کمیسیون امنیت ملی مجلس: پرداخت غرامت شرط صدور مجوز عبور از تنگه هرمز است


حسن قشقاوی، سخنگوی کمیسیون امنیت ملی مجلس، گفت این کمیسیون در ادامه بررسی طرح «اقدام راهبردی برای امنیت و پیشرفت پایدار در تنگه هرمز»، موادی از آن را درباره دریافت ضمانتنامه، تعرفهها و پرداخت غرامت تصویب کرده است.
بر اساس گزارش خبرگزاری ایسنا، قشقاوی گفت تبصره دو ماده پنج این طرح که در کمیسیون تصویب شد، الزام دریافت ضمانتنامه بانکی و بیمه در برابر مخاطرات احتمالی برای تردد را پیشبینی میکند و ماده شش نیز سازوکار و آییننامه اجرایی تعیین تعرفههای خدماتی و بیمهای را در نظر گرفته است.
او افزود طبق ماده هفت تصویبشده در کمیسیون، تمامی کشورها، سازمانها و اشخاص حقیقی و حقوقی که در دوران جنگ به ایران خسارت وارد کردهاند، باید با دولت جمهوری اسلامی درباره نحوه پرداخت غرامت به توافق برسند.
قشقاوی گفت اگر این کشورها یا شرکتها غرامت نپردازند یا در این زمینه با جمهوری اسلامی به توافق نرسند، مجوز عبور آنها از تنگه هرمز صادر نخواهد شد.






علی زارعی دوزدرهسی، زندانی سیاسی و از آسیبدیدگان چشمی جنبش «زن، زندگی، آزادی»، از سوی دادگاه انقلاب تهران به اتهام «افساد فیالارض» به اعدام محکوم شد.
سایت حقوق بشری هرانا سهشنبه ۱۰ شهریور گزارش داد حکم اعدام زارعی دوزدرهسی از سوی شعبه ۲۳ دادگاه انقلاب تهران صادر و اول شهریور به او ابلاغ شده است.
بر اساس این گزارش، او به اتهام «افساد فیالارض از طریق اقدام گسترده در انجام فعالیتهای سیاسی، ایجاد انعکاس خسارت تصنعی، تهیه اخبار کذب، تبلیغ علیه نظام، برهم زدن امنیت و ورود و خروج غیرمجاز به کشور» به اعدام محکوم شده است.
در ماههای اخیر و همزمان با ادامه تنشها با آمریکا، جمهوری اسلامی بر شدت سرکوب و نقض حقوق بشر افزوده و برای شمار زیادی از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه و جنگهای ۴۰ روزه و ۱۲ روزه احکام اعدام، حبس و شلاق صادر کرده است. شماری از این احکام نیز در مراحل بالاتر قضایی تایید شدهاند.
در یکی از آخرین موارد، دیوان عالی کشور حکم اعدام علیاصغر (علیرضا) پیغمبری، شهروند ۲۶ ساله و از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ را تایید کرد.
پیش از آن، محمدمهدی اسدی، نوید الیاسی، مهرداد بوئری، پارسا جعفری، مهدی جعفری (خسروی)، ابوالفضل دادگستر، ترانه رحیمی، احمدرضا سعیدی، آرمین غلامی و مهدی منصوری، ۱۰ متهم پرونده موسوم به «میدان شهدای اصفهان»، از سوی شعبه اول دادگاه انقلاب اصفهان هر یک به اعدام و ۱۱ سال حبس محکوم شدند.
در همین پرونده، رومینا رحیمی، خواهر دوقلوی ترانه رحیمی، به همراه سجاد عابدی، علی بوئری، میلاد بوئری، ستایش ساعدی و حامد مهرعلیان نیز به احکام حبس محکوم شدند.
لیلا ابوالحسنی، سپهر امیرزاده، امیرحسن اکبریمنفرد، عیسی چاری، امیرمحمد مجلل چوبری، پوریا حسینیمفرد، احسان خدادادی، رسول رضایی، مهدی (سیکان) روشنی، احد شکوهیان، ارغوان فلاحی، حسین نظری، مهنام نوابصفوی و علی پیشهورزاده نیز از جمله زندانیان سیاسیاند که در هفتههای اخیر به اعدام محکوم شدهاند یا احکام اعدامشان در دیوان عالی کشور تایید شده است.
