچنان به «سه اصل غیرهستهای» پایبند است؛ اصولی که تولید، نگهداری و ورود سلاح هستهای را به خاک ژاپن منع میکنند.
با این حال، تاکایچی درباره حفظ این اصول در بازنگری اسناد امنیتی ژاپن تعهد روشنی نداد.
شینجیرو کویزومی، وزیر دفاع ژاپن، نیز پیشتر گفته بود بحث درباره سلاحهای هستهای، هرچند در این کشور دشوار است، دیگر قابل اجتناب نیست.
نظرسنجیها نشان میدهند مخالفت با تسلیح هستهای همچنان در ژاپن قدرتمند است، اما حمایت از «بازنگری سه اصل غیرهستهای» افزایش یافته است.
کره جنوبی و ژاپن هر دو عضو پیمان منع گسترش سلاحهای هستهایاند و هنوز تصمیمی برای ساخت بمب نگرفتهاند. با این حال، افزایش حمایت عمومی در کره جنوبی، تغییر تدریجی گفتمان ژاپن و توسعه همزمان زرادخانههای چین و کره شمالی نشان میدهد احتمال شکلگیری رقابت هستهای در شرق آسیا وجود دارد.