معاون وزیر خارجه جمهوری اسلامی: تحریمها باعث تغییر سیاست یا عقب نشینی ما نمیشود


حمید قنبری، معاون وزارت خارجه جمهوری اسلامی، در گفتوگو با صدا و سیما با اشاره به تحریمهای جدید آمریکا علیه جمهوری اسلامی گفت: «اگر منظور از این تحریمها این باشد که سیاستهای کشور تغییر کند یا فشار به اندازهای باشد که جمهوری اسلامی از سیاستهای خود دست بکشد، چنین اتفاقی نخواهد افتاد.»
قنبری افزود: «دشمن به دنبال فشار رسانهای و اغراق در مورد آثار تحریمهاست.»






دیوان عالی کشور حکم اعدام علیاصغر (علیرضا) پیغمبری، شهروند ۲۶ ساله و از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ را تایید کرد. این زندانی سیاسی بهتازگی از زندان تهران بزرگ به زندان قزلحصار کرج منتقل شده است؛ انتقالی که نگرانیها درباره احتمال اجرای حکم اعدام او را افزایش داده است.
پیام درفشان، یکی از وکلای پیغمبری، دوشنبه ۹ شهریور در گفتوگو با سایت امتداد گفت حکم اعدام موکلش پیشتر از سوی دادگاه انقلاب تهران و با استناد به قانون تشدید مجازات جاسوسی و همکاری با اسرائیل صادر شده و اکنون دیوان عالی کشور نیز آن را تایید کرده است.
بر اساس گزارش هرانا، حکم اعدام پیغمبری را شعبه ۲۳ دادگاه انقلاب تهران صادر کرده بود و پرونده او برای رسیدگی به شعبه ۹ دیوان عالی کشور ارسال شد.
درفشان با انتقاد از حکم صادرشده گفت «هیچگونه ارتباط سازمانی یا ارتباط دیگری، به هیچ نحو» میان پیغمبری و هیچیک از «گروههای متخاصم» وجود نداشته است.
او افزود بر اساس دفاعیات ارائهشده در پرونده، تنها اقدام منتسب به موکلش «حضور در یکی از اعتراضات» بوده است.
این وکیل دادگستری همچنین خبر داد پس از تایید حکم، درخواست اعاده دادرسی کیفری و درخواست توقف اجرای آن تنظیم شده و پیگیری این دو درخواست در دستور کار قرار گرفته است.
در ماههای اخیر و همزمان با ادامه تنشها با آمریکا، جمهوری اسلامی بر شدت نقض حقوق بشر و سرکوب مردم ایران افزوده و برای شمار زیادی از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه و جنگهای ۴۰ روزه و ۱۲ روزه، احکام اعدام، حبس و شلاق صادر کرده است.
در آخرین مورد، محمدمهدی اسدی، نوید الیاسی، مهرداد بوئری، پارسا جعفری، مهدی جعفری (خسروی)، ابوالفضل دادگستر، ترانه رحیمی، احمدرضا سعیدی، آرمین غلامی و مهدی منصوری، ۱۰ متهم پرونده موسوم به «میدان شهدای اصفهان»، از سوی شعبه اول دادگاه انقلاب اصفهان هر یک به اعدام و ۱۱ سال حبس محکوم شدند.
همچنین سجاد عابدی و علی بوئری هر یک به ۱۶ سال حبس، میلاد بوئری و رومینا رحیمی هر کدام به ۳۶ سال حبس، ستایش ساعدی به ۱۶ سال حبس و حامد مهرعلیان به ۲۶ سال حبس محکوم شدهاند.
لیلا ابوالحسنی، سپهر امیرزاده، امیرحسن اکبریمنفرد، عیسی چاری، امیرمحمد مجلل چوبری، پوریا حسینیمفرد، احسان خدادادی، رسول رضایی، مهدی (سیکان) روشنی، احد شکوهیان، ارغوان فلاحی، حسین نظری، مهنام نوابصفوی و علی پیشهورزاده از جمله زندانیان سیاسی هستند که در هفتههای اخیر به اعدام محکوم شدهاند یا احکام اعدام آنها در دیوان عالی کشور تایید شده است.