بازداشت پس از بازگشت از آلمان و سابقه آسیب چشمی
زارعی دوزدرهسی که پیش از این در آلمان به سر میبرد، هشتم اردیبهشت سال جاری پس از ورود به ایران از سوی ماموران اداره اطلاعات بازداشت شد.
پرونده او در مرحله تحقیقات مقدماتی در شعبه سوم بازپرسی دادسرای ناحیه ۳۳ تهران، موسوم به دادسرای امنیت، رسیدگی شد و زارعی دوزدرهسی نهم تیر به زندان قزلحصار کرج منتقل شد. این زندانی سیاسی اکنون در واحد سه، بند ۳۷ این زندان نگهداری میشود.
زندان قزلحصار کرج یکی از مخوفترین زندانها و از مهمترین مراکز اجرای احکام اعدام در ایران به شمار میرود و احکام اعدام شماری از زندانیان سیاسی نیز در آن به اجرا درآمده است.
زارعی دوزدرهسی حدود ۲۷ سال دارد و ساکن تهران است. او در جریان جنبش «زن، زندگی، آزادی» در سال ۱۴۰۱ بر اثر شلیک گلوله ساچمهای از ناحیه یکی از چشمها آسیب دید.
هرانا همچنین گزارش داد زارعی دوزدرهسی پیش از این نیز سابقه بازداشت و برخورد قضایی داشته است.
بررسیهای ایراناینترنشنال نشان میدهد از ابتدای سال جاری حدود ۶۰ زندانی سیاسی اعدام شدهاند و دهها نفر دیگر نیز با اتهامهای سیاسی به اعدام محکوم شدهاند.
همزمان با افزایش صدور و اجرای احکام اعدام، دامنه اعتراض زندانیان به این روند نیز گسترش یافته است.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» دهم شهریور اعلام کرد در صدوسیوششمین هفته فعالیت خود و با پیوستن زندانیان زندان ایرانشهر، شمار زندانهای مشارکتکننده در اعتصابهای هفتگی این کارزار به ۶۲ رسیده است.
شماری از شهروندان با انتشار ویدیوهایی طعنهآمیز در فضای مجازی، به افزایش افسارگسیخته قیمتها و همچنین تهدیدهای مقامهای جمهوری اسلامی علیه مردم معترض واکنش نشان دادهاند.
آنها در این ویدیوها میرقصند و بهکنایه میگویند از گرانیها خوشحالاند، زیرا نمیخواهند به اتهامهایی همچون «سیاهنمایی» و «وطنفروشی» بازداشت یا اعدام شوند.
در هفتههای اخیر، ادامه سیاستهای تنشآفرین جمهوری اسلامی در منطقه به تشدید تحریمها، سقوط ارزش پول ملی و افزایش بهای کالاهای اساسی انجامیده و قدرت خرید مردم را بیش از پیش کاهش داده است.
با این حال، مقامهای حکومت بهجای پاسخگویی درباره فساد ساختاری، سوءمدیریت و ناکارآمدیهایی که در شکلگیری بحران کنونی نقش داشتهاند، بار دیگر زبان به تهدید مردم گشودهاند.
همزمان با افزایش نارضایتیها در ایران و نگرانی مقامهای حکومت از احتمال آغاز مجدد اعتراضات مردمی، غلامحسین محسنی اژهای، رییس قوه قضاییه جمهوری اسلامی، ۹ شهریور معترضان را «مزدور» خواند و آنان را به «برخوردی قاطعانهتر» تهدید کرد.
در واکنش به این فضای سرکوب، گروهی از کاربران شبکههای اجتماعی به شیوهای خلاقانه، طنز و رقص را به ابزاری برای اعتراض تبدیل کردهاند.
آنها با کنایه به اتهام «سیاهنمایی» که مقامهای جمهوری اسلامی برای انکار مشکلات و واقعیتهای جامعه به کار میبرند، وانمود میکنند از افزایش قیمتها و دشوارتر شدن زندگی خود رضایت دارند.
این شهروندان در ویدیوهایشان میگویند نمیخواهند اعدام شوند و به همین دلیل، چارهای جز رقصیدن و ابراز خوشحالی از گرانی ندارند.
آنها همچنین با تکرار ادبیات مقامهای حکومتی علیه معترضان، بهطعنه تاکید میکنند «وطنفروش» نیستند و گرانیها خاطرشان را آزرده نکرده است.
با وخامت بحران اقتصادی در ایران، نرخ ارزهای خارجی در بازار آزاد سهشنبه ۱۰ شهریور به روند صعودی خود ادامه داد و دلار با ثبت رکوردی تازه از ۲۱۴ هزار تومان فراتر رفت. این رقم در مقایسه با روز گذشته از رشد ۱.۸ درصدی حکایت دارد.
قیمت یورو از ۲۴۸ هزار تومان و بهای پوند بریتانیا نیز از ۲۹۰ هزار تومان فراتر رفتند.
طنز و رقص، ابزار مقاومت در برابر سرکوب
رقص کاربران فضای مجازی را میتوان شکلی از «مقاومت روزمره» دانست؛ کنشی که در فضای سرکوب، نارضایتی را آشکار میکند.
شهروندان با تظاهر به شادی از گرانیها، فرمان حکومت برای سکوت را وارونه میکنند و اطاعت ظاهری را به اعتراض بدل میسازند.
طنز در این ویدیوها سپری روانی در برابر ترس میسازد، احساس تنهایی را کاهش میدهد و میان شهروندان ناراضی همبستگی پدید میآورد.
همزمان، شادی اغراقآمیز قادر است زبان تهدیدآمیز حکومت را به سخره بگیرد و هیبت پوشالی آن را فرسودهتر از قبل کند.
تکرار یک الگوی ساده شامل رقص، شادی و جملهای کنایهآمیز، مشارکت اعتراضی را تسهیل میکند. در این الگو، هر فرد روایت شخصی خود را به قالبی مشترک میافزاید.
بدین ترتیب، بدون سازماندهی متمرکز، تجربههای شهروندان از گرانی و سرکوب به اعتراضی شبکهای تبدیل میشوند.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» اعلام کرد با پیوستن گروهی از زندانیان زندان ایرانشهر، شمار زندانهای مشارکتکننده در اعتصابهای هفتگی، به ۶۲ رسیده است. اعضای کارزار، سهشنبه دهم شهریور، در صدوسیوششمین هفته فعالیت آن، بار دیگر اعتصاب غذا کردند.
بر اساس بیانیه این کارزار، زندانیان اعتصابکننده در اعتراض به گسترش اجرای احکام اعدام و صدور احکام تازه علیه بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، از خوردن غذا خودداری کردند.
گسترش این حرکت اعتراضی در هفتههای اخیر ادامه داشت و در هفته صدوسیوچهارم، با پیوستن زندانیان گچساران، به ۶۰ زندان رسید.
زندان نور نیز سوم شهریور بهعنوان شصتویکمین زندان به آن پیوست.
هشدار درباره افزایش اعدامها
اعضای کارزار در بیانیه تازه خود اعلام کردند جمهوری اسلامی تنها در هفته نخست شهریور دستکم ۳۲ زندانی، از جمله دو زن، را اعدام کرده است.
این بیانیه همچنین درباره افزایش صدور و تایید احکام اعدام علیه بازداشتشدگان خیزش دیماه هشدار داد.
شعبه اول دادگاه انقلاب اصفهان بهتازگی برای ۱۰ معترض در پرونده موسوم به «میدان شهدای اصفهان» حکم بدوی اعدام صادر کرد. گزارشهایی نیز درباره محدودیت دسترسی وکلا به پرونده و شکنجه متهمان برای گرفتن اعتراف منتشر شده است.
لیلا ابوالحسنی، مادر دو دختر نوجوان که در زندان دولتآباد اصفهان نگهداری میشود، نیز به اعدام محکوم شده است.