انتقال به زندان قزلحصار
سایت حقوقبشری هرانا گزارش داد پیغمبری بهتازگی از زندان تهران بزرگ به زندان قزلحصار کرج منتقل شده است. ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران نوشت با توجه به انتقال او به قزلحصار که یکی از مراکز اجرای احکام اعدام است، این موضوع موجب نگرانی خانواده او شده است.
نخستین جلسه رسیدگی به اتهامات پیغمبری اردیبهشت سال جاری در شعبه ۲۳ دادگاه انقلاب تهران برگزار شد. دومین جلسه دادگاه او نیز اوایل خرداد در همین شعبه برگزار شد و پیغمبری پس از پایان جلسه بازداشت و به زندان تهران بزرگ انتقال یافت.
این زندانی سیاسی ۱۹ دیماه ۱۴۰۴، همزمان با اعتراضات سراسری، به دست نیروهای امنیتی بازداشت شده و در اسفند همان سال با تودیع وثیقه آزاد شده بود.
زندان قزلحصار کرج یکی از مخوفترین زندانها و از مهمترین مراکز اجرای احکام اعدام در ایران به شمار میرود و احکام اعدام شماری از زندانیان سیاسی نیز در آن به اجرا درآمده است.
بررسیهای ایراناینترنشنال نشان میدهد از ابتدای سال جاری حدود ۶۰ زندانی سیاسی اعدام شدهاند و دهها نفر دیگر نیز با اتهامهای سیاسی به اعدام محکوم شدهاند.
در یکی از تازهترین موارد، حکم اعدام مجید آدینه، از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ که حامی کودکان بیسرپرست بود، بامداد اول شهریور اجرا شد.
در پی تشدید تنشها میان آمریکا و جمهوری اسلامی، نرخ ارزهای خارجی در بازار آزاد ایران به روند صعودی خود ادامه داد و قیمت دلار با عبور از رکورد پیشین، به ۲۱۰ هزار تومان رسید.
بهای دلار دوشنبه ۹ شهریور در بازار آزاد تا ۲۱۰ هزار تومان افزایش یافت. این رقم نسبت به روز پیش از رشد ۱.۷ درصدی حکایت دارد.
قیمت یورو از ۲۴۳ هزار و ۵۰۰ تومان و بهای پوند بریتانیا نیز از ۲۸۴ هزار و ۳۰۰ تومان فراتر رفتند.
همچنین بر اساس آخرین قیمتها در بازار طلا، سکه طرح جدید موسوم به «امامی» ۲۲۳ میلیون تومان، نیمسکه ۱۱۳ میلیون تومان، ربعسکه ۶۱ میلیون تومان و سکه گرمی ۳۲ میلیون تومان قیمتگذاری شدهاند.
اقتصاد ایران در سالهای اخیر تحت تاثیر سوءمدیریت، فساد ساختاری، سیاست خارجی تنشزای جمهوری اسلامی، کاهش اعتماد سرمایهگذاران، و محدودیتهای تجاری و مالی ناشی از تحریمهای بینالمللی، با نوسانات شدید ارزی و کاهش فزاینده ارزش پول ملی روبهرو بوده است.
در چنین شرایطی، جهش تورم و افت قدرت خرید، تامین نیازهای روزمره را برای بخش بزرگی از جامعه دشوار کرده و فشارهای معیشتی را افزایش داده است.
محمدجعفر قائمپناه، معاون اجرایی مسعود پزشکیان، ۹ شهریور ناترازی بودجه و عملکرد بانکها را از عوامل اصلی افزایش تورم در ایران دانست و اذعان کرد دولت برای جبران کسری بودجه، ناچار به «چاپ پول» است.