پرونده او پس از اعتراض به رای دادگاه برای رسیدگی به دیوان عالی کشور فرستاده شد.
از سوی دیگر، دیوان عالی کشور حکم اعدام علیاصغر، معروف به علیرضا پیغمبری، شهروند ۲۶ ساله و از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه، را تایید کرده است. انتقال او از زندان تهران بزرگ به قزلحصار، نگرانیها را درباره احتمال اجرای قریبالوقوع حکم او افزایش داده است.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» از فعالان سیاسی، مدنی، صنفی و حقوق بشری خواست برای توقف اعدامها و دفاع از حق حیات زندانیان اقدام کنند.
اعتصاب غذا در ۶۲ زندان
فهرست زندانهای مشارکتکننده در هفته صدوسیوششم کارزار «نه به اعدام»، به این ترتیب اعلام شده است:
زندانهای اراک، اردبیل، ارومیه، ازبرم لاهیجان، اسدآباد اصفهان، اوین در بندهای زنان و مردان، اهر، ایرانشهر، ایلام، بانه، برازجان، بروجرد، بروجن، بم، بوکان، بهبهان، تبریز، تهران بزرگ، چوبیندر قزوین، حویق تالش، خرمآباد، خورین ورامین، خوی، دستگرد اصفهان، دهدشت، دیزلآباد کرمانشاه، رامهرمز، رشت در بندهای زنان و مردان، رودسر، زاهدان در بندهای زنان و مردان، سبزوار، سپیدار اهواز در بندهای زنان و مردان، سقز، سلماس، سنندج، شیبان اهواز، طبس، عادلآباد شیراز در بندهای زنان و مردان، فردیس کرج، فیروزآباد فارس، قائمشهر، قرچک، قزلحصار در واحدهای دو، سه و چهار، کامیاران، کرمان، کهنوج، گچساران، گرگان، گنبدکاووس، لنگرود قم، مرکزی بیرجند، مرکزی کرج، مریوان، مشهد، مهاباد، میاندوآب، نظام شیراز، نقده، نور، نیشابور، یاسوج و یزد در بندهای زنان و مردان.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در بهمن ۱۴۰۲ با اعتصاب غذای زندانیان سیاسی قزلحصار آغاز شد و از آن زمان، اعضای آن هر سهشنبه در اعتراض به مجازات اعدام اعتصاب غذا میکنند.
در آستانه دربی ۱۰۷ تهران، مسابقهای که نخستین دربی پس از کشتار خونین دیماه ۱۴۰۴ محسوب میشود، غیبت دهها هوادار سرخابی که در جریان انقلاب ملی ایرانیان در ۱۸ و ۱۹ دیماه بهدست نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی کشته شدند، بیش از پیش حس میشود.
جاویدنام مهرداد مشتاقی، هوادار سرسخت استقلال و رئال مادرید بود که بسیاری او را بهدلیل سیمای زیبایش «آلن دلون ایران» مینامیدند. مهرداد شامگاه جمعه ۱۹ دی ۱۴۰۴ در اراک بر اثر اصابت گلوله جنگی نیروهای سرکوب به سرش دچار مرگ مغزی شد و جان باخت. برادر او با انتشار تصویری از حکشدن لوگوی رئال مادرید بر سنگ مزارش نوشت: «آرزویش دیدن بازی رئال از نزدیک بود، آرزویش ماند روی سنگ مزارش.»
جاویدنام مانی صفرپور، هوادار عاشق پرسپولیس، متولد ۲۱ آذر ۱۳۸۶ بود و تنها کمتر از یک ماه پس از جشن تولد ۱۸ سالگیاش، در ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در محله سلسبیل تهران با شلیک گلوله جنگی جان باخت. خواهر مانی در مراسم چهلم او یادآور شد که اگرچه زندگی مانی کوتاه بود، اما چنان تأثیرگذار زیست که نامش برای همیشه در تاریخ ایران جاودانه باقی خواهد ماند.
جاویدنام محمدجواد (مهدی) پورکریم جلالی، هوادار تیم استقلال و دانشجوی ترم آخر مدیریت بازرگانی دانشگاه آزاد لاهیجان بود. این جوان هنرمند که بهعنوان شاعر و آهنگساز نیز فعالیت میکرد و ترانههایی با مضامین اجتماعی میخواند، در جریان اعتراضات انقلاب ملی ایرانیان در آستانه اشرفیه بهدست نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی کشته شد و به کاروان جاویدنامان وطن پیوست.
جاویدنام امیرحسین دولتآبادی فراهانی، یکی دیگر از هواداران پرسپولیس بود که در جریان انقلاب ملی ایرانیان بهدست نیروهای سرکوب جان باخت. یاد او یادآور هواداران واقعی و مردمی پرسپولیس است؛ کسانی که برخلاف لیدرهای وابسته به سرکوبگران، قلبشان برای آزادی ایران و آرمانهای مردم میتپید و جان خویش را در این راه فدا کردند.
جاویدنام علی امیراصلانی، ۳۰ ساله و هوادار دوآتشه استقلال بود که در ۱۸ دی ۱۴۰۴ در خیابان سلسبیل تهران با شلیک گلوله جنگی کشته شد. علی که از کودکی شیفته استقلال بود و در تمام جشنهای تولدش از لوگوی این تیم استفاده میکرد، همواره برای تشویق تیم محبوبش به استادیوم میرفت و در نهایت پیکرش با پرچم آبی استقلال به خاک سپرده شد.
جاویدنام معین بصیری، هوادار ۲۱ ساله پرسپولیس و دانشجوی روانشناسی بود که ۱۸ دی ۱۴۰۴ در شهریار با شلیک مستقیم گلوله جان باخت. معین که لوگوی پرسپولیس و رئال مادرید بر مزارش حک شده، بارها به خانوادهاش گفته بود: «ما جوانی نداریم، باید اتفاقی بیفتد تا رها شویم.» جواد کاظمیان نیز در رثای او نوشت که دیگر فوتبال و پرسپولیس اولویت ما نیست.
جاویدنام شاهین آذرآتش، جوان ۲۷ ساله و «آبیدل» اهل گیلان، شامگاه ۱۸ دی ۱۴۰۴ در آستانه اشرفیه بر اثر اصابت گلوله جنگی نیروهای سرکوب جان باخت. دوستانش پیکر او را شبانه از سردخانه منتقل کرده و در زادگاهش به خاک سپردند. لوگوی باشگاه استقلال روی سنگ مزار شاهین حک شده تا یاد و عشق او به این تیم همواره زنده بماند.
جاویدنام علیرضا باقری منجیلی، هوادار ۲۴ ساله پرسپولیس بود که در اعتراضات منجیل با گلوله جنگی کشته شد. علیرضا همیشه برای دیدن بازیهای پرسپولیس به استادیوم آزادی میرفت و آرزوی بازی در آن زمین را داشت. پدرش پس از مرگ او نوشت: «خدا دوستت داشت در این زمین بازی نکردی، چون فوتبالیستهای بیغیرت نیستند، اما نام تو همیشه در قلب ما میماند.»
جاویدنام نادر مولوی، فوتبالیست ۱۸ ساله، بازیکن تیم پایه حامی تهران و هوادار متعصب استقلال بود. او شامگاه ۱۹ دی ۱۴۰۴ در میدان شهرری بهدست نیروهای سرکوب کشته شدید. نهادهای امنیتی حتی با اعمال فشار بر خانواده نادر، از برگزاری مراسم ترحیم و سوگواری در مسجد برای این جوان ورزشکار و آبیپوش جلوگیری کردند.
جاویدنام علی مرادی اردبیلی، جوان ۲۵ ساله، تحصیلدار بازار بزرگ تهران و هوادار سرسخت پرسپولیس و عاشق علی کریمی بود. او در تاریخ ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در محله سلسبیل تهران، هدف شلیک گلوله نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی قرار گرفت و در راه آزادی جان خود را فدا کرد تا نامش در زمره جاویدنامان وطن ثبت شود.