او شرایط جنگی کشور را یکی دیگر از عوامل جهش تورم خواند و گفت: «واقعیت تلخ این است که شرایط اقتصادی کشور خوب نیست و بیشترین فشار به مردم وارد میشود.»
این اظهارات در شرایطی مطرح میشوند که کاخ سفید همچنان به کارزار «طرد اقتصادی» علیه حکومت ایران ادامه میدهد.
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، هشتم شهریور اعلام کرد دولت دونالد ترامپ برای محدود کردن مبادلات مالی تهران، فشار بر بانکها و کشورهایی را که همچنان با جمهوری اسلامی همکاری اقتصادی دارند، شدت خواهد بخشید.
او خبر داد واشینگتن قصد دارد این هفته بانک دیگری را بهدلیل ارتباط با مبادلات تجاری حکومت ایران تحریم کند.
نشریه فوربس هشتم شهریور در گزارشی تحلیلی نوشت ایالات متحده با اهرم دلار، فشار مالی بر جمهوری اسلامی را افزایش میدهد.
همزمان با افزایش نارضایتیها در ایران و نگرانی مقامهای حکومت از احتمال آغاز مجدد اعتراضات مردمی، غلامحسین محسنی اژهای، رییس قوه قضاییه جمهوری اسلامی، بار دیگر معترضان را «مزدور» خواند و آنان را به «برخوردی قاطعانهتر» تهدید کرد.
اژهای بر ادامه رویارویی با ایالات متحده تاکید کرد و افزود: «ما هرگز در مقابل آمریکا کوتاه نخواهیم آمد و تا آخر ایستادهایم. این موضع مشترک و یکدلانه همه مردم و مسئولان است.»
اژهای در حالی سیاست رویارویی با آمریکا را مطالبه مردمی خواند که پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال از نارضایتی شهروندان از این سیاست حکایت دارد.
اظهارات معاون مسعود پزشکیان درباره قیمت بنزین با واکنش انتقادی برخی از مخاطبان ایراناینترنشنال روبهرو شده است. محور مشترک پیامها ایناست که اگر دولت قیمت بنزین را با معیارهای جهانی محاسبه میکند، باید دستمزد و دیگر هزینههای زندگی را نیز با همان معیار بسنجد.
محمدجعفر قائمپناه، دوشنبه ۹ شهریور در مصاحبهای گفت: «نمیشود بنزین لیتری ۷۰ هزار تومان را ۱۵۰۰ تومان خریداری کنید. هیچ عقل سلیمی این را نمیپذیرد.»
او در همین مصاحبه به پایین بودن درآمدها نیز اشاره کرد و گفت حقوق یک کارمند «کمتر از ۵۰۰ دلار» است.
متوسط حقوق در ایران ۲۵ میلیون تومان، برابر با حدود ۱۲۰ دلار در ماه است.
پایه مزد کارگران در سال ۱۴۰۵ حدود ۱۶ میلیون و ۶۲۵ هزار تومان است. بسیاری از کارگران در ایران حدود ۲۰ میلیون تومان حقوق میگیرند که ارزش آن زیر ۱۰۰ دلار است.
یک شهروند از تبریز در پیامی با انتقاد تند از این سخنان گفت اگر دولت بنزین را با قیمت دلاری محاسبه میکند، باید مزد کارگران را نیز با معیارهای مشابه بسنجد: «چرا به کارگری که مزدش در واقع باید چهار هزار دلار باشد، ۱۰۰ دلار حقوق میدهید؟»
شهروند دیگری نیز با اشاره به فاصله میان ارزش ریال و دلار پرسید: «چطور میشود ما دلار ۷۰ ریالی آمریکا را باید بالای دو میلیون ریال بخریم، ولی دولت نمیتواند بنزین ۷۰ هزار تومانی خودمان را هزار و ۵۰۰ تومان به خودمان بفروشد؟»
این دستمزدها در شرایطی است که رقم رسمی سبد معیشت در اسفند ۱۴۰۴ حدود ۴۲ میلیون تومان تعیین شده بود، اما محسن باقری، عضو شورای عالی کار، ۳۰ مرداد گفته بود هزینه سبد معیشت از ۸۰ میلیون تومان عبور کرده است.