جاویدنام رهام سعادتی، نوجوان ۱۷ ساله و عضو تیم والیبال ستارگان البرز، هوادار دوآتشه استقلال بود. او شامگاه ۱۸ دی ۱۴۰۴ در اعتراضات کرج با شلیک مستقیم به ناحیه ریه کشته شد. خانواده رهام پس از پرداخت هزینهای سنگین و تحت تدابیر شدید امنیتی، پیکر این نوجوان ورزشکار و استقلالی را در قبرستان حاجیآباد کرج به خاک سپردند.
جاویدنام طاها سلیمانی، هوادار ۱۸ ساله پرسپولیس بود که ۱۸ دیماه در آریاشهر تهران با شلیک گلوله به پهلویش کشته شد. خانوادهاش پیکر او را پس از ۲۳ روز، در حالی که روی کاور آن «ناشناس» نوشته شده بود، پیدا کردند. طاها که دارای یک خواهر دوقلو بود، علاقه زیادی به موسیقی رپ و مراقبت از گربهها داشت.
جاویدنام حمیدرضا شیرازی، ۴۴ ساله و از هواداران سرسخت و قدیمی استقلال بود که در شامگاه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در منطقه شهریار تهران با شلیک مستقیم گلوله جنگی مأموران سرکوب کشته شد. تصاویر تشییع او نشان میدهد که خانوادهاش پیکر این جاویدنام راه آزادی را با پرچم افتخارآفرین استقلال پوشانده و به خاک سپردند.
جاویدنام حامد بصیری، ۳۵ ساله، کارگر فنی و هوادار وفادار پرسپولیس بود که شامگاه ۱۹ دی ۱۴۰۴ در فردیس کرج با شلیک گلوله کشته شد. از او دختری ۶ ساله به یادگار مانده است. لوگوی پرسپولیس بر سنگ مزارش حک شده و حاضران در چهلم او سرود «سوگند به خون همرهان» را سر دادند.
جاویدنام زهرا آزادپور، متولد ۱۳۷۷، هوادار استقلال و بازیکن سابق تیمهای فوتبال زنان و مدعو به اردوی تیم ملی بود. او که رویای بازی در تیم زنان استقلال را در سر داشت، شامگاه ۱۹ دی ۱۴۰۴ در کرج بهدست نیروهای سرکوب کشته شد و پیکرش سه روز بعد در اسلامشهر به خاک سپرده شد.
جاویدنام علی محمدی، ۴۴ ساله و کافهدار در مهرشهر کرج بود که هواداری سفتوسخت از پرسپولیس میکرد. او در ۱۸ دی ۱۴۰۴ و در پاسخ به فراخوانهای اعتراضی، کافهاش را تعطیل کرد و در جریان تظاهرات با شلیک مستقیم گلوله به سر و سینهاش کشته شد. پیکر او با برافراشتن پرچم شیر و خورشید به خاک سپرده شد.
جاویدنام ایمان بهداری، مربی فوتبال پایه در اراک و برادر دروازهبان آلومینیوم اراک، همراه با جاویدنام علی امیراصلانی از چهرههای ورزشی و استقلالی بودند که در جریان اعتراضات دیماه جان باختند. ایمان پس از ضربات باتوم، هدف شلیک مستقیم قرار گرفت و حکومت برای تحویل پیکرش از خانواده مبالغ هنگفتی دریافت کرد.
جاویدنام شایان اسدالهی، ۲۸ ساله و از هواداران پروپاقرص و همیشگی پرسپولیس بود. او که در شبکههای اجتماعی همواره عشق خود را به سرخپوشان ابراز میکرد، شامگاه ۱۱ دیماه در شهر ازنا هدف حمله خودروهای هایلوکس سپاه قرار گرفت و با اصابت گلوله جنگی به شکمش کشته شد.
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، ایمان اسدی، جوان ۳۰ ساله، ۱۸ دی در جریان اعتراضات در تهران، با اصابت گلوله جنگی به قلبش کشته شد.
خانواده او پنج شبانهروز در کلانتریها، زندانها، بیمارستانها و مراکز امنیتی به دنبالش گشتند تا سرانجام پدرش در کهریزک، پس از مشاهده تصویر هزاران فرد مجهولالهویه، عکس ایمان را با کد «۱۱۸۳۸» پیدا کرد.
پنج روز جستوجو از کلانتری تا زندان و بیمارستان
ایمان اسدی، تکپسر خانواده، بدنساز، مدیر یکی از شعب فستفود شیلا و ساکن تهران بود.
طبق اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، خانواده او از شامگاه ۱۸ دی هیچ اطلاعی از سرنوشتش نداشتند و نمیدانستند بازداشت، مجروح یا کشته شده است.
اعضای خانواده در طول پنج روز به پلیس امنیت، کلانتری تهرانپارس، زندان اوین، زندان فشافویه، بیمارستانهای منطقه و شماری از مراکز امنیتی مراجعه کردند، اما اثری از او نیافتند.
گزارشهای دیگری که پیشتر به ایراناینترنشنال رسیده نیز از جستوجوی طولانی خانوادههای کشتهشدگان اعتراضات در میان پیکرهای منتقلشده به کهریزک حکایت داشت.
تصاویر مربوط به ۲۰ دی که ایراناینترنشنال منتشر کرد، سولهها و محوطههای پزشکی قانونی کهریزک را مملو از پیکرهایی نشان میداد که خانوادهها در حال شناسایی آنها بودند.
در پنجمین روز جستوجو، خانواده اسدی بار دیگر از ساعات اولیه صبح به مراکز مختلف مراجعه کردند و سرانجام حدود ساعت یک بعدازظهر به کهریزک رسیدند.
جستوجوی نام ایمان در سیستم نتیجهای نداشت و پدرش خواست تصاویر افراد مجهولالهویه را ببیند.
به گفته یک منبع مطلع، تصاویر در پنج فایل جداگانه در اختیار او قرار گرفت که هر کدام حدود سه هزار عکس داشت.
پدر ایمان از حدود ساعت یکونیم بعدازظهر تا نزدیک پنج عصر، تصاویر را یکی پس از دیگری مشاهده کرد و در این مدت یک بار از حال رفت.
او درباره آن لحظات گفته است با دیدن هر عکس دچار تپش قلب میشده و هر بار که تصویر متعلق به ایمان نبوده، امیدوار میشده است پسرش در میان کشتهشدگان نباشد.
تنها سه تصویر مانده به پایان، پدر ایمان عکس پسرش را دیده است؛ تصویری بدون نام و مشخصات که تنها با شماره شناسایی «۱۱۸۳۸» ثبت شده بوده.
پدر ایمان ابتدا نتوانسته خبر را به همسرش بگوید و تنها گفته است به یکی از تصاویر «مشکوک» شده است.
پس از نشان دادن تصویر نیمرخ، مادر ایمان هم هویت پسرش را تایید کرده است.
گزارش موارد مشابه حتی هفتهها پس از اعتراضات ادامه داشت.
ایراناینترنشنال هشتم اسفند گزارش داد خانواده وحید لزر منوچهری پس از هفتهها بیخبری، ششم اسفند از پزشکی قانونی کهریزک تماس دریافت کردند و به آنها گفته شد بهدلیل شمار بالای پیکرها، روند شناسایی طول کشیده است.
جنازهها تا زانو روی هم بودند
بر اساس روایت رسیده به ایراناینترنشنال، پس از شناسایی، خانواده برای دیدن پیکر ایمان به محل نگهداری اجساد منتقل شدند.
به گفته نزدیکان، تعداد پیکرها به اندازهای زیاد بوده است که اجساد در کنار و روی یکدیگر قرار گرفته بودهاند و هنگامی که خانواده برای در آغوش گرفتن پسرشان خم شدهاند، زیر و اطراف بدن ایمان هم پیکرهای دیگری بودهاند.
بهدلیل وخامت حال مادر ایمان، کارکنان توصیه کردهاند او وارد محل نگهداری پیکرها نشود و جسد ایمان را با برانکارد بیرون آوردهاند.
بر اساس روایت نزدیکان، خانواده پس از باز شدن کیسه حمل جسد مشاهده کردند گلوله مستقیما به ناحیه قلب ایمان اصابت کرده است.