یکی از مخاطبان در واکنش به این شکاف نوشت: «نمیشود با حقوق ۲۰ میلیون تومانی، خط فقر ۱۵۰ میلیون تومان باشد.»
چند شهروند دیگر تاکید کردند نمیشود دریافتیهای کارگران و کارمندان به ریال باشد و هزینههایشان به دلار.
هر وقت حقوق ۳ هزار دلار شد، بنزین را ۷۵ هزار تومان کنید
بخش دیگری از پیامها مستقیما بر مقایسه قیمت بنزین با سطح درآمد متمرکز شده است.
یک مخاطب نوشت: «حقوق سه هزار دلاری به ما بدهید، بنزین را ۷۵ هزار تومان بفروشید. اشکالی ندارد.»
شهروند دیگری با لحنی کنایهآمیز مبنی بر آمادگی مردم برای دور دیگری از اعتراضات گفت: «خب ۷۰ هزار تومانش کنید زودتر؛ مردم هم منتظرند.»
بحث افزایش قیمت بنزین در هفتههای اخیر در شرایطی بار دیگر جدی شده است که اعتراضات آبان ۱۳۹۸ در پی افزایش ناگهانی قیمت بنزین و سهمیهبندی آغاز و بهسرعت به اعتراضات گسترده ضدحکومتی در دهها شهر تبدیل شد.
حکومت با قطع اینترنت و سرکوب شدید معترضان به این اعتراضات پاسخ داد؛ رخدادهایی که بعدها به «آبان خونین ۹۸» معروف شد.
قائمپناه پیش از این سخنان خود و در چهارم شهریور نیز گفت تولید داخلی بنزین پاسخگوی مصرف نیست.
او افزود که بهدلیل «محاصره دریایی آمریکا»، جمهوری اسلامی امکان واردات بنزین ندارد.
شماری از مخاطبان در واکنش به اظهارات جدید او، افزایش احتمالی قیمت سوخت را با جهش بهای دیگر کالاها مقایسه کردند.
یک شهروند نوشت: «میشود برنج ۴۰ هزار تومانی را ۶۰۰ هزار تومان داد، گوشت ۶۰۰ هزار تومانی را سه میلیون تومان داد و حقوق ۲۰۰ میلیونی را ۲۰ میلیون تومان داد، اما بنزین را باید گران کنید؛ در حالی که خودمان نفت، گاز و منابع داریم.»
اعتراض به انحصار بازار
قیمت خودرو در ایران و تفاوت «سه تا شش برابری آن نسبت به قیمت جهانی» نیز در شماری از واکنشها به یکی از محورهای انتقاد تبدیل شده است.
یک مخاطب پرسیده است که نمیشود بنزین را هزار و ۵۰۰ تومان فروخت، ولی میشود ماشین ۵۰۰ میلیونی را پنج میلیارد خرید؟
شهروندی دیگر نوشت: «ماشین را هم با قیمت بازار جهانی عرضه کنید. ما نمیخواهیم از ایرانخودرو و سایپا و چین ماشین بخریم.»
در ماههای گذشته، کاهش قدرت خرید تنها به خودرو محدود نبوده است.
ایراناینترنشنال ۱۲ خرداد بر اساس پیامهای شهروندان گزارش داد قیمت برخی لوازم برقی و الکترونیکی در پنج ماه دستکم ۱۵۰ درصد افزایش یافته و کاهش توان خرید، همزمان به افت تقاضا در بازار انجامیده است.
بحث هزینه واقعی بنزین نیز پیشتر محل مناقشه بوده است.
ایراناینترنشنال آبان ۱۴۰۴ با بررسی صورتهای مالی پالایشگاهها در آن زمان، در برابر ادعای دولت درباره هزینه تمامشده ۳۴ هزار تومانی هر لیتر بنزین، گزارش داده بود هزینه عملیاتی پالایش بدون احتساب ارزش خوراک، حدود سه هزار و ۵۰۰ تومان است؛ یعنی حدود ۹۰ درصد کمتر از رقم اعلامی دولت.
کارشناسانی نظیر موسی غنینژاد اعتقاد دارند مصرف واقعی بنزین در ایران حدود ۷۰ میلیون لیتر در روز است و مابقی آن در قالب قاچاق از کشور خارج میشود.
دهها شهروند در پیامهایی به ایراناینترنشنال تاکید کردند نفت و گاز منابع ملی است، نه متعلق به دولت و حکومت؛ بنابراین منتی بر سر ایرانیان نیست.
همزمان با افزایش نارضایتیها در ایران و نگرانی مقامهای حکومت از احتمال آغاز مجدد اعتراضات مردمی، غلامحسین محسنی اژهای، رییس قوه قضاییه جمهوری اسلامی، بار دیگر معترضان را «مزدور» خواند و آنان را به «برخوردی قاطعانهتر» تهدید کرد.
اژهای دوشنبه ۹ شهریور در نشست شورای عالی قوه قضاییه با تکرار ادبیات و مواضع دیگر مقامهای جمهوری اسلامی، «دشمن» را به «تدارک اقدامات ضدامنیتی» در ایران متهم کرد.
او گفت: «دشمن از طریق مزدورانش در داخل در سودای مخدوش کردن امنیت مردم ما و راهاندازی آشوب به سر میبرد. در صورت وقوع چنین خبط و خطایی از ناحیه دشمن، پاسخ محکمی به او و مزدورانش میدهیم.»
اژهای افزود دستگاه قضایی حکومت «در حوزه محاکمه و مجازات عناصری که بخواهند امنیت مردم و کشور را مخدوش کنند، قاطعانهتر از هر زمان دیگری عمل خواهد کرد».
حکومت ایران در ماههای گذشته موج سرکوب شهروندان را شدت بخشیده و دهها نفر را با اتهاماتی از جمله شرکت در خیزش دیماه، جاسوسی یا عضویت در سازمان مجاهدین خلق اعدام کرده است.
مقامها و رسانههای جمهوری اسلامی در تلاش برای بیاعتبار کردن صدای انتقاد شهروندان، بارها اعتراضات ضدحکومتی را «اغتشاشات» و «کودتا» نامیده و آنها را به بازیگران خارجی، از جمله آمریکا و اسرائیل، نسبت دادهاند.
اژهای در حالی معترضان را به «آشوب» متهم میکند که بر پایه بیانیه شورای سردبیری ایراناینترنشنال، بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر در جریان سرکوب هدفمند انقلاب ملی به دستور علی خامنهای، دیکتاتور پیشین ایران، کشته شدند.
در هفتههای اخیر، تورم فزاینده، گرانی کالاهای اساسی و افت چشمگیر قدرت خرید، نارضایتیهای شهروندان را بهشدت افزایش داده است.
نرخ صعودی ارز، کمبود بنزین و قطع مداوم برق نیز زندگی روزمره مردم را مختل کرده و بر دامنه انتقادها از شیوه حکمرانی جمهوری اسلامی افزوده است.
خبرگزاری رویترز پیشتر گزارش داد مقامهای جمهوری اسلامی بیم آن دارند که اقدام واشینگتن در تشدید فشارهای اقتصادی بار دیگر به اعتراضات در ایران دامن بزند و مشروعیت حکومت را بیش از پیش به چالش بکشد.
تاکید اژهای بر ادامه رویارویی با ایالات متحده
رییس قوه قضاییه در ادامه سخنانش از حملات نیروهای مسلح جمهوری اسلامی به کشورهای همسایه در بامداد ۹ شهریور تمجید کرد و گفت سپاه پاسداران و ارتش در واکنش به حمله آمریکا به جزیره لارک، «پاسخی کوبنده» دادند.
اژهای بر ادامه رویارویی با ایالات متحده تاکید کرد و افزود: «ما هرگز در مقابل آمریکا کوتاه نخواهیم آمد و تا آخر ایستادهایم. این موضع مشترک و یکدلانه همه مردم و مسئولان است.»
او انتقامگیری از دشمن را ضروری دانست و تهدید کرد حکومت ایران «عَلَم خونخواهی» را زمین نخواهد گذاشت و انتقام خونهای ریختهشده در ایران و دیگر «بلاد مقاومت» را خواهد گرفت.
«محور مقاومت» عنوانی است که مقامها و رسانههای جمهوری اسلامی برای گروههای مسلح مورد حمایت تهران در منطقه، نظیر حماس، حزبالله، حشد شعبی و حوثیهای یمن، استفاده میکنند.
اژهای در حالی سیاست رویارویی با آمریکا را موضع مشترک مردم و مسئولان خواند که پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال از نارضایتی شهروندان از این سیاست حکایت دارد.
شهروندان در پیامهای خود تاکید کردهاند جمهوری اسلامی هزینه تحریمها را به مردم منتقل میکند.
۹۲ درصد از ۲۵ هزار شرکتکننده در نظرسنجی اینستاگرامی ایراناینترنشنال گفتند طی ماههای گذشته خودشان یا افرادی در اطرافشان بیکار شدهاند.
روایتهای مخاطبان از ماهها جستوجوی بینتیجه برای کار، تعدیل نیرو در شرکتها و کارخانهها و تعطیلی مغازهها و واحدهای تولیدی حکایت دارد. شماری نیز گفتند با وجود داشتن شغل، کاهش درآمد، نبود مشتری و افزایش هزینهها ادامه فعالیت را برایشان دشوار یا بیصرفه کرده است.
ماهها بیکاری پس از سالها کار
بخشی از پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال به افرادی مربوط است که پس از اعتراضات دیماه و جنگ پس از آن، شغل خود را از دست دادهاند و اکنون با مشکل تامین معاش روبهرو هستند.
شماری از مخاطبان نیز نوشتهاند با وجود تحصیلات دانشگاهی، تخصص یا سالها سابقه کار، ماههاست نتوانستهاند شغل جدیدی پیدا کنند.
یک متخصص بهینهسازی ترافیک وبسایت نوشت یک سال است بیکار مانده است و یک برنامهنویس و مهندس کامپیوتر نیز از شش ماه بیکاری خبر داد.
مخاطب دیگری نوشت: «با ۱۵ سال سابقه کار اجرایی، مدرک لیسانس عمران و چهار سال سابقه مدیریت پروژه، ۱۰ ماه است که بیکارم و در اسنپ کار میکنم.»
شهروندی که کارگر ساختمان است نیز گفت در شش ماه گذشته، در مجموع حتی ۴۰ روز هم کار نکرده است.
مخاطب دیگری به ایراناینترنشنال گفت: «از بهمن بیکار شدم و هشت ماه است دنبال کار در حوزه بازاریابی و فروش هستم، اما هنوز موفق نشدهام.»
بر اساس دادههای مرکز آمار ایران، نرخ بیکاری جمعیت ۱۵ ساله و بیشتر در بهار ۱۴۰۵ به ۹.۱ درصد رسید و جمعیت شاغل نیز در همین دوره حدود ۴۵۰ هزار نفر کاهش یافت.
کار هست، اما دیگر صرف نمیکند
تعدادی از مخاطبان گفتند هنوز شغل خود را از دست ندادهاند، اما درآمدشان به اندازهای کاهش یافته که ادامه کار دیگر صرفه اقتصادی ندارد.
یکی از آنها نوشت درآمدش به یکچهارم رسیده، در حالی که هزینههایش دو برابر شده است.
مخاطب دیگری گفت شاید نتوان وضعیت او را «بیکاری به معنای واقعی» نامید، اما بسیاری از مشاغل دیگر از نظر اقتصادی توجیهی ندارند.
یک کشاورز نوشت: «ماشینآلات سنگین داریم و به برنجکاری مشغولم، اما با تورم، گرانی قطعات ماشینآلات و هزینه بالای کشاورزی، همهچیز به ضرر تبدیل شده و این برای من مصداق بیکاری است.»
شهروند دیگری گفت: «برادرزادهام و تعدادی از دوستانش، که جوانانی با تحصیلات دانشگاهی هستند، یک کارگاه تولیدی داشتند اما بهدلیل افزایش قیمت مواد اولیه و نبود سفارش، آن را تعطیل کردند.»
مخاطبی نیز گفت حتی بسیاری از کسانی که شاغلاند، با درآمد فعلی قادر به تامین معاش خانواده نیستند.
او برای توضیح فشار هزینههای زندگی گفت یک معلم یا کارمند با حقوق ۲۰ میلیون تومانی، اگر هزینه سه وعده غذای روزانه را محاسبه کند، ممکن است با رقمی در حدود ۹۰ میلیون تومان در ماه روبهرو شود.
یک تولیدکننده کیف نیز گفت فعالیتش را در سطح محدودی ادامه میدهد، اما افت تقاضا به حدی رسیده که مردم حتی برای تعمیر کیفهای خود نیز مراجعه نمیکنند.
تعدیل نیرو؛ از کارخانه تا شرکتهای خصوصی
بخش دیگری از روایتهای مخاطبان به تعدیل نیرو در شرکتها و کارخانهها مربوط است.
یکی از مخاطبان گفت نیمی از کارکنان کارخانه محل کارش اخراج شدهاند و کارکنان باقیمانده نیز حقوق خود را با دو تا سه ماه تاخیر دریافت میکنند.
یک کارفرما از سوی دیگر این بحران را روایت کرد و گفت در سه سال گذشته، بهدلیل شرایط نامناسب اقتصادی ناچار شده است ۲۰ نفر از کارکنانش را تعدیل کند.
مخاطب دیگری که ۱۶ سال بهصورت قراردادی برای یک شرکت دولتی کار کرده است، نوشت او و همکارانش امسال در معرض تعدیل قرار گرفتهاند.
یک جوان ۲۳ ساله نیز گفت در یک شرکت مبلمان کار میکرده، اما تعدیل شده و یک ماه است بیکار مانده است.
به گفته او، حقوق پیشنهادی برای مشاغلی که پیدا کرده، حدود ۱۰ تا ۱۳ میلیون تومان است.
کسبوکارهایی که دیگر دوام نمیآورند
تعطیلی کسبوکارها یکی دیگر از محورهای پرتکرار پیامهای مخاطبان بود.
صاحبان مغازهها، کارگاهها و واحدهای تولیدی از نبود مشتری، افزایش هزینهها و ناتوانی در ادامه فعالیت خود نوشتهاند.
یک صاحب مغازه گفت پس از دو سال تلاش، بهدلیل وضعیت بازار ناچار شده کسبوکار خود را تعطیل کند.
مخاطب دیگری که مغازه مبلفروشی داشت نیز در پیامی مشابه از تعطیلی کسبوکارش خبر داد.
صاحب یک کارگاه خیاطی نوشت: «۴۰ روز است کارگاه خیاطی را تعطیل کردهام؛ نه پولی در بازار هست و نه مشتری.»
یک تولیدکننده نیز گفت با وجود تمایل به ادامه کار، اکنون در تلاش است اجناس باقیمانده خود را بفروشد و پس از آن فعالیتش را متوقف کند.