گزارشهای پیشین ایراناینترنشنال نیز ابعاد گسترده انتقال پیکر کشتهشدگان اعتراضات به کهریزک را نشان داده است.
در یکی از ویدیوهای رسیده، دیده میشود که پیکرهای معترضان ۱۹ دی با کامیون به پزشکی قانونی منتقل شده و در میان آنها پیکری دستبسته است.
منبع مطلع همچنین گفت هنگام خروج خانواده از محوطه کهریزک، سه کانتینر سفید در محل دیده شد.
به گفته این منبع، یکی از مسئولان حاضر در محل، خانواده و بستگان ایمان را تهدید کرد که در صورت انتشار عکس یا فیلم از کهریزک، با آنها برخورد خواهد شد.
شاهدان گفتند در جریان همین گفتوگو و درگیری لفظی، یکی از ماموران از پشت ضربه شدیدی به پدر ایمان زد و او را به زمین انداخت.
مطالبه ۸۰۰ میلیون تومان و فشار برای پذیرش عنوان شهید
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، به خانواده ایمان گفته شد اجازه دفن او را در تهران ندارند و باید پیکر را به شهرستانی دورافتاده منتقل کنند.
ماموران امنیتی همچنین از خانواده حدود ۸۰۰ میلیون تومان برای تحویل پیکر ایمان مطالبه کردند.
پیشتر نیز شماری از خانوادههای جانباختگان اعتراضات، در پیامهایی به ایراناینترنشنال از مطالبه پول برای تحویل پیکرها و مبالغی موسوم به «حق تیر» خبر داده بودند.
سازمان پزشکی قانونی جمهوری اسلامی ۲۲ دی اعلام کرد برای تحویل پیکر کشتهشدگان وجهی دریافت نمیکند، اما گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال پس از آن نیز از درخواست پول، تاخیر در تحویل پیکر و محدودیت در خاکسپاری حکایت داشتند.
به گفته منبع آگاه، مقامهای مسئول همچنین به خانواده پیشنهاد کردند در صورت پذیرش ثبت نام ایمان به عنوان «شهید»، قبر و هزینههای خاکسپاری و مراسم را در اختیار آنان قرار دهند.
پس از ساعتها مذاکره و پیگیری، خانواده سرانجام موفق شدند پیکر را ابتدا با مقصدی تحت عنوان «پلنگآباد» در اشتهارد تحویل بگیرند و سپس برای دفن به ملارد منتقل کنند.
در ملارد نیز قبر مستقلی به خانواده ایمان داده نشد.
در نهایت یکی از بستگان دور خانواده که از پیش قبری سهطبقه در اختیار داشت، طبقه دوم آن را برای دفن ایمان در اختیار گذاشت.
خاکسپاری زیر نظارت نیروهای امنیتی
خاکسپاری ایمان با حضور گسترده نیروهای امنیتی انجام شد. به خانواده اجازه نصب اعلامیه و بنر یا برگزاری مراسم ختم داده نشد.
ماموران تاکید کردند تا زمان نصب سنگ قبر، هیچ نام و نشانی روی مزار قرار نگیرد و محل دفن او برای دیگران مشخص نشود.
اعمال محدودیت بر مراسم کشتهشدگان اعتراضات در موارد دیگری نیز گزارش شده است.
ایراناینترنشنال ۲۸ بهمن گزارش داد همزمان با مراسمهای چهلم، شماری از خانوادهها از تماس نهادهای امنیتی، تهدید، احضار و جلوگیری از برگزاری مراسم یا حضور آزادانه بر مزار بستگانشان خبر دادند.
به گفته منبع آگاه، نیروهای امنیتی چند روز پس از خاکسپاری نیز به خانه خانواده اسدی مراجعه کردند و رفتوآمدها را زیر نظر داشتند.
در آستانه چهلم ایمان نیز با خانواده تماس گرفته شد و بار دیگر پیشنهاد شد در صورت پذیرش عنوان «شهید»، قبر رایگان، جابهجایی پیکر و هزینههای مراسم از سوی نهادهای حکومتی تامین شود که خانواده این پیشنهاد را نپذیرفت